شهادت امام حسین (ع)

مرتب سازی براساس
 امیر عباسی

شعر امام حسین(ع) -(شاه کربلا ، ای خورشید و ماه کربلا) * امیر عباسی

854
1

شعر امام حسین(ع) -(شاه کربلا ، ای خورشید و ماه کربلا) شاه کربلا ، ای خورشید و ماه کربلا
از غَمت شده ، طریقِ ما راهِ کربلا
بهر یاریِ ، دینِ مصطفی
تشنه لب شدی ، کشته از جفا
سیّدی حسین...

بین قتلگاه ، تو شدی فدای ذات حق
کوهِ بندگی ، راضی به رضای ذاتِ حق
فخر کائنات ، عَبدِ حق صفات
کوی تو به ما ، دَرگهِ نجات
سیّدی حسین...

نوکری تو عزّت من آبروی من
خاکِ تو شدن تمامیِ آرزوی من
هرکه خاک توست ، فخر عالم توست
کُلّ سالِ ما ، چون محرّم است
سیّدی حسین...

  • سه شنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 09:44
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 سید پوریا هاشمی

متن شعر امام حسین علیه السلام محرم 98 -(گرچه از دنیا فقط دوچشم تر دارم حسین) * سید پوریا هاشمی

16909
44

متن شعر امام حسین علیه السلام محرم 98 -(گرچه از دنیا فقط دوچشم تر دارم حسین) گرچه از دنیا فقط دوچشم تر دارم حسین
من ز ثروتمندها هم‌ بیشتر دارم حسین

خانه بودم!فاطمه آورد تا اینجا مرا
هرکجا مادر بفرماید گذر دارم حسین

روضه را جارو زدم قلب‌ مرا جارو زدی
حال دیگر داشتم حال دگر دارم حسین

هرچه را دارم نگیری! هرچه که دارم تویی
من به جز عشق شما چیزی‌ مگر دارم حسین؟!

بشنود هرکس که میخواهد ز تو دورم کند
مرگ بر من! لحظه ای دست از تو بردارم حیین

تو ته‌ گودال رفتی من شدم بالا نشین!
از تو دارم آبرویی هم‌ اگر دارم حسین

پیش بابایم برایت گریه کردم زود گفت
نذر موی اکبرت هرچه پسر دارم حسین

آنقدر پای تو میسوزم خودت خاکم کنی
با همین بیچارگی خیلی هنر دارم حسین

کربلای تو مگر در هیئت و

  • سه شنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 11:34
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر نوحه امام حسین(ع) -(سلام ای گل حیدر و فاطمه) * امیر عباسی

2692
3

شعر نوحه امام حسین(ع) -(سلام ای گل حیدر و فاطمه) سلام ای گل حیدر و فاطمه
فدای غمت هست و جان همه
به یاد تو و داغ کرببلا
کنم دم به دم روی لب زمزمه
حسین یاحسین یاحسین یاحسین...

وجودم سراسر ولای تو شد
دلم از ازل مبتلای تو شد
که با روضهٔ گودی قتلگاه
اسیر غم کربلای توشد
حسین یاحسین یاحسین یاحسین...

به نهیِ ز مُنکَر سَرَت شد جدا
سرت شد هلال روی نیزها
وَ با دیدن پیکر بی سرت
دل خواهرت گشته دارُالعزا
حسین یاحسین یاحسین یاحسین...

بیادِ لب خشک اهل حرم
دلم شعر غربت بخواندحسین
به دیدارِ شمشیر و تیر و سِنان
تو رفتی که دین زنده مانَد حسین
حسین یاحسین یاحسین یاحسین...

به دانشگه ناب کرببلا
الا ای غمت رازِ سوز وگداز
نماز شب و عفّت خواهرت
بُوَد درس صبر و حج

  • چهارشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 09:22
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر نوحه امام حسین(ع) -(تو شور سینه زن هایی) * امیر عباسی

1232
3

شعر نوحه امام حسین(ع) -(تو شور سینه زن هایی) تو شور سینه زن هایی
به ما سَیّد مولایی
تمام هستیِ زینب
گل پرپر زهرایی
جان من نذر عشقِ رویت
روی دل به خَمِ گیسویت
شفای دل بیمار ما
تربت پاک وخاک کویت
ثارالله یا اباعبدالله...

گنه کار و سیَه رویم
تو عاقبت به خیرم کن
برای یاری اسلام
چُنان حرّ و زهیرم کن
از ازل ای عزیز زهرا
دل من شد اسیر عشقت
حاجتم این بود مولا جان
جان دهم در مسیر عشقت
ثارالله یا ابا عبدالله...

شنیدم روز عاشورا
به تو گشته جفا آقا
لبِ تشنه تَهِ گودال
سرت گشته جدا آقا
به قلب عاشقانت جانا
گر چه کوهی زِ غم آوردی
بر روی نیزه هم از اعجاز
تبلیغ دین و قرآن کردی
ثارالله یا اباعبدالله...

  • چهارشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 09:43
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر نوحه امام حسین(ع) -(اَنتَ نورُ الهُدی ای غَریبِ سَر جدا) * امیر عباسی

1410

شعر نوحه امام حسین(ع) -(اَنتَ نورُ الهُدی ای غَریبِ سَر جدا) اَنتَ نورُ الهُدی ای غَریبِ سَر جدا
صَلَّی اللهُ علیک یا شهیدَ الشّهدا
روی تو ماهِ اسلام
کشته راه اسلام
حسین حسین حسین جان...

بر غم عشق تو از ازل مبتلایم
عاشقم عاشقِ حرم کربلایم
ای حجّت خدایی
مرا کن کربلایی
حسین حسین حسین جان...

در راهِ شهیدان تا آخرش می مانیم
به یادِ غمِ نوحهٔ غم می خوانیم
مهربان یارِ زینب
دار و ندار زینب
حسین حسین حسین جان...

  • پنج شنبه
  • 7
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 09:17
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر نوحه امام حسین(ع) -(دوباره افتاده ام،با دل زار و بیتاب) * امیر عباسی

1322
0

شعر نوحه امام حسین(ع) -(دوباره افتاده ام،با دل زار و بیتاب) دوباره افتاده ام،با دل زار و بیتاب
به یاد نوکرا و،گریه کنای ارباب
پیشِ امام حسینن،تمومِ رو سپیدا
بیایْد با هم بخونیم،به یاد اون شهیدا
((تو وادی محبت،خدا خودش میدونه
عشق تو این حسین جان،زد از دلم جوونه))
حسین عزیز زهرا...

خیلی عوض شدیم ما؛عطر خدا نداریم
حال و هوا و شورِ،کرببلا نداریم
کاش همیشه گدای،دَرِ خونَت می موندیم
کاش مثه اون قدیم با،خلوصِ دل می خوندیم
((آب روان بنوشم،گویم به چشم گریان
دوسِت دارم حسین جان،فدات بشم حسین جان))
حسین عزیز زهرا...

  • شنبه
  • 9
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 08:54
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 حسن کردی

شعر شهادت امام حسین (ع) -(من اگر از تو دمی دم نزنم می میرم) * حسن کردی

3953
8

شعر شهادت امام حسین (ع) -(من اگر از تو دمی دم نزنم می میرم) من اگر از تو دمی دم نزنم می میرم

لحظه ای از تو اگر دل بکنم می میرم

من به نان و نمک سفره ات عادت دارم

نمک روضه نگیرد بدنم می میرم

صبح و شب عشق تو را رو به خدا جار زدم

شهد نامت برود از دهنم می میرم

دور تا دور مرا یاد شما پر کرده

از کسی غیر حسین دم بزنم می میرم

کشته ی عشق تو را حوصله دنیا نیست

من که در حسرت زائر شدنم می میرم

  • یکشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 14:22
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 حسن کردی

شعر شهادت امام حسین (ع) -(عمر آن است که در پای غمت می گذرد) * حسن کردی

1417
1

شعر شهادت امام حسین (ع) -(عمر آن است که در پای غمت می گذرد) عمر آن است که در پای غمت می گذرد
حیف از آن عمر که دور از حرمت می گذرد
از هیاهوی جهان فاصله داریم اینجا
اثر اشک دل یک دله داریم اینجا
دم به دم در دل من مهر تو روز افزون است
هر چه جز عشق تو از حوصله ام بیرون است
به دل سوخته ام بال محرم دادی
همه ی سال مرا حال محرم دادی
برکت روضه ی تان حال دل ما خوب است
بر خلاف همه احوال دل ما خوب است
با همین نوکری ساده بلندم کردی
اشک از چشم نیافتاده بلندم کردی
سوخت از عمر هر آن لحظه که بی یاد تو رفت
آه و افسوس بر آن لحظه که بی یاد تو رفت

  • یکشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 14:36
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

متن شعر امام حسین (ع) محرم 98 -(بر دوشِ جوانان علمت می آید) * محمدرضا سروری

1094
1

متن شعر امام حسین (ع) محرم 98 -(بر دوشِ  جوانان علمت می آید) ( ارباب صدای قدمـت می آید )
بر دوشِ جوانان علمت می آید
آوایِ فغــانِ حـرمـت می آید
آوازة دریــای غمـت می آید
******
از روی ادب اول غم عرض سـلامی
با یاد تو در مـاه عـزایم به کـلامی
ای مـاه دلارای علی یوسـف زهـرا
آغاز عزا هستی و هم حسن ختـامی

اربـاب صـدایِ قـدمِ مـاه عزایـت
آهنـگ غـم آلود غـم مـاه عزایـت
بر گوش رسد قبل محرم همه ساله
بر دوش نشینـد علـم مـاه عزایـت

( ارباب صدای قدمـت می آید )
******
در آینـة دیـدة هر شیعـه تو هستی
زیبا به لب و جان و دل شیعه نشستی
در سینه عجب شوق محرم بنشانیم
در آب و گل شیعـه تو از روز الستی

تا پرچـم سقای تو بر دوش نشیند
هیهـات اگـر آینـه خامـوش نشیند
بعد قدمـت

  • چهارشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 18:53
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر نوحه امام حسین(ع) -(ربّنا اِنَّنا آمنّا) * امیر عباسی

805

شعر نوحه امام حسین(ع) -(ربّنا اِنَّنا آمنّا) ربّنا اِنَّنا آمنّا
ربّنا لا تُزِغ قُلوبَنا
ربّنا ظَلَمنا اَنفُسَنا
ربّنَا اغْفِر لَنا ذُنوبنا
بِحقّ الحسین الهی العَفو...

روسیاهم،دست مرا بگیر آقا
ای دستگیر هر دو دنیا
ثارَالله عزیز زهرا
بی پناهم،پناهِ هر دو عالَمی تو
جانِ رسول اکرمی تو
مقدّس و معظمی تو
ای امید همه یا حسین یا حسین
به لبم زمزمه یا حسین یا حسین
پسر فاطمه یا حسین یا حسین
سیّدی یا حسین...

سر به زیرم،ظرف مرا ز لطف پُر کن
سنگ مرا بگیر و دُر کن
به راه خود مرا چو حُر کن
ای امیرم،مرا به راه خود فدا کن
وصلِ به خِیلِ شهدا کن
مسافرِ کرببلا کن
ای چراغ هُدیٰ یا حسین یا حسین
ای عزیز خدت یا حسین یا حسین
کشتهٔ سرجدا یا حسین یا حسین
سیّدی یا

  • چهارشنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 11:20
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب

متن شعر و سبک اباعبدالله -(به پای روضه ی تو گریه) * حسنعلی بالایی

1040

متن شعر و سبک اباعبدالله -(به پای روضه ی تو گریه) به پای روضه ی تو گریه
مثل بذر گل ثمر داره

مرغ هر دلی که جَلدت شد
آسمونو زیر پر داره

هرکی طاعاتِ خدا کرده
برا دیدنت بصر داره

وقت آفریدنت رو شد
هر چی که خدا هنر داره

نفَسِ هر کی که از عشقت
دم زده به دل اثر داره

با شعائرت در افتادن
برا مدعی ضرر داره

اگه وهابی بره سمتِ
حرمت براش خطر داره

چون برا شنیدن حرفِ
حق وهابی گوش کر داره

نسل هند و امر و بوصفیان
وحشت از تیغ دو سر داره

تا حریم اطهرت فوجِ
سینه زنهاتو سپر داره

هر چی وهابیه از رفتن
طرف حرم حذر داره

‍ سبک
اشک شوق روضه میباره
دل هوای کربلا داره

زائرِ صحن و سرا میشه
رو ضریح میزاره رخساره

میگه با چشای اشک آلود
آقا زائرت گرفتاره

غم نداره

  • چهارشنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 12:04
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر نوحه امام حسین(ع) -(واویلا چه محشری شده به پا) * امیر عباسی

1001
1

شعر نوحه امام حسین(ع) -(واویلا چه محشری شده به پا) واویلا چه محشری شده به پا
واویلا با لبِ تشنه از قفا
واویلا سرِ حسین شد جدا
واویلا رفته به روی نیزه ها
واویلا عَلیَ الحسین بنِ علی...

واویلا جسم علی اکبر چه شد
واویلا حَلقِ علی اصغر چه شد
واویلا ساقی آب آوررچه شد
واویلا انگشت و انگشتر چه شد
واویلا عَلیَ الحسین بنِ علی...

واویلا ای غم نصیبِ کربلا
واویلا شاهِ غریب کربلا
واویلا خَدُّالتّریبِ کربلا
واویلا شَیبُ الخضیبِ کربلا
واویلا عَلیَ الحسین بنِ علی...

  • پنج شنبه
  • 21
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:11
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب

زبانحال حضرت زینب با برادر -(من از وصل تو دیگر دل بریدم) * هستی محرابی

4740
3

زبانحال حضرت زینب با برادر -(من از وصل تو دیگر دل بریدم) #گفتگوی_حضرت_زینب_س_با_سر
#بریده_برادر_درکاخ_یزید_ملعون

من از وصلِ تو دیگر دل بریدم
به شام و کوفه بارِ غم کشیدم
تنت را بی کفن با زخمِ کاری
چنان با خاک و خون آغشته دیدم

سرت در کاخِ آن شیادِ بی دین
شناور گشته بینِ تشتِ خونین
به زردی رفته رنگِ لاله گونت
الا ای نَصِِّ طاها، آلِ یاسین

حسین جان، ای گلِ خوشبوی مادر
بگو زینب کجا کاخِ ستمگر
چرا ای لاله ی آغشته در خون
شدم با دشمنت اینجا برابر

میانِ تشتِ زر کردم صدایت
شنیدم پاسخ از راسِ جدایت
نگاهم کردی و آهی کشیدی
چکیده اشکِ خون از گونه هایت

تو میدانی که سینه پر ز درده
تو میدانی عدو با ما چه کرده
ببین این رنگِ زردم را برادر
گلویم پر ز بغض و آهِ سرد

  • چهارشنبه
  • 3
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 17:29
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

امام حسین علیه السلام -(غیر ازین نیزه های خم شده در ) * محمد حبیب زاده

637

امام حسین علیه السلام -(غیر ازین نیزه های خم شده در  ) #امام_حسین_علیه_السلام
#قتلگاه

غیر ازین نیزه های خم شده در
بدنت سایه بان نداری تو

ساربان خاتم تو را برده
کینه از ساربان نداری تو

پیکرت مانده زیر مرکب ها
از تنت پاسبان نداری تو

خیزران از لب تو بوسیده
شکوه از خیزران نداری تو

چه بلایی سر تو آوردند
اشک ما را ببین درآوردند...

#محمد_حبیب_زاده ۹۹/۴/۱۹

  • جمعه
  • 20
  • تیر
  • 1399
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شهادت امام حسین(ع) -( كسي رو به تو اي صاحب كرم نزند) * مهدی قاسمی

772

شهادت امام حسین(ع) -( كسي رو به تو اي صاحب كرم نزند) كسي رو به تو اي صاحب كرم نزند
به بازدم نرسد، چونكه از تو دم نزند

"رواق منظر چشم من آشيانه ي توست"
اگر كه وعده ي مارا اجل قلم نزند

كسي كه نذرتورا با خلوص هم بزند
بساط زندگي اش را غمي بهم نزند

"خيال روي تو درهر طريق همره ماست"
خدا بدون تو عمر مرا رقم نزند

هزار مُرده به ذكر حسين زنده شود
بيار قلب كسي را كه در حرم نزند...

شب زيارتي و مادر و ته گودال
خدا كند كه به جز تو هوا سرم نزند

  • سه شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1399
  • ساعت
  • 13:24
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 ابوالفضل عباسی معروفان

قتلگاه -(تا به مقتل زینب کبری رسید) * ابوالفضل عباسی معروفان

804

قتلگاه -(تا به مقتل زینب کبری رسید) تا به مقتل زینب کبری رسید
هر طرف فریاد وا ویلا رسید

یا حسین گفت و به دریا زد دلش
مضطرب می جست هر سویی گلش

از یسار و از یمینش می گذشت
بر سر جسمان بی سر می نشست

تا بگیرد یک نشان از دلبرش
آرزوها می گذشت اندر سرش

هر چه گشت از دلبرش بویی نیافت
دست بر سر ناگهان سویی شتافت

همره زینب ملائک پر زدند
دور یک گودال خون شهپر زدند

دیدن آن منظره دلگیر بود
نیزه بود و سنگ بود و تیر بود

خواهری غمدیده بود و بوی یار
بوی جنت می رسید از کوی یار

سنگها و تیرها را دور کرد
کشف راز از پیکر مستور کرد

تا به چشمش جسم بی سر را بدید
شد پریشان جامه غم را درید

باب غم بر روی زینب باز شد
سوز دل با محرمش آغاز شد

گفت بی سر خفته ای ای سرورم
سنگرت سنگ است ای همسنگرم

پرچم تکبیر را افراشتی
کاش اندر پیکرت سر داشتی

یاد ایامی که شوقی داشتیم
بوسه بر لبهای هم می کاشتیم

داشتی سودای عشقی در سرت
سر نداری من فدای پیکرت

سینه ات را شرحه شرحه کرده اند
وای ! بی شرمان سرت را برده اند

بوسه بر این سینه خواهم زد حسین
تا ندا از سوی عرش آید ! حسین !!!

پیکر ناز حسین صددچاک شد
روح زینب با حسین بر خاک شد

بی حسین زینب اسیر ماتم است
بعد از این تقدیر زینب مبهم است

بر دل این بادیه خواهم نوشت
نینوا اسرار دارد از بهشت

ای برادر عشق تو مشق من است
قتلگاهت کعبه عشق من است

کانال اشعار عباسی معروفان اهری

  • چهارشنبه
  • 26
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 22:58
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور امام حسین(ع) -(چطور فراموشت کنم وقتی که ارباب منی) *کربلایی جواد محمدی

561
1

شور امام حسین(ع) -(چطور فراموشت کنم وقتی که ارباب منی) چطور فراموشت کنم ، وقتی که ارباب منی
خیالشم سخته برام ، این که تو از دلم برم

منو نگا یه نوکرم نوکری پشت این درم
میایم یه روز تا کربلا با دعای مادرم

زنجیرمو ول نکن ، این دل اون دل نکن
بزن قلادمو ، بکشو ول نکن
قمه به سر زنم ، سرمو میشکنم
گر بره گردنم ، سگ زینب منم

جان زینب جان زینب سنه قوربان زینب

.................................

هر چقدر گریه کنم ، دلم میگه بازم کمه
محرمم تموم بشه ، بازم میگم محرمه
حالا که قسمتم نشد ، این روزا کربلا برم
خدا نگیره سایه ی ، امام رضارو از سرم

تو منو تنها نزار ، مردم از انتظار
یه شب اربعین ، منو حرم بیار
بیام تو حرم بگم ، با شور و گریه ام
اگه دلت بخواد ، سگ رقیه ام

  • چهارشنبه
  • 25
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 23:13
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 علی اصغر یزدی

روضه امام حسین(ع)، گودال قتلگاه -(شده از تیر و نیزه مالامال..) * علی اصغر یزدی

739

روضه امام حسین(ع)، گودال قتلگاه -(شده از تیر و نیزه مالامال..) شُده از تیر و نیزه مالامال
پادشاهی که سَخت شُد پامال

تبلِ شادی زدند تا افتاد
از رویِ اسب خسته و بی حال

شمر خندید و بی محلی کرد
"اَلعَطَشْ" هَرچه گُفت در گودال

خنجر کُند او نمی برید
روی سینه نشست آن قتّال

دست و پا زد حسین مانند
مرغ بسمل،بدون پر بی بال

با وجود هزار و نهصد زخم
نیست دیگر نیاز به غسّال

ساربان از عقیق او نگذشت
در شلوغی غارت اموال

از تن بی سرش چرا دیگر؟!
سنگ ها می کنند استقبال

مادرش آمد و چه سخت گذشت
ماجرای تنش به این منوال

یادم آمد "غروب فرشچیان"
ذوالجناح آمدست خونین یال

چادر خیمه ها در آتش سوخت
چادر خواهرش زبانم ... لال

بود در دست عده ای نامرد
گوشواره ،النگو و خلخال

سنگ ها خورد روی نیزه حسین
رفت زینب ز داغ او از حال

داد فتوا شریح قاضی شهر
شمر را بر قبولی اعمال....

  • پنج شنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 16:21
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
حاج ناصر تبسمی اردبیلی

ماجرای رسول ترک -(هر که را باشد حسین فاطمه مولای او) *حاج ناصر تبسمی اردبیلی

414

ماجرای رسول ترک -(هر که را باشد حسین فاطمه مولای او) هر که را باشد حسین فاطمه مولای او
می شود غفران نصیب شوکت فردای او
رشک اهل نور باشد مسند و مأوای او
بسته ای گر دل به تار موی شاهِ کربلا
شادمان باش و شنو یک بهجت افزا ماجرا

اول ماه محرم بوده دهها سال پیش
دوستداران حسین دور از غم دنیای خویش
آب نوشین را همه در کام خود بنموده نیش
طبق آداب و رسوم سالهای مامضی'
محفل سوگ حسین بن علی کرده بپا

یک جوانی بوده با نام (رسول دادخواه)
بچّه ی تبریز اما غرق دریای گناه
بی سر و سامان غفلت ها اسیر اشتباه
یک درشت اندام شخصی عاشق پیمانه بود
شهره بر نام رسولِ تُرک یا دیوانه بود

در حریم بستر بازار تهران خانه داشت
الفتی دیرینه با جام می و میخانه داشت
همدم نابخردان کردار بی شرمانه داشت
چونکه در اذهان مردم مایه ی آزار بود
زان سبب اهل طریقت زان جوان بیزار بود

با تمام این تفاسیر و همه کردار زشت
خانه ی دل را محرّم ها نمودی چون بهشت
مثل آن راهب که دیرش کرد بر مُولا کِنِشت
اول عنوان شد محرّم کرده بود از نو حلول
چون عزاداران سیه پوشیده رفت هیئت رسول

هیئتی ها از ورود آن جوان بد سگال
شد پریشان خاطر و آزرده دل آشفته حال
بین یک عدّه مؤثر دیده شد شور مقال
این چنین تصمیم شد از بحث گردانندگان
یک نفر خواهد ز هیئت عذر او را زآن میان

لاجرم از تعزیه داران عزیزی جان فدا
گفت بیرون شو رسول فوراً از این ماتمسرا
میگساران را چه اُلفت با حسینِ مرتضی
رو جواز قابلیت گیر از دخت رسول
تا قبول افتد دعایت پیش اولاد بتول

عاشق شوریده دل با سینه ی سوزان و تفت
بی کلام اما شکسته دل برون شد زود رفت
هضم آن صحنه ثقیل آمد بر آن اندام شفت
از خدا توفیق کسب فیض عاشورائیان
می نمود و اشک حسرت می شد از چشمان روان

خانه خلوت بود چون بر خود ندامتگاه کرد
نور حق آن منکسر دل را اقامتگاه کرد
اشک ریزان ذکر یا غفار یا اللّه کرد
تیر آه مرد حق از طارم مینا گذشت
در دل بشکسته رحم و رحمت رحمان نشست

هیئتی ها هم پس از اتمام شور تعزیت
بر بیوت خویش بنمودند رجعت با نعت
لیک آنانکه رسول تُرک را بی معذرت
با شماتت رانده بودند از درِ دارالشّفا
بی خبر بودند از مهر امام مقتدا

لیل ظلمانی گذشت آنشب خلاصه شد سحر
خادم هیئت ز خواب شب چنان آسیمه سر
ناگهان بیدار شد مضطرّ با چشمانِ تر
بهر دیدار رسول از منزل خود شد برون
رفت پیدا کرد او را با نثار اشک خون

بر سر درب سرای حاج رسول دادخواه
پیرمرد هیئتی ایستاد در زد در پگاه
ناگهان بیرون ز منزل شد یکی با اشک و آه
چشم خادم تا به چشمان رسول افتاد گفت
مژدگانی ده که مولایت تو را آزاده گفت

دوش دیدم من رسول جان فاش در هنگام خواب
کربلا بود و حسین خونین همراه صحاب
در میان خیمه ای بنشسته پور بوتراب
جان نثارانش کنار آن امام کم سپاه
یک نگهبان دارد اما خیمه از کلب سیاه

قصد دیدار حسین کردم به صد شوق وصال
سرمه ی چشمان کنم خاک قدومش بی مجال
سدّ راهم شد سگ حارس شدم غرق ملال
هر چه کوشیدم که از چنگال او گردم رها
کوششم شد بی ثمر الغوث می گفتم آقا

من در آن بحبوحه حیران بودم از این ماجرا
لحظه ای جلب توجّه کرد آن حیوان مرا
خوب در شکل و نمای آن شدم محو از قضا
صحنه ای بر من هویدا شد ز گفتن عاجزم
صورتش عین تو گر گویم به قرآن جایزم

من چه سان گویم سر و صورت رسول تُرک بود
از بدن اما همان حیوان پشمالو نمود
گوئیا یک روح پنهان بود در اثنان وجود
آن تو بودی واقعاً پاسدار جان شاه دین
این گزافه نیست باور کن رسول جان حسین

تا رسول این صحبت از آن مرد با ایمان شنید
اشک ذوق از وجد بی حد شد به چشمانش پدید
بیخود از خود شد چنان گریان و گه خندان دوید
ضجّه زد مردم دگر من مرد رُسوا نیستم
کلب دربار حسینم خوار ادنا نیستم

شاه شاهان انتخابم کرده بر خود پاسدار
من بر این شایستگی دارم همیشه افتخار
گردنم افکنده قلّاده ولیّ کردگار
گر مرا حوران به جنّت خواند رورو می کنم
بر در فرزند زهرا فاش عوعو می کنم

عهد بستم با حسین فاطمه تا زنده ام
بسته ی حبل المتین عشق آن ارزنده ام
شکر داور می کنم جوینده ی یابنده ام
رفت غسل توبه کرد و مؤمن دیندار شد
تا دم رحلت حسین گفت و حسین کردار شد

طایر بخت رسول تُرک سر تا پا خطا
بر سریر سلطنت بنشست از مشی قضا
شد یکی از دوستداران حسین باوفا
شهره ی اهل طریقت عاشق مشهور شد
پرده ی ظلمت درید از دل سراپا نور شد

این حسین آیا چه کرده عالمی خواهان اوست
دردمندان را دوا باشد اگر درمان اوست
در قیامت هم خلایق دست بر دامان اوست
این حسین از خون کفن پوشیده در راه خدا
دوستانش تا رها گردد ز دوزخ در جزا

این حسین بود آنکه اول کرد بر میدان روان
شاهزاده اکبرش را پیش چشم خواهران
مادرش بنشسته بود اندر خیم دل ناگران
دست بر درگاه حق مادر دعایش می نمود
بر دم شمشیرها بابا رهایش می نمود

آه و واویلا سکینه می نمود از پشت سر
بر کجا قصد سفر داری برادر بی خبر
جان خواهر اکبرم بنما از این هجرت حذر
گر تو را پیش آمدی آید ز دشمن ناگوار
خواهرت تا عمر دارد می شود اندوهبار

این حسین یک عاشقی هم داشت فخرالنّاس بود
ساقی لب تشنگان کان ادب عبّاس بود
مهربان ایثارگر محبوب با احساس بود
خود بخون غلطیده صوت العطش را می شنید
از خجالت سوی نخلستان خودش را می کشید

اندر آن بحبوحه که در خون خود غلطیده بود
آمده گویا رقیّه در کنارش دیده بود
شبنم خجلت ز خون بر گلعذارش چیده بود
ای اجل می گفت کی زین غم نجاتم می دهی
مژده ی شهد شهادت با مماتم می دهی

چشم بر راهند آخر دختران تشنه لب
سینه ها آتش گرفته از عطش در تاب و تب
دمبدم گویند عمو جانها فدایت ای عجب
سوسن و یاس و شقایق سوختند از بهر آب
گر بدست آورده ای جان حسینت کن شتاب

جام در دستش رقیّه انتظارت می کشد
روی خاک خیمه شکل گلعذارت می کشد
یک علم یک مشک دو چشم خمارت می کشد
شیهه ی اسبان که می آید هراسان می شود
گوید الان مشکل اصغر هم آسان می شود

یا حسین من از رسول تُرک کمتر نیستم
سالها باشد که با عشق تو چون او زیستم
من نمی دانم کی ام اما تو دانی کیستم
جان زهرا مادرت رسوای دورانم مکن
بر "صفا" نصرت بده محروم احسانم مکن

  • دوشنبه
  • 4
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 12:13
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
حاج ناصر تبسمی اردبیلی

حضرت امام حسین(ع) -(السلام ای فاتح میدان عشق) *حاج ناصر تبسمی اردبیلی

410

حضرت امام حسین(ع) -(السلام ای فاتح میدان عشق) السّلام ای فاتح میدان عشق
ای حسین ای شمع نور افشان عشق
السّلام ای بانی و بنیان عشق
ابتدای عشق و هم پایان عشق
سرور آزادگان کربلا
رهبر شایسته ی مردان عشق
شاهکار خلقت جان آفرین
جان جانان جلوه ی رخشان عشق
محرم اسرار حیّ لامکان
راز دار خلوت پاکان عشق
شهریار کشور خون و قیام
دادیار دفتر دیوان عشق
ای به خوبی همچو آیات خدا
سجده گاهت مطلع تابان عشق
ای عزیز حضرت خیرالنساء
ای حسین ای مفخر شایان عشق
ای صفای باطن اهل یقین
ای لسانت منطق و برهان عشق
ای که عشقت تا ابد جاوید شد
در قلوب گرم مشتاقان عشق
ای به خون غلطیده در دریای خون
ای شهید بی سر و سامان عشق
در عزایت می نشینم تا ابد
بزم تو یادآور دوران عشق
گام نه بر دیده گان مرده ام
جان بگیرد پیکر بیجان عشق
با نگاهی بند در پایم بزن
من که هستم بنده ی سلطان عشق
روح بخش پیکر بی روح من
گردباد حاصل از طوفان عشق
بر زبان جاری شود چون نام تو
می رود از دیده گان باران عشق
ای بقربان تو جان شیعیان
هم به هفتاد و دو سربازان عشق
جان فدای اکبر شهزاده ات
هم به طفل غنچه ی خندان عشق
عون و فضل و جعفر و عبّاس شد
جمله در راه خدا قربان عشق
ای شفیع روز رستاخیز ما
دامن تو دست بیماران عشق
با "صفا" شد همنوا در مدح تو
بلبلان روضه ی رضوان عشق

  • دوشنبه
  • 4
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 16:20
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت امام حسین(ع) -(اِی که در پِیکر خونین شَریعت، جانی) * سید محمد علی ریاضی یزدی

1075

حضرت امام حسین(ع) -(اِی که در پِیکر خونین شَریعت، جانی) اِی که در پِیکر خونین شَریعت، جانی
جان فدای تو که هم جانی و هم جانانی

کشتۀ راه خدا، سید و شاه شهدا
اِفتخار بَشر و تاج سر اِنسانی

کربلا بود مِنای تو و یک روزه نمود
عِید قربان تو هفتاد و دو تن قربانی

سر تو بر سر نی، خواند از آن، سُورهء کهف
که تو ای جان جَهان در تَن قرآن جانی

سَجده بر نور تو بردند مَلائک نه به خاک
روی عالم زِ جمال تو بود نُورانی

با توسل به شما از خطر مُوج بِرست
کشتی نوح نَبی در سَفر طولانی

این حسینیه به نام تو بِنا گشت حسین
یاد دوران وصالی که تو خود می‌دانی

یاد فرخنده زمانی که در آن ساحَت قُدس
بود ما را، سِمت بندگی و دربانی

دور از سایه آن پرچم سُرخ تو بود
زندگانی همه حِیرانی و سَرگردانی

گر چه دوریم به یاد تو سخن می‌گوییم
بُعد منزل نبود در سفر روحانی

تا به واجِب نرسد، فِکرت اِنسانی ما
هر چه گویند تو والاتر و برتر زآنی

ساحت قُدس حسین است (ریاضی) خاموش
تو گدا را، چه رَسد مَدح چِنان سُلطانی

  • شنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 12:17
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

دلخوشی هایِ کم ِ دور و برت را بردند * مرضیه عاطفی

1397

دلخوشی هایِ کم ِ دور و برت را بردند دلخوشی هایِ کم ِ دور و برت را بردند
از دلِ باغ تمام ثمرت را بردند

بر زمین خورد و همان لحظه زمینگیر شدی
تیرها خوش قد و بالا پسرت را بردند

علَم افتاد و تنِ علقمه را خون برداشت
کمرت خم شد و قرص ِ قمرت را بردند

دست شش ماهه تکان خورد میان دستت
تا که با تیرِ سه پر، بال و پرت را بردند

پایِ گودال؛ به پیشانی تو سنگ زدند
عمرسعد(لع) تشر زد! سپرت را بردند

ضرب شمشیر به فرق سرت آسیب رساند
تا در آن همهمه نام پدرت را بردند

رو به زینب(س) به تنت پیرهنت شد پاره
پایکوبان به سرِ نیزه «سرت» را بردند

رفتی و حالِ حرم لطمه زنان ریخت به هم
تا که با مشعلِ آتش خبرت را بردند

شک ندارم دَله دزدانِ حرامی حتی
خیمهٔ سوخته و شعله ورت را بردند

حرمله(لع)شمر(لع)سنان(لع)بر شتری بی محمل
خواهرت، جانِ دلت، همسفرت را بردند!

  • پنج شنبه
  • 2
  • دی
  • 1400
  • ساعت
  • 13:59
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب

مناجات امام حسین(ع)گریز حضرت علی اصغر(ع)شب هفتم -(شکر حق روز و شبم با روضه ات سَر میشود چشم های من فقط با نام تو تَر میشود) * نوید طاهری

2730
1

مناجات امام حسین(ع)گریز حضرت علی اصغر(ع)شب هفتم -(شکر حق روز و شبم با روضه ات سَر میشود   چشم های من فقط با نام تو تَر میشود) #مناجات_امام_حسین
#گریز_حضرت_علی_اصغر
#نذر_باب_الحوائج
#شب_هفتم

شکر حق روز و شبم با روضه ات سَر میشود

چشم های من فقط با نام تو تَر میشود

قیمتی داده به من این کیمیای مِهر تو

خاک هم زیر قدم هایت چُنان زَر میشود

خوانده ام آقا ثواب زائران کربلا

همتراز با نود حج پیمبر میشود

هر کسی که جان دهد پای بساط روضه ات

چون شهیدان پیکرش پاک و مطهّر میشود

لحظه ی مرگم سرم را روی زانویت بگیر

خار در آغوش گل باشد معطّر میشود

حرف گل آمد گریز روضه ام اینگونه شد

گل اگر بی آب باشد زود پرپر میشود

مادری خیمه به خیمه در پی یک قطره آب

در دل صحرا روان مانند هاجر میشود

اسمعیلم پا مکش برخاک اینجا کربلاست

حال و روزت از عطش هر لحظه بدتر میشود

نه غذایی خورده ام نه آب که شیرت دهم

خنج بر سینه مزن شرمنده مادر میشود

کودک لب تشنه ام اینگونه بی تابی نکن

میرسد سقّا گلوی خشک تو تَر میشود

عاقبت این تیر های حرمله شَر میشود

مقصد تیر سه شعبه حلق اصغر میشود

✍?نویدطاهری

  • شنبه
  • 1
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 18:50
  • نوشته شده توسط
  • Navid Taheri
ادامه مطلب

برای حال خرابم دو خط، دعا بفرست * مرضیه عاطفی

553
1

برای حال خرابم دو خط، دعا بفرست برای حال خرابم دو خط، دعا بفرست
برای قلب مریضم کمی شفا بفرست

هر آنچه از تو رسد کاملا به نفع من است
هر آنچه میکِشدعشقت! بیا بلا بفرست

همیشه خواستم از تو؛ که یا امام-حسین(ع)
سلامی از منِ بد جانبِ خدا بفرست

نشسته پشت درِ خانه ات مریض ِ گناه
نگاه کن به دلم! جرعه ای دوا بفرست

میانِ خانهٔ قبرم بیا قدم بگذار
به روی سنگ لحد، خاک کربلا بفرست

تویی که باب نجاتی بگو که: یاعباس(ع)
برادر از درِ رحمت فقط گدا بفرست

شنید حاجت دل را و گفت أبوفاضل(ع)
برای رزق شهادت رقیه(س) را بفرست

همان سه ساله که میگفت در دلش به پدر
برای دختر خود معجرِ عزا بفرست

نفس ندارم و بابا گرسنه ام به خدا
برای اهل خرابه کمی غذا بفرست!

  • پنج شنبه
  • 27
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 17:26
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب

زمزمه حضرت علی اکبر علیه السلام -(دل من یاد حسین رفته تا کرب و بلا) * ناشناس ؟؟؟

665

زمزمه حضرت علی اکبر علیه السلام -(دل من یاد حسین          رفته تا کرب و بلا) دل من یاد حسین رفته تا کرب و بلا
یاد داغ اکبر و گریه در پایین پا
یا حسین جان یا حسین۴

یا علی در این حرم من به یاد اکبرم
یاد اشک زینب و یاد پاره پیکرم
یا حسین جان یا حسین۴

تا صدایش را شنید در کنار او رسید
در کنار اکبرش قامتش از غم خمید
یا حسین جان یا حسین۴

با دو زانو رفت حسین تا کنار اکبرش دیده با شمشیر کین اربا اربا پیکرش
یا حسین جان یا حسین۴

پیکر پاک علی بر زمین افتاده بود
او در آغوش پدر تشنه لب جان داده بود
یا حسین جان یا حسین۴

از غم داغ علی دیده گریان شدحسین ریزد اشکش از بصر بهرآن نور دو عین
یا حسین جان یا حسین۴

  • شنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:33
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

نوحه امام حسین(ع) -(محیی و ممات اباعبدالله) * رسول چهارمحالی

325

نوحه امام حسین(ع) -(محیی و ممات اباعبدالله) محیی و ممات ابا عبدالله
خیر البرکات ابا عبدالله
سید الشباب سیدی مولا
جانها به فدات ابا عبدالله

ای نور دل حضرت زهرا
ای تشنه شهید بر لب دریا
ای نیزه نشین مقطع الاعضا
بر تو صلوات ابا عبدالله
««««««««»»»»»»»»»»»
آ ن سر جدات ابا عبدالله
خیزر به لبات ابا عبدالله
بر روی طبق میهمان گشتی
پیش بچه هات ابا عبدالله

پر آ بله شد پای من بابا
بر دیدن من آ مدی حالا
من را تو ببر دگر از این دنیا
ای آ ب حیات ابا عبدالله
«««««««»»»»»»»»
ذکر. نغمات ابا عبدالله
ای فلک نجات. ابا عبدالله
مصباح هدایتی ای مولا
ای خمس و زکات ابا عبدالله

صد چاک شده تن تو مولا
غارت شده پیرهن تو مولا
کربلا شده گلشن تو مولا
هستم گدات ابا عبدالله
»»»»»»««««««««««
می زنم صدات ابا عبدالله
ذکرت حسنات ابا عبدالله
کربلای تو آرزوی من
کن عطا برات ابا عبدالله

آ رزوی من کربلای تو
مرگ من رسد پیش پای تو
جان کندن در روضه های تو
هستم گدات ابا عبدالله
--------------------------
سید الشباب اهل بیتی تو(2)

  • شنبه
  • 24
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 16:11
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شعر زیارتی سید الشهدا علیه السلام -(بین دو گنبد طلا، درمحضر خون خدا) * رسول چهارمحالی

495

شعر زیارتی سید الشهدا علیه السلام -(بین دو گنبد طلا، درمحضر خون خدا) بین دو گنبد طلا، درمحضر خون خدا
عرض ارادت میکنم،خدمت شاه شهدا
با لشگر سینه زنا ، غرق صفای نوکرا
میون بین الحرمین،با بوی سیب کربلا
خدا رو شکر دوباره ، زائر کربلائیم
تو روضه با نوکرا، غرق شور و نوائیم
««««««»»»»»»»»»»»
زیارت آرزومه ،اشکت آب وضومه(2)
««««««««»»»»»»»»
یه کهکشون عنایت،میبخشه در زیارت
امیری که برادرش ، نشسته بر وزارت
هر دو یل حیدری ، صولت پیغمبری
میون این خیابون،حسین کرده رهبری
شاهزاده ی شش ماهه،رو سینه امیره
طفل رضیع حسین ، پر میزنه میمیره
«««««««»»»»»»»»
زیارت آرزومه ،اشکت آب وضومه(2)
«««««««««»»»»»»
تو روضه ها گرفتم ، برات کربلایت
هر شب جمعه زدم،همیشه من صدایت
به اَبی اَنت و اُمّی،به فدای اکبر تو
ندارم از اونها بهتر،فدا کنم به دختر تو
دار و ندارم به فدات، پسر قتّال العَرب
غرقه به خون فتاده، پیکر فارِسُ العَرب
«««««««««»»»»»»»»»
زیارت آرزومه ،اشکت آب وضومه(2)
««««««««»»»»»»»»»«
مجلس روضه شدبپا،در محضر شیر خدا
گوید بُنَّی یا حسین ،صدیقه ی خیر النسا
بالب تشنه لب آب،سرت جداشده حسین
کفن نبود بوریا ، شد به تنت نور دو عین
انگشت وانگشترچرا،گوشوارۂ دختر چرا
دست وعلم روی زمین،جفابه پیغمبر چرا
«««««««««»»»»»»»»»»
زیارت آرزومه ،اشکت آب وضومه(2)

  • شنبه
  • 24
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 17:53
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه واحد امام حسین(ع) -(کجای این عالم روضه به پا کردی ) * امیر آهمند

375

زمزمه واحد امام حسین(ع) -(کجای این عالم روضه به پا کردی ) ?بند اول:

کجای این عالم روضه به پا کردی
کجا داری دنبال یک هم ناله میگردی
امشب مثه زینب تو هم هم نفس دردی

هرجا هستی با تو هم نالم آقای من
من هم خیلی آشفته حالم آقای من
جونم رو آوردم امسالم آقای من

شبیه تو زبون میگیرم
تو روضه ی گودال اسیرم
آخر یه عاشورا میمیرم

?بند دوم:

از غصه ی فردا یک عمره غمگینی
یاد لبای تشنه ای چه داغ سنگینی
ما روضه ها رو میشنویم ولی تو میبینی

میبینی مقتل رو با اوج مصیبتش
میبینی با شمشیر اومدن زیارتش
ضربه های شمر نامرد و رو صورتش

شمره که هی میاد و میره
یکی میگه خودش میمیره
یکی میگه ببر کی دیره

?بند سوم:

امشب برای ما مرثیه میخونی
از نیزه های بی هوا از سنگ و پیشونی
از روضه هایی که فقط خود تو میدونی

از روضه ی کندی خنجر برام بگو
ازشدت ضربه ی اخر برام بگو
ازلحظه ی بریدن سر برام بگو

برام بگو چی شد تو گودال
اگه هنوز نرفتی از حال
از جسم غرق خون و پامال

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 18:13
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر شهادت علی اصغر استاد سازگار -(من به میدان شهادت قرص ماه آورده ام) *استاد حاج غلامرضا سازگار

7297
10

شعر شهادت علی اصغر استاد سازگار -(من به میدان شهادت قرص ماه آورده ام) من به میدان شهادت قرص ماه آورده‌ام
شیرخـواره کودکی از خیمه‌گاه آورده‌ام
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
طفـل عطشانم ز دریــا دلربـائی می‌کند
دست‌های بسته‌اش مشکل گشائی می‌کند
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
قلب اصغر گشته مثل آتشِ افروخته
بـر گلوی تشنة او آب دریـا سوخته
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
اهل کوفه! کودک شش ماهه‌ام رفته ز تاب
از تلظّـی‌های او آیــد صــدای آب آب
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
بـارالها تیـر قــاتل اصغرم را شیر داد
پاسخ شش ماهه‌ام را حرمله با تیر داد
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
بعـد هفتاد و دو لاله غنچه‌ام پرپر شده
بر سر دوشم روان خونِ علی‌اصغر شده

  • دوشنبه
  • 22
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 16:38
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب
استاد سید رضا موید

شعر مرثیه امام حسین(ع) -( عطش افتاده به جانم جگرم مي سوزد ) *استاد سید رضا موید

22295
34

شعر مرثیه امام حسین(ع) -( عطش افتاده به جانم جگرم مي سوزد ) عطش افتاده به جانم جگرم مي سوزد
هستي ام ز آتش غم ها به برم مي سوزد
در من از سوز عطش تاب سخن گفتن نيست
دهنم خشك و دلم خون، جگرم مي سوزد
عطش و داغ دل و تابش خورشيد و سلاح
آتشي هست كه پا تا به سرم مي سوزد
باغبانم من و افسوس كه از بي آبي
هر گل و غنچه به پيش نظرم مي سوزد
باغ آتش زده را مانم كز هر طرفي
هم گلم، هم شجرم، هم ثمرم مي سوزد
جگر از داغ جگر گوشه من خونين است
بصرم از غم نور بصرم مي سوزد
گريه دختركم بر جگرم آتش زد
ناله ي اصغر من بيشترم مي سوزد
نخله عصمتم و برگ و برم را زده اند
طاير قدسي ام و بال و پرم مي سوزد
اكبرم آب ز من خواهد و ميسورم نيست
جگر سوخته ام بر پسرم مي سوزد
خصم گفتا كه مرا مي كش

  • شنبه
  • 11
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد