تمام عمر دلم سمت و سوی هرجا رفت
که عاقبت ره جویم به سمت دریا رفت
شدم غلام شهنشاه طوس و فهمیدم
که خاک کوی رضا تا به عرش ، بالا رفت
از آن زمان که شفاخانه اش به راه افتاد
دگر ز روی زبان ها دم مسیحا رفت
همینکه نغمه ی نقاره کوه پیما شد
صدای نعره ی ناقوس ، از کلیسا رفت
شبیه شاخه ی طوبا ثمر به گلشن داد
همان که پای ضریحت عقیم و نازا رفت
گدا که آمد و مانند شاه و مولا رفت
ندار آمد و افتاد و مثل آقا رفت
به کیمیای وجودت قسم ، دلم به حرم
چو خاک آمد و چون زر نفیس و اعلا رفت
فرشته پر زد و آمد، و گفت جبریلم
کنار پنجره فولاد، او به اغما رفت
طبیب نسخه ی ما را شراب ناب نوشت
و خود به سمت خراسان سوی مداوا رفت
هوا
- جمعه
- 20
- آذر
- 1394
- ساعت
- 11:32
- نوشته شده توسط
- سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب