شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس
 رسول میثمی

واحد ، نوحه شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -(بسکه در کنج زندان بلا پر بسته ای) * رسول میثمی

885

واحد ، نوحه شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -(بسکه در کنج زندان بلا پر بسته ای) بسکه در کنج زندان بلا پر بسته ای
ای پرستو دگر از زنده بودن خسته ای

غصه و ماتم کشیدی/از غم و محنت خمیدی
همچو زهرا مادر خود/از زمانه دل بریدی

(یاباب الحوائج یاموسی ابن جعفر)

در سیه چال غم آن نور چشم فاطمه
ذکر نام حسین شد بر لبانش زمزمه

کشته زهر جفایی /همدم رنج وبلایی
در هجوم تازیانه /روضه خوان کربلایی

(یاباب الحوائج یاموسی ابن جعفر)

باب حاجاتی وباب المراد عالمین
قسمتم کن شبی صحن وسرای کاظمین

یاد تودرمحفل ما/ازغمت خون شد دل ما
ای امام بی قرینه/حل کن امشب مشکل ما

(یاباب الحوائج یاموسی ابن جعفر)

  • دوشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 15:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 رسول میثمی

نوحه شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -(شد دیده گریان موسی ابن جعفر) * رسول میثمی

777
1

نوحه شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -(شد دیده گریان موسی ابن جعفر) شد دیده گریان موسی ابن جعفر
دلها پریشان موسی ابن جعفر
از داغ او عالمی شد سیه پوش
گردیده نالان موسی ابن جعفر

آه ، زنم در عزایش به سینه
آه ،که شد کشته از ظلم وکینه

(آه و واویلتا از غریبی )

سندی شاهک به جانش شرر زد
با تازیانه به وقت سحر زد
آمد به یادش گل یاس پرپر
وقتی که محکم لگد را به در زد

آه که دشمن به زخمش نمک زد
آه غریبـــــانه او را کتـــــک زد

(آه و واویلتا از غریبی )

زندان هارون شده قتلگاهش
تا عرش حق میرسد سوز آهش
با اشک چشمش رضا را صدا زد
باشد سوی درب زندان نگاهش

آه ، کجایی تو ای نور دیده
آه ، که وقت عزایت رسیده

(آه و واویلتا از غریبی )

  • دوشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 15:51
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

نوحه شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -(امام هفتمین در زندان ) * رضا یعقوبیان

513

نوحه شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -(امام هفتمین در زندان ) امام هفتمین در زندان
شده از رنج و غم پریشان
بود در غریبی او گریان
بریزد اشک غم چون دریا
واویلا واویلا واویلا(۳)

براو گشته ظلم و کین افزون
از ستم ها و جور هارون
شده زین مصیبت ها دل خون
به دوشش بود کوه غم ها
واویلا واویلا واویلا

سندی از کینه ظالمانه
بزد بر پیکرش نشانه
که مانده جای تازیانه
نموده با خدایش نجوا
واویلا واویلا واویلا

خون دلهاشده غذایش
به زندان شده این دعایش
بخواهد مرگش از خدایش
به عجل وفاتی سریعا
واویلا واویلا واویلا

بین عالم بود او مظلوم
که از حق خود گشته محروم
به زهر کینه گشته مسموم
بود در کنج زندان تنها
واویلا واویلا واویلا

شهید زهر کین گردیده
فدای راه دین گردیده
شیعه اش دل غ

  • چهارشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:36
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

نوحه شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -(زظلم و کین هارون ستمگر) * رضا یعقوبیان

1121

نوحه شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -(زظلم و کین هارون ستمگر) زظلم و کین هارون ستمگر
شده امشب شهید موسی بن جعفر
همه عالم پر از غم شده زین دردوماتم
امان از این مصیبت(۲)

چه محنت ها که در زندان کشیده
کسی چون او غم دوران ندیده
گل باغ مدینه شده پرپر ز کینه
امان از این مصیبت

امام هفتمین را ظالمانه
زده سندی به ضرب تازیانه
چو گل گردیده پرپر امام موسی بن جعفر
امان از این مصیبت

به زندان بلا گردیده جایش
غل و زنجیر کین بر دست و پایش
خدا جان داده تنها اسیر رنج و غم ها
امان از این مصیبت

زجور دشمنان از ظلم و بیداد
تنش مانده به روی جسر بغداد
به غربت می دهدجان
شده ذکرش رضا جان
امان از این مصیبت

اگرچه راحت از رنج و بلا شد
ز داغش کاظمین کربلا شد
جهان را غم گرفته رضا م

  • چهارشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:40
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا موسی بن جعفر (ع) _سالها گوشه ی زندان عدو جایش بود * اسماعیل تقوایی

605

یا موسی بن جعفر (ع) _سالها گوشه ی زندان عدو جایش بود یا موسی بن جعفر(ع)
سالها گوشه ی زندان عدو جایش بود
خاک مرطوب زمین منزل ومأوایش بود

او غریب الغربا بود وبدور از شهرش
تحت ظلم وستم دشمن رسوایش بود

دور بود از همه ی اهل وعیالش مولا
دیدن روی رضایش همه رؤیایش بود

محبس سندی شاهک چه براو سخت گذشت
با خدایش همه گه ناله ونجوایش بود

باب حاجات همه حضرت کاظم هر روز
همچو زهرا(ع) زخدا مرگ تمنایش بود

حاجتش گشت روا با مدد زهر جفا
جگرش پاره وخون بر دل تنهایش بود

درد بر پیکرش افتاد وبخود می پیچید
ذکر یا فاطمه با اشک به لب‌هایش بود

همچو اسلاف خودش شهد شهادت نوشید
هفتمین ماه ولا شوق به عقبایش بود

بدنش ماند چنان جد غریبش برخاک
گوییا این زخداوند تقاضایش بود

  • یکشنبه
  • 25
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 16:36
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

متن شعر زمینه یا شور شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -(زندانیه بغدادم،اسیر دست صیادم) * امیرحسین سلطانی

580

متن شعر زمینه یا شور شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -(زندانیه بغدادم،اسیر دست صیادم) بند اول

زندانیه بغدادم،اسیر دست صیادم
به کنج این قفس من بی گناه افتادم
غریب مادرزادم،کسی نمیکند یادم
شکسته در گلو بغضم به سینه فریادم

روزم چون شب شده؛جانم بر لب شده
کار دشمن فقط؛دشنام و سَب شده

تازیانه شده؛قوت روز و شبم
مشغول گفتنه؛خلصنی یا ربم

آزارم میدهد،زنجیر گردنم
شلاقم میزند،هر لحظه دشمنم
میسوزد دائما،زخمای رو تنم

(غریب بن غریب،از نسل حیدرم
پسر فاطمه،موسی بن جعفرم)

آه و واویلتا...

بند دوم

تو گریه کن بر حالم،شکسته شد پر و بالم
امام عالمم لیکن در این سیه چالم
منی که ناخوش احوالم،به هر بهانه مینالم
به هر بهانه می آید عدو به دنبالم

میزند طعنه ها،میخندد بی حیا
گوید به مادرم،او هر دم ن

  • یکشنبه
  • 25
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 17:31
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

متن شعر روضه حضرت موسی بن جعفر ع -(آنسان که خیرها همه آثار کوثرند) * محمود ژولیده

966

متن شعر روضه حضرت موسی بن جعفر ع -(آنسان که خیرها همه آثار کوثرند) آنسان که خیرها همه آثار کوثرند
درد و بلا ، مصائب آل پیمبرند

گلواژه های گریه که یک جا شوند جمع
جوشن نوشته: روضه ی موسی بن جعفرند

زنجیر، زجر، زهر، سیه چال، ناسزا
گویا همه روایتِ گودالِ دیگرند

شیبُ الخضیب را به تهِ چاه دیده ای؟
خدُّالتَّریب ها چه بجا سجده میبرند

مقتل نوشته: ساق برایش نمانده بود
رَزّازها هَماره یهودِ ستمگرند

ریشه دوانده همچو درختی به قعرِ خاک
این عضوهاست، وارثِ زهرای اطهرند

آهن کجا و گردنِ مجروح و پای زخم
این دستهای خسته همان دستِ حیدرند

با اینکه زیر سُمِّ ستوران نرفته اند
این دنده ها شکسته تر از نعش اکبرند

سیلی به استخوانِ شکسته نمیزنند
اما چه باک؟ وارث غمهای مادرند

سبط

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 21:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ای چاره هر کار یا باب الحوائج * عبدالحسین میرزایی

2968
4

ای چاره هر کار یا باب الحوائج #امام_کاظم_شهادت
#امام_موسی_بن_جعفر

ای چاره هر کار (یا باب الحوائج)
(یا موسی بن جعفر)
کار دلم شد زار یا باب الحوائج

با کوله بار حاجتم رو بر تو کردم
غم از دلم بردار یا باب الحوائج

من سائل باب المراد کاظمینم
جز این ندارم کار یا باب الحوائج

هر جا گره افتاد در کار دل من
خواندم تو را هر بار یا باب الحوائج

تو کیستی باب الرضا باب المرادی
من عبد این دربار یا باب الحوائج

تو هفتمین شمس ولایت من چو ذره
تو باغ گل من خار یا باب الحوائج

موسی صدایت کرده یا موسی بن جعفر
عیسی تو را بیمار یا باب الحوائج

شد کاظمینت قبله حاجات از بس
دیدند از آن آثار یا باب الحوائج

افلاکیان اند آستان بوس در تو
ای حجت دادا

  • پنج شنبه
  • 29
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 19:33
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام -(دریا شکست کوه شکست آسمان شکست) * حسن لطفی

1365

متن شعر شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام -(دریا شکست کوه شکست آسمان شکست) دریا شکست کوه شکست آسمان شکست
ای وایِ من که حرمت این آستان شکست

ای وایِ من که ساقه‌ی پایی نحیف و سرخ
از ضربه‌های چکمه‌ی یک پاسبان شکست

در زیرِ این عبا به گمانش کسی نبود
سَندی که پا گذاشت شنید استخوان شکست

از بس که تنگ بود و نمور و سیاه و سرد
از بس به سنگ خورد سری ناتوان شکست

باب‌الحوائجِ همه بود و کسی نداشت
روزی دِهِ همه بی آب و نان شکست

امسال هم گذشت ولی روز را ندید
دور از بهار قامتِ این باغبان شکست

امسال هم گذشت و رضا را ندید آه
بِینِ سیاه‌چال دلش ناگهان شکست

معصومه را نشد که عروسش کند - گریست
امشب که بغضِ دخترِ او بی امان شکست

از زهر تشنه بود و همین بابِ روضه شد
با داغهای کرببلا با

  • پنج شنبه
  • 29
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 22:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد حسین رحیمیان

متن شعر شهادت موسی بن جعفر علیه السلام -(آمد به لبش جان و شبش را سحری نیست) * محمد حسین رحیمیان

1160

متن شعر شهادت موسی بن جعفر علیه السلام -(آمد به لبش جان و شبش را سحری نیست) آمد به لبش جان و شبش را سحری نیست
جز مرگ به لب هاش دعای دگری نیست

بر دوست و دشمن همه آن خیر رسانده
شایسته ی این مرد خدا خونجگری نیست

سخت است عذابت بدهد بی سر و پایی
که در دلش از رحم و مروت اثری نیست

شلاق کُنَد گریه بر آن تن که به غیر از
زخم و غل زنجیر برایش سپری نیست

موسای مسیحا نفس و بد دهنان آه
جانکاه تر از این به خدا دردسری نیست

این عین شکنجه است قفس را بگشایند
وقتی که نه پا ،نه پر و بال سفری نیست

این کعبه که محتاج طوافش خود کعبه است
شایسته ی تشییع تنش تخته دری نیست

مانده بدنش بر پل بغداد نه گودال
از غارت و از سم ستوران خبری نیست

تن گم شده در سلسله نه نیزه شکسته
تن روی زمین و به سر

  • پنج شنبه
  • 29
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 22:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

مدح شهادت امام موسی کاظم(ع) -( بر در این خانه می آیم که این در بسته نیست) * سید حسن رستگار

788
-1

مدح شهادت امام موسی کاظم(ع) -( بر در این خانه می آیم که این در بسته نیست) بر در این خانه می آیم که این در بسته نیست
هر دری هم بسته باشد این در آخر بسته نیست

خانه ی موسای ی کاظم قبله ی حاجات ماست
چشمهایش بر گدای زار و مضطر بسته نیست

دست را وا کن بگیر از دستهایش کیسه را
چشم را وا کن ببینی غیر زر در بسته نیست

او کریم است و کریمان ریزه خوار خوان او
تا ابد این سفره ی دردانه پرور بسته نیست

کاظمین و مشهد و شیراز و قم در چار سمت
مرز ها در کشور موسی ابن جعفر بسته نیست

گندمی از گوشه ی صحنش برایم کافی است
در حریم قدسی اش بال کبوتر بسته نیست

از غل و زنجیر حرفی هم نباشد باز هم
روضه های رنج هایش آنچنان سربسته نیست

روضه تکرار گریزِ سوزناک کوچه است
دست موسی بسته یعنی دست حید

  • جمعه
  • 15
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 06:37
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم(ع) -( در رثایت می‌چکد از دیده جای اشک خون) * عادل حسین قربان

536

شهادت امام موسی کاظم(ع) -( در رثایت می‌چکد از دیده جای اشک خون) در رثایت می‌چکد از دیده جای اشک خون
این همه بی‌حرمتی چشمی ندیده تاکنون

السلام ای نور حق؛ ای آفتاب کاظمین!
السلام ای حجتِ آزرده "فی قعرالسجون

  • جمعه
  • 15
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 06:46
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شهادت امام موسی کاظم(ع) -( ﺩﺭ ﺩﻝ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺜﻞ ﺷﻤﻊ ﺭﻭﺷﻨﻢ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

762

شهادت امام موسی کاظم(ع) -( ﺩﺭ ﺩﻝ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺜﻞ ﺷﻤﻊ ﺭﻭﺷﻨﻢ) ﺩﺭ ﺩﻝ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺜﻞ ﺷﻤﻊ ﺭﻭﺷﻨﻢ
ﻟﺤﻈﻪ ﻟﺤﻈﻪ، ﻗﻄﺮﻩ ﻗﻄﺮﻩ، ﺁﺏ ﮔﺮﺩﯾﺪﻩ ﺗﻨﻢ

ﺑﺲ ﮐﻪ ﻻ‌ﻏﺮ ﮔﺸﺘﻪ‌ﺍﻡ ﭼﻮﻥ ﻣﯽ‌ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ
ﺧﺼﻢ ﭘﻨﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﭘﯿﺮﺍﻫﻨﻢ

ﺩﺭ ﺳﯿﻪ‌ﭼﺎﻝ ﺑﻼ‌ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻠﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ‌ﺍﻡ
ﺍﯾﻦ ﻧﻤﺎﺯ، ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺵ، ﺍﯾﻦ ﺍﺷﮓ ﺩﺍﻣﻦ ﺩﺍﻣﻨﻢ

ﻫﺮ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻼ‌ﻗﺎﺗﺶ ﺭﻭﻧﺪ
ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﻤﻨﻮﻉ‌ﺍﻟﻤﻼ‌ﻗﺎﺕ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ، ﻣﻨﻢ

ﻗﺎﺗﻞ ﺩﻝ‌ﺳﻨﮓ ﻣﯽ‌ﺧﻨﺪﺩ ﺑﻪ ﺍﺷﮓ ﺩﯾﺪﻩ‌ﺍﻡ
ﺣﻠﻘﻪ‌ﯼ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﻣﯽ‌ﮔﺮﯾﺪ ﺑﻪ ﺯﺧﻢ ﮔﺮﺩﻧﻢ

ﺑﺲ ﮐﻪ ﺟﺴﻤﻢ ﺁﺏ ﮔﺸﺘﻪ ﻣﺜﻞ ﺷﻤﻊ ﺳﻮﺧﺘﻪ
ﻣﺤﻮ ﮔﺸﺘﻪ ﺟﺎﯼ ﻧﻘﺶ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﺗﻨﻢ

ﺭﻭﺯﻩ ﺩﺍﺭﻡ، ﻭﻗﺖ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﯾﯽ ﻗﺎﺗﻠﻢ
ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎ ﺧﺮﻣﺎﯼ ﺯﻫﺮ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻗﺼﺪ ﮐُﺸﺘﻨﻢ

ﮔﺎﻩ ﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺳﺎﻕ ﭘﺎﯼ ﻣﻦ ﺧﻮﻥ ﻣﯽ‌ﭼﮑﺪ
ﺑﺲ ﮐﻪ ﭘﺎ ﺳﺎﯾﯿﺪﻩ ﮔﺸﺘﻪ ﺑﯿﻦ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺁﻫﻨﻢ

ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ! ﺍﺯ ﮔﺮﯾﻪ‌ﯼ

  • جمعه
  • 15
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 06:55
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
حاج علی انسانی

شهادت امام موسی کاظم(ع) -( ندارد هیچ‌کس در این دل زندان نشان از من) *حاج علی انسانی

1206

شهادت امام موسی کاظم(ع) -( ندارد هیچ‌کس در این دل زندان نشان از من) ندارد هیچ‌کس در این دل زندان نشان از من
نه من دارم خبر از خانه‌ام، نی خانمان از من

نسیمی گر گذر می‌کرد، دل چون غنچه وا می‌شد
ولی آن هم گریزان است،چون تاب و توان از من

تن من با دل زندان و زندانبان شده هم‌رنگ
پذیرائی کند با تازیانه میزبان از من

به حال من دل آن آهن زنجیر می‌سوزد
نمی‌خواهد که گردد دور، زنجیر گران از من

سرم را جز سر زانو کسی در بر نمی‌گیرد
صبا لطفی! خبر بر غمگسارانم رسان از من

در زندان به رویم بازخواهد شد ولی روزی
که نَبوَد هیچ باقی غیر مشتی استخوان از من

بر سیل ستم استاده و نستوه چون کوهم
نمی‌یابند عجز و لابه، هرگز دشمنان از من

الهی من هم از تو همچو زهرا مرگ می‌خواهم
به لب

  • جمعه
  • 15
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 16:06
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم(ع) -( صاحب فضل چراکنج قفس محبوسی) * محسن پالیزدار

722

شهادت امام موسی کاظم(ع) -( صاحب فضل چراکنج قفس محبوسی) صاحب فضل چراکنج قفس محبوسی
درسیه چالی وبا سلسله ها مأنوسی

این سیه چال همان آرزوی قلبی توست
حال مشغول دم یارب ویاقدوسی

گشت تسبیح تو صددانه زنجیر بلا
تو به هرحال که باشی پدرققنوسی

دست وپایت شده سرد،آب شده ارکانت
پای تا سر تو سبکتر ز پر طاووسی

گاه درآرزوی دیدن معصومه ای و
گاه در فکر غریبی رضا درطوسی

باسرانگشت روی خاک رضا رابنویس
تاکه روشن شود از نام پسر فانوسی

نه مشخص شده روزت نه مشخص شامت
نه اذانی نه نوایی نه دم ناقوسی

آه از سندی شاهک که دلت را آزرد
تو زلالی واسیر پسر منحوسی

تشنه لب بودی ودشمن به عزایت خندید
او نفهمید که تو زاده اقیانوسی

  • جمعه
  • 15
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 16:11
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم(ع) -( یک شب آمد، زد لگد بر در، فقط گفتم حسن) *

522

شهادت امام موسی کاظم(ع) -( یک شب آمد، زد لگد بر در، فقط گفتم حسن) یک شب آمد، زد لگد بر در، فقط گفتم حسن
تازیانه رفت بالاتر، فقط گفتم حسن
آن یهودی ناسزا می گفت امّا آن میان
تا که آمد اسمی از مادر ، فقط گفتم حسن

بی حیا، یک بار روی سینه ی من پا گذاشت
ضربه ای هم زد به روی سر، فقط گفتم حسین
روی سینه می نشست و گردنم را می فشرد
مثل بسمل می شدم پرپر، فقط گفتم حسین
تازیانه دور انگشتان من پیچید و بعد
ناگهان افتاد انگشتر، فقط گفتم حسین

از حرم تا قتلگه، پای برهنه می دوید
عمه ام با حال مضطر، داد می زد" مادرم"
تا بیاید؛ شمر ملعون کار خود را کرده بود
پای آن ببریده حنجر داد میزد" مادرم

  • جمعه
  • 15
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 16:12
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 محمد قاسمی

شهادت امام موسی کاظم(ع)در بهار طبیعت و سال جدید -(دل؛خانه‌یِ‌مُحبّتِ‌مُوسی‌بن‌جعفراست) * محمد قاسمی

586

شهادت امام موسی کاظم(ع)در بهار طبیعت و سال جدید -(دل؛خانه‌یِ‌مُحبّتِ‌مُوسی‌بن‌جعفراست) دل؛خانه‌یِ‌مُحبّتِ‌مُوسی‌بن‌جعفراست
سرشار‌ از مودّتِ‌ موسی‌بن‌جعفراست

پاسخ‌ به من دهید که توفیق‌ واقعی
چیزی‌بجززیارت‌ِموسی‌بن‌‌جعفر‌است؟

هر‌کس‌که‌ کار او گِرِه کور ‌خورده‌است
مُحتاج‌ِ اِستعانتِ موسی‌بن‌جعفر‌است

امروز صحن دختر او پُشت میله ها
آیینه‌دار‌ِ غربتِ موسی‌بن‌جعفر است

تقدیر این‌چنین شده ؛تحویل سال نو
همراه با شهادت‌ِ موسی‌بن‌جعفراست

تبریک و شادباش‌مگو چون امام‌ِعصر
آشفته‌ی مُصیبتِ موسی‌بن‌جعفراست

دستی برویِ‌صفحه‌ی‌تقویم دل نوشت
امسال‌سال‌ِحضرت‌موسی‌بن‌جعفر‌است

  • یکشنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 20:57
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

رباعی توسل به حضرت موسی بن جعفر(ع ) * مرتضی محمودپور

1020
1

رباعی توسل به حضرت موسی بن جعفر(ع ) ◾توسل به
◾حضرت موسی بن جعفر

باب الحوائجم به همه دردها دوام
من استجابت همه ی ذکرهُ شفام
باهرنفس به کنج قفس جان سپرده ام
من داغدار و گریه کن غربت رضام

  • دوشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 22:24
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 رسول میثمی

دودمه ویژه شهادت امام کاظم(ع) -(ما سائل باب المراد توایم..) * رسول میثمی

3153
2

دودمه ویژه شهادت امام کاظم(ع) -(ما سائل باب المراد توایم..) ما جان به کف در راه عشق توایم
ماسائل باب المراد توایم
تو شاه وفایی / تو بحر عطایی
باب الحوائج در دو دنیا
نور دل و فرزند زهرا

(یا سیدی موسی ابن جعفر ) ۲

موسی ابن جعفر شد شهید کینه
زهرا زند در ماتمش به سینه
تمام پیکرش / شبیه مادرش
سیلی زدست کینه خورده
از زهر دشمن جان سپرده

(یا سیدی موسی ابن جعفر ) ۲

در آن دم آخر به چشم گریان
گوید کجایی دلبرم رضاجان
بیا نور دیده / به آخر رسیده
عمر من ای آرام جانم
ای راحت روح و روانم

( یا سیدی مولا رضا جان )

یا ثامن الحجج سیه به تن کن
بر قامت بابا خودت کفن کن
فدای غربتت / نثار تربتت
دسته گل اشک محبان
بنما نظر از لطف و احسان

( یا سیدی مولا رضا جان )

  • سه شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:26
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سینه زنی ویژه شهادت امام موسی بن جعفر، محمدحسین پویانفر -(گره گشای عالمینی آقا...) *

994
1

سینه زنی ویژه شهادت امام موسی بن جعفر، محمدحسین پویانفر -(گره گشای عالمینی آقا...) گره گشای عالمینی آقا
به فاطمه تو نور عینی آقا
امام آسمون امام دریا
غریب شهر کاظمینی اقا

دارم به سر هوای کاظمین
تنگ دلم برای کاظمین

تو ایوونت دوباره این شبا
میدم سلام اقای کاظمین

?وای ...(غریب اقا)3

مریض دارا گرفتارا بسم الله
تموم حاجت دارا بسم الله

سجیتکم الکرم این آقا
باب الحوائج بیا بسم الله

تا بزم روضه تو پا گرفت
چقدر مریض اومد شفا گرفت

مادر من حاجت سالشو
تو روضه ابالرضا گرفت

?وای ...(غریب اقا)

  • سه شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سبک زمینه، شورشهادت امام موسی بن الجعفر(ع) -(پر میگیره کبوتر قلبم کاظمین امشب...) * خادم الزینب

566

سبک زمینه، شورشهادت امام موسی بن الجعفر(ع) -(پر میگیره کبوتر قلبم کاظمین امشب...) پر میگیره کبوتر قلبم کاظمین امشب
السلام علیک یا مولا داره روی لب

السلام علیک یا مظلوم
السلام علیک یا مهموم
السلام علیک یا مسموم
السلام علیک یا مسموم

یا اباالحسنه نبض قلبم
رو لبم میشه ذکر دمادم
میگیره دل من عزا بازم
میگیره دل من عزا بازم

باب الحوائجی
دلم به خونه ی کرم گره شده
یه عمره که به این حرم گره شده
گره شده ، گره شده ، گره شده

آقام آقام آقام أباالرضا

2

این نفس که میسوزه رو لبهام ، درد ناگفتست
اون دلی که بتوگره خورده ،هیچ کجا نشکست

السلام علی حرم تو
السلام علی علم تو
السلام علی کرم تو
السلام علی کرم تو

کاش میشد که با پای پیاده
بزنم دل و به دل جاده
پابرهنه بیام به زیارت
بگم دوست دارم صاف و ساده

باب الحوائجی
حریم تو شده دیار عاشقا
کجا دارن بجز حرم کبوترا
کبوترا کبوتر کبوترا

آقام آقام آقام أباالرضا

3

کاظمین چقد این شبا آقا مثل کرببلاست
هرکی اومده سمت حرم با ذکر ثارلاست

السلام علیک یا مولا
یا حسین یا حسین یاثارالله
پرچمای حسین میره بالا
پرچمای حسین میره بالا

روی سر میزنن آسمونا
یابن زهرا آجرک الله
فی مصائب جدک مولا
فی مصائب جدک مولا

باب الحوائجی
تو کاسه های خالی رو پرمیکنی
با یه نگاه بدا رو هم حر میکنی
حر میکنی ، حر میکنی

آقام آقام آقام أباالرضا

#سبک_بدر_فاطمه_نور_کلامی_سیدالشهدا

  • سه شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:01
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

روضه امام کاظم(ع)، مناجات با امام زمان(عج) -(آقا بیا که روضۀ موسی بن جعفر است..) *

4202
1

روضه امام کاظم(ع)، مناجات با امام زمان(عج) -(آقا بیا که روضۀ موسی بن جعفر است..) بسم الله الرحمن الرحيم

اَلسَّلامُ عَلَى الْمُعَذَّبِ فِي قَعْرِ السُّجُونِ...
وَ ظُلَمِ الْمَطَامِيرِ...

آقا بیا که روضه ی موسی بن جعفر است
چشمانمان ز داغ مصیباتشان تر است

آجرک الله...
یا بن الحسن...

جامه سیاه بر تن و بر جان شرار آه
دل ها به یاد غصۀ او پر ز آذر است

دلها رو روانه کنیم...
کنار حرم با صفاش...

مرثیه خوان حضرت کاظم، خود خداست
بانی روضه، حضرت زهرای اطهر است

امشب آسمان و زمین...
عزادار آقا موسی بن جعفر هست...
امشب همه عالم عزادارند..
بانی تمام روضه ها...
مادرش زهراست...

زندان نگو، که گرم مناجات با خداست
غار حرای حضرت موسی بن جعفر است

قربون غریبیت برم آقا...

از تازیانه خوردن حضرت نگو دگر
ارثیه ای رسیده به ایشان ز مادر است

باشد همیشه ورد زبانم به هر نفس
لعنت به آن یهودی بی دین که کافر است

ای من فدای شال عزای شما شوم

آقا جان... یا بن الحسن...
قربون شال عزات برم آقا...

ای من فدای شال عزای شما شوم
آقا بیا که روضۀ موسی بن جعفر است

هر کجا نشستی...
حالا امام زمانت رو دعوت کن...

یا صاحب الزمان..

  • سه شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:31
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شور شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، مهدی رعنایی -(هرکس که نوکر موسی بن جعفره...) *

3668
16

شور شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، مهدی رعنایی -(هرکس که نوکر موسی بن جعفره...) هر کس که نوکره موسی ابن جعفره

مدیون دختره موسی ابن جعفره

اهل هر کشوری ام آی دنیا حیدری ام

شاهم بابای رضاست موسی ابن جعفری ام

کاظمینی ام کربلایی ام

مشهدی ام و سامرایی ام

هم مدینه ای هم که مکی ام

به نجف قسم مرتضایی

مهبط الکرم معدن الوفا

یا ابالحسن یا ابالرضا

****

سر مست از باده موسی ابن جعفریم

یعنی دلداده موسی ابن جعفریم

روایت که رضا فرموده واسه ما

زوار مرقد توست زوار کرب و بلا

عبد صالح و صابر الامین

هفتمین امام چشمه یقین

مداح تو شد رب العالمین

در خط به خط قرآن مبین

واجب السلام واهب العطا

یا ابالحسن یا ابالرضا

****

هر کس در خدمت موسی ابن جعفره

جزئی از امت موسی ابن جعفره

موسی توی حرمت شغلش دربانی توست

قدرت در دست توئه هارون زندانی توست

کظم غیظ تو آیت خداست

صبر و حلم تو ارث مصطفاست

باب رحمت و باب حاجتی

دست تو همون دست مرتضاست

کنیه مثه شاه لافتی

یا ابالحسن یا ابالرضا

  • سه شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:38
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شور بسیار زیبای شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، کربلایی جواد مقدم -(گنبد زیباتو عشقه..) *

1653
2

شور بسیار زیبای شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، کربلایی جواد مقدم -(گنبد زیباتو عشقه..) گنبد زیباتو عشقه یا موسی بن جعفر

ایوون طلاتو عشقه یا موسی بن جعفر

اَبا الرضایی بیا و آقا سوزی به چشمای ترم بده

اَبا الرضایی آقا فطرس کوی تواَم بال و پرم بده

اَبا الرضایی بیا رزق همه نوکراتونو حرم بده

منم اونی که نوکره

تویی اون که تاج سره

دل همیشه تا حرم میپره

یا باب الحوائج، موسی بن جعفر....

نوکراتو کن دعایی یا موسی بن جعفر

تا که بشیم کربلایی یا موسی بن جعفر

اَبا الرضایی دیگه طاقت دوری کربلارو ندارم

اَبا الرضایی غم شش گوشه رو بخدا توی سینه دارم

اَبا الرضایی تو نذار حرمو ندیده سر به خاک بذارم

حسین شَه کرب و بلا

حسین تویی مروه صفا

حسین تویی دار و ندار خدا

ای درمون دردم...کاش دورت بگردم...

  • چهارشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:43
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

زمینه شهادت امام موسی کاظم(ع)، حاج حسین سیب سرخی -(دوباره رزقمون زیاده..) *

2061

زمینه شهادت امام موسی کاظم(ع)، حاج حسین سیب سرخی -(دوباره رزقمون زیاده..) دوباره رزقمون زیاده
دیگه از این نمیشه بهتر
خدا گذاشته روزیمون و
تو سفره های موسی بن جعفر (ع)

واااا
خاک حرم تو روی چشمم
به خاطر تو نفس میکشم
آرزومه کاظمینی بشم

واااا
بیمه تو کردم این و بدن و
میگری دست سینه زن و
بده آقا حاجاتای منو

رد غل و زنجیر ها روی بدنت افتاد
منزل دوریه دنیا تو زندونی بغداد

ای وای آه واویلا

با این که تو قبله ی عشقه
تموم اهل آسونی
بگو بهم برای چی آقا
معذب فی قرص جونی

واااا
خون دل از چشات اومده
چی به سر ساق پات اومده
فاطمه برا عزات اومده

وااا
دل تو خون از زمونه شده
روضه ی مادرونه شده
روزیه تو تازیونه شده

اسمت رو رضای تو تا دم میگیره امشب
با گریه معصومه گریه ام میگیره امشب

ای وای آه واویلا

دوباره موقع وداع و
دوباره موسم عزا شد
به سر زنان شدم که امشب
سیاه به تن امام رضا باشد

واااا
آقای ما دیده داغ پدر
کبوتری و بی بال و پر
دارن میارن رو تخته ی در

واااا
دیگه ساعت جدایی شده
دوباره دل عاشورایی شده
گریز ما کربلایی شده

با اینکه برا بابات هفت تا کفن آوردن
اما ز تن جدت اون پیراهنم بردن

ای وای ابی عبدالله (ع)

  • چهارشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سینه زنی زمینه ویژه شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، سیدمجید بنی فاطمه -(فلک خون میباره...) *

565
3

سینه زنی زمینه ویژه شهادت امام موسی بن جعفر(ع)، سیدمجید بنی فاطمه -(فلک خون میباره...) فلک خون می باره، زمان تیره و تاره
سیاه پوشِ تمومِ عالم ، آقامون عزا داره
عجب غربتی ، اِی وای

واوِیلا .. امان از این مصیبت
واوِیلا .. تنها میونِ غربت

اسمِ تو رویِ زبونم
درد و غصه هات به جونم
با امام رضا میخونم ...

«سیدی موسیَ ابنِ جعفر ...»

چه زخمی روی ساقِ ، مصیبت این داغِ
بالا تر از نالۀ آقا صدای شلاقِ
عجب غربتی اِی وای

این شبها .. شکسته شد سکوتش
خَلِّصنی .. دعایِ تو قنوتش

زخمیِ همه وجودش
کل پیکرِ کبودش
حقِ حضرت این نبودش

«سیدی موسیَ ابنِ جعفر ...»

يا باب الحوائج یا موسیَ بْنِ جعفر

  • چهارشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:17
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم(ع) -(مرا به ظلمت زندان ستاره لازم نیست...) * جواد محمودآبادی

583

شهادت امام موسی کاظم(ع) -(مرا به ظلمت زندان ستاره لازم نیست...) مرا به ظلمت زندان ستاره لازم نیست
به غیر مرگ مرا راهِ چاره لازم نیست

به ناسزا زده ای بر دلم شرر ای خصم
دگر شکنجه و طعنه دوباره لازم نیست

اگر زدی تو، دگر بر رخم مزن سیلی
دلم شکسته به جانم شراره لازم نیست

مرا زدی و به یاد رقیه(س) افتادم
اسیر سلسله ام سنگ خاره لازم نیست

به یاد عمه ی سادات بعد عاشورا
بزن مرا که اسیرم شماره لازم نیست

برای پیکر جدّم حصیر آوردند
بر این خمیده بجز تخته پاره لازم نیست

سخن رسید به ذکر حسین و در اینجا
حدیث قافله شد استعاره لازم نیست

سخن خلاصه کند شاعرت ولی این بار
حدیث بانگ رحیل است اشاره لازم نیست؟

اگر در اول راهی میار طفلت را
به دشت کرببلا شیرخواره لازم نیست

اگر قرار به تاراج خیمه ها باشد
برای کودکتان گاهوراه لازم نیست

بگو به دخترک نازدانه ات ارباب
میار دخترکم گوشواره لازم نیست

حرامیان که ندانند اسب تازیدن
ز کینه بر بدن پاره پاره لازم نیست

و حرف آخرم این است از مصیبت تو
اگرچه روضه ی باز و اشاره لازم نیست

برای اهل طریقت بخوان تو آیه حسین
دگر تلاوت دارالاماره لازم نیست

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 11:25
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سبک واحد شهادت امام موسی بن جعفر(ع) -(به درد ما تویی فقط، آقا معالج...) * رسول نصر

532

سبک واحد شهادت امام موسی بن جعفر(ع) -(به درد ما تویی فقط، آقا معالج...) بند اول

به درد ما تویی فقط، اقا معالج۲
دست منو دامان تو باب الحوایج۲

این شبا غرق گریه و به شور وشینم۲
حس میکنم الان توصحن کاظمینم،به شوروشینم...

عزای تو شده عزیز قلب حیدر
به سینه میزنم برات، موسی ابن جعفر
امضا بکن امشب اقا، باسوز وفریاد
یه کربلا، یه مشهد و پنجره فولاد۲

باب الحوایج سیدی، موسی ابن جعفر

بند دوم

دیدن این صحنه چقدر،خدایی سخته۲
تن عزیز فاطمه،به روی تخته۲

سندی شاهک لعین،دستاشو بسته۲
فشار زنجیر ساق پاهاشو شکسته۲

صدامیزد بالب روزه بچه هاشو،
نبود یه کاسه اب که تر کنه لباشو،
کسی اقا رو اینجوری غریب ندیده،
از ضرب تازیانه قامتش خمیده۲

باب الحوائج سیدی موسی ابن جعفر

بند سوم

تو این سیاه چال بلای قوم کافر۲
از زهر کینه من شدم نحیف ولاغر۲

کسی نمیشنوه تو این زندان صدامو۲
غل وزنجیر شکست خدا. دست و پاهامو۲

اسم غل وزنجیر اومد،اشک وشکوفه
بازم یاد اقا اومد بازار کوفه،
دستای زینب بسته بود بین عوامی،
میرقصیدن از روی بام، زنای شامی۲

باب الحوائج سیدی موسی ابن حعفر

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 11:48
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سبک واحد شهادت موسی بن جعفر(ع) -(چهارده ساله تو زندونه...) * محمدرضا طالبی

525

سبک واحد شهادت موسی بن جعفر(ع) -(چهارده ساله تو زندونه...) چهارده ساله تو زندونه
زیر بار زنجیر

هو المَسجونُ المُعَذَّب فی
ظُلَمِ المَطامیر

چهارده ساله دلش خونه
خسته از زمونه
چهارده ساله همش زیره
ضرب تازیونه
چهارده ساله مثه زهرا
قامتش کمونه

رضا ومعصومه ش پریشونن
که حال بابارو نمیدونن
برازخم دوریه از بابا
زمین وزمونم نمکدونن

امون ای دل آه وواویلا

چهارده ساله که خورشیدو
روشنی نداده
چهارده ساله که زخمایِ
تو دلش زیاده

چهارده ساله تک وتنها
همزبون نداره
چهارده ساله غریبونه
بالباس پاره
چهارده ساله دوتا چشماش
ابرای بهاره

گاهی یاد زهراس توی گریه
گاهی یاد دردای رقیه
لعن الله بنی العباس
لعن الله بنی امیه

امون ای دل آه وواویلا...

حالا موقع رهاییِ
از قفس رسیده
رضا بابارو توی هفت تا
کفن پیچیده

بمیرم واسه غریبیه
پاره پاره پیکر
توکربلا شد کفن واسه ش
تیر وتیغ وخنجر
میزد به سینه میگف زهرا
ای غریب مادر

یه مجروحِ زخمی که بی حاله
آقام تشنه لب بین گوداله
سکینه زیر ضرب کعب نی
صدا میزد بابا رو با ناله

امون ای دل آه وواویلا...

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

مرثیه حضرت موسی بن جعفر(ع) -(پیرمردی بین زندان بلا خورده کتک...) * محسن راحت حق

554

مرثیه حضرت موسی بن جعفر(ع) -(پیرمردی بین زندان بلا خورده کتک...) پیرمردی بینِ زندانِ بلا خورده کتک..
گاه از بیگانه..گاه از آشنا خورده کتک

محبس اش تاریک تر از شامِ ظلمانی شده
بینِ تاریکی ز قومِ بی حیا خورده کتک ..

سیلیِ سندی ابن شاهک..صورتش درهم شکست
بارها از این یهودی ..بارها خورده کتک..

آینه دارِ خدا بود و هزاران تکّه شد...
وای این آئینه از سنگِ جفا خورده کتک

مثلِ زهرا مادرش چه لطمه هایی که نخورد
بی برو و برگرد چون خیرالنسا خورده کتک

بسته بر زنجیر شد مانند حیدر در طناب
گوئیا ای عاشقان شیرِ خدا خورده کتک

روضه ی آخر همان روضه ست که خوانده شده
پیرمردی بینِ زندانِ بلا خورده کتک..

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 17:03
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد