شهادت امام حسین (ع)

مرتب سازی براساس

اشعار شهادت امام حسین (ع) (بازار برده ها ارباب حسين(ع) منو خرید) *

1318
1

اشعار شهادت امام حسین (ع) (بازار برده ها ارباب حسين(ع) منو خرید) بازار برده ها ارباب حسين(ع) منو خرید

سر سفره حسين(ع) چه چیزایی به من رسید

عکس تو اندازه قاب دل من شده است

عشق تو قاطی این آب و گل من شده است

صداهای شهداء تو گوش ما هی می خونن

قافله داره میره حسینی ها جا نمونن

زندگی بی شهداء برای ما جهنمه

هرچی از هجر اونا گریه کنیم بازم کمه

چی میشه با زینبت(س) ی شب بیای هیئت ما

به خودت قسم آقا، اینجا میشه کربُبلا

به دلم آرزوی مرقد کربلا دارم

دلخوشم یه ارباب کریم و باوفا دارم

هر کی ام یا هر چی ام آقا فقط تو رو دارم

این ی بار رو راست میگم، من بخدا دوستت دارم

کاش می دونستی آقا که من چقدر دوستت دارم

همه شب به عشق تو سر به بیابون می ذارم

دستت رو بذار

  • چهارشنبه
  • 12
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:45
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار شهادت امام حسین (ع) (السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا) *

1483
3

اشعار شهادت امام حسین (ع) (السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا) السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا

اي که پاينده شد ، از تو دين خدا

از کعبه شد جدا سيدالشهداء

به قربانگاه عشق، مي‌رود از منا

حسين فاطمه ، عزيز مصطفي

نور چشم علي ، همتاي مجتبي

السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا

اي که پاينده شد ، از تو دين خدا

پيوسته بر لبش ، لبيک و ياربش

يار همراز او ، قهرمان زينبش

همگامي با وفا ، در نماز شبش

همناله ، همنوا ، در هنگام دعا

السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا

اي که پاينده شد ، از تو دين خدا

آماده کن بستر ، بر سبط پيغمبر

راهت گل افشان کن ، در مقدم اکبر

اي آغوش مهرت ، مهد علي اصغر

رقيه مهمان است ، منزل کن مهيا

السلام ، السلام ، بر تو اي کربلا

اي که پايند

  • چهارشنبه
  • 12
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:53
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام حسین (ع)(عازم میدان شده، قافله سالار عشق ) *

4107
10

شعر شهادت امام حسین (ع)(عازم میدان شده، قافله سالار عشق ) عازم میدان شده، قافله سالار عشق
می رَوَد و می بَرَد، گرمی بازار عشق
ز خون خود می دهد، رنگ به رخسار عشق
موسم وصل آمد و، موقع دیدارها
هستی زینب روان، به سوی میدان شده
یوسف زهرا به دشت، اسیر گرگان شده
رفت و برون از تنم، ز رفتنش جان شده

خبر ز زینب صَبا، بده به خَیرالنسّا
هوا شده تیره گون، زمین نگیرد سکون
هم چو شفق می چکد، ز چشم خورشید خون
عشق به خون غوطه ور، عقل گرفته جنون
لحظه ی دیگر زند، حسین من دست و پا

  • سه شنبه
  • 16
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:03
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام حسین (ع)(من آمدم دوباره به دستم قلم دهی) *

2894
6

شعر شهادت امام حسین (ع)(من آمدم دوباره به دستم قلم دهی) من آمدم دوباره به دستم قلم دهی
شاعر شوم به شعر دم محتشم دهی
عطر حرم به پیرهن دفترم دهی
پاداش این دلانه غبار حرم دهی
ما در حریم تو همه مستیم یا حسین
ما را ببخش عهد شكستیم یا حیسن
«ان الحسین..»، بَه كه چراغ تو روشن است
تقدیر من حبیب! دوجا جان سپردن است
این سینۀ كبود نشانی به این تن است
مِهر حسین مُهر مسلمانی من است
با سجده روی تربتتان من هوایی ام
با هر نمازِ سمت حرم كربلایی ام
نام حسین آمد و ما جان گرفته ایم
ابریم و در هوای تو باران گرفته ایم
از چشم ها برایِ تو پیمان گرفته ایم
ما تشنه ایم و روضه ی عطشان گرفته ایم
افتاد بر زمین و به رنگ جنون نوشت
حی علی العزای خودش را به خون نوشت
این بیت ها دوبار

  • یکشنبه
  • 14
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 17:13
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

نوحه امام حسین(ع)(هر کسی پرچم می کوبه برای صاحب حرم) *

4674
9

نوحه امام حسین(ع)(هر کسی پرچم می کوبه  برای صاحب حرم) هر کسی پرچم می کوبه برای صاحب حرم
می شنوه از فاطمه که خیر ببینی ای پسرم 2
میگه همه خوش اومدید به زیر بیرق عزا
تا جون دارید گریه کنید ایشالا پیر شید جوونا 2
عمر من داره می گذره خدا شکرت تو هیأت
قسمتم تو این هیأتا یه روزی میشه شهادت 2
آقا، ازت میخوام، فیضِ، نوکریمو، هیچ وقت، ازم نگیری
مثل، غلام سیات، من رو، بغل بگیر، آخه، نعم الأمیری
تو که امیر بزرگواری
باید بسازی با این نداری
حسین مظلوم 4

  • پنج شنبه
  • 18
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 13:04
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح و مناجات امام حسین (ع)(ای یكه تاز عرصه‌ی عشق و وفا، حسین) *

2134
4

مدح و مناجات امام حسین (ع)(ای یكه تاز عرصه‌ی عشق و وفا، حسین) ای یكه تاز عرصه‌ی عشق و وفا، حسین
وی پاکباز پهنه‌ی نَردِ بلا، حسین
گر خون بهای توست خدا، نی عجب از آنك
باشد رَهین خون تو، دین خدا حسین
پا هر كجا نهی مَلك آید ز پی، مگر
خاك رهت به دیده كند توتیا حسین

بیگانه كردی‌اش ز جهان و جهانیان
هر دل كه گشت، با تو دَمی آشنا حسین
الحق رواست فخر فروشد، به خسروان
هر كس بر آستان تو گردد گدا، حسین
عشقت عجین شده است در آب و گل وجود
بر لوح سینه‌ها شده منقوش، "یا حسین"
گر جلوه‌ای به محفل بی روح ما كنی
جان می‌دهیم در عوضِ رو نما حسین
جاوید باد یاد تو در دل كه جز تو نیست
فرمانروای مملكت قلب ها حسین

  • چهارشنبه
  • 17
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 13:25
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مناجات امام حسین(غم تو ارثیه سبز دو چشم ترمان) *

2506
8

مناجات امام حسین(غم تو ارثیه سبز دو چشم ترمان) غم تو ارثیه سبز دو چشم ترمان
آمده سینه به سینه شده بال و پرمان
بهترین حال عباداتِ بهشتی شده ها!
کشتۀ اشک، فدایت پدر و مادرمان!
زیر این سقف حسینیه نشستیم و شدیم
هم نفس با نفس قدسی پیغمبرمان

شب اول وسط روضه به معراج رسید
صد مسیح از بغل آتش خاکسترمان
لحظات شب قدر است که از پیش خدا
تا زمین پهن شده سفرۀ پهناورمان
ای همه حیثیت عالم و آدم، آقا!
سایۀ پرچم تو کم نشود از سرمان
تا به امروز نشد، فاطمه اما حتما
سحر یک شب جمعه به حرم می برمان

  • پنج شنبه
  • 18
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 04:22
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مناجات امام حسین (ع)(آماده می شوم که فراهم کنی مرا) *

2505
5

مناجات امام حسین (ع)(آماده می شوم که فراهم کنی مرا) ای یكه تاز عرصه‌ی عشق و وفا، حسین
وی پاکباز پهنه‌ی نَردِ بلا، حسین
گر خون بهای توست خدا، نی عجب از آنك
باشد رَهین خون تو، دین خدا حسین
پا هر كجا نهی مَلك آید ز پی، مگر
خاك رهت به دیده كند توتیا حسین

بیگانه كردی‌اش ز جهان و جهانیان
هر دل كه گشت، با تو دَمی آشنا حسین
الحق رواست فخر فروشد، به خسروان
هر كس بر آستان تو گردد گدا، حسین
عشقت عجین شده است در آب و گل وجود
بر لوح سینه‌ها شده منقوش، "یا حسین"
گر جلوه‌ای به محفل بی روح ما كنی
جان می‌دهیم در عوضِ رو نما حسین
جاوید باد یاد تو در دل كه جز تو نیست
فرمانروای مملكت قلب ها حسین

  • پنج شنبه
  • 18
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 04:33
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(خون ریخت، قلوه سنگ به روی سرم كه خورد) *

1795
2

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(خون ریخت، قلوه سنگ به روی سرم كه خورد) خون ریخت، قلوه سنگ به روی سرم كه خورد
زینب دوید، روی زمین پیكرم كه خورد

برخواستم مقابل آن ها بایستم
نگذاشت ضرب تیغ به بال و پرم كه خورد

تكیه به نیزه دادم و چشمم به خیمه بود
دیدم نگاه لشكریان بر حرم كه خورد

آن قدر چكمه آمد و بر پهلویم گرفت
مثل مدینه بر بدن مادرم كه خورد

رویم به خاك بود و نگاهم به آسمان
هی تیغ پشت تیغ بر این حنجرم كه خورد

وقتش رسیده بود بریزند بر سرم
باران تیر و نیزه به پا تا سرم كه خورد...

یعنی كه گوشواره ی طفلان كشیده شد...
یعنی كه دست بر گلوی دخترم كه خورد...

فریاد زد سكینه كه بابا عمو كجاست؟
بیند دو دست حرمله بر معجرم كه خور...

  • یکشنبه
  • 21
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:02
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(ای آن که در عزای تو آدم گریسته) *

1781
1

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(ای آن که در عزای تو آدم گریسته) ای آن که در عزای تو آدم گریسته
از داغ تو پیمبر خاتم گریسته

بر پاره های پیکرت ای کشتی نجات!
ارواح انبیا همه با هم گریسته

زینب به قتلگاه و ره کوفه تا به شام
با قامت شکسته در این غم گریسته

تر شد زمین ز اشک ملائک به سوگ تو
در آسمان فرشته دمادم گریسته

لب تشنه تا شهید شدی بر لب فرات
شط فرات و کوثر و زمزم گریسته

ای شیعه خون ببار که بر جسم بی سرش
شمشیر آب دیده و مرهم گریسته

  • یکشنبه
  • 21
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:19
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(نشسته سایه‌ای از آفتاب بر روی‌اش) *

1658
2

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(نشسته سایه‌ای از آفتاب بر روی‌اش) نشسته سایه‌ای از آفتاب بر روی‌اش

به روی شانه‌ی طوفان رهاست گیسوی‌اش

ز دوردست سواران دوباره می‌آیند

که بگذرند به اسبانِ خویش از روی‌اش

کجاست یوسفِ مجروحِ پیرهن‌ چاک‌ام؟

که باد از دلِ صحرا می‌آورد بوی‌اش

کسی بزرگ‌تر از امتحانِ ابراهیم

کسی چونان که به مذبح برید چاقویش

نشسته است کنارش کسی که می‌گِرید

کسی که دست گرفته به روی پهلوی‌اش

هزار مرتبه پرسیده‌ام ز خود او کیست؟

که این غریب نهاده‌است سر به زانوی‌اش

کسی در آن طرفِ دشت‌ها نه معلوم است

کجای حادثه افتاده است بازوی‌اش

کسی که با لبِ خشک و ترک‌ترک شده‌اش

نشسته تیر به زیرِ کمانِ ابروی‌اش

کسی ست وارثِ این دردها که چون کوه است

عجب که

  • یکشنبه
  • 21
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:25
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(تیری که بر دل شه گلگون قبا رسید) *

1750
2

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(تیری که بر دل شه گلگون قبا رسید) تیری که بر دل شه گلگون قبا رسید

اندر نجف به مرقد شیر خدا رسید

چون در نجف ز سینه ی شیر خدا گذشت

اندر مدینه بر جگر مصطفی رسید

زان پس که پرده ی جگر مصطفی درید

داند خدا که چون شد از آن پس کجا رسید

هر ناوک بلا که فلک در کمان نهاد

پر بست و بر هدف همه در کربلا رسید

یک باره از فلاخن آن دشت کینه خاست

آن سنگ های طعنه که بر انبیا رسید

با خیل عاشقان چو در آن دشت پا نهاد

قربانی خلیل به کوه منا رسید

  • یکشنبه
  • 21
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:27
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(ای آن که در عزای تو آدم گریسته) *

1877
3

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(ای آن که در عزای تو آدم گریسته) گیسوی خورشید می ‌لغزید روی خیمه ‌ها

خون و آتش می ‌تراوید از سبوی خیمه‌ ها

آب پشتِ تپّه‌ ها می ‌شُست زخم دشت را

از شرار تشنگی پر بود جوی خیمه ‌ها

آسمان آرام در شطِّ شقایق می ‌نشست

ارغوان می ‌ریخت در جام وضوی خیمه ‌ها

شهریار عشق در گرم بیابان خفته بود

اسب با زینِ‌ تهی می ‌رفت سوی خیمه ‌ها

گرد را سر تا به پا آغوش استقبال کرد

آفتابی شعله ‌پوش از رو به‌ روی خیمه ‌ها

شیهه ‌ای خونین کشید و از حرم بیرون دوید

شوق را عرشی غزالِ آیه بوی خیمه ‌ها

اسب رنگین یال و تنها بود، تنهاتر ز کوه

خاک شد با گامِ رجعت آرزوی خیمه ‌ها

ساربانان در جرس زنگ اسارت داشتند

بال می ‌زد بغض عصمت در گلوی خیمه‌ ها

  • یکشنبه
  • 21
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:32
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(داشت هر چند گلِ جان تو پرپر می شد) *

1459
4

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(داشت هر چند گلِ جان تو پرپر می شد) داشت هر چند گلِ جان تو پرپر می شد

از شمیمش همه ی دشت معطر می شد

من فقط داشتم از دلهره می لرزیدم

پیش چشمم که تن پاک تو بی سر می شد

کاری از دست کسی بر نمی آمد انگار

چون که تقدیر دلم داشت مقدّر می شد

قول دادی که شفاعت کنی از قاتل خود

ولی آن روز مگر حرف تو باور می شد

به تو هر ضربه که می خورد خدا می داند

ضَرَبان دل من چند برابر می شد

زرهت بیشتر ای کاش تحمل می کرد

لاأقل عمق جراحات تو کمتر می شد

آن زمانی که لب تیغ به حلقومت خورد

حنجرت کاش مطیع دم خنجر می شد

  • یکشنبه
  • 21
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:43
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(دست نقاش به رقص آمد و تصویر کشید) *

2066
2

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(دست نقاش به رقص آمد و تصویر کشید) دست نقاش به رقص آمد و تصویر کشید

طرحی از واقعه بر صفحه ی تقدیر کشید

بوم نقاشیش از گرگ صفت ها پر بود

بینشان مرد یَلی با صفت شیر کشید

مدتی بعد تنی زخمی و بی دست کشید

بعد بالا سر آن نیزه و شمشیر کشید

آن طرف تر تن صد پاره ای نقاشی کرد

بر سر نعشِ جوانی پدری پیر کشید

بوسه ی سرخ - چه ترسیم شگفت انگیزی!:

بوسه ای روی گلو از طرف تیر کشید

خنجری روی گلو... تشنه لبی... گودالی

کاسه ای آب کشید... آب!... ولی دیر کشید

صحنه ی بعد که سرها همه بر نی می رفت

اُسرا را همگی در غُل و زنجیر کشید...

صحنه ها آیه ی قرآن شد و نقاش نشست

همه را با قلمی سرخ به تفسیر کشید

قصه ی تابلو را کل جهان فهمیدند

همه ی ت

  • یکشنبه
  • 21
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:48
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

مدح ومرثیه امام حسین(ع)-(ای آن که در عزای تو آدم گریسته) * علی اکبر لطیفیان

2191
3

مدح ومرثیه امام حسین(ع)-(ای آن که در عزای تو آدم گریسته) وقتی علی اکبر من نیست ماندنی
پیداست که برادر من نیست ماندنی

باید که با حسین خداحافظی کنم
این آینه برابر من نیست ماندنی

از این به بعد راهی گرماست صورتم
این سایبان که بر سرمن نیست ماندنی

در پشت خیمه فکر نمی کردم عاقبت
این دستباف مادر من نیست ماندنی

تا بوسه بر گلوی تو دادم صدا زدی
خواهر ببوس، حنجر من نیست ماندنی

انگشترت که رفت خودم با خبر شدم
از این به بعد زیور من نیست ماندنی

جا قحط بود، شمر روی سینه ات نشست
این کعبه ی مطهر من نیست ماندنی

شاعر: علی اکبر لطیفیان

  • یکشنبه
  • 21
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:50
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(چرا به خاک فتاده، تن مطهر تو) *

1815
4

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(چرا به خاک فتاده، تن مطهر تو) چرا به خاک فتاده، تن مطهر تو؟

جدا نموده که، ای شهریار من! سر تو؟

ز هیچ باب نپرسی چرا ز حال رباب؟

که هست خادمه ای، یا حسین! در بر تو

منم که از ره یاری به خود روا دارم

هر آن چه آمده از دست چرخ بر سر تو

ز تشنه کامی اگر جان دهم، ننوشم آب

که وقت دادن جان خشک بود، حنجر تو

دگر به سایه نخواهم نشست، مدّت عمر

کز آفتاب کسی بر نداشت پیکر تو

نظر دگر به سوی آفتاب و ماهم نیست

چو بر سِنانِ سَنان بنگرم کنون سر تو

خیال جامه ی نو نایدم به دل، حاشا!

که بُرد پیرهن کهنه، خصم از برِ تو

زنم به سینه، دَرَم جامه تا نفس دارم

که نرم شد ز سم اسب، جسم انور تو

نگیرمی به جز از طفل اشک در دامان

که تیر حرمله ب

  • یکشنبه
  • 21
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:53
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(دیگرم شوری به آب و گل رسید) *

4083
4

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(دیگرم شوری به آب و گل رسید) دیگرم شوری به آب و گل رسید

گاه میدان داری این دل رسید

نوبت پا در رکاب آوردن است

اسب عشرت را سواری کردن است

چون که خود را یکه و تنها بدید

خویشتن را دور از آن تن‌ها بدید

قد برای رفتن از جا راست کرد

هر تدارک خاطرش می‌خواست کرد

پا نهاد از روی همت در رکاب

کرد با اسب از سر شفقت خطاب

کای سبک پر ذوالجناح تیز تک

گَردِ نعلت سرمه‌ی چشم ملک

ای سماوی جلوه‌ی قدسی خرام

ای ز مبدأ تا معادت نیم گام

ای به صورت کرده طیّ آب و گل

وی به معنی پویه‌ات در جان و دل

ای به رفتار از تفکر تیزتر

وز بُراق عقل چابک خیزتر

رو به کوی دوست منهاج من است

دیده وا کن وقت معراج من است

بُد به شب معراج آن گیتی فروز

ا

  • یکشنبه
  • 21
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:53
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(شب شب اشک و تماشاست اگر بگذارند) *

2016
4

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(شب شب اشک و تماشاست اگر بگذارند) شب شب اشک و تماشاست اگر بگذارند

لحظه ها با تو چه زیباست اگر بگذارند

فکر یک لحظه بدون تو شدن کابوس است

با تو هر ثانیه رؤیاست اگر بگذارند

مثل قدش قدمش لحن پیمبر وارش

روی فرزند تو زیباست اگر بگذارند

غنچه آخر چقدر آب مگر می خواهد؟

عمر طفل تو به دنیاست اگر بگذارند

ساقیَت رفته و ای کاش که او برگردد

مشک او حامل دریاست اگر بگذارند

آب مالِ خودشان چشم همه دلواپس

خیمه ها تشنۀ سقاست اگر بگذارند

قامتش اوج قیام است قیامت کرده است

قد سقای تو رعناست اگر بگذارند

سنگ ها در سخنت هم نفس هلهله ها

لحن قرآن تو گیراست اگر بگذارند

تشنه ای، آه وَ دارد لب تو می سوزد

آب مهریه زهراست اگر بگذارند

بر دل مض

  • یکشنبه
  • 21
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:58
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مرثیه شهادت امام حسین(ع)(باده ی عشق تو هم جنس شراب عطش ست) *

2072
2

مرثیه شهادت امام حسین(ع)(باده ی عشق تو هم جنس شراب عطش ست) باده ی عشق تو هم جنس شراب عطش ست
جان کوثر نَسَبَت تشنه ی آب عطش ست

زائر تربت خونین حسین بن علی ست
عطر شوری که ره آورد گلاب عطش ست

حاشَ لله که دهد دست ارادت به یزید
آن امامی که دلش مست ثواب عطش ست

روز آشوب شهامت همه دیدند که عشق
متجلّی ست در آن دل که خراب عطش ست

رسم آن نیست که برتشنه لبان آب دهند؟
مرگتان باد مگر تیغ، جواب عطش ست؟

نهراسد ز دم تیر جگر سوز عدو
آن که پیراهنش از جنس حباب عطش ست

آه و دردا که کنون روی زمین افتاده ست
دست عباس که شمشیر شهاب عطش ست

یا رب این پیکر غلطیده به خونابِ جگر
کیست؟ خورشید که در زیر سحاب عطش ست

یا حسین آن مه ظلمت شکن کرب و بلاست
که سرش قاری آیات کتاب عطش س

  • دوشنبه
  • 22
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 04:28
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(همراه زخم های تنت گریه ام گرفت) *

3431
6

مدح ومرثیه امام حسین(ع)(همراه زخم های تنت گریه ام گرفت) همراه زخم های تنت گریه ام گرفت

از پیرهن نداشتنت گریه ام گرفت

با دیده های سرخ جگر مثل مادرم

هنگام دست و پا زدنت گریه ام گرفت

جایی برای بوسه برادرم نیافتم

از نیزه های در بدنت گریه ام گرفت

تا دیدم آن سواره ی ولگرد نیزه دار

بر تن نموده پیرُهنت، گریه ام گرفت

وقتی شنیدم از پسرت ای امام اشک

یک بوریا شده کفنت، گریه ام گرفت

شاعر:وحید قاسمی
منبع :سایت حسینیه

  • دوشنبه
  • 22
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:53
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

آقا غلط کردم ، نفهمیدم ، ببخشید * جعفر ابوالفتحی

5233
17

آقا غلط کردم ، نفهمیدم ، ببخشید مناجات با امام حسین (ع)

آقا غلط کردم ، نفهمیدم ، ببخشید

اینبار هم عبد گنهکارت نفهمید

یک شب درون خواب دیدم ایهاالعشق

پرچم سیاه هیئت تو می درخشید

در کنج قلب پر گناهم ای حسین جان

تاریک بود و چشم جائی را نمی دید

تا اینکه نور عشق آل الله آمد

آنگاه شمس عشق تو تابید و تابید

الحق شما از جانشینان خدائید

الحق شما از جام کوثر مست مستید

اما دوباره قوم وهابی به ما گفت:

آیا شماها هم حسین را می پرستید؟

سروده جعفر ابوالفتحی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:

  • پنج شنبه
  • 27
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 09:14
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

شعر مناجات با امام حسین (ع)-(شکر خدا لطف خدایت رو به ما کرد) * جعفر ابوالفتحی

5615
1

شعر مناجات با امام حسین (ع)-(شکر خدا لطف خدایت رو به ما کرد) مناجات با امام حسین (ع)

شکر خدا لطف خدایت رو به ما کرد

ما را در این دنیا به عشقت آشنا کرد

از پیش پرچم می گذشتم ای حسین جان

الحق که آقا مادرت ما را صدا کرد

مادر بزرگم لحظه ی آخر زعشقت

رو سوی کوی پر غم کرببلا کرد

اول دعا بر مهدی زهرا نمود و

آنگاه او یک یک نوه ها را دعا کرد

یادم نرفته قلب زارم در گوهر شاد

میدان مشک ساقی غم را هوا کرد

اول مرا نفسم شبیه پادشه کرد

آخر مرا زهرا شبیه یک گدا کرد

لطف خدا یکباره ملطوفم نمود و

با ما هر انچه کرد ان لطف خدا کرد

سروده جعفر ابوالفتحی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Tab

  • پنج شنبه
  • 27
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 09:15
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

مصائب امام حسین(ع)(مگر به كرببلا آب قیمت جان بود) *

4123
7

مصائب امام حسین(ع)(مگر به كرببلا آب قیمت جان بود) مگر به كرببلا آب قیمت جان بود

كه از عطش به فلك نالۀ یتیمان بود

كفن دریغ مگر بود بهر شاه شهید

كه تا سه روز تنش روی خاك عریان بود

به زیر سایۀ چتر زر، ابن سعد لعین

عزیز فاطمه در آفتابِ سوزان بود

ز كینه فرقۀ بی آبرو زدند آتش

سرادقی كه در او جبرئیل دربان بود

گلوی جمله تر از آب خوش گوار فرات

به حلق خشك علی اصغر آب پیكان بود

ز آب و نان همه سیر و ز كربلا تا شام

سكینه تشنۀ آب و گرسنۀ نان بود

سپاه شام سراسر سوار بر مركب

پیاده عابد بیمار زار و نالان بود

به شام جمله خلایق به خواب خوش همه شب

ز شام تا به سحر زینب اندر افغان بود

نهاد خولیِ بی دین به روی خاكستر

سری كه مهر رخش رشک باغ رضوان بو

  • دوشنبه
  • 22
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 16:38
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(غم تو ارثیه سبز دو چشم ترمان) *

2360
4

مدح ومرثیه امام حسین(غم تو ارثیه سبز دو چشم ترمان) آنگاه که نی طعنه به خنجر می زد

خورشیدِ سرت ز نیزه ها سر می زد

در آن دو سه روزی که تنت بی سر بود

هر روز خدا به پیکرت سر می زد

××
با سوره ی کهف بیکران بود لبت

از نور و تنور چیدمان بود لبت

آنگاه که فاطمه لبت را بوسید

درگیر سنان و خیزران بود لبت

×××

از بال و پرش گرفته و می بردند

از برگ و برش گرفته و می بردند

وقتی ز فراز نی فرو می آمد

از موی سرش گرفته و می بردند

شاعر:سیدداود حسینی

منبع:سایت حسینیه

  • سه شنبه
  • 23
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 06:04
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(هرگز كسى چون من تن بى سر نبوسید) *

3349
8

مدح ومرثیه امام حسین(هرگز كسى چون من تن بى سر نبوسید) هرگز كسى چون من تن بى سر نبوسید

بوسیدم آن جایى كه پیغمبر نبوسید

حیدر نبوسید، زهرا نبوسید

حتى نسیم، صحرا نبوسید

وقتى كه در دریاى خون زینب شنا كرد

لب را به رگ هاى برادر آشنا كرد

گفت اى برادر، كو رإس پاكت

بینم چسان من، غلطان به خاكت

این سر كه ریزد از لبش شهد حلاوت

فردا به نوك نى كند قرآن تلاوت

با این كه این سر، مشكوة نور است

مهمان سرایش، كنج تنور است

شاعر:محمد جواد غفورزاده (شفق

منبع:سایت حسینیه

  • سه شنبه
  • 23
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 06:41
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه امام حسین(زشرق نیزه دمیده است صبح رستاخیز) *

2349
4

مدح ومرثیه امام حسین(زشرق نیزه دمیده است صبح رستاخیز) ز شرق نیزه دمیده است صبح رستاخیز

شهید خفته به خون و به خاک! هین برخیز!

ببین گسسته ز هم رشتۀ حجاب حرم

به چشم هم زدنی هست و نیست بر هم ریز!

هلا! ز خاک به پا خیز و خاک بر سر کن

زمین خاکی دون را سپهر گردون نیز

به سوی خیمه گه از قتله گاه شمر آمد

"دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز"

میان حلقه دشمن نگینی از آتش...

به هر طرف که روم بسته اند راه گریز

به سایه سار سر تو مگر بیاسایم

هلا! بر آمده خورشید سرخ شور انگیز!

مگر به دست لبم دامن رگ تو رسد

"که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز"

هزار بوسه گلویت ز پیش و پس بگرفت

ز خشکسار لب من وز آب خنجر تیز

وصیت تو به گوشم هنوز می پیچد:

"که در مقام رضا با

  • سه شنبه
  • 23
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 07:15
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

محرم آمد و ماه عزا گشت... (مناجات ورود به محرم- سروده آقای زعفرانیه) *

2504
7

محرم آمد و ماه عزا گشت... (مناجات ورود به محرم- سروده آقای زعفرانیه) مـــــحّـــــرم آمـــــد و مـــــاه عـــــــزا گشت

هـــمـه عـــــالـــم به مـــــاتم مبتــــلا گشت

ز چـــــشــم خـــود تـــمـــنّا می کنم اشــک

کـــه مــاه گـــریــه بر خـــون خـــــــدا گشت

وجـــودم را ســـراســـر غـــــم گـــرفـــــته

دلـــم خــونــیــن چــو خـــاک کــــربـلا گشت

تـــو هـــستــــی بـــهــتــرین اربــاب دنـــــیا

کـــه ذکـــر تـــو بـــه هـــر دردی دوا گـشت

شــدم بــیــمــار عـــشـقت یا حــســین جان

هــمــیـن عـشـق عاقبت بر مــن شفا گشت

حـسیـن (ع) سرمایه دار فضل و لطف است

کــه قـــارون هــم به پــیـش او گـــدا گشت

چــرا این جـاهــلان پـــیــمان شــکــســتــند

چــ

  • سه شنبه
  • 23
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 08:03
  • نوشته شده توسط
  • علي احمدي
ادامه مطلب

مدح ومرثیه شهادت امام حسین(غم تو ارثیه سبز دو چشم ترمان) *

2500
1

مدح ومرثیه شهادت امام حسین(غم تو ارثیه سبز دو چشم ترمان) یکی ز خیل شهیدان گوشۀ چمنش

سلام ما برساند به صبح پیرهنش

کسی که بوی هو العشق می دهد نفسش

کسی که عطر هو الله می دهد دهنش

کسی که بین من و عشق هیچ حایل نیست

کسی که نسبت خونی ست بین عشق و منش

به غیر زخم کسی در رکاب او ندوید

و گریه های خدا مانده بود و عطر تنش

تمام دشت پر از زخم های عطشان بود

فرات، پیرهنش بود و آسمان کفنش

فرشته گفت ببینید این چه آینه ای ست

چه قدر بوی هو النور می دهد سخنش

فرشته گفت ببینید! عرشیان دیدند

سری جدا شده، لبخند می زند بدنش

به زیر تیغ تنش تکه تکه قرآن شد

مدینه مولد او بود و کربلا وطنش

یکی ز گوشه نشینان زخم روشن او

سلام ما برساند به شام پیرهنش

  • سه شنبه
  • 23
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 15:20
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومرثیه شهادت امام حسین(یکی ز خیل شهیدان گوشۀ چمنش) *

1626
4

مدح ومرثیه شهادت امام حسین(یکی ز خیل شهیدان گوشۀ چمنش) یکی ز خیل شهیدان گوشۀ چمنش

سلام ما برساند به صبح پیرهنش

کسی که بوی هو العشق می دهد نفسش

کسی که عطر هو الله می دهد دهنش

کسی که بین من و عشق هیچ حایل نیست

کسی که نسبت خونی ست بین عشق و منش

به غیر زخم کسی در رکاب او ندوید

و گریه های خدا مانده بود و عطر تنش

تمام دشت پر از زخم های عطشان بود

فرات، پیرهنش بود و آسمان کفنش

فرشته گفت ببینید این چه آینه ای ست

چه قدر بوی هو النور می دهد سخنش

فرشته گفت ببینید! عرشیان دیدند

سری جدا شده، لبخند می زند بدنش

به زیر تیغ تنش تکه تکه قرآن شد

مدینه مولد او بود و کربلا وطنش

یکی ز گوشه نشینان زخم روشن او

سلام ما برساند به شام پیرهنش

شاعر:علیرضا قزو

  • سه شنبه
  • 23
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 15:36
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد