شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(ای گل گلخانه) * رضا یعقوبیان

402

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(ای گل گلخانه) وای
ای گل گلخانه
ای زهرا نشانه
امام یگانه
یا موسی بن جعفر۲

وای
نجل پیغمبری
موسی بن جعفری
تو گل پرپری
یا موسی بن جعفر۲

وای
عمری کنج زندان
با جگر سوزان
روی سوی جنان
یا موسی بن جعفر۲

وای
سندی ظالمانه
بر او بی بهانه
می زد تازیانه
یا موسی بن جعفر۲

وای
زهر کین اثر زد
بر جانش شرر زد
آتش بر جگر زد
یا موسی بن جعفر۲

وای
امان از این بیداد
کنج قفس افتاد
از زهر کین جان داد
یا موسی بن جعفر۲

وای
از نفس افتادی
در غربت جان دادی
کشته ی بیدادی
یا موسی بن جعفر۲

وای
ماه عالمینی
نور کاظمینی
گریان حسینی
یا موسی بن جعفر۲

وای
ای امان ای فریاد
زندانی بغداد
شد از قفس آزاد
یا موسی بن جعفر۲

وای
خورشید مدینه
بدنت از کینه
بر روی زمینه
یا موسی بن جعفر۲

وای
از ظلم استبداد
پیکر تو افتاد
روی پل بغداد
یا موسی بن جعفر۲

وای
کاظمین در عزاست
از داغت کربلاست
غرق شور و نواست
یا موسی بن جعفر۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:39
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

مرثیه امام کاظم (ع) -(نوری که بر افلاکیان گویی چو اختر بود) * ناشناس ؟؟؟

537

مرثیه امام کاظم (ع) -(نوری که بر افلاکیان گویی چو اختر بود) نوری که بر افلاکیان گویی چو اختر بود
پیچیده در زنجیر و غل، موسی بن جعفر بود

تاریک تر از هر کجا، ایام بی پایان
در شوره زار جهل و کین، تابان و گوهر بود

روزی که دیدند جسم او ورد زبان ها شد
باب الحوائج می‌شود آن کس که مضطر بود

گر چه نحیف است جسم او وقتی که ظاهر شد
از اینکه باشد بی کفن پیکر، که بهتر بود

گر این مصیبت بر همه جانسوز و جانکاه است
در پیش جدش این فقط یک بیت دفتر بود

"آنچه همیشه طالبش چندین برابر بود
نان و پنیر سفره موسی بن جعفر بود"

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 12:25
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

شعر شهادت امام کاظم (ع) -(اشک های ستاره ها می‌ریخت) * بردیا محمدی

610
1

شعر شهادت امام کاظم (ع) -(اشک های ستاره ها می‌ریخت) اشک های ستاره ها می‌ریخت
کهکشان هم به گریه افتاده
از نحیفیِ پیکر خورشید
آسمان هم به گریه افتاده

جسم او ذره ذره آب شده
تازیانه چه کرده با بدنش!؟
این که افتاده گوشه‌ی زندان
پیرُهن‌خالی است یا بدنش!؟

حجم بال و پرش پُر از زخم است
جای سالم نمانده در پَرِ او
قفسش بس که کوچک و تنگ است
هی به دیوار می‌خورد سرِ او

درد تا مغز استخوان می‌رفت
بازویش را اگر تکان می‌داد
می‌توانست شب بخوابد اگر
درد پهلو کمی امان می‌داد

وای از آن دم که آرزو باشد
لحظه‌ای آه حسرتی بکشی
غل و زنجیر فرصتی ندهند
نفسی هم به راحتی بکشی

دمِ " عجِّل وفاتی " لب او
زنده کرده است داغ زهرا را
ظاهراً عادت نگهبان‌هاست
بی جهت می‌زدند آقا را

آه! با هر تنفسش می‌شُد
حس کنی دردِ در جِناقش را
بشکند دست سِندی کافر...
خُرد کرد استخوان ساقش را

با هزاران عذاب جان داد و
با هزاران عذاب تشییع شد
روی یک تخته پاره‌ای کوچک
بدن آفتاب تشییع شد

باز هم جای شکر آن باقی است
مصحف‌اش را بهم نریخت کسی
طرح لب‌های نازنینش را
با نوک پا بهم نریخت کسی

لحظه‌ی جان سُپردن او را
خواهرش روی تل نمی‌دیده
با عصا هیچ نامسلمانی
به سر و صورتش نکوبیده

احدی در پی غنیمت نیست
پیرهن از تنش کسی نَکِشید
بعد جان دادنش خدارا شُکر
مرکبی روی پیکرش ندوید

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 12:27
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

قرعهٔ غربت به یار آشنا افتاده بود * مرضیه عاطفی

728

قرعهٔ غربت به یار آشنا افتاده بود قرعهٔ غربت به یار آشنا افتاده بود
فتنه هایِ زهر در جام بلا افتاده بود

درد غالب شد به قلبش، لحظه لحظه لرزه بر
دستهایِ حضرتِ مشکل گشا افتاده بود

با نفسهایی سرآسیمه جدالی سخت داشت
استخوانِ سینه اش در تنگنا افتاده بود

خورد مظلومانه بر دیوارِ زندان صورتش
حضرتِ باب الحوائج بیهوا افتاده بود

شد عبایش گرد و خاکی؛ خورد لب‌هایش ترک
رنگ و رو از چهرهٔ آقایِ ما افتاده بود

هم کبودی بر تنش، هم روی ساقِ پایِ او
ردّی از زخم ِ غل و زنجیرها افتاده بود

زهر با خود حنجرش را تکه تکه بُرده بود
با عطش یادِ شهیدِ کربلا افتاده بود

پیکرش رویِ پلِ بغداد جانم را گرفت
دل؛ پریشانحال یادِ بوریا افتاده بود

لرزه ها و ضجه ها انداخت بر ارکانِ عرش
خنجر کندی که در کارِ قفا افتاده بود

سنگ می بارید با شمشیرِ برّان بر تنش
در کنارِ خونِ در جریان؛ عصا افتاده بود

آبروی هر دو عالم بی کفن؛ عریان؛ سه روز
بر تنِ صحرایِ ماریه رها افتاده بود!

  • چهارشنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:19
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم ع -(میرسد به گوشِ دل، ناله های احزانت می خراشد این دل را، یا رضا رضا جانت) * هستی محرابی

653

شهادت امام موسی کاظم ع -(میرسد به گوشِ دل، ناله های احزانت می خراشد این دل را، یا رضا رضا جانت) ◾#مرثیه_شهادت_امام_موسی_کاظم_ع
#سبک_نوشته◾

میرسد به گوشِ دل، ناله های احزانت
شد روانه چون سیلی، اشکِ خون به دامانت
قصّه ی خزان دارد، روضه های طوفانت
می خراشد این دل را، یا رضا رضا جانت

معصومه امشب در، مشهد عزا دارد
این داغِ سنگین را، او با رضا دارد

از غروبِ چشمانت، اشک و نوحه می بارد
هر نفس صدای تو، شرحِ کربلا دارد
لعنت خدا آن که، جانِ تو بیازارد
او به جای مِهرِ تو، دل به کینه بسپارد

بین دخترت بر لب، وا یا رضا دارد
از داغت امشب در، مشهد عزا دارد

سِجنِ محبَسِ هارون، مرغِ بی پَر و بالی
سوزِ تب به تن داری، جای دخترت خالی
در غم و پریشانی، چون نحیف و بی حالی
از فزونیِ دردت روز و شب تو می نالی

معصومه امشب در، مشهد عزا دارد
او تسلیت پیشِ، مولا رضا دارد!

#شام_شهادت_امام_موسی_کاظم
#علیه_السلام_تسلیت_باد?

  • چهارشنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:09
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

دوبیتی های شهادت موسی بن جعفر امام کاظم علیه السلام -(دوباره روز عزای امام کاظم شد) * رسول چهارمحالی

576

دوبیتی های شهادت موسی بن جعفر امام کاظم علیه السلام -(دوباره روز عزای امام کاظم شد) دوباره روز عزای امام کاظم شد
دوباره اشک شقایق نگرلازم شد
دوباره بیرق ماتم درون روضه به پا
دوباره مهدی زهرا به غم ملازم شد

یا رضا صاحب عزا امشب تویی
بر همه ارض و سما هم اب تویی
دیده گریان مو پریشان پدر
گوئیا امشب که اندر تب تویی

کاظمین امشب سیه پوش شماست
عالمی زین غم در جوش شماست
کنج زندان ،با زبان روزه،مسموم جفا
جای فرزندت رضاخالی در آ غوش شماست

دست من و دامان تو باب الحوائج
هستم گدای خوان تو باب الجوائج
جان رضایت کن نظر موسی بن جعفر
حاجات ما ،دستان تو باب الحوائج

کنج زندان همه دم یاد خدا می کردم
روز را روزه به در گاه شما می کردم
وقت افطار کتک بود طعام من زار
لحظ

امشب نوای عرشیان، شد تسلیت صاحب زمان
از مشهد و قم بر زبان، شد تسلیت صاحب زمان
معصومه و شمس الضحی، باشد عزادار شما
موسی بن جعفر هم فدا ،شد تسلیت صاحب زمان

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:24
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زمزمه شهادت امام کاظم(ع) -(درسته کشتنت جدا شده سر از تنت؟ نه!) * عبدالله باقری

543

زمزمه شهادت امام کاظم(ع) -(درسته کشتنت جدا شده سر از تنت؟ نه!) درسته کشتنت
جدا شده سر از تنت؟ نه!
غارت شده پیرُهنت؟ نه!
مرکب اومد رو بدنت؟ نه!
درسته کشتنت
جلوی خواهر زدنت؟ نه!
آتیش زدن به گلشنت؟ نه!
تکّه حصیر شد کفنت؟ نه!

شکسته بال و پر!
خونه تو دیدی شعله‌ور؟ نه!
زدن زنت رو بی خبر؟ نه!
بچه‌ تو کُشتن پشت در؟ نه!
شکسته بال و پر!
کِشیدنت بین گذر؟ نه!
یاست شکسته از کمر؟ نه!
شبونه رفته به سفر؟ نه!

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:54
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(هر کی میگه گرفتارم) * عبدالله باقری

606
1

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(هر کی میگه گرفتارم) هر کی میگه گرفتارم
گِره افتاده توو کارم
به‌ کی‌ توسل‌کنم‌؟ - میگن: باب‌ الحوائج ۲
هر کی میگه مریض دارم
وَخیمه حال بیمارم
به‌ کی‌ توسل‌ کنم‌؟ - میگن: باب‌ الحوائج ۲
بابای امام رضا / حسابی دست‌ و دل بازه
بابای امام رضا / روتو زمین نمیندازه ۲
(آقای کاظمین - (تو رو به جدّت حسین) ۳) ۲

هر کی کم آورده دیگه
یه نوری توو دلش میگه
هنوز یه راهی مونده - بگو: باب‌ الحوائج ۲
اگر زمین خورده هستی
چشاتو رو همه بستی
هنوز پناهی مونده - بگو: باب‌ الحوائج ۲
بابای امام رضا / شروع سِیر پروازه
بابای امام رضا / روتو زمین نمیندازه ۲
(آقای کاظمین - (تو رو به جدّت حسین) ۳) ۲

هر بار درش رو کوبیدم
خیلی چیزا ازش دیدم
گدای موسَی‌ الْکاظمم - می‌گم‌: باب‌ الحوائج ۲
من که پای علم هستم
هوایی حرم هستم
من که حرم لازمم - می‌گم: باب‌ الحوائج ۲
بابای امام رضا / همیشه آغوشش بازه
بابای امام رضا / روتو زمین نمیندازه ۲
(آقای کاظمین - (تو رو به جدّت حسین) ۳) ۲

  • پنج شنبه
  • 4
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 13:14
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

متن شعر شهادتِ باب الحوائجِ ازلی حضرت_موسی_بن_جعفر_علیه_السلام -(سرش گرم عبادت بود و کارش خواندنِ قران) * مرضیه عاطفی

364

متن شعر شهادتِ باب الحوائجِ ازلی حضرت_موسی_بن_جعفر_علیه_السلام -(سرش گرم  عبادت بود و کارش خواندنِ قران) -لطفا حق روضه ادا شود-

سرش گرم عبادت بود و کارش خواندنِ قران
تمام روزهایِ هفته در هر گوشه از زندان

زمین غرقِ تحیّر از خضوعِ سجده اش دائم
در و دیوار، از نورِ قنوتش آن به آن؛ حیران

به ظاهر دست و پایش در غل و زنجیر بود اما
بدونِ إذنِ چشمانش نمی بارید که باران

مسلمان میشد و میرفت بعد از صحبتِ با او
کنارش لحظه ای میشد اگر که کافری مهمان

خودش از رنج؛ رنگش زرد بود اما پس از لبخند
غذایش را تعارف کرد در زندان به این و آن

اگر چه دست و پایش زخم و ردّی از کبودی داشت
خودِ باب الحوائج بود؛ بر هر دردِ بی درمان

فدای قدّ و بالایِ نحیفش که اذان گفت و
شد از سرسختیِ غل هایِ سنگین؛ قامتش لرزان

به رویِ تکه ای از بوریا با اشک خلوت داشت
به زیرِ تابش خورشید با یک داغ بی پایان

برایِ غارتِ پیراهن و انگشت و انگشتر
برای جدّ عطشانش، برای پیکرِ عریان

به رویِ سینه می کوبید با دستانِ در زنجیر
به یادِ عمه جان-زینب(س)، به یادِ "شام" شد گریان

زمانِ احتضارش با شکنجه سخت تر جان داد
زمانی که به جدّش ناسزا میگفت زندانبان

به مکرِ سندیِ إبنِ شاهک ملعون رها افتاد
تنش رویِ پلِ بغداد...در بینِ گذر...عطشان!

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 17:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام کاظم(ع)-(قسم بر ناله‌‌های زخم و زنجیر) *

9876
10

اشعار شهادت امام کاظم(ع)-(قسم بر ناله‌‌های زخم و زنجیر) قسم بر ناله‌‌های زخم و زنجیر
دلم را کرده‌ای از ماتمت پیر
قسم بر سجده‌های کُنجِ زندان
غریبی‌ات شده در سینه چون تیر
از این زندان به آن زندان روانه
ز دستِ زندگی آخر شدی سیر
جهانْ کوچک به پیشِ غصه‌هایت
یکی دردِ تو را کی شرح و تصویر؟
شده چشمم به پشتِ اشک زندان
بیا دست منِ افتاده را گیر
ضریحت را ندیدم وادریغا
کنم ناله از این احوال و تقدیر
بیا موسی بن جعفر از سرِ لطف
دلم را با نگاهی کن تو درگیر
دلم را بر ضریحت چون دخیلی
ببند و با ولایت کن تو تسخیر

  • دوشنبه
  • 6
  • تیر
  • 1390
  • ساعت
  • 09:27
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
مرحوم محمد حسن فرحبخشیان - ژولیده نیشابوری

اشعار شهادت امام کاظم (ع) (من در این زندان به جرم عشق یار افتاده ام) *مرحوم محمد حسن فرحبخشیان - ژولیده نیشابوری

2688

اشعار شهادت امام کاظم (ع) (من در این زندان به جرم عشق یار افتاده ام) من در این زندان به جرم عشق یار افتاده ام
بهر حفظ دین و کسب و افتخار افتاده ام
در مقام سر نوشتم چاره جز تسلیم نیست
بر گ زردم در مسیر جویبار افتاده ام
یوسفی هستم که از جور و جفای ظالمان
کنج زندان با دو چشم اشکبار افتاده ام
من حسینی مذهبم که از بهر ارشاد بشر
گوشه محبس حزین وبی قرار افتاده ام
من امام هفتمینم کز پی ترویچ دین
بی کس و تنها در این زندان تار افتاده ام
من گلی از گلشن آل رسولم کز ستم
بارخ پژمرده ای درپای خار افتاده ام
محرم رازم به غیر از کنده و زنجیر نیست
کاین چنین بی مونس و بی غمگسار افتاده ام
مرغ بی بال و پری هستم که از جور عدو
اندر این کنج قفس دور از دیار افتاده ام
شد دل شوریده از این

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 05:11
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر مصیبت موسی بن جعفر علیه السلام -(دوباره در جهان ماتم به پا شد) * رضا یعقوبیان

1666
1

متن شعر مصیبت موسی بن جعفر علیه السلام -(دوباره در جهان ماتم به پا شد) دوباره در جهان ماتم به پا شد
عزادارِ پدر امشب رضا شد
به شهرِ کاظمین ، موسی بن جعفر
شهیدِ کینه یِ خصم دغا شد !

گُل گُلزار دین ، موسی بن جعفر
امام هفتمین ، موسی بن جعفر
شدی در گوشه ی زندان بغداد
شهید ظلم و کین ، موسی بن جعفر

تمام عالم هستی فدایت
فدای درد و رنج و غُصه هایت
بگوش دل رسد با اشک و ناله
هنوز از گوشه ی زندان صدایت

فدای ذکر یارب یارب تو
فدای ناله های هر شب تو
ز ظلم و جور سندی ابن شاهک
دگر جانت رسیده بر لب تو

دلم می سوزد امشب از غم تو
که زهر کینه گشته مَرهم تو !
الا ای هفتمین نور هدایت
کنم گریه به بزم ماتم تو

  • پنج شنبه
  • 16
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 14:02
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
استاد سید رضا موید

اشعار شهادت امام کاظم (ع)-( ناله ای سوخته از سینه سوزان آید ) *استاد سید رضا موید

2639

اشعار شهادت امام کاظم (ع)-( ناله ای سوخته از سینه سوزان آید  ) ناله ای سوخته از سینه سوزان آید
وین نوائیست که از گوشه زندان آید
آن چه زندان که سیه چال بود از دهشت
شبو روزش به نظر تیره و یکسان اید
های هارون که گرفتار تو شد موسی عصر
شب و روز تو و او هر دو به پایان اید
سالها این پسر فاطمه مهمان تو هست
هیچ گفتی که چه ها بر سر مهمان آید
همدم آن پدر پیر زچندین اولاد
طفل اشکی است که از دیده به دامان آید
امشب از غربت او سلسله هم می نالد
که آن جگر سوخته را عمر به پایان اید
کندو زنجیر از آ« جان بزندان مأنوس
نکشد دست اگر بر لب او جان آید
گرچه این زمزمه خاموش شود تا به ابد
بانگ مظلومیش از سینه باران اید
سید رضا مؤید

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:07
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
استاد سید رضا موید

اشعار شهادت امام کاظم (ع) ( آنکه عالم همه در دست توانایش بود ) *استاد سید رضا موید

3085
1

اشعار شهادت امام کاظم (ع) ( آنکه عالم همه در دست توانایش بود ) آنکه عالم همه در دست توانایش بود
مرکز دایره غم دل دانایش بود
هفتمین حجت معصوم ز ظلم هارون
چارده سال به زندان ستم جایش بود
دل موسای کلیم از غم این موسی سوخت
که به زندان بلا طور تجلایش بود
معنی قعر سجون باید و ساق المَرضُوض
پرسی از حلقه زنجیر که بر پایش بود
یاد حق هم نفس گوشه تنهایی او
اه دل روشنی خلوت شبهایش بود
بس که غم دید زندان و زندان بانش
زندگی بخش جهان مرگ تمنایش بود
نه همین زهر جفا بر دلش افروخت شرر
زشهادت اثری بر همه اعضایش بود
یوسف فاطمه یارب چه وصیت فرمود
که پس از مرگ همی سلسله بر پایش بود
سید رضا مؤید

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:11
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)-هفتمین رهبر دین حجّت دادار تويي *

2583
1

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)-هفتمین رهبر دین حجّت دادار تويي هفتمین رهبر دین حجّت دادار توئی
موسی جعفری و قبله احرار توئی
نوح آل اللهی و مظهر آیات خدای
ملتزم بحر و لامخزن اسرار توئی
جان پیغمبر و از نسل حسینی و بتول
پور والا گهر حیدرکرار توئی
یار مظلومی و برجمله ضعیفان یاور
خستگان را همه جا یار و مددکار توئی
داده هارون جفا پیشه به زندان جایت
کی سزاوار به رنج و غم آزار توئی
روزها روزه و شبها به مناجات و دعا
در ره وصل خدا دیده بیدار توئی
آنکه در گوشه زندان بلا گشت شهید
دست و پا بسته به زنجیر گرانبار توئی

  • دوشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 05:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مرثیه امام موسی کاظم(ای وجودت مطلع الانوار یا موسی ابن جعفر) *

5327
1

مرثیه امام موسی کاظم(ای وجودت مطلع الانوار یا موسی ابن جعفر) ای وجودت مطلع الانوار یا موسی ابن جعفر
ای جلالت برترازگفتار یا موسی بن جعفر
ای رواقت کعبه دل وی حریمت طور سینا
ای هزاران موسیت زوّاریا موسی بن جعفر
ای خوش آن بیمار کز فیض تو می جوشد شفایش
ای هزاران عیسیت بیماریا موسی بن جعفر
ازتو می گیرد تجلّی سینه ام چون طور سینا
وزتوباشد چشم دل بیداریا موسی بن جعفر
دردمندم مستمندم بی پناهم روسیاهم
هرکه هستم باتودارم کاریاموسی بن جعفر
کظم غیظ و حسن خلقت دل بر حتّی زدشمن
همچو جدّت احمد مختاریا موسی بن جعفر
می توانی در زخیبر سرزجسم عمر وگیری
در غزا چون حیدرکرّار یا موسی بن جعفر
در دهانم می شود درّ سخن قند مکرّر
چون کنم مدح توراتکراریاموسی بن جعفر
پیش هفو و پای

  • دوشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 05:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمد حسین رحیمیان

شعر حضرت زهرا(س)(شد بی ستاره حال و روز آسمانت) * محمد حسین رحیمیان

2597

شعر حضرت زهرا(س)(شد بی ستاره حال و روز آسمانت) شد بی ستاره حال و روز آسمانت

انگار رفته راحتی از آستانت

هر روز حبست گشت آقا فاطمیه

رفته به زهرا مادرت قد کمانت

اشک دو چشم آسمان ها در می آید

شلاق ها وقتی که می افتد به جانت

زیر کتک کردی دعا تو قاتلت را

دنیاست شرمنده ز قلب مهربانت

تو از خجالت آب گشتی بین زنجیر

جای تمام دشمنان بد دهانت

سیلی دوباره سیلی و سیلی و سیلی

جز این ندارد علتی لکنت زبانت

لب هات می گوید فقط ای وای قاسم (س)

در لحظه های آسیاب استخوانت

  • چهارشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر شهادت حضرت امام موسی کاظم(س)-(آهسته گذارید روی تخته تنش را) * علی اکبر لطیفیان

9419
4

شعر شهادت حضرت امام موسی کاظم(س)-(آهسته گذارید روی تخته تنش را) آهسته گذارید روی تخته تنش را
تا میخ اذّیّت نکند پیرهنش را
اصلاً بگذارید رویِ خاک بماند
زشت است بیارند غلامان بدنش را
این ساق ِبهم ریخته کِتمان شدنی نیست
دیدند روی تخته ی در ، تا شدنش را
این مرد الهی مگر اولاد ندارد
بردند چرا مثل غریبان بدنش را
این مرد نگهبان که حیا هیچ ندارد
بد نیست بگیرد جلوی آن دهنش را
این هفت کفن روضه ی گودال حسین است
ای کاش نیارند برایش کفنش را
نه پیرهنی داشت حسین نه کفنی داشت
مدیون حصیرند مرتب شدنش را
شاعر:علی اکبر لطیفیان

  • پنج شنبه
  • 5
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 06:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر شهادت امام lموسی الکاظم(ع)-(حبیب با حبیب خود، به خلوتی صفا کند) *استاد حاج غلامرضا سازگار

4261
1

شعر شهادت امام lموسی الکاظم(ع)-(حبیب با حبیب خود، به خلوتی صفا کند) حبیب با حبیب خود، به خلوتی صفا کند
ندانم از چه بی گنه، عدو به او جفا کند
سرشک غربتش روان نوا زند زنای جان
نهان ز چشم دشمنان، بدوستان دعا کند
به پیکرش نشانه ها، یه سینه اش ترانه ها
که زیر تازیانه ها، رضا رضا رضا کند
به دست ها سلاسلش، زغصه سوخت حاصلش
چه می شود که قاتلش زفاطمه حیا کند
فتاده در ملالها، به عشق شور و حال ها
در آن سیاه چالها، خدا خدا خدا کند
فتاده دیگر از نوا، برو به دیدنش صبا
بپرس مرغ کشته را، کی از قفس رها کند؟
بخاک بی کس سرش،کسی نبود در برش
کجاست تا که دخترش، اقامه عزا کند
اثر نمانده از تنش، دلا برو به دیدنش
بگو عدو زگردنش، غلی که بسته واکند
به هر دلیست ماتمش، شکسته کوه را غمش
عجب

  • یکشنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام کاظم(ع)(نعره زد عشق : که مردان خدا را کشتند) *

2488
1

شعر شهادت امام کاظم(ع)(نعره زد عشق : که مردان خدا را کشتند) نعره زد عشق : که مردان خدا را کشتند
اهل آیین وفا، اشک و دعا را کشتند
عقل نالید: که در دشت فرورفته به جهل
حکمت‌آموز طریق شهدا را کشتند
ظاهر و غائب و باطن، همه دم شاهد اوست
سبب عشق خدا، در دل ما را، کشتند
سالکان ! راه طریقت به حقیقت بسته است
ازلی مرشد حق، شاه وَلا را کشتند
عده ای پیر و گوساله، پی دولت خویش
صاحب حجت حق، قدر و قضا را کشتند.
***
خطر جهل فقط در دل پستوها نیست
اهل منبر، پسر شیر خدا را کشتند
هر که امروز به دنبال سوالی، که چرا؟
حجت محکمه‌ی کرب و بلا را کشتند؟!
لحیه داران پی تسبیح و دعا، طوف حرم
ترجمانِ شرف و حُجب و حیا را کشتند
نه فقط دولت حق را به خطر افکندند!
آیت و آینه‌ی صلح و صفا ر

  • شنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام کاظم(ع)(خورشید آسمان سیه چالها منم) *

2519

شعر شهادت امام کاظم(ع)(خورشید آسمان سیه چالها منم) خورشید آسمان سیه چالها منم
یوسف ترین مسافر گودالها منم
شیرازه محول الاحوالها منم
موسی ترین کلیم،در این سالها منم
دارم شبانه روز و مناجات می کنم
بر حال و روز خویش مباهات می کنم
این چند ساله زار شدم،در به در شدم
کنج قفس فتادم و بی بال و پر شدم
دور از وطن اسیر شدم،خون جگر شدم
معصومه را ندیدم و دلتنگ تر شدم
یاد مدینه و پدر و مادرم بخیر
یاد پدر صدا زدن دخترم بخیر
اینجا نمی رسد به کسی ناله های من
از ردّ پا پُر است،بهشت عبای من
مثل جنین در شکم است،انحنای من
زیر فشار خرد شده دست و پای من
تنها دعای من شده خلّصنی یا اله
مردن دوای من شده،خلصنی یا اله
چندیست از خدا طلب مرگ دارم و
خون جگر ز حنجره بالا میار

  • شنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)(هر كجا مرغ اسيرى است ، ز خود شاد كنيد) *

2353

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)(هر كجا مرغ اسيرى است ، ز خود شاد كنيد) هر كجا مرغ اسيرى است ، ز خود شاد كنيد
تا نمرده است ، ز كنج قفس آزاد كنيد
مُرد اگر كنج قفس ، طاير بشكسته
پرى ياد از مردن زندانى بغداد كنيد
چون به زندان ، به ملاقاتى محبوس
رويد از عزيز دل زهرا و على ياد كنيد
كُند و زنجير گشایيد، ز پايش دم مرگ
زين ستمكارى هارون ، همه فرياد كنيد
چار حمّال ، اگر نعش غريبى ببرند
خاطر موسى جعفر، همه امداد كنيد
تا دم مرگ ، مناجات و دعا كارش بود
گوش بر زمزمه ی آن شه عبّاد كنيد
پسرش نيست ، كه تا گريه كند بر پدرش
پس شما گريه بر آن كشته ی بيداد كنيد
نگذاريد كه معصومه خبردار شود
رحم بر حال دل دختر ناشاد كنيد
خوشدل از ماتم آن باب حوائج گوید
تا شما نیز پس از مرگ ز وی یاد کنی

  • یکشنبه
  • 5
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)(باب الحوائج هستی و عالم گدایتان) *

3487
3

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)(باب الحوائج هستی و عالم گدایتان) باب الحوائج هستی و عالم گدایتان
امّید نا امیدها نوشته خدایتان
ای ملجاء همیشگی بی پناه ها
ای مستجاب لحظه به لحظه دعایتان
میگفت مادرم که دخیل های بسته اش
وا شد به روضه ها و به این سفره هایتان!
آقا به کاظمین تو گر ره نداده اند
پرواز کرده دل به کنار رضایتان
بدکاره ای رسیده به آزارتان ولی
در سجده ات فتاد و شده مبتلایتان
گویا اسیر جذبه ی روحانی ات شدند
جمع ِ محافظان ِ به زندان سرایتان
ای آسمان نشین و امام فرشته ها
مقتل چرا نوشته سیاهچال جایتان؟
اصلا مگر سیاهچال برای شما کم است ؟
زنجیر و قل زدند چرا دست و پایتان؟
در زیر تازیانه ی این بی حیاترین
تقطیع میشود نفس و ناله هایتان
با این قواره های کفن بهر ت

  • دوشنبه
  • 6
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)-(در این زندان كه ره بسته است پرواز صدایم را) * علی اکبر لطیفیان

3674

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)-(در این زندان كه ره بسته است پرواز صدایم را) در این زندان كه ره بسته است پرواز صدایم را
نمی بینم كسی را جز خودم را و خدایم را
سرم را می گذارم روی زانوهای لرزانم
یكایك می شمارم غصه های زخم هایم را
پریشان حالم و از استخوانم درد می ریزد
نمی جویم ز دست هر كس و ناكس دوایم را
اگر چه زخم تن دارم كبودیِ بدن دارم
ولی خرج عبادت می نمایم لحظه هایم را
حضور دانه ی زنجیر در راه گلوگاهم
دو چندانمی نماید بغض سنگین دعایم را
نمی گویم چه كرده تازیانه با وجود من
ببین پُر كرده خون پیكر من بوریایم را
اگر بنشسته می خوانم نمازم را در این زندان
غل و زنجیرها كوبیده كرده ساق پایم را
شاعر:علی اکبر لطیفیان

  • دوشنبه
  • 6
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)(شاهنشهی که نور دو چشم پیمبر است شاهی که میوه دل زهرای اطهر است) *

2945
1

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)(شاهنشهی که نور دو چشم پیمبر است      شاهی که میوه دل زهرای اطهر است) شاهنشهی که نور دو چشم پیمبر است شاهی که میوه دل زهرای اطهر است
فرمانده قضا و قدر میر کائنات شمس و قمر ز روی منیرش منور است
آن موسائی که موسی عمران ز خاک پاش کُحل بصر بوده ، موسی ابن جعفر است
آه از دمی که همچو شهی نقل مجلسش از دانه های سلسله بر جسم و پیکر است
یا دانه های اشک که بر دامنش بریخت و ز عود آه مجلس آن شه معطر است
دور از دیار و وطن گوشه ای غریب در حبس تیر و تار ملول و مکّدر است
سر را نهاد بر سر دیوار بی کسی چون همدمی که درد دلش را مؤثر است
گه ناله می زدی دم جان دادن آن غریب کو آن رضا که نور دل و دیده تر است
معصومه نیست تا که به دامن نهد سرم در وقت مرگ آنکه مرا دخت مضطر است
فانی ز داغ م

  • دوشنبه
  • 6
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام کاظم(ع)(ندارد کس در این عالم دل زاری که من دارم) *

4506
4

شعر شهادت امام کاظم(ع)(ندارد کس در این عالم دل زاری که من دارم) ندارد کس در این عالم دل زاری که من دارم
ندارد سینه‏ ای آه شرر باری که من دارم
ندیده هیچ مظلومی چنین ظلمی که من دیدم
ندارد چشم گردون چشم خونباری که من دارم
ندارد هیچ زندانی نگهبانی که من دارم
ندارد کس بعالم خصم خونخواری که من دارم
شب و روزم بود یکسان ز تاریکی این زندان
ندیده دیده گردون پرستاری که من دارم
ندارد محرم رازی بجز این کنده و زنجیر
ندیده دیده گردون شب تاری که من دارم
بگیرم روزه و ذکر خدا هر دم به لب دارم
نباشد روزه داری را چو افطاری که من دارم
از این ظلمی که هارون می ‏کند بر من خدا داند
کسی باور ندارد چشم خونباری که من دارم
من در این کنج قفس غوغای محشر می ‏کنم
پیروی از مادرم زهرای اطهر

  • یکشنبه
  • 12
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 16:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

زمينه شهادت حضرت امام موسي كاظم (ع) -(چه تك و تنها،چه غریبونه) *

4010
5

زمينه شهادت حضرت امام موسي كاظم (ع) -(چه تك و تنها،چه غریبونه) چه تك و تنها،چه غریبونه
یه نفر كُنج،این زندونه
اسیر این شبای تاره
روی خاك تیره سر میذاره
كسی بجز خدا از حالش،خبر نداره
ای صید بی بال و پر
شفیع روز محشر
دخیلك آقا یا،موسی بن جعفر
توی این زندون،دیگه آزاده
بدنش روی،خاك افتاده
هنوز توی غل و زنجیره
رضا براش عزا می گیره
محاله دخترش معصومه،آروم بگیره
درای زندون، وا شد
تو آسمون غوغا شد
شفیع این عالم ها
حاجتش روا شد
ای صید بی بال و پر
شفیع روز محشر
دخیلك آقا یا،موسی بن جعفر
با عزای این غم شیدایی
دل عالم شد عاشورایی
شهیدی كه لبش خشكیده
با نیزه ها كفن پوشیده
یه روز میاد تو ی محشر با،سر بریده
جان اباعبدالله
منتقم آل الله
ادركنی یا مولا
بقیة الله
حسین اباع

  • چهارشنبه
  • 15
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 09:17
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محسن طالبی پور

دانلود سبک نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -( داره می بــاره از آسمونا (بارون نم نم 2) ) * محسن طالبی پور

2839
1

دانلود سبک نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -( داره می بــاره از آسمونا (بارون نم نم 2) ) (به سبک آی شیعه ها باز)
داره می بــاره از آسمونا (بارون نم نم 2)
بر سر و سینه باز می زنیم با (یاد محرم 2)
دوباره شده فاطمه دلخـون
هیاتا شده باز سیاه پوشون
برا پدر ( شاه خراسون 2)
بازم یه دهه با اشک وعزاست
دلهای همه مهمون رضاست
آقای غریب
******
وای یه امامی رنجیده بازم (از غل و زنجیر 2)
از تـازیونه بـر تن کوهِ (بغض نفس گیر 2)
امـامی که تو زندون اسیره
سراغش و هیچ کس نمی گیره
غریبونه و (تنها می میره 2)
آقایی که تـو گودال بلاست
گریَش همیشه از کرببلاست
آقای غریب

شاعر : محسن طالبی پور

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 24
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 07:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

دانلود سبک نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -( دیده گریان موسی بن جعفر ) * امیر عباسی

4822
6

دانلود سبک نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -( دیده گریان موسی بن جعفر   ) دیده گریان موسی بن جعفر
حق ثنا خوان موسی بن جعفر
سر در خانه ی دل نوشته
جان به قربان موسی بن جعفر
ما سائلانت هستیم
دل بر ولایت بستیم
بر خاک تو بنشستیم
یا سیدی یا مظلوم
******
لاله ی گلشن هل اتایی
تو به درد دو عالم دوایی
کنج زندان به دستان بسته
گره از کار خلقت گشایی
باب المراد مایی
آرامش دلهایی
تو یوسف زهرایی
یا سیدی یا مظلوم
******
بسکه دشمن نموده جفایت
تا به گردون رسیده نوایت
بر تو خون گریه کرده دمادم
غل و زنجیر سندی به پایت
از ظلم او افسردی
چون لاله ای پژمردی
بس تازیانه خوردی
یا سیدی یا مظلوم
******
گرچه تو سَروَر عالمینی
بر نبی روشنای دو عینی
گفته ای که تنت را گذارند
در ره زائران حسینی
با نو

  • یکشنبه
  • 24
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 07:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

دانلود سبک زمینه شهادت امام موسی کاظم(ع) -( در این مصائب شد دل ملائک خون ) * امیر عباسی

2806
2

دانلود سبک زمینه شهادت امام موسی کاظم(ع) -( در این مصائب شد     دل ملائک خون ) در این مصائب شد دل ملائک خون
امام کاظم شد زندانی هارون
به یاد این آقا ارض و سما گرید
هم حیدر وزهرا هم مصطفی گرید
واویلا واویلا
******
به خیل مشتاقان قبله ی حاجات است
زندان برای او طور مناجات است
دلها بسوزد از درد عیان او
شکنجه ی سندی قاتل جان او
واویلا واویلا
******
ای مهر پاکت در سرشت ما آقا
ای کاظمین تو بهشت ما آقا
اسیر عصیان و اسیر صد ، دردیم
ما آرزو داریم که شیعه ات گردیم
یا مولا یا مولا
******
بیا و ما را از کرم هدایت کن
فدایی راه سرخ ولایت کن
بیا و ما را در رهت فدایی کن
دل محبان را کرببلایی کن
یا مولا یا مولا

شاعر : حاج امیر عباسی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 9
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد