شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس

شور امام کاظم(ع) -(نور خدا تویی مولا) *

1

شور امام کاظم(ع) -(نور خدا تویی مولا) نور خدا تویی مولا
روح دعا تویی مولا
باب الحوائج عالم
مشکل‌گشا تویی مولا

اسمت گره‌گشاست، باب الحوائجی
عشق تو پر بهاست، باب الحوائجی
صحنت بهشت ماست، باب الحوائجی

کاظمینت بهشت برینه
قبلۀ آسمون و زمینه
وعده‌مون با شما اربعینه

«یا باب الحوائج
یا موسی بن جعفر»

آقای ما تویی مولا
مأوای ما تویی مولا
نیلِ جهان پر آشوبه
موسای ما تویی مولا

ای جانِ مصطفی، موسی بن جعفری
جانِ جهان ما، موسی بن جعفری
عشقِ امام رضا، موسی بن جعفری

قبلۀ دل‌ها باب‌المراده
لطف تو حاجت ما رو داده
کاظمین - کربلا، باز پیاده...

«یا باب الحوائج
یا موسی بن جعفر»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:03
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(امام هفتمین در زندان) * رضا یعقوبیان

937

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(امام هفتمین در زندان) امام هفتمین در زندان
شده از رنج و غم پریشان
بود در غریبی او گریان
بریزد اشک غم چون دریا
واویلا واویلا واویلا۲

بر او گشته ظلم و کین افزون
از ستم ها و جور هارون
شده زین مصیبت ها دلخون
به دوشش بود کوه غم ها
واویلا واویلا واویلا۲

سندی از کینه ظالمانه
بزد بر پیکرش نشانه
که مانده جای تازیانه
نموده با خدایش نجوا
واویلا واویلا واویلا۲

خون دل ها شده غذایش
به زندان شده این دعایش
بخواهد مرگش از خدایش
به عجل وفاتی سریعا
واویلا واویلا واویلا۲

بین عالم بود او مظلوم
که از حق خود گشته محروم
به زهر کینه گشته مسموم
بود در کنج زندان تنها
واویلا واویلا واویلا۲

شهید زهر کین گردیده
فدای راه دین گردیده
شیعه اش دلغمین گردیده
رفته هفتم امام از دنیا
واویلا واویلا واویلا۲

شهید راه قرآن گشته
بر او ظلم فراوان گشته
رضا از غم پریشان گشته
بسوزد از این داغ بابا
واویلا واویلا واویلا۲

کجا می رود روح ایمان
پیکرش روی دوش یاران
رضا گشته ز داغش گریان
عزایش به هر جا شد برپا
واویلا واویلا واویلا۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:31
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

واحد امام کاظم(ع) -(دو چشم خیس باران کنج زندان ) * حسین عباسپور

0

واحد امام کاظم(ع) -(دو چشم خیس باران کنج زندان ) دو چشم خیس باران کنج زندان
گُلی سر در گریبان کنج زندان
دخیلِ استخوانش گشته زنجیر
رسیده بر لبش جان کنج زندان

به غربت گرچه خو کرده‌ست
نفس‌هایش پر از درد است
به اَبرو خم نیاورده‌ست

شده زندان پر از عطر مناجاتش
نگهبان شد مسلمان کراماتش

«غریب آقا، غریب آقا، غریب آقا»

دلش رنجیده از جور زمانه
لبش گرم مناجات شبانه
خیالی مانده از جسم نحیفش
امان از طعنه‌های تازیانه

دلش لبریز غم‌ها بود
غمش زندان دنیا بود
دعایش مثل زهرا بود

غریبانه نگهبان را دعا می‌کرد
کتک می‌خورد و مادر را صدا می‌کرد

«غریب آقا، غریب آقا، غریب آقا»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:04
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتم امام و مقتدای امت) * رضا یعقوبیان

549

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتم امام و مقتدای امت) هفتم امام و مقتدای امت
گردیده رهسپر به سوی جنت
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

شیعه بزن از داغ او به سینه
رفت از جهان امام بی قرینه
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

از ظلم و جور و کینه های هارون
هفتم امام شیعه گشته دلخون
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

موسی ابن جعفر شد اسیر زندان
عمرش رسد از جور و کین به پایان
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

سندی که دارد بغض او به سینه
می زد به او زخم زبان ز کینه
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

هر روز روزه بود و ظالمانه
سندی بزد او را به تازیانه
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

چون مادرش رو به سوی خدا کرد
بر مرگ خود در محبسش دعا کرد
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

امام ما از بس که بوده مظلوم
آخر به زهر کینه گشته مسموم
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

زهر ستم شرر زده به جانش
سوزانده است تا مغز استخوانش
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

موسی ابن جعفر شد شهید بیداد
پیکر پاکش روی جسر بغداد
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

تشییع شد بر روی دوش یاران
پیکر جدش زیر سم اسبان
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

تشییع شد پیکر اطهر او
کسی نزد از کینه دختر او
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

گریان ز داغش شیعیان مولی
جسم حسین بر روی خاک صحرا
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

از سوز داغش شیعیان خمیدند
رأس حسین را از بدن بریدند
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:33
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعغر (ع) -(امام هفتمین،شهید کین شد) * رضا یعقوبیان

761

شعر شهادت امام موسی ابن جعغر (ع) -(امام هفتمین،شهید کین شد) امام هفتمین،شهید کین شد
در گوشه ی زندان،فدای دین شد
هفتم روشنگر
موسی ابن جعفر
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

هفتم امام ما،روح عبادات
در کنج زندانش،گرم مناجات
مظهر سرمد
جان محمد
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

در زندان آخر،چه ها کشیده
از دشمنان به جز،ستم ندیده
افتاد از نفس
در کنج قفس
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

سندی ابن شاهک،خون کرده دلش
شرر زد زهر کینه بر حاصلش
از نفس افتاد
در زندان جان داد
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

باب الحوائج است،آن بی قرینه
با زهر ستم شد،شهید کینه
در کنج زندان
با قلب سوزان
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

امام مسلمین،جانش فدا شد
او شهید کین با،زهر جفا شد
رفته ز دنیا
نور دل ما
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

شیعه می سوزد از،این ظلم و بیداد
پیکر او بود،بر جسر بغداد
گردیده خاموش
گشته کفن پوش
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

بهر داغ پدر،مولی می سوزد
با سوز و گریه اش،شعله افروزد
با دیده ی تر
گشته خونجگر
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:37
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

زمینه امام کاظم(ع) -(لبریز اشک و آهم) *

0

زمینه امام کاظم(ع) -(لبریز اشک و آهم) لبریز اشک و آهم
ای تنها تکیه‌گاهم
تو این همه رنج و غصه
تویی تنها پناهم

با قلبی پر از اندوه و غم
تو رو صدا زدم
با اشکام خدایا دم‌به‌دم
تو رو صدا زدم
با این حال و روز مضطرم
تو رو صدا زدم

یا رب دلم تنگه
یا رب دلم خونه
حال دل من رو
کی جز تو می‌دونه؟

«خَلّصنِی یا الله»

قلبم بی‌تاب و خسته
از غم در خون نشسته
داغِ دوری از عزیزام
دل منو شکسته

از تو این سیاه‌چال ستم
صدامو می‌شنوی
دارم شکوه‌ها از دشمنم
صدامو می‌شنوی
یا رب، نَجِّنِی، یا ذَالکَرم
صدامو می‌شنوی

این دستای بسته
داره حکایت‌ها
از کینۀ هارون
دارم شکایت‌ها

«خَلّصنِی یا الله»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:06
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(کاظمین غوغا شده) * رضا یعقوبیان

439

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(کاظمین غوغا شده) کاظمین غوغا شده
بزم غم برپا شده
هفتم امام ما،رفته از این دنیا
در گوشه ی زندان،راحت شد از غم ها
یا موسی جعفر۴

روز درد و ماتم است
سینه ها پر از غم است
شهید کینه شد،هفتم گل زهرا
از داغ او گشته،بزم عزا برپا
یا موسی جعفر۴

گشته زندان جای او
با خدا نجوای او
با ناله و افغان،با دیده ی گریان
گوید رهایم کن،یا رب از این زندان
یا موسی جعفر۴

هفتمین نور امید
گشته در زندان شهید
هر دم عدوی دین،زخم زبانش زد
سندی به زهر کین،شرر به جانش زد
یا موسی جعفر۴

زهر دشمن زد شرر
بر تنش کرده اثر
در گوشه ی زندان،او از نفس افتاد
چون جد مظلومش،بر خاک غم جان داد
یا موسی جعفر۴

آن غریب در وطن
کرده فرزندش کفن
خون شد دل شیعه،از این همه بیداد
پیکر او مانده،روی پل بغداد
یا موسی جعفر۴

داغ جدش تازه شد
او بلند آوازه شد
پیکر او تشییع،روی دوش یاران
پیکر جد او،زیر سم اسبان
یا موسی جعفر۴

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:40
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

واحد امام کاظم(ع) -(با سجدۀ تو هر سحر، روشن شده زندان غم) * یوسف رحیمی

0

واحد امام کاظم(ع) -(با سجدۀ تو هر سحر، روشن شده زندان غم) با سجدۀ تو هر سحر، روشن شده زندان غم
با تو داره عطر بهشت، حتی سیاه‌چال ستم

پر و بال روح تو اسیر نشد بین قفس
چه دلای مرده‌ای رو زنده کردی هر نفس

ای دست تو مشکل‌گشا، باب الحوائج
حتی تو زندان بلا، باب الحوائج

شبی که زنجیر ستم، به پای تو خون گریه کرد
چشمای آسمون تا صبح، برای تو خون گریه کرد

تو قنوت نمازت مگه چی خواستی از خدا؟
که آخر با چشم بارونی شدی حاجت‌روا

دلتنگی خیلی این روزا، موسی بن جعفر
برای دیدن رضا، موسی بن جعفر

حتی تن پاک تو هم، شد روضه‌خون کربلا
مونده سه روز روی زمین، جسم مطهرت آقا

به فدای پیکری که مونده بود بی‌پیرهن
پیکری که شد با خاک و خون و بوریا کفن

ای کشتۀ دور از وطن، غریب مادر
ای یوسف بی‌پیرهن، غریب مادر

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 02:04
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه امام کاظم(ع) -(آسمان تشنۀ نجوایت) * حسین عباسپور

0

نوحه امام کاظم(ع) -(آسمان تشنۀ نجوایت) آسمان تشنۀ نجوایت
کنج زندان شده دنیایت
اشک چشمت شده تسکینت
گشته سجاده‌ات مأوایت

چشمت روشنی بر عالم بخشید
فِی قَعر سُجون، نورت می‌تابید

از محنت سوخت، جسم و جانت
افطار تو شد اشک چشمانت

توبه بر لب نگهبان برگشت
کافر آمد مسلمان برگشت
از شکوهت زن رقاصه
از حضور تو گریان برگشت

عطر تو نماند در زندان محصور
کی گم می‌شود در تاریکی نور

زنجیر غم، دستت را بست
بال پرواز تو اما باز است

بر سرم سایۀ دستانت
در دلم چشمۀ احسانت
باب حاجات عالم! باشد،
جان من نذر فرزندانت

شد میعاد این دل‌های مشتاق
مشهد، کاظمین، قم، شاهِچراغ

بر دست تو، چشمان ما
مدیون لطف تو ایران ما

شاعر: حسین_عباس‌پور
نغمه‌پرداز: محمدرضا_رضایی

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 21:28
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد امام کاظم(ع) -(زنده‌تر از باغ بهار روشن‌تر از ستاره‌ها) * سید علیرضا شفیعی

0

واحد امام کاظم(ع) -(زنده‌تر از باغ بهار روشن‌تر از ستاره‌ها) زنده‌تر از باغ بهار
روشن‌تر از ستاره‌ها
رها تر از نسیم شده
تنهاترین مرد خدا

صدای ربناش...
عبادت و دعاش...
آب می‌شه حتی دل سنگ
از سوز‌ گریه‌هاش

زمزمۀ لبش...
دعای هرشبش...
آتیش به عالم می‌زنه
خَلِّصنِی یاربش

جایِ زنجیر، مونده به روی پیکرش
مظلوم، تنها، زخمی شده بال و پرش

خورشید بی غروبِ ما
تنها میون زندونه
نم‌نمِ این بارون می‌گه:
عزادارش آسمونه

تنگه و سوت و کور
تاریکه و نمور
حتی نسیم از اون قفس
نمی‌کنه عبور

شکسته حرمتش
فدای غربتش
دلا رو آتیش می‌زنه
داغ شهادتش

زنده شد باز، غربتِ جَدّ اَطهرش
اون‌که افتاد، رو خاک صحرا پیکرش

شاعر: سیدعلیرضا_شفیعی
نغمه‌پرداز: محمدرضا_رضایی

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتمین نور خداوند مبین ز نسل طاهایی) * رضا یعقوبیان

443

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتمین نور خداوند مبین ز نسل طاهایی) هفتمین نور خداوند مبین ز نسل طاهایی
از تبار علی و فاطمه و تو روح تقوایی
تو گل باغ حیدری
در کرامت تو محشری
روز جزا شیعه
با تو شود بیمه
مظلوم امام ما۲

موسی بن جعفری و نور خدا روح مناجاتی
با اذن خالق یکتا ز کرم تو باب حاجاتی
ما چو ذره تو آفتاب
هر دعا با تو مستجاب
تو روح تقوایی
کعبه ی دل هایی
مظلوم امام ما۲

روزه بودی تو گل فاطمه اما موقع افطار
از زندانبان یهودی گل زهرا دیده ای آزار
ظلم و کین بر تو شد فزون
شد دل از این شکنجه خون
ستم کشیدی تو
جز غم ندیدی تو
مظلوم امام ما۲

کنج زندان بلا خون دل تو ز ظلم زندانبان
سوزانده قلب تو را این ستم و رنج و غم و حرمان
سوی تو سندی آمده
تازیانه به تو زده
بر مرد آزاده
زهر ستم داده
مظلوم امام ما۲

گوشه ی محبس از این زهر ستم از نفس افتادی
با دل خون شده در راه خدا مولی تو جان دادی
جان پاک تو شد فدا
کاظمین شد بزم عزا
از آن همه بیداد
شیعه بزن فریاد
مظلوم امام ما۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:18
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

زمزمه نوحه امام کاظم(ع) -(سختی که اومد بعدش آرامش میادُ) *

0

زمزمه نوحه امام کاظم(ع) -(سختی که اومد بعدش آرامش میادُ) سختی که اومد بعدش آرامش میادُ
کور باشه چشمش اونکه ایران‌و نخوادُ
این مملکت از آل حیدر شد معطّر
اینجاست شیعه خونه‌ی موسی‌ بن جعفر

قلبِ پر از نور - صبرش زیاده
چون دیده عشق از - این خونواده
دست خدارو - دیدیم به عینه
این دست یاری - از کاظمینه

(باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر)

هر شهرمون یک بقعه هست از آل هاشم
لطف امامِ هفتم اینجا هست دائم
باب الحوائج تا که باشه غم نداریم
ما نسل پیروز تمامِ روزگاریم

دستای آقاست - روو قلب مردم
برکت رسیده - از مشهد و قم
از خونِ لاله - شد خونه رنگین
میره به زودی - این بغضِ سنگین

(باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر)

  • سه شنبه
  • 12
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 22:58
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(از تبار مصطفایی،امام هفتم) * رضا یعقوبیان

798

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(از تبار مصطفایی،امام هفتم) از تبار مصطفایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

هفتمین نور خداوند مبینی مولی
شیعه را تا به جزا حبل متینی مولی
باب حاجاتی و بی مثل و قرینی مولی
می کنی گره گشایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

پسر صادقی و موسی جعفر هستی
هفتمین منجی و از نسل پیمبر هستی
در سپهر دین حق چون مه انور هستی
فوق هر مدح و ثنایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

پسر صادقی و موسی جعفر هستی
هفتمین منجی و از نسل پیمبر هستی
در سپهر دین حق چون مه انور هستی
فوق هر مدح و ثنایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

از طفولیت من شامل من شد احسان
در کنار خوان احسان تو هستم مهمان
ما سراپا همه دردیم و تو هستی درمان
درد ما را تو دوایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

از ستم های عدو بی سر و بی سامانی
کنج محبس ز ستم گشته ای تو زندانی
می درخشید رخ تو چو مه تابانی
معنی و روح دعایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

گوشه ی محبس خود یاد خدا می کردی
زان همه رنج و مشقت سراپا دردی
کرده از جور و ستم خون دل تو نامردی
در ره دین تو فدایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

ای که تو کشته ی ظلم و ستم و بیدادی
گوشه ی محبس سندی ز نفس افتادی
زهر کین بر تو اثر کرده و تو جان دادی
تو به یاد کربلایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:23
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتمین نور حق،موسی جعفری) * رضا یعقوبیان

437

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتمین نور حق،موسی جعفری) هفتمین نور حق،موسی جعفری
از تبار علی،نجل پیغمبری
نور چشم اهل ولایی تو
پدر مظلوم رضایی تو
موسی جعفر۴

گلی از گلشن،خاتم المرسلین
یوسف فاطمه،رهبر هفتمین
یابن زهرا روح مناجاتی
تو ز لطف حق باب حاجاتی
موسی جعفر۴

ای امام غریب،شده ای غم نصیب
کنج زندان غم،بوده ای بی شکیب
بوده ای عمری گوشه ی زندان
در عبادت با دیده ی گریان
موسی جعفر۴

دشمن با تو چه کرد،سندی نانجیب
بر لبان تو بود،ذکر امن یجیب
گوشه ی زندان موقع افطار
دیدی از سندی تو بسی آزار
موسی جعفر۴

زان همه رنج و درد،قامت تو خمید
کنج زندان غم،گشته ای تو شهید
شیعه از داغت می زند فریاد
پیکرت مانده بر پل بغداد
موسی جعفر۴

از غم تو رضا،قامتش شد کمان
بهر تشییع تو،آمدند شیعیان
پیکر پاکت بر دوش یاران
جسم جدت زیر سم اسبان
موسی جعفر۴

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:25
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(الا ای شیعه ی حیدر بزن فریاد) * رضا یعقوبیان

385

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(الا ای شیعه ی حیدر بزن فریاد) الا ای شیعه ی حیدر بزن فریاد
شهید کین شده زندانی بغداد
گل زهرا۲

به زندان بلا موسی بن جعفر بود
اسیر کینه ی سندی کافر بود
گل زهرا۲

امام هفتمین راحت ز غم ها شد
از این عالم روانه سوی زهرا شد
گل زهرا۲

امام هفتمینی موسی جعفر
تو هستی از تبار احمد و حیدر
گل زهرا۲

تو گردیدی ز ظلم و کینه زندانی
نصیبت از ستم گشته پریشانی
گل زهرا۲

شدی زندان ز ظلم و کینه و تزویر
که گردیدی تو مولی در غل و زنجیر
گل زهرا۲

ز چه شد جای تو در گوشه ی زندان
تو گردیدی به راه دین حق قربان
گل زهرا۲

چه کرده با تو یا مولی عدوی دین
ستم ها کرده بر تو سندی بی دین
گل زهرا۲

ز کینه بوده ای کنج قفس مولی
ز زهر کین فتادی از نفس مولی
گل زهرا۲

تو در راه خدا جانت فدا گشته
پس از تو خون دل مولی رضا گشته
گل زهرا۲

کسی ننموده یا مولی تو را امداد
تن تو ماند سه روز روی پل بغداد
گل زهرا۲

شدی تشییع به روی شانه ی یاران
تن جد تو پامال سم اسبان
گل زهرا۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:28
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(گل گلزار دین موسی بن جعفر تویی) * رضا یعقوبیان

639

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(گل گلزار دین موسی بن جعفر تویی) گل گلزار دین موسی بن جعفر تویی
از تبار علی جان پیمبر تویی
هفتمین مقتدا
جان تو شد فدا
وای از این غم۲

کاظمین گشته از داغ تو ماتمسرا
خانه از ماتم تو شده بزم عزا
شیعه با چشم تر
ریزد اشک از بصر
وای از این غم۲

ای امام هدی شدی تو مسموم کین
شده فرزند تو رضای تو دلغمین
ظلم و کین شد فزون
دل تو گشته خون
وای از این غم۲

ای گل فاطمه بودی به کنج قفس
از ستم فتادی مولای من از نفس
صبر تو کم شده
قسمتت غم شده
وای از این غم۲

سوز داغت زده بر همه دل ها شرر
پسر تو رضا ریزد سرشک از بصر
شدی در راه دین
کشته ی زهر کین
وای از این غم۲

آن امامی که با صفا و آزاده بود
کنج زندان غم از نفس افتاده بود
گل زهرا نشان
شده ای قد کمان
وای از این غم۲

ای که بودی امام و رهبر عالمین
پیکرت مانده بر روی زمین چون حسین
از غم تو رضا
می زند ناله ها
وای از این غم۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:47
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(در کنج زندان بلا سندی کافر) * رضا یعقوبیان

1601

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(در کنج زندان بلا سندی کافر) در کنج زندان بلا سندی کافر
خون کرده از کینه دل موسی بن جعفر
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

سندی شاهک از چه بی جرم و بهانه
بر پیکر موسی زند با تازیانه
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

در کنج زندان قسمتش خون جگر شد
زهر ستم بر جسم و جان او شرر شد
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

از جور صیاد او به کنج قفس افتاد
از زهر کینه ی عدو از نفس افتاد
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

موسی بن جعفر هفتمین امام امت
از جور و کین جان داده در گوشه ی غربت
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

هفتم امام ما شده راحت ز غم ها
از گوشه ی زندان رود به سوی زهرا
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

موسی بن جعفر از ستم گردیده خاموش
با دست نور دیده اش گشته کفن پوش
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

بیت امام هفتمین بزم عزا شد
ذکر لب سوم علی وا غربتا شد
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

خون شد دل آل عبا زین ظلم و بیداد
پیکر او مانده به روی جسر بغداد
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

تشییع پیکرش شده بر دوش یاران
جسم حسین شد پایمال سم اسبان
هفتم گل دین،گردیده پرپر
شهید کین شد،موسی بن جعفر
موسی بن جعفر۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:51
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(رفته از دار دنیا موسی بن جعفر) * رضا یعقوبیان

438

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(رفته از دار دنیا موسی بن جعفر) رفته از دار دنیا موسی بن جعفر
کاظمین امروز شده صحرای محشر
بزم عزایش گردیده هر جا برپا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

آن که باشد بین همه بی قرینه
موسی بن جعفر شده شهید کینه
رضا زند بر سینه زین غم عظمی
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

هر شب سندی شاهک زد ظالمانه
بر پیکر پاک او با تازیانه
بر مرگش دعا می کرد هر شب چون زهرا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

زهر سندی زد بر جان او شراره
زهر اثر کرد بر جانش او بی قراره
غربت ائمه با او گشته معنا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

شرر زده زهر کین بر جسم و جانش
سوزانده این زهر تا مغز استخوانش
کاظمین از داغ او شد ماتمسرا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

آن کس که عالم بوده در پناه او
زندان هارون شده قتلگاه او
کاظمین از داغ او گشته کربلا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

ای شیعه از غربت او بزن فریاد
جسم پاک او بر روی جسر بغداد
شیعیان از داغ او در شور و نوا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

جسم پاکش را بردند بیرون از زندان
تشییع جنازه شد بر دوش یاران
افتاده دل یاد شهید کربلا
واویلا واویلا واویلا واویلا۳

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:54
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(مظهر حی داور،گل باغ پیمبر) * رضا یعقوبیان

1352

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(مظهر حی داور،گل باغ پیمبر) مظهر حی داور،گل باغ پیمبر
کشته ی زهر کینه،شده موسی بن جعفر
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

ای گل باغ طاها،کعبه ی جان و دل ها
شدی راحت ز غم ها،می روی سوی زهرا
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

از غم داغ کاظم،بزم ماتم به پا شد
امشب از ماتم او،کاظمین کربلا شد
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

از عدو چه کشیدی،جز غم و درد ندیدی
زین همه ظلم و آزار،دل ز هستی بریدی
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

جان فدای تو مولی،آن همه غصه هایت
خواستی لحظه لحظه،مرگ خود از خدایت
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

طعنه ی دشمن دون،سوزانده او دل تو
اثر تازیانه،زد شرر حاصل تو
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

ای که هستی گلی از،بوستان نبوت
داده زهر بر تو مولی،سندی بی مروت
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

زهر سندی نامرد،برده تاب و توانت
زآتش زهر کینه،سوخته استخوانت
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

داد و بیداد شد آزاد،پدر از کنج زندان
از غم داغ بابا،تسلیت یا رضاجان
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

زان همه ظلم و بیداد،بزن ای شیعه فریاد
جسم پاک تو مانده،به روی جسر بغداد
رفته از دنیا هفتم مولی
آجرک الله امام رضا

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:19
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتم گل گلزار دین از ظلم و کین پرپر شده) * رضا یعقوبیان

673

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتم گل گلزار دین از ظلم و کین پرپر شده) هفتم گل گلزار دین از ظلم و کین پرپر شده
از داغ موسی بن جعفر کاظمین چون محشر شده
در گوشه ی زندان غم پسرش را زند صدا
امام رضا امام رضا۲

موسی بن جعفر از ستم کنج زندان مأوا گرفت
با یاد خالق یکتا روز و شب ها احیا گرفت
از ظلم و کین اشقیا کنج زندان بوده تنها
امام رضا امام رضا۲

سندی بن شاهک او را هر شب بی بهانه می زد
به جای احترام او بر او تازیانه می زد
هر روزه روزه بود اما هر افطارش شد عاشورا
امام رضا امام رضا۲

سوز زهر آن بی حیا شرر زده بر جان او
گردیده یاد غربتش هر دلی پریشان او
زین همه مصیبت و غم غربت او گشته معنا
امام رضا امام رضا۲

امامی که همچون جد و پدر خود بوده مظلوم
با زهر کینه ی دشمن کنج زندان گشته مسموم
هفتم امام شیعیان شد شهید از ظلم اعدا
امام رضا امام رضا۲

گوشه ی زندان بلا شد محل عبادتش
از غربتش این بس شده کنج زندان شهادتش
از این جهان بی وفا او می رود سوی زهرا
امام رضا امام رضا۲

امام هفتمین شده شهید کینه و بیداد
غربت نگر مانده سه روز پیکرش بر جسر بغداد
اما تشییع جنازه شد آن کشته ی زهر جفا
امام رضا امام رضا۲

در هنگام تشییع او پیکرش بر دوش یاران
اما پیکر جد او مانده زیر سم اسبان
وا غربتا از کاظمین واویلتا از کربلا
امام رضا امام رضا۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:23
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(گل پیغمبر،موسی جعفر) * رضا یعقوبیان

494

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(گل پیغمبر،موسی جعفر) گل پیغمبر،موسی جعفر
کاظمین گشته،از غمش محشر
آه و واویلا۲

هفتمین مه شد،راحت از غم ها
می رود سوی،حضرت زهرا
آه و واویلا۲

کاظمین باشد،در عزا امشب
از غم موسی،کربلا امشب
آه و واویلا۲

شد شهید کین،یوسف زهرا
از غم داغش،خون شده دل ها
آه و واویلا۲

با دل سوزان،دیده ی گریان
جای موسی شد،گوشه ی زندان
آه و واویلا۲

سندی از کینه،بی بهانه زد
گل زهرا را،تازیانه زد
آه و واویلا۲

با خدای خود،می کند نجوا
شد ز داغ او،غربتش معنا
آه و واویلا۲

مرگ خود را او،از خدا می خواست
هر کجا بهرش،بزم غم برپاست
آه و واویلا۲

سوزد از داغش،نور عین او
شده در ماتم،کاظمین او
آه و واویلا۲

خون دل عالم،زین همه بیداد
پیکر او ماند،بر پل بغداد
آه و واویلا۲

شد تنش تشییع،آن امام پاک
پیکر جدش،پاره روی خاک
آه و واویلا۲

پیکر او بر،دوش یاران بود
جد او زیر،سم اسبان بود
آه و واویلا۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:27
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(مهر تو در،دل شیعه) * رضا یعقوبیان

605

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(مهر تو در،دل شیعه) مهر تو در،دل شیعه
شد عجین با،گل شیعه
تویی یا مولی نجل پیمبر
هستی صادق موسی بن جعفر
مددی مولی موسی بن جعفر۲

لطف و جودت،بی نهایت
زنده هستم،با ولایت
هفتمین رهبر خورشید دینی
تا صف محشر حبل المتینی
مددی مولی موسی بن جعفر۲

نور چشم،عالمینی
زیب شهر،کاظمینی
تو امید هر اهل ولایی
ای گل زهرا مشکل گشایی
مددی مولی موسی بن جعفر۲

جز تو مولی،کس ندارم
کن نگه بر،حال زارم
مایه ی لطف و آرام جانی
بر همه مولی دارالامانی
مددی مولی موسی بن جعفر۲

هرکه آمد،در پناهت
گردد آقا،با نگاهت
در همه عالم گردیده رایج
تویی یا مولی باب الحوائج
مددی مولی موسی بن جعفر۲

همه عالم،به فدایت
شیعه سوزد،از برایت
شیعه از داغت عزا گرفته
هر دل عاشق نوا گرفته
مددی مولی موسی بن جعفر۲

شدی راحت،از ستم ها
روی امشب،سوی زهرا
تو که مهمان پروردگاری
شیعه می گوید با اشک و زاری
مددی مولی موسی بن جعفر۲

کاظمینت،کربلا شد
شیعه امشب،در عزا شد
عالم هستی را غم گرفته
در جنان زهرا ماتم گرفته
مددی مولی موسی بن جعفر۲

کنج زندان،چه کشیدی
غیر ظلمت،تو ندیدی
این چنین گفتی با دل پر خون
نجنی یا رب من حبس هارون
مددی مولی موسی بن جعفر۲

ای امام،بی قرینه
ای شهید،زهر کینه
گوشه ی زندان غریب و مظلوم
از ستم گشتی مولی تو مسموم
مددی مولی موسی بن جعفر۲

ای که بودی،جان امت
رهسپاری،سوی جنت
شمع جان تو گردیده خاموش
هشتمین مولی از غم سیه پوش
مددی مولی موسی بن جعفر۲

کاظمین را،غم گرفته
هر دل امشب،دم گرفته
سندی شاهک با زهر کینه
کشته آن ماه شهر مدینه
مددی مولی موسی بن جعفر۲

وای از این غم،ظلم و بیداد
پیکرت بر،جسر بغداد
شدی یا مولی تشییع جنازه
داغ جدت شد دوباره تازه
مددی مولی موسی بن جعفر۲

پیکرت بر،دوش یاران
دیده گریان،بی قراران
شیعیان امشب در شور و شینند
یاد دشت خون یاد حسینند
مددی مولی موسی بن جعفر۲

دل شد امشب،کربلایی
با نوای،نینوایی
پیکر جدت در خون کشیدند
سر پاک او از کین بریدند
مددی مولی موسی بن جعفر۲

پیش چشم،خواهر او
رفته روی،نی سر او
شد به خون غلتان با لب عطشان
پسر زهرا شاه شهیدان
مددی مولی موسی بن جعفر۲

دشمن آتش،زد به خیمه
رأس پاکش،روی نیزه
زخم زینب را دشمن نمک زد
بر یتیمانش هر دم کتک زد
مددی مولی موسی بن جعفر۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:36
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(شور محشر دوباره شد برپا) * رضا یعقوبیان

446

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(شور محشر دوباره شد برپا) شور محشر دوباره شد برپا
رفته سوی خدا گل زهرا
شهید از کین موسی بن جعفر شد
هم در غم زین ماتم عظمی
آه و واویلا آه و واویلا۳

از غم داغ هفتمین مولی
کاظمین گشته هجوم عاشورا
از ستم های دشمن بی دین
دیگر راحت شده گل طاها
آه و واویلا آه و واویلا۳

ای که باشی ز نسل پیغمبر
پسر فاطمه گل حیدر
به شهر کاظمین ز ظلم و کین
همچو گل از ستم شدی پرپر
آه و واویلا آه و واویلا۳

گل گلزار مصطفایی تو
پسر خیره النسایی تو
نهمین نور و هفتمین مولی
شیعیان را تو مقتدایی تو
آه و واویلا آه و واویلا۳

تو گل بوستان زهرایی
بعد بابا بر همه مولایی
باب حاجاتی در همه عالم
یابن زهرا ز بس که آقایی
آه و واویلا آه و واویلا۳

ای که هستی خورشید رخشنده
با صفا با دستای بخشنده
با نگاه تو گشته ام زنده
از تو هستم همیشه شرمنده
آه و واویلا آه و واویلا۳

تویی بر شیعه چون مه تابان
بوده ای عمری گوشه ی زندان
شده ای نور همه ی دل ها
شهید از ظلم و جور زندانبان
آه و واویلا آه و واویلا۳

تویی اسطوره ی جوانمردی
تو سراپا رنج و غم و دردی
چه کشیدی به حبس آخر خود
مرگ خود از خدا طلب کردی
آه و واویلا آه و واویلا۳

آتش کینه ها زبانه زد
پیکرت را عدو نشانه زد
تو را سندی مرتد کافر
وقت افطار به تازیانه زد
آه و واویلا آه و واویلا۳

همه عمرت فقط تو غم دیدی
خوشی در زندگی تو کم دیدی
بمیرم از برای تو مولی
کنج زندان رنج و ستم دیدی
آه و واویلا آه و واویلا۳

سوزد از غم دل محبانت
جان عالم شود به قربانت
کنج زندان ز کینه ی هارون
زد شرر زخم کینه بر جانت
آه و واویلا آه و واویلا۳

امان ای دل امان از این بیداد
زین مصیبت شیعه بزن فریاد
پیکر پاک موسی جعفر
سه روز مانده روی پل بغداد
آه و واویلا آه و واویلا۳

پیکر تو تشییع جنازه شد
داغ جدت دوباره تازه شد
پیکر صد چاک حسین تو
با سم اسب و نعل تازه شد
آه و واویلا آه و واویلا۳

غل و زنجیر کین به پیکر تو
شکر لله ندیده دختر تو
سر پاک و مطهرت مولی
ندیده روی نیزه خواهر تو
آه و واویلا آه و واویلا۳

پیکرت را چه با صفا بردند
همه از غصه ی تو پژمردند
کربلا تا نام حسین بردند
همگی تازیانه می خوردند
آه و واویلا آه و واویلا۳

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:44
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(عزای هفتمین مولی رسیده) * رضا یعقوبیان

450

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(عزای هفتمین مولی رسیده) عزای هفتمین مولی رسیده
همان کاو خیری از دنیا ندیده
رضا گشته ز داغش قد خمیده
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

به پا در هر کجا بزم عزا شد
از این غم کاظمین ماتمسرا شد
عزادار پدر مولی رضا شد
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

امام هفتمین خورشید تابان
شهید راه دین شد کنج زندان
رضا از داغ او گردیده گریان
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

همان کاو بود لطفش بی کرانه
ستم گردیده بر او ظالمانه
بزد سندی به جسمش تازیانه
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

شده در گوشه ی زندان مکانش
دگر رفته ز تن تاب و توانش
شرر زد زهر کین بر جسم و جانش
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

همان کاو بر همه عالم امان داد
به دین حق بقای جاودان داد
به کنج محبس هارون جان داد
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

ستم های عدو از حد فزون شد
شهید کینه از زندان برون شد
دل اهل ولا زین داغ خون شد
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

شهید کینه شد از ظلم و بیداد
بزن از داغ او ای شیعه فریاد
تن پاکش به روی جسر بغداد
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

همه عالم ز داغ او پریشان
بود جسمش به روی دوش یاران
ولیکن جد او شد تیرباران
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

شده تشییع جنازه پیکر او
اسیری کس نبرده خواهر او
نخورده تازیانه دختر او
ز ماتم شد قیامت،رضا سرت سلامت۲

#رضا_

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:53
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

مرثیه امام کاظم (ع) -(چه خیری دارد این روضه، چه حالی، احسن الحال است) * ناشناس ؟؟؟

1093

مرثیه امام کاظم (ع) -(چه خیری دارد این روضه، چه حالی، احسن الحال است) چه خیری دارد این روضه، چه حالی، احسن الحال است
عزا و گریه بر موسی بن جعفر، خیرالاعمال است

هر آن کس زد صدا در زندگی، باب الحوائج را
علی رغم تمام مشکلاتِ خود، خوش اقبال است

کسی که اعتقادش بر شفای روضه اش سُست است
اساساً ریشه ی توحید و ایمانش پُر اشکال است

همین که نام او در خاطر بیمار می آید
طبیب از راه می آید، شفایش هم به دنبال است

همیشه کار سائل ها، تمنا از کریمان است
کریمان بینشان همواره بخشش، رسم و منوال است

زن بدکاره را با یک نظاره زیر و رو کرد و...
زن افتاده به سجده، نزد معبودش سبک بال است

کسی که عرشیان مشتاق بر پابوسی اش هستند
چرا منزلگهش بر خاک نمناک سیهچال است؟!

به لب خلصنی یا رب دارد و مانند صدیقه
نمی دانم چرا جسمش شبیه باغ آلاله است

چرا جسم نحیفش از رد شلاق گلگون شد؟!
چرا آخر عبای ریش ریش او لگدمال است؟!

چرا مولای ما افتاده گیر بددهانی پست؟!
چرا هر صبح و شب در دور آقا جار و جنجال است؟!

چگونه ساق پایش را شکسته سندی ملعون؟!
تکان که می خورد پایش، تمام روز بدحال است
**
چکیده اشک روضه بر لبِ خشکیده از زهرش
به یاد غربت لب تشنه ای در بین گودال است

مگر آخر چه شد در وقت غارت کردن ارباب؟!
به دست هر کسی یک تکه از پیراهن و شال است

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 12:22
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

در مدح ومناجات شهادت امام موسی کاظم (ع) -(من که جلد بام شاه مشهدم) * سید پوریا هاشمی

1450

در مدح ومناجات شهادت امام موسی کاظم (ع) -(من که جلد بام شاه مشهدم) من که جلد بام شاه مشهدم
دست بر دامان پُر مهرش زدم
نان خوبان‌ می‌خورم گرچه بدم
(مَن اَراد الله) خواندم آمدم

سفره دار ما گدایان السلام
کاظمین الغیظِ قرآن السلام

هرکجا سخت آمده دنیا به ما
گوشه‌ چشمی کردی ای آقا به ما
یک علی دادی و‌یک‌ زهرا به ما
جور شد پس فیض دقُّ الباب ما

گرچه دورم ای صفای کاظمین
طوس و قم‌ دارد هوای کاظمین

گریه آوردم‌ که خوشحالم کنی
می‌شود آیا سبک بالم کنی..
گر نشد صَفْوانِ جمالم کنی..
راضیم براینکه حمالم‌ کنی

دلخوشم‌ حمال کوی دلبرم
بار زُوار شما را می‌برم

تا نظر سمت کلافی می‌کنی
بر گلیمت عرش بافی می‌کنی
خوش بدی‌ها را تلافی می‌کنی
بُشر مُطرب را تو حافی می‌کنی

کاش ای آقا که ذره پروری
یک سحر از کوچه‌ی ما بگذری

بنده‌ی نفسیم ایمانی بده
نسخه‌ی فوری درمانی بده
یاد ما رسم مسلمانی بده
سفره را وا کن به ما نانی بده

انبیا هم مثل ما پشت درند
نان خشکت را تبرک می‌برند

ای فدای اشک‌های جاری ات
داغ بر دل شد شب از بیداری ات
بین‌ آن بیتوته ی اجباری ات
دادْ زندانبان عجب دلداری ات

یا مُخَلِّص گفتی و دل‌ْ زار شد
مادرت بالا سرت تبدار شد

هرکس آمد رد شد از روی عبا
وای من ماندی به زیر دست و پا
زیر لب گفتی امان از کربلا
ذبح شد جدِّ غریبم بی هوا

تا سواران بین خیمه تاختند
عمه جانم‌ را زمین انداختند

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 12:31
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

مرثیه شهادت امام کاظم (ع) -(قصد سفر کردم که باشد مقصدم مشهد ) * علیرضا خاکساری

1022

مرثیه شهادت امام کاظم (ع) -(قصد سفر کردم که باشد مقصدم مشهد ) قصد سفر کردم که باشد مقصدم مشهد
عمری کبوتروار جلد مشهدم مشهد
امیدوارانه همیشه پَر زدم مشهد
هربار بعد از کاظمینش آمدم مشهد

باب الحوائج خیرخواهانه دعایم کرد
موسی بن جعفر آستان‌بوسِ رضایم کرد

دل‌های مشتاقان همیشه آرزومندش
در محشر فردا همه محتاج لبخندش
او نیست در بند کسی، دنیاست در بندش
اولاد من قربان این بابا و فرزندش

عمری بدهکارم بدهکار رضاجانش
شد بهترین سلطان عالم طفل دامانش

سلطان هوای رعیت‌اش را بیشتر دارد
ارباب از حال دل نوکر خبر دارد
هرقدر که مهر و محبت این پسر دارد
این رأفت‌اش را یادگاری از پدر دارد

شمسی که خود می‌پرورد شمس‌الشموس این است
در چشم خاص و عام " زین المجتهدین " است

موسای اهل بیت بود از هرکسی سر بود
گنجینه‌ی جمع کمالات پیمبر بود
او پنجمین ذریه‌ی زهرای اطهر بود
جانم به معصومی که خود معصومه‌پرور بود

مانند او اولاد او با آبرو هستند
سادات ایران بیشتر از نسل او هستند

از نسل زهرا از تبار " هاشم" اش خواندند
گاهی " وفیّ" گفتند و گاهی " قائم " اش خواندند
اهل ادب، اهل تدبر عالمش خواندند
میدانی اصلاً از چه بابت کاظمش خواندند؟

عمری به روی غیظ کردن بست چشم‌اش را
حتی ندیده دشمن او نیز خشم‌اش را

دارد نسیم مهرورزی عطر خوشبویش
تنها تبسم می‌چکد از روی دلجویش
سنی و شیعه گوید از اخلاق نیکویش
هدیه فرستاده برای شخص بدگویش

در هر قنوت خویش مردم را دعا می‌کرد
با جمع بدگویانِ خود، اینگونه تا می‌کرد

او با زبان حق در این عالم تکلم کرد
حتی به روی دشمن خود هم تبسم کرد
عمری به هر درمانده‌ای مولا ترحم کرد
در پیشگاهش بُشر حافی دست و پا گم کرد

این دستگیری‌ها به یُمنِ التفاتش بود
احیای دل‌ها هم یکی از معجزاتش بود

همراه علم و منطق و برهان امامت کرد
بی مزد و منت بارها قصد هدایت کرد
جای پدر از منظر اسلام صحبت کرد
از پاسخ او بوحنیفه نیز حیرت کرد

در کودکی تندیس درک و فهم کامل بود
از خردسالی نیز حلّال مسائل بود

من خرج مدحش می‌کنم ابیات موزون را
وقف وجودش می‌کنم طبع دگرگون را
کی چشم پوشی می‌کنم این‌گونه مضمون را؟
باید که یادآور شوم اقرار هارون را

جز او کسی آیینه‌ی موسی بن عمران نیست
میراث‌دارِ دانش جمع رسولان نیست

همچون پدر بر روی منبر درس دین می‌گفت
با لحن زیبای امیرالمومنین می‌گفت
تفسیری از فحوای آیات مبین می‌گفت
شیخ الائمه مدح او را این چنین می‌گفت:

قطعاً رحیم است و علیم است و حکیم است او
مانند اجدادش کریم بن کریم است او
**
افسوس اسیر دست جمعی بی‌مروت شد
عمری از این زندان به آن زندان...اذیت شد
سهمش از این دنیا فقط درد و مشقت شد
در هر سیه‌چالی مکرر هتک حرمت شد

شلاق زندان‌بان او خیلی به او بد کرد
لعنت به سندی، سندی بن شاهک نامرد

هردفعه که راهی زندان بلا می‌شد
از دخترش معصومه با حسرت جدا می‌شد
در دخمه‌ای با درد غربت آشنا می‌شد ‌
از بی‌کسی هر روز دلتنگ رضا می‌شد

آزرده از تنهایی و رنج مصائب بود
شب تا سحر هم صحبتش تنها "مسیب" بود

یک عده با نامهربانی خسته‌اش کردند
با ضربه‌های ناگهانی خسته‌اش کردند
با چوب‌های خیزرانی خسته‌اش کردند
با ناسزا و بددهانی خسته‌اش کردند

هرصبح و شب وقتی به سمت قبله رو می‌کرد
بین قنوتش مرگ خود را آرزو می‌کرد

مانند زهرا مادر خود درد پهلو داشت
عمری نشان از تازیانه روی بازو داشت
در صورت نیلی خود، زخمی به ابرو داشت
مرثیه در لفافه می‌گویم؛ دو زانو داشت

ساق شکسته در غل و زنجیر تا می‌خورد
سیلی شبیه مادر خود بی هوا می‌خورد

با اینکه رد سلسله بر پیکرش دارد
شکر خدا یک جای سالم در سرش دارد
حالا که جمعی بی حیا دور و برش دارد
الحمدلله جای امنی دخترش دارد

معصومه‌اش با چشم‌تر راهی زندان نیست
در هر دو پای دخترش خار مغیلان نیست

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 12:33
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم ع -(پدرِ حضرتِ شاهِ خراسان سلام هفتمین کوکب و خسروِ خوبان سلام) * هستی محرابی

659

شهادت امام موسی کاظم ع -(پدرِ حضرتِ شاهِ خراسان سلام هفتمین کوکب و خسروِ خوبان سلام) ‍ ‍ #مرثیه_شهادت_امام_موسی_کاظم_ع

◾بنداول
پدرِ حضرتِ شاهِ خراسان سلام
هفتمین کوکب و خسروِ خوبان سلام
آفتابِ ولا
نورِ پاکِ خدا
موسی بنِ جعفر (ع)
موسی بنِ جعفر‌(ع) (۲)

◾بنددوم
السّلام و علیک ای عطشِ ربنا
بر لبت روز و شب ذکرِ دعا و ثنا
قبله ی عالَمین
مشعلِ کاظمین
موسی بنِ جعفر
موسی بنِ جعفر (۲)

◾بندسوم
قامتِ آسمان خم شده از داغِ تو
سوگوار از غمت سینه ی عشاقِ تو
مقتدای همه
پسرِ فاطمه (س)
موسی بنِ جعفر
موسی بنِ جعفر (۲)

◾بندچهارم
شده معصومه از داِغِ غمت نوحه گر
شعله ی داغِ تو در دلِ او شعله ور
شد عزادارِ تو
گشته بیمارِ تو
موسی بنِ جعفر
موسی بنِ جعفر (۲)

◾بندپنجم
وقتِ جان دادنت چشمِ تو مانده به در
کی رضا می رسد بر سرِ نعشِ پدر
سر به امرِ قضا
بر لبت یا رضا
موسی بنِ جعفر
موسی بنِ جعفر (۲)

◾بند ششم
دلِ ما بیقرار از غمِ هجرانِ توست
ناله وُ اشکِ ما روضه ی زندانِ توست
بانگِ عجِّل وفات
آید از قتلگات
موسی ابنِ جعفر
موسی ابنِ جعفر (۲)

◾بند هفتم
این بوَد خواهشِ جمله گدایانِ تو
چشمِ امیدِ ما بر درِ احسانِ تو
هفتمین حجتی
وارثِ غربتی
موسی بنِ جعفر
موسی بنِ جعفر (۲)

◾بند هشتم
کاظمینی شویم جانِ رضا جانِ تو
جملگی زائرِ روضه ی رضوانِ تو
لاله ی جعفری
نورِ پیغمبری
موسی بنِ جعفر
موسی بنِ جعفر (۲)

#سه_شنبه_شب_۲۵_بهمن
#هستی_محرابی

  • چهارشنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:56
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم ع -(دل بسوزد از غم و دردِ امامِ شیعیان حضرتِ موسیَ ابنِ جعفر آن کریم و مهربان) * هستی محرابی

795

شهادت امام موسی کاظم ع -(دل بسوزد از غم و دردِ امامِ شیعیان حضرتِ موسیَ ابنِ جعفر آن کریم و مهربان) #روضه_حضرت_موسی_ابن_جعفر_ع

دل بسوزد از غم و دردِ امامِ شیعیان
حضرتِ موسیَ ابنِ جعفر آن کریم و مهربان

در غل و زنجیرِ دشمن جسمِ او بی تاب شد
روح و جانش ذره ذره مثلِ شمعی آب شد

دل بسوزد از نشانِ تازیانه بر تنش
مَحبسِ تاریکِ هارون شاهدِ جان کندنش

می رسد از کاظمینش لحظه‌لحظه بوی‌غم
جسمِ قرآنِ خدا در بندِ زنجیرِ ستم

خِشتِ زندان شد انیسِ سینه‌ی مجروحِ او
ناظرِ شبهای درد و غربت و اندوهِ او

روضه‌ی درد و غمش را از کجا باید شنید
از شبِ تاریکِ زندانِ بلا باید شنید

صحنه های جانگدازِ آن سیه چالِ مخوف
شعله می زد آتشی بر قلبِ مولای رئوف

وای از جسمِ نحیف و اشک و آهِ بیکسی
دردِ هجرانِ رضا در غایتِ دلواپسی

در تنورِ شعله‌های اشک می سوزد گلی
درد دارد نغمه‌های جانگدازِ بلبلی

جان او مَملوِّ از شیدایی و صبرِ خداست
زنده میسوزد ولیکن ناله‌هایش بیصداست

لحظه ی آخر تنش را در کفن پیچیده‌اند
شیعیان اشکِ گلاب بر قبرِ او پاشیده اند

لیک جدش در میانِ قتلگه عریان بدن
در کنارِ پیکرش یک خواهری شد سینه زن

زیر سمِّ اسبها تا پیکرش افتاده بود
دخترش در خیمه‌ چندین مرتبه جان داده بود!

#چهارشنبه_۲۶_بهمن_۱۴۰۱
#هستی_محرابی

  • چهارشنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:03
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -(زندان شده ماوای من هم قاتل من) * رسول چهارمحالی

393

نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -(زندان شده ماوای من هم قاتل من) سبک سنتی شاه شهیدان،سالار زینب

موسی ابن جعفر،(باب الحوائج)2

زندان شده ماوای من،هم قاتل من
عمرم سپر شد یا رضا،ای حاصل من
دورم خدایا،از یاورانم،از کودکانم
شد قاتل من دوری از،شاه جوانم

این دل ثنا خوان تو شد موسی ابن جعفر
دل بی قرار غصه هات موسی ابن جعفر
از دوری نور دودیده جان سپردی
در کنج زندان بی نوا موسی ابن جعفر

گشتی رها از بند دشمن جان سپردی
تابوت با زنجیر بر یاران سپردی
خواهر نبودت تا ببیند دست و پایت
زینب بمیرم من برای غصه هایت

تو روزها را،در روزه بودی،مولای خوبم
افطار شب ها،سیلی به صورت،مظلوم عالم
لطف تو آقا،بر آن زن بد،کار شفا کرد
آن حیله ها را،عشق تو آقا،چون پنبه وا کرد

در کاظمین بانگ عزاست موسی ابن جعفر
ای یوسف آل عبا،موسی ابن جعفر
زندان به تو خو کرده است موسی ابن جعفر
گشتی فدا بهر خدا،موسی ابن جعفر

مهدی بیا تا ،ماتم بگیریم،در سوگ کاظم
خاک مصیبت ،بر سر بگیریم،در سوگ کاظم
عرش و فلک،ملک و ملک ،در سوگ کاظم
آقا علی موسی الرضا ،در سوگ کاظم

امشب برات کربلا و کاظمینت را
آقا به ما بنما روا جان رضا جانت
ساقی به لب دارد نوای ماتمت مولا
بنما نظر بر حال ما جان عزیزانت

موسی ابن جعفر (باب الحوائج)2

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:25
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد