شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( من کیستـم؟ فـرشتۀ عرش‌آشیانه‌ام ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

2396
2

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( من کیستـم؟ فـرشتۀ عرش‌آشیانه‌ام  ) من کیستـم؟ فـرشتۀ عرش‌آشیانه‌ام
دردا که گشتـه قعر سیـه‌چال، لانه‌ام
از حلقـه‌های سلسلـه بـاشد نشانه‌ها
بر دست و پا و گردن و بر پشت و شانه‌ام
مخفی است زخم‌ها به درون دلم، ولی
پیــداست بــر بــدن، اثــرِ تازیانه‌ام
مـن در کنـار قبـر نبـی خانه داشتم
کردنـد بی‌گنــاه بــه زنـدان روانه‌ام
گر شیعه‌ای به شهر مدینه کند عبور
جرأت نمی‌کند که زند سـر به خانه‌ام
هر شب بوَد چهار ملاقاتی‌ام به حبس
زنجیر و کند و قاتـل و اشک شبانه‌ام
از بس که تیرگی نگهم را گرفته است
روز و شبـم یکـی شـده در آشیانه‌ام
دیدم بسی شکنجه و خواهند اگر شهود
این زخـم‌های سلسلـه باشـد نشانه‌ام
نشنیده مانـد نالـۀ شب‌هـای تـار من
خامـوش د

  • سه شنبه
  • 28
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( من کیستـم؟ فـرشتۀ عرش ‌آشیانه‌ام ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

2429

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -(   من کیستـم؟ فـرشتۀ عرش ‌آشیانه‌ام ) من کیستـم؟ فـرشتۀ عرش ‌آشیانه‌ام
دردا که گشتـه قعر سیـه‌چال، لانه‌ام
از حلقـه‌های سلسلـه بـاشد نشانه‌ها
بر دست و پا و گردن و بر پشت و شانه‌ام
مخفی است زخم‌ها به درون دلم، ولی
پیــداست بــر بــدن، اثــرِ تازیانه‌ام
مـن در کنـار قبـر نبـی خانه داشتم
کردنـد بی‌گنــاه بــه زنـدان روانه‌ام
گر شیعه‌ای به شهر مدینه کند عبور
جرأت نمی‌کند که زند سـر به خانه‌ام
هر شب بوَد چهار ملاقاتی‌ام به حبس
زنجیر و کند و قاتـل و اشک شبانه‌ام
از بس که تیرگی نگهم را گرفته است
روز و شبـم یکـی شـده در آشیانه‌ام
دیدم بسی شکنجه و خواهند اگر شهود
این زخـم‌های سلسلـه باشـد نشانه‌ام
نشنیده مانـد نالـۀ شب‌هـای تـار من
خامـوش

  • سه شنبه
  • 28
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمینه و شور شهادت حضرت موسی بن جعفر از بهمن عظیمی -( اى بفدايت سرم هم ، سر و هم پيكرم ) * بهمن عظیمی

3328
2

زمینه و شور شهادت حضرت موسی بن جعفر از بهمن عظیمی -( اى بفدايت سرم هم ، سر و هم پيكرم  ) اى بفدايت سرم
هم ، سر و هم پيكرم
سايه لطف شما
كم نشودازسرم
هستى من هست تو
هستی تو هست من
سوى توباشدفقط
چشم من ودست من
تاابد مجنون حيدرم
مديون موسى بن جعفرم
اى ششمين گل پسربى بى زهرا (س)
باب الحوائج هستى و هستم گدا

مظلوم آقا۳

كن نظرى بردلم
شوروصفايم بده
آبرويم رابخر
كرببلايم بده
اين دل شيدايى ام
برغم توشداسير
اى پسرفاطمه
دست مراهم بگیر
مهروماه ومهتابم تويى
خورشيدعالمتابم تويى
چشمان من گشته آقا گریان تو
دردبى درمان من ودرمان تو

جانم آقا۳

اى گل گلزارغم
همنفس ويارغم
قلب پرازخون تو
گشته خريدارغم
زدبه دوعالم شرر
سوزتو و آه تو
فاطمه گريان شداز
ناله ی جانكاه تو
زنجيرغصه برگردنت
ردشلاق برروى تنت
دو

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 21:30
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمد فردوسی

شعر مدح و مرثیه امام موسی الکاظم (ع) -( مردی که نام دیگر او «آفتاب» است ) * محمد فردوسی

3433
3

شعر مدح و مرثیه امام موسی الکاظم (ع) -( مردی که نام دیگر او «آفتاب» است ) مردی که نام دیگر او «آفتاب» است
بین غل و زنجیر هم عالی جناب است
حبل المتین ماست یک تار عبایش
این مرد از نسل شریف بوتراب است
هنگام طی الارض و معراجش یقیناً ...
... روح الامین در محضرش پا در رکاب است
پیداست از باب الحوائج بودن او
هر کس از او چیزی بخواهد مستجاب است
با یک سؤالش بشر حافی زیر و رو شد
هر کس به پای او بیفتد کامیاب است
بدکاره ای را زود سجّاده نشین کرد
اعجاز او بالاتر از حدّ نصاب است
چیز کمی که نیست ... آقا چارده سال
زیر شکنجه ، کنج زندان در عذاب است
نامرد ، زندان بان ، یهودی زاده ی شوم
دست و سر و پاهای آقا را چرا بست ؟!
با ناسزا باب زدن را باز کرده
این بد دهان بی حیا ذاتش خراب است
از ح

  • شنبه
  • 12
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 01:30
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمد حسن بیات لو

اشعار شهادت حضرت امام موسی بن جعفر(ع) -( با دستهای بسته ی خود روی خاک ها ) * محمد حسن بیات لو

1207

اشعار شهادت حضرت امام موسی بن جعفر(ع)  -( با دستهای بسته ی خود روی خاک ها ) افتاده است روی زمین درد میکشد
پایش شکسته زیر فشار شکنجه ها
با تازیانه روزه ی خود باز می کند
مردی که مانده بین حصار شکنجه ها

کنج سیاه چاله به این فکر می کند
معصومه ام میان مدینه چه می کند؟
دردی شدید سوی دو پهلوش می رود
وقتی که یاد فاطمه و کوچه می کند

لحظه به لحظه چهره ی او زرد میشود
جسمش به زیر بار بلا تیر می کشد
با دستهای بسته ی خود روی خاک ها
تصویر یک جراحت زنجیر می کشد

گر چه میان مَحبس تاریک مانده بود
اما چه خوب شد که کنارش کسی نبود
با یاد عمه زینب خود زار می زند
وقتی که دست بسته کنارش سکینه بود

شاعر : محمد حسن بیاتلو

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 11:48
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

روضه امام کاظم علیه السلام با صدای حاج میثم مطیعی -( از طعنه های دشمن نادان چه میکشی؟ ) *

1919
3

روضه امام کاظم علیه السلام با صدای حاج میثم مطیعی  -( از طعنه های دشمن نادان چه میکشی؟ ) از طعنه های دشمن نادان چه میکشی؟
بین کویر حضرت باران چه میکشی؟
دلم سفر کاظمین میخواد،ناشکر نیستم من رو کاظمین بردی ممنونتم،دلم یه زیارت سیر کاظمین میخواد،آقا الان خیلیا اومدن حرمت دارن به سر و سینه میزنند،خیلیا هم رفتن حرم پسرت آخه ماه رجب داره تمام میشه میگن زیارت مخصوصه خودمونو برسونیم مشهد امام رضا اما من جا موندم نه کاظمین آمدم نه مشهد راهم دادند،قبول کن،منم دوست دارم منم عاشقتم منم دلم برات پر میکشه قربون اون ساق های له شدت برم...چی شد دلمون امام رضایی شد؟قربون کبوترای حرمت امام رضا...مجلس پدرته،تسلیت آقا
از طعنه های دشمن نادان چه میکشی؟
بین کویر حضرت باران چه میکشی؟
خورشید عشق و رحمت و ن

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:47
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

روضه امام کاظم علیه السلام با صدای حاج محمود کریمی -( ضربه ی لگد ، کمرت درد می کند ) *

4280
2

روضه امام کاظم علیه السلام با صدای حاج محمود کریمی  -( ضربه ی لگد ، کمرت درد می کند  ) زندانبان نامرد هم آگه بهونه ای نداشت از هر جایی دلش پر بود میرفت تو سیاه چال،شروع میکرد بی ادبی کردن،جسارت کردن ،آی آقا ...
از ضربه ی لگد ، کمرت درد می کند ...
مادرتونم از ضربه ی لگد گوشه ی خونه افتاد ،برا موسی ابن جعفر علیه السلام جور دیگه ناله بزن ،امام رضا صاحب جلسه هست
از ضربه ی لگد ، کمرت درد می کند ...
خوردی زمین و ... سرت درد میکند ...
آی آقا ...
لرزش نشسته است به دست دعای تو
آقا تمام بال و پرت درد می کند
بر چشم خیستان ،ته این چاه لعنتی
تا نور میخورد ..... درد می کند
دستان بسته ات سپر تازیانه شد
چسمت، تنت، سرت، سپرت درد می کند
هر چه که شد بر تنت نیزه ای نخورد
پیراهن تو را که کسی با خودش

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:19
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن نوحه سنتی امام موسی کاظم علیه السلام -(ای هفتمین نور هدایت) * رضا یعقوبیان

23449
69

متن نوحه سنتی امام موسی کاظم علیه السلام -(ای هفتمین نور هدایت) ای هفتمین نور هدایت
کرده دلم امشب هوایت
آقای من موسی بن جعفر
بهشت من صحن و سرایت
مدد مدد موسی بن جعفر (2)
****
ای گلبن باغ پیمبر
نور دل زهرای اطهر
هستی امید خلق عالم
مولای من موسی بن جعفر
مدد مدد موسی بن جعفر (2)
*****
تو گل گلشن ولایی
سرتا به پا جود و سخایی
در خلق و خو زهرای اطهر
باب علی موسی الرضایی
مدد مدد موسی بن جعفر (2)
****
امشب ز غم در شور و شینم
یاد امید عالمینم
با نگه امام هفتم
با این دلم در کاظمینم
واویلتا آه و واویلا (2)
****
عالم به شور و در نوا شد
در کاظمین غوغا بپا شد
ای مظهر خلاق سرمد
از داغ تو کرب و بلا شد
واویلتا آه و واویلا (۲)
******
بمیرم از جور زمانه
بودی به زندان ظالمانه

  • جمعه
  • 17
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 01:52
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

زمینه امام کاظم -(دوباره غرق غم و عزا شده عالمین) * صادق اویسی

756

زمینه امام کاظم  -(دوباره غرق غم و عزا شده عالمین) زمینه امام کاظم
دوباره غرق غم و عزا شده عالمین
همراهِ با عاشقا میره دلم کاظمین

شبیه مولا رضا دیده ی ما تر شده
شب عزاداریه موسی بن جعفر شده

دوباره سیل اشک جاری شد از چشما
نشسته گرد غم رو سر این دنیا
یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر

*******

توی سیاه چاله و اسیر غم ها شده
طلب مرگ میکنه شبیه زهرا شده

اذیتش میکنه زخم روی ساق پاش
بمیره عالم برا کبودیه رو لباش

به کی بگیم آخه غریبه آقامون
گریه ی معصومَش،دلا رو کرده خون
یاباب الحوائج یا موسی بن جعفر

********

چرا نفهمید کسی، منتظره دخترش
وقتی که داشت جون میداد دیگه نبود خواهرش

با اینکه مولای ما غریبونه شد شهید
خدارو شکر دخترش دیگه اسیری ندید

روض

  • یکشنبه
  • 19
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:38
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

زمزمه و نوحه شهادت امام کاظم (ع) -(امشب دوباره در شور و شینم) * رضا یعقوبیان

2210

زمزمه و نوحه شهادت امام کاظم (ع) -(امشب دوباره  در شور و شینم) امشب دوباره در شور و شینم
با این دل خود در کاظمینم
باب الحوائج
موسی بن جعفر
******
بر روی قلبم نامت نوشتم
حریم پاکت بود بهشتم
باب الحوائج
موسی بن جعفر
******
دعوت نما من آیم به سویت
بلکه بگیرم من عطر و بویت
باب الحوائج
موسی بن جعفر
******
امامم اما رفته ام از یاد
افتاده ام در زندان بغداد
خلصنی یارب
*****
سندی دون بر زخمم نمک زد
هر روزه افطار مرا کتک زد
خلصنی یارب
*****
هر روز مرا زد او بی بهانه
بر سر و رویم با تازیانه
خلصنی یارب
*****
بر روی من زد پرده نیلی
با تازیانه با ضرب سیلی
خلصنی یارب
*****
وقتی مرا زد از ظلم و کینه
مردم فتادم یاد مدینه
خلصنی یارب
*****

شاعر: استاد رضا یعقوبیان

  • یکشنبه
  • 19
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 23:49
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 1 ـ ذکر ثلاث سنتی ـ زهر -(سوختم از زهرِ جفا ای خدا) * حسن ثابت جو

848

سبک 1 ـ ذکر ثلاث سنتی ـ زهر -(سوختم از زهرِ جفا ای خدا) سبک ۱ ـ ذکر ثلاث سنتی ـ زهر
سوختم از زهرِ جفا ای خدا
ز دشمنان بي وفا ای خدا
قاتل من سندی شاهک شده
میان زندان خفا ای خدا
لبم پر از خون شد
به جان شرر دارم
به روی دستانم
پاره جگر دارم
واویلا ـ واویلا ـ واغربتا(۴)
من كه غريبم آشنايم بيا
شرح تمامِ عقده‌هايم بيا
سرم به خاك است و به دامن بگير
غريب‌تر از منی، رضايم بيا
بیا در این غربت
انیس تنها باش
بیا کنار من
تو یار بابا باش
واویلا ـ واویلا ـ واغربتا(۴)
حلقه‌ي زنجير، تنم خورده است
ساق من از زجرِ غل آزرده است
بيا ببين كُنجِ كويرِ عذاب
گل وجودم كه چه پژمرده است
به پشت این زندان
رضا نوا دارد
یقین به لب روضه
ز کربلا دارد
واویلا ـ واویلا ـ واغربتا(۴)
واي

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:22
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 محمد مهدی روحی

نوحه زمزمه و واحد شهادت امام کاظم -(باب الحوائج یعنی – غریبه ای میون زندون) * محمد مهدی روحی

3005
4

نوحه زمزمه و واحد شهادت امام کاظم -(باب الحوائج یعنی – غریبه ای میون زندون) باب الحوائج یعنی – غریبه ای میون زندون
با دست و پای بسته محزون – آروم آروم داره می ده جون
باب الحوائج یعنی – مرد گره گشای دنیا
وارث گریه های زهرا – كنج سیاه چاليه تنها
***
باب الحوائج یعنی – خزون شده تموم باغش
فدای غصه های داغش – شکسته استخون ساقش
باب الحوائج یعنی – از یهودی ببینی آزار
سیلی بزنه روزی صدبار - بخوره صورتت به دیوار
***
باب الحوائج یعنی – ناله های پیاپی هرشب
خلصنی یا الهی یارب – تو رو به حق عمه زینب
باب الحوائج یعنی – داغی و سنگینی زنجیر
توهین و ناسزا و تحقیر – زخم زبونا مثل شمشیر

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 11:15
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

واحد سنگین شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(خزون شده بهار من سیاهه روزگار من) * گروه شاعرانه ها سبک

1557
3

واحد سنگین شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع)   -(خزون شده بهار من سیاهه روزگار من) واحد سنگین شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع)

خزون شده بهار من
سیاهه روزگار من
تنهای تنهام
یه دنیا غم تو دلمه
خسته شدم از زندگی
تو اوج غمهام

تو این روزای بی کسی
از ناسزا و طعنه ها
دل غرق خونه
کنج قفس افتادم و
بال و پرم شکسته زیر تازیونه

خدا می دونه آب خوش
نرفته پایین از گلوم
یه لحظه اینجا
وقتی که زیردست وپا
لگدزدن به پهلوهام زدن
گفتم یازهرا

کاش این دم آخر با دلی مضطر تنها نمونم
کاش تو این دقایق بیاد کنارم عزیز جونم

وای ( ازاین غریبی )۳
***********
یه عمره از شکنجه ها
از اینهمه دردوبلا
به غم اسیرم
یارب شده ذکر لبم
شکر خدا امشب دیگه
دارم میمیرم

رمق نمونده به تنم
صدام دیگه در نمیاد
این شب آخر
با هر

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 01:17
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

شعر در مدح و شهادت موسی بن جعفر علیه السلام -(بازو،کمر،سر ،هرکجایم ضربه دیده) * قاسم نعمتی

1743

شعر در مدح و شهادت موسی بن جعفر علیه السلام -(بازو،کمر،سر ،هرکجایم ضربه دیده) بازو،کمر،سر ،هرکجایم ضربه دیده
بدتر زهرجا ساقِ پایم ضربه دیده

جا باز کرده حلقه ها زیرِ گلویم
با هر تکان ،راهِ صدایم ضربه دیده

با پا مرا روی زمین مالید ورد شد
چون چادر خاکی عبایم ضربه دیده

در جایِ گودی مثل جدم گیر کردم
باضربِ سنگین دنده هایم ضربه دیده

سر بسته گویم بی ادب حرف بدی زد
شخصیت درد آشنایم ضربه دیده

با پا زدو واشد ترک های لبانم
ارثیة کرب وبلایم ضربه دیده

بر رویِ تخته پاره یادِ بوریایم
از بسکه اعضایِ جدایم ضربه دیده

در پیش زینب ار قفا سررا بریدند
پیراهنش را از تنش بیرون کشیدند

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 18:33
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر شب شهادت امام کاظم از دکتر حسن لطفی -(انیسِ این شب ممتد چهارده سالم) * حسن لطفی

2766
1

شعر شب شهادت امام کاظم از دکتر حسن لطفی -(انیسِ این شب ممتد چهارده سالم) انیسِ این شب ممتد چهارده سالم
شب است و گریه به حالم کند سیه چالم

اگرچه رفته زِ دستم حسابِ این شبها
نرفته از نظرم خاطراتِ اطفالم

اُمیدِ دیدنِ رویِ رضا ندارم حیف
از این دو چشمِ نحیف و دو پلکِ بی‌حالم

چنان فشرده مرا در میانِ خود زنجیر
که حلقه حلقه فرو رفته در پَر و بالم

دوباره کعبه نِی امشب سری به من زد و رفت
دوباره طعنه گرفته سراغِ احوالم

به رویِ خاک مسیرِ کشیدنم پیداست
شکسته می‌روم و هر دو پا به دنبالم

رسیده سَندیِ شاهک ، دوباره میخندد
و من بخاطرِ مادر دوباره می‌نالم

حیا نمی‌کند و بعدِ زخمِ سیلیِ او
به یادِ داغِ مدینه به یادِ نُه سالم

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 20:10
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا باقریان

شعر شهادت امام موسی بن جعفر(ع) -(هرجا گرفتار است حتماً باب حاجت هست) * رضا باقریان

1036

شعر شهادت امام موسی بن جعفر(ع) -(هرجا گرفتار است حتماً باب حاجت هست) هرجا گرفتار است حتماً باب حاجت هست
قبله که باشد هر طرف عرض ارادت هست
مرغ دل ما را اگر شوق زیارت هست
در سینه‌ها روحیه و میل شهادت هست
ما ساکن عشقیم باب‌القبله می‌خواهیم
چشم تری گاهی شبیه دجله می‌خواهیم

این خانواده میثم تمار می‌خواهند
در تنگنای حادثه عمار می‌خواهند
مثل زُراره چند صد تا یار می‌خواهند
چون بوذر و مقدادها بسیار می‌خواهند
هر لحظه می‌پرسند احوال فقیران را
حتی خبر دارند حال مستمندان را

لطف کریمان در عطا شاید نخواهد شد
اینجا کسی که آمد اصلا رد نخواهد شد
در این حرم‌ها استخاره بد نخواهد شد
وقت شهادت هیچ‌کس اَسوَد نخواهد شد
باب‌الحوائج هرکجا باشد کرم دارد
از دستشان او جود و کرم بسیار می‌

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 10:58
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -(آن که آهش دردل هفت آسمان تأثیرداشت روزها درکنج زندان ناله ی شبگیر داشت) *استاد سید هاشم وفایی

842
3

شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -(آن که آهش دردل هفت آسمان تأثیرداشت روزها درکنج زندان ناله ی شبگیر داشت) شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام

امام راستین

آن که آهش دردل هفت آسمان تأثیرداشت
روزها درکنج زندان ناله ی شبگیر داشت

باب حاجات خلایق بود و پیش اهل فضل
باب جود و بخشش او یک جهان تفسیر داشت

آفتابی ذره پرور بود در ملک وجود
ملک دل ها را به مهر خویش در تسخیر داشت

لب زحقگوئی نمی بست آن امام راستین
گرچه روز و شب به پا و گردنش زنجیر داشت

بیمی از روبه مرامان جهان دردل نداشت
شیر در زنجیر بود و ناله ای چون شیرداشت

روزها را روزه بود و شام در راز و نیاز
باچنین اخلاص و تقوا جنگ با تزوبر داشت

من نمی دانم چرا آن زندگ بخش جهان
از تمام زندگانی جان و قلبی سیرداشت

ای «وفایی» روز آژادی ازآن زندان مدام
ب

  • پنج شنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 14:55
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

نفس سوخته -(ای که احیای دعای دل زهر ا کردی مرگ خود را ز خداوند تمنا کردی) *استاد سید هاشم وفایی

982

نفس سوخته -(ای که احیای دعای دل زهر ا کردی مرگ خود را ز خداوند تمنا کردی) نفس سوخته

ای که احیای دعای دل زهر ا کردی
مرگ خود را ز خداوند تمنا کردی

نفسی سوخته برخاست ز اعماق دلت
آتشی در دل افلاک تو بر پا کردی

ذکر قدسی نفسان زمزمۀ آمین بود
بهر آزادی خود تا که خدایا کردی

مثل زهرا بدنت آب شده بود ، امّا
بهر رفتن به جنان بال مهیّا کردی

تازیانه به تنت خورد ولی در دل خویش
یاد از پیکر صدیقۀ کبری کردی

خون ز رگهای گلوی تو روان شد، امّا
یاد رگهای گلوی گُل زهرا کردی

پای سائیده ز زنجیر ستم زد فریاد
گریه بر پای رقیه تو در آنجا کردی

روزه بودی و هر آنگاه که عطشان گشتی
یاد از لعل لب تشنۀ سقا کردی

چه مبارک سحری داشت شب هجرانت
به شهادت توگره از دل خود وا کردی

تا که نوری به دل

  • پنج شنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 14:58
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

دو بیتی های شهادت امام کاظم (ع) -( دلت سوی خدا پرواز کرده غم خود رابه او ابراز کرده) *استاد سید هاشم وفایی

825

دو بیتی های شهادت امام کاظم  (ع) -( دلت سوی خدا پرواز کرده غم خود رابه او ابراز کرده) دو بیتی های شهادت امام کاظم (ع)

روزه دار

دلت سوی خدا پرواز کرده
غم خود رابه او ابراز کرده
تویی تنها کسی که روزه اش را
به ضرب تازیانه باز کرده

رگ های گلو

همیشه دردلت غم میهمان بود
دوچشم خسته ی تو خون فشان بود
نه تنها ساق پایت خرد گردید
ز رگ های گلویت خون روان بود

رنجیده

زبس جان ودلت رنجیده می شد
چو زهرا پیکرت کاهیده می شد
چنان لاغرشدی که وقت سجده
زتو تنها عبایی دیده می شد

حاج سیدهاشم وفایی

  • پنج شنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 14:59
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

شهادت امام موسى ابن جعفر عليه السلام -(شانه های آسمان لرزید از بار غمت) * اصغر چرمی

997
3

شهادت امام موسى ابن جعفر عليه السلام -(شانه های آسمان لرزید از بار غمت) شانه های آسمان لرزید از بار غمت
دیده ی افلاکیان شد ابر خونبار غمت

عرش حق زد ناله و افتاد بر روی زمین
خرد شد ارکان آن در زیر آوار غمت

پیکرت تشیع شد بر دوش زخمی نسیم
شد مشام عرش پر از عطر سرشار غمت

عرش حق شد کاظمیه ، نوحه خوان شد جبرئیل
تا طنین انداز شد امروز اخبار غمت

آسمانها زیر تابوتت کمر خم کرده اند
ریختند افلاکیان در پای دیوار غمت

حنجر مرثیه ام زخمی داغ روضه ات
پیکر شعرم اسیر درد بسیار غمت

می توان دیوان نوشت از جوهر اشک شما
صد غزل مرثیه شد در بین آثار غمت

رشته ی عشق تو را بین کلافی بسته ام
تا که باشم موجب گرمی بازار غمت

مدخل باب المرادت پنجره فولاد ماست
تذکره می خواهد امشب این گرفتا

  • پنج شنبه
  • 8
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 15:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
حاج افشین بابک اردبیلی

زبانحال حضرت امام کاظم علیه السلام -(اندر این محبس که جانم بر لب است) *حاج افشین بابک اردبیلی

2522

زبانحال حضرت امام کاظم علیه السلام -(اندر این محبس که جانم بر لب است) اندر این محبس که جانم بر لب است
ذکر من یا حی و یارب یارب است

بی کس و تنها در این زندان تار
بیقرار و غمزده دور از دیار

غصه ها شمع شب تارِ من است
کنده و زنجیر غمخوارِ من است

بر خدای خود توکل میکنم
گاه بر زینب توّسل میکنم

عمه ام درمانده را مشگل گشاست
نام او بر درد بی درمان دواست

دوش این ناله سپردم بر صبا
جان به لب آمد کجایی ای رضا

پیش من ای نور چشمانم بمان
روضه ای از مادرم زهرا بخوان

روضۀ رخسارۀ نیلی بخوان
از رخ نیلی و از سیلی بخوان

شاید از یُمنش دلی آباد شد
شاید این پر بسته هم آزاد شد

  • پنج شنبه
  • 8
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 16:46
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شهادت موسی ابن جعفر * عبدالحسین میرزایی

897

شهادت موسی ابن جعفر #حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#دوبیتی

دم مغرب مرا آزار می داد
به من دشنام او بسیار می داد

الهی صورتش آتش بگیرد
که با سیلی به من افطار می داد
__

#عبدالحسین

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 05:30
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب

شهدت موسی ابن جعفر * عبدالحسین میرزایی

993
1

شهدت موسی ابن جعفر #امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

گوشه زندان که جای موسی جعفر نبود
گوئیا او یوسف صدیقه اطهر نبود

روزهایش چون شب و شبهاش از شب تیره تر
جز غل و زنجیر او را مونس و یاور نبود

هر پسر از مادرش ارثی برد اما مگر
غیر سیلی خوردن او را ارثی از مادر نبود

من نمی دانم که زنجیر جفا با او چه کرد
آنقدر گویم رمق بر پیکرش دیگر نبود

عاقبت زیر غل و زنجیر او جان می سپرد
احتیاج قاتلی چون سندی کافر نبود

تا نبیند جسم بابا روی تخته پاره ای
خوب شد پشت در زندان دگر دختر نبود

وای بر حال سکینه دید بین قتلگاه
بر تن بابای مظلوم و غریبش سر نبود

خواست بوسد دست بابا را به هنگام وداع
دید در دست پدر انگشت و انگشتر

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 05:34
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب
 عباس میرخلف زاده

سبک سنگین شهادت حضرت امام موسي بن جعفر سلام الله و صلواته عليه به نفس : کربلایی جواد مقدم -(سی ساله غم تو سینمه) * عباس میرخلف زاده

781

سبک سنگین شهادت حضرت امام موسي بن جعفر سلام الله و صلواته عليه به نفس :  کربلایی جواد مقدم   -(سی ساله غم تو سینمه) سی ساله غم تو سینمه
زنجیر و غل به گردنم
ساق پاهام شکسته و
زخمی که موند روی تنم

اینا همش کنار و، یه غم تواین دل آشفت
دیدم یه نانجیبی ، به مادرم چیزی گفت

گفتم بهش بزن ولی، چیزی نگو به مادرم
نمک نزن به زخم من، چیزی نموند از پیکرم

مظلوم آقام مظلوم آقام۲

کاشکی رضا پیشم بودی
مرهم آه و گریه هام
کاشکی میاوردی بابا
یه جرعه ی آبی و برام

گریم میگیره از غم ، بابا تواین سیاه چال
از مادری تو کوچه ، از خواهری تو گودال

از ظلمت اینجا دلم ، شکسته و پر ناله شد
یادم اومد خرابه ای ، که قبر اون سه ساله شد

واویلتاه واویلتاه

خیلی هوا معصومه رو
تو داشته باش نذار بابا
یه لحظه تنها بمونه
نذار باشه ازت جدا

غصمه

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 11:03
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 عباس میرخلف زاده

زمينه ، شور شهادت حضرت موسي بن جعفر سلام الله عليهما -(كُنج اين ، دخمه تنهام ، آه آه آه) * عباس میرخلف زاده

1632

زمينه ، شور شهادت حضرت موسي بن جعفر سلام الله عليهما -(كُنج اين ، دخمه تنهام ، آه آه آه) كُنج اين ، دخمه تنهام ، آه آه آه
ميسوزه ، ساق پاهام ، آه آه آه

يه عمره كُنج اين زندون
منو غريب گير آوردن٣

مثل كبوترِ بي جون
منو غريب گير آوردن٣

روزا همش روزه دارم
منو غريب گير آوردن٣

سيليه وقت افطارم
منو غريب گير آوردن٣

شبا ، دلم ، داره ، نوا
با اشك ، ميگم ، آه ، رضا

آه رضا ....

هر آهم ، يه دنيا درده ، آه آه آه
اين سندي ، خيلي نامرده ، آه آه آه

يجوري دستِ منو بسته
نميتونم قنوت بگيرم ٣

يجوري پاهامو شكسته
كه هِي دعامه زود بميرم ٣

با گريه گفتم بزن اما
چيزي نگو به مادر من ٣

آي بي حيا ديگه بسه
نخند به اشكاي تر من ٣

ببين ، غمين و مضطرم
چيزي ، نگو ، به مادرم

جوان ننه كمان ننه

روزا من ،

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 12:17
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

دوبند سبک نوحه زمینه شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام -(کنج زندان بلا،هستم و میسوزم و) * امیرحسین سلطانی

787

دوبند سبک نوحه زمینه شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام -(کنج زندان بلا،هستم و میسوزم و) بند اول

کنج زندان بلا،هستم و میسوزم و
ناله ی خلصنیه،ناله ی جانسوزم و
تازیانه میخورم،میشنوم حرف بد و
زیر بار ظلمم و،تاریکه هر روزم و

همدم من شد،این غل و زنجیر
کی میشم راحت من از این دنیای دلگیر
خون میاد از پام،بی جونِ دستام
من کجا و این سیه چال،این همه تحقیر

راحتم کن ای خدا
من کجا زندان کجا
من کجا و طعنه و
زخم زندان بان کجا

(راحتم کن ای خدا)

بند دوم

گوشه گیر غربتم،سر رسیده طاقتم
رد دست سندیه،ای خدا رو صورتم
ضرب شلاقش شده،قوت هر روز و شبم
مثل مادر فاطمه،من خمیده قامتم

مَحرم من شد،این در و دیوار
کی میشم راحت من از این سندیه بیمار
خسته ام خسته،خسته از اینجا
من کجا و این سیه چال،این همه آزار

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 12:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

_شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به سبک : ببینید ببینید گلم رنگ ندارد -(بیا حضرت زهرا بیا به شهر بغداد) * میثم مومنی نژاد

866

_شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام  به سبک : ببینید ببینید گلم رنگ ندارد -(بیا حضرت زهرا       بیا به شهر بغداد) بیا حضرت زهرا بیا به شهر بغداد
که فرزند غریبت ز زندان شده آزاد

واویلا...

نگشته احترامی بر آن پیکر اطهر
تنش با غل و زنجیر به روی تخته ی در

واویلا...

نشانه های زنجیر به دست و گردن اوست
که آثار شکنجه چو لاله بر تن اوست

واویلا....

به زندان دم آخر که از نفس فتاده
به لبهای شریفش کسی آب نداده

واویلا...

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -(دلا کن نظر ، دلغمین کن نگاه) * میثم مومنی نژاد

1542

شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -(دلا کن نظر ، دلغمین کن نگاه) دلا کن نظر ، دلغمین کن نگاه
به بغداد و زندانی ی بی گناه
ببین یونسی را به ظلمت اسیر
ببین یوسفی را به زندان چاه

یا موسی بن جعفر سلام علیک

صبا کن سفر سوی زندان او
بزن بوسه بر دست لرزان او
به بابای در کنج غربت بگو
ز دلتنگی و اشک طفلان او

یا موسی بن جعفر سلام علیک

سرشک دو چشم گهر بار او
چراغی شده در شب تار او
ببین همنشین گشته با قاتل و
ببین تازیانه شد افطار او

یا موسی بن جعفر سلام علیک

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد حسین رحیمیان

شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام -(ای امید همه ، ای چاره ی حیرانی ها) * محمد حسین رحیمیان

1141

شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام -(ای امید همه ، ای چاره ی حیرانی ها) ای امید همه ، ای چاره ی حیرانی ها
ای دوای همه ی درد و پریشانی ها

سفره ات کرد نمک گیر همه دنیا را
روضه ات راه نجات همه زندانی ها

سیدی دست مریزاد ! رسیده یک عمر
کرم ایل و تبار تو به ایرانی ها

عاشقی در همه جا درد سری بود ولی
ما رسیدیم از عشق تو به آسانی ها

نفس گرم تو با آن زن بدکاره چه کرد؟
که گذشت از همه ی بی سر و سامانی ها

قتلگاه آمده ای یا که به زندان آقا؟
ساق پایت چه شده ؟ وای ازین جانی ها

تازیانه ، غل و زنجیر ، جسارت ، دشنام
چارده سال تو بودی و پریشانی ها

یوسف فاطمه و تخته در و چار غلام
کرده تغییر چرا رسم مسلمانی ها

پیکرت روی زمین ماند نماندند اما
دختر و خواهر تو بین بیابانی ها
....

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 15:52
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 ولی الله کلامی زنجانی

عزای حضرت موسی بن جعفر(ع) -(این پرچم سیاه که بر بام و بر دَرَست) * ولی الله کلامی زنجانی

842

عزای حضرت موسی بن جعفر(ع) -(این پرچم سیاه که بر بام و بر دَرَست) این پرچم سیاه که بر بام و بر دَرَست
پیک غم و نشانۀ اندوه اکبراست

از اهل فرش ناله به عرش خدا رود
گویا وفات حضرت موسی بن جعفر است

این چرخ را بسلسله باید ببست چون
زنجیر کین بپای وصیِّ پیمبراست

خون گریه میکند پدرِ پیرآسمان
تا روز حشر مادر گیتی مُکدَّر است

مهجور وصل سلسلۀ آل بوتراب
مقتولِ رنج سلسلۀ قوم کافر است

کرده خسوف شمس امامت که انقلاب
در گردش کواکب افلاک اخضر است

زندان و کنده زحمت زنجیر و سم کین
از عاشقان حق به کدامان میسّراست

روح القدس به طبع «کلامی» مدد نمود
معنا و لفظ کاین همه زیبا مخمّر است

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 17:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد