به روی تخته ی در جسم تو را می بردند
چار حمال تنت را به کجا می بردند
تخته ی در شده تابوت تنت واویلا
خون تازه به روی پیرهنت واویلا
دخترت نیست ببیند بدنت آقا جان
که سرت هست از آن تخته ی در آویزان
مثل تشییع تنت دیده ی تاریخ ندید
به روی تخته ی در هیچ کسی میخ ندید
سلسه بود ولی نیزه به پهلوت نخورد
باز هم شکر خدا چنگ به گیسوت نخورد
غیر زنجیر کسی بهر تو پابوس نبود
شکر حق دور و برت صحبت ناموس نبود
به تن زخمی تو نیزه و خنجر نزدند
به سر و گردن تو ضربه مکرر نزدند
دخترت را بخدا بزم حرامی نبرند
به اسیری سفر کوفه و شامی نبرند
ساق پای تو گر از سلسه ساییده شده
زیر گلها بدن پاک تو پوشیده شده
همه اعضای ت
- سه شنبه
- 14
- فروردین
- 1397
- ساعت
- 12:34
- نوشته شده توسط
- سید محسن احمدزاده صفار










