شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(در کنج زندان بلا سندی کافر) * رضا یعقوبیان

918

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(در کنج زندان بلا سندی کافر) در کنج زندان بلا سندی کافر
خون کرده از کینه دل موسی بن جعفر
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

سندی شاهک از چه بی جرم و بهانه
بر پیکر موسی زند با تازیانه
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

در کنج زندان قسمتش خون جگر شد
زهر ستم بر جسم و جان او شرر شد
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

از جور صیاد او به کنج قفس افتاد
از زهر کینه ی عدو از نفس افتاد
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

موسی بن جعفر هفتمین امام امت
از جور و کین جان داده در گوشه ی غربت
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

هفتم امام ما شده راحت ز غم ها
از گوشه ی زندان رود به سوی زهرا
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

موسی بن جعفر از ستم گردیده خاموش
با دست نور دیده اش گشته کفن پوش
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

بیت امام هفتمین بزم عزا شد
ذکر لب سوم علی وا غربتا شد
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

خون شد دل آل عبا زین ظلم و بیداد
پیکر او مانده به روی جسر بغداد
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

تشییع پیکرش شده بر دوش یاران
جسم حسین شد پایمال سم اسبان
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:51
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(رفته از دار دنیا موسی بن جعفر) * رضا یعقوبیان

223

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(رفته از دار دنیا موسی بن جعفر) رفته از دار دنیا موسی بن جعفر
کاظمین امروز شده صحرای محشر
بزم عزایش گردیده هر جا برپا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

آن که باشد بین همه بی قرینه
موسی بن جعفر شده شهید کینه
رضا زند بر سینه زین غم عظمی
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

هر شب سندی شاهک زد ظالمانه
بر پیکر پاک او با تازیانه
بر مرگش دعا می کرد هر شب چون زهرا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

زهر سندی زد بر جان او شراره
زهر اثر کرد بر جانش او بی قراره
غربت ائمه با او گشته معنا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

شرر زده زهر کین بر جسم و جانش
سوزانده این زهر تا مغز استخوانش
کاظمین از داغ او شد ماتمسرا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

آن کس که عالم بوده در پناه او
زندان هارون شده قتلگاه او
کاظمین از داغ او گشته کربلا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

ای شیعه از غربت او بزن فریاد
جسم پاک او بر روی جسر بغداد
شیعیان از داغ او در شور و نوا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

جسم پاکش را بردند بیرون از زندان
تشییع جنازه شد بر دوش یاران
افتاده دل یاد شهید کربلا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:54
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(مظهر حی داور،گل باغ پیمبر) * رضا یعقوبیان

789

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(مظهر حی داور،گل باغ پیمبر) مظهر حی داور،گل باغ پیمبر
کشته ی زهر کینه،شده موسی بن جعفر
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

ای گل باغ طاها،کعبه ی جان و دل ها
شدی راحت ز غم ها،می روی سوی زهرا
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

از غم داغ کاظم،بزم ماتم به پا شد
امشب از ماتم او،کاظمین کربلا شد
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

از عدو چه کشیدی،جز غم و درد ندیدی
زین همه ظلم و آزار،دل ز هستی بریدی
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

جان فدای تو مولی،آن همه غصه هایت
خواستی لحظه لحظه،مرگ خود از خدایت
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

طعنه ی دشمن دون،سوزانده او دل تو
اثر تازیانه،زد شرر حاصل تو
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

ای که هستی گلی از،بوستان نبوت
داده زهر بر تو مولی،سندی بی مروت
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

زهر سندی نامرد،برده تاب و توانت
زآتش زهر کینه،سوخته استخوانت
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

داد و بیداد شد آزاد،پدر از کنج زندان
از غم داغ بابا،تسلیت یا رضاجان
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

زان همه ظلم و بیداد،بزن ای شیعه فریاد
جسم پاک تو مانده،به روی جسر بغداد
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:19
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتم گل گلزار دین از ظلم و کین پرپر شده) * رضا یعقوبیان

370

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتم گل گلزار دین از ظلم و کین پرپر شده) هفتم گل گلزار دین از ظلم و کین پرپر شده
از داغ موسی بن جعفر کاظمین چون محشر شده
در گوشه ی زندان غم پسرش را زند صدا
امام رضا امام رضا۲

موسی بن جعفر از ستم کنج زندان مأوا گرفت
با یاد خالق یکتا روز و شب ها احیا گرفت
از ظلم و کین اشقیا کنج زندان بوده تنها
امام رضا امام رضا۲

سندی بن شاهک او را هر شب بی بهانه می زد
به جای احترام او بر او تازیانه می زد
هر روزه روزه بود اما هر افطارش شد عاشورا
امام رضا امام رضا۲

سوز زهر آن بی حیا شرر زده بر جان او
گردیده یاد غربتش هر دلی پریشان او
زین همه مصیبت و غم غربت او گشته معنا
امام رضا امام رضا۲

امامی که همچون جد و پدر خود بوده مظلوم
با زهر کینه ی دشمن کنج زندان گشته مسموم
هفتم امام شیعیان شد شهید از ظلم اعدا
امام رضا امام رضا۲

گوشه ی زندان بلا شد محل عبادتش
از غربتش این بس شده کنج زندان شهادتش
از این جهان بی وفا او می رود سوی زهرا
امام رضا امام رضا۲

امام هفتمین شده شهید کینه و بیداد
غربت نگر مانده سه روز پیکرش بر جسر بغداد
اما تشییع جنازه شد آن کشته ی زهر جفا
امام رضا امام رضا۲

در هنگام تشییع او پیکرش بر دوش یاران
اما پیکر جد او مانده زیر سم اسبان
وا غربتا از کاظمین واویلتا از کربلا
امام رضا امام رضا۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:23
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(گل پیغمبر،موسی جعفر) * رضا یعقوبیان

290

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(گل پیغمبر،موسی جعفر) گل پیغمبر،موسی جعفر
کاظمین گشته،از غمش محشر
آه و واویلا۲

هفتمین مه شد،راحت از غم ها
می رود سوی،حضرت زهرا
آه و واویلا۲

کاظمین باشد،در عزا امشب
از غم موسی،کربلا امشب
آه و واویلا۲

شد شهید کین،یوسف زهرا
از غم داغش،خون شده دل ها
آه و واویلا۲

با دل سوزان،دیده ی گریان
جای موسی شد،گوشه ی زندان
آه و واویلا۲

سندی از کینه،بی بهانه زد
گل زهرا را،تازیانه زد
آه و واویلا۲

با خدای خود،می کند نجوا
شد ز داغ او،غربتش معنا
آه و واویلا۲

مرگ خود را او،از خدا می خواست
هر کجا بهرش،بزم غم برپاست
آه و واویلا۲

سوزد از داغش،نور عین او
شده در ماتم،کاظمین او
آه و واویلا۲

خون دل عالم،زین همه بیداد
پیکر او ماند،بر پل بغداد
آه و واویلا۲

شد تنش تشییع،آن امام پاک
پیکر جدش،پاره روی خاک
آه و واویلا۲

پیکر او بر،دوش یاران بود
جد او زیر،سم اسبان بود
آه و واویلا۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:27
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(مهر تو در،دل شیعه) * رضا یعقوبیان

381

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(مهر تو در،دل شیعه) مهر تو در،دل شیعه
شد عجین با،گل شیعه
تویی یا مولی نجل پیمبر
هستی صادق موسی بن جعفر
مددی مولی موسی بن جعفر۲

لطف و جودت،بی نهایت
زنده هستم،با ولایت
هفتمین رهبر خورشید دینی
تا صف محشر حبل المتینی
مددی مولی موسی بن جعفر۲

نور چشم،عالمینی
زیب شهر،کاظمینی
تو امید هر اهل ولایی
ای گل زهرا مشکل گشایی
مددی مولی موسی بن جعفر۲

جز تو مولی،کس ندارم
کن نگه بر،حال زارم
مایه ی لطف و آرام جانی
بر همه مولی دارالامانی
مددی مولی موسی بن جعفر۲

هرکه آمد،در پناهت
گردد آقا،با نگاهت
در همه عالم گردیده رایج
تویی یا مولی باب الحوائج
مددی مولی موسی بن جعفر۲

همه عالم،به فدایت
شیعه سوزد،از برایت
شیعه از داغت عزا گرفته
هر دل عاشق نوا گرفته
مددی مولی موسی بن جعفر۲

شدی راحت،از ستم ها
روی امشب،سوی زهرا
تو که مهمان پروردگاری
شیعه می گوید با اشک و زاری
مددی مولی موسی بن جعفر۲

کاظمینت،کربلا شد
شیعه امشب،در عزا شد
عالم هستی را غم گرفته
در جنان زهرا ماتم گرفته
مددی مولی موسی بن جعفر۲

کنج زندان،چه کشیدی
غیر ظلمت،تو ندیدی
این چنین گفتی با دل پر خون
نجنی یا رب من حبس هارون
مددی مولی موسی بن جعفر۲

ای امام،بی قرینه
ای شهید،زهر کینه
گوشه ی زندان غریب و مظلوم
از ستم گشتی مولی تو مسموم
مددی مولی موسی بن جعفر۲

ای که بودی،جان امت
رهسپاری،سوی جنت
شمع جان تو گردیده خاموش
هشتمین مولی از غم سیه پوش
مددی مولی موسی بن جعفر۲

کاظمین را،غم گرفته
هر دل امشب،دم گرفته
سندی شاهک با زهر کینه
کشته آن ماه شهر مدینه
مددی مولی موسی بن جعفر۲

وای از این غم،ظلم و بیداد
پیکرت بر،جسر بغداد
شدی یا مولی تشییع جنازه
داغ جدت شد دوباره تازه
مددی مولی موسی بن جعفر۲

پیکرت بر،دوش یاران
دیده گریان،بی قراران
شیعیان امشب در شور و شینند
یاد دشت خون یاد حسینند
مددی مولی موسی بن جعفر۲

دل شد امشب،کربلایی
با نوای،نینوایی
پیکر جدت در خون کشیدند
سر پاک او از کین بریدند
مددی مولی موسی بن جعفر۲

پیش چشم،خواهر او
رفته روی،نی سر او
شد به خون غلتان با لب عطشان
پسر زهرا شاه شهیدان
مددی مولی موسی بن جعفر۲

دشمن آتش،زد به خیمه
رأس پاکش،روی نیزه
زخم زینب را دشمن نمک زد
بر یتیمانش هر دم کتک زد
مددی مولی موسی بن جعفر۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:36
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(شور محشر دوباره شد برپا) * رضا یعقوبیان

267

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(شور محشر دوباره شد برپا) شور محشر دوباره شد برپا
رفته سوی خدا گل زهرا
شهید از کین موسی بن جعفر شد
هم در غم زین ماتم عظمی
آه و واویلا آه و واویلا۳

از غم داغ هفتمین مولی
کاظمین گشته هجوم عاشورا
از ستم های دشمن بی دین
دیگر راحت شده گل طاها
آه و واویلا آه و واویلا۳

ای که باشی ز نسل پیغمبر
پسر فاطمه گل حیدر
به شهر کاظمین ز ظلم و کین
همچو گل از ستم شدی پرپر
آه و واویلا آه و واویلا۳

گل گلزار مصطفایی تو
پسر خیره النسایی تو
نهمین نور و هفتمین مولی
شیعیان را تو مقتدایی تو
آه و واویلا آه و واویلا۳

تو گل بوستان زهرایی
بعد بابا بر همه مولایی
باب حاجاتی در همه عالم
یابن زهرا ز بس که آقایی
آه و واویلا آه و واویلا۳

ای که هستی خورشید رخشنده
با صفا با دستای بخشنده
با نگاه تو گشته ام زنده
از تو هستم همیشه شرمنده
آه و واویلا آه و واویلا۳

تویی بر شیعه چون مه تابان
بوده ای عمری گوشه ی زندان
شده ای نور همه ی دل ها
شهید از ظلم و جور زندانبان
آه و واویلا آه و واویلا۳

تویی اسطوره ی جوانمردی
تو سراپا رنج و غم و دردی
چه کشیدی به حبس آخر خود
مرگ خود از خدا طلب کردی
آه و واویلا آه و واویلا۳

آتش کینه ها زبانه زد
پیکرت را عدو نشانه زد
تو را سندی مرتد کافر
وقت افطار به تازیانه زد
آه و واویلا آه و واویلا۳

همه عمرت فقط تو غم دیدی
خوشی در زندگی تو کم دیدی
بمیرم از برای تو مولی
کنج زندان رنج و ستم دیدی
آه و واویلا آه و واویلا۳

سوزد از غم دل محبانت
جان عالم شود به قربانت
کنج زندان ز کینه ی هارون
زد شرر زخم کینه بر جانت
آه و واویلا آه و واویلا۳

امان ای دل امان از این بیداد
زین مصیبت شیعه بزن فریاد
پیکر پاک موسی جعفر
سه روز مانده روی پل بغداد
آه و واویلا آه و واویلا۳

پیکر تو تشییع جنازه شد
داغ جدت دوباره تازه شد
پیکر صد چاک حسین تو
با سم اسب و نعل تازه شد
آه و واویلا آه و واویلا۳

غل و زنجیر کین به پیکر تو
شکر لله ندیده دختر تو
سر پاک و مطهرت مولی
ندیده روی نیزه خواهر تو
آه و واویلا آه و واویلا۳

پیکرت را چه با صفا بردند
همه از غصه ی تو پژمردند
کربلا تا نام حسین بردند
همگی تازیانه می خوردند
آه و واویلا آه و واویلا۳

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:44
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(عزای هفتمین مولی رسیده) * رضا یعقوبیان

264

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(عزای هفتمین مولی رسیده) عزای هفتمین مولی رسیده
همان کاو خیری از دنیا ندیده
رضا گشته ز داغش قد خمیده
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

به پا در هر کجا بزم عزا شد
از این غم کاظمین ماتمسرا شد
عزادار پدر مولی رضا شد
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

امام هفتمین خورشید تابان
شهید راه دین شد کنج زندان
رضا از داغ او گردیده گریان
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

همان کاو بود لطفش بی کرانه
ستم گردیده بر او ظالمانه
بزد سندی به جسمش تازیانه
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

شده در گوشه ی زندان مکانش
دگر رفته ز تن تاب و توانش
شرر زد زهر کین بر جسم و جانش
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

همان کاو بر همه عالم امان داد
به دین حق بقای جاودان داد
به کنج محبس هارون جان داد
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

ستم های عدو از حد فزون شد
شهید کینه از زندان برون شد
دل اهل ولا زین داغ خون شد
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

شهید کینه شد از ظلم و بیداد
بزن از داغ او ای شیعه فریاد
تن پاکش به روی جسر بغداد
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

همه عالم ز داغ او پریشان
بود جسمش به روی دوش یاران
ولیکن جد او شد تیرباران
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

شده تشییع جنازه پیکر او
اسیری کس نبرده خواهر او
نخورده تازیانه دختر او
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

#رضا_

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:53
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

مرثیه امام کاظم (ع) -(چه خیری دارد این روضه، چه حالی، احسن الحال است) * ناشناس ؟؟؟

543

مرثیه امام کاظم (ع) -(چه خیری دارد این روضه، چه حالی، احسن الحال است) چه خیری دارد این روضه، چه حالی، احسن الحال است
عزا و گریه بر موسی بن جعفر، خیرالاعمال است

هر آن کس زد صدا در زندگی، باب الحوائج را
علی رغم تمام مشکلاتِ خود، خوش اقبال است

کسی که اعتقادش بر شفای روضه اش سُست است
اساساً ریشه ی توحید و ایمانش پُر اشکال است

همین که نام او در خاطر بیمار می آید
طبیب از راه می آید، شفایش هم به دنبال است

همیشه کار سائل ها، تمنا از کریمان است
کریمان بینشان همواره بخشش، رسم و منوال است

زن بدکاره را با یک نظاره زیر و رو کرد و...
زن افتاده به سجده، نزد معبودش سبک بال است

کسی که عرشیان مشتاق بر پابوسی اش هستند
چرا منزلگهش بر خاک نمناک سیهچال است؟!

به لب خلصنی یا رب دارد و مانند صدیقه
نمی دانم چرا جسمش شبیه باغ آلاله است

چرا جسم نحیفش از رد شلاق گلگون شد؟!
چرا آخر عبای ریش ریش او لگدمال است؟!

چرا مولای ما افتاده گیر بددهانی پست؟!
چرا هر صبح و شب در دور آقا جار و جنجال است؟!

چگونه ساق پایش را شکسته سندی ملعون؟!
تکان که می خورد پایش، تمام روز بدحال است
**
چکیده اشک روضه بر لبِ خشکیده از زهرش
به یاد غربت لب تشنه ای در بین گودال است

مگر آخر چه شد در وقت غارت کردن ارباب؟!
به دست هر کسی یک تکه از پیراهن و شال است

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 12:22
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

در مدح ومناجات شهادت امام موسی کاظم (ع) -(من که جلد بام شاه مشهدم) * سید پوریا هاشمی

856

در مدح ومناجات شهادت امام موسی کاظم (ع) -(من که جلد بام شاه مشهدم) من که جلد بام شاه مشهدم
دست بر دامان پُر مهرش زدم
نان خوبان‌ می‌خورم گرچه بدم
(مَن اَراد الله) خواندم آمدم

سفره دار ما گدایان السلام
کاظمین الغیظِ قرآن السلام

هرکجا سخت آمده دنیا به ما
گوشه‌ چشمی کردی ای آقا به ما
یک علی دادی و‌یک‌ زهرا به ما
جور شد پس فیض دقُّ الباب ما

گرچه دورم ای صفای کاظمین
طوس و قم‌ دارد هوای کاظمین

گریه آوردم‌ که خوشحالم کنی
می‌شود آیا سبک بالم کنی..
گر نشد صَفْوانِ جمالم کنی..
راضیم براینکه حمالم‌ کنی

دلخوشم‌ حمال کوی دلبرم
بار زُوار شما را می‌برم

تا نظر سمت کلافی می‌کنی
بر گلیمت عرش بافی می‌کنی
خوش بدی‌ها را تلافی می‌کنی
بُشر مُطرب را تو حافی می‌کنی

کاش ای آقا که ذره پروری
یک سحر از کوچه‌ی ما بگذری

بنده‌ی نفسیم ایمانی بده
نسخه‌ی فوری درمانی بده
یاد ما رسم مسلمانی بده
سفره را وا کن به ما نانی بده

انبیا هم مثل ما پشت درند
نان خشکت را تبرک می‌برند

ای فدای اشک‌های جاری ات
داغ بر دل شد شب از بیداری ات
بین‌ آن بیتوته ی اجباری ات
دادْ زندانبان عجب دلداری ات

یا مُخَلِّص گفتی و دل‌ْ زار شد
مادرت بالا سرت تبدار شد

هرکس آمد رد شد از روی عبا
وای من ماندی به زیر دست و پا
زیر لب گفتی امان از کربلا
ذبح شد جدِّ غریبم بی هوا

تا سواران بین خیمه تاختند
عمه جانم‌ را زمین انداختند

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 12:31
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

مرثیه شهادت امام کاظم (ع) -(قصد سفر کردم که باشد مقصدم مشهد ) * علیرضا خاکساری

671

مرثیه شهادت امام کاظم (ع) -(قصد سفر کردم که باشد مقصدم مشهد ) قصد سفر کردم که باشد مقصدم مشهد
عمری کبوتروار جلد مشهدم مشهد
امیدوارانه همیشه پَر زدم مشهد
هربار بعد از کاظمینش آمدم مشهد

باب الحوائج خیرخواهانه دعایم کرد
موسی بن جعفر آستان‌بوسِ رضایم کرد

دل‌های مشتاقان همیشه آرزومندش
در محشر فردا همه محتاج لبخندش
او نیست در بند کسی، دنیاست در بندش
اولاد من قربان این بابا و فرزندش

عمری بدهکارم بدهکار رضاجانش
شد بهترین سلطان عالم طفل دامانش

سلطان هوای رعیت‌اش را بیشتر دارد
ارباب از حال دل نوکر خبر دارد
هرقدر که مهر و محبت این پسر دارد
این رأفت‌اش را یادگاری از پدر دارد

شمسی که خود می‌پرورد شمس‌الشموس این است
در چشم خاص و عام " زین المجتهدین " است

موسای اهل بیت بود از هرکسی سر بود
گنجینه‌ی جمع کمالات پیمبر بود
او پنجمین ذریه‌ی زهرای اطهر بود
جانم به معصومی که خود معصومه‌پرور بود

مانند او اولاد او با آبرو هستند
سادات ایران بیشتر از نسل او هستند

از نسل زهرا از تبار " هاشم" اش خواندند
گاهی " وفیّ" گفتند و گاهی " قائم " اش خواندند
اهل ادب، اهل تدبر عالمش خواندند
میدانی اصلاً از چه بابت کاظمش خواندند؟

عمری به روی غیظ کردن بست چشم‌اش را
حتی ندیده دشمن او نیز خشم‌اش را

دارد نسیم مهرورزی عطر خوشبویش
تنها تبسم می‌چکد از روی دلجویش
سنی و شیعه گوید از اخلاق نیکویش
هدیه فرستاده برای شخص بدگویش

در هر قنوت خویش مردم را دعا می‌کرد
با جمع بدگویانِ خود، اینگونه تا می‌کرد

او با زبان حق در این عالم تکلم کرد
حتی به روی دشمن خود هم تبسم کرد
عمری به هر درمانده‌ای مولا ترحم کرد
در پیشگاهش بُشر حافی دست و پا گم کرد

این دستگیری‌ها به یُمنِ التفاتش بود
احیای دل‌ها هم یکی از معجزاتش بود

همراه علم و منطق و برهان امامت کرد
بی مزد و منت بارها قصد هدایت کرد
جای پدر از منظر اسلام صحبت کرد
از پاسخ او بوحنیفه نیز حیرت کرد

در کودکی تندیس درک و فهم کامل بود
از خردسالی نیز حلّال مسائل بود

من خرج مدحش می‌کنم ابیات موزون را
وقف وجودش می‌کنم طبع دگرگون را
کی چشم پوشی می‌کنم این‌گونه مضمون را؟
باید که یادآور شوم اقرار هارون را

جز او کسی آیینه‌ی موسی بن عمران نیست
میراث‌دارِ دانش جمع رسولان نیست

همچون پدر بر روی منبر درس دین می‌گفت
با لحن زیبای امیرالمومنین می‌گفت
تفسیری از فحوای آیات مبین می‌گفت
شیخ الائمه مدح او را این چنین می‌گفت:

قطعاً رحیم است و علیم است و حکیم است او
مانند اجدادش کریم بن کریم است او
**
افسوس اسیر دست جمعی بی‌مروت شد
عمری از این زندان به آن زندان...اذیت شد
سهمش از این دنیا فقط درد و مشقت شد
در هر سیه‌چالی مکرر هتک حرمت شد

شلاق زندان‌بان او خیلی به او بد کرد
لعنت به سندی، سندی بن شاهک نامرد

هردفعه که راهی زندان بلا می‌شد
از دخترش معصومه با حسرت جدا می‌شد
در دخمه‌ای با درد غربت آشنا می‌شد ‌
از بی‌کسی هر روز دلتنگ رضا می‌شد

آزرده از تنهایی و رنج مصائب بود
شب تا سحر هم صحبتش تنها "مسیب" بود

یک عده با نامهربانی خسته‌اش کردند
با ضربه‌های ناگهانی خسته‌اش کردند
با چوب‌های خیزرانی خسته‌اش کردند
با ناسزا و بددهانی خسته‌اش کردند

هرصبح و شب وقتی به سمت قبله رو می‌کرد
بین قنوتش مرگ خود را آرزو می‌کرد

مانند زهرا مادر خود درد پهلو داشت
عمری نشان از تازیانه روی بازو داشت
در صورت نیلی خود، زخمی به ابرو داشت
مرثیه در لفافه می‌گویم؛ دو زانو داشت

ساق شکسته در غل و زنجیر تا می‌خورد
سیلی شبیه مادر خود بی هوا می‌خورد

با اینکه رد سلسله بر پیکرش دارد
شکر خدا یک جای سالم در سرش دارد
حالا که جمعی بی حیا دور و برش دارد
الحمدلله جای امنی دخترش دارد

معصومه‌اش با چشم‌تر راهی زندان نیست
در هر دو پای دخترش خار مغیلان نیست

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 12:33
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه سینه زنی شهادت امام کاظم(ع)سبک جدید * مرتضی محمودپور

593
1

نوحه سینه زنی شهادت امام کاظم(ع)سبک جدید ◾نوحه‌ی سینه زنی
◾شهادت حضرت کاظم(ع)

◾بنداول
خلصنی یارب ذکر لبهایم شبانه
افطار من گردیده از کین تازیانه
من وارث زهرا شدم در کنج زندان
بی جرم و تقصیرم شد اینجا آشیانه
در کنج زندان چشم انتظارم
از ضرب سیلی زار و نزارم
تنهای تنها ماندم در اینجا
جز کند و زنجیر یاری ندارم
باب الحوائج موسی بن جعفر(۲)

◾بنددوم
زنجیر هم از ناله‌ام فریاد دارد
شکوه ز سوز آه من صیاد دارد
من شکوه از بیرحمی صیاد دارم
از فتح خیبر دشمن من یاد دارد
من یادگار بدر و حنینم
بر ساقی و کوثر نور عینم
من داغدار کرببلا و
من روضه‌خوان از بهر حسینم
باب الحوائج موسی بن جعفر(۲)

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 13:26
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم ع -(پدرِ حضرتِ شاهِ خراسان سلام هفتمین کوکب و خسروِ خوبان سلام) * هستی محرابی

430

شهادت امام موسی کاظم ع -(پدرِ حضرتِ شاهِ خراسان سلام هفتمین کوکب و خسروِ خوبان سلام) ‍ ‍ #مرثیه_شهادت_امام_موسی_کاظم_ع

◾بنداول
پدرِ حضرتِ شاهِ خراسان سلام
هفتمین کوکب و خسروِ خوبان سلام
آفتابِ ولا
نورِ پاکِ خدا
موسی بنِ جعفر (ع)
موسی بنِ جعفر‌(ع) (۲)

◾بنددوم
السّلام و علیک ای عطشِ ربنا
بر لبت روز و شب ذکرِ دعا و ثنا
قبله ی عالَمین
مشعلِ کاظمین
موسی بنِ جعفر
موسی بنِ جعفر (۲)

◾بندسوم
قامتِ آسمان خم شده از داغِ تو
سوگوار از غمت سینه ی عشاقِ تو
مقتدای همه
پسرِ فاطمه (س)
موسی بنِ جعفر
موسی بنِ جعفر (۲)

◾بندچهارم
شده معصومه از داِغِ غمت نوحه گر
شعله ی داغِ تو در دلِ او شعله ور
شد عزادارِ تو
گشته بیمارِ تو
موسی بنِ جعفر
موسی بنِ جعفر (۲)

◾بندپنجم
وقتِ جان دادنت چشمِ تو مانده به در
کی رضا می رسد بر سرِ نعشِ پدر
سر به امرِ قضا
بر لبت یا رضا
موسی بنِ جعفر
موسی بنِ جعفر (۲)

◾بند ششم
دلِ ما بیقرار از غمِ هجرانِ توست
ناله وُ اشکِ ما روضه ی زندانِ توست
بانگِ عجِّل وفات
آید از قتلگات
موسی ابنِ جعفر
موسی ابنِ جعفر (۲)

◾بند هفتم
این بوَد خواهشِ جمله گدایانِ تو
چشمِ امیدِ ما بر درِ احسانِ تو
هفتمین حجتی
وارثِ غربتی
موسی بنِ جعفر
موسی بنِ جعفر (۲)

◾بند هشتم
کاظمینی شویم جانِ رضا جانِ تو
جملگی زائرِ روضه ی رضوانِ تو
لاله ی جعفری
نورِ پیغمبری
موسی بنِ جعفر
موسی بنِ جعفر (۲)

#سه_شنبه_شب_۲۵_بهمن
#هستی_محرابی

  • چهارشنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:56
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم ع -(دل بسوزد از غم و دردِ امامِ شیعیان حضرتِ موسیَ ابنِ جعفر آن کریم و مهربان) * هستی محرابی

484

شهادت امام موسی کاظم ع -(دل بسوزد از غم و دردِ امامِ شیعیان حضرتِ موسیَ ابنِ جعفر آن کریم و مهربان) #روضه_حضرت_موسی_ابن_جعفر_ع

دل بسوزد از غم و دردِ امامِ شیعیان
حضرتِ موسیَ ابنِ جعفر آن کریم و مهربان

در غل و زنجیرِ دشمن جسمِ او بی تاب شد
روح و جانش ذره ذره مثلِ شمعی آب شد

دل بسوزد از نشانِ تازیانه بر تنش
مَحبسِ تاریکِ هارون شاهدِ جان کندنش

می رسد از کاظمینش لحظه‌لحظه بوی‌غم
جسمِ قرآنِ خدا در بندِ زنجیرِ ستم

خِشتِ زندان شد انیسِ سینه‌ی مجروحِ او
ناظرِ شبهای درد و غربت و اندوهِ او

روضه‌ی درد و غمش را از کجا باید شنید
از شبِ تاریکِ زندانِ بلا باید شنید

صحنه های جانگدازِ آن سیه چالِ مخوف
شعله می زد آتشی بر قلبِ مولای رئوف

وای از جسمِ نحیف و اشک و آهِ بیکسی
دردِ هجرانِ رضا در غایتِ دلواپسی

در تنورِ شعله‌های اشک می سوزد گلی
درد دارد نغمه‌های جانگدازِ بلبلی

جان او مَملوِّ از شیدایی و صبرِ خداست
زنده میسوزد ولیکن ناله‌هایش بیصداست

لحظه ی آخر تنش را در کفن پیچیده‌اند
شیعیان اشکِ گلاب بر قبرِ او پاشیده اند

لیک جدش در میانِ قتلگه عریان بدن
در کنارِ پیکرش یک خواهری شد سینه زن

زیر سمِّ اسبها تا پیکرش افتاده بود
دخترش در خیمه‌ چندین مرتبه جان داده بود!

#چهارشنبه_۲۶_بهمن_۱۴۰۱
#هستی_محرابی

  • چهارشنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:03
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم ع -( علی موسیَ الرضا آقا! تویی صاحب عزا امشب ) * هستی محرابی

502

شهادت امام موسی کاظم ع -( علی موسیَ الرضا آقا! تویی صاحب عزا امشب ) ?#شهادت_امام_موسی_کاظم_ع?

علی موسیَ الرضا آقا! تویی صاحب عزا امشب
که شورِ روضه بر پا گشت از سمتِ خراسانت!

#هستی_محرابی
@Asharemehrabi

  • چهارشنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:12
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

پوستر تسلیت شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) * مرتضی محمودپور

753
1

پوستر تسلیت شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) ◾توسل به حضرت
◾موسی بن جعفر (ع)

باب الحوائج همه‌ای جان فدای تو
از دل شدیم بر سر کویت گدای تو
موسی بن جعفری و امیر دلم شدی
با یک اشاره‌ات شده‌ایم مبتلای تو

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • چهارشنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 14:22
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -(زندان شده ماوای من هم قاتل من) * رسول چهارمحالی

183

نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -(زندان شده ماوای من هم قاتل من) سبک سنتی شاه شهیدان،سالار زینب

موسی ابن جعفر،(باب الحوائج)2

زندان شده ماوای من،هم قاتل من
عمرم سپر شد یا رضا،ای حاصل من
دورم خدایا،از یاورانم،از کودکانم
شد قاتل من دوری از،شاه جوانم

این دل ثنا خوان تو شد موسی ابن جعفر
دل بی قرار غصه هات موسی ابن جعفر
از دوری نور دودیده جان سپردی
در کنج زندان بی نوا موسی ابن جعفر

گشتی رها از بند دشمن جان سپردی
تابوت با زنجیر بر یاران سپردی
خواهر نبودت تا ببیند دست و پایت
زینب بمیرم من برای غصه هایت

تو روزها را،در روزه بودی،مولای خوبم
افطار شب ها،سیلی به صورت،مظلوم عالم
لطف تو آقا،بر آن زن بد،کار شفا کرد
آن حیله ها را،عشق تو آقا،چون پنبه وا کرد

در کاظمین بانگ عزاست موسی ابن جعفر
ای یوسف آل عبا،موسی ابن جعفر
زندان به تو خو کرده است موسی ابن جعفر
گشتی فدا بهر خدا،موسی ابن جعفر

مهدی بیا تا ،ماتم بگیریم،در سوگ کاظم
خاک مصیبت ،بر سر بگیریم،در سوگ کاظم
عرش و فلک،ملک و ملک ،در سوگ کاظم
آقا علی موسی الرضا ،در سوگ کاظم

امشب برات کربلا و کاظمینت را
آقا به ما بنما روا جان رضا جانت
ساقی به لب دارد نوای ماتمت مولا
بنما نظر بر حال ما جان عزیزانت

موسی ابن جعفر (باب الحوائج)2

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:25
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه واحد و سنگین شهادت امام کاظم(ع) -(آی عاشقا گریه کنید شاخه ز گل جدا شده) * مرتضی شاهمندی

470

نوحه واحد و سنگین شهادت امام کاظم(ع) -(آی عاشقا گریه کنید شاخه ز گل جدا شده) بسبک: شبای فاطمیه وشبای غربت وغمه
( سید مجید بنی فاطمه)

آی عاشقا گریه کنید شاخه ز گل جدا شده
غریب شهر کاظمین از تو قفس رها شده

ببین دل شکسته ام اسیر بُغض و نالته
صاحب عزای تو آقا مادر هجده سالته

امام کاظم ،شد دیگه آزاد
آقام غریبه ، ای داد بیداد

آه و واویلا (۴)

امشب اگه خدا بخواد کبوتر حرم می شم
سرمیزنم به کاظمین مهمون ذوالکرم می شم

کاشکی منم برا اَبد زندونیِ تو می شدم
پای ضریح باصفات قربونیِ تو می شدم

این دل زارم ، داره بهونه
از غربت تو ، داره می خونه

آه و واویلا

دشمن بی حیای تو شد باعث آزار تو
سیلی و تازیانه ها بوده همش افطار تو

آروم آروم بارونِ خون می چکه ازستاره ها
آروم آروم داره می ره تنی رو تخته پاره ها

چه غریبونه ، جون می دی آقا
می رسه از دور ، ناله ی زهرا

آه و واویلا

  • سه شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1402
  • ساعت
  • 23:20
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(مثل کبوتر توی کنج قفسی) * مجید آقاجانی

136

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(مثل کبوتر توی کنج قفسی) ? بند ۱

مثل کبوتر توی کنج قفسی
واست نمونده دیگه حالو نفسی
از حالو روز دنیا خسته شدی
توی زندون آقادیگه پربسته شدی

سوز غم تو توی عالم پیچیده
کی میدونه آقا چه سختی کشیده
زنجیر به دستو پاته ای وای ای وای
غصه توی چشماته ای وای ای وای

تنهایی و غریبی و ای وای از این غم
از زهر کینه داره چشمات میره کم کم
بارون خون میباره از چشم تر تو
آتیش گرفته آقا کل پیکر تو

آقای من آقای من آقای غریبم

? بند ۲

وقت جدایی از این دنیا رسیده
آقاکه باحالو روز خسته پر کشیده
میباره بارون غمت روی سرمون
قلب و دلای ما شده دریایی خون

(گریز)

با این همه غم سر از تنت جدا نشد
روزگارت شبیه غصه ی کربلا نشد
تن تو به زیر مرکبا نرفت
همه هستیت زیر دست دشمنا نرفت

تن بی سر غریبونه توی صحرا
گریه و ناله میکرد مادری توی کربلا
چی گذشت لحظه های آخر آقا توی گودال
میزد آقا با لب تشنه پر و بال

جانم آقا جانم آقا جانم ارباب من

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 14:37
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

زمینه شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -( گریه که میکنم ، خاک زندان گِل میشه) * حسین رحمانی

193

زمینه شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -( گریه که میکنم ، خاک زندان گِل میشه) گریه که میکنم ، خاک زندان گِل میشه
پیکرم لگده ، چکمه ی قاتل میشه
زنجیر رو تنم ، همدم اذکارمه
باز دمه غروبه ، ناسزا افطارمه

من ذکرِ ، نا تمامم ، دل تنگه ، دخترامم
تو زندون ، روضه خونه ، شهر شامم
ای وای از، این غریبی

تاریکه و شده ، روز شب هام تکراری
عضو بدن من ، سلسله هست انگاری
لاغرمو نحیف ، استخون تنم شکسته
روی همه تنم ، ردی از شلاق نشسته

من گرمه ، ذکر یارم ، محزونم ، بی‌قرارم
تو زندون ، نیمه شبها ، روضه دارم
ای وای از ، این غریبی

یاد مادرمو ، این دلیل گریه هامه
بغض غریبیه ، آل حیدر تو صدامه
آب شده بدنم ، مثل مادر ناتوونم
مرگمو که می‌خوام ، مثل مادر نیمه جونم

من داغه ، بیکرونم ، افتادم ، نیمه جونم
بی تابه ، داغ یاسه ، قدکمونم
ای وای از ، این غریبی

احترام منو ، بی حیاها نگه نداشتن
پیکرمو سه روز ، رو پل بغداد گذاشتن
بی کسمو غریب ، اما واسم کفن آوردن
کربلا ولی آه ، حتی کهن پیرهنوبردن

زندونم ، کربلا شد ، این داغ و ، خواهرش بُرد
با سُمِّ ، مرکبا شد ، پیکرش خُرد
ای وای از ، این غریبی

  • چهارشنبه
  • 19
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:11
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شهادت موسی بن جعفر(ع) -(الهی هیچ پرنده ای/ نیفته از پروبال) * مرتضی سراوانی گرگانی

253

زمینه شهادت موسی بن جعفر(ع) -(الهی هیچ پرنده ای/ نیفته از پروبال) الهی هیچ پرنده ای/ نیفته از پروبال
الهی که بال وپرش/ نشه یه روزی پامال
الهی زندونی نشه/توی دله سیاه چال

پرنده هم توی قفس بیفته
بهش رسیدگی میشه مرتب
دلا بسوزه واسه آقایی که
نشنیده جز زخم زبون روز وشب

روزاش باروزه شب میشه
شب هاش اسیر تب میشه
پاهاش دیگه پر از زخمه
داره شبیه زینب میشه

ای وای از اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

بند دوم

هجوم تازیانه ها/وقتی میشه نفسگیر
غم غریبیو صداش/که میکشه به تصویر
برای حالش میسوزه/ دل سیاه زنجیر

از بدن یوسف زهرا فقط
دوتیکه پوست و استخون گذاشتن
برای تازه کردن داغ یاس
زخمه رو پهلوشو نشون گذاشتن

آقا شهید و مسمومه
آقا غریب و مظلومه
از رو ضعیفی جسمش
تموم سختیاش معلومه

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

بند سوم

شبیه جدش رو تنش/ جای لگد زیاده
خدا میدونه عمق این/ زخما چقد زیاده
برای ثبت غربتش/حرف و سند زیاده

با اینکه جای سالمی نداره
ولی سری روی بدن داره که
پیکرش رو تخته پاره بردن
در عوضش غسل و کفن داره که

داد از غروب عاشورا
وای از هجوم نامردا
جسمی که بی کفن مونده
سه روز رو خاک گرم صحرا

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

  • یکشنبه
  • 23
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:47
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 احسان  نرگسی رضاپور

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(عالم مهمونه // سر سفره ی پر خیر تو) * احسان نرگسی رضاپور

250
0

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(عالم مهمونه // سر سفره ی پر خیر تو) عالم مهمونه // سر سفره ی پر خیر تو
دنیا میدونه // ندارم کسیو غیر تو
تنها برا تو // سفره ی دلمو وا کردم
تنهام نذاری // حالا که تو رو صدا کردم
تا وقتی که باشم غلامت * امیر کل عالمینم
قدم بذار روی چش من * کاشی صحن کاظمینم
فقط از تو دم میزنه - دل کاظمینیم آقا ۲
نذا دست خالی برم - این بارو به حق رضا
(آقام - یا موسی بن جعفر ۴)

واسه سائل ها // در این خونه بازه آقا جون
عمق نگاهت // بُشر حافی میسازه آقا جون
باب الحوائج // من و حال و هوای حریمت
کرببلامون // امضا میشه با دست کریمت
لطف تو شد شامل حالم * حس می کنم اینو به عینه
دعا کنی نوکرت امسال * زائر بین الحرمینه
اگه تو اراده کنی - میشه حاجت ما روا ۲
آرزومه از حرمت - برسم تا کرببلا
(آقام - یا موسی بن جعفر ۴)

  • جمعه
  • 26
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 00:15
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 احسان  نرگسی رضاپور

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(اسیر غل و زنجیره // شده رنگ دنیاش تیره ) * احسان نرگسی رضاپور

290

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(اسیر غل و زنجیره // شده رنگ دنیاش تیره ) اسیر غل و زنجیره // شده رنگ دنیاش تیره
بمیرم شبیه مادر // دس به پهلوهاش می گیره ۲
(افتاده کنج قفس - غرق زخمه - غرق خونه
با پیکرش چه کرده - ضربه های - تازیونه) ۲
باز کنج زندون رفته از حال
زخم زبون خورد این همه سال
زندون شده واسش شبیه
گودی گودال
باب الحوائج موسی بن جعفر ۴

به یاد غمای زینب // شده باز چشات بارونی
داری زیر لب با گریه // روضه ی عطش میخونی ۲
(میخونی روضه از اون - پیکری که - شد لگدمال
بمیرم عصر دهم - ساربون رفت - توی گودال) ۲
نمونده واسه تو توونی
"مُعَذِبُ فی قَعرِ سجون"ی
به یاد اون پیکر خونی
روضه می خونی
(وَ الشِمرُ جالسٌ عَلی صَدرِه
جدم شهید کینه بدره) ۲
.

  • جمعه
  • 26
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 00:17
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور / زمینه شهادت_امام_کاظم علیه السلام -(هر کس میاد اینجا، حاجت روا میشه2) * مرضیه عاطفی

180

شور / زمینه شهادت_امام_کاظم علیه السلام  -(هر کس میاد اینجا، حاجت روا میشه2) هر کس میاد اینجا، حاجت روا میشه۲
وقتی دو خط روضه، خودِ مشکل گشا میشه
مادر بزرگ میگه: توو زندگی بُرده
از سفرهٔ موسی بن جعفر(ع) هر کي نون خورده۲

تو کعبهٔ هفتمی، پدرِ قبلهٔ هشتمی
تو دلسوزِ عالم و پدرِ معصومهٔ قمی

شد مثلِ حسن(ع)ذکرِ لبت ای جانم حسین(ع)
ای دارالشفای عالمِیْن؛ شاهِ کاظمین۲

‌یا بابُ الکرَم، صاحب-حرم، مولا الدّخیل...
---
دل میشه نورانی، با کسبِ فیض ِ تو۲
جونم فدایِ حالِ خوب ِ کظم غیظِ تو
بیچاره ام کرده، یه کاری واسم کن
زندانیِ نفْسم، ازین زندان خلاصم کن۲

تو حضرتِ کاظمی، کرَمِ تو ناب و دائمی
باب الحوائجی و ، میخوام ازت رزقِ خادمی

آرزومه که، یه روز منم، لازمت بشم
امضا کن منم، توی حرم، خادمت بشم۲

‌یا بابُ الکرَم، صاحب-حرم، مولا الدّخیل...
---
هرجا تو این دنیا احساس غم میشه
عالم گدای سفره اهل کرم میشه

لطفت بهم داده این حس و باور رو
کی کم میارم تا دا رم موسی بن جعفر رو

سرتا پا کرامتی، آخر هرچی سخاوتی
چشم ما به دست تو از تو هر لحظه عنایتی

یا باب الهدی، باب الشفا، باب الحوائج
یا کهف الوری ، شمس الضحی، باب الحوائج
➖➖➖
بند۱و۲:#مرضیه_عاطفی
بند۳ : #طاهره_ابراهیم_نژاد

منبع جواز نوکری

1️⃣ لینک کانال تلگرام
? t.me/javazenokari

  • شنبه
  • 31
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 18:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه ویژه شهادت_امام_کاظم علیه السلام -(می سوزه روز به روز آب میشه سال به سال) *

151

زمینه ویژه شهادت_امام_کاظم علیه السلام  -(می سوزه روز به روز  آب میشه سال به سال) بند اول: کارگروه جواز نوکری
بند دوم و سوم: خانم فاطمه معصومه شریف
➖➖➖
می سوزه روز به روز
آب میشه سال به سال
روضه یعنی اینکه بگن
صارَ کالخیال

روی شونه هاش ردّ خونه و
بازم زیر لب روضه خونه و
دیگه انگاری نمی مونه و ، آه

آه که معلوم نمیشه، روز و شبش
شد درو دیوار شاهد، تاب وتبش
دعای خلصنی یارب، روی لبش۲

می گفت لحظه های آخر
مادر مادر مادر
بگو با موسی بن جعفر
مادر مادر مادر 4
---
از فکر غصه‌هاش
میشم آشفته حال
روضه یعنی اینکه بگن
صار کالخیال

زخمیِ تنش مثل مادر و
روز به روز داره میشه پرپر و
می سوزوندش میخِ رو در و ،آه

آه که قلب رئوفش، پره غمه
خیلی گریه کرده واسش، ولی کمه
فاصله ش دیگه با مادر، یه قدمه

می گفت لحظه های آخر
مادر مادر مادر
بگو با موسی بن جعفر
مادر مادر مادر
---
ماهِ زندان ... شده
کم کم قامتْ هلال
روضه یعنی اینکه بگن
صار کالخیال

تشنه میشه و یاد کربلاس
غرق غربت و غصه و بلاس
یاد زنجیر پای بچه هاس آه

زیر لب آروم صدا زد، پسرشو
غربت و غم آخر سوزوند، جگرشو
رفت و ندید روز آخر، دخترشو

می گفت لحظه های آخر مادر مادر مادر
بگو با موسی بن جعفر مادر مادر مادر
➖➖➖
منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • شنبه
  • 31
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 18:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

غزل مرثیه شهادت_امام_کاظم علیه السلام -(نسیمی نیست اما موی تو اینجا پریشان است) * طاهره ابراهیم نژاد

135

غزل مرثیه شهادت_امام_کاظم علیه السلام  -(نسیمی نیست اما موی تو اینجا پریشان است) نسیمی نیست اما موی تو اینجا پریشان است
هوای عاشقی رسمش که ماندن نیست جریان است

سیاهی های زندان را به خون زخم ها شستی
نشان عاشقی در تو فراوان فراوان است

جهان زندان مومن بود از روز ازل آری!
به قربانت! مگر باب الحوائج بودن آسان است؟

شکوفه می دهی، گل می کنی،تسبیح می گویی
تو در آتش گلستانی، تو هرجایی بهاران است

تو در اشکی که می ریزی مرا هم در نظر داری
خوشا بی خوابی چشمی که در کار مسلمان است

بد و خوب جماعت را شفاعت می کنی آخر
میان غبطه خواران مرامت نام باران است

گره انداخت در کار تو هارون با غل و زنجیر
نماند از او به جا چیزی و عالم ملک سلطان است!
➖➖➖

منبع جواز نوکری
لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • شنبه
  • 31
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 18:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه شهادت_حضرت_زینب -(چه‌ دنیای سختی بود) * مرضیه عاطفی

113

زمینه شهادت_حضرت_زینب   -(چه‌ دنیای سختی بود) پچه‌ دنیای سختی بود
دنیای بدون تو
تو آغوشمه حالا
یه تیکه نشون تو

هنوز غمت سنگینه
چشمای من کربلاتو می‌بینه
غمای تو یادم هست
تشنگی لبای تو یادم هست

با داغ تو، منم شدم شهیده
من زینبم، زینب قد خمیده
---
رفتی و قرارم رفت
تو بودی قرار من
باغ گل که می‌بینم
گریه میشه کار من

گلای من پرپر شد
پیش نگام برادرم بی سر شد
دل نگرون بودم من
وقتی که حرف غارت پیکر شد

با بودنت، تو حرم احترام بود
کی صحبت از، آتیش و ازدحام بود

با داغ تو منم شدم شهیده...
---
گرفتم توو آغوشم
سردش شد و می لرزید
شبا که بدونِ تو
رقیه(س) نمی خوابید

محل نمیداد انگار
دخترِ شامی با لباس ِگلدار
جاری شد اشکِ چشمام
میگفت برام عیدی خریده بابام

دلتنگِ تو، رقیه(س) رفت حسین(ع)جان
داغش نرفت، از دلِ من به قرآن

با داغ تو منم شدم شهیده...
ملودی و بند۱و۲:
#مجتبی_کریمی
شعربند۳: #مرضیه_عاطفی
➖➖➖
منبع جواز نوکری

1️⃣ لینک کانال تلگرام
? t.me/javazenokari

  • شنبه
  • 31
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 19:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه یا شور شهادت امام کاظم علیه السلام -(دلم برای صحن و سرای با صفای تو پر می زنه) * حامد شریف

109

زمینه یا شور شهادت امام کاظم علیه السلام  -(دلم برای صحن و سرای با صفای تو پر می زنه) حامد شریف و سجاد شرفخانی

➖➖➖
دلم برای صحن و سرای با صفای تو پر می زنه
دوباره بازم نشسته بین روضه های تو در می زنه

ای حریم تو بهتر از بهشت موسی بن جعفر
اسمتو خدا رو دلم نوشت موسی بن جعفر
با محبت شما حق گل منو سرشت موسی بن جعفر

( یا باب الحوائج مدد ۳ ) یا امام کاظم(ع)
----
گره گشای درد و غمای مادرای ما سفره‌ی توعه
فدای اسمت که همیشه رزق کربلای ما سفره توعه

من فدای بچه هات شم موسی‌ابن جعفر
خاک پاته سرمه چشم موسی ابن جعفر
هیچی هم بهم ندی منتت رو می کشم موسی بن جعفر

( یا باب الحوائج مدد ۳ ) یا امام کاظم(ع)
➖➖➖

منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • چهارشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 12:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

روضه‌ی موسی بن جعفر(ع) * مرتضی محمودپور

195
2

روضه‌ی موسی بن جعفر(ع) ◾روضه‌ی حضرت
◾موسی بن جعفر(ع)

زنجیر گشته مونس شبهای تارم
از در بیاید تا رضا چشم انتظارم

رویم کبود و محبسم چاه بلا شد
هر لحظه بهر سجده من پای قرارم

معصومه‌ی من در مدینه چشم در راه
آیا خبر دارد پناهی من ندارم؟

بوسه زند بر پیکر من تازیانه
از ضرب دست این یهودی اشکبارم

امروز لحن صحبتش صد ناسزا بود
دیگر سیه گردیده امشب روزگارم

توهین بنموده به جده اطهر من
زین ناسزا بنگر که من زار و نزارم

یاد مدینه یاد سیلی یاد مادر
ای وای من در کنج محبس داغدارم

از ضرب سیلی تا زمین خوردم نشستم
من یاد مظلومی صاحب ذوالفقارم

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • جمعه
  • 5
  • بهمن
  • 1403
  • ساعت
  • 14:01
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد