شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس

زمینه ویژه #شهادت_امام_کاظم علیه السلام -(می سوزه روز به روز ) * فاطمه معصومی

162

زمینه ویژه #شهادت_امام_کاظم علیه السلام  -(می سوزه روز به روز ) فاطمه معصومه شریف

می سوزه روز به روز
آب میشه سال به سال
روضه یعنی اینکه بگن
صارَ کالخیال

روی شونه هاش ردّ خونه و
بازم زیر لب روضه خونه و
دیگه انگاری نمی مونه و ، آه

آه که معلوم نمیشه، روز و شبش
شد درو دیوار شاهد، تاب وتبش
دعای خلصنی یارب، روی لبش۲

می گفت لحظه های آخر
مادر مادر مادر
بگو با موسی بن جعفر
مادر مادر مادر 4
---
از فکر غصه‌هاش
میشم آشفته حال
روضه یعنی اینکه بگن
صار کالخیال

زخمیِ تنش مثل مادر و
روز به روز داره میشه پرپر و
می سوزوندش میخِ رو در و ،آه

آه که قلب رئوفش، پره غمه
خیلی گریه کرده واسش، ولی کمه
فاصله ش دیگه با مادر، یه قدمه

می گفت لحظه های آخر
مادر مادر مادر
بگو با موسی بن جعفر
مادر مادر مادر
---
ماهِ زندان ... شده
کم کم قامتْ هلال
روضه یعنی اینکه بگن
صار کالخیال

تشنه میشه و یاد کربلاس
غرق غربت و غصه و بلاس
یاد زنجیر پای بچه هاس آه

زیر لب آروم صدا زد، پسرشو
غربت و غم آخر سوزوند، جگرشو
رفت و ندید روز آخر، دخترشو

می گفت لحظه های آخر مادر مادر مادر
بگو با موسی بن جعفر مادر مادر مادر
➖➖➖

منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • پنج شنبه
  • 12
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 13:38
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

متن شعر شهادتِ باب الحوائجِ ازلی حضرت_موسی_بن_جعفر_علیه_السلام -(سرش گرم عبادت بود و کارش خواندنِ قران) * مرضیه عاطفی

144

متن شعر شهادتِ باب الحوائجِ ازلی حضرت_موسی_بن_جعفر_علیه_السلام -(سرش گرم  عبادت بود و کارش خواندنِ قران) -لطفا حق روضه ادا شود-

سرش گرم عبادت بود و کارش خواندنِ قران
تمام روزهایِ هفته در هر گوشه از زندان

زمین غرقِ تحیّر از خضوعِ سجده اش دائم
در و دیوار، از نورِ قنوتش آن به آن؛ حیران

به ظاهر دست و پایش در غل و زنجیر بود اما
بدونِ إذنِ چشمانش نمی بارید که باران

مسلمان میشد و میرفت بعد از صحبتِ با او
کنارش لحظه ای میشد اگر که کافری مهمان

خودش از رنج؛ رنگش زرد بود اما پس از لبخند
غذایش را تعارف کرد در زندان به این و آن

اگر چه دست و پایش زخم و ردّی از کبودی داشت
خودِ باب الحوائج بود؛ بر هر دردِ بی درمان

فدای قدّ و بالایِ نحیفش که اذان گفت و
شد از سرسختیِ غل هایِ سنگین؛ قامتش لرزان

به رویِ تکه ای از بوریا با اشک خلوت داشت
به زیرِ تابش خورشید با یک داغ بی پایان

برایِ غارتِ پیراهن و انگشت و انگشتر
برای جدّ عطشانش، برای پیکرِ عریان

به رویِ سینه می کوبید با دستانِ در زنجیر
به یادِ عمه جان-زینب(س)، به یادِ "شام" شد گریان

زمانِ احتضارش با شکنجه سخت تر جان داد
زمانی که به جدّش ناسزا میگفت زندانبان

به مکرِ سندیِ إبنِ شاهک ملعون رها افتاد
تنش رویِ پلِ بغداد...در بینِ گذر...عطشان!

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 17:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه سینه زنی شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) سبک سنتی همه جا کربلا * مرتضی محمودپور

234
1

نوحه سینه زنی شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) سبک سنتی همه جا کربلا ◾نوحه سینه زنی
◾شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع)
◾سبک همه جا کربلا

◾بند اول
کنج زندانم و وارث حیدرم
نیلگون و کبود شده این پیکرم
چشم من بر در است تا بیا رضا
گریه ها میکنم یاد کرببلا
آه واویلتا آه و واویلتا(۲)

◾بند دوم
همچو زهرا شده صورت من کبود
سیلی و ناسزا...حق من این نبود
از فراق رضا آه و افغان کنم
تا بیاید برم دیده گریان کنم
آه و واویلتا آه و واویلتا(۲)

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • دوشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1403
  • ساعت
  • 02:08
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام کاظم(ع)-(قسم بر ناله‌‌های زخم و زنجیر) *

9710
10

اشعار شهادت امام کاظم(ع)-(قسم بر ناله‌‌های زخم و زنجیر) قسم بر ناله‌‌های زخم و زنجیر
دلم را کرده‌ای از ماتمت پیر
قسم بر سجده‌های کُنجِ زندان
غریبی‌ات شده در سینه چون تیر
از این زندان به آن زندان روانه
ز دستِ زندگی آخر شدی سیر
جهانْ کوچک به پیشِ غصه‌هایت
یکی دردِ تو را کی شرح و تصویر؟
شده چشمم به پشتِ اشک زندان
بیا دست منِ افتاده را گیر
ضریحت را ندیدم وادریغا
کنم ناله از این احوال و تقدیر
بیا موسی بن جعفر از سرِ لطف
دلم را با نگاهی کن تو درگیر
دلم را بر ضریحت چون دخیلی
ببند و با ولایت کن تو تسخیر

  • دوشنبه
  • 6
  • تیر
  • 1390
  • ساعت
  • 09:27
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
مرحوم محمد حسن فرحبخشیان - ژولیده نیشابوری

اشعار شهادت امام کاظم (ع) (من در این زندان به جرم عشق یار افتاده ام) *مرحوم محمد حسن فرحبخشیان - ژولیده نیشابوری

2473

اشعار شهادت امام کاظم (ع) (من در این زندان به جرم عشق یار افتاده ام) من در این زندان به جرم عشق یار افتاده ام
بهر حفظ دین و کسب و افتخار افتاده ام
در مقام سر نوشتم چاره جز تسلیم نیست
بر گ زردم در مسیر جویبار افتاده ام
یوسفی هستم که از جور و جفای ظالمان
کنج زندان با دو چشم اشکبار افتاده ام
من حسینی مذهبم که از بهر ارشاد بشر
گوشه محبس حزین وبی قرار افتاده ام
من امام هفتمینم کز پی ترویچ دین
بی کس و تنها در این زندان تار افتاده ام
من گلی از گلشن آل رسولم کز ستم
بارخ پژمرده ای درپای خار افتاده ام
محرم رازم به غیر از کنده و زنجیر نیست
کاین چنین بی مونس و بی غمگسار افتاده ام
مرغ بی بال و پری هستم که از جور عدو
اندر این کنج قفس دور از دیار افتاده ام
شد دل شوریده از این

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 05:11
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر مصیبت موسی بن جعفر علیه السلام -(دوباره در جهان ماتم به پا شد) * رضا یعقوبیان

1514
1

متن شعر مصیبت موسی بن جعفر علیه السلام -(دوباره در جهان ماتم به پا شد) دوباره در جهان ماتم به پا شد
عزادارِ پدر امشب رضا شد
به شهرِ کاظمین ، موسی بن جعفر
شهیدِ کینه یِ خصم دغا شد !

گُل گُلزار دین ، موسی بن جعفر
امام هفتمین ، موسی بن جعفر
شدی در گوشه ی زندان بغداد
شهید ظلم و کین ، موسی بن جعفر

تمام عالم هستی فدایت
فدای درد و رنج و غُصه هایت
بگوش دل رسد با اشک و ناله
هنوز از گوشه ی زندان صدایت

فدای ذکر یارب یارب تو
فدای ناله های هر شب تو
ز ظلم و جور سندی ابن شاهک
دگر جانت رسیده بر لب تو

دلم می سوزد امشب از غم تو
که زهر کینه گشته مَرهم تو !
الا ای هفتمین نور هدایت
کنم گریه به بزم ماتم تو

  • پنج شنبه
  • 16
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 14:02
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
استاد سید رضا موید

اشعار شهادت امام کاظم (ع)-( ناله ای سوخته از سینه سوزان آید ) *استاد سید رضا موید

2454

اشعار شهادت امام کاظم (ع)-( ناله ای سوخته از سینه سوزان آید  ) ناله ای سوخته از سینه سوزان آید
وین نوائیست که از گوشه زندان آید
آن چه زندان که سیه چال بود از دهشت
شبو روزش به نظر تیره و یکسان اید
های هارون که گرفتار تو شد موسی عصر
شب و روز تو و او هر دو به پایان اید
سالها این پسر فاطمه مهمان تو هست
هیچ گفتی که چه ها بر سر مهمان آید
همدم آن پدر پیر زچندین اولاد
طفل اشکی است که از دیده به دامان آید
امشب از غربت او سلسله هم می نالد
که آن جگر سوخته را عمر به پایان اید
کندو زنجیر از آ« جان بزندان مأنوس
نکشد دست اگر بر لب او جان آید
گرچه این زمزمه خاموش شود تا به ابد
بانگ مظلومیش از سینه باران اید
سید رضا مؤید

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:07
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
استاد سید رضا موید

اشعار شهادت امام کاظم (ع) ( آنکه عالم همه در دست توانایش بود ) *استاد سید رضا موید

2893
1

اشعار شهادت امام کاظم (ع) ( آنکه عالم همه در دست توانایش بود ) آنکه عالم همه در دست توانایش بود
مرکز دایره غم دل دانایش بود
هفتمین حجت معصوم ز ظلم هارون
چارده سال به زندان ستم جایش بود
دل موسای کلیم از غم این موسی سوخت
که به زندان بلا طور تجلایش بود
معنی قعر سجون باید و ساق المَرضُوض
پرسی از حلقه زنجیر که بر پایش بود
یاد حق هم نفس گوشه تنهایی او
اه دل روشنی خلوت شبهایش بود
بس که غم دید زندان و زندان بانش
زندگی بخش جهان مرگ تمنایش بود
نه همین زهر جفا بر دلش افروخت شرر
زشهادت اثری بر همه اعضایش بود
یوسف فاطمه یارب چه وصیت فرمود
که پس از مرگ همی سلسله بر پایش بود
سید رضا مؤید

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:11
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)-هفتمین رهبر دین حجّت دادار تويي *

2403
1

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)-هفتمین رهبر دین حجّت دادار تويي هفتمین رهبر دین حجّت دادار توئی
موسی جعفری و قبله احرار توئی
نوح آل اللهی و مظهر آیات خدای
ملتزم بحر و لامخزن اسرار توئی
جان پیغمبر و از نسل حسینی و بتول
پور والا گهر حیدرکرار توئی
یار مظلومی و برجمله ضعیفان یاور
خستگان را همه جا یار و مددکار توئی
داده هارون جفا پیشه به زندان جایت
کی سزاوار به رنج و غم آزار توئی
روزها روزه و شبها به مناجات و دعا
در ره وصل خدا دیده بیدار توئی
آنکه در گوشه زندان بلا گشت شهید
دست و پا بسته به زنجیر گرانبار توئی

  • دوشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 05:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مرثیه امام موسی کاظم(ای وجودت مطلع الانوار یا موسی ابن جعفر) *

4401
1

مرثیه امام موسی کاظم(ای وجودت مطلع الانوار یا موسی ابن جعفر) ای وجودت مطلع الانوار یا موسی ابن جعفر
ای جلالت برترازگفتار یا موسی بن جعفر
ای رواقت کعبه دل وی حریمت طور سینا
ای هزاران موسیت زوّاریا موسی بن جعفر
ای خوش آن بیمار کز فیض تو می جوشد شفایش
ای هزاران عیسیت بیماریا موسی بن جعفر
ازتو می گیرد تجلّی سینه ام چون طور سینا
وزتوباشد چشم دل بیداریا موسی بن جعفر
دردمندم مستمندم بی پناهم روسیاهم
هرکه هستم باتودارم کاریاموسی بن جعفر
کظم غیظ و حسن خلقت دل بر حتّی زدشمن
همچو جدّت احمد مختاریا موسی بن جعفر
می توانی در زخیبر سرزجسم عمر وگیری
در غزا چون حیدرکرّار یا موسی بن جعفر
در دهانم می شود درّ سخن قند مکرّر
چون کنم مدح توراتکراریاموسی بن جعفر
پیش هفو و پای

  • دوشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 05:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمد حسین رحیمیان

شعر حضرت زهرا(س)(شد بی ستاره حال و روز آسمانت) * محمد حسین رحیمیان

2419

شعر حضرت زهرا(س)(شد بی ستاره حال و روز آسمانت) شد بی ستاره حال و روز آسمانت

انگار رفته راحتی از آستانت

هر روز حبست گشت آقا فاطمیه

رفته به زهرا مادرت قد کمانت

اشک دو چشم آسمان ها در می آید

شلاق ها وقتی که می افتد به جانت

زیر کتک کردی دعا تو قاتلت را

دنیاست شرمنده ز قلب مهربانت

تو از خجالت آب گشتی بین زنجیر

جای تمام دشمنان بد دهانت

سیلی دوباره سیلی و سیلی و سیلی

جز این ندارد علتی لکنت زبانت

لب هات می گوید فقط ای وای قاسم (س)

در لحظه های آسیاب استخوانت

  • چهارشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر شهادت حضرت امام موسی کاظم(س)-(آهسته گذارید روی تخته تنش را) * علی اکبر لطیفیان

8809
4

شعر شهادت حضرت امام موسی کاظم(س)-(آهسته گذارید روی تخته تنش را) آهسته گذارید روی تخته تنش را
تا میخ اذّیّت نکند پیرهنش را
اصلاً بگذارید رویِ خاک بماند
زشت است بیارند غلامان بدنش را
این ساق ِبهم ریخته کِتمان شدنی نیست
دیدند روی تخته ی در ، تا شدنش را
این مرد الهی مگر اولاد ندارد
بردند چرا مثل غریبان بدنش را
این مرد نگهبان که حیا هیچ ندارد
بد نیست بگیرد جلوی آن دهنش را
این هفت کفن روضه ی گودال حسین است
ای کاش نیارند برایش کفنش را
نه پیرهنی داشت حسین نه کفنی داشت
مدیون حصیرند مرتب شدنش را
شاعر:علی اکبر لطیفیان

  • پنج شنبه
  • 5
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 06:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر شهادت امام lموسی الکاظم(ع)-(حبیب با حبیب خود، به خلوتی صفا کند) *استاد حاج غلامرضا سازگار

4063
1

شعر شهادت امام lموسی الکاظم(ع)-(حبیب با حبیب خود، به خلوتی صفا کند) حبیب با حبیب خود، به خلوتی صفا کند
ندانم از چه بی گنه، عدو به او جفا کند
سرشک غربتش روان نوا زند زنای جان
نهان ز چشم دشمنان، بدوستان دعا کند
به پیکرش نشانه ها، یه سینه اش ترانه ها
که زیر تازیانه ها، رضا رضا رضا کند
به دست ها سلاسلش، زغصه سوخت حاصلش
چه می شود که قاتلش زفاطمه حیا کند
فتاده در ملالها، به عشق شور و حال ها
در آن سیاه چالها، خدا خدا خدا کند
فتاده دیگر از نوا، برو به دیدنش صبا
بپرس مرغ کشته را، کی از قفس رها کند؟
بخاک بی کس سرش،کسی نبود در برش
کجاست تا که دخترش، اقامه عزا کند
اثر نمانده از تنش، دلا برو به دیدنش
بگو عدو زگردنش، غلی که بسته واکند
به هر دلیست ماتمش، شکسته کوه را غمش
عجب

  • یکشنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام کاظم(ع)(نعره زد عشق : که مردان خدا را کشتند) *

2369
1

شعر شهادت امام کاظم(ع)(نعره زد عشق : که مردان خدا را کشتند) نعره زد عشق : که مردان خدا را کشتند
اهل آیین وفا، اشک و دعا را کشتند
عقل نالید: که در دشت فرورفته به جهل
حکمت‌آموز طریق شهدا را کشتند
ظاهر و غائب و باطن، همه دم شاهد اوست
سبب عشق خدا، در دل ما را، کشتند
سالکان ! راه طریقت به حقیقت بسته است
ازلی مرشد حق، شاه وَلا را کشتند
عده ای پیر و گوساله، پی دولت خویش
صاحب حجت حق، قدر و قضا را کشتند.
***
خطر جهل فقط در دل پستوها نیست
اهل منبر، پسر شیر خدا را کشتند
هر که امروز به دنبال سوالی، که چرا؟
حجت محکمه‌ی کرب و بلا را کشتند؟!
لحیه داران پی تسبیح و دعا، طوف حرم
ترجمانِ شرف و حُجب و حیا را کشتند
نه فقط دولت حق را به خطر افکندند!
آیت و آینه‌ی صلح و صفا ر

  • شنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام کاظم(ع)(خورشید آسمان سیه چالها منم) *

2410

شعر شهادت امام کاظم(ع)(خورشید آسمان سیه چالها منم) خورشید آسمان سیه چالها منم
یوسف ترین مسافر گودالها منم
شیرازه محول الاحوالها منم
موسی ترین کلیم،در این سالها منم
دارم شبانه روز و مناجات می کنم
بر حال و روز خویش مباهات می کنم
این چند ساله زار شدم،در به در شدم
کنج قفس فتادم و بی بال و پر شدم
دور از وطن اسیر شدم،خون جگر شدم
معصومه را ندیدم و دلتنگ تر شدم
یاد مدینه و پدر و مادرم بخیر
یاد پدر صدا زدن دخترم بخیر
اینجا نمی رسد به کسی ناله های من
از ردّ پا پُر است،بهشت عبای من
مثل جنین در شکم است،انحنای من
زیر فشار خرد شده دست و پای من
تنها دعای من شده خلّصنی یا اله
مردن دوای من شده،خلصنی یا اله
چندیست از خدا طلب مرگ دارم و
خون جگر ز حنجره بالا میار

  • شنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)(هر كجا مرغ اسيرى است ، ز خود شاد كنيد) *

2247

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)(هر كجا مرغ اسيرى است ، ز خود شاد كنيد) هر كجا مرغ اسيرى است ، ز خود شاد كنيد
تا نمرده است ، ز كنج قفس آزاد كنيد
مُرد اگر كنج قفس ، طاير بشكسته
پرى ياد از مردن زندانى بغداد كنيد
چون به زندان ، به ملاقاتى محبوس
رويد از عزيز دل زهرا و على ياد كنيد
كُند و زنجير گشایيد، ز پايش دم مرگ
زين ستمكارى هارون ، همه فرياد كنيد
چار حمّال ، اگر نعش غريبى ببرند
خاطر موسى جعفر، همه امداد كنيد
تا دم مرگ ، مناجات و دعا كارش بود
گوش بر زمزمه ی آن شه عبّاد كنيد
پسرش نيست ، كه تا گريه كند بر پدرش
پس شما گريه بر آن كشته ی بيداد كنيد
نگذاريد كه معصومه خبردار شود
رحم بر حال دل دختر ناشاد كنيد
خوشدل از ماتم آن باب حوائج گوید
تا شما نیز پس از مرگ ز وی یاد کنی

  • یکشنبه
  • 5
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)(باب الحوائج هستی و عالم گدایتان) *

3263
3

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)(باب الحوائج هستی و عالم گدایتان) باب الحوائج هستی و عالم گدایتان
امّید نا امیدها نوشته خدایتان
ای ملجاء همیشگی بی پناه ها
ای مستجاب لحظه به لحظه دعایتان
میگفت مادرم که دخیل های بسته اش
وا شد به روضه ها و به این سفره هایتان!
آقا به کاظمین تو گر ره نداده اند
پرواز کرده دل به کنار رضایتان
بدکاره ای رسیده به آزارتان ولی
در سجده ات فتاد و شده مبتلایتان
گویا اسیر جذبه ی روحانی ات شدند
جمع ِ محافظان ِ به زندان سرایتان
ای آسمان نشین و امام فرشته ها
مقتل چرا نوشته سیاهچال جایتان؟
اصلا مگر سیاهچال برای شما کم است ؟
زنجیر و قل زدند چرا دست و پایتان؟
در زیر تازیانه ی این بی حیاترین
تقطیع میشود نفس و ناله هایتان
با این قواره های کفن بهر ت

  • دوشنبه
  • 6
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)-(در این زندان كه ره بسته است پرواز صدایم را) * علی اکبر لطیفیان

3362

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)-(در این زندان كه ره بسته است پرواز صدایم را) در این زندان كه ره بسته است پرواز صدایم را
نمی بینم كسی را جز خودم را و خدایم را
سرم را می گذارم روی زانوهای لرزانم
یكایك می شمارم غصه های زخم هایم را
پریشان حالم و از استخوانم درد می ریزد
نمی جویم ز دست هر كس و ناكس دوایم را
اگر چه زخم تن دارم كبودیِ بدن دارم
ولی خرج عبادت می نمایم لحظه هایم را
حضور دانه ی زنجیر در راه گلوگاهم
دو چندانمی نماید بغض سنگین دعایم را
نمی گویم چه كرده تازیانه با وجود من
ببین پُر كرده خون پیكر من بوریایم را
اگر بنشسته می خوانم نمازم را در این زندان
غل و زنجیرها كوبیده كرده ساق پایم را
شاعر:علی اکبر لطیفیان

  • دوشنبه
  • 6
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)(شاهنشهی که نور دو چشم پیمبر است شاهی که میوه دل زهرای اطهر است) *

2514
1

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع)(شاهنشهی که نور دو چشم پیمبر است      شاهی که میوه دل زهرای اطهر است) شاهنشهی که نور دو چشم پیمبر است شاهی که میوه دل زهرای اطهر است
فرمانده قضا و قدر میر کائنات شمس و قمر ز روی منیرش منور است
آن موسائی که موسی عمران ز خاک پاش کُحل بصر بوده ، موسی ابن جعفر است
آه از دمی که همچو شهی نقل مجلسش از دانه های سلسله بر جسم و پیکر است
یا دانه های اشک که بر دامنش بریخت و ز عود آه مجلس آن شه معطر است
دور از دیار و وطن گوشه ای غریب در حبس تیر و تار ملول و مکّدر است
سر را نهاد بر سر دیوار بی کسی چون همدمی که درد دلش را مؤثر است
گه ناله می زدی دم جان دادن آن غریب کو آن رضا که نور دل و دیده تر است
معصومه نیست تا که به دامن نهد سرم در وقت مرگ آنکه مرا دخت مضطر است
فانی ز داغ م

  • دوشنبه
  • 6
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام کاظم(ع)(ندارد کس در این عالم دل زاری که من دارم) *

4194
4

شعر شهادت امام کاظم(ع)(ندارد کس در این عالم دل زاری که من دارم) ندارد کس در این عالم دل زاری که من دارم
ندارد سینه‏ ای آه شرر باری که من دارم
ندیده هیچ مظلومی چنین ظلمی که من دیدم
ندارد چشم گردون چشم خونباری که من دارم
ندارد هیچ زندانی نگهبانی که من دارم
ندارد کس بعالم خصم خونخواری که من دارم
شب و روزم بود یکسان ز تاریکی این زندان
ندیده دیده گردون پرستاری که من دارم
ندارد محرم رازی بجز این کنده و زنجیر
ندیده دیده گردون شب تاری که من دارم
بگیرم روزه و ذکر خدا هر دم به لب دارم
نباشد روزه داری را چو افطاری که من دارم
از این ظلمی که هارون می ‏کند بر من خدا داند
کسی باور ندارد چشم خونباری که من دارم
من در این کنج قفس غوغای محشر می ‏کنم
پیروی از مادرم زهرای اطهر

  • یکشنبه
  • 12
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 16:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

زمينه شهادت حضرت امام موسي كاظم (ع) -(چه تك و تنها،چه غریبونه) *

3778
5

زمينه شهادت حضرت امام موسي كاظم (ع) -(چه تك و تنها،چه غریبونه) چه تك و تنها،چه غریبونه
یه نفر كُنج،این زندونه
اسیر این شبای تاره
روی خاك تیره سر میذاره
كسی بجز خدا از حالش،خبر نداره
ای صید بی بال و پر
شفیع روز محشر
دخیلك آقا یا،موسی بن جعفر
توی این زندون،دیگه آزاده
بدنش روی،خاك افتاده
هنوز توی غل و زنجیره
رضا براش عزا می گیره
محاله دخترش معصومه،آروم بگیره
درای زندون، وا شد
تو آسمون غوغا شد
شفیع این عالم ها
حاجتش روا شد
ای صید بی بال و پر
شفیع روز محشر
دخیلك آقا یا،موسی بن جعفر
با عزای این غم شیدایی
دل عالم شد عاشورایی
شهیدی كه لبش خشكیده
با نیزه ها كفن پوشیده
یه روز میاد تو ی محشر با،سر بریده
جان اباعبدالله
منتقم آل الله
ادركنی یا مولا
بقیة الله
حسین اباع

  • چهارشنبه
  • 15
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 09:17
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محسن طالبی پور

دانلود سبک نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -( داره می بــاره از آسمونا (بارون نم نم 2) ) * محسن طالبی پور

2695
1

دانلود سبک نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -( داره می بــاره از آسمونا (بارون نم نم 2) ) (به سبک آی شیعه ها باز)
داره می بــاره از آسمونا (بارون نم نم 2)
بر سر و سینه باز می زنیم با (یاد محرم 2)
دوباره شده فاطمه دلخـون
هیاتا شده باز سیاه پوشون
برا پدر ( شاه خراسون 2)
بازم یه دهه با اشک وعزاست
دلهای همه مهمون رضاست
آقای غریب
******
وای یه امامی رنجیده بازم (از غل و زنجیر 2)
از تـازیونه بـر تن کوهِ (بغض نفس گیر 2)
امـامی که تو زندون اسیره
سراغش و هیچ کس نمی گیره
غریبونه و (تنها می میره 2)
آقایی که تـو گودال بلاست
گریَش همیشه از کرببلاست
آقای غریب

شاعر : محسن طالبی پور

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 24
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 07:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

دانلود سبک نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -( دیده گریان موسی بن جعفر ) * امیر عباسی

4565
6

دانلود سبک نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -( دیده گریان موسی بن جعفر   ) دیده گریان موسی بن جعفر
حق ثنا خوان موسی بن جعفر
سر در خانه ی دل نوشته
جان به قربان موسی بن جعفر
ما سائلانت هستیم
دل بر ولایت بستیم
بر خاک تو بنشستیم
یا سیدی یا مظلوم
******
لاله ی گلشن هل اتایی
تو به درد دو عالم دوایی
کنج زندان به دستان بسته
گره از کار خلقت گشایی
باب المراد مایی
آرامش دلهایی
تو یوسف زهرایی
یا سیدی یا مظلوم
******
بسکه دشمن نموده جفایت
تا به گردون رسیده نوایت
بر تو خون گریه کرده دمادم
غل و زنجیر سندی به پایت
از ظلم او افسردی
چون لاله ای پژمردی
بس تازیانه خوردی
یا سیدی یا مظلوم
******
گرچه تو سَروَر عالمینی
بر نبی روشنای دو عینی
گفته ای که تنت را گذارند
در ره زائران حسینی
با نو

  • یکشنبه
  • 24
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 07:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

دانلود سبک زمینه شهادت امام موسی کاظم(ع) -( در این مصائب شد دل ملائک خون ) * امیر عباسی

2645
2

دانلود سبک زمینه شهادت امام موسی کاظم(ع) -( در این مصائب شد     دل ملائک خون ) در این مصائب شد دل ملائک خون
امام کاظم شد زندانی هارون
به یاد این آقا ارض و سما گرید
هم حیدر وزهرا هم مصطفی گرید
واویلا واویلا
******
به خیل مشتاقان قبله ی حاجات است
زندان برای او طور مناجات است
دلها بسوزد از درد عیان او
شکنجه ی سندی قاتل جان او
واویلا واویلا
******
ای مهر پاکت در سرشت ما آقا
ای کاظمین تو بهشت ما آقا
اسیر عصیان و اسیر صد ، دردیم
ما آرزو داریم که شیعه ات گردیم
یا مولا یا مولا
******
بیا و ما را از کرم هدایت کن
فدایی راه سرخ ولایت کن
بیا و ما را در رهت فدایی کن
دل محبان را کرببلایی کن
یا مولا یا مولا

شاعر : حاج امیر عباسی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 9
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( من کيستـم؟ فـرشته ي عرش آشيانه ام ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

2794
2

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( من کيستـم؟ فـرشته ي عرش آشيانه ام  ) من کيستـم؟ فـرشته ي عرش آشيانه ام
دردا که گشتـه قعر سيـه‌چال، لانه‌ام
از حلقـه‌هاي سلسلـه بـاشد نشانه‌ها
بر دست و پا و گردن و بر پشت و شانه‌ام
مخفي است زخم‌ها به درون دلم، ولي
پيــداست بــر بــدن، اثــرِ تازيانه‌ام
مـن در کنـار قبـر نبـي خانه داشتم
کردنـد بي‌گنــاه بــه زنـدان روانه‌ام
گر شيعه‌اي به شهر مدينه کند عبور
جرأت نمي‌کند که زند سـر به خانه‌ام
هر شب بوَد چهار ملاقاتي‌ام به حبس
زنجير و کند و قاتـل و اشک شبانه‌ام
از بس که تيرگي نگهم را گرفته است
روز و شبـم يکـي شـده در آشيانه‌ام
ديدم بسي شکنجه و خواهند اگر شهود
اين زخـم‌هاي سلسلـه باشـد نشانه‌ام
نشنيده مانـد نالـه ي شب‌هـاي تـار من
خامـ

  • سه شنبه
  • 28
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد سید رضا موید

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( ناله ای سوخته از سینۀ سوزان آید ) *استاد سید رضا موید

2938
3

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( ناله ای سوخته از سینۀ سوزان آید  ) ناله ای سوخته از سینۀ سوزان آید
وین نوائیست که از گوشۀ زندان آید
آن چه زندان که سیه چال بود از دهشت
شب و روزش به نظر تیره و یکسان آید
های هارون که گرفتار تو شد موسی عصر
شب و روز تو و او هر دو به پایان اید
سال ها این پسر فاطمه مهمان تو هست
هیچ گفتی که چه ها بر سر مهمان آید
هم دم آن پدر پیر ز چندین اولاد
طفل اشکی است که از دیده به دامان آید
امشب از غربت او سلسله هم می نالد
کآن جگر سوخته را عمر به پایان آید
کند و زنجیر از آن جان به زندان مأنوس
نکشد دست اگر بر لب او جان آید
گر چه این زمزمه خاموش شود تا به ابد
بانگ مظلومیش از سینه باران آید
---------------------

شاعر : استاد سید رضا موید

  • چهارشنبه
  • 29
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 04:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمد مبشری

رباعی برای شهادت امام موسای کاظم از محمد مبشری -( آن کس که نبود غیر حق در نظرش ) * محمد مبشری

2460
5

رباعی برای شهادت امام موسای کاظم از محمد مبشری -( آن کس که نبود غیر حق در نظرش ) آن کس که نبود غیر حق در نظرش
می سوخت ز سوز زهر اعدا جگرش
در غربت بغداد نبودش همدم
آمد ز مدینه دم آخر پسرش

شاعر : محمد مبشری

  • جمعه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 18:35
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 امیر عباسی

دانلود سبک واحد شهادت امام موسی کاظم(ع) -( شده این دل بی قرارم ، ثناخوان موسی بن جعفر ) * امیر عباسی

3356
4

دانلود سبک واحد شهادت امام موسی کاظم(ع) -(    شده این دل بی قرارم ، ثناخوان موسی بن جعفر ) واحد
شده این دل بی قرارم ، ثناخوان موسی بن جعفر
چرا حال زارم نباشد ، پریشان موسی جعفر
همان که به زندان بغداد ، شده کشته از ظلم هارون
به یاد غم بی حد او ، دل عاشقانش بُود خون
به مرثیه هایش ، زند ناله زهرا
واویلا واویلا ، واویلا واویلا
واویلا واغربتا
******
چو آباء و اَجداد پاکش ، بتابد ازو نور ایمان
بَرد دل ز کُلّ ملائک ، مناجات او بین زندان
بُوَد وارث داغ مادر ، همان بی قرین ِ یگانه
شده رزق او وقت افطار ، رطب هایی از تازیانه
به جانش رسیده ، شراری ز غمها
واویلا واویلا ، واویلا واویلا
واویلا واغربتا
******
ولیّ خدا را به زندان ، نبوده اُمید نجاتی
یهودی شده قاتل او ، وَ زنده شده خاطراتی
اسیران دل

  • پنج شنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 15:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محسن عرب خالقی

سروده ای زیبا از محسن عربخالقی در توسل به امام کاظم (ع) -( عمري زديم از دل صدا باب الحوائج را ) * محسن عرب خالقی

5751
11

سروده ای زیبا از محسن عربخالقی در توسل به امام کاظم (ع) -( عمري زديم از دل صدا باب الحوائج را ) عمري زديم از دل صدا باب الحوائج را
خوانديم بعد از ربنا باب الحوائج را
روزي ما كرده خدا باب الحوائج را
ازمانگيردكاش "يا باب الحوائج " را

هركس صدايش كرد بي چاره نخواهد شد
كارش به يك مو هم رسد پاره نخواهد شد

يادش بخيرآن روزها كه مادر خانه
گه گاه ميزد پرچمي را سردر خانه
پرمي شداز همسايه ها دور وبر خانه
يك سفره نذري، قدر وسع شوهر خانه

مادر پدرهامان همينكه كم مياوردند
يك سفره موسي بن جعفر نذر ميكردند

عصرسه شنبه خانه ما رو به را ميشد
يك سفره مي افتادو درد ما دوا ميشد
با اشك وقتي چشم مادر آشناميشد
آجيل هاي سفره هم مشكل گشا ميشد

آنچه هميشه طالبش چندين برابر بود
نان وپنير سفره موسي بن جعفر بود

گاه

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 21:43
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

امام موسی کاظم(ع)-مدح و شهادت -( عجب فضائل عرشی، عجب کمالی داشت ) *استاد سید هاشم وفایی

2187
2

امام موسی کاظم(ع)-مدح و شهادت -( عجب فضائل عرشی، عجب کمالی داشت ) عجب فضائل عرشی، عجب کمالی داشت
چه قدر و منزلت و جلوه و جلالی داشت
به پیش پرتو خورشید تیره گی محو است
سپیده را چه غمی گر سیاه چالی داشت
کجاست گر که عبائی از او فقط باقی است
میان شور مناجات خود چه حالی داشت
نگشت مانع پرواز او غل و زنجیر
برای سیر و سلوکش همیشه بالی داشت
چراغ خلوت او بود ذکر یا قدوس
که آن حقیقت روشن دل زلالی داشت
نبود غافل از اندیشۀ خدا جوئی
به قدر فرصت گل ها اگر مجالی داشت
به گردنی که نشد خم، به پیش ظلم و ستم
ز باغ سرخ شهادت عجب مدالی داشت
تمام زندگی او قیام بود و جهاد
چه روزهای عزیزی، چه ماه و سالی داشت
از آن دعا که به لب داشت در شب هجران
امید روشنی و مژدۀ وصالی داشت
غمش ز بس که

  • سه شنبه
  • 22
  • اردیبهشت
  • 1394
  • ساعت
  • 08:04
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد