شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس
 الیاس محمدشاهی

زمینه شهادت امام موسی کاظم (ع) -(میونه این زندونه غمای کس و یارم) * الیاس محمدشاهی

1096

زمینه شهادت امام موسی  کاظم (ع) -(میونه این زندونه غمای کس و یارم) بند اول

میونه این زندونه غم(بی کس ویارم۳)
بال و پَرَم شکسته و (غمین و زارم۳)

شده پُر از غُصه دلم،رنج ومصیبت قاتلم
خلصنی یا رب
مأموره زندانبانه من،یه کافریه بَد دَهَن
جونمه بر لب

گریه و نالم شده بی تأثیر
سنگه صبورم این غل و زنجیر

(واویلتا۲)(آه از غریبی۳)

بند دوم

میسوزه پاتابه سرم(از زهره کینه۳)
تازه شده برای من(داغه مدینه۳)

فاطمه رو خیلی زدن،به صورتش سیلی زدن
جلوی حیدر
در بینه مُشتی اَشقیا ، یه عده پست و بی حیا
اُفتاده مادر

ثانی نامرد ، لگد به در زد
به زندگیه ، علی شرر زد

(واویلتا۲)(آه وواویلا۳)

بند سوم

به زیره سلسه میگم( با آهه بسیار۳)
ناموس اهلبیت کجا(کوچه و بازار۳)

در گذره یهودیان،آتش و سنگه ظالمان
بادسته بسته
قامتش از غصه خمید،موی سرش شده سپید
عمه ی خسته

وای از غریبی تو دله اغیار
یزید و چوب و صورت دلدار

(واویلتا۲)(آه وواویلا۳)

  • شنبه
  • 14
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 19:58
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شور شهادت امام کاظم (ع) -(دلم خونه_چشام بارونه بازم من) * رضا نصابی

952

شور شهادت امام کاظم (ع) -(دلم خونه_چشام بارونه بازم من) بنداول زبانحال مستمع

دلم خونه_چشام بارونه بازم من

به تن دارم _دوباره رخت ماتم من

گرفتاره _توهستم یا ابا السلطان(ع)

عزاداره _توهستم یا ابا السلطان(ع)

چهارده سال_ زندان بود جای تو اقا

بستن زنجیر_به دست و پای تو اقا

چهار ده سال _ازین زندون به اون زندون
بمیرم که_نداره غصه هات پایون
وغریب آقام غریب آقام
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
بنددوم
چهار ده سال _چه زجرایی کشیدی تو

چهار ده سال _چه دشناما شنیدی تو

چهار ده سال _اسیر طعنه و آزار

چهار ده سال _سیلی خوردی جای افطار
⚫️
چهار ده سال کشیدی سختیا اقا

چهار ده سال دیدی رنج ومصیبت ها

بمیرم که _کسی نشنیدصدا ها تو

شنیدم که_شکستن ساق پا هاتو

زبانحال امام کاظم

غریبم من _اسیر این سیاه چالم

غریبم من_میره تا آسمون نالم

رضا جانم _کجایی هستی بابا

رضا جانم_دارم میرم ازین دنیا

خلاصم کن _خداوندا ازین زندان

خلاصم کن_ازین زندان و زندان بان

خلاصم کن_ازین درد و ازین هجرون

خلاصم کن _خدا از ظلمای هارون

غریب آقام غریب آقام
بندچهارم گریزبه کربلا
می سوزونه_ شرار زهر وجودم رو

زده آتیش_ تموم تارو پودم رو

می سوزم من _ به یاد لبهای سقا

یادجدم_ بیاد روز عاشورا

میسوزم من _به یاد راس بریده

لب تشنه_ که عمه م اونو بوسیده

می افتم من_به یاد لحظه ی اخر

یاد عمه م _به یاد رگ های حنجر

حسین جانم حسین جانم حسین جانم

  • چهارشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور امام کاظم (س) -(سمته کاظمینتون پر میزنم) * رضا نصابی

631

شور امام کاظم (س) -(سمته کاظمینتون پر میزنم) سمته کاظمینتون پر میزنم
در خونتون و من در میزنم
رو نده ام از همه جاواومدم
روبه تو موسی ابن جعفر میزنم

دست خالی مو ببین
پر کن از کرم اقا
تنها از تو من می خوام
سفر کربو بلا

بمیرم برای غصه های تو
برا بغضه خسته ی صدای تو
بمیرم که در غل و زنجیر بوده
یه عمره که اقا دست و پای تو

عمری روی لب تو
اسم شاه سر جدا
گریونه چشمای تو
از داغ کربو بلا

بمیرم برای خواهر تو شاه
خنجر تشنه و حنجر تو شاه
دوازده ضربه زدو جدا میکرد
ازقفا به سختی که سرتو شاه

میدیدش از روی تل
شنیدم که خواهرت
چهل تا نعل رد شدن از
پاره های بدنت

  • چهارشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 22:15
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور امام کاظم (ع) -(دلم خونه_چشام بارونه بازم من) * رضا نصابی

696

شور امام کاظم (ع) -(دلم خونه_چشام بارونه بازم من) بنداول زبانحال مستمع

دلم خونه_چشام بارونه بازم من
به تن دارم _دوباره رخت ماتم من

گرفتاره _توهستم یا ابا السلطان(ع)
عزاداره _توهستم یا ابا السلطان(ع)

چهارده سال_ زندان بود جای تو اقا
بستن زنجیر_به دست و پای تو اقا

چهار ده سال _ازین زندون به اون زندون
بمیرم که_نداره غصه هات پایون
غریب آقام غریب آقام
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
بنددوم
چهار ده سال _چه زجرایی کشیدی تو
چهار ده سال _چه دشناما شنیدی تو

چهار ده سال _اسیر طعنه و آزار
چهار ده سال _سیلی خوردی جای افطار

چهار ده سال کشیدی سختیا اقا
چهار ده سال دیدی رنج ومصیبت ها
⚫️
بمیرم که _کسی نشنیدصدا ها تو
شنیدم که_شکستن ساق پا هاتو
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
زبانحال امام کاظم

غریبم من _اسیر این سیاه چالم
غریبم من_میره تا آسمون نالم

رضا جانم _کجایی هستی بابا
رضا جانم_دارم میرم ازین دنیا

خلاصم کن _خداوندا ازین زندان
خلاصم کن_ازین زندان و زندان بان

خلاصم کن_ازین درد و ازین هجرون
خلاصم کن _خدا از ظلمای هارون
غریب آقام غریب آقام
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
بندچهارم گریزبه کربلا
می سوزونه_ شرار زهر وجودم رو
زده آتیش_ تموم تارو پودم رو

می سوزم من _ به یاد لبهای سقا
یادجدم_ بیاد روز عاشورا

میسوزم من _به یاد راس بریده
لب تشنه_ که عمه م اونو بوسیده

می افتم من_به یاد لحظه ی اخر
یاد عمه م _به یاد رگ های حنجر

حسین جانم حسین جانم حسین جانم

  • چهارشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 22:20
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور امام کاظم (ع) -( معنای قرانی تو خورشید تابانی تو اسیر زندانی تو) * رضا نصابی

599

شور امام کاظم (ع) -( معنای قرانی تو خورشید تابانی تو اسیر زندانی تو) بنداول مدحی
باب الحوایج اقام

معنای قرانی تو
خورشید تابانی تو
اسیر زندانی تو

باب الحوائج اقام

توفیض دائم هستی
فخر عوالم هستی
امام کاظم هستی

باب الحوائج اقا

به ماسوا آقایی
تویی ابالرضایی
معصومه را بابایی

امان ازین غریبی
✅بنددوم مصیبت

باب الحوائج اقام

عمر خود از کف دادی
تو بی صدا فریادی
زندانی بغدادی

باب الحوائج اقا
غم بی امان دیدی تو
زخم زبان دیدی تو
قد کمان دیدی تو

باب الحوائج اقا

بال و پر تو می سوخت
چشم تر تو می سوخت
زخم سر تو می سوخت

امان ازین غریبی
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
بندسوم مصیبت
باب الحوائج اقا

از زندگی سیری تو
اسیر زنجیری تو
باغصه میمیری تو

باب الحوائج اقام
راحت شدی از زندون
از زجرای بی پایون
بی رحمی های هارون

باب الحوائج اقام

میخوندی هر روز وشب
بحق عمه زینب(س)
خَلِّصنی یارب یارب
امان ازین غریبی

بندچهارم گریزبه کربلا
باب الحوائج اقا
نامرد تورا بد می زد
محکم و ممتد می زد
سیلیِ بی حد می زد

باب الحوائج اقا
با حال زار ومضطر
گفتی باچشمای تر
اون لحظه های آخر

باب الحوائج اقا
به روی سنگ زندون
افتاده بودی بی جون
بیاد راس پرخون

بیاد راس پرخون

بیاد جد بی سر
سر پر از خاکستر
حسین غریب مادر
امان از دل زینب(س)

  • چهارشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 22:23
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شهادت امام کاظم (ع) -(شنیدم اقا محزون بودی) * رضا نصابی

796

زمینه شهادت امام کاظم (ع) -(شنیدم اقا محزون بودی) بنداول
شنیدم اقا محزون بودی
خسته و دیده گریون بودی
شنیدم اقا چار ده سال و
شب و روز کنج زندون بودی

شنیدم که تورو آزردن
پارو از حد فراتر بردن
شنیدم پیش تو ای آقا
زن بد کاره ای اوردن

تو زندونی دلگیر
زیر غل و زنجیر
هی میزدی نفس نفس نفس
یه نانجیب لگد
به پهلوهات می زد
میون اون قفس قفس قفس

بنددوم
بین زندان زدی بال و پر
پیکرت شد نحیف و لاغر
توو سیاه چال غم چارده سال
ناله کردی کجایی مادر

شنیدم از دل تب دارت
از تن زخمی و بیمارت
بمیرم من برات که می شد
سیلی و ناسزا افطارت

سندی بی حیا
بی خبر از خدا
میزدبه صورت تو بی هوا
این حرومی پست
قلب تو روشکست
وقتی میگفت به مادر تو ناروا
ندسوم گریزبه کربلا
وقتی که از صدا افتادی
وقتی که زیر پا افتادی
دم اخر با چشمی گریون
به یاد کربلا افتادی

خوندی از لحظه ی جنجال و
خوندی از پیکر پا مال و
خوندی از ضربه های خنجر
خوندی تو روضه ی گودال و

خنجرش و کشید
سری رو می برید
به پیشه چشم خواهری خدا.
ضربه زد از قفا
سری شدش جدا
به پیشه چشم مادری خدا

سیدنا المظلوم سیدنا العطشان
سیدنا الغریب غریب غریب غریب

  • پنج شنبه
  • 19
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:24
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
حاج ناصر تبسمی اردبیلی

زبانحال حضرت موسی بن جعفر(ع) -(اسیر گوشۀ زندان عشق و تقدیرم) *حاج ناصر تبسمی اردبیلی

2259

زبانحال حضرت موسی بن جعفر(ع) -(اسیر گوشۀ زندان عشق و تقدیرم) اسیر گوشۀ زندان عشق و تقدیرم
مثال یوسف کنعان بری ز تقصیرم

قضا به جرم ورع کام دل گرفت از ما
سیاه چال قدر شد بهای تکبیرم

امام موسی کاظم سفیر ایمانم
بنا به اصل تولّا زبان تفسیرم

فراز عشق بسرداب میکنم حاصل
نشیب عشق کجا میکشد به تبخیرم

مرا غریبی و زنجیر و رشته بر گردن
محال نقشه خامی فتد به تدبیرم

حریم وصل و حبیب و هوای الفت یار
سحاب رحمت و دور از ملال تزویرم

برای مجری احکام دین ز مرگ چه باک
زبان گشوده عدو بین عبث به تکسیرم

اگر به کنج قفس میشود عِظام رمیم
خوشم به نغمۀ در تن کشیده زنجیرم

شرنگ تلخ بکامم بسی گوارا شد
رهین منّت صیّاد و دام نخجیرم

من از تعصّب دنیا نمیکنم غم حال
متاع معرفت است ایده ال و اکسیرم

«صفای» مجلس انسم غریق بحر گناه
طفیل ساحت حقّم مُجاز تعذیرم

  • سه شنبه
  • 5
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 14:26
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه سینه زنی شهادت امام کاظم (ع)سبک و ملودی جدید * مرتضی محمودپور

767
3

نوحه سینه زنی شهادت امام کاظم (ع)سبک و ملودی جدید ◾نوحه سینه‌زنی
◾شهادت موسی‌بن‌جعفر(ع)
ملودی و سبک جدید

◾بنداول
پایم در کند و زنجیره
آه من آه شبگیره
گر نیایی کنج زندان
باب مظلومت میمیره
صدام گرفته از ضرب سیلی
تمام جسم من گردیده نیلی(۲)
رضا..... جان
بیا بابا(۳)

◾بنددوم
کنج این زندان اسیرم
دیگر از زندگی سیرم
سندی بن شاهک میزد
ضربه‌هایش کرده پیرم
گرفته‌ام دو دست خود بر دیوار
شبانه دیده‌ام من اینجا آزار
رضا....جان
بیابابا(۳)

◾بندسوم
چشم من در راهت مانده
ارجعی تا لبم خوانده
تا بیاید رضا جانم
ناله از سینه‌ام رانده
اگر چرا این دلم شده سوزان
چشم انتظارم کنج این زندان
رضا....جان
بیابابا(۳)

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • پنج شنبه
  • 5
  • اسفند
  • 1400
  • ساعت
  • 19:37
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

وفات امام موسی کاظم ع -(از در و دیوارِ زندان ناله وُ غم می چکد از قنوتِ دستهایت اشکِ ماتم می چکد) * هستی محرابی

767

وفات امام موسی کاظم ع -(از در و دیوارِ زندان ناله وُ غم می چکد از قنوتِ دستهایت اشکِ ماتم می چکد) ‍ ◾نذرغربت
◾امام_موسی_کاظم_علیه_السلام

از در و دیوارِ زندان ناله وُ غم می چکد
از قنوتِ دستهایت اشکِ ماتم می چکد

از دلِ خونینِ تو سجاده آگاه است و بس
همدمِ تنهاییِ تو شانه ی ماه است و بس

دست و پایت در غل و زنجیر مسموم از سمیم
آه از زهرِ عدو وُ جسمِ آقای کریم

هی از این زندان به اون زندان تنت بی تاب شد
تا که جسمت مثلِ شمعی ذره ذره آب شد

روضه ی معصومه هر شب از فراقِ روی توست
شعله ی شمعِ نگاهش بی قرارِ کوی توست

میفرستی اشکِ چشمت را به دنبالِ رضا
خون به دل دارد پسر بر گردنش شالِ عزا

مثلِ مادر می شوی وقتی که نالانی ولی
او میانِ کوچه وُ تو بینِ زندانی ولی

در شرارِ تب بسوزد جسمِ آقای غریب
بر سرِ بالینِ او نه همدمی و نه طبیب

گرچه این گل از نفاق و کینه پرپر می شود
قلبِ ما در آسمانِ او کبوتر می شود

تشنه لب بودی تنت عریان نمانده بر زمین
لیک شاهِ دین فتد با ضربتی از صدرِ زین

دست و پا میزد حسین در پیشِ چشمِ خواهرش
دیده آنجا غرقِ خون افتاد از کین پیکرش!

#هستی_محرابی

  • سه شنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1401
  • ساعت
  • 16:17
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا موسی بن جعفر(ع) _سالهائیست رفیق غل و زنجیرشدم * اسماعیل تقوایی

908

یا موسی بن جعفر(ع) _سالهائیست رفیق غل و زنجیرشدم یا موسی بن جعفر(ع)
سالهائیست رفیق غل و زنجیرشدم
در سیه چال بسر برده ام وپیر شدم

یک یهودی ستمگر شده زندانبانم
ظلم‌ها گشته روا بر من ودلگیر شدم

زهر دادست مرا ِسندی شاهک در حبس
با دلی خون شده تسلیم به تقدیر شدم

من غریبم، غریبانه دهم جان اینجا
تیر مرگ آمد ومنهم هدف تیر شدم

نقش بر خاکم واز درد به خود می پیچم
کشته با دست ستمکاری وتزویر شدم

کاش آید علی ام بر سر بالین پدر
دم آخر شده از زندگیم سیر شدم

شعر:اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 24
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 00:54
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

زمزمه و نوحه شهادت موسی بن جعفر(ع)سبک دامن کشان رفتی * مرتضی محمودپور

823
2

زمزمه و نوحه شهادت موسی بن جعفر(ع)سبک دامن کشان رفتی ◾نوحه زمزمه
◾شهادت حضرت کاظم
◾سبک دامن کشان

◾بنداول
یاموسی بن جعفر
بمیرم برایت(۳)
از کنج زندان
شنیدم صدایت(۳)
با ناله میگفتی رضا جان
از هجرت میمیرم به زندان
شد پیکرم از تازیانه تن تبدار
بابا بیا زنجیر و ازگردنم بردار

◾بنددوم
شد کاظمیه
سیه‌پوش داغت(۳)
آتش گرفته
تمامی باغت(۳)
روزه بودی گفتی غریبم
رضا جانم کجایی حبیبم
با گریه‌هایت چرا آتش میزنیم
بابا بیایی یا نیایی رفتنیم

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • دوشنبه
  • 24
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:48
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شام غریبان امام موسی ابن جعفر (ع) -(شب شام غریبان است امشب ) * رضا یعقوبیان

836
1

شام غریبان امام موسی ابن جعفر (ع) -(شب شام غریبان است امشب ) شب شام غریبان است امشب
که خون قلب محبان است امشب

تمام شیعیان در شور و شینند
همه در سوگ ماه کاظمینند

همه گریند امشب با دل خون
شده موسی خلاص از حبس هارون

گل زهرا امام بی قرینه
شده مسموم کین دور از مدینه

زده سندی دون آتش به جانش
بسوزانده است مغز استخوانش

امام هفتمین راحت شد از غم
ز داغ او رضا بگرفته ماتم

دگر راحت شد از هر ظلم و بیداد
تنش مانده به روی جسر بغداد

اگر چه هر دلی در کاظمین است
به یاد کاظم و جدش حسین است

اگر چه گشته تشییع جنازه
دوباره داغ جدش گشته تازه

تن او بر زمین خواهر ندیده
ندیده روی نی رأس بریده

میان موج خون غمدیده دختر
ندیده پیکر موسی بن جعفر

تن پاکش به روی دوش یاران
تن جدش به زیر سم اسبان

بمیرم کربلا حرمت دریدند
سر فرزند زهرا را بریدند

زدند آتش به خیمه وحشیانه
یتیمان را زدند با تازیانه

به جای تسلیت زخمش نمک خورد
کنار قتلگه زینب کتک خورد

(رضایم) نوکر موسی بن جعفر
دهد مزد مرا زهرای اطهر

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 08:30
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(گل باغ ولا موسی بن جعفر) * رضا یعقوبیان

794
1

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(گل باغ ولا موسی بن جعفر) گل باغ ولا موسی بن جعفر
عزیز مصطفی موسی بن جعفر

ز نسل حیدر کرار هستی
گل زهرا نما موسی بن جعفر

به ایثار و سخا و جود و رحمت
تویی وجه خدا موسی بن جعفر

تو هفتم نور پاک اهل بیتی
امید ماسوا موسی بن جعفر

بود در سینه ی ما حب و مهرت
ز الطاف خدا موسی بن جعفر

گل زهرا به چشم و قلب زارم
تویی نور و ضیا موسی بن جعفر

حریم با صفایت بهر شیعه
بود دارالشفا موسی بن جعفر

به تو باشد چه در عالم چه محشر
همه امید ما موسی بن جعفر

تمام مرقد و صحن و سرایت
بود رضوان ما موسی بن جعفر

روا گردد همه حاجات شیعه
در آن صحن و سرا موسی بن جعفر

چو جد اطهرت حیدر در عالم
تویی مشکل گشا موسی بن جعفر

حریمت بهر شیعه تا به محشر
بود دارالولا موسی بن جعفر

تمام شیعیان مرتضی را
تو هستی مقتدا موسی بن جعفر

به اذن خالق یکتا تو هستی
به درد ما دوا موسی بن جعفر

ز طفلی گشته ام ای نور یزدان
به درگاهت گدا موسی بن جعفر

دعایم کن که محتاج دعایم
تویی روح دعا موسی بن جعفر

نگاهی گر کنی از لطف و رحمت
شوم حاجت روا موسی بن جعفر

خدا داند که با یک نظره ی تو
ز غم گردم رها موسی بن جعفر

برات کربلا و کاظمینت
نما بر من عطا موسی بن جعفر

بود امید من بر آل عصمت
صف روز جزا موسی بن جعفر

ز درگاه تو ای باب الحوائج
روم مولا کجا موسی بن جعفر

به پاس آن همه لطف و عنایت
شده حقت ادا موسی بن جعفر

شدی کشته به راه دین و قرآن
تو بی جرم و خطا موسی بن جعفر

بریزد از غم و داغ تو مولا
سرشک از دیده‌ها موسی بن جعفر

تویی در کنج زندان و سیه چال
شهید اشقیا موسی بن جعفر

هنوز آن نغمه های یا رب تو
رسد بر گوش ما موسی بن جعفر

به لب بودت در آن تاریکی حبس
فقط ذکر خدا موسی بن جعفر

شدی مسموم کین در کنج زندان
تو از زهر جفا موسی بن جعفر

به راه دین به دست سندی پست
شده جانت فدا موسی بن جعفر

نمی‌دانم چرا آن خصم بی دین
نکرد از تو حیا موسی بن جعفر

گل حیدر چنین ظلم و ستم ها
نبودت این سزا موسی بن جعفر

همه گریان و شهر کاظمین است
ز داغت کربلا موسی بن جعفر

تمام عالم هستی ز داغت
شده ماتمسرا موسی بن جعفر

سیه پوش غم داغ تو گشته
همه ارض و سما موسی بن جعفر

به یاد غربت و مظلومی تو
گرفته دل عزا موسی بن جعفر

نبوده لحظه ی جان دادن تو
به بالینت رضا موسی بن جعفر

تو را کشتند از زهر ستم لیک
نگشتی سرجدا موسی ‌بن‌ جعفر

شده تشییع جسم تو نبوده
سرت بر نیزه ها موسی بن جعفر

سر جدت حسین بن علی را
بریدند از قفا موسی بن جعفر

منم از لطف خاص حی سرمد
غلام تو (رضا) موسی بن جعفر

کنم هر صبح و شام از لطف دادار
تو را مدح و ثنا موسی بن جعفر

من بی مایه و لطف تو مولا
ز تو دارم بها موسی بن جعفر

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 08:33
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(شور محشر دوباره شد برپا) * رضا یعقوبیان

570

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(شور محشر دوباره شد برپا) شور محشر دوباره شد برپا
رفته سوی خدا گل زهرا
شهید از کین موسی بن جعفر شد
همه در غم زین ماتم عظمی
آه و واویلا آه و واویلا۳

از غم داغ هفتمین مولی
کاظمین گشته همچو عاشورا
از ستم های دشمن بی دین
دیگه راحت شده گل طاها
آه و واویلا آه و واویلا۳

ای که باشی ز نسل پیغمبر
پسر فاطمه گل حیدر
به شهر کاظمین ز ظلم و کین
همچو گل از ستم شدی پرپر
آه و واویلا آه و واویلا۳

گل گلزار مصطفایی تو
پسر خیره النسایی تو
نهمین نور و هفتمین مولی
شیعیانت را مقتدایی تو
آه و واویلا آه و واویلا۳

تو گل بوستان زهرایی
بعد بابا بر همه مولایی
باب حاجاتی در همه عالم
یابن زهرا ز بس که آقایی
آه و واویلا آه و واویلا۳

ای که هستی خورشید رخشنده
با صفا با دستای بخشنده
با نگاه تو گشته ام زنده
از تو هستم همیشه شرمنده
آه و واویلا آه و واویلا۳

تویی بر شیعه چون مه تابان
بوده ای عمری گوشه ی زندان
شده ای ای نور همه دل ها
شهید از ظلم و جور زندانبان
آه و واویلا آه و واویلا۳

تویی اسطوره ی جوانمردی
تو سراپا رنج و غم و دردی
چه کشیدی به حبس آخر خود
مرگ خود از خدا طلب کردی
آه و واویلا آه و واویلا۳

آتش کینه ها زبانه زد
پیکرت را عدو نشانه زد
تو را سندی مرتد کافر
وقت افطار به تازیانه زد
آه و واویلا آه و واویلا۳

همه عمرت فقط تو غم دیدی
خوشی در زندگی تو کم دیدی
بمیرم از برای تو مولی
کنج زندان رنج و ستم دیدی
آه و واویلا آه و واویلا۳

سوزد از غم دل محبانت
جان عالم شود به قربانت
کنج زندان ز کینه ی هارون
زد شرر زخم کینه بر جانت
آه و واویلا آه و واویلا۳

امان ای دل امان از این بیداد
زین مصیبت شیعه بزن فریاد
پیکر پاک موسی جعفر
سه روز مانده روی پل بغداد
آه و واویلا آه و واویلا۳

پیکر تو تشییع جنازه شد
داغ جدت دوباره تازه شد
پیکر صد چاک حسین اما
با سم اسب و نعل تازه شد
آه و واویلا آه و واویلا۳

غل و زنجیر کین به پیکر تو
شکر لله ندیده دختر تو
سر پاک و مطهرت مولی
ندیده روی نیزه خواهر تو
آه و واویلا آه و واویلا۳

پیکرت را چه با صفا بردند
همه از غصه ی تو پژمردند
کربلا تا نام حسین بردند
همگی تازیانه می خوردند
آه و واویلا آه و واویلا۳

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 08:55
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(یا موسی جعفر تو گل باغ ولایی) * رضا یعقوبیان

688

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(یا موسی جعفر تو گل باغ ولایی) یا موسی جعفر تو گل باغ ولایی
هفتم گل دین از نسب شیر خدایی
تو باب حوائج،تو حبل المتینی
چون جد غریبت،تو حامی دینی
یا موسی جعفر۲

بر تو ز کرم ذات خدا داده موالی
در گوشه ی زندان بلا غرق ملالی
در گوشه ی زندان،با دیده ی گریان
مشغول عبادت،در خدمت یزدان
یا موسی جعفر۲

خون شد دل تو از ستم دشمن قرآن
مرگت ز خدا خواسته ای با دل سوزان
زد شرر به جانت،زهر ستم و کین
خون شد جگر تو،ای فدایی دین
یا موسی جعفر۲

شیعه بزند زین همه غم های تو فریاد
مانده است سه روز پیکر تو بر پل بغداد
ای نور ولایت،غربتت عیان شد
قامت گل تو،در غمت کمان شد
یا موسی جعفر۲

از زهر ستم موسی جعفر شدی خاموش
با دست رضا گشته ای مولی تو کفن پوش
داغ گل زهرا،شد دوباره تازه
گشته پیکر تو،تشییع جنازه
یا موسی جعفر۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:04
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر(ع) -(ای نور چشم فاطمه،حبل المتینی تو) * رضا یعقوبیان

842

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر(ع) -(ای نور چشم فاطمه،حبل المتینی تو) ای نور چشم فاطمه،حبل المتینی تو
فدای دینی تو
بر شیعیان مرتضی،حصن حصینی تو
فدای دینی تو

از ظلم و کین دشمنان،بودی تو در زندان
با دیده ی گریان
باشد نشان غربتت،زندان نشینی تو
فدای دینی تو

در گوشه ی زندان غم،گرم مناجاتی
روح عباداتی
از آن همه ظلم و ستم،مولی غمینی تو
فدای دینی تو

مولای عالم از ستم،بودی تو در زنجیر
بی جرم و بی تقصیر
سندی شرر زد بر دلت،زین غم حزینی تو
فدای دینی تو

به جز خدای مهربان،از همه بگسستی
تو دیده ات بستی
چون جد مظلومت علی،غربت نشینی تو
فدای دینی تو

پیکر تو مانده سه روز،روی پل بغداد
زین ظلم و کین فریاد
راهی اماما به سوی،خلد برینی تو
فدای دینی تو

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:07
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(کاظمین ز داغش،گشته غرق ماتم) * رضا یعقوبیان

634

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(کاظمین ز داغش،گشته غرق ماتم) کاظمین ز داغش،گشته غرق ماتم
گشته از غم او،هر دلی پر از غم
رفته او از این دنیا
راحت شده از غم ها
وای از این مصیبت۲

هفتمین مه دین،در گوشه ی زندان
مرگش از خدا خواست،با ناله و افغان
از بس که ستم دیده
همچو گل شده چیده
وای از این مصیبت۲

دشمن ز عداوت،سینه پر شرر کرد
بر پیکر پاکش،زهر کین اثر کرد
افتاده دگر از پا
می رود سوی زهرا
وای از این مصیبت۲

سندی قاتل او،خون نموده دل ها
تازیانه می زد،بر یوسف زهرا
او زخم زبان می زد
بر رخش نشان می زد
وای از این مصیبت۲

عاقبت سرش بر،خاک غم نهاده
دردانه ی زهرا،از نفس فتاده
در کنج قفس افتاد
در غریبی او جان داد
وای از این مصیبت۲

بر موسی جعفر،کرده عدو بیداد
مانده پیکر او،روی جسر بغداد
کاظمین چه خاموش است
پیکرش کفن پوش است
وای از این مصیبت۲

شد پیکر پاکش،تشییع جنازه
داغ جد مولی،شد دوباره تازه
پیکر حسین صد چاک
افتاده به روی خاک
وای از این مصیبت۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:09
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(تو گل گلشن ولایت هستی) * رضا یعقوبیان

994

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(تو گل گلشن ولایت هستی) تو گل گلشن ولایت هستی
تو هفتمین شمس هدایت هستی
سر تا به پا لطف و عنایت هستی
رهبر امتی
تو باب حاجتی
به اذن حق مشکل گشایی
به درد شیعیان دوایی
باب الکرم موسی ابن جعفر۲

هفتم امام شیعیان تویی تو
حیدر نسب زهرا نشان تویی تو
بر همگان دارالامان تویی تو
امام مهربان
نور تو جاودان
تو یاور افتادگانی
مایه ی آرامش جانی
باب الکرم موسی ابن جعفر۲

حریم با صفای تو بهشت است
حب و ولایت تو در سرشت است
مهرت عجین با خط سرنوشت است
حریمت جنت است
پناه امت است
در این جهان قدرت نهان است
لطفت همیشه بی کران است
باب الکرم موسی ابن جعفر۲

امام امت موسی جعفری
تو از تبار شخص پیغمبری
از نسب فاطمه و حیدری
تو خیر کثیری
مرا می پذیری
آمده ام بر تو پناهم
از کرمت نما نگاهم
باب الکرم موسی ابن جعفر۲

عمری شما بودی به کنج زندان
دیدی ز دشمنان ستم فراوان
آن بی حیا سندی بود نگهبان
تو را محزون نمود
دل تو خون نمود
هر روز و شب او بی بهانه
می زد تو را با تازیانه
باب الکرم موسی ابن جعفر۲

خون شد دلت از دست دشمنانت
زهر ستم کرده اثر به جانت
سوزانده زهر تا مغز استخوانت
امام بی قرین
شهید ظلم و کین
غیر از ستم چیزی ندیدی
در گوشه ی زندان شهیدی
باب الکرم موسی ابن جعفر۲

ای که تویی بر شیعه حبل المتین
راهی شدی به سوی خلد برین
سه روز مانده پیکرت بر زمین
کنار پیکرت
کس نزد دخترت
پیکر تو بر دوش یاران
جدت به زیر سم اسبان
باب الکرم موسی ابن جعفر۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:13
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(شد کاظمین پر از غم(امشب ز داغ موسی)۲) * رضا یعقوبیان

809

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(شد کاظمین پر از غم(امشب ز داغ موسی)۲) شد کاظمین پر از غم(امشب ز داغ موسی)۲
دل های ما بسوزد(از سوز داغ مولی)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲

زین همه ظلم و کینه(راحت شده ز غم ها)۲
از مجلس عدویش(رود به سوی زهرا)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲

می کرد در غریبی(هر صبح و شب عبادت)۲
گردیده کنج زندان(قتلگه شهادت)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲

از جور این زمانه(او را چه ظالمانه)۲
می زد ز ظلم و کینه(سندی به تازیانه)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲

نور دو چشم زهرا(هفتم امام مظلوم)۲
گردیده کنج زندان(از زهر کینه مسموم)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲

با زهر کینه کشتند(هفتم امام ما را)۲
شهید کینه کردند(امام و مقتدا را)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲

شیعه از این مصیبت(روزش چو شام تاره)۲
جسم نحیف مولی(بر روی تخته پاره)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲

خون شد قلوب شیعه(زین همه ظلم و بیداد)۲
مانده سه روز تن او(بر پل شهر بغداد)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲

تشییع شد تن او(بر روی دوش یاران)۲
پیکر پاک جدش(در زیر سم اسبان)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:16
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(تو از نسل علی،امام هفتمی) * رضا یعقوبیان

562

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(تو از نسل علی،امام هفتمی) تو از نسل علی،امام هفتمی
چنان جدت حسین،پناه مردمی
گل آل عبا
تویی نور خدا
به شیعه مقتدا
آه و واویلتا۳

تویی نور مبین،امام بی قرین
به دست دشمنان،شدی زندان ز کین
امام نازنین
ز ظلم خائنین
شدی زندان نشین
آه و واویلتا۳

به زندان بلا،بدیدی تو ستم
ز سوی دشمنان،کشیدی رنج و غم
عدو شد قاتلت
نموده خون دلت
شرر زد حاصلت
آه و واویلتا۳

شده خون از ستم،دل سوزان تو
زده سندی دون،شرر بر جان تو
امام بی قرین
ز زهر جور و کین
شدی نقش زمین
آه و واویلتا۳

فتادی از نوا،به کنج آن قفس
ز ظلم دشمنت،فتادی از نفس
گل زهرا نشان
امام مهربان
تو رفتی از جهان
آه و واویلتا۳

دگر راحت شدی،ز رنج و غصه ها
شدی پرپر ز کین،گل زهرا نما
جهان در ماتمت
نشسته در غمت
بمانده پرچمت
آه و واویلتا۳

شده در کاظمین،پر از رنج و محن
به دستان رضا،شدی غسل و کفن
امام متقین
تنت از ظلم و کین
بمانده بر زمین
آه و واویلتا۳

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:22
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(گردیده کاظمین پر از،غم گل باغ ولا) * رضا یعقوبیان

629

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(گردیده کاظمین پر از،غم گل باغ ولا) گردیده کاظمین پر از،غم گل باغ ولا
ز سوز داغ پدرش،ناله زند امام رضا
سینه پر الم شده
خون از این ستم شده
پر ز سوز غم شده
تسلیت امام رضا۳

رفته ز دنیا نور عین،موسی امام عالمین
از این غم و رنج و محن،در غم نشسته کاظمین
رفته او از این جهان
از جهان سوی جنان
غربتش شده عیان
تسلیت امام رضا۳

موسی ابن جعفر بوده است،به کنج زندان بلا
نموده خون دل امام،سندی پست بی حیا
غم شده نصیب او
کم شده شکیب او
زین غم مهیب او
تسلیت امام رضا۳

سندی بی شرم و حیا،زهر ستم به او بداد
امام هفتمین ما،سرش روی زمین نهاد
وای ز ظلم و جور و کین
پیکرش روی زمین
نور دیده اش غمین
تسلیت امام رضا۳

امام رضا ز داغ او،نشسته در رنج و محن
با سوز و اشک و ناله اش،کرده پدر را او کفن
زین مصیبت و بلا
خون شده دل رضا
گریه ی او بی صدا
تسلیت امام رضا۳

شهید ظلم و جور و کین،گشته امام هفتمین
ز داغ و غربت پدر،امام رضا شده غمین
زد غمش به دل شرر
خون شده دل پسر
ذکر او پدر پدر
تسلیت امام رضا۳

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:24
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر(ع) -(امامی و موسی ابن جعفر تویی) * رضا یعقوبیان

486

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر(ع) -(امامی و موسی ابن جعفر تویی) امامی و موسی ابن جعفر تویی
گلی از گلستان حیدر تویی
تویی بی قرینه
شهیدی ز کینه
غریبی غریب۲

صفابخش دنیا تو بودی امام
ز ظلم و ستم عمر تو شد تمام
الا روح تقوا
تو رفتی ز دنیا
غریبی غریب۲

تو که بر همه مقتدا بوده ای
به زندان تو یاد خدا بوده ای
فدای مرامت
شنیدی ملامت
غریبی غریب۲

به زندان عدو خون نموده دلت
بسوزانده زهر ستم حاصلت
چه ها تو کشیدی
به جز غم ندیدی
غریبی غریب۲

فدای تو و رنج و غم های تو
شد ام یجیب ذکر شب های تو
ز جور ستمگر
چو گل گشتی پرپر
غریبی غریب

شدی از ستم یابن زهرا خموش
شده کاظمین از غمت در خروش
رضا غم نصیب است
ز غم بی شکیب است
غریبی غریب۲

تن تو سه روز بر زمین مانده است
غمت بر دل مسلمین مانده است
تو آرام جانی
شدی جاودانی
غریبی غریب۲

رضایت نموده تنت را کفن
کند گریه بهر تو هر مرد و زن
ز غم بی قرارت
نشسته کنارت
غریبی غریب۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:27
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(گل باغ ولایت،تویی موسی ابن جعفر) *

514

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(گل باغ ولایت،تویی موسی ابن جعفر) گل باغ ولایت،تویی موسی ابن جعفر
امام امتی تو،ز سوی حی داور
مدد موسی ابن جعفر۲

ز ظلم و کین دشمن،تو بودی کنج زندان
شده با دست سندی،به تو ظلم فراوان
مدد موسی ابن جعفر۲

صفابخش دو عالم،الا ای روح تقوا
تو در زندان سندی،بدیدی رنج و غم ها
مدد موسی ابن جعفر۲

امام مهربان و،تویی روح عبادات
به کنج محبس خود،تو در حال مناجات
مدد موسی ابن جعفر۲

به زهر کینه سندی،زده آتش به جانت
به جان تو اثر کرد،دگر کم شد توانت
مدد موسی ابن جعفر۲

نموده خون دلت را،عدوی بی حیایی
به راه دین و قرآن،شده جانت فدایی
مدد موسی ابن جعفر۲

عدو بسته ز کینه،تو را با غل و زنجیر
به راه دین شهیدی،بدون جرم و تقصیر
مدد موسی ابن جعفر۲

تویی مولای عالم،امام بی قرینه
شدی در کنج زندان،شهید ظلم و کینه
مدد موسی ابن جعفر۲

الا ای روح قرآن،شدی از کینه خاموش
رضا فرزند پاکت،نمود جسمت کفن پوش
مدد موسی ابن جعفر۲

زند شیعه ی حیدر،ز غربت تو فریاد
بمانده پیکر تو،به روی جسر بغداد
مدد موسی ابن جعفر۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:29
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(امام هفتمین در زندان) * رضا یعقوبیان

874

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(امام هفتمین در زندان) امام هفتمین در زندان
شده از رنج و غم پریشان
بود در غریبی او گریان
بریزد اشک غم چون دریا
واویلا واویلا واویلا۲

بر او گشته ظلم و کین افزون
از ستم ها و جور هارون
شده زین مصیبت ها دلخون
به دوشش بود کوه غم ها
واویلا واویلا واویلا۲

سندی از کینه ظالمانه
بزد بر پیکرش نشانه
که مانده جای تازیانه
نموده با خدایش نجوا
واویلا واویلا واویلا۲

خون دل ها شده غذایش
به زندان شده این دعایش
بخواهد مرگش از خدایش
به عجل وفاتی سریعا
واویلا واویلا واویلا۲

بین عالم بود او مظلوم
که از حق خود گشته محروم
به زهر کینه گشته مسموم
بود در کنج زندان تنها
واویلا واویلا واویلا۲

شهید زهر کین گردیده
فدای راه دین گردیده
شیعه اش دلغمین گردیده
رفته هفتم امام از دنیا
واویلا واویلا واویلا۲

شهید راه قرآن گشته
بر او ظلم فراوان گشته
رضا از غم پریشان گشته
بسوزد از این داغ بابا
واویلا واویلا واویلا۲

کجا می رود روح ایمان
پیکرش روی دوش یاران
رضا گشته ز داغش گریان
عزایش به هر جا شد برپا
واویلا واویلا واویلا۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:31
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتم امام و مقتدای امت) * رضا یعقوبیان

523

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتم امام و مقتدای امت) هفتم امام و مقتدای امت
گردیده رهسپر به سوی جنت
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

شیعه بزن از داغ او به سینه
رفت از جهان امام بی قرینه
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

از ظلم و جور و کینه های هارون
هفتم امام شیعه گشته دلخون
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

موسی ابن جعفر شد اسیر زندان
عمرش رسد از جور و کین به پایان
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

سندی که دارد بغض او به سینه
می زد به او زخم زبان ز کینه
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

هر روز روزه بود و ظالمانه
سندی بزد او را به تازیانه
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

چون مادرش رو به سوی خدا کرد
بر مرگ خود در محبسش دعا کرد
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

امام ما از بس که بوده مظلوم
آخر به زهر کینه گشته مسموم
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

زهر ستم شرر زده به جانش
سوزانده است تا مغز استخوانش
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

موسی ابن جعفر شد شهید بیداد
پیکر پاکش روی جسر بغداد
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

تشییع شد بر روی دوش یاران
پیکر جدش زیر سم اسبان
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

تشییع شد پیکر اطهر او
کسی نزد از کینه دختر او
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

گریان ز داغش شیعیان مولی
جسم حسین بر روی خاک صحرا
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

از سوز داغش شیعیان خمیدند
رأس حسین را از بدن بریدند
کاظمین در عزا
گشته چون کربلا
آه و واویلا۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:33
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعغر (ع) -(امام هفتمین،شهید کین شد) * رضا یعقوبیان

728

شعر شهادت امام موسی ابن جعغر (ع) -(امام هفتمین،شهید کین شد) امام هفتمین،شهید کین شد
در گوشه ی زندان،فدای دین شد
هفتم روشنگر
موسی ابن جعفر
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

هفتم امام ما،روح عبادات
در کنج زندانش،گرم مناجات
مظهر سرمد
جان محمد
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

در زندان آخر،چه ها کشیده
از دشمنان به جز،ستم ندیده
افتاد از نفس
در کنج قفس
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

سندی ابن شاهک،خون کرده دلش
شرر زد زهر کینه بر حاصلش
از نفس افتاد
در زندان جان داد
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

باب الحوائج است،آن بی قرینه
با زهر ستم شد،شهید کینه
در کنج زندان
با قلب سوزان
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

امام مسلمین،جانش فدا شد
او شهید کین با،زهر جفا شد
رفته ز دنیا
نور دل ما
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

شیعه می سوزد از،این ظلم و بیداد
پیکر او بود،بر جسر بغداد
گردیده خاموش
گشته کفن پوش
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

بهر داغ پدر،مولی می سوزد
با سوز و گریه اش،شعله افروزد
با دیده ی تر
گشته خونجگر
علی موسی الرضا،آجرک الله۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:37
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(کاظمین غوغا شده) * رضا یعقوبیان

417

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(کاظمین غوغا شده) کاظمین غوغا شده
بزم غم برپا شده
هفتم امام ما،رفته از این دنیا
در گوشه ی زندان،راحت شد از غم ها
یا موسی جعفر۴

روز درد و ماتم است
سینه ها پر از غم است
شهید کینه شد،هفتم گل زهرا
از داغ او گشته،بزم عزا برپا
یا موسی جعفر۴

گشته زندان جای او
با خدا نجوای او
با ناله و افغان،با دیده ی گریان
گوید رهایم کن،یا رب از این زندان
یا موسی جعفر۴

هفتمین نور امید
گشته در زندان شهید
هر دم عدوی دین،زخم زبانش زد
سندی به زهر کین،شرر به جانش زد
یا موسی جعفر۴

زهر دشمن زد شرر
بر تنش کرده اثر
در گوشه ی زندان،او از نفس افتاد
چون جد مظلومش،بر خاک غم جان داد
یا موسی جعفر۴

آن غریب در وطن
کرده فرزندش کفن
خون شد دل شیعه،از این همه بیداد
پیکر او مانده،روی پل بغداد
یا موسی جعفر۴

داغ جدش تازه شد
او بلند آوازه شد
پیکر او تشییع،روی دوش یاران
پیکر جد او،زیر سم اسبان
یا موسی جعفر۴

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:40
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتمین نور خداوند مبین ز نسل طاهایی) * رضا یعقوبیان

422

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتمین نور خداوند مبین ز نسل طاهایی) هفتمین نور خداوند مبین ز نسل طاهایی
از تبار علی و فاطمه و تو روح تقوایی
تو گل باغ حیدری
در کرامت تو محشری
روز جزا شیعه
با تو شود بیمه
مظلوم امام ما۲

موسی بن جعفری و نور خدا روح مناجاتی
با اذن خالق یکتا ز کرم تو باب حاجاتی
ما چو ذره تو آفتاب
هر دعا با تو مستجاب
تو روح تقوایی
کعبه ی دل هایی
مظلوم امام ما۲

روزه بودی تو گل فاطمه اما موقع افطار
از زندانبان یهودی گل زهرا دیده ای آزار
ظلم و کین بر تو شد فزون
شد دل از این شکنجه خون
ستم کشیدی تو
جز غم ندیدی تو
مظلوم امام ما۲

کنج زندان بلا خون دل تو ز ظلم زندانبان
سوزانده قلب تو را این ستم و رنج و غم و حرمان
سوی تو سندی آمده
تازیانه به تو زده
بر مرد آزاده
زهر ستم داده
مظلوم امام ما۲

گوشه ی محبس از این زهر ستم از نفس افتادی
با دل خون شده در راه خدا مولی تو جان دادی
جان پاک تو شد فدا
کاظمین شد بزم عزا
از آن همه بیداد
شیعه بزن فریاد
مظلوم امام ما۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:18
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(از تبار مصطفایی،امام هفتم) * رضا یعقوبیان

744

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(از تبار مصطفایی،امام هفتم) از تبار مصطفایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

هفتمین نور خداوند مبینی مولی
شیعه را تا به جزا حبل متینی مولی
باب حاجاتی و بی مثل و قرینی مولی
می کنی گره گشایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

پسر صادقی و موسی جعفر هستی
هفتمین منجی و از نسل پیمبر هستی
در سپهر دین حق چون مه انور هستی
فوق هر مدح و ثنایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

پسر صادقی و موسی جعفر هستی
هفتمین منجی و از نسل پیمبر هستی
در سپهر دین حق چون مه انور هستی
فوق هر مدح و ثنایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

از طفولیت من شامل من شد احسان
در کنار خوان احسان تو هستم مهمان
ما سراپا همه دردیم و تو هستی درمان
درد ما را تو دوایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

از ستم های عدو بی سر و بی سامانی
کنج محبس ز ستم گشته ای تو زندانی
می درخشید رخ تو چو مه تابانی
معنی و روح دعایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

گوشه ی محبس خود یاد خدا می کردی
زان همه رنج و مشقت سراپا دردی
کرده از جور و ستم خون دل تو نامردی
در ره دین تو فدایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

ای که تو کشته ی ظلم و ستم و بیدادی
گوشه ی محبس سندی ز نفس افتادی
زهر کین بر تو اثر کرده و تو جان دادی
تو به یاد کربلایی،امام هفتم
کشته ی زهر جفایی،امام هفتم

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:23
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتمین نور حق،موسی جعفری) * رضا یعقوبیان

409

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(هفتمین نور حق،موسی جعفری) هفتمین نور حق،موسی جعفری
از تبار علی،نجل پیغمبری
نور چشم اهل ولایی تو
پدر مظلوم رضایی تو
موسی جعفر۴

گلی از گلشن،خاتم المرسلین
یوسف فاطمه،رهبر هفتمین
یابن زهرا روح مناجاتی
تو ز لطف حق باب حاجاتی
موسی جعفر۴

ای امام غریب،شده ای غم نصیب
کنج زندان غم،بوده ای بی شکیب
بوده ای عمری گوشه ی زندان
در عبادت با دیده ی گریان
موسی جعفر۴

دشمن با تو چه کرد،سندی نانجیب
بر لبان تو بود،ذکر امن یجیب
گوشه ی زندان موقع افطار
دیدی از سندی تو بسی آزار
موسی جعفر۴

زان همه رنج و درد،قامت تو خمید
کنج زندان غم،گشته ای تو شهید
شیعه از داغت می زند فریاد
پیکرت مانده بر پل بغداد
موسی جعفر۴

از غم تو رضا،قامتش شد کمان
بهر تشییع تو،آمدند شیعیان
پیکر پاکت بر دوش یاران
جسم جدت زیر سم اسبان
موسی جعفر۴

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:25
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد