شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس

سینه زنی ویژه شهادت امام موسی بن جعفر، محمدحسین پویانفر -(گره گشای عالمینی آقا...) *

1408
1

سینه زنی ویژه شهادت امام موسی بن جعفر، محمدحسین پویانفر -(گره گشای عالمینی آقا...) گره گشای عالمینی آقا
به فاطمه تو نور عینی آقا
امام آسمون امام دریا
غریب شهر کاظمینی اقا

دارم به سر هوای کاظمین
تنگ دلم برای کاظمین

تو ایوونت دوباره این شبا
میدم سلام اقای کاظمین

?وای ...(غریب اقا)3

مریض دارا گرفتارا بسم الله
تموم حاجت دارا بسم الله

سجیتکم الکرم این آقا
باب الحوائج بیا بسم الله

تا بزم روضه تو پا گرفت
چقدر مریض اومد شفا گرفت

مادر من حاجت سالشو
تو روضه ابالرضا گرفت

?وای ...(غریب اقا)

  • سه شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

سبک زمینه، شورشهادت امام موسی بن الجعفر(ع) -(پر میگیره کبوتر قلبم کاظمین امشب...) * خادم الزینب

741

سبک زمینه، شورشهادت امام موسی بن الجعفر(ع) -(پر میگیره کبوتر قلبم کاظمین امشب...) پر میگیره کبوتر قلبم کاظمین امشب
السلام علیک یا مولا داره روی لب

السلام علیک یا مظلوم
السلام علیک یا مهموم
السلام علیک یا مسموم
السلام علیک یا مسموم

یا اباالحسنه نبض قلبم
رو لبم میشه ذکر دمادم
میگیره دل من عزا بازم
میگیره دل من عزا بازم

باب الحوائجی
دلم به خونه ی کرم گره شده
یه عمره که به این حرم گره شده
گره شده ، گره شده ، گره شده

آقام آقام آقام أباالرضا

2

این نفس که میسوزه رو لبهام ، درد ناگفتست
اون دلی که بتوگره خورده ،هیچ کجا نشکست

السلام علی حرم تو
السلام علی علم تو
السلام علی کرم تو
السلام علی کرم تو

کاش میشد که با پای پیاده
بزنم دل و به دل جاده
پابرهنه بیام به زیارت
بگم دوست دارم صاف و ساده

باب الحوائجی
حریم تو شده دیار عاشقا
کجا دارن بجز حرم کبوترا
کبوترا کبوتر کبوترا

آقام آقام آقام أباالرضا

3

کاظمین چقد این شبا آقا مثل کرببلاست
هرکی اومده سمت حرم با ذکر ثارلاست

السلام علیک یا مولا
یا حسین یا حسین یاثارالله
پرچمای حسین میره بالا
پرچمای حسین میره بالا

روی سر میزنن آسمونا
یابن زهرا آجرک الله
فی مصائب جدک مولا
فی مصائب جدک مولا

باب الحوائجی
تو کاسه های خالی رو پرمیکنی
با یه نگاه بدا رو هم حر میکنی
حر میکنی ، حر میکنی

آقام آقام آقام أباالرضا

#سبک_بدر_فاطمه_نور_کلامی_سیدالشهدا

  • سه شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:01
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شور شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، مهدی رعنایی -(هرکس که نوکر موسی بن جعفره...) *

4125
16

شور شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، مهدی رعنایی -(هرکس که نوکر موسی بن جعفره...) هر کس که نوکره موسی ابن جعفره

مدیون دختره موسی ابن جعفره

اهل هر کشوری ام آی دنیا حیدری ام

شاهم بابای رضاست موسی ابن جعفری ام

کاظمینی ام کربلایی ام

مشهدی ام و سامرایی ام

هم مدینه ای هم که مکی ام

به نجف قسم مرتضایی

مهبط الکرم معدن الوفا

یا ابالحسن یا ابالرضا

****

سر مست از باده موسی ابن جعفریم

یعنی دلداده موسی ابن جعفریم

روایت که رضا فرموده واسه ما

زوار مرقد توست زوار کرب و بلا

عبد صالح و صابر الامین

هفتمین امام چشمه یقین

مداح تو شد رب العالمین

در خط به خط قرآن مبین

واجب السلام واهب العطا

یا ابالحسن یا ابالرضا

****

هر کس در خدمت موسی ابن جعفره

جزئی از امت موسی ابن جعفره

موسی توی حرمت شغلش دربانی توست

قدرت در دست توئه هارون زندانی توست

کظم غیظ تو آیت خداست

صبر و حلم تو ارث مصطفاست

باب رحمت و باب حاجتی

دست تو همون دست مرتضاست

کنیه مثه شاه لافتی

یا ابالحسن یا ابالرضا

  • سه شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:38
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شور بسیار زیبای شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، کربلایی جواد مقدم -(گنبد زیباتو عشقه..) *

2160
2

شور بسیار زیبای شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، کربلایی جواد مقدم -(گنبد زیباتو عشقه..) گنبد زیباتو عشقه یا موسی بن جعفر

ایوون طلاتو عشقه یا موسی بن جعفر

اَبا الرضایی بیا و آقا سوزی به چشمای ترم بده

اَبا الرضایی آقا فطرس کوی تواَم بال و پرم بده

اَبا الرضایی بیا رزق همه نوکراتونو حرم بده

منم اونی که نوکره

تویی اون که تاج سره

دل همیشه تا حرم میپره

یا باب الحوائج، موسی بن جعفر....

نوکراتو کن دعایی یا موسی بن جعفر

تا که بشیم کربلایی یا موسی بن جعفر

اَبا الرضایی دیگه طاقت دوری کربلارو ندارم

اَبا الرضایی غم شش گوشه رو بخدا توی سینه دارم

اَبا الرضایی تو نذار حرمو ندیده سر به خاک بذارم

حسین شَه کرب و بلا

حسین تویی مروه صفا

حسین تویی دار و ندار خدا

ای درمون دردم...کاش دورت بگردم...

  • چهارشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:43
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

زمینه شهادت امام موسی کاظم(ع)، حاج حسین سیب سرخی -(دوباره رزقمون زیاده..) *

2281

زمینه شهادت امام موسی کاظم(ع)، حاج حسین سیب سرخی -(دوباره رزقمون زیاده..) دوباره رزقمون زیاده
دیگه از این نمیشه بهتر
خدا گذاشته روزیمون و
تو سفره های موسی بن جعفر (ع)

واااا
خاک حرم تو روی چشمم
به خاطر تو نفس میکشم
آرزومه کاظمینی بشم

واااا
بیمه تو کردم این و بدن و
میگری دست سینه زن و
بده آقا حاجاتای منو

رد غل و زنجیر ها روی بدنت افتاد
منزل دوریه دنیا تو زندونی بغداد

ای وای آه واویلا

با این که تو قبله ی عشقه
تموم اهل آسونی
بگو بهم برای چی آقا
معذب فی قرص جونی

واااا
خون دل از چشات اومده
چی به سر ساق پات اومده
فاطمه برا عزات اومده

وااا
دل تو خون از زمونه شده
روضه ی مادرونه شده
روزیه تو تازیونه شده

اسمت رو رضای تو تا دم میگیره امشب
با گریه معصومه گریه ام میگیره امشب

ای وای آه واویلا

دوباره موقع وداع و
دوباره موسم عزا شد
به سر زنان شدم که امشب
سیاه به تن امام رضا باشد

واااا
آقای ما دیده داغ پدر
کبوتری و بی بال و پر
دارن میارن رو تخته ی در

واااا
دیگه ساعت جدایی شده
دوباره دل عاشورایی شده
گریز ما کربلایی شده

با اینکه برا بابات هفت تا کفن آوردن
اما ز تن جدت اون پیراهنم بردن

ای وای ابی عبدالله (ع)

  • چهارشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سینه زنی زمینه ویژه شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، سیدمجید بنی فاطمه -(فلک خون میباره...) *

760
3

سینه زنی زمینه ویژه شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، سیدمجید بنی فاطمه -(فلک خون میباره...) فلک خون می باره، زمان تیره و تاره
سیاه پوشِ تمومِ عالم ، آقامون عزا داره
عجب غربتی ، اِی وای

واوِیلا .. امان از این مصیبت
واوِیلا .. تنها میونِ غربت

اسمِ تو رویِ زبونم
درد و غصه هات به جونم
با امام رضا میخونم ...

«سیدی موسیَ ابنِ جعفر ...»

چه زخمی روی ساقِ ، مصیبت این داغِ
بالا تر از نالۀ آقا صدای شلاقِ
عجب غربتی اِی وای

این شبها .. شکسته شد سکوتش
خَلِّصنی .. دعایِ تو قنوتش

زخمیِ همه وجودش
کل پیکرِ کبودش
حقِ حضرت این نبودش

«سیدی موسیَ ابنِ جعفر ...»

يا باب الحوائج یا موسیَ بْنِ جعفر

  • چهارشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:17
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم(ع) -(مرا به ظلمت زندان ستاره لازم نیست...) * جواد محمودآبادی

849

شهادت امام موسی کاظم(ع) -(مرا به ظلمت زندان ستاره لازم نیست...) مرا به ظلمت زندان ستاره لازم نیست
به غیر مرگ مرا راهِ چاره لازم نیست

به ناسزا زده ای بر دلم شرر ای خصم
دگر شکنجه و طعنه دوباره لازم نیست

اگر زدی تو، دگر بر رخم مزن سیلی
دلم شکسته به جانم شراره لازم نیست

مرا زدی و به یاد رقیه(س) افتادم
اسیر سلسله ام سنگ خاره لازم نیست

به یاد عمه ی سادات بعد عاشورا
بزن مرا که اسیرم شماره لازم نیست

برای پیکر جدّم حصیر آوردند
بر این خمیده بجز تخته پاره لازم نیست

سخن رسید به ذکر حسین و در اینجا
حدیث قافله شد استعاره لازم نیست

سخن خلاصه کند شاعرت ولی این بار
حدیث بانگ رحیل است اشاره لازم نیست؟

اگر در اول راهی میار طفلت را
به دشت کرببلا شیرخواره لازم نیست

اگر قرار به تاراج خیمه ها باشد
برای کودکتان گاهوراه لازم نیست

بگو به دخترک نازدانه ات ارباب
میار دخترکم گوشواره لازم نیست

حرامیان که ندانند اسب تازیدن
ز کینه بر بدن پاره پاره لازم نیست

و حرف آخرم این است از مصیبت تو
اگرچه روضه ی باز و اشاره لازم نیست

برای اهل طریقت بخوان تو آیه حسین
دگر تلاوت دارالاماره لازم نیست

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 11:25
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سبک واحد شهادت امام موسی بن جعفر(ع) -(به درد ما تویی فقط، آقا معالج...) * رسول نصر

710

سبک واحد شهادت امام موسی بن جعفر(ع) -(به درد ما تویی فقط، آقا معالج...) بند اول

به درد ما تویی فقط، اقا معالج۲
دست منو دامان تو باب الحوایج۲

این شبا غرق گریه و به شور وشینم۲
حس میکنم الان توصحن کاظمینم،به شوروشینم...

عزای تو شده عزیز قلب حیدر
به سینه میزنم برات، موسی ابن جعفر
امضا بکن امشب اقا، باسوز وفریاد
یه کربلا، یه مشهد و پنجره فولاد۲

باب الحوایج سیدی، موسی ابن جعفر

بند دوم

دیدن این صحنه چقدر،خدایی سخته۲
تن عزیز فاطمه،به روی تخته۲

سندی شاهک لعین،دستاشو بسته۲
فشار زنجیر ساق پاهاشو شکسته۲

صدامیزد بالب روزه بچه هاشو،
نبود یه کاسه اب که تر کنه لباشو،
کسی اقا رو اینجوری غریب ندیده،
از ضرب تازیانه قامتش خمیده۲

باب الحوائج سیدی موسی ابن جعفر

بند سوم

تو این سیاه چال بلای قوم کافر۲
از زهر کینه من شدم نحیف ولاغر۲

کسی نمیشنوه تو این زندان صدامو۲
غل وزنجیر شکست خدا. دست و پاهامو۲

اسم غل وزنجیر اومد،اشک وشکوفه
بازم یاد اقا اومد بازار کوفه،
دستای زینب بسته بود بین عوامی،
میرقصیدن از روی بام، زنای شامی۲

باب الحوائج سیدی موسی ابن حعفر

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 11:48
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سبک واحد شهادت موسی بن جعفر(ع) -(چهارده ساله تو زندونه...) * محمدرضا طالبی

701

سبک واحد شهادت موسی بن جعفر(ع) -(چهارده ساله تو زندونه...) چهارده ساله تو زندونه
زیر بار زنجیر

هو المَسجونُ المُعَذَّب فی
ظُلَمِ المَطامیر

چهارده ساله دلش خونه
خسته از زمونه
چهارده ساله همش زیره
ضرب تازیونه
چهارده ساله مثه زهرا
قامتش کمونه

رضا ومعصومه ش پریشونن
که حال بابارو نمیدونن
برازخم دوریه از بابا
زمین وزمونم نمکدونن

امون ای دل آه وواویلا

چهارده ساله که خورشیدو
روشنی نداده
چهارده ساله که زخمایِ
تو دلش زیاده

چهارده ساله تک وتنها
همزبون نداره
چهارده ساله غریبونه
بالباس پاره
چهارده ساله دوتا چشماش
ابرای بهاره

گاهی یاد زهراس توی گریه
گاهی یاد دردای رقیه
لعن الله بنی العباس
لعن الله بنی امیه

امون ای دل آه وواویلا...

حالا موقع رهاییِ
از قفس رسیده
رضا بابارو توی هفت تا
کفن پیچیده

بمیرم واسه غریبیه
پاره پاره پیکر
توکربلا شد کفن واسه ش
تیر وتیغ وخنجر
میزد به سینه میگف زهرا
ای غریب مادر

یه مجروحِ زخمی که بی حاله
آقام تشنه لب بین گوداله
سکینه زیر ضرب کعب نی
صدا میزد بابا رو با ناله

امون ای دل آه وواویلا...

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

مرثیه حضرت موسی بن جعفر(ع) -(پیرمردی بین زندان بلا خورده کتک...) * محسن راحت حق

733

مرثیه حضرت موسی بن جعفر(ع) -(پیرمردی بین زندان بلا خورده کتک...) پیرمردی بینِ زندانِ بلا خورده کتک..
گاه از بیگانه..گاه از آشنا خورده کتک

محبس اش تاریک تر از شامِ ظلمانی شده
بینِ تاریکی ز قومِ بی حیا خورده کتک ..

سیلیِ سندی ابن شاهک..صورتش درهم شکست
بارها از این یهودی ..بارها خورده کتک..

آینه دارِ خدا بود و هزاران تکّه شد...
وای این آئینه از سنگِ جفا خورده کتک

مثلِ زهرا مادرش چه لطمه هایی که نخورد
بی برو و برگرد چون خیرالنسا خورده کتک

بسته بر زنجیر شد مانند حیدر در طناب
گوئیا ای عاشقان شیرِ خدا خورده کتک

روضه ی آخر همان روضه ست که خوانده شده
پیرمردی بینِ زندانِ بلا خورده کتک..

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 17:03
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

سبک زمینه یاشور شهادت امام کاظم(ع) -(کنج زندونم و غربت یارمنه...) * امیرحسین سلطانی

678

سبک زمینه یاشور شهادت امام کاظم(ع) -(کنج زندونم و غربت یارمنه...) بند اول

کنج زندونم و،غربت یارِ منه
هر روزِ عمر من،شام تارِ منه
تحقیرم میکنه،دشمن با طعنه ها
آزارم میده این،کُند و زنجیر خدا
دیگه تاب و توون ندارم
تو تنم دیگه جون ندارم
من دیگه طاقته شنیدنه
سَبّ و زخم زبون ندارم
من پور حیدرم
موسی بن جعفرم

بند دوم

صید صیادم و،افتادم تو قفس
میکِشم از دلم،آهی با هر نفس
جونم روی لبه،بغضم توی گلو
هر لحظه میکنم،مرگم رو آرزو
شبیه مرغی بی پر و بال
افتادم کنج این سیه چال
از شکنجه ی سندیِ بی رحم
میکِشم زجر و میرم از حال
من پور حیدرم
موسی بن جعفرم

بند سوم

زیر بارِ کتک،میسوزه پیکرم
من وارث فدک،وارث مادرم
روی من نیلی و،قامتم شد هلال
این دم آخرم،شد لحظه ی وصال
شاهه بغدادم و غریبم
که شده زهر کین نصیبم
تشنه لب جون میدم و یاد
لبه تشنه ی شیب الخضیبم
من پور حیدرم
موسی بن جعفرم

  • شنبه
  • 16
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 18:07
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 رضا آهی

مرثیه امام کاظم(ع) -(سلام حضرت دلدارم أیهاالکاظم..) * رضا آهی

688

مرثیه امام کاظم(ع) -(سلام حضرت دلدارم أیهاالکاظم..) سلام حضرتِ دلدارم اَیُّهَاالکاظم
سلام حق به تو ای یارم اَیُّهَاالکاظم

گدایت آمده مضطر دوباره اِرحمنی
ای از ازل سر و سالارم اَیُّهَاالکاظم

نشسته ام به امید نگاه پر مهرت
غریقِ در محن و زارم اَیُّهَاالکاظم

دوباره با نظری فاطمی عزیزالله
تو باز کن گره از کارم اَیُّهَاالکاظم

بیا به جانِ رضاجانتان پناهم باش
ببین غریبُ گرفتارم اَیُّهَاالکاظم

در این زمانه ی پُر جرم و دلفریبی ها
بیا تو باش نگهدارم اَیُّهَاالکاظم

مرا ردم نکن ای بابِ شهر حاجت ها
اگرچه خادمِ سربارم اَیُّهَاالکاظم

بدون تو به خداوند پوچِ محض هستم
گُلِ همیشه بهارم اَیُّهَاالکاظم

محبتت به خدا آبرو به من بخشید
تویی دلیلِ وقارم اَیُّهَاالکاظم

دلیلِ عاشقی ام عشقِ بی مثالَ ت شد
شدی تو زینتِ اشعارم اَیُّهَاالکاظم

خدا کند که شود خرجِ سفره ات آقا
تمامِ دار و ندارم اَیُّهَاالکاظم

رسیده فصل عزای تو ای گلِ زهرا
ز ماتمِ تو عزادارم اَیُّهَاالکاظم

روان شده ز غمت اشک چشم من آقا
ببین که ابرِ بهارم اَیُّهَاالکاظم

دوباره گوشه ی زندان جای تو گردید
وخیمِ حالِ تو سردارم اَیُّهَاالکاظم

اسیر ضربِ لگدها و ضربت سیلی
شدی عزیز و نگارم اَیُّهَاالکاظم

نمانده از بدنت بر سرت چه آمده است؟
بگو امامِ بزرگوارم اَیُّهَاالکاظم

میان پنجه ی کُفّارِ ظالمِ افتادی
دهد داغِ تو آزارم اَیُّهَاالکاظم

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 08:35
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مرثیه امام کاظم(ع) -(چندسالیست نور خورشید از...) * محمد داوری

769

مرثیه امام کاظم(ع) -(چندسالیست نور خورشید از...) چند سالیست نور خورشید از

نور سیمای تو شده محروم

ای اسیر بلای قعر سجون

السلامُ عَلیکَ یا مَظلوم

چند سالیست بین زنجیر است

دست های گره گشای شما

بر سر پیکرت چه آمد که

شده مرضوض ساق پای شما

چند سالیست روزه هایت با

ضرب شلاق میشود افطار

میزند سند بن شاهک(لع) با

ناسزا تازیانه را هر بار

درد خود را نمی کنی ابراز

چونکه بر گریه هات میخندند

خم شده قامت شما از بس

وزنه ها را به گردنت بستند

تنگ روی رضا شده دل تو

گوشه ی تنگ وسرد این زندان

نفس تو گرفته اینجا چون

نفست فاطمه ست آقاجان

روز و شب خواندن نماز شما

بین زنجیر سخت و جانکاه است

شد قیام شما شبیه رکوع

سقف زندان ز بسکه کوتاه است

شده یک در اگر چه تابوتت

بازهم دست کم کفن داری...

بی کفن هم اگر بمانی تو

بر تن آخر تو پیروهن داری

روضه خواندی : که برلب دریا

گشت تشنه شهید آب حیات

پیش چشمان مادرش میشد

بین گودال پیکرش خیرات

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 09:11
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

مرثیه امام کاظم(ع) -(تنت وقتی که در تشییع با در ربط پیدا کرد...) * مهدی رحیمی زمستان

910

مرثیه امام کاظم(ع) -(تنت وقتی که در تشییع با در ربط پیدا کرد...) تنت وقتی که در تشییع با در ربط پیدا کرد

مسیر روضه از اول به مادر ربط پیدا کرد

تو را برروی تخته پاره ای تشییع کردند و

به نوعی روضه با تابوت کوثر ربط پیدا کرد

سه روز آن جا که جسمت ماند در گرما به روی خاک

تنی با سر به آن مظلوم بی سر ربط پیدا کرد

نیاوردند نیمه شب سرت را غرق خاکستر

از اینجا روضه ی بابا به دختر ربط پیدا کرد

گریز روضه را اول زدم،با «نیمه شب» این شعر

درآخر تازه با موسی بن جعفر ربط پیدا کرد

همان«نیمه شبی» که یا رضا گفتی و این مقتل؛

به سطر رفتن جانسوز اکبر ربط پیدا کرد

میان ربط هایی که به هم دادم نفهمیدم

چگونه روضه ی اکبر به اصغر ربط پیدا کرد

نفهمیدم چه پیش آمد فقط دیدم که ملعونی؛

نشست و آخرش خنجر به حنجر ربط پیدا کرد

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 09:13
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(شبیه دونۀ زنجیر تو شده اشک چشام...) * امیر آهمند

951

زمینه شهادت امام کاظم(ع) -(شبیه دونۀ زنجیر تو شده اشک چشام...) بند1

شبیه دونه ی زنجیر تو شده اشک چشمام
یه بی حیا روز وشب بی امون به تو داده دشنام
گریز روضه ی تو میرسه آخرش به الشام

درسته مثل زینب شد تن تو هم کبود
تو هم بودی اسیر دست یک قوم یهود
شنیدی حرف بد اما کسی دورت نبود

چی بگم ازاسارت و
کوچه به کوچه اضطراب
چی بگم از جسارت و
زینب و مجلس شراب

یا مظلوم یا موسی بن جعفر

بند 2

غیر مصیبت و غم ندیدی توی این همه سال
انگاری قتلگاه تو میخواد بشه این سیاه چال
گریز روضه ی تو میرسه آخرش به گودال

تو هم مثل حسین بودی غریب و بی پناه
ولی زندون کجا و ازدحام قتلگاه
تو رو زد یک نفر اما حسین و یک سپاه

خنجر و تیر و سنگ و چوب
شمرو سنان و حرمله
از سر ظهری تا غروب
میزدنش با حوصله

یا مظلوم یا موسی بن جعفر

بند3

دیگه توونی نداری و می گیری دست به دیوار
روضه های مدینه جلو چشم تو میشه تکرار
گریز روضه ی تو میرسه آخرش به مسمار

اگه تابوت برای تو شده یک تخته در
ولی این در دیگه واست نداشته درد سر
نموند از میخ در روی پر و بالت اثر

صدای ضربه ی لگد
به گوش آسمون رسید
دیوار خونه گریه کرد
از میخ در که خون چکید

یا مظلوم یا موسی بن جعفر

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 12:09
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم(ع) -(شبیه پیر کنعان نه، که من یوسف دوتا دارم...) * محمد جواد شیرازی

796

شهادت امام موسی کاظم(ع) -(شبیه پیر کنعان نه، که من یوسف دوتا دارم...) شبیه پیر کنعان نه... که من یوسف دو تا دارم
غم معصومه را دارم، به دل شوق رضا دارم

از این زندان به آن زندان جدا از اهل خود رفتم
در این شب ها هوای کوچ از این ویرانه را دارم

امان از سِجن هارون و امان از سندی ملعون
در این غربتکده دیوانی از درد و بلا دارم

به هم می ریزد احوال مرا با ناسزاهایش
خبر دارد که غیرت روی نام مرتضی دارم

برای هتک حرمت، سمت من بدکاره آوردند
دعا کردم به سجده رفت و شد حالا هوادارم

زمان سجده می افتم شبیه یک عبا بر خاک
به درگاه خدایم روز و شب دست دعا دارم

هزاران رد پا و چکمه بر روی عبا دارم
هزاران رد شلاقِ جفا زیر عبا دارم

کمی از چهره ام نیلی، کمی سرخ و کمی زرد است
شده رنگین کمان، رویم... خزانِ رنگ ها دارم

شبانه قعر این گودال، سرپا ماندنم سخت است
نمی فهمند انگاری که دردِ ساق پا دارم

میان هر نمازم خوانده ام "عجل وفاتی" را
تمسک بر طریق مادرم خیرالنسا دارم

لبان تشنه ام مثل دو تا چوب است و حق دارم
اگر که گریه بر لبْ تشنه ی کرب و بلا دارم

به دور گردنم جای غل و زنجیر می سوزد
گریز روضه بر شاه ذَبیحاً بِالْقَفا دارم

تنم بر روی تخته پاره ای رفته ولی دیگر
کجا جای کفن تکه حصیر و بوریا دارم؟!

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 12:22
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سبک زمینه شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، سیدمجید بنی فاطمه -(همیشه درددلامو گفتم با باب الحوائج...) *

1146
1

سبک زمینه شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، سیدمجید بنی فاطمه -(همیشه درددلامو گفتم با باب الحوائج...) همیشه درد دلامو گفتم با باب الحوائج

وقت گرفتاری تو خلوت گفتم یا باب الحوائج

باب الحوائج با دست بسته دستگیره عالمی

دلت شکسته ولی تو زندون مثل کوه محکمی

باب الحوائج

دستمو بگیر جان پسرت امام رضا

از تو کاظمین ما رو برسون به کربلا

فدای غربتت آقا قلبت از زمونه خونِ

یه عمره گوشه زندون از حال تو کی میدونه

با تن بی جون تو غل و زنجیر با هر بهونه ای

یه جوری میزد ناله زدی با هر تازونه ای

باب الحوائج

روی خاکی و یاد مادرت تو کوچه ها

روضه عطش خوندی تو برای کربلا

بی تابی امشب میسوزی از تب

تنها دعای تو شده خلصنی یا رب

جز غم ندیدی دیگه بریدی

آقای من چه نا سزاهایی شنیدی

آیینه غربت شدی بی یار و هم صحبت شدی

شبونه از این روزگار دیگه آقا راحت شدی

ای با قصه آشنا ای داغ بی انتها

روحت شد از تن رها من فدای غربت شما آقا

باب الحوائج موسی ابن جعفر

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:45
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سینه زنی تقدیم به باب الحوائج موسی بن جعفر(ع)، سیدرضا نریمانی -(پشت میلۀ بی کسی...) *

1704
3

سینه زنی تقدیم به باب الحوائج موسی بن جعفر(ع)، سیدرضا نریمانی -(پشت میلۀ بی کسی...) پشت میله ی بی کسی
با هزار تا دلواپسی

جون به لب شدم ای خدا
کی به دادِ من می رسی؟

در این زندان،که ره بسته است،پروازِ صدایم را
نمی بینم کسی را جز،خودم را و خدایم را

یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر
یا موسی بن جعفر...

اشکای چشمای ترم
تا می ریزه دور و برم

غصه می خورم هر نفس
از یتیمیِ دخترم

پریشان حالم و از استخوانم دردُ می ریزد
نمی جویم ز دستِ هر کس و ناکس دوایم را

یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر
یا موسی بن جعفر...

سرتا به پا کبودِ تنم
پاره پاره پیراهنم

خیلی وقته دارم همه اش
اینجا دست و پا می زنم

اگه بشکسته می خوانم، نمازم را در این زندان
غل و زنجیرها کوبیده کرده ساق پایم را

یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر
یا موسی بن جعفر...

چه جوری از یادم رفته غمِ برادرها
چه جوری از یادم بره غروب عاشورا

چه جوری از یادم بره تو بودی تو مقتل
چه جوری از یادم بره می دیدم از رو تل

چه جوری از یادم بره دروازه ی ساعات
چه جوری از یادم بره صدقه بر سادات

چه جوری از یادم بره شلوغیِ بازار
چه جوری از یادم بره حضور در انظار

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 18:03
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا موسی بن جعفر (ع) _مردی میان زندان از درد ناله دارد * اسماعیل تقوایی

635

یا موسی بن جعفر (ع) _مردی میان زندان از درد ناله دارد یا موسی بن جعفر(ع)
مردی میان زندان، از درد ناله دارد
برخاک سرنهاده،مردانه جان سپارد

بگذشته سالیانی از حبس ظالمانه
جز میله ها و دیوار، او همدمی ندارد

دور است ازمدینه، باشد غریب بغداد
در غربتش سرش بر، زانوی غم گذارد

دلتنگ گشته بهر معصومه ورضایش
اندر فراق آنها، از دیده خون ببارد

لبهای او بسوزد از سوز زهر هارون
جد غریب وعطشان در یاد خود بیارد

بر دست وپای زنجیر، برگردنش بود غل
ازبهر روز مرگش، روزوشبش شمارد

حالا رسیده وقت، پرواز روح مولا
جسم نحیف خود را ، برخاک جا گذارد

امشب دل مریدش، روسوی کاظمین است
بذر عزای او را، در قلب خود بکارد

ای شیعه تسلیت گو، بر صاحب زمانت
او در عزای جدش، از دیده اشک بارد

شعر:اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 18
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 22:26
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

رباعی توسل به حضرت موسی بن جعفر(ع) * مرتضی محمودپور

883

رباعی توسل به حضرت موسی بن جعفر(ع) ◾توسل به حضرت
◾موسی بن جعفر (ع)

باب الحوائج همه ای جان فدای تو
از دل شدیم بر سر کویت گدای تو
موسی بن جعفری و امیر دلم شدی
با یک اشاره ات شده ام مبتلا ی تو

  • دوشنبه
  • 18
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 22:46
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

زمینه شهادت آقا موسی بن جعفر(ع) -(چارده ساله دلم، شده بی سامون بلا...) * محمدحسین مهدی پناه

766

زمینه شهادت آقا موسی بن جعفر(ع) -(چارده ساله دلم، شده بی سامون بلا...) چارده ساله دلم، شده بی سامون بلا
چارده ساله میگم، میای از زندون بلا
...
حالا که اومدی می لرزه پاهام
می باره چشام
تورو جون من
بگو تو برام:

کنج سیاچال بودی بابا/ یا ته گودال بودی بابا
شبیه اباعبدالله، نکنه تو پامال بودی بابا!
.....
چشم تو به خون نشسته، بمیرم بمیرم بمیرم
ساق پات چرا شکسته، بمیرم بمیرم بمیرم

معصومه فدات/ ابتا ابتا ابتا

چارده ساله غمت، زده آتیش به جگرم
چارده ساله همش، شب و روزام و منتظرم
...
حالا که اومدی می لرزه صدام
می باره چشام
تورو جون من
بگو تو برام:

میون لشکر بودی بابا/ یا که پشت در بودی بابا
تازیونه که می خوردی،تو به یاد مادر بودی بابا
......
میخ تخته آهنینه، بمیرم بمیرم بمیرم
کاظمین شده مدینه، بمیرم بمیرم بمیرم

معصومه فدات/ ابتا ابتا ابتا

چارده ساله درست، نمیاد بالا نفسام
چارده ساله میگم، چی کشیده رقیه توو شام!
...
حالا که اومدی سفیده موهام
می باره چشام
تورو جون من
بگو تو برام:

بریده کی رگهاتو بابا/ چیکار کنم زخماتو بابا
با اجازه ی کی بوسید،چوب ستم لب هاتو بابا!
......
این دلم برات کبابه،بمیرم بمیرم بمیرم
با سر اومدی خرابه، بمیرم بمیرم بمیرم

رقیه فدات/ ابتا ابتا ابتا

  • سه شنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 11:46
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 محمد حسین رحیمیان

امام موسی بن جعفر(ع)، مدح و شهادت -(شکر آن ربی که نعمت داد بر ما این چنین...) * محمد حسین رحیمیان

1653
-1

امام موسی بن جعفر(ع)، مدح و شهادت -(شکر آن ربی که نعمت داد بر ما این چنین...) شکر آن ربی که نعمت داد بر ما این چنین
با دعای مادر و لطف امیرالمومنین
شد تمام دلخوشی مردم ایران زمین
سفره موسی بن جعفر، سفره ام البنین

بارها دیدیم ‌وقتی کار غم بالا گرفت
دست ما را روضه ی باب الحوائج ها گرفت

سهم ایران لطف ِ موسای بنی الزهرا شده
مشهد و شیراز و قم سه کاظمین ما شده
تشنگی یعنی چه وقتی یار ما دریا شده
هر در بسته به روی مردم ما وا شده

غیر آقا از کسی عزت نمی خواهیم ما
جز ولیعهدش ، ولی نعمت نمی خواهیم ما

چشم بد از این همه آقایی ات ، آقا به دور
از فدک گو غاصبینش را بلرزان بین گور
چهارده سال استقامت کردی ای شیر غیور
آبروها بردی از اهل زر و تزویر و زور

هر چه گردد ، عزتت آقا دو چندان می شود
"یوسف از دامان پاک خود به زندان می شود"

غرق دنیایم خودت غرق هوالهو کن مرا
غیر عشقت فارغ ِ از هر هیاهو کن مرا
کن مرا آزاد از من ، بنده او کن مرا
مثل آن بدکاره از این رو به آن رو کن مرا

نوکرت از دست رفت آقا کمک ! آقا دخیل
حضرت موسا مسیح ِ کاظمینی ها دخیل

حضرت موسای ما قعر سجون را طور کرد
کوه صبرش چشم فرعون زمان را کور کرد
او سیه چال بلا را نور فوق نور کرد
خون دل ها خورد و از شیعه بلا را دور کرد

او بدی ها دید اما با کسی بد تا نکرد
مرگ خود را خواست اما لب به نفرین وا نکرد

باز هم زنجیر با هارون تبانی می کند
بی قرارت کینه ی سندی ِ جانی می کند
لال گردد ؛ باز دارد بد دهانی می کند
یاس را سیلی دوباره ارغوانی می کند

بی هوا زد ، بی هوا زد ، بی هوا زد بی هوا
دم گرفتی زیر لب ، یا فاطمه ، یا مجتبی

تو چه دیدی که رمق رفت از نگاهت ، آه آه
بوی زهرا پر شده در قتلگاهت ، آه آه
اشک خون ریزد لبت ، از آه آهت ، آه آه
با عبا گیرد نگهبان اشتباهت ، آه آه

خوب شد معصومه جانت ، نیمه جانی ات ندید
غرق زخم و غرق خون و قد کمانی ات ندید

بعد تو اینجا سر پیراهنت دعوا که نیست
جسم تو بر جسر بغداد است زیر پا که نیست
ساق مرضوض ِ تو کار ِ نعل مرکب ها که نیست
حرفی از آوارگی ِ طفل بی بابا که نیست

بعد تو سیلی جواب ِ دیده‌ی گریان نبود
گوش شیطان کر ، زنی بر ناقه ی عریان نبود

  • سه شنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 12:49
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

شهادت امام کاظم(ع) -(از حال و روزش آسمان حالی مکدر داشت...) * محسن حنیفی

621
1

شهادت امام کاظم(ع) -(از حال و روزش آسمان حالی مکدر داشت...) از حال و روزش آسمان حالی مکدر داشت
رنگی کبود و دیده ای دلواپس و تر داشت

خورشید در زنجیر بود و نور می افشاند
او چشم هایی نافذ و قدیسه پرور داشت

زندان در آغوشش گرفت و نورباران شد
چون بوریایی که کسی را گرم در بر داشت

پایش شکست و آه زهرا رفت تا بالا
یعنی ستون عرش آن لحظه ترک بر داشت

با چشم نیمه بسته جان می داد؛ یعنی که
شوق وصال دخترش را بار دیگر داشت

زندان به زندان مجلس روضه عوض میکرد
بر لب نوای یاحسین و وای مادر داشت

وقتی کبودی تنش تکثیر شد گفتند:
او هیاتی در سینه اش از داغ کوثر داشت

او ترجمان زخم های کوچه و در بود
بر روی جسمش بیت الاحزانی مصور داشت

مقتل نویسان شرح میدادند عاشورا
آهی که در بین گلو، موسی بن جعفر داشت

زیر گلویش زخم شد، اما جدا هرگز
در لحظه جان دادن خود سایه سر داشت

با روضه های قتلگاه جد خود جان داد
با هفتمین زخمی که جدش روی حنجر داشت

  • سه شنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:03
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(ای جان به لب آمده بگذار بمیرم) * حیدر توکلی

838

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(ای جان به لب آمده بگذار بمیرم) ای جان به لب آمده بگذار بمیرم
واکن گره ی کور من از کار بمیرم
راضی به‌ چه هستی به سرم آر بمیرم
داد از تو بدادم برس ای یار بمیرم

ای مرگ بیا راحتم از اینهمه غم کن
بال و پر‌ من باز از این بند ستم کن

خورشید لب بامم و در حال افولم
من نور دل حیدر و زهرای بتولم
در سلسه از سلسه‌ ی پاک رسولم
از سلسله و سیلی و سلول ملولم

در هیچ قفس نیست گرفتار تر از من
کی دیده فلک دیده ی خونبار تر از من

جز خالق دادار مرا دادرسی نیست
نالیده ام آنقدر که دیگر‌ نفسی نیست
تنها نه گرفتار چو من هیچ کسی نیست
بر هیچ گرفتار هم اینسان قفسی نیست

برشرح سرا پام که نیلی و کبود است
این‌ بس که نگهبان من از قوم یهود است

زاندم که سپردند به این کافر گبرم
لبریز شد از خون دلم کاسه ی صبرم
دلتنگ در این تنگ تر از خانه ی قبرم
بر راه بود دیده ی گریانتر از ابرم

تا پیش تر از قاتلم آید به سر من
یا پیک‌ اجل ، یا پدرم ، یا پسر من

ایکاش که می کشت مرا خصم‌ یهودم
میکرد جدا کاش سر از جسم کبودم
ایکاش ‌که آتش زده و سوخته بودم
آنسان که‌ نمی ماند نشانی ز وجودم

می کشت ولی نام دل آرام ‌نمی برد
می کشتم و از مادر من نام ‌نمی برد

بی رحم تر از او همه بغداد ندارد
بغداد نه تنها که جهان یاد ندارد
دارد دلی از سنگ که جلاد ندارد
از اوست که تن قدرت فریاد ندارد

ایکاش غریبی به چنین حال نیفتند
راهش به چنین چاه و سیه چال نیفتد

سخت است شب و روز کسی گم شده باشد
در سینه مسیر نفسی گم شده باشد
فریاد کسی در قفسی گم شده باشد
از طایفه ای دادرسی گم شده باشد

یا رب نه فقط دور بود ، دوست از این چاه
حتی نبود دشمن من هم به چنین چاه

  • دوشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 23:37
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(ای جلوهۀ جلال مبین در جبین تو) * مرحوم حسین منزوی

665

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(ای جلوهۀ جلال مبین در جبین تو) ای جلوه‎ء جلال مبین در جبینِ تو
دست خدا برون زده از آستینِ تو

ای هفتمین امام که هفت آسمان حق
هفتاد بار گشته به گرد زمین تو

تو خرمنِ جمال و جلالیّ و آفتاب
با آن سَخاش، خُردترین خوشه‎چین تو

وی شب گرفته آینه ‎ها از ستارگان
در پیش روی شعشعه‎ی راستین تو

ای کاظمی که غیظ و غضب هر دری که زد
پیدا نکرد راه به حصنِ حصین تو

نشنیده از زبانِ تو نفرین و ناسزا
هرچند بسته خصم، کمرها به کین تو

ای مژده‎ی بهشت رسانده به شیعیان
حق با حدیثِ "عاقبه المتقین" تو

زندان، نمازگاهِ تو بود و سپرده گوش
افلاکیان به صوتِ دعای حزین تو

لرزاند سنگ سنگ ستون ‎های عرش را
ظلمی که بر تو رفت ز خصم لعین تو

ای هفتمین امام همام، ای جهان و جان
جمع آمده تمام به زیر نگین تو

رنگین کمانِ شعرِ من اینک زده است پُل
در پیشگاهِ کوکبه‎ی راستین تو

  • دوشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 23:42
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت موسی بن جعفر(ع) -(ای حجّت حيّ لامكانم) * فانی تبریزی

907

حضرت موسی بن جعفر(ع) -(ای حجّت حيّ لامكانم) ای حجّت حيّ لامكانم
وی جان جهان عزيز جانم

هر روز و شب ای فروغ جانها
جز نام تو نيست بر زبانم

تو شاه جهان و باب حاجات
من عبد ذليل و ناتوانم

جان در كف و دل اسير هندو
كو ناوك شوخ دلستانم

از عشق اگر نشان بجويی
اشك رخ و خون دل نشانم

من از كف لطف بيكرانت
محتاج عطای بيكرانم

رفتند تمامی رفيقان
من مانده زخيل كاروانم

با لطف تو باقيم وليكن
بی لطف تو (فانی) زمانم

لطفی كن و از عنايت خويش
رحمی بنما به حال درویش

  • دوشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 23:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

زمزمه شهادت حضرت کاظم(ع)سبک منتظرت بودم * مرتضی محمودپور

1096

زمزمه شهادت حضرت کاظم(ع)سبک منتظرت بودم ◾زمزمه شهادت
◾حضرت موسی بن جعفر(ع)
◾(سبک منتظرت بودم)

◾بنداول
میان زندان امشب خدا خدا کردم
یاد غریبی شاه کربلا کردم(۲)
من روزه بودم سیلی کین گشته افطارم
یارب ببین در نیمه‌ی شب چشم بیدارم
چو شمع سوزانم
بیا رضا جانم(۲)

◾بنددوم
به پای من زنجیر و دو دست من بسته
چو مادرم زهرا گردیده تنم خسته
بابا رضاجان ای همیشه یار و غمخوارم
چشم انتظار دخترم با حالت زارم
چو شمع سوزانم
بیا رضاجانم(۲)

  • یکشنبه
  • 8
  • اسفند
  • 1400
  • ساعت
  • 01:21
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

دوبیتی شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(من آمده ام بر تو پناهم مولا) * رضا یعقوبیان

1165

دوبیتی شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(من آمده ام بر تو پناهم مولا) من آمده ام بر تو پناهم مولا
با دست تهی، روی سیاهم مولا
امروز که با دلم شدم مهمانت
محتاج تو و نیم نگاهم مولا

▪️

هفتم گل گلشن ولا ادرکنی
ای نجل علی مرتضی ادرکنی
موسایی و از نسل محمد هستی
سرمنشاء احسان و سخا ادرکنی

▪️

از طفولیت تو بودی یار ما
بوده ای تو همدم و غمخوار ما
یابن زهرا امشب از لطف و کرم
کن نگاهی بر دل بیمار ما

▪️

سائلی هستم کنار خانه ات
آشنایم من نی ام بیگانه ات
گشته ام از لطف و احسان شما
ریزه خوار سفره ی شاهانه ات

▪️

تو کرم کردی و مهمان توام
ریزه خوار خوان احسان توام
موسی جعفر ز الطاف شما
من نمک پرورده ی خوان توام

▪️

ای گل گلزار باغ مصطفی
شکرلله با تو هستم آشنا
موسی جعفر ز لطفت گشته‌ام
ریزه خوار خوان احسان شما

▪️

ای که صادق را تویی نور دو عین
نجل زهرایی و از نسل حسین
جنت و رضوان جمله شیعیان
مرقد زیبای تو در کاظمین

▪️

دین خود از کرم خالق داور دارم
مهر و حب علی و آل پیمبر دارم
شکرلله که ز الطاف خداوند مبین
هرچه دارم همه از موسی جعفر دارم

▪️

تمام عالم هستی فدایت
فدای درد و رنج و غصه هایت
به گوش دل رسد با اشک و ناله
هنوز از گوشه ی زندان صدایت

▪️

فدای ذکر یا رب یا رب تو
صدای ناله های هر شب تو
ز ظلم و جور سندی بن شاهک
دگر جانت رسیده بر لب تو

▪️

کاظمین چون کربلای دیگر است
در جهان غوغای روز محشر است
از غم داغ امام هفتمین
دیدگان هشتمین مولا تر است

▪️

امشب از کینه امام هفتمین
گوشه ی زندان شده نقش زمین
زین مصیبت در جنان بر سر زنان
سوزد و گرید امیرالمؤمنین

▪️

پیکری را چون غریبان می برند
بر روی دوش غلامان می برند
سوزد از این ماتم عظمی رضا
از تن مولای ما جان می برند

▪️

از چه امشب دیده گریان حیدر است
زین الم سوزان دل پیغمبراست
کشته شد موسی بن جعفر از ستم
از غم داغش رضا دیده تر است

▪️

کاظمین امشب ز چه ماتم سراست
شور و غوغایی به پا چون کربلاست
کشته شد کاظم امام هفتمین
زین سبب گریان علی موسی الرضاست

▪️

دوباره در جهان ماتم به پا شد
عزادار پدر امشب رضا شد
به شهر کاظمین موسی بن جعفر
شهید کینه ی خصم دغا شد

▪️

گل گلزار دین موسی بن جعفر
امام هفتمین موسی بن جعفر
شدی در گوشه ی زندان بغداد
شهید ظلم و کین موسی بن جعفر

▪️

دلم می سوزد امشب از غم تو
که زهر کینه گشته مرهم تو
الا ای هفتمین نور هدایت
کنم گریه به بزم ماتم تو

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 08:38
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(موسی بن جعفر از ستم جانش فدا شد) * رضا یعقوبیان

638

شعر شهادت امام موسوی ابن جعفر (ع) -(موسی بن جعفر از ستم جانش فدا شد) موسی بن جعفر از ستم جانش فدا شد
در کاظمین از داغ او غوغا به پا شد
مولی علی موسی الرضا آجرک الله۲

غریبی آل عبا معنا شد امشب
موسی بن جعفر راحت از غم ها شد امشب
مولی علی موسی الرضا آجرک الله۲

خون شد دلش از کینه و از ظلم عدوان
بوده گل زهرا نما در کنج زندان
مولی علی موسی الرضا آجرک الله۲

از جده ی خود فاطمه دارد نشانه
سندی شاهک زد بر او با تازیانه
مولی علی موسی الرضا آجرک الله۲

زهر ستم داده به او سندی کافر
مسموم زهر کین شده موسی بن جعفر
مولی علی موسی الرضا آجرک الله۲

در گوشه ی زندان غم از نفس افتاد
در غربت و تنهایی اش از کینه جان داد
مولی علی موسی الرضا آجرک الله۲

موسی بن جعفر از ستم گردیده خاموش
پیکر پاک و اطهرش گشته کفن پوش
مولی علی موسی الرضا آجرک الله۲

خون شد دل آل عبا زین ظلم و بیداد
پیکر او مانده سه روز بر جسر بغداد
مولی علی موسی الرضا آجرک الله۲

تشییع شده جسمش به روی دوش یاران
تشییع جدش گشته با سم ستوران
مولی علی موسی الرضا آجرک الله۲

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:22
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(یابن الزهرا) * رضا یعقوبیان

626

شعر شهادت امام موسی ابن جعفر (ع) -(یابن الزهرا) یابن الزهرا
تو هفتمین نور خدا هستی
گلی ز گلشن ولا هستی
در این جهان امید ما هستی
امام کاظم باب حاجتی
امام کاظم کوه طاعتی
امام کاظم بین عالمین
معنی صبر و استقامتی
یا موسی بن جعفر آقا مدد۴

یابن الزهرا
زینت شهر کاظمینی تو
به شیعیان نور دو عینی تو
از نسب پاک حسینی تو
مرقد تو بهشت شیعیان
قدر و مرتبه ات بود نهان
ای نور دیدگان مصطفی
بهر غربتت اشک ما روان
یا موسی بن جعفر آقا مدد۴

یابن الزهرا
ای که تویی چو جد خود مظلوم
بوده ای از حقوق خود محروم
توسط سندی شدی مسموم
امام بی مثل و قرینه ای
دارای وقار سکینه ای
در زندان سندی بی حیا
شهید زهر ظلم و کینه ای
یا موسی بن جعفر آقا مدد۴

یابن الزهرا
زین همه رنج و درد تو فریاد
تو بوده ای زندانی بغداد
شدی شهید ستم و بیداد
در کنج زندان در حال دعا
دستان تو بوده سوی خدا
ای نور قلب و دیده ی رضا
تو گشتی شهید جور و جفا
یا موسی بن جعفر آقا مدد۴

  • سه شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:29
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد