شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس

امام موسی کاظم(ع)-مناجات و شهادت -( دوباره سائلی آمد به در بار تو یا سلطان ) * مهدی علی قاسمی

2574
1

امام موسی کاظم(ع)-مناجات و شهادت -( دوباره سائلی آمد به در بار تو یا سلطان ) دوباره سائلی آمد به در بار تو یا سلطان

دوباره بر سر خوانت شده ریزه خورت مهمان
اگر روزی کند مادر به دردت می خورم آخر
مگر صحن و سرای تو نمی خواهد سگ دربان؟
نگاه لطف تو بدکاره را هم بُرد در سجده
تفضل کن بر این عاصی نظر کن از سر احسان
برای غربتت آقا شده این روضه ها برپا
که زهرا مادرت باشد برای تو مصیبت خوان
دمِ عجل وفاتی را تو ارث از فاطمه داری
شبیه مادرت این روزها جسمت شده بی جان
شنیدم در دل زندان شکسته ساق پای تو
شنیدم حتک حرمت شد به اجداد شما آسان
لبت از تشنگی مثل دوتا چوب است روی هم
گریز روضه ای باشد به لبهای شه عطشان
تو را با تازیانه در دل زندان عدو می زد
به یاد عمه ات زیر لگد شد دیده ات گری

  • پنج شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1394
  • ساعت
  • 05:20
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 مهدی رحیمی زمستان

اشعار شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -( میان ربط هایی که به هم دادم نفهمیدم ) * مهدی رحیمی زمستان

896

اشعار شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع)  -( میان ربط هایی که به هم دادم نفهمیدم ) تنت وقتی که در تشییع با در ربط پیدا کرد
مسیر روضه از اول به مادر ربط پیدا کرد

تو را برروی تخته پاره ای تشییع کردند و
به نوعی روضه با تابوت کوثر ربط پیدا کرد

سه روز آن جا که جسمت ماند درگرما به روی خاک
تنی با سر به آن مظلوم بی سر ربط پیدا کرد

نیاوردند نیمه شب سرت را غرق خاکستر
از اینجا روضه ی بابا به دختر ربط پیدا کرد

گریز روضه را اول زدم، با «نیمه شب» این شعر
درآخر تازه با موسی بن جعفر ربط پیدا کرد

همان«نیمه شبی» که یا رضا گفتی و این مقتل؛
به سطر رفتن جانسوز اکبر ربط پیدا کرد

میان ربط هایی که به هم دادم نفهمیدم
چگونه روضه ی اکبر به اصغر ربط پیدا کرد

نفهمیدم چه پیش آمد فقط دیدم که ملعونی

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 11:34
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت امام موسی بن جعفر(ع) -( با این دو جمله گریه ی بسیار کرده ام: ) *

1013

اشعار شهادت حضرت امام موسی بن جعفر(ع)  -( با این دو جمله گریه ی بسیار کرده ام: ) ما را گدای خانه ی زهرا نوشته اند
خاک قدوم حضرت مولا نوشته اند
مهمان سفره های تولّا نوشته اند
خود را زمین زدیم ، که بالا نوشته اند

ممنون لطف حضرت حق تا قیامتیم
ما روز حشر ، شامل احسان و رحمتیم

ما خاک پای حضرت سلمان حیدریم
ما نوکران کشور ایران حیدریم
مؤمن که نه ، بنده ی ایمان حیدریم
شکر خدا ، که جمله مسلمان حیدریم

ایران شده است ، مرکز یاران فاطمه
ما را سپرده "حق" به عزیزان فاطمه

چون مرده کز نگاه مسیحا گرفته جان
یا غنچه ای که از دم دنیا گرفته جان
ایرانی از محبّت زهرا گرفته جان
این کشور از کرامت موسی گرفته جان

خیرش قبول کار جهان روبراه شد
از نسل اوست کشورمان روبراه شد

ما شامل دعای قنوت پیمبر

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 11:51
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

اشعار شهادت حضرت امام موسی بن جعفر(ع) -( بر روی حلوا با شکر موسی بن جعفر ) * مهدی رحیمی زمستان

1240

اشعار شهادت حضرت امام موسی بن جعفر(ع)  -( بر روی حلوا با شکر موسی بن جعفر ) باب الحوائج شد اگر موسی بن جعفر
حاجات دل بستند بر موسی بن جعفر

برعکس شد در بین سائل های خبره
شد مبتدا:حاجت،خبر:موسی بن جعفر

ذکر گدا تا پشت خانه یاابالفضل
ذکر گدا در پشت در موسی بن جعفر

با مشهد و شیراز و قم در خاک ایران؛
دارد اثر از هر نظر موسی بن جعفر

بی جنگ ایران را به آنی از خودش کرد
با لشکری از یک پسر موسی بن جعفر

پروازمان وقتی که شد مشهد به بغداد
شب یا رضا گفتم سحر موسی بن جعفر

شد حاصلش جایی که نامش کاظمین است
چون شد محمد ضرب در موسی بن جعفر

دراین حرم از روبرویم یا جواد و
آمد به گوش از پشت سر موسی بن جعفر

شد مرقد معصومه عُشِّ چارده تن
چونکه برایش شد پدر موسی بن جعفر

هی ذکر قبلی مس

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 11:53
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

اشعار شهادت حضرت امام موسی بن جعفر(ع) -( می شد بفهمی در سكوت سرد زندان ) * مهدی رحیمی زمستان

1245

اشعار شهادت حضرت امام موسی بن جعفر(ع)  -( می شد بفهمی در سكوت سرد زندان ) ارث از نَبی برده پيمبر بودنش را
مانند زهرا مثل حيدر بودنش را

از يوسف مصری زندانی بپرسيد
از ماه رويان٬ علت سَر بودنش را

دارد فقط از نام فرزندان اين مرد
ايران تمام فخر كشور بودنش را

با اِبْنِ موسی ها فقط تثبيت كرده
شيراز با مشهد برادر بودنش را

آقا نبودی تا ببينی به برادر
معصومه ثابت كرده خواهر بودنش را

با اين همه زنجير خواهد برد در گور
مرگ،آرزوی بين بستر بودنش را

آن لِنگه ی در كه تن او را به تن كرد
تاييد كرده مثل مادر بودنش را

هم درد مادر بودنش توجيه كرده
يك عُمر در زندان پسِ در بودنش را

از بازتاب نور در اين شيشه ی سبز
فهميده ام عمق مُشَجَّر بودنش را

می شد بفهمی در سكوت سرد زندان
از خِش

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

روضه امام کاظم علیه السلام با صدای حاج محمود کریمی -( موسی شدی که معجزه ای دست وپا کنی ) *

1019

روضه امام کاظم علیه السلام با صدای حاج محمود کریمی  -( موسی شدی که معجزه ای دست وپا کنی ) موسی شدی که معجزه ای دست وپا کنی
راهی برای رد شدن قوم ، وا کنی ...
امام ، مصیبت که میکشه عزیزترین فرد نزد خداست ، میخواد گره من و تو وابشه ، به یه روزی انداختند ... کند و زنجیر ... الان برات میگم ، دوتا تخته چوب روی هم میاد دو تا سوراخ توش ایجاد میشه پاها از توی این شیارها رد میشه پا از توی این کند بیرون نمیاد کنده ی درخته دیگه دست همینجور گردن هم همینجور ، بعد همه این ها با زنجیر به هم وصل میشن ، میخوان زندونی حرکت نکنه گوی فلزی هم بهش میبندن ... 14سال از این زندان به اون زندان ، این آخریه نمیدونم به آقا چه گذشت؟! هی میگفت:خدا مرگ منو برسون ، وقتی اومدن بدنو بیرون ببرن دیدن بدن تو سیاهچال نیس

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 04:13
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

روضه امام کاظم علیه السلام با صدای حاج سعید حدادیان -( همه استخونها شكسته،خُرد شده ) *

4102
3

روضه امام کاظم علیه السلام با صدای حاج سعید حدادیان  -( همه استخونها شكسته،خُرد شده ) مثل علی عروج نمازت امان نداد
فكری برای فاصله ی ساق پا كنی
همه استخونها شكسته،خُرد شده،معروفه،كسی رو می خوان نره بیرون از خونه،گاهی مادرا نفرین می كنن،كار بدیه با تهدید،می گه قلم پاتو خرد می كنم پاتو ازخونه بیرون بذاری،یعنی می شكنم كه بیرون نری،این مبالغه است ضرب المثله،اما سندی شاهك ملعون،با اینكه حضرت ته سیاه چاله هاست،هفت در می خوره تا می رن زندان،كه بعضی از اساتید می گفتند،بخشی از بدن رو تو خاك كرده بودند،كأنَّ زنده به گوره،بماند این حرفا،اما این ملعون گفت یه كاری می كنم، همه درها باز باشه نتونی بری،استخون پا رو خرد كرد،و الا زنجیر به استخون كار نداره،گوشتُ اذیت می كنه،پوست و اذیت می كنه،لذ

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:33
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

امام محبوس -(در گوشه ی زندانم بی یار ویاور ) * اسماعیل تقوایی

581

امام محبوس -(در گوشه ی زندانم بی یار ویاور ) نوحه وزمزمه(سبک در آخر شعر)
درگوشه ی زندانم بی یار ویاور
زهرم داده از کینه خصم ستمگر
واویلا واویلا واویلا واویلا ۲
_____________
زهر هارون زد آتش بر دل وجانم
آید برون خون دلم از دهانم
واویلا....
_____________
داد از غریبی من در کنج زندان
افتاده ام روی خاک ومی دهم جان
یا رب علی را رسان بالین بابا
درد مرا دیدن او بود درمان
واویلا......
________________
چون مرغ بسمل زنم بر زمین پرپر
شد یا حسین ذکر من در دم آخر
واویلا.....

  • یکشنبه
  • 19
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 17:31
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 میلاد  حسنی

شعر در مناجات و شهادت موسی بن جعفر علیه السلام -(رشته‌ی دلهای عاشق پشت این در بسته شد) * میلاد حسنی

1144
-1

شعر در مناجات و شهادت موسی بن جعفر علیه السلام -(رشته‌ی دلهای عاشق پشت این در بسته شد) امام کاظم علیه السلام
رشته‌ی دلهای عاشق پشت این در بسته شد
بار ما از خانه‌ی موسی ابن جعفر بسته شد

تا خبر آمد غروب از خانه بیرون می‌زند
با هجوم سائلان از صبح معبر بسته شد

مشت ما را وا نخواهد کرد وقتی از کرم
مشت مسکین درش با کیسه‌ی زر بسته شد

آنکه از کار پیمبرها گره وا می‌کند
دست و پایش در غل و زنجیر آخر بسته شد

ای خدا آزاد بودن پیشکش این ظلم چیست؟
در قفس حتی پر و بال کبوتر بسته شد

یک نفر با تازیانه آمد و در باز شد
یک نفر با تازیانه آمد و در بسته شد

تازیانه رفت بالا چشم مادر تار گشت
تازیانه خورد بر تن چشم مادر بسته شد

آه روی تخته پاره ساق پایش بند نیست
بیش از این حرفی ندارم روضه ها سربسته

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 12:28
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

متن شعر زمینه شهادت امام کاظم علیه السلام -(عمری کنج این زندونم) * ابوالفضل آلوئیان

2230
1

متن شعر زمینه شهادت امام کاظم علیه السلام -(عمری کنج این زندونم) عمری کنج این زندونم
باهرچی غمه هم خونم
خسته ام از تموم دنیا
خلصنی خدا میخونم

ای وای ای وای ای وای

پروانهِ.اسیر قفسم
از کینه ها.بریده نفسم
آخ ای رضا.کجایی که بی کَسم

باباتنهاس.کجایی ای پسرم
وقت رفتن رسید و چشم به درم

ای وای ای وای امون از این غربت
**********
افتادم میون این چال
جسمم شد نحیف و بی حال
یاد روضه های گودال

ای وای ای وای ای وای

اینجا درست.یه گودیِ بلاست
اما کجا.مثه کرببلاست؟
اینجا کجا.یه سری رو نیزه هاست؟

غربت گریونِ روضه های حسین
عالم خاک صحن و سرای حسین

ای وای اوی وای امون از این غربت
**********

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 14:12
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

زمزمه‌ی شهادت موسی‌بن‌جعفر(ع) -(باد صبا بوی من بر در یارم رسان) * مرتضی محمودپور

706
1

زمزمه‌ی شهادت موسی‌بن‌جعفر(ع) -(باد صبا بوی من بر در یارم رسان) زمزمه‌ی شهادت موسی‌بن جعفر(ع)

باد صبا بوی من بر در یارم رسان
نامه عشق مرا با نفس خود بخوان
من که غریبم غریب کنج قفس جان دهم
توسن عشق مرا در ره یارم بران
دربندم کنج زندان خدا
ای رضا،جان بابا بیا
**********
مرغ اسیرم که با ناله خود سر کنم
من به مناجات خود گوش فلک کر کند
صورت من نیلی از ضربت سیلی شده
با نفسم روز و شب دیده‌ی خود تر کنم
در بندم کنج زندان خدا
ای رضا جان بابا بیا
********
دختر مظلومه‌ام با غم هجران‌بساز
ناله مزن از غمم بی‌سر و سامان بساز
طاقت دل میرود ناله مزن زار زار
هر نفسی زین فراق با دل سوزان بساز
در بندم کنج زندان خدا
ای رضا جان بابا بیا

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 17:42
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

زمینه شهادت موسی بن جعفر -(بیقرارم ناله دارم) * جعفر خدری

890

زمینه شهادت موسی بن جعفر  -(بیقرارم ناله دارم) زمینه شهادت موسی بن جعفر
بیقرارم.ناله دارم
دل من گرفته ازغم
چش گریون.غم زندون
تمومی نداره دردم

تن من نحیف و خستس
زیربار غل و زنجیر
جونمو گرفتن اینجا
با کتکهای نفسگیر

پره بارونه چشام
بیشماره غصه هام
زیر تازیانه ها
میگذره ثانیه هام
یاباب الحوائج یاموسی بن جعفر
*********
اینهمه سال.توسیاهچال
دل من پوسیدخدایا
همزبونم.دل وجونم
کجایی رضای بابا

دل من تنگه خدایا
برای گلای باغم
چقده براه بشینم
دخترم بیاد سراغم

دیگه توی سجده ها
فقط این شده دعام
ای خدای مهربون
ازتومرگمومیخوام
*********
وقت افطار.مثل هربار
بیقراره عالمینم
بی اراده.من به یاده
لبای خشک حسینم

اسیرم اگرچه عمری
توی قعراین سیاهچال
دیگه زیر

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 23:56
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

سبک زمینه شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام -( من و رنج فراوون،تو سیه چالِ زندون) * امیرحسین سلطانی

977
3

سبک زمینه شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام -( من و رنج فراوون،تو سیه چالِ زندون) سبک زمینه شهادت حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام
من و رنج فراوون،تو سیه چالِ زندون
من و چشمی پر از خون،میبارم مثله بارون
من و سندی ملعون،تو سیه چالِ زندون
من و حال پریشون،دیگه دارم میدم جون

جونِ من،دیگه روی لبه
روزِ من،همه مثله شبه
اشکِ من،به روی گونمه
ذکرِ من،خلصنی یاربه

یه گوشه ای من،آه شدم زمینگیر
بدون عذر و،آه گناه و تقصیر
من انس گرفتم،آه با کند و زنجیر
زده آتیشم،آه عدو با تحقیر

آه و واویلتا...

?بند دوم

من و این قلب خسته،که تو سینم نشسته
من و پایی که از زخم،همه جاش پینه بسته
شبیه مرغ بی حال،تو قفس رفتم از حال
اونقده غصه خوردم،پر و بالم شکسته

لحظه هام،سپری با غمه
رو سرم،سایه ی ستمه

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 00:19
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

روضه‌ی متنی موسی بن جعفر(ع) * مرتضی محمودپور

754

روضه‌ی متنی موسی بن جعفر(ع) امام موسی کاظم(ع)-مقتل-دستگیری در حین نماز

جریان دستگیری امام موسی کاظم(ع) در حین نماز توسط هارون الرشید

على بن محمّد بن سلیمان نوفلى گفت: از پدرم شنیدم كه وقتى هارون الرشید موسى بن جعفر علیه السّلام را گرفت، آن جناب بالاى سر پیغمبر(ص) مشغول نماز بود. نمازش را قطع كردند او را به زور بردند. اشك می ریخت و می گفت:

یا رسول اللَّه شكایت این جفاكارى هارون را به تو میكنم. مردم نیز اطرافش را گرفته با صداى بلند گریه می كردند.

همین كه موسى بن جعفر(ع) را مقابل هارون آوردند ناسزا گفت و آن جناب را آزار كرد. شبانه دستور داد دو خانه آماده كنند. موسى بن جعفر(ع) را مخفیانه به یكى از آن دو خانه برد و تحویل

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 08:30
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

روضه‌ی متنی حضرت موسی‌بن‌جعفر(ع) * مرتضی محمودپور

931

روضه‌ی متنی حضرت موسی‌بن‌جعفر(ع) فاش کردن مسمومیت توسط حضرت

بر ملا کردن جریان مسمومیت برای بزرگان توسط امام کاظم(ع)

حسن بن محمّد بن بشار گفت مردى از اهل قطیفه ربیع از شخصیت‏هاى مورد اعتماد اهل سنت گفت من از اهل بیت پیغمبر شخصیت‏هاى برجسته خیلى دیده‏ام ولى كسى را در فضل و عبادت همچون موسى ابن جعفر نیافته‏ام. گفتم: كجا او را دیدى؟.

گفت: سندى بن شاهك هشتاد نفر از كسانى كه معروف بخیر و نیكى بودند جمع كرد و ما را وارد بر موسى بن جعفر علیه السّلام نمود. بما گفت: درست نگاه كنید باین مرد آیا آزار و اذیتى او را كرده‏ایم؟ مردم خیال می كنند كه نسبت به او سوء قصدى شده، در این باره خیلى حرف می زنند این جایگاه اوست از نظر فرش و محل استر

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 08:34
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 5 ـ ذکر / واحد سنگین ـ غریب -(مردِ غريبي تنهاي تنها سر را نهاده بر خاكِ غمها) * حسن ثابت جو

1479
2

سبک 5 ـ ذکر / واحد سنگین ـ غریب -(مردِ غريبي تنهاي تنها سر را نهاده بر خاكِ غمها) سبک ۵ ـ ذکر / واحد سنگین ـ غریب
مردِ غريبي
تنهاي تنها
سر را نهاده
بر خاكِ غمها
در خلوت خود زمزمه دارد
بر لب نوای فاطمه دارد
موسی بن جعفر ـ گردیده مسموم(۳)
موسي بن جعفر ـ مولای مظلوم(۳)
دردِ دلِ او
از بس گران است
گريانِ هجرش
نُه آسمان است
بنگر به زندان گشته زمين‌گير
جسمِ شهيدش در غل و زنجير
موسی بن جعفر ـ گردیده مسموم(۳)
موسي بن جعفر ـ مولای مظلوم(۳)
افتاده از پا
مسموم و مسجون
دل ها ز داغش
گردیده مجنون
در كُنجِ زندان نورِ دو عين است
او از تبارِ پاكِ حسين است
موسی بن جعفر ـ گردیده مسموم(۳)
موسي بن جعفر ـ مولای مظلوم(۳)

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 12:56
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

شهادت حضرت موسی بن جعفر الکاظم -(اسیر زندونم و از زمونه سیرم) * امیرحسین سلطانی

799
1

شهادت حضرت موسی بن جعفر الکاظم -(اسیر زندونم و از زمونه سیرم) دوبند سبک واحد سنگین شهادت حضرت امام موسی کاظم علیه السلام

اسیر زندونم و از زمونه سیرم
قعر سیه چال بلا به غم اسیرم

برده توون من رو سنگینیه زنجیر
خسته شدم دیگه از این فضای دلگیر
شبیه مادرم شدم پیر و زمینگیر

زخم زبون سندی،دلیل پیریه من
دیگه دلیل ندارم،برای این شکستن
به ضربه تازیونه،امونم و بریده
حالا به زهر کینه،جونم به لب رسیده

خلصنی یا الهی
ذکر شبانه روزم
دارم شبیه شمعی
آب میشم و میسوزم

غریب آقام واویلا...
**********
قامت من خمیده و گرفته حالم
شبیه مرغ بی پرم شکسته بالم

نشسته تو گلوی من یه بغض سنگین
ناسزا میشنوم من از سِندیه بی دین
واسه همینه میکشم دندون به آستین

بهم میخنده سِندی،میشکنه

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 10:23
  • نوشته شده توسط
  • امیرحسین سلطانی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

شعر در مدح و شهادت موسی بن جعفر علیه السلام -(بازو،کمر،سر ،هرکجایم ضربه دیده) * قاسم نعمتی

1187

شعر در مدح و شهادت موسی بن جعفر علیه السلام -(بازو،کمر،سر ،هرکجایم ضربه دیده) بازو،کمر،سر ،هرکجایم ضربه دیده
بدتر زهرجا ساقِ پایم ضربه دیده

جا باز کرده حلقه ها زیرِ گلویم
با هر تکان ،راهِ صدایم ضربه دیده

با پا مرا روی زمین مالید ورد شد
چون چادر خاکی عبایم ضربه دیده

در جایِ گودی مثل جدم گیر کردم
باضربِ سنگین دنده هایم ضربه دیده

سر بسته گویم بی ادب حرف بدی زد
شخصیت درد آشنایم ضربه دیده

با پا زدو واشد ترک های لبانم
ارثیة کرب وبلایم ضربه دیده

بر رویِ تخته پاره یادِ بوریایم
از بسکه اعضایِ جدایم ضربه دیده

در پیش زینب ار قفا سررا بریدند
پیراهنش را از تنش بیرون کشیدند

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 18:33
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم ع -(می رسد به گوشِ دل، ناله های احزانت) * هستی محرابی

612

شهادت امام موسی کاظم ع -(می رسد به گوشِ دل، ناله های احزانت) #مرثیه_شهادت_امام_موسی_کاظم_ع

#سبک_نوشته

میرسد به گوشِ دل، ناله های احزانت
شد روانه چون سیلی، اشکِ خون به دامانت
قصّه ی خزان دارد، روضه های طوفانت
می خراشد این دل را، یا رضا رضا جانت

معصومه امشب در، مشهد عزا دارد
این داغِ سنگین را او با رضا دارد

از غروبِ چشمانت، اشک و نوحه می بارد
هر نفس صدای تو، شرحِ کربلا دارد
لعنت خدا آنکه، جانِ تو بیازارد
او به جای مهرِ تو، دل به کینه بسپارد

بین دخترت بر لب ، وا یا رضا دارد
از داغت امشب در، مشهد عزا دارد

کنجِ محبَسِ سندی، مرغِ بی پَر و بالی
سوزِ تب به تن داری، جای دخترت خالی
در غم و پریشانی، چون نحیف و بی حالی
همچو جدِِّ خود، آقا!، بر زمین لگد مالی

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:23
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 حسن لطفی

یا موسی ابن جعفر علیه السلام -(کُنج سیاه چال غریبی عزیز داشت) * حسن لطفی

2393
-1

یا موسی ابن جعفر علیه السلام -(کُنج سیاه چال غریبی عزیز داشت) یا موسی ابن جعفر علیه السلام

کُنج سیاه چال غریبی عزیز داشت
پیری شکسته که جگری ریز ریز داشت

دلتنگی‌اش برایِ رضا سینه سوز بود
قلبی برای دخترکَش ناله خیز داشت

با دستهای بسته فقط ناسزا شنید
زخمِ زبانِ قاتلِ او نیشِ تیز داشت

دیشب صدای سرفه‌ی او تا سحر رسید
زنجیر بِینِ حلقه‌ی خود یک مریض داشت

زنجیر را کشید کمی قد کشیده شد
این استخوانِ پا چِقَدر خُرده ریز داشت

او روی در شکسته و مادر به پشتِ در
تشییع او به روضه‌ی زهرا گریز داشت

بر روی تخته پاره تنش گیر کرده بود
انگار لنگه در دو سه تا میخِ تیز داشت

اول مدینه بعد دلم کاخِ شام رفت
زندان هرآنچه داشت ویرانه نیز داشت

سر رویِ طشت بود و حرامی کنارِ ط

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 20:08
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر شب شهادت امام کاظم از دکتر حسن لطفی -(انیسِ این شب ممتد چهارده سالم) * حسن لطفی

2498
1

شعر شب شهادت امام کاظم از دکتر حسن لطفی -(انیسِ این شب ممتد چهارده سالم) انیسِ این شب ممتد چهارده سالم
شب است و گریه به حالم کند سیه چالم

اگرچه رفته زِ دستم حسابِ این شبها
نرفته از نظرم خاطراتِ اطفالم

اُمیدِ دیدنِ رویِ رضا ندارم حیف
از این دو چشمِ نحیف و دو پلکِ بی‌حالم

چنان فشرده مرا در میانِ خود زنجیر
که حلقه حلقه فرو رفته در پَر و بالم

دوباره کعبه نِی امشب سری به من زد و رفت
دوباره طعنه گرفته سراغِ احوالم

به رویِ خاک مسیرِ کشیدنم پیداست
شکسته می‌روم و هر دو پا به دنبالم

رسیده سَندیِ شاهک ، دوباره میخندد
و من بخاطرِ مادر دوباره می‌نالم

حیا نمی‌کند و بعدِ زخمِ سیلیِ او
به یادِ داغِ مدینه به یادِ نُه سالم

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 20:10
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم ع -(امشب پرستوی دلم پَر می کشد پَر، بر آسمانِ گنبدِ موسی ابنِ جعفر(ع)) * هستی محرابی

732
1

شهادت امام موسی کاظم ع -(امشب پرستوی دلم پَر می کشد پَر، بر آسمانِ گنبدِ موسی ابنِ جعفر(ع)) #السلام_علیک_یا_باب_الحوائج

امشب پرستوی دلم پَر میکشد پَر
بر آسمانِ گنبدِ موسی ابن جعفر (ع)

آنجا که مهرش بر دو عالم سایه دارد
یک بابِ رضوانش به دو عالم برابر!

#شهادت_غریبانه_امام_موسی_کاظم_تسلیت_باد

التماس دعا، بداهه نوشته شده

  • چهارشنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 23:28
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

متن شعر شهادت امام کاظم علیه السلام -(سیاه چالِ بلا سایه بر پرم انداخت) * قاسم نعمتی

752
-1

متن شعر شهادت امام کاظم علیه السلام -(سیاه چالِ بلا سایه بر پرم انداخت) غزل مصیبت

سیاه چالِ بلا سایه بر پرم انداخت
چه شعله ها به دلم دوری از حرم انداخت

برای خندة معصومه ام دلم تنگ است
غمی به سینه ى من هجر دخترم انداخت

اگرچه واسطة رزق عالمین منم
یهودی آمد و نان در برابرم انداخت

ازآن شبی که نوک چکمه زد به پهلویم
مرا به یاد نفس هایِ مادرم انداخت

تمام واقعه ى کوچه خوب فهمیدم
چنان به صورتِ من ضربه زد سرم انداخت

میان ابروی من چند تا شیار افتاد
زبسکه لطمه به این دیدة ترم انداخت

برای اینکه ز سجده مرا بلند کند
زپُشت پنجه به مویِ مطهرم انداخت

زمانِ تنگیِ جا دست وپازدن سخت است
تمامِ وزن خودش را به پیکرم انداخت

میانِ گودیِ مقتل حسین زانو زد
نگاه مضطربی جانبِ حرم اندا

  • جمعه
  • 24
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 06:02
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

متن روایتی از امام کاظم(ع) با گریز به کربلا *

914

متن روایتی از امام کاظم(ع) با گریز به کربلا #حضرت_امام_موسى_ابن_جعفرع
حديث53
عن موسى بن جعفرعليه السلام قال:

ولا تأخذوا من تربتى شيئا لتبركوا به فأن كل

تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسين بن على

عليهماالسلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء

لشيعتنا و أوليائنا؛

حضرت امام كاظم (عليه السلام) در ضمن حديثى كه از رحلت خويش خبر مى داد فرمودند:
چيزى از خاك قبر من برنداريد تا به آن تبرك جوييد؛ چرا كه خوردن هر خاكى جز تربت جدم حسين (عليه السلام) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است.
جا دارد عرض كنيم يا موسى ابن جعفر جان همه ى عالم فداى شما كه در هر كجا كه بوديد مردم را ياد امام حسين و كربلا مى انداخ

  • یکشنبه
  • 16
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 10:42
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شهادت موسی ابن جعفر * عبدالحسین میرزایی

750

شهادت موسی ابن جعفر #امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

پیکرش را به روی در به کجا می بردند
چار حمال غریبانه چرا می بردند

پایش از یک طرف افتاده، سرش از طرفی
لااقل کاش تنش بین عبا می بردند

کاش معصومه خبردار نگردد، او را
باهمان سلسلهء بسته به پا می بردند

بدنش ماند روی خاک، ولی بعد سه روز
بر روی دست، چو قرآن و دعا می بردند

جسر بغداد، چو بازار گل و لاله شده
چقدر گل به هوایش به هوا می بردند

کاش آنها که بر او پنج کفن آوردند
یک کفن هم که شده کرببلا می بردند

کوفیان. بر تن صد چاک حسین ابن علی
عوض شاخهء گل سنگ جفا می بردند

بدنش روی زمین بود و به روی نیزه
سر او را به سوی شام بلا می بردند

یا اباالفضل: ببند بر س

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 05:32
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

زمینه شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه آلاف التحیه و الثناء -(یابن مرتضا - یا ابَ الرضا ) * حسین رحمانی

825

زمینه شهادت حضرت  موسی بن جعفر علیه آلاف التحیه و الثناء -(یابن مرتضا - یا ابَ الرضا ) یابن مرتضا - یا ابَ الرضا
کاظمینت دلارو می بره آقا
روضه میخونیم - پره بارونیم
بتو و به بچه هات خیلی مدیونیم

توکه داری از خدا نام و نشون
شان تو فراتر از هفت آسمون
این عبارت دلِ ما رو کرده خون
(اَلمُعذَّبِ فی قَعرِ السُّجون )

واااای بارونِ اشکام
واااای میخونه باسوز
وااای خیلی غریبی
وااای ذی السّاقِ المرضوض

یا باب الحوائج - یا موسی بن جعفر

منِ روسیاه - منِ بی پناه
بخدا دلم خوشه به یه نیم نگاه
ماتورو داریم - ما گرفتاریم
آقاجون عنایتی که مریض داریم‌

نفساتو به دلامون برسون
تا بگیره دلامون دوباره جون
السلام ای باب حاجت آقاجون
(اَلمُعذَّبِ فی قَعرِ السُّجون )

بااااا دستای بسته
تووو مشکل گشایی
اِ

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 10:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 عباس میرخلف زاده

سبک زمینهامام موسي بن جعفر سلام الله و صلواته عليه به نفس : کربلایی جواد مقدم -(بیقرارم۲ ابر چشمامون میچکه بارون) * عباس میرخلف زاده

562

سبک زمینهامام موسي بن جعفر سلام الله و صلواته عليه به نفس : کربلایی جواد مقدم   -(بیقرارم۲  ابر چشمامون      میچکه بارون) بیقرارم۲

ابر چشمامون میچکه بارون
از غمت آقا کنج این زندون۳

بمیرم، دل معصومه خونه
تو عالم ، شده داغ عظیمی
یه بغضی ، تو گلوی رضا شد
رو چهرش ، غم و گرد یتیمی

یاباب الحوایج یا موسی بن جعفر

غم گرفته ۲

سینه ی زارم زخمه بال و پر
گریه کردم از غربت مادر ۳

خدایا ، دیگه طاقت ندارم
قدم از، غم و محنت کمونه
نصیبم ، شده غم مثل مادر
روشونم ، مونده جا تازیونه

یا باب الحوایج یا موسی بن جعفر

غصه دیدی، غم کشیدی

کِی پیش چشم دخترت آقا
شد جدا رأست رفت روی نِی ها۳

یه خواهر ، بود و یک سر بریده
گُلایی، که شدن زار و پرپر
یه مادر، با یه گهواره خالی
یه دختر ، بود و بابای بی سر

ای مظلوم عالم ای بابای خوبم

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 11:08
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

زمینه یا شور شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -(زندانیه بغدادم،اسیر دست صیادم) * امیرحسین سلطانی

732

زمینه یا شور شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -(زندانیه بغدادم،اسیر دست صیادم) بند اول

زندانیه بغدادم،اسیر دست صیادم
به کنج این قفس من بی گناه افتادم
غریب مادرزادم،کسی نمیکند یادم
شکسته در گلو بغضم به سینه فریادم

روزم چون شب شده؛جانم بر لب شده
کار دشمن فقط؛دشنام و سَب شده

تازیانه شده؛قوت روز و شبم
مشغول گفتنه؛خلصنی یا ربم

آزارم میدهد،زنجیر گردنم
شلاقم میزند،هر لحظه دشمنم
میسوزد دائما،زخمای رو تنم

(غریب بن غریب،از نسل حیدرم
پسر فاطمه،موسی بن جعفرم)

آه و واویلتا...

بند دوم

تو گریه کن بر حالم،شکسته شد پر و بالم
امام عالمم لیکن در این سیه چالم
منی که ناخوش احوالم،به هر بهانه مینالم
به هر بهانه می آید عدو به دنبالم

میزند طعنه ها،میخندد بی حیا
گوید به مادرم،او هر دم ن

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

زمزمه شهادت حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام و گریز به کربلا -(گدای دوره گردم و،دخیل کاظمینتم) * امیرحسین سلطانی

5934
10

زمزمه شهادت حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام و گریز به کربلا -(گدای دوره گردم و،دخیل کاظمینتم) بند اول

گدای دوره گردم و،دخیل کاظمینتم
همسایه ی قدیمیه،عزیز و نورعینتم
دستای خالیمو ببین،نذار بیفته روم زمین
کریمی و ابن الکریم،یه عمره زیر دِینتم

یه کاظمین داری آقا،منو دیوونه کرده
همون دو گنبد طلا،منو دیوونه کرده

دلم رو برده،هوای صحنت
جایی نداره،صفای صحنت
میزنه قلبم،برای صحنت

دو تا ستاره،چه میدرخشه،تو آسمون کاظمین
دو باب حاجات،پدر بزرگ و،نوه جوون کاظمین

(ای اهل عالم)۲ منم گدای کاظمین

بند دوم

میونه زندون بلا،بودی چه زجرا کشیدی
حتی یه لحظه ام آقا،خوشی تو عمرت ندیدی
مثل بابات علی آقا،بودی اسیر غصه ها
خیلی از این نامردا تو،زخم زبون ها شنیدی

به زیر اون شکنجه ها،بودی میرفتی از حال
تا می شِ

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 12:40
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

واحد تند حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام و حضرت امام رضا علیه السلام -(عبد صالح خدا،ید تو مشکل گشا۲) * امیرحسین سلطانی

781

واحد تند حضرت امام موسی ابن جعفر علیه السلام و حضرت امام رضا علیه السلام -(عبد صالح خدا،ید تو مشکل گشا۲) بند اول

عبد صالح خدا،ید تو مشکل گشا۲
مددی امام هفتم،پسر حضرت زهرا۲

مادرم به تو کنیز،عبد درگاهت عزیز۲
مددی امام هفتم،نظری به این گداها۲

به فدای تو،جان ناقابل
دل به تو مایل،دل به تو مایل
نام زیبایت،رافع مشکل
دل به تو مایل،دل به تو مایل

(باب الحوائج و،از عالمی سری
تو والد رضا،موسی بن جعفری)

(مددی مولا مولا مولا)

بند دوم

تو سجیّت الکرم،تو عزیز و محترم۲
ای به زخم همه دلها،نام تو شفا و مرهم۲

تویی استاد کلیم،کریم و ابالکریم۲
خود جنت حرم تو،و گدای توئه حاتم۲

ای سلام ما،بر روان تو
بر همان جسم،ناتوان تو
ای سلام ما،بر جوان تو
آنکه خفته در،آسِتان تو

(باب الحوائج و،از عالمی سری
تو والد رضا،موسی ب

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 12:55
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد