شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس
 امیرحسین سلطانی

سبک زمینه یاشور شهادت امام کاظم(ع) -(کنج زندونم و غربت یارمنه...) * امیرحسین سلطانی

507

سبک زمینه یاشور شهادت امام کاظم(ع) -(کنج زندونم و غربت یارمنه...) بند اول

کنج زندونم و،غربت یارِ منه
هر روزِ عمر من،شام تارِ منه
تحقیرم میکنه،دشمن با طعنه ها
آزارم میده این،کُند و زنجیر خدا
دیگه تاب و توون ندارم
تو تنم دیگه جون ندارم
من دیگه طاقته شنیدنه
سَبّ و زخم زبون ندارم
من پور حیدرم
موسی بن جعفرم

بند دوم

صید صیادم و،افتادم تو قفس
میکِشم از دلم،آهی با هر نفس
جونم روی لبه،بغضم توی گلو
هر لحظه میکنم،مرگم رو آرزو
شبیه مرغی بی پر و بال
افتادم کنج این سیه چال
از شکنجه ی سندیِ بی رحم
میکِشم زجر و میرم از حال
من پور حیدرم
موسی بن جعفرم

بند سوم

زیر بارِ کتک،میسوزه پیکرم
من وارث فدک،وارث مادرم
روی من نیلی و،قامتم شد هلال
این دم آخرم،شد لحظه ی وصال
شاهه بغدادم و غریبم
که شده زهر کین نصیبم
تشنه لب جون میدم و یاد
لبه تشنه ی شیب الخضیبم
من پور حیدرم
موسی بن جعفرم

  • شنبه
  • 16
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 18:07
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 رضا آهی

مرثیه امام کاظم(ع) -(سلام حضرت دلدارم أیهاالکاظم..) * رضا آهی

528

مرثیه امام کاظم(ع) -(سلام حضرت دلدارم أیهاالکاظم..) سلام حضرتِ دلدارم اَیُّهَاالکاظم
سلام حق به تو ای یارم اَیُّهَاالکاظم

گدایت آمده مضطر دوباره اِرحمنی
ای از ازل سر و سالارم اَیُّهَاالکاظم

نشسته ام به امید نگاه پر مهرت
غریقِ در محن و زارم اَیُّهَاالکاظم

دوباره با نظری فاطمی عزیزالله
تو باز کن گره از کارم اَیُّهَاالکاظم

بیا به جانِ رضاجانتان پناهم باش
ببین غریبُ گرفتارم اَیُّهَاالکاظم

در این زمانه ی پُر جرم و دلفریبی ها
بیا تو باش نگهدارم اَیُّهَاالکاظم

مرا ردم نکن ای بابِ شهر حاجت ها
اگرچه خادمِ سربارم اَیُّهَاالکاظم

بدون تو به خداوند پوچِ محض هستم
گُلِ همیشه بهارم اَیُّهَاالکاظم

محبتت به خدا آبرو به من بخشید
تویی دلیلِ وقارم اَیُّهَاالکاظم

دلیلِ عاشقی ام عشقِ بی مثالَ ت شد
شدی تو زینتِ اشعارم اَیُّهَاالکاظم

خدا کند که شود خرجِ سفره ات آقا
تمامِ دار و ندارم اَیُّهَاالکاظم

رسیده فصل عزای تو ای گلِ زهرا
ز ماتمِ تو عزادارم اَیُّهَاالکاظم

روان شده ز غمت اشک چشم من آقا
ببین که ابرِ بهارم اَیُّهَاالکاظم

دوباره گوشه ی زندان جای تو گردید
وخیمِ حالِ تو سردارم اَیُّهَاالکاظم

اسیر ضربِ لگدها و ضربت سیلی
شدی عزیز و نگارم اَیُّهَاالکاظم

نمانده از بدنت بر سرت چه آمده است؟
بگو امامِ بزرگوارم اَیُّهَاالکاظم

میان پنجه ی کُفّارِ ظالمِ افتادی
دهد داغِ تو آزارم اَیُّهَاالکاظم

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 08:35
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مرثیه امام کاظم(ع) -(چندسالیست نور خورشید از...) * محمد داوری

595

مرثیه امام کاظم(ع) -(چندسالیست نور خورشید از...) چند سالیست نور خورشید از

نور سیمای تو شده محروم

ای اسیر بلای قعر سجون

السلامُ عَلیکَ یا مَظلوم

چند سالیست بین زنجیر است

دست های گره گشای شما

بر سر پیکرت چه آمد که

شده مرضوض ساق پای شما

چند سالیست روزه هایت با

ضرب شلاق میشود افطار

میزند سند بن شاهک(لع) با

ناسزا تازیانه را هر بار

درد خود را نمی کنی ابراز

چونکه بر گریه هات میخندند

خم شده قامت شما از بس

وزنه ها را به گردنت بستند

تنگ روی رضا شده دل تو

گوشه ی تنگ وسرد این زندان

نفس تو گرفته اینجا چون

نفست فاطمه ست آقاجان

روز و شب خواندن نماز شما

بین زنجیر سخت و جانکاه است

شد قیام شما شبیه رکوع

سقف زندان ز بسکه کوتاه است

شده یک در اگر چه تابوتت

بازهم دست کم کفن داری...

بی کفن هم اگر بمانی تو

بر تن آخر تو پیروهن داری

روضه خواندی : که برلب دریا

گشت تشنه شهید آب حیات

پیش چشمان مادرش میشد

بین گودال پیکرش خیرات

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 09:11
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

مرثیه امام کاظم(ع) -(تنت وقتی که در تشییع با در ربط پیدا کرد...) * مهدی رحیمی زمستان

620

مرثیه امام کاظم(ع) -(تنت وقتی که در تشییع با در ربط پیدا کرد...) تنت وقتی که در تشییع با در ربط پیدا کرد

مسیر روضه از اول به مادر ربط پیدا کرد

تو را برروی تخته پاره ای تشییع کردند و

به نوعی روضه با تابوت کوثر ربط پیدا کرد

سه روز آن جا که جسمت ماند در گرما به روی خاک

تنی با سر به آن مظلوم بی سر ربط پیدا کرد

نیاوردند نیمه شب سرت را غرق خاکستر

از اینجا روضه ی بابا به دختر ربط پیدا کرد

گریز روضه را اول زدم،با «نیمه شب» این شعر

درآخر تازه با موسی بن جعفر ربط پیدا کرد

همان«نیمه شبی» که یا رضا گفتی و این مقتل؛

به سطر رفتن جانسوز اکبر ربط پیدا کرد

میان ربط هایی که به هم دادم نفهمیدم

چگونه روضه ی اکبر به اصغر ربط پیدا کرد

نفهمیدم چه پیش آمد فقط دیدم که ملعونی؛

نشست و آخرش خنجر به حنجر ربط پیدا کرد

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 09:13
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(شبیه دونۀ زنجیر تو شده اشک چشام...) * امیر آهمند

749

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(شبیه دونۀ زنجیر تو شده اشک چشام...) بند1

شبیه دونه ی زنجیر تو شده اشک چشمام
یه بی حیا روز وشب بی امون به تو داده دشنام
گریز روضه ی تو میرسه آخرش به الشام

درسته مثل زینب شد تن تو هم کبود
تو هم بودی اسیر دست یک قوم یهود
شنیدی حرف بد اما کسی دورت نبود

چی بگم ازاسارت و
کوچه به کوچه اضطراب
چی بگم از جسارت و
زینب و مجلس شراب

یا مظلوم یا موسی بن جعفر

بند 2

غیر مصیبت و غم ندیدی توی این همه سال
انگاری قتلگاه تو میخواد بشه این سیاه چال
گریز روضه ی تو میرسه آخرش به گودال

تو هم مثل حسین بودی غریب و بی پناه
ولی زندون کجا و ازدحام قتلگاه
تو رو زد یک نفر اما حسین و یک سپاه

خنجر و تیر و سنگ و چوب
شمرو سنان و حرمله
از سر ظهری تا غروب
میزدنش با حوصله

یا مظلوم یا موسی بن جعفر

بند3

دیگه توونی نداری و می گیری دست به دیوار
روضه های مدینه جلو چشم تو میشه تکرار
گریز روضه ی تو میرسه آخرش به مسمار

اگه تابوت برای تو شده یک تخته در
ولی این در دیگه واست نداشته درد سر
نموند از میخ در روی پر و بالت اثر

صدای ضربه ی لگد
به گوش آسمون رسید
دیوار خونه گریه کرد
از میخ در که خون چکید

یا مظلوم یا موسی بن جعفر

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 12:09
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم(ع) -(شبیه پیر کنعان نه، که من یوسف دوتا دارم...) * محمد جواد شیرازی

647

شهادت امام موسی کاظم(ع) -(شبیه پیر کنعان نه، که من یوسف دوتا دارم...) شبیه پیر کنعان نه... که من یوسف دو تا دارم
غم معصومه را دارم، به دل شوق رضا دارم

از این زندان به آن زندان جدا از اهل خود رفتم
در این شب ها هوای کوچ از این ویرانه را دارم

امان از سِجن هارون و امان از سندی ملعون
در این غربتکده دیوانی از درد و بلا دارم

به هم می ریزد احوال مرا با ناسزاهایش
خبر دارد که غیرت روی نام مرتضی دارم

برای هتک حرمت، سمت من بدکاره آوردند
دعا کردم به سجده رفت و شد حالا هوادارم

زمان سجده می افتم شبیه یک عبا بر خاک
به درگاه خدایم روز و شب دست دعا دارم

هزاران رد پا و چکمه بر روی عبا دارم
هزاران رد شلاقِ جفا زیر عبا دارم

کمی از چهره ام نیلی، کمی سرخ و کمی زرد است
شده رنگین کمان، رویم... خزانِ رنگ ها دارم

شبانه قعر این گودال، سرپا ماندنم سخت است
نمی فهمند انگاری که دردِ ساق پا دارم

میان هر نمازم خوانده ام "عجل وفاتی" را
تمسک بر طریق مادرم خیرالنسا دارم

لبان تشنه ام مثل دو تا چوب است و حق دارم
اگر که گریه بر لبْ تشنه ی کرب و بلا دارم

به دور گردنم جای غل و زنجیر می سوزد
گریز روضه بر شاه ذَبیحاً بِالْقَفا دارم

تنم بر روی تخته پاره ای رفته ولی دیگر
کجا جای کفن تکه حصیر و بوریا دارم؟!

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 12:22
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سبک زمینه شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، سیدمجید بنی فاطمه -(همیشه درددلامو گفتم با باب الحوائج...) *

879
1

سبک زمینه شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، سیدمجید بنی فاطمه -(همیشه درددلامو گفتم با باب الحوائج...) همیشه درد دلامو گفتم با باب الحوائج

وقت گرفتاری تو خلوت گفتم یا باب الحوائج

باب الحوائج با دست بسته دستگیره عالمی

دلت شکسته ولی تو زندون مثل کوه محکمی

باب الحوائج

دستمو بگیر جان پسرت امام رضا

از تو کاظمین ما رو برسون به کربلا

فدای غربتت آقا قلبت از زمونه خونِ

یه عمره گوشه زندون از حال تو کی میدونه

با تن بی جون تو غل و زنجیر با هر بهونه ای

یه جوری میزد ناله زدی با هر تازونه ای

باب الحوائج

روی خاکی و یاد مادرت تو کوچه ها

روضه عطش خوندی تو برای کربلا

بی تابی امشب میسوزی از تب

تنها دعای تو شده خلصنی یا رب

جز غم ندیدی دیگه بریدی

آقای من چه نا سزاهایی شنیدی

آیینه غربت شدی بی یار و هم صحبت شدی

شبونه از این روزگار دیگه آقا راحت شدی

ای با قصه آشنا ای داغ بی انتها

روحت شد از تن رها من فدای غربت شما آقا

باب الحوائج موسی ابن جعفر

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:45
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سینه زنی تقدیم به باب الحوائج موسی بن جعفر(ع)، سیدرضا نریمانی -(پشت میلۀ بی کسی...) *

1366
1

سینه زنی تقدیم به باب الحوائج موسی بن جعفر(ع)، سیدرضا نریمانی -(پشت میلۀ بی کسی...) پشت میله ی بی کسی
با هزار تا دلواپسی

جون به لب شدم ای خدا
کی به دادِ من می رسی؟

در این زندان،که ره بسته است،پروازِ صدایم را
نمی بینم کسی را جز،خودم را و خدایم را

یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر
یا موسی بن جعفر...

اشکای چشمای ترم
تا می ریزه دور و برم

غصه می خورم هر نفس
از یتیمیِ دخترم

پریشان حالم و از استخوانم دردُ می ریزد
نمی جویم ز دستِ هر کس و ناکس دوایم را

یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر
یا موسی بن جعفر...

سرتا به پا کبودِ تنم
پاره پاره پیراهنم

خیلی وقته دارم همه اش
اینجا دست و پا می زنم

اگه بشکسته می خوانم، نمازم را در این زندان
غل و زنجیرها کوبیده کرده ساق پایم را

یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر
یا موسی بن جعفر...

چه جوری از یادم رفته غمِ برادرها
چه جوری از یادم بره غروب عاشورا

چه جوری از یادم بره تو بودی تو مقتل
چه جوری از یادم بره می دیدم از رو تل

چه جوری از یادم بره دروازه ی ساعات
چه جوری از یادم بره صدقه بر سادات

چه جوری از یادم بره شلوغیِ بازار
چه جوری از یادم بره حضور در انظار

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 18:03
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا موسی بن جعفر (ع) _مردی میان زندان از درد ناله دارد * اسماعیل تقوایی

461

یا موسی بن جعفر (ع) _مردی میان زندان از درد ناله دارد یا موسی بن جعفر(ع)
مردی میان زندان، از درد ناله دارد
برخاک سرنهاده،مردانه جان سپارد

بگذشته سالیانی از حبس ظالمانه
جز میله ها و دیوار، او همدمی ندارد

دور است ازمدینه، باشد غریب بغداد
در غربتش سرش بر، زانوی غم گذارد

دلتنگ گشته بهر معصومه ورضایش
اندر فراق آنها، از دیده خون ببارد

لبهای او بسوزد از سوز زهر هارون
جد غریب وعطشان در یاد خود بیارد

بر دست وپای زنجیر، برگردنش بود غل
ازبهر روز مرگش، روزوشبش شمارد

حالا رسیده وقت، پرواز روح مولا
جسم نحیف خود را ، برخاک جا گذارد

امشب دل مریدش، روسوی کاظمین است
بذر عزای او را، در قلب خود بکارد

ای شیعه تسلیت گو، بر صاحب زمانت
او در عزای جدش، از دیده اشک بارد

شعر:اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 18
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 22:26
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

رباعی توسل به حضرت موسی بن جعفر(ع) * مرتضی محمودپور

641

رباعی توسل به حضرت موسی بن جعفر(ع) ◾توسل به حضرت
◾موسی بن جعفر (ع)

باب الحوائج همه ای جان فدای تو
از دل شدیم بر سر کویت گدای تو
موسی بن جعفری و امیر دلم شدی
با یک اشاره ات شده ام مبتلا ی تو

  • دوشنبه
  • 18
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 22:46
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

زمینه شهادت آقا موسی بن جعفر(ع) -(چارده ساله دلم، شده بی سامون بلا...) * محمدحسین مهدی پناه

595

زمینه شهادت آقا موسی بن جعفر(ع) -(چارده ساله دلم، شده بی سامون بلا...) چارده ساله دلم، شده بی سامون بلا
چارده ساله میگم، میای از زندون بلا
...
حالا که اومدی می لرزه پاهام
می باره چشام
تورو جون من
بگو تو برام:

کنج سیاچال بودی بابا/ یا ته گودال بودی بابا
شبیه اباعبدالله، نکنه تو پامال بودی بابا!
.....
چشم تو به خون نشسته، بمیرم بمیرم بمیرم
ساق پات چرا شکسته، بمیرم بمیرم بمیرم

معصومه فدات/ ابتا ابتا ابتا

چارده ساله غمت، زده آتیش به جگرم
چارده ساله همش، شب و روزام و منتظرم
...
حالا که اومدی می لرزه صدام
می باره چشام
تورو جون من
بگو تو برام:

میون لشکر بودی بابا/ یا که پشت در بودی بابا
تازیونه که می خوردی،تو به یاد مادر بودی بابا
......
میخ تخته آهنینه، بمیرم بمیرم بمیرم
کاظمین شده مدینه، بمیرم بمیرم بمیرم

معصومه فدات/ ابتا ابتا ابتا

چارده ساله درست، نمیاد بالا نفسام
چارده ساله میگم، چی کشیده رقیه توو شام!
...
حالا که اومدی سفیده موهام
می باره چشام
تورو جون من
بگو تو برام:

بریده کی رگهاتو بابا/ چیکار کنم زخماتو بابا
با اجازه ی کی بوسید،چوب ستم لب هاتو بابا!
......
این دلم برات کبابه،بمیرم بمیرم بمیرم
با سر اومدی خرابه، بمیرم بمیرم بمیرم

رقیه فدات/ ابتا ابتا ابتا

  • سه شنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 11:46
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 محمد حسین رحیمیان

امام موسی بن جعفر(ع)، مدح و شهادت -(شکر آن ربی که نعمت داد بر ما این چنین...) * محمد حسین رحیمیان

1159

امام موسی بن جعفر(ع)، مدح و شهادت -(شکر آن ربی که نعمت داد بر ما این چنین...) شکر آن ربی که نعمت داد بر ما این چنین
با دعای مادر و لطف امیرالمومنین
شد تمام دلخوشی مردم ایران زمین
سفره موسی بن جعفر، سفره ام البنین

بارها دیدیم ‌وقتی کار غم بالا گرفت
دست ما را روضه ی باب الحوائج ها گرفت

سهم ایران لطف ِ موسای بنی الزهرا شده
مشهد و شیراز و قم سه کاظمین ما شده
تشنگی یعنی چه وقتی یار ما دریا شده
هر در بسته به روی مردم ما وا شده

غیر آقا از کسی عزت نمی خواهیم ما
جز ولیعهدش ، ولی نعمت نمی خواهیم ما

چشم بد از این همه آقایی ات ، آقا به دور
از فدک گو غاصبینش را بلرزان بین گور
چهارده سال استقامت کردی ای شیر غیور
آبروها بردی از اهل زر و تزویر و زور

هر چه گردد ، عزتت آقا دو چندان می شود
"یوسف از دامان پاک خود به زندان می شود"

غرق دنیایم خودت غرق هوالهو کن مرا
غیر عشقت فارغ ِ از هر هیاهو کن مرا
کن مرا آزاد از من ، بنده او کن مرا
مثل آن بدکاره از این رو به آن رو کن مرا

نوکرت از دست رفت آقا کمک ! آقا دخیل
حضرت موسا مسیح ِ کاظمینی ها دخیل

حضرت موسای ما قعر سجون را طور کرد
کوه صبرش چشم فرعون زمان را کور کرد
او سیه چال بلا را نور فوق نور کرد
خون دل ها خورد و از شیعه بلا را دور کرد

او بدی ها دید اما با کسی بد تا نکرد
مرگ خود را خواست اما لب به نفرین وا نکرد

باز هم زنجیر با هارون تبانی می کند
بی قرارت کینه ی سندی ِ جانی می کند
لال گردد ؛ باز دارد بد دهانی می کند
یاس را سیلی دوباره ارغوانی می کند

بی هوا زد ، بی هوا زد ، بی هوا زد بی هوا
دم گرفتی زیر لب ، یا فاطمه ، یا مجتبی

تو چه دیدی که رمق رفت از نگاهت ، آه آه
بوی زهرا پر شده در قتلگاهت ، آه آه
اشک خون ریزد لبت ، از آه آهت ، آه آه
با عبا گیرد نگهبان اشتباهت ، آه آه

خوب شد معصومه جانت ، نیمه جانی ات ندید
غرق زخم و غرق خون و قد کمانی ات ندید

بعد تو اینجا سر پیراهنت دعوا که نیست
جسم تو بر جسر بغداد است زیر پا که نیست
ساق مرضوض ِ تو کار ِ نعل مرکب ها که نیست
حرفی از آوارگی ِ طفل بی بابا که نیست

بعد تو سیلی جواب ِ دیده‌ی گریان نبود
گوش شیطان کر ، زنی بر ناقه ی عریان نبود

  • سه شنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 12:49
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

امام کاظم(ع)، مدح و شهادت -(دل مبتلای حضرت موسی بن جعفر است..) * محمود مربوبی

1146
2

امام کاظم(ع)، مدح و شهادت -(دل مبتلای حضرت موسی بن جعفر است..) دل مبتلای حضرت موسی بن جعفر است
درد آشنای حضرت موسی بن جعفر است

بر اهل آسمان و زمین سروری کند
هر کسی گدای حضرت موسی بن جعفر است

باب الحوائج است و دو چشمم همیشه بر
دست عطای حضرت موسی بن جعفر است

شد بی نیاز از همه کس ، هر که روزی اش
با بچه های حضرت موسی بن جعفر است

اصلا برات کرببلا ، کاظمین ، نجف
دست رضای حضرت موسی بن جعفر است

آن جنتی که حضرت حق وعده داده است
بزم عزای حضرت موسی بن جعفر است

زهرا نظر نموده بر آنکس که سینه اش
ماتمسرای حضرت موسی بن جعفر است

من آرزوی روضه ی رضوان نمی کنم
تا روضه های حضرت موسی بن جعفر است

روزه گرفته بود ولی فحش و ناسزا
قوُت و غذای حضرت موسی بن جعفر است

حال زن یهودی بدکاره را ببین
محو دعای حضرت موسی بن جعفر است

بی حرمتی به ساحت زهرای مرضیه
اوج بلای حضرت موسی بن جعفر است

او را به روی لنگ دری حمل می کنند
این در نه جای حضرت موسی بن جعفر است

روی فلک سیاه که زنجیر و غل هنوز
بر دست و پای حضرت موسی بن جعفر است

  • سه شنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 12:53
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

شهادت امام کاظم(ع) -(از حال و روزش آسمان حالی مکدر داشت...) * محسن حنیفی

461
1

شهادت امام کاظم(ع) -(از حال و روزش آسمان حالی مکدر داشت...) از حال و روزش آسمان حالی مکدر داشت
رنگی کبود و دیده ای دلواپس و تر داشت

خورشید در زنجیر بود و نور می افشاند
او چشم هایی نافذ و قدیسه پرور داشت

زندان در آغوشش گرفت و نورباران شد
چون بوریایی که کسی را گرم در بر داشت

پایش شکست و آه زهرا رفت تا بالا
یعنی ستون عرش آن لحظه ترک بر داشت

با چشم نیمه بسته جان می داد؛ یعنی که
شوق وصال دخترش را بار دیگر داشت

زندان به زندان مجلس روضه عوض میکرد
بر لب نوای یاحسین و وای مادر داشت

وقتی کبودی تنش تکثیر شد گفتند:
او هیاتی در سینه اش از داغ کوثر داشت

او ترجمان زخم های کوچه و در بود
بر روی جسمش بیت الاحزانی مصور داشت

مقتل نویسان شرح میدادند عاشورا
آهی که در بین گلو، موسی بن جعفر داشت

زیر گلویش زخم شد، اما جدا هرگز
در لحظه جان دادن خود سایه سر داشت

با روضه های قتلگاه جد خود جان داد
با هفتمین زخمی که جدش روی حنجر داشت

  • سه شنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:03
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
حاج نادر بابایی

مناجات حضرت موسی بن جعفر(ع) در زندان -(زند مرغ دلم پر بار دیگر) *حاج نادر بابایی

938

مناجات حضرت موسی بن جعفر(ع) در زندان -(زند مرغ دلم پر بار دیگر) زَند مرغ دلم پَر بار دیگر
بسوی مَرقد موسی بن جعفر

بگوش دل رسد از کُنج زندان
مناجات شب آن شاه خوبان

اگرچه تَحت اَمرش ماسَوا بود
غُل و زنجیر با او همنوا بود

هُبوط عرشیان بَهرِ نمازش
نمازش ، خَلوت راز و نیازش

به تکبیری کند عالم مُسَخَّر
پُل عرش است و فرش الله اکبر

رکوعش بندگی را اِنتها بود
سُجودش معنی سِلم و رضا بود

قُنوتش هر مَلک را درس عِرفان
دعایش گفتگوی جان و جانان

دعایی با نوای نینوایی
فشانده عطر و بوی کربلایی

همان زندان بی مشعل دلشب
مُنوَّر گشته از ذکر هُوَالرَّب

زموسایی دگر موسی بن عمران
بدیده طور دیگر کُنج زندان

مَرَض از سِندیِ شاهَک غَرض شد
دعای زاده ی زهرا عَوض شد

بگفتا ای خدا از چاه و زندان
رها کردی تو یوسف را زِ احسان

کریما یونِسَت را یاد کردی
زِ بَطن آن سَمَک آزاد کردی

الهی بر خَلیلَت این رَقم را
زدی گُلشن کنی نار ستم را

رسیده جان به لب آه ای کریما
مرا آزاد کن از سِجنِ دنیا

تَنم از جور دشمن بی اَمانه
ندارد طاقتی بر تازیانه

غَریب و ناتوانم هم اسیرم
غُل و زنجیر زندان کرده پیرم

به بغدادم اَسیرِ اهل کینه
مشامم میرسد بوی مدینه

گمانم مادرم زهرای اَطهر
به زندان آمده با دیده ی تَر

مرا اِذنی عطا کن حَیّ داور
شوم تا همسفر همراه مادر

در این دَرگه به (نادر) شد مُقرّر
بگیرد جیره از موسی بن جعفر

  • یکشنبه
  • 13
  • تیر
  • 1400
  • ساعت
  • 21:59
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(ای جان به لب آمده بگذار بمیرم) * حیدر توکلی

596

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(ای جان به لب آمده بگذار بمیرم) ای جان به لب آمده بگذار بمیرم
واکن گره ی کور من از کار بمیرم
راضی به‌ چه هستی به سرم آر بمیرم
داد از تو بدادم برس ای یار بمیرم

ای مرگ بیا راحتم از اینهمه غم کن
بال و پر‌ من باز از این بند ستم کن

خورشید لب بامم و در حال افولم
من نور دل حیدر و زهرای بتولم
در سلسه از سلسه‌ ی پاک رسولم
از سلسله و سیلی و سلول ملولم

در هیچ قفس نیست گرفتار تر از من
کی دیده فلک دیده ی خونبار تر از من

جز خالق دادار مرا دادرسی نیست
نالیده ام آنقدر که دیگر‌ نفسی نیست
تنها نه گرفتار چو من هیچ کسی نیست
بر هیچ گرفتار هم اینسان قفسی نیست

برشرح سرا پام که نیلی و کبود است
این‌ بس که نگهبان من از قوم یهود است

زاندم که سپردند به این کافر گبرم
لبریز شد از خون دلم کاسه ی صبرم
دلتنگ در این تنگ تر از خانه ی قبرم
بر راه بود دیده ی گریانتر از ابرم

تا پیش تر از قاتلم آید به سر من
یا پیک‌ اجل ، یا پدرم ، یا پسر من

ایکاش که می کشت مرا خصم‌ یهودم
میکرد جدا کاش سر از جسم کبودم
ایکاش ‌که آتش زده و سوخته بودم
آنسان که‌ نمی ماند نشانی ز وجودم

می کشت ولی نام دل آرام ‌نمی برد
می کشتم و از مادر من نام ‌نمی برد

بی رحم تر از او همه بغداد ندارد
بغداد نه تنها که جهان یاد ندارد
دارد دلی از سنگ که جلاد ندارد
از اوست که تن قدرت فریاد ندارد

ایکاش غریبی به چنین حال نیفتند
راهش به چنین چاه و سیه چال نیفتد

سخت است شب و روز کسی گم شده باشد
در سینه مسیر نفسی گم شده باشد
فریاد کسی در قفسی گم شده باشد
از طایفه ای دادرسی گم شده باشد

یا رب نه فقط دور بود ، دوست از این چاه
حتی نبود دشمن من هم به چنین چاه

  • دوشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 23:37
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(ای جلوهۀ جلال مبین در جبین تو) * مرحوم حسین منزوی

486

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(ای جلوهۀ جلال مبین در جبین تو) ای جلوه‎ء جلال مبین در جبینِ تو
دست خدا برون زده از آستینِ تو

ای هفتمین امام که هفت آسمان حق
هفتاد بار گشته به گرد زمین تو

تو خرمنِ جمال و جلالیّ و آفتاب
با آن سَخاش، خُردترین خوشه‎چین تو

وی شب گرفته آینه ‎ها از ستارگان
در پیش روی شعشعه‎ی راستین تو

ای کاظمی که غیظ و غضب هر دری که زد
پیدا نکرد راه به حصنِ حصین تو

نشنیده از زبانِ تو نفرین و ناسزا
هرچند بسته خصم، کمرها به کین تو

ای مژده‎ی بهشت رسانده به شیعیان
حق با حدیثِ "عاقبه المتقین" تو

زندان، نمازگاهِ تو بود و سپرده گوش
افلاکیان به صوتِ دعای حزین تو

لرزاند سنگ سنگ ستون ‎های عرش را
ظلمی که بر تو رفت ز خصم لعین تو

ای هفتمین امام همام، ای جهان و جان
جمع آمده تمام به زیر نگین تو

رنگین کمانِ شعرِ من اینک زده است پُل
در پیشگاهِ کوکبه‎ی راستین تو

  • دوشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 23:42
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت موسی بن جعفر(ع) -(ای حجّت حيّ لامكانم) * فانی تبریزی

676

حضرت موسی بن جعفر(ع) -(ای حجّت حيّ لامكانم) ای حجّت حيّ لامكانم
وی جان جهان عزيز جانم

هر روز و شب ای فروغ جانها
جز نام تو نيست بر زبانم

تو شاه جهان و باب حاجات
من عبد ذليل و ناتوانم

جان در كف و دل اسير هندو
كو ناوك شوخ دلستانم

از عشق اگر نشان بجويی
اشك رخ و خون دل نشانم

من از كف لطف بيكرانت
محتاج عطای بيكرانم

رفتند تمامی رفيقان
من مانده زخيل كاروانم

با لطف تو باقيم وليكن
بی لطف تو (فانی) زمانم

لطفی كن و از عنايت خويش
رحمی بنما به حال درویش

  • دوشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 23:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(قاضی حاجات همه موسی بن جعفر) * مجتبی شکریان

2074
2

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(قاضی حاجات همه موسی بن جعفر) قاضی حاجات همه موسی بن جعفر
شور عبادات همه موسی بن جعفر
عشق تو در ذات همه موسی بن جعفر
مهرت مباهات همه موسی بن جعفر
با مهر تو ایمانمان را پروراندیم
بر ما نظر کردی و از عشق تو خواندیم

ای خانه ات آباد یا باب الحوائج
کارم به تو افتاد یا باب الحوائج
از دست دل فریاد یا باب الحوائج
داد آبرو بر باد یا باب الحوائج
اهل گناهیم و نکردیم اعترافی
بیدار کن ما را شبیه بُشر حافی

تو عاشق خلوت نشینی با خدایی
تو روح بخش رویش سبز دعایی
در سجده هایت مست ذکر ربنایی
وقت عبادت از همه عالم جدایی
هفت آسمان مشتاق ذکر یا مجیرت
در کنج زندان هستی و عالم اسیرت

تو در سیاهی های عالم نور هستی
در کنج زندان نه میان طور هستی
دُرّ امام صادقی مستور هستی
یک عمر هست از خانواده دور هستی
آقا همه دلتنگ دیدار تو هستند
یک عمر با گریه به پای تو نشستند

آقا خیال آمدن دارد؟ ندارد
آیا توانی در بدن دارد؟ ندارد
حتی رمق در پا شدن دارد؟ ندارد
جان لبی بر هم زدن دارد؟ ندارد
هر چند غرق جلوه های دوست مانده
از او فقط یک استخوان و پوست مانده

آقا بگو با ما از آن زندان آخر
شد دیده ها دریا از آن زندان آخر
خون شد دل زهرا از آن زندان آخر
خون می چکد از پا از آن زندان آخر
با تو چه کرده دشمن پست یهودی
خورده به روی صورتت دست یهودی

در کنج زندان ظلم ها تکرار می شد
با تازیانه روزه ای افطار می شد
آزارها دادند هر مقدار می شد
در نیمهء شب با لگد بیدار می شد
دشمن ندارد بهر کار خود دلیلی
یا تازیانه می زند یا ضرب سیلی

آهسته آهسته خودش را جا به جا کرد
اول برای شیعیان خود دعا کرد
معصومه را با گریه های خود صدا کرد
افتاد بر روی زمین یاد رضا کرد
ای میوهء قلبم ببین بابا چه حالی است
اینجا فقط جای تو با معصومه خالی است

روح تو را تا درگه محبوب بردند
هم زهر خوردی هم تو را مضروب بردند
جسم تو را بر تکه ای از چوب بردند
بد بود اما عاقبت شد خوب بردند
هر چند بر روی زمین مانده تن تو
غارت نکرده هیچ کس پیراهن تو

آقا خدایی بی کفن ماندی ؟ نماندی
در بین گرما پاره تن ماندی ؟ نماندی
آیا بدون پیرهن ماندی؟نماندی
در زیر دست و پا شدن ماندی ؟ نماندی
گرچه عزادار شهید کاظمینم
امشب پریشانم پریشان حسینم

آیا کسی با مرکب از روی تو رفته؟
چنگ کسی آیا به گیسوی تو رفته؟
یا نیزه ای مابین پهلوی تو رفته؟
آیا سه شعبه روی بازوی تو رفته؟
قربان آن قامت که بر روی زمین خورد
قربان آنکس که عمود آهنین خورد

  • دوشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 23:55
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

زمزمه شهادت حضرت کاظم(ع)سبک منتظرت بودم * مرتضی محمودپور

835

زمزمه شهادت حضرت کاظم(ع)سبک منتظرت بودم ◾زمزمه شهادت
◾حضرت موسی بن جعفر(ع)
◾(سبک منتظرت بودم)

◾بنداول
میان زندان امشب خدا خدا کردم
یاد غریبی شاه کربلا کردم(۲)
من روزه بودم سیلی کین گشته افطارم
یارب ببین در نیمه‌ی شب چشم بیدارم
چو شمع سوزانم
بیا رضا جانم(۲)

◾بنددوم
به پای من زنجیر و دو دست من بسته
چو مادرم زهرا گردیده تنم خسته
بابا رضاجان ای همیشه یار و غمخوارم
چشم انتظار دخترم با حالت زارم
چو شمع سوزانم
بیا رضاجانم(۲)

  • یکشنبه
  • 8
  • اسفند
  • 1400
  • ساعت
  • 01:21
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

دوبیتی شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(من آمده ام بر تو پناهم مولا) * رضا یعقوبیان

594

دوبیتی شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(من آمده ام بر تو پناهم مولا) من آمده ام بر تو پناهم مولا
با دست تهی، روی سیاهم مولا
امروز که با دلم شدم مهمانت
محتاج تو و نیم نگاهم مولا

▪️

هفتم گل گلشن ولا ادرکنی
ای نجل علی مرتضی ادرکنی
موسایی و از نسل محمد هستی
سرمنشاء احسان و سخا ادرکنی

▪️

از طفولیت تو بودی یار ما
بوده ای تو همدم و غمخوار ما
یابن زهرا امشب از لطف و کرم
کن نگاهی بر دل بیمار ما

▪️

سائلی هستم کنار خانه ات
آشنایم من نی ام بیگانه ات
گشته ام از لطف و احسان شما
ریزه خوار سفره ی شاهانه ات

▪️

تو کرم کردی و مهمان توام
ریزه خوار خوان احسان توام
موسی جعفر ز الطاف شما
من نمک پرورده ی خوان توام

▪️

ای گل گلزار باغ مصطفی
شکرلله با تو هستم آشنا
موسی جعفر ز لطفت گشته‌ام
ریزه خوار خوان احسان شما

▪️

ای که صادق را تویی نور دو عین
نجل زهرایی و از نسل حسین
جنت و رضوان جمله شیعیان
مرقد زیبای تو در کاظمین

▪️

دین خود از کرم خالق داور دارم
مهر و حب علی و آل پیمبر دارم
شکرلله که ز الطاف خداوند مبین
هرچه دارم همه از موسی جعفر دارم

▪️

تمام عالم هستی فدایت
فدای درد و رنج و غصه هایت
به گوش دل رسد با اشک و ناله
هنوز از گوشه ی زندان صدایت

▪️

فدای ذکر یا رب یا رب تو
صدای ناله های هر شب تو
ز ظلم و جور سندی بن شاهک
دگر جانت رسیده بر لب تو

▪️

کاظمین چون کربلای دیگر است
در جهان غوغای روز محشر است
از غم داغ امام هفتمین
دیدگان هشتمین مولا تر است

▪️

امشب از کینه امام هفتمین
گوشه ی زندان شده نقش زمین
زین مصیبت در جنان بر سر زنان
سوزد و گرید امیرالمؤمنین

▪️

پیکری را چون غریبان می برند
بر روی دوش غلامان می برند
سوزد از این ماتم عظمی رضا
از تن مولای ما جان می برند

▪️

از چه امشب دیده گریان حیدر است
زین الم سوزان دل پیغمبراست
کشته شد موسی بن جعفر از ستم
از غم داغش رضا دیده تر است

▪️

کاظمین امشب ز چه ماتم سراست
شور و غوغایی به پا چون کربلاست
کشته شد کاظم امام هفتمین
زین سبب گریان علی موسی الرضاست

▪️

دوباره در جهان ماتم به پا شد
عزادار پدر امشب رضا شد
به شهر کاظمین موسی بن جعفر
شهید کینه ی خصم دغا شد

▪️

گل گلزار دین موسی بن جعفر
امام هفتمین موسی بن جعفر
شدی در گوشه ی زندان بغداد
شهید ظلم و کین موسی بن جعفر

▪️

دلم می سوزد امشب از غم تو
که زهر کینه گشته مرهم تو
الا ای هفتمین نور هدایت
کنم گریه به بزم ماتم تو

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 08:38
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(یابن الزهرا) * رضا یعقوبیان

355

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(یابن الزهرا) یابن الزهرا
تو هفتمین نور خدا هستی
گلی ز گلشن ولا هستی
در این جهان امید ما هستی
امام کاظم باب حاجتی
امام کاظم کوه طاعتی
امام کاظم بین عالمین
معنی صبر و استقامتی
یا موسی بن جعفر آقا مدد۴

یابن الزهرا
زینت شهر کاظمینی تو
به شیعیان نور دو عینی تو
از نسب پاک حسینی تو
مرقد تو بهشت شیعیان
قدر و مرتبه ات بود نهان
ای نور دیدگان مصطفی
بهر غربتت اشک ما روان
یا موسی بن جعفر آقا مدد۴

یابن الزهرا
ای که تویی چو جد خود مظلوم
بوده ای از حقوق خود محروم
توسط سندی شدی مسموم
امام بی مثل و قرینه ای
دارای وقار سکینه ای
در زندان سندی بی حیا
شهید زهر ظلم و کینه ای
یا موسی بن جعفر آقا مدد۴

یابن الزهرا
زین همه رنج و درد تو فریاد
تو بوده ای زندانی بغداد
شدی شهید ستم و بیداد
در کنج زندان در حال دعا
دستان تو بوده سوی خدا
ای نور قلب و دیده ی رضا
تو گشتی شهید جور و جفا
یا موسی بن جعفر آقا مدد۴

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:29
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

مرثیه امام کاظم (ع) -(نوری که بر افلاکیان گویی چو اختر بود) * ناشناس ؟؟؟

358

مرثیه امام کاظم (ع) -(نوری که بر افلاکیان گویی چو اختر بود) نوری که بر افلاکیان گویی چو اختر بود
پیچیده در زنجیر و غل، موسی بن جعفر بود

تاریک تر از هر کجا، ایام بی پایان
در شوره زار جهل و کین، تابان و گوهر بود

روزی که دیدند جسم او ورد زبان ها شد
باب الحوائج می‌شود آن کس که مضطر بود

گر چه نحیف است جسم او وقتی که ظاهر شد
از اینکه باشد بی کفن پیکر، که بهتر بود

گر این مصیبت بر همه جانسوز و جانکاه است
در پیش جدش این فقط یک بیت دفتر بود

"آنچه همیشه طالبش چندین برابر بود
نان و پنیر سفره موسی بن جعفر بود"

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 12:25
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

قرعهٔ غربت به یار آشنا افتاده بود * مرضیه عاطفی

538

قرعهٔ غربت به یار آشنا افتاده بود قرعهٔ غربت به یار آشنا افتاده بود
فتنه هایِ زهر در جام بلا افتاده بود

درد غالب شد به قلبش، لحظه لحظه لرزه بر
دستهایِ حضرتِ مشکل گشا افتاده بود

با نفسهایی سرآسیمه جدالی سخت داشت
استخوانِ سینه اش در تنگنا افتاده بود

خورد مظلومانه بر دیوارِ زندان صورتش
حضرتِ باب الحوائج بیهوا افتاده بود

شد عبایش گرد و خاکی؛ خورد لب‌هایش ترک
رنگ و رو از چهرهٔ آقایِ ما افتاده بود

هم کبودی بر تنش، هم روی ساقِ پایِ او
ردّی از زخم ِ غل و زنجیرها افتاده بود

زهر با خود حنجرش را تکه تکه بُرده بود
با عطش یادِ شهیدِ کربلا افتاده بود

پیکرش رویِ پلِ بغداد جانم را گرفت
دل؛ پریشانحال یادِ بوریا افتاده بود

لرزه ها و ضجه ها انداخت بر ارکانِ عرش
خنجر کندی که در کارِ قفا افتاده بود

سنگ می بارید با شمشیرِ برّان بر تنش
در کنارِ خونِ در جریان؛ عصا افتاده بود

آبروی هر دو عالم بی کفن؛ عریان؛ سه روز
بر تنِ صحرایِ ماریه رها افتاده بود!

  • چهارشنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:19
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم ع -(میرسد به گوشِ دل، ناله های احزانت می خراشد این دل را، یا رضا رضا جانت) * هستی محرابی

478

شهادت امام موسی کاظم ع -(میرسد به گوشِ دل، ناله های احزانت می خراشد این دل را، یا رضا رضا جانت) ◾#مرثیه_شهادت_امام_موسی_کاظم_ع
#سبک_نوشته◾

میرسد به گوشِ دل، ناله های احزانت
شد روانه چون سیلی، اشکِ خون به دامانت
قصّه ی خزان دارد، روضه های طوفانت
می خراشد این دل را، یا رضا رضا جانت

معصومه امشب در، مشهد عزا دارد
این داغِ سنگین را، او با رضا دارد

از غروبِ چشمانت، اشک و نوحه می بارد
هر نفس صدای تو، شرحِ کربلا دارد
لعنت خدا آن که، جانِ تو بیازارد
او به جای مِهرِ تو، دل به کینه بسپارد

بین دخترت بر لب، وا یا رضا دارد
از داغت امشب در، مشهد عزا دارد

سِجنِ محبَسِ هارون، مرغِ بی پَر و بالی
سوزِ تب به تن داری، جای دخترت خالی
در غم و پریشانی، چون نحیف و بی حالی
از فزونیِ دردت روز و شب تو می نالی

معصومه امشب در، مشهد عزا دارد
او تسلیت پیشِ، مولا رضا دارد!

#شام_شهادت_امام_موسی_کاظم
#علیه_السلام_تسلیت_باد?

  • چهارشنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:09
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

دوبیتی های شهادت موسی بن جعفر امام کاظم علیه السلام -(دوباره روز عزای امام کاظم شد) * رسول چهارمحالی

260

دوبیتی های شهادت موسی بن جعفر امام کاظم علیه السلام -(دوباره روز عزای امام کاظم شد) دوباره روز عزای امام کاظم شد
دوباره اشک شقایق نگرلازم شد
دوباره بیرق ماتم درون روضه به پا
دوباره مهدی زهرا به غم ملازم شد

یا رضا صاحب عزا امشب تویی
بر همه ارض و سما هم اب تویی
دیده گریان مو پریشان پدر
گوئیا امشب که اندر تب تویی

کاظمین امشب سیه پوش شماست
عالمی زین غم در جوش شماست
کنج زندان ،با زبان روزه،مسموم جفا
جای فرزندت رضاخالی در آ غوش شماست

دست من و دامان تو باب الحوائج
هستم گدای خوان تو باب الجوائج
جان رضایت کن نظر موسی بن جعفر
حاجات ما ،دستان تو باب الحوائج

کنج زندان همه دم یاد خدا می کردم
روز را روزه به در گاه شما می کردم
وقت افطار کتک بود طعام من زار
لحظ

امشب نوای عرشیان، شد تسلیت صاحب زمان
از مشهد و قم بر زبان، شد تسلیت صاحب زمان
معصومه و شمس الضحی، باشد عزادار شما
موسی بن جعفر هم فدا ،شد تسلیت صاحب زمان

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:24
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زمزمه شهادت امام کاظم(ع) -(درسته کشتنت جدا شده سر از تنت؟ نه!) * عبدالله باقری

315

زمزمه شهادت امام کاظم(ع) -(درسته کشتنت جدا شده سر از تنت؟ نه!) درسته کشتنت
جدا شده سر از تنت؟ نه!
غارت شده پیرُهنت؟ نه!
مرکب اومد رو بدنت؟ نه!
درسته کشتنت
جلوی خواهر زدنت؟ نه!
آتیش زدن به گلشنت؟ نه!
تکّه حصیر شد کفنت؟ نه!

شکسته بال و پر!
خونه تو دیدی شعله‌ور؟ نه!
زدن زنت رو بی خبر؟ نه!
بچه‌ تو کُشتن پشت در؟ نه!
شکسته بال و پر!
کِشیدنت بین گذر؟ نه!
یاست شکسته از کمر؟ نه!
شبونه رفته به سفر؟ نه!

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:54
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(هر کی میگه گرفتارم) * عبدالله باقری

325
1

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(هر کی میگه گرفتارم) هر کی میگه گرفتارم
گِره افتاده توو کارم
به‌ کی‌ توسل‌کنم‌؟ - میگن: باب‌ الحوائج ۲
هر کی میگه مریض دارم
وَخیمه حال بیمارم
به‌ کی‌ توسل‌ کنم‌؟ - میگن: باب‌ الحوائج ۲
بابای امام رضا / حسابی دست‌ و دل بازه
بابای امام رضا / روتو زمین نمیندازه ۲
(آقای کاظمین - (تو رو به جدّت حسین) ۳) ۲

هر کی کم آورده دیگه
یه نوری توو دلش میگه
هنوز یه راهی مونده - بگو: باب‌ الحوائج ۲
اگر زمین خورده هستی
چشاتو رو همه بستی
هنوز پناهی مونده - بگو: باب‌ الحوائج ۲
بابای امام رضا / شروع سِیر پروازه
بابای امام رضا / روتو زمین نمیندازه ۲
(آقای کاظمین - (تو رو به جدّت حسین) ۳) ۲

هر بار درش رو کوبیدم
خیلی چیزا ازش دیدم
گدای موسَی‌ الْکاظمم - می‌گم‌: باب‌ الحوائج ۲
من که پای علم هستم
هوایی حرم هستم
من که حرم لازمم - می‌گم: باب‌ الحوائج ۲
بابای امام رضا / همیشه آغوشش بازه
بابای امام رضا / روتو زمین نمیندازه ۲
(آقای کاظمین - (تو رو به جدّت حسین) ۳) ۲

  • پنج شنبه
  • 4
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 13:14
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 امیررضا فرجوند

زمزمه شهادت امام کاظم علیه السلام -(ز بس کم سو شده چشمم دگر جایی نمی بینم) * امیررضا فرجوند

435
2

زمزمه شهادت امام کاظم علیه السلام -(ز بس کم سو شده چشمم دگر جایی نمی بینم) ز بس کم سو شده چشمم دگر جایی نمی بینم
به احوالم بگرید تا سحر زنجیر خونینم
خدا حاجت روایم کن
از این زندان رهایم کن
.......
شب و روزم شده یکسان درین تاریکی زندان
تنم چون شمع سوزانی لبم در خواندن قرآن
خدا حاجت روایم کن
از این زندان رهایم کن
‌........
مرا هرشب زند سندی میان خواب و بیداری
برای روزه دار اینجا شکنجه گشته افطاری
خدا حاجت روایم کن
از این زندان رهایم کن
........
صفا برگرفته زندان از من و حال مناجاتم
کجایی مادرم زهرا بیایی تا ملاقاتم‌
خداحاجت روایم کن
ازاین زندان رهایم کن
........
اگر سهم من از زندان کتک بود و جسارت بود
زبانم روضه خوان بر عمه زینب در اسارت بود
خدا حاجت روایم کن
از این زندان رهایم کن
........
تمام روضه ی من گرچه تنهایی و هجران بود
ولی نعش حسین جدم به زیر سم اسبان بود
.......
امیررضا فرجوند

  • دوشنبه
  • 16
  • بهمن
  • 1402
  • ساعت
  • 10:59
  • نوشته شده توسط
  • امیررضا فرجوند
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه سینه زنی حضرت موسی بن جعفر(ع) سبک سنتی * مرتضی محمودپور

1198
1

نوحه سینه زنی حضرت موسی بن جعفر(ع) سبک سنتی ◾نوحه سیه زنی
◾شهادت موسی بن جعفر(ع)
◾سبک سنتی
◾مرحوم اکبر ناظم

◾بنداول
من وارث زهرای بی مزارم
داغ مدینه را به سینه دارم
صورتم کبودست
اشک من چو رود است
منتظر روی رضایم
یاد شهید کربلایم
واویلتا آه و واویلا(۲)

◾بنددوم
کنج قفس ببین ز پا فتادم
بروی خاک تیره سر نهادم
رضا جان کجایی
مُردم از جدایی
بیا به حالم کن نظاره
قلبم ز کین شده پاره پاره
واویلتا آه و واویلا(۲)

◾بندسوم
غریبم و دور از وطن اسیرم
زنجیر این زندان نموده پیرم
اشک غمبار من
گشته افطارمن
بسته‌شده پایم به زنجیر
روزی من شد آه شبگیر
واویلتا آه و واویلا(۲)

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • دوشنبه
  • 16
  • بهمن
  • 1402
  • ساعت
  • 22:50
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد