شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس
 حسن ثابت جو

سبک 2 ـ ذکر / شور ـ زندان -(الهی هیچ کس نشینه، گوشه ی زندانی مهيب) * حسن ثابت جو

765

سبک 2 ـ ذکر / شور ـ زندان -(الهی هیچ کس نشینه، گوشه ی زندانی مهيب) سبک ۲ ـ ذکر / شور ـ زندان
یا موسی بن جعفر ـ یا باب الحوائج(۳)
الهی هیچ کس نشینه، گوشه ی زندانی مهيب
نشه برای هیچ کسی، عمري به اين سختي نصيب
قلبِ گرفتارِ کسی، تو دستِ غم اسیر نشه
الهی هیچ زندونی ای، زیر شکنجه پیر نشه
* * *
وقتي در و باز مي‌كنن پرنده‌‌ي كُنج قفس
با آب و دونه مي‌گيره هم يه اميد هم يه نفس
وقتي كسي براي من درِ قفس وا مي‌كنه
ضربه‌ي تازيانه‌اش تنم رو غوغا مي‌كنه
* * *
زندوناي فراووني، شكسته پيشِ صبرِ من
گمون كنم اين آخري، باشه محلِ قبرِ من
شكنجه‌هاي اين محل، با همه خيلي فرق داره
همش كنار، فقط يكيش، آتيش به قلبم مي‌زاره
شكنجه‌گر تا مي‌رسه، از رازِ يك جفا مي‌گه
با ضربه‌ي شلاقِ خود، ماد

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:18
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 حسن ثابت جو

سبک 3 ـ ذکر / زمینه سنگین ـ گریه -(لحظه‌ي پر كشيدنت دلم شده دريايِ خون) * حسن ثابت جو

871

سبک 3 ـ ذکر / زمینه سنگین ـ گریه -(لحظه‌ي پر كشيدنت دلم شده دريايِ خون) سبک ۳ ـ ذکر / سنگین ـ گریه
لحظه‌ي پر كشيدنت
دلم شده دريايِ خون
بذار برات گريه كنم
خيلي غريبي آقا جون
كشيده از وجودم آتش زبونه
دلم امشب ضریح و كرده بهونه
غریبی ات دل ما رو می سوزونه
غل و زنجير به جسمت داره نشونه
یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر(۴)
اي كه تو بودي همه عمر
همنشين و مهمونِ غم
رو تخته جسم اطهرت
بيرون شد از زندونِ غم
شده عالم ز هجرت در سوگواري
دلِ شيعه شده غرقِ بي قراري
چه سازم با غمت موسي بن جعفر
به پشت در رضا و معصومه داري
یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر(۴)
ببين تو مجلس عزات
دارم چه شور و چه حالي
باب الحوائج امشب و
ردّم نكن دستِ خالي
ببر روحِ مرا در عشقت فنا كن
وجودم را ز آقایی ات با ص

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:20
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)منم آن گل که در گلشن حزین و پرپر افتادم * محمود اسدی

869
2

(غزل)منم آن گل که در گلشن حزین و پرپر افتادم منم آن گل که در گلشن حزین و پرپر افتادم
در این کنج سیه چالم که با چشم تر افتادم

اگر خون میچکد دائم ز زخم کند وزنجیرم
به یاد سینه مجروح و مسمار در افتادم

به استقبال من آمد در اینجا سندی بی دین
چنان سیلی به رویم زد که درجا باسر افتادم

مرا در یک نمد پیچید به حال و روز من خندید
لگد زد تا به پهلویم به یاد مادر افتادم

دگر چشمی به سمت و سوی ناموسم نمی چرخید
به یاد غارت خیمه به یاد معجر افتادم

نباشد دخترم تا که ببیند حالت بابا
به یاد حال زار یک سه ساله دختر افتادم

خراشیده،چواین زنجیرها زیر گلویم را
به یاد خنجر بران و نازک حنجر افتادم

******

شائق

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 21:50
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)ز دود آه من خیزد شراره * محمود اسدی

1043
2

(غزل)ز دود آه من خیزد شراره ز دود آه من خیزد شراره
شده از داغ من،نیلی ستاره

در این زندان،رود از حال یوسف
کند بر حال من،گر یک نظاره

در این زندان رسد تا سندی از راه
زند سیلی به رویم بی شماره

چو نام فاطمه ذکر لبم بود
به جسمم بیشتر میزد هماره

شده تکرار غمهای مدینه
ازاین غم سوخت،قلب سنگ خاره

به یادم مادر و آن کوچه آمد
که یک تن کرد بر قنفذ اشاره

فرو می رفت بر تن زخم زنجیر
شده مرضوض یک جسمی دوباره

به دوش چار تن،با غربت خاص
تنم تشییع شد بر تخته پاره

از این تشییع،دل خون گشت و،بودم
به یاد نعل اسب و ده سواره

اگر چه گشت معصومه عزادار
نشد غارت زگوشش گوشواره

******

شائق

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 21:57
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 وحید محمدی

مطلب برای شهادت موسی بن جعفر علیه السلام -( کیست این مرد که اوصاف پیمبر دارد) * وحید محمدی

1843
1

مطلب برای شهادت موسی بن جعفر علیه السلام -( کیست این مرد که اوصاف پیمبر دارد) برای شهادت موسی بن جعفر علیه السلام

کیست این مرد که اوصاف پیمبر دارد
از قدم تا به سرش هیبت حیدر دارد

بی عصا آمده و حضرت موسی شده است
ریشه در سلسله ی حضرت جعفر دارد

بی سبب نیست اگر حاجت ما را داده
به لبش زمزمه ی سوره ی کوثر دارد

دلم از سوز غمش در تب و تاب افتاده
دلم از سوز غمش داغ مکرّر دارد

چند وقتی است که دنبال اجل می گردد
کنج زندان بلا روضه ی مادر دارد

چند وقتی است تنش سخت به هم ریخته است
اینقَدَر زخم، روی پیکر لاغر دارد

از روی تخته ی در، پیکر او بردارید
چند تا خاطره ی سوخته از در دارد

با عبا زود بپیچید به هم پایش را
اینکه اینگونه تنش ریخته دختر دارد

پیکرش از چه چنین بین گذر افتاده

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 23:56
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

زمینه شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام -(کنج زندونمو بی تاب و مضطرم) * گروه شاعرانه ها سبک

2463
7

زمینه شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام  -(کنج زندونمو بی تاب و مضطرم) زمینه شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام
کنج زندونمو
بی تاب و مضطرم
کاشکی پیشم بیاد
معصومه دخترم
می باره اشک غم
از چشمای ترم
وارث غربت
زهرا و حیدرم

تو این قفس پر از جراحتمو
مثه کبوتری شکسته پرم
تموم آرزوم همینه فقط
سرم باشه رو پاهای پسرم

از دست یک نامرد
مثل مادرم افتادم از پا
میخونم وای مادر
وقتی دستشو میبره بالا
چشمام بارونی شد
به یاد غم و غصه ی زهرا

بنددوم‌

دستام یخ کرده و
میلرزه پای من
اینجا تاریکه یا
تار چشمای من

چشمام کم سو شده
زخمیه پیکرم
حال وروز منو
میبینه مادرم

شدم اسیر سندی یهودی
شکسته ساق پامو با لگدش
میاره پیشم اسم مادرمو
امونمو بریده حرف بدش

بسکه ضربه خوردم
نمازام همه شده

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 08:31
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه شهادت حضرت موسی الکاظم(ع) -(کنج زندان غم ناله ها میزنم) * مرتضی محمودپور

1180
1

نوحه شهادت حضرت موسی الکاظم(ع) -(کنج زندان غم ناله ها میزنم) نوحه‌ی شهادت حضرت موسی‌الکاظم(ع) سبک همه جا کربلا
بند اول
کنج زندان غم ناله ها میزنم
زیر ضرب لگد دست وپا میزنم
جان به لب آمده از فراق رضا
آه واویلتا آه واویلتا(۲)
بند دوم
جان من آمده یارب امشب بلب
یک یهودی شده قاتلم نیمه‌شب
زیر ضرب کتک میزنم من صدا
آه واویلتا آه واویلتا(۲)
بندسوم
کرده‌ام مرگ خود تا طلب از خدا
بهر دیدار من ای رضاجان بیا
زیر لب میکنم شیعیان را دعا
آه واویلتا آه واویلتا(۲)
بندچهارم
در مدینه بود منتظر دخترم
کنج زندانم و یاد یک معجرم
بین نامحرمان عمه در کربلا
آه واویلتا آه واویلتا(۲)

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 10:02
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 حسن کردی

شعر موسی بن جعفر -(سبزی جسم تو تاراج زمستان میشد) * حسن کردی

847

شعر موسی بن جعفر -(سبزی جسم تو تاراج زمستان میشد) یا موسی ابن جعفر
سبزی جسم تو تاراج زمستان میشد
بودنت فیض کثیر شب زندان میشد
اشک شبهای مناجات تو در خلوت ها
بر سر مردم قحطی زده باران میشد
دل تاریک اگر حرف تو را میفهمید
پا برهنه همه عمر پریشان میشد
هر کسی سجده طولانی تان را میدید
زن بدکاره اگر بود مسلمان میشد
یا من ارجوه تو در خلوت زندان هایت
بارها باعث تغییر نگهبان میشد
چارده سال ز شرمندگی ات ای خورشید
افتاب از افق چشم تو پنهان میشد
جای یک قوم غم و درد و مصیبت دیدی
پیری ات قیمت ازادی انسان میشد
درد ناگفتنی مردم بی پشت و پناه
از همان گوشه زندان تو درمان میشد
به کدامین گنه ای مظهر صبر ملکوت
گاهو بی گاه تنت طعمه طوفان میشد
دست تاراج یهودی به تنت

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 11:07
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمد مهدی روحی

زمینه شهادت امام موسی کاظم -(تو دلم غوغاست - قلب من شيداست ) * محمد مهدی روحی

1145
1

زمینه شهادت امام موسی کاظم -(تو دلم غوغاست  -  قلب من شيداست ) تو دلم غوغاست - قلب من شيداست
پدرم حيدر- مادرم زهراست
ذكر اهل البيت – برلبم هرجاست
پاي اين پرچم – زندگي زيباست
اونی که رو زبون شیعه رایجه
ولایتش که بهترین نتایجه
همون که مهربونه و گره گشاست
همه میگن که باب الحوائجه
تا کاظمین – کبوتر دلم پر می کشه
تا کاظمین – میام که حال من بهتر بشه
یا سیدی ابالحسن مدد یا سیدی 4
***
ذره ام اما - چشم تو درياست
گنبدت خورشيد - حرمت زيباست
غربتت مثل - وسعت صحراست
توحرم انگار - روضه اي برپاست
اگرچه تو اسیر زندان شدی
ولی به درد شیعه درمان شدی
بااین همه نوادگان محترم
بابای نازنین ایران شدی
مولای من – تویی که خار چشم هارون شدی
مولای من – برای درد دلها درمون شدی
یا سیدی

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 11:14
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

َعر مصیبت امام موسی کاظم علیه السلام -(موسای آل احمدم و برگزیده ام) * محمد جواد شیرازی

1059

َعر مصیبت امام موسی کاظم علیه السلام -(موسای آل احمدم و برگزیده ام) موسای آل احمدم و برگزیده ام
جای وصال، غربت و دوری خریده ام
با اشتیاق جام بلا سر کشیده ام
چون زینبم، حماسه ی صبر آفریده ام

در قعر چاه، سِیر صعودی به من رسید
رخسار زرد و چشم کبودی به من رسید
از آن زمان که مرد یهودی به من رسید
قدر تمام عمر، مصیبت چشیده ام

امشب دوباره قلب مرا گردِ غم گرفت
از درد هجر فاطمه ام گریه ام گرفت
اصلا نباید آه مرا دستِ کم گرفت...
...چندی گذشته و پسرم را ندیده ام

زنجیرها از این همه آزار خسته اند
دیگر، تمام نافله هایم نشسته اند
هر صبح و شام حرمت من را شکسته اند
آن قدر، ناسزا من از این ها شنیده ام

خورشیدِ خاک خورده ی هفتم شدم اگر
این روزها به گریه تجسم شدم اگر
در لابه لای

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 11:22
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک ۴ ـ ذکر / تک شور ـ کاظمین -(حال و هوای کاظمین حال و هوای جنته) * حسن ثابت جو

1165
1

سبک ۴ ـ ذکر / تک شور ـ کاظمین -(حال و هوای کاظمین حال و هوای جنته) سبک ۴ ـ ذکر / تک شور ـ کاظمین
یا حضرت کاظم ـ یا حضرت کاظم(۴)
* * *
حال و هوای کاظمین
حال و هوای جنته
شور و نوای این دلم
شور و نوای حاجته
شب شهادت شما
دلم پر از ارادته
تشنه یک عنایته
عاشق یک زیارته
* * *
شب شهادتت آقا
گرفته قلبم بهونه ات
دوباره این دل اومده
درِ خونه ات، درِ خونه ات
ای که به پای روضه هات
آتیش به دل ها می زنی
ای پدر امام رضا
باب الحوائجِ مني
* * *
غریب نوازِ غریبا
از تو اشارتی می خوام
زخم من و دوا کنی
امشب یه حاجتی می خوام
بذار یه بار دیگه من
طایر قبرِ تو بشم
بیام دوباره کاظمین
زائر قبر تو بشم

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 12:53
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا امام کاظم (ع) -(طاقتش نیست زدرد جگرش خم شده است ) * اسماعیل تقوایی

829

یا امام کاظم (ع) -(طاقتش نیست زدرد جگرش خم شده است ) یا امام کاظم(ع)

طاقتش نیست زدرد جگرش خم شده است
دل اودر یم خون زورقی از غم شده است

سالیانی است که محبوس به محبس باشد
در ودیوار به او مونس وهمدم شده است

روزگاریست که دلتنگ همه خویشان است
کار او بهر رضا(ع)اشک دمادم شده است

هفتمین ماه امامت شده مسموم زکین
همچو آبای خودش قاتل او سم شده است

سم اثر کرده واز بعد سه روزی که گذشت
بهر او مرگ غریبانه مسلم شده است

دوست دارد پسرش را دم آخر بیند
پیش چشمش رخ زیباش مجسم شده است

همچو زهرا(س) زخدا کرده طلب مرگش را
شادمان است که اسباب فراهم شده است

روح او شد زبدن سوی خدا راهسپار
غرق اندوه همه آدم وعالم شده است

تا سه روزی بدن اطهر او دفن نشد
گوییا موسم ع

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 13:37
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 محمدرضا نادعلیان

غزل شهادت حضرت امام کاظم علیه السلام -(خاک شهر کاظمینت برتر از زر میشود) * محمدرضا نادعلیان

936
1

غزل شهادت حضرت امام کاظم علیه السلام -(خاک شهر کاظمینت برتر از زر میشود) #السلام_علی_المعذب_فی_قعر_السجون_و_ظلم_المطامیر

تا که لطفت شامل خودکار و دفتر میشود
حال شعرم با غزل های تو بهتر میشود

باز در کارم گره افتاد و مادر گفت که
حلّ مشکل روضه ی موسی بن جعفر میشود

مشهد و شیراز و قم جزء وطن های من است
عمر من با مِهر فرزندان تو سر میشود

"بضعةٌ منی رضا" فرموده ختم المرسلین
پس یقیناً منکر شأن تو ابتر میشود

تا که تکرار حسین و زینب کبری شود
با رضای تو فقط معصومه خواهر میشود

با دو خورشید طلایی بر فراز آن حرم
خاک شهر کاظمینت برتر از زر میشود

معجزات چشم هایت کار خود را کرده است
چون زن بدکاره یک انسان دیگر میشود

چند زندانبان به لطف تو مسلمان گشته اند
گوشه ی زندان برایت

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 00:53
  • نوشته شده توسط
  • محمدرضا نادعلیان
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

مللب شهادت امام موسی کاظم علیه السلام -(محبوس کرده در وسط سینه آه را) * محسن حنیفی

1114

مللب شهادت امام موسی کاظم علیه السلام -(محبوس کرده در وسط سینه آه را) محبوس کرده در وسط سینه آه را
کرده اسیرخود دل خورشید و ماه را

او بانی نجات تمام اسیرهاست
یوسف اگرچه سهم خودش کرده چاه را

بر میله ی قفس زده بال شکسته را
تا که رفیق گریه کند هر نگاه را

ازجور تازیانه تن او کبود شد
بایاد کوچه کرده تنش این سیاه را

راه نفس کشیدن او بسته می شود
هنگام نقل اینکه...کسی بسته راه را

پایش شکست و پایه ی کرسی کشید آه
برپای سلسله بنویس این گناه را

یک سو سپاه سندی و یک سو سپاه شمر
هم دست کرده سلسله هردو سپاه را

برروی تخته پاره لهوفی نهاده اند
که گریه کرده دم ب دم قتلگاه را

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 14:44
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

رباعی توسل به حضرت موسی‌بن‌جعفر(ع) -(تا خداوند به شان کرمت خط بنوشت) * مرتضی محمودپور

940

رباعی توسل به حضرت موسی‌بن‌جعفر(ع) -(تا خداوند به شان کرمت خط بنوشت) نگاه کریمانه

تا خداوند به شان کرمت خط بنوشت
گِل ما را ز ازل با غم عشق تو سرشت
کل زندان ز وجودت شده باب‌الجنه
زن بدکاره رسید از نفست رفت بهشت

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 16:51
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

شعر شهادت امام موسی کاظم علیه السلام -(با دستهای بسته مناجات می کند) * احمد شاکری

915

شعر شهادت امام موسی کاظم علیه السلام -(با دستهای بسته مناجات می کند) با دستهای بسته مناجات می کند
یک گوشه ای نشسته مناجات می کند

از زخم تازیانه تنش تیر می کشد
بال و پری که بسته به زنجیر می کشد

ساقش شکسته بال و پرش درد می کند
دیوار زخم زد به سرش درد می کند

خورشید باز در ته گودال رفته است
زهرا که دیده باز هم از حال رفته است

دارند می برند تنش را غلام ها
بر روی تخته پاره چه شد احترام ها

شکر خدا تمام تنش جا به جا نشد
شکر خدا که این کفنش بوریا نشد

شکر خدا که باز تنش زیر پا نرفت
سر نیزه باز در دهنش بی هوا نرفت

شکر خدا که دور و برش ازدحام نیست
يا دختر تو داخل بزم حرام نیست

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 18:43
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حمیدرضا محسنات

شعر مصیبت حضرت موسی بن جعفر (ع) -(بر روی خاک بس که تنش را کشیده بود ) * حمیدرضا محسنات

5013
4

شعر مصیبت حضرت موسی بن جعفر (ع) -(بر روی خاک بس که تنش را کشیده بود ) بر روی خاک بس که تنش را کشیده بود
خونش به نقطه نقطه ی زندان چکیده بود

عجل وفات و روضه ی مادر زیاد داشت
موسی بن جعفر این دم آخر بریده بود

جسمی که در هجوم بلا روز خوش ندید
حالا به روی تخته چه خوش آرمیده بود

جان داد بین غربت و حالا کفن به دست
جمعی برای عرض ارادت رسیده بود

هر کس برای دیدنش آمد نمی شناخت
از بس شکسته پیکر و از بس خمیده

صبرش گواه , عاقبتش را رقم نزد
زخم عمیق و درد فراقی که دیده بود

‌او را شبیه جد غریبش زمین زده
دشنام مادری که از اینها شنیده بود

جسمش دگر ولی به بیابان رها نشد
جای کفن نصیب تنش بوریا نشد

دشمن تنش به معبر مرکب بدل نکرد
معصومه رأس غرق به خونی بغل نکرد

این هفتمین

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 20:16
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

امام محبوس -(چارده سال به زندان عدو جایش بود ) * اسماعیل تقوایی

1168

امام محبوس -(چارده سال به زندان عدو جایش بود ) چارده سال به زندان عدو جایش بود
غل وزنجیر به دستان وبه پاهایش بود

عاقبت زهر جفا آمد وجانش بگرفت
سالها بود که این مرگ تمنایش بود

  • پنج شنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 13:12
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 وحید زحمتکش شهری

شهادت امام کاظم -( گوشه ی زندان کین آقا چو گل پر پر شدی) * وحید زحمتکش شهری

918
1

شهادت امام کاظم -( گوشه ی زندان کین آقا چو گل پر پر شدی) شهادت امام کاظم

گوشه ی زندان کین آقا چو گل پر پر شدی
لحظه ی آخر شبیه حضرت مادر شدی

یاس خوش بوی علی از چیست آه و زاریت
خاک عالم بر سرم آقا چرا لاغر شدی

در غل و زنجیر آقا خیره بر کنجی شدی
گوئیا دلتنگ روی نازنین دختر شدی

استخوان پایت ای آقا چرا بیرون زده
خون جگر آقا در این روز و شب آخر شدی

ناله ها داری عزیز فاطمه انگار که
منقلب با یاد جدت آن شه بی سر شدی

ای دوصد شکر لحظه ی آخر ندیدت دخترت
در غل و زنجیر مانند گلی پر پر شدی

  • جمعه
  • 24
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 17:43
  • نوشته شده توسط
  • وحید زحمت کش شهری
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

زمزمه شهادت موسى ابن جعفر به سبك : هواى اين روزاى من هواى سنگره -(رو خاك زدون بلا ، بلا اومد سرت) * اصغر چرمی

857
6

زمزمه شهادت موسى ابن جعفر به سبك : هواى اين روزاى من هواى سنگره -(رو خاك زدون بلا ، بلا اومد سرت) به سبك : هواى اين روزاى من هواى سنگره
تقديم به امام موسى ابن جعفر ع

رو خاك زندون بلا ، بلا اومد سرت
مى سوخت با روضه هاى كربلا چش ترت
تيرجفا زدن اگه يه روزى رو پرت
كسى نزد تازيونه به جسم دخترت

ذكر لب شيعه شده از غربت تو آه
به من بگو غريب تويى يا شاه بى سپاه
با اين كه زخمى شد تنت ، امام بى پناه
مادر و بچه هات نيومدن تو قتلگاه

قد فلك از بار روضه هاى تو خمه
هر چى برات گريه كنيم ماه رجب ، كمه

تموم عالمين فدات بشه اباالحسن
هر جورى شد تن تو شد تو كاظمين كفن
از همه جا براى تشيع تو اومدن
تا مث جد اطهرت نمونى پاره تن

دلم به غصه هاى تو ببين شده اسير
شام شهادتت آقا دست منو بگير
موسى ى اهل بيتى و امير

  • پنج شنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 20:43
  • نوشته شده توسط
  • charmi
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

شعر مصیبت آقا موسی بن جعفر علیه السلام -(باب الحوائج هر کجا کار خودش را کرد) * قاسم نعمتی

2041

شعر مصیبت آقا موسی بن جعفر علیه السلام -(باب الحوائج هر کجا کار خودش را کرد) روضه حضرت موسی بن جعفر )علیه السلام(

باب الحوائج هر کجا کار خودش را کرد
در پاسخ آه گدا کارخودش را کرد

با آنکه دستش بسته بود اما گره وا کرد
این حضرت مشکل گشا کار خودش را کرد

رقاصه ای را ناله هایش زیر و رو کرده
درسجده ها یا ربنا کار خودش را کرد

سادات روی مادر خود غیرتی هستند
اصلا کتک نه ، ناسزا کار خودش را کرد

وقت زمین خوردن به یاد مادرش افتاد
تاریک بود و بی حیا کار خودش را کرد

از چند جا رد کبودی بر گلویش بود
از پشت گردن حلقه ها کار خودش را کرد

سر دارد و او را کفن روی کفن کردند
آن نیمه شب هم بوریا کار خودش را کرد

هنگام دست و پا زدن زنجیر اذیت کرد
چون نیزه ها که کربلا کار خودش را کرد

خول

  • جمعه
  • 24
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 05:58
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

متن داستان حضور امام کاظم در جشن نوروز و اهدا هدایا به سراینده شعر در مصیبت اباعبدالله الحسین *

1064
0

متن داستان حضور امام کاظم در جشن نوروز و اهدا هدایا به سراینده شعر در مصیبت اباعبدالله الحسین #حضرت_امام_موسى_ابن_جعفرع
منصور از امام کاظم (ع) خواست به طور رسمی در جشن عید نوروز که در دربار تشکیل می‌شد، شرکت کند، امام کاظم (ع) این درخواست را رد کرد.
منصور با ابراز مطالبی، امام کاظم (ع) را در تنگنا قرار داد و سرانجام آن حضرت با اکراه در آن مجلس شرکت نمود، مردم هدایای بسیاری آوردند، در این میان پیر مردی شیعی نزد امام کاظم (ع) آمد و گفت: من فقیرم، چیزی نداشتم تا به عنوان هدیه بیاورم، ولی جدّم در سوگ جدّتان امام حسین (ع) اشعاری سروده، همان را اهدا می‌کنم. او آن اشعار را خواند، امام کاظم (ع) ، به ياد جد غريبش افتاد و تمام هدایایی را که آورده بودند، به آن پیرمرد شیعی بخشید.
*جان همه ى عالم ف

  • یکشنبه
  • 16
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 10:54
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا باقریان

شهادت امام موسی بن جعفر(ع) -(من اشک می‌ریزم بر احوالی که داری) * رضا باقریان

814

شهادت امام موسی بن جعفر(ع) -(من اشک می‌ریزم بر احوالی که داری) من اشک می‌ریزم بر احوالی که داری
بر حال و روزِ در سیه چالی که داری

این زندگانی نیست در شأن و مقامت
اینگونه در زندان، مه و سالی که داری

تو چارده سال است در زندان اسیری
آقای من از چیست اقبالی که داری

آثار تازیانه‌ی مردِ یهودی است
این قامت افتاده و دالی که داری

زهر جفا آتش کشیده پیکرت را
معلوم شد از این پر و بالی که داری

رقّاصه آوردند رنجت را ببینند
غافل شدند از حُجب و اِجلالی که داری

رقّاصه بی دین آمد، اما با خدا رفت
با دیدنِ آنگونه اعمالی که داری

خَلّصْنی یارب‌هایت آخر کارگر شد
از دست زندان‌بانِ دَجّالی که داری

در کُنده و زنجیر، لِه کردند آقا
پایی که داری، دست حلّالی که داری

این روزهای

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 10:53
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

شهادت امام موسی کاظم(ع) -(بی خود نماز مرد، نشسته نمی‌شود) * رضا باقریان

992
-1

شهادت امام موسی کاظم(ع) -(بی خود نماز مرد، نشسته نمی‌شود) بی خود نماز مرد، نشسته نمی‌شود
یا دست پر ورم که شکسته نمی‌شود

سِنِ زیاد، عاقبتش مو سفیدی است
بی خود کسی ز عمر، که خسته نمی‌شود

حتماً کسی نماز شبش را شکسته است
سجاده‌ی امام که بسته نمی‌شود

زندان که جای زندگیِ این امام نیست
این هتک حرمت است، نه این احترام نیست

همچون حسین پیروهنش پاره پاره شد
با میخِ تخته پاره تنش پاره پاره شد

آقای ما اگرچه شکسته مفاصلش
جدَّش کنار سینه زنش پاره پاره شد

با میخ و تیر و نیزه، که فرقی نمی‌کند
فرزند فاطمه بدنش پاره پاره شد

هرچند پیروهن به تنش پیروهن نشد
مانند شاه کرببلا بی‌کفن نشد

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 10:55
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اهمیت زیارت قبر موسی بن جعفر (ع) *

1314

اهمیت زیارت قبر موسی بن جعفر (ع) امام رضا (عليه السلام) مي‌فرمايند:

زيارَةُ قَبرِ أبي مِثلُ زِيارَةِ قَبِر الحُسَينِ؛

زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعليه السلام،

مانند زيارت قبر حسين عليه السلام است.

كامل الزيارات، ص 499

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 10:54
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

روضه امام کاظم با گریز به کربلا *

68

روضه امام کاظم  با گریز به کربلا #حضرت_امام_موسى_ابن_جعفرع
حديث53
? عن موسى بن جعفرعليه السلام قال:

ولا تأخذوا من تربتى شيئا لتبركوا به فأن كل

تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسين بن على

عليهماالسلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء

لشيعتنا و أوليائنا؛

حضرت امام كاظم (عليه السلام) در ضمن حديثى كه از رحلت خويش خبر مى داد فرمودند:
چيزى از خاك قبر من برنداريد تا به آن تبرك جوييد؛ چرا كه خوردن هر خاكى جز تربت جدم حسين (عليه السلام) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است.
?جا دارد عرض كنيم يا موسى ابن جعفر جان همه ى عالم فداى شما كه در هر كجا كه بوديد مردم را ياد امام حسين و كربلا مى ان

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 10:58
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

روضه امام کاظم *

2293

روضه امام کاظم #حضرت_امام_موسى_ابن_جعفرع
منصور از امام کاظم (ع) خواست به طور رسمی در جشن عید نوروز که در دربار تشکیل
می‌شد، شرکت کند، امام کاظم (ع) این درخواست را رد کرد.
منصور با ابراز مطالبی، امام کاظم (ع) را در تنگنا قرار داد و سرانجام آن حضرت با اکراه در آن مجلس شرکت نمود، مردم هدایای بسیاری آوردند، در این میان پیر مردی شیعی نزد امام کاظم (ع) آمد و گفت: من فقیرم، چیزی نداشتم تا به عنوان هدیه بیاورم، ولی جدّم در سوگ جدّتان امام حسین (ع) اشعاری سروده، همان را اهدا می‌کنم. او آن اشعار را خواند، امام کاظم (ع) ، به ياد جد غريبش افتاد و تمام هدایایی را که آورده بودند، به آن پیرمرد شیعی بخشید.
?جان همه ى عالم ف

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 11:00
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

روضه امام کاظم (ع) *

44

روضه امام کاظم (ع) #امام_موسى_ابن_جعفرع
? سندی بن شاهک، به دستور هارون الرّشید، سمّی را در غذای آن حضرت گذارد و امام (علیه السلام) از آن غذا خورد و اثر آن در بدن مبارکش کارگر افتاد و بیش از سه روز مهلتش نداد. وقتی امام به شهادت رسید، سندی گروهی از فقها و بزرگان بغداد را بر سر جنازه اش آورد و به ایشان گفت: به او نگاه کنید، آیا در وی اثری از ضربه شمشیر یا اصابت نیزه می‌بینید؟ گفتند: ما از این آثار چیزی نمی بینیم و از آنها خواست که بر مرگ طبیعی او شهادت دهند و آنها نیز شهادت دادند! آن گاه جسد شریف آن حضرت را بیرون آورده و آن را بر جسر (پل) بغداد نهادند و دستور داد که ندا دهند: این موسی بن جعفر است که مرده است، نگاه

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 11:02
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

دانستنيهاى امام موسي ابن جعفر *

831

دانستنيهاى امام موسي ابن جعفر حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) عابدترین و زاهدترین، فقیه ترین، سخی ترین و کریمترین مردم زمان خود بود،
هر گاه دو سوم از شب می‌گذشت نمازهای نافله را به جا می‌آورد و تا سپیده صبح به نماز خواندن ادامه می‌داد و هنگامی که وقت نماز صبح فرا می‌رسید، بعد از نماز شروع به دعا می‌کرد و از ترس خدا آن چنان گریه می‌کرد که تمام محاسن شریفش به اشک آمیخته می‌شد و هر گاه قرآن می‌خواند مردم پیرامونش جمع می‌شدند و از صدای خوش او لذّت می‌بردند. (١)
?اين يك قاري قرآن بود كه مردم به او احترام مي كردند ،
صل الله عليك يا اباعبدالله
اما جان عالم فداى اون قارى قرآنى كه وقتى سر مبارك را در حالي كه شستشو داده و محاسن مب

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 11:04
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 محسن ناصحی

شهادت امام کاظم علیه السلام -(صدای روضه می آید مهیّا می شود چشمم) * محسن ناصحی

1181
1

شهادت امام کاظم علیه السلام -(صدای روضه می آید مهیّا می شود چشمم) صدای روضه می آید مهیّا می شود چشمم
خدارا گریه کن ها ! بینتان جا می شود چشمم؟

برای یوسف زندان بغداد اشک می ریزم
به نابیناییم شادم ، زلیخا می شود چشمم

من از زندان و زندانبان و زندانی چه می دانم
بپرس از اشک می بینی که دریا می شود چشمم

عبادتگاه یا زندان ؟ نمی دانم ولی با او
نماز اشک می خوانم ، مصلّی می شود چشمم

بنا بود آنچه می خوانم تسلای دلم باشد
عجب جایی میان روضه ها وا می شود چشمم

شبِ تاریکِ زندان ، ابنِ شاهک ، خشم زندانبان
شب قدر است و با این روضه احیا می شود چشمم

گریزِ کربلا را نیز با خود دارد این زندان
فرات اشک ! جاری شو که سقّا می شود چشمم

تنی در بین زنجیر و تنی بر خاک در گودال
میان

  • دوشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 14:44
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد