ولادت حضرت محمد (ص)

مرتب سازی براساس

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(دلابرخیز و شادی کن ، ریبع اولین آمد) *

6293
5

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(دلابرخیز و شادی کن ، ریبع اولین آمد) دلابرخیز و شادی کن ، ریبع اولین آمد

جهان آفرینش را یکی دُرّ تمین آمد

به شام هفده ی این مه ، تولد گشت مولود ی

ز یمن مقدمش عالم ،چو فردوس برین آمد

ببین دخت وهَب دارد ،به دامن مهر تابانی

که از نور رخش روشن ، سماوات و زمین آمد

یکی دُرّ یتیم امشب ،مزین کرده دنیا را

پی تبریک مولودش ، زحق روح الامین آمد

بود این عید مولود محمّد پور عبدالله

به صدر مسند عزّت ،شهی مسند نشین آمد

زحورشید جمالش شد ،همه کون و مکان روشن

فضا از بوی دلجویش ، به عطر و گل عجین آمد

شکست آمد به کاخ کی ، پی تعظیم میلادش

شده آتشکده خاموش ، که مشعلدار این آمد

لوای حق پرستی را ، فراز کاخ گردون زد

بساط کفر در هم شد ،که خت

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:15
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(مسلمین مژده که احمد آمد ( 2) صادق آل محمّد آمد) *

5909
11

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(مسلمین مژده که احمد آمد ( 2)        صادق آل محمّد آمد) مسلمین مژده که احمد آمد ( 2) صادق آل محمّد آمد

صادق آل محمّد آمد(2)

هفده ماه ربیع آن مولود شده همراه دو عید مسعود

صادق ال محمد آمد (2)

کور از دیدنشان چشم حسود سبط و ریحانه احمد آمد

صادق ال محمد آمد (2)

آن گل سر سبد خلقت خلق خلق را واسطه رحمت حق

اوّلین عید مؤیّد آمد صادق آل محمّد آمد

صادق آل محمّد آمد (2)

آنکه آورده ز حق مکتب ما وآنکه از او بپا مذهب ما

زین دو گل نغمه بود بر لب ما صاحب دولت سرمد آمد

صادق آل محمّد آمد (2)

عید زهرا است صبا کن خبرش چون عید پدر است و پسرش

تا رود آنهمه غم از نظرش موسم شادی بی حد آمد

صادق آل محمّد آمد (2)

شاعر:محمد رضا تایع

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:18
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(زمين گهواره كابوسهاي تلخ انسان بود) *

3219
2

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(زمين گهواره كابوسهاي تلخ انسان بود) زمين گهواره كابوسهاي تلخ انسان بود

زمان چون كودكي در كوچه هاي خواب حيران بود

خدا در ازدحام ناخدايان جهالت گم

جهان در اضطراب و ترس در آغوش هذيان بود

صدا در كوچه هاي گيج مي پيچيد بي حاصل

سكوتي هرزه سرگردان صحرا و بيابان بود

نمي روييد در چشمي به جز ترديد و وهم و شك

يقين تنها سرابي در شكارستان شيطان بود

شبي رؤياي دور آسمان در هيأت مردي

به رغم فتنه هاي پيش رو در خاك مهمان بود

جهان با نامش از رنگ و صدا سيراب شد آخر

«محمد» واپسين پيغمبر خورشيد و باران بود

شاعر:سید ضیا الدین شریفی

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:53
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(محمد مصطفی محمد مصطفی) *

5248
6

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(محمد مصطفی                                                                محمد مصطفی) محمد مصطفی محمد مصطفی

محمّد یا محمّد یا مصطفی (2)

دهد پیک خدا بگوشم این ندا

که آمد لیله ی میلاد ختم الانبیا (2)

ببین ختم رُسُل رسیده عقل کل

تماشا کن بدست آمنه یک دسته گل (2)

تو دلدار همه منم در زمزمه

مرا از در مران امشب بجان فاطمه(2)

اگر نالایقم ولیکن عاشقم

خدا داند که من مَستِ امام صادقم (2)

تو ذکرهر شبی تو ماه هر شبی

عزیز فاطمه هستی رئیس مذهبی

دلم شد خانه ات منم دیوانه ات

بود باغ بهشتم تربت ویرانه ات

شاعر:فلاح

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(درخت ها همه در سایه ی مقام بلندت) *

2428
0

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(درخت ها همه در سایه ی مقام بلندت) درخت ها همه در سایه ی مقام بلندت

بنفشه ها همه در تاب گیسوان کمندت

به گرد پای تو هرگز نمی رسند سواران

اگرچه سخت بتازند در رکاب سمندت

چه رودها که تپیدند تا تو را به کف آرند

چه بادها که وزیدند تا مگر ببرندت

مسیر چشم تو آنقدر دشت و دامنه دارد

که آهوان جهان را کشانده است به بندت

چنان صمیمی و بی ادعا و بنده نوازی

که نیست هیچ مسلمان و کافری گله مندت

رسول مهر تو را با کدام خط بنگارم

فدای آن دل مشکل گشای ساده پسندت

بخوان بنام همان خالقی که خسرو عشق است

فدای لهجه ی شیرین و حرف های چو قندت

شاعر:سارا جلوداریان

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:51
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(عید اُمّت شده – جشن بعثت شده) *

3603
3

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(عید اُمّت شده – جشن بعثت شده) عید اُمّت شده – جشن بعثت شده

یامحمّد یا محمّد – یامحمّد یا محمّد

گل شادی به دل اهل ولا روئید جلوه ی نور حق از غار حرا تابید

عید اُمّت شده – جشن بعثت شده

یامحمّد یا محمّد – یامحمّد یا محمّد

پیک وحی ازلی این خبر آورده وحی رحمت سوی خیرالبشرآورده

خیز وبا این بیان ، نام حق را بخوان

یامحمّد یا محمّد – یامحمّد یا محمّد

چشمه ی فیض خدای ازلی جوشید عاشقان تهنیت امشب به علی گوئید

جامه ی مجد و شرف ختم رُسل پوشید

ای رسول اُمَم، عَلَّم بالقَلَم، یامحمّد یا محمّد

جلوه ی نور رسالت به ظهور آمد یا مگر غار حرا مهبط نور آمد

مژده ای خسته دلان گاه سرور آمد ای رسول خدا اقرءیا مصطفی
یامحمّد یا محمّد – یام

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:23
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(مثل بهار سر زد و قرآن شكوفه داد) *

2788
-1

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(مثل بهار سر زد و قرآن شكوفه داد) مثل بهار سر زد و قرآن شكوفه داد

با او تمام هستي باران شكوفه داد

مي‏آمد از قبيله مردان اهل عشق‏

آن شب‏كه غنچه غنچه عرفان شكوفه داد

آنقدر گرم بود نفس‏هاي پاك او

كه‏احساس سرد و زرد زمستان شكوفه‏داد

آن شب كه مرد سبز خدا آفريده شد

گويي دوباره چهره انسان شكوفه داد

در سرزمين كفر به يُمن حضور او

باغي شد از خدا و بيابان شكوفه داد

دشت اميدواري دل‏هاي منتظر

باران سرود و باز فراوان شكوفه داد

آن مرد سبز، مرد خدا، مرد معرفت‏

آمد و شاخه شاخه ايمان شكوفه داد

شاعر:مهرناز آزاد

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:53
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(کنون که بلبل طبعم ز دلها می برد غم را چه خوش باشد دو مولودی کنم اعلام عالم را) *

3685
0

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(کنون که بلبل طبعم ز دلها می برد غم را          چه خوش باشد دو مولودی کنم اعلام عالم را) کنون که بلبل طبعم ز دلها می برد غم را چه خوش باشد دو مولودی کنم اعلام عالم را

چو از ماه ربیع بگذشت هفده روز در مکّه عطا بنمود حق بر آمنه سلطان خاتم را

خداوند جهان بر خلق ظاهر کرد از باقر به روز مولد خاتم ولی الله اعظم را

دو مه آمد دو شه آمد دو شافع برگنه آمد دو مولود درخشان کرد نورانی دو عالم

سحرگه معنی نور علی نور آشکار شد ملک تکبیر گوید بر فلک این جشن در هم را

دوفیروزی دو دلشادی بشارت می دهم اکنون ظهور صادق وعید محمد فخر عالم را

محمد چون ولادت یافت بتها سرنگون گردید نمودی خشک از یک جلوه آن دریای پرنم را

جهان شد از قدوم صادق آل نبی روشن به بام شادمانی ها بزن ای شیعه پرچم را

رئیس مذهب

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:27
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار میلاد حضرت محمد(ص)،(فرشته بوسه زده بارگاه ایزدی ات را) *

3135
0

اشعار میلاد حضرت محمد(ص)،(فرشته بوسه زده بارگاه ایزدی ات را) فرشته بوسه زده بارگاه ایزدی ات را

بهشت خیمه زده ، پرنیان سرمدی ات را

چقدر هودج سیمین،گسیل گشته به پایت

که سر به سجده گذارند،ملک امجدی ات را

تو کیستی که قلم با هزار جلوه نوشته

بر آیه های مقدس ،حروف ابجدی ات را

تو کیستی که زبان باز کرده ماهی دریا:

به حسن مرتبت و خلق خوش ، زبان زدی ات را

تو کیستی که قسم یاد کرده ریگ بیابان

که انعکاس دهد ساحت زبر جدی ات را

نشسته ماه شب چارده که سیر ببیند

حلول احمدی ات، حله ی محمدی ات را

خدا تمامیت قدر را فقط به تو بخشید

که آشکار کند خلقت مجردی ات را

شاعر:سارا جلوداریان

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:54
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 وحید قاسمی

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)-(دور دور قدرت قابیل بود) * وحید قاسمی

4092
2

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)-(دور دور قدرت قابیل بود) دور دور قدرت قابیل بود
كار و كسب عاشقی تعطیل بود
دشنه ی شرك و پلیدی تشنه
خون سرخ و پاك اسماعیل بود
طینت هر كس اسیر تیره گی
هر زبانی گرم قال و قیل بود
عزت بت های سنگی ناشی از
جهل نفس مردمان ایل بود
حرفی از عیسی و آیینش نبود
شهر طائف قحطی انجیل بود
شاعران تنها به فكر سیم و زر
شعرشان بی وزن و بی تمثیل بود
بعد از آن فصل زمستان سیاه
نوبت نوروز عام الفیل بود
-ایها العالم بشارت بادتان-
این صدای چاوش جبریل بود
موسم رقص و سماع موج ها
موسم مستی رود نیل بود
موبدان مبهوت حال كائنات
ذهن شان درمانده از تحلیل بود
ساحران دنبال سحری چاره ساز
وردشان بی مغز و بی تاویل بود
مكه حس می كرد نبض نور را
خاك سردش سرخوش

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:34
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 قاسم صرافان

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(قرار شد که بیایی و از ستاره بگویی) * قاسم صرافان

3189
-1

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(قرار شد که بیایی و از ستاره بگویی) قرار شد که بیایی و از ستاره بگویی
صدای پنجره باشی و از نظاره بگویی
تمام قصه‌ی دردِ هزار و یک شب ما را
- بدون آنکه بخوانی- به یک اشاره بگویی

نشان صبح همین بود، همین که «حی علی العشق»
تو با صدای سپیدت به هر مناره بگویی
برای دخترکانی که سهم خاک نبودند
تو از جوانه زدن در شبی بهاره بگویی
و موج، پشت سرِ موج، به صخره‌‌ها بزنی تا
از آن حقیقت آبی در این کناره بگویی
چه سبز می‌شود آن روز که در صدای سواری
غزل دوباره بخوانی، اذان دوباره بگویی
شاعر:قاسم صرافان

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:59
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(کودک ذهن شاعرانه ی من، بار دیگر گرفته تصمیمی) *

5844
1

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(کودک ذهن شاعرانه ی من، بار دیگر گرفته تصمیمی) کودک ذهن شاعرانه ی من، بار دیگر گرفته تصمیمی

تا بگوید بدون مزد و صله، یک غزل، چند بیت تقدیمی

شعر در مدح تو نه کوششی است، مثل چشمه زلال و جوششی است

می شود جرعه ای بنوشانی ، شاعرت را به جام تسنیمی؟

ای ستایشگرت محمّدها! ، عرش حق را به رفت و آمدها!

هجرتت می شود به مقصدها، مبدأ ماه های تقویمی

از حریر ستارگان رویت، رو که نه پیچ و تاب گیسویت

مو که نه طاقدیس ابرویت، که به ظاهر گرفته تجسیمی

گفته ایزد به شان تو «لولاک»، «ما خلقتُ» بدون تو افلاک

ماه از شوق تو گریبان چاک، وَه که شد از میان چه تقسیمی!؟

تو به عیسی که «محییَ الأموات»، روح قُدسی که غیر تو هیهات

تو به موسی که «کلّم الله» است، وسعت ا

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:39
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت پیامبر اعظم(ص)،(ای خاک در تو عرش را تاج) *

2597
3

اشعار ولادت پیامبر اعظم(ص)،(ای خاک در تو عرش را تاج) ای خاک در تو عرش را تاج

یکپایه زقدرتست معراج

تو در یتیمی و ترا جای

برتر زهمه چه دره التاج

فخر تو بفقر و تاجداران

آورده بفقر بر در تاج

آیات تو در زمانه ظاهر

چون شبگون خط ز صفحة عاج

بر روی زده کف خجالت

با جود کف تو بحر مواج

مشتاق ره ترا مغیلان

در زیر قدم حریر و دیباج

جامی که زنقد باد عصیان

شد خرمن طاعتش بتاراج

اکنون ره معذرت گرفته

مسکین بشفاعت تو محتاج
شاعر: جامی

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:08
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(اي تمام آفرينش خشتي از ايوان تو) *

3637
8

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(اي تمام آفرينش خشتي از ايوان تو) اي تمام آفرينش خشتي از ايوان تو

علم شرق و غرب عالم سطري از قرآن تو

آسماني ها زميني ها همه مهمان تو

گل کند جان مسيح از غنچه ي خندان تو

خنده ي خورشيد ها از گوهر دندان تو

عقل ها مبهوت تو مجنون تو حيران تو

آسماني ها همه مرهون ارشاد توأند

دستگيران جهان محتاج امداد توأند

شهرياران بنده ي سلمان و مقداد توأند

چار أمّ و هفت أب در خطّ اولاد توأند

انبيا يکسر بشير صبح ميلاد توأند

نورها بر قلبشان تابيده از فرقان تو

انبيا يک کاروان تو کاروان سالارشان

خوب رويان مشتري تو يوسف بازارشان

خالق و خلقت درود حضرت تو کارشان

کلّ انسانها تويي تنها تويي غمخوارشان

مسلمين در خواب غفلت خفته تو بيدارشان

بي خ

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:56
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(جهان سرسبز و خرم گشت از میلاد پیغمبر) *

3676
4

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(جهان سرسبز و خرم گشت از میلاد پیغمبر) جهان سرسبز و خرم گشت از میلاد پیغمبر
منور قلب عالم گشت از میلاد پیغمبر

بده ساقى مى باقى که غرق عشرت و شادى
دل اولاد آدم گشت از میلاد پیغمبر

تعالى الله از این نعمت کز او اسباب آسایش
براى ما فراهم گشت از میلاد پیغمبر

ز لطف و رحمت ایزد ز یمن مقدم احمد
ظهور حق مسلم گشت از میلاد پیغمبر

به شام هفده ماه ربیع و سال عام الفیل
رسالت ختم خاتم گشت از میلاد پیغمبر

بشارت ده به مشتاقان که ز امر قادر منّان
دل ما عارى از غم گشت از میلاد پیغمبر

ز ناموس قدر بشنو تو گلبانگ خطر زیرا
سر نابخردان خم گشت از میلاد پیغمبر

بناى جهل ویران شد ز یمن منجى ات تارک
جهان از علم اعلى گشت از میلاد پیغمبر

دوصد اعجاز شد ظا

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:21
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(چون ربيع آمد ميان شد صد هزاران نوبهار) *

3620
5

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(چون ربيع آمد ميان شد صد هزاران نوبهار) چون ربيع آمد ميان شد صد هزاران نوبهار

گوئيا باغ جنان در اين جهان شد برقرار

اين همه نور خدا نور هدى گشته مبين

لَلْعجب نبود خدا امّا خدائى آشكار

هرطرف بينم جنان اندر جنان اندر جنان

بلبلان در نغمه دستان هزار اندر هزار

باغ رضوان شد جهان يا گشته او دار السّلام

بشنوم از بس صلاة و بس سلام بى شمار

فرش شد عرش برين يا عرش آمد بر زمين

بس در آن بينم ملائك بس ندا از كردگار

للعجب در كعبه بينم آسمان چارمين

همچو بيت اللّه معمور است گشته نور دار

طُرفه بينم در زمين چون آسمان بس آيتى

بهر رجم جنّ و شيطان بس شراب پر شرار

كوثر آمد در زمين يا شد رحيق و سلسبيل

يا كه طوبى آمده با اين همه حسن و وقار

يا

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:12
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(فرخنده میلاد محمد آمد) *

4969
5

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(فرخنده میلاد محمد آمد) فرخنده میلاد محمد آمد

ختم پیمبران سرمد آمد

مولد صادق آل محمد

مقارن گشته با میلاد احمد

مبارک ، مبارک بادا، مبارک بادا

ز یمن مقدم رسول خاتم

معطر آمده محیط عالم

مولد صادق آل محمد

مقارن گشت با میلاد احمد

مبارک ، مبارک بادا، مبارک بادا

عرش کبریا نوید آمده

که مسلمین عید سعید آمده

بدر منورى پدید آمده

حامل قرآن مجید آمده

مبارک ، مبارک بادا، مبارک بادا

ولادت ختم رسولان آمد

محمد ان حبیب جآنان آمد

به جسم پیروان او جان آمد

بر حرمتش جهان گلستان آمد

مبارک ، مبارک بادا، مبارک بادا

به هفدهم ربیع دو ماه تابان

ز تارک سپهر دین و ایمان

براى دادن پیام جانان

دمیده با سراج لطف یزدان

مبارک ، م

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:17
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(هست رمزى بس لطيف و نغز در احمد خفى) *

3171
4

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(هست رمزى بس لطيف و نغز در احمد خفى) هست رمزى بس لطيف و نغز در احمد خفى

چونكه آمد ميم ممكن در احد بعد از دوحرفش آشكار

هست حق چون يگانه در سه حرف اندر اَحَد

شد الف اللّه پس مثلش نباشد در شمار

حا حميد آمد پسنديده صفاتش بى نظير

نيست چون ممكن قرين نقص و عجز و انكسار

دال باشد او دليل و رهنما بر ممكنات

گر نبود از او نبود اسباب آنهم برقرار

تا نكردى خلق ممكن بود اللّه حميد

چون نمودى خلق پس گشتى دليلش درگذار

فهم كن جانا اگر اهل دلى اين رمز نغز

ميم ممكن در احد بعد از دو حرفش شد قرار

هست احمد از احد ما دون اللّه حميد

ليك از او بر غير خود شد او دليل و نور دار

شرح اين رمز است در «اللّه نور» اندر كتاب

فهم نيكو خواهد و فكر صحيح و

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:42
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(مقام و قدر تو را كس نمي‌كند ادراك) *

3164
2

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(مقام و قدر تو را كس نمي‌كند ادراك) مقام و قدر تو را كس نمي‌كند ادراك
به غير ذات خداوندگار قادر پاك

به عيد ميمنت‌افزايت اي نبي كريم
بتان به روي فتادند و بت‌پرست هلاك

شد از تولد پاكت خموش آتش فارس
بناي محكم كسرا ز مقدمت شد چاك

به يمن مقدم نور و ظهور تو گرديد
به پاي بناي تمامي چه انجم و افلاك

بگشت خشك به عيد تو بحر ساوه ولي
ز شوق وصل تو شد ديدگان جان نمناك

به كعبه جمله قناديل شد چو مه روشن
ز نور روي منير تو سيّد لولاك

تو چون مؤثر مطلق شدي، اثربخشي
خدا به عنصر باد و چه آب و آتش و خاك

به عيد احمد و ميلاد جعفر صادق
تو شاد باش، به ميلادشان مشو غمناك

نديده چشم خرد بعد احمد مرسل
رئيس مذهب و مكتب چنان تويي چالاك

تويي كه شافع جرم

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:23
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(بعد حمد حق سخنرانى خوش است) *

3057
4

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(بعد حمد حق سخنرانى خوش است) بعد حمد حق سخنرانى خوش است

درمديح مصطفى بس دلكش است

ليك رمزى در سخنرانى رواست

نغز و نيكو دلگشا و دلرباست

تا شود از صدق مدح آن جناب

از بيان مدح زآن فصل الخطاب

گويم اكنون شرحى از اين رمز را

رمز نيكو دلربا و نغز را

عاقلى خوش نيست بى ديوانگى

عاشقى خوش نيست بى پروانگى

عقل حقّ بين عشق را بايد وزير

تا نماند در ره حقّ دستگير

بنده گيرا طىّ منزلها بود

تا به قرب وصل حقّ فائز شود

بى محبّت در طريق بندگى

نايدت از معرفت پايندگى

عقل مطلق فكرتش راكد شود

زين سبب طىّ سفر فاسد شود

عشق مطلق هم چنان اسب چموش

برزمين خواهد زدن بردن زهوش

ليك عقل و عشق چون توأم شدى

طى منزل با خوشى خواهد شدى

عقل در

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:44
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(دست غیبِ غیب امشب پرده از رخ برگرفت) *

3507
8

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(دست غیبِ غیب امشب پرده از رخ برگرفت) دست غیبِ غیب امشب پرده از رخ برگرفت

نور او تا ماوراءالملک را در بر گرفت

روی ناپیدای خود را فاش در آیینه دید

پرده چون ذات خدا را روی پیغمبر گرفت

منظر حسن خدا تابید در کلّ وجود

دل ز هر پیغمبری این دلربا منظر گرفت

توبۀ آدم نه تنها گشت با نامش قبول

سرگذشتی شد که عالم زندگی از سر گرفت

پیشتر از بامداد هفده ماه ربیع

آفتابی در زمین از آسمان دل برگرفت

ذره‌ای از مهر رویش را چو بر آن بذل کرد

جلوه‌ای کرد و جهان را خسروِ خاور گرفت

با تماسش ریگ صحرا را دُر نایاب کرد

با نگاهش از درون سنگ نخلِ‌ ‌تر گرفت

با غلامش می‌توان زر کرد کوه سنگ را

از گدایش می‌توان یک آسمان اختر گرفت

تا نگهدارد به دامان

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:52
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(چون نگنجید در جهان تاجش) *

3194
-2

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(چون نگنجید در جهان تاجش) چون نگنجید در جهان تاجش
تخت بر عرش بست معراجش
سر بلندیش راز پایه پست
جبرئیل آمده براق به دست

گفت بر باد نه پی خاکی
تا زمینیت گردد افلاکی
پاس شب را ز خیل خانه خاص
توئی امشب یتاق دار خلاص
سرعت برق این براق تراست
برنشین کامشب این یتاق تراست
چونکه تیر یتاقت آوردم
به جنیبت براقت آوردم
مهد بر چرخ ران که ماه توئی
بر کواکب دوان که شاه توئی
شش جهت را ز هفت بیخ برآر
نه فلک را به چار میخ برآر
بگذران از سماک چرخ سمند
قدسیان را درآر سر به کمند
عطر سایان شب به کار تواند
سبز پوشان در انتظار تواند
نازنینان مصر این پر کار
بر تو عاشق شدند یوسف‌وار
خیز تا در تو یک نظاره کنند
هم کف و هم ترنج پاره کنند
آسمان را ب

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:39
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(مژده یاران كه نوبهار آمد ) *

6501
21

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(مژده یاران كه نوبهار آمد ) مژده یاران كه نوبهار آمد

گل و سرو و سمن به بار آمد

ابر رحمت در این خجسته بهار

گوهر افشان به كوهسار آمد

وه چه عیدى كه در طلیعه او

عید قرآن و دین نمایان است

عید میلاد جعفر صادق

آن كه چون آفتاب تابان است

خاتم الانبیاء كه خاك درش

سرمه چشم اهل عرفان است

این دو میلاد مقترن با هم

مورد بحث نكته سنجان است

دین و مذهب از این دو یافت رواج

در دو قالب نهفته یك جان است

زین دو عید بزرگ ایمانى

تاج فخرى به فرق قرآن است

شاعر:علیمردانی

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:55
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(پیمبـری و همـه زیـر سایـه ی پر تو) *

2700
-3

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(پیمبـری و  همـه زیـر سایـه ی پر تو) پیمبـری و همـه زیـر سایـه ی پر تو

دوبـاره جلـوه نمـوده جمـال انور تو

تو آمدی و جهان شد پر از گل و ریحان

تمـام عـالـم امکـان شـده معطر تو

به وسعت همه ی آسمـان کـرم داری

چه مصرع غلطی!! آسمان، نشانگر تو ؟؟

جهان برای تو و مرتضـاست یـا احمد

جهان، علی و تو، هرسه، برای دختـر تو

تـو احمـدی و نگـیـن پیمبرانی تو

به جـان فاطمه آرام قلب و جانی تو

کلام تو شده درسی به مکتـب پسرت

تو آسمـانی و صـادق درون تو قمرت

ز عطر و بـوی خوش تو دلم بهـا گیرد

شوم چو گوهر نابی فقط به یک نظرت

تو شمع جـان منی ای امیـد قلب همه

زمین نه دور خودش،گردد آن بدور سرت

ندیده عاشقت هستم چنان اُویس قرن

تمـام خلقـت گیتـی

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:43
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(آیه آیه همه جا عطر جنان می آید) *

3374
9

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(آیه آیه همه جا عطر جنان می آید) آیه آیه همه جا عطر جنان می آید

وقتی از حُسن تو صحبت به میان می آید

جبرئیلی که به آیات خدا مأنوس است

بشنود مدح تو را با هیجان می آید

مي رسي مثل مسيحا و به جسم کعبه

با نفس هاي الهي تو جان می آید

بسکه در هر نفست جاذبه‌ی توحیدی است

ریگ هم در کف دستت به زبان می آید

هر چه بت بود به صورت روی خاک افتاده‌ ست

قبله‌ی عزت و ايمان به جهان مي آيد

با قدوم تو براي همه‌ی اهل زمين

از سماوات خدا برگ امان مي آيد

نور توحيدي تو در همه جا پيچيده ست

از فراسوي جهان عطر اذان مي آيد

عرش معراج سماوات شده محرابت

ملکوتی ست در این جلوه‌ی عالمتابت

خاک از برکت تو مسجد رحمانی شد

نور توحید به قلب بشر ارزانی شد

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:47
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(در سایه سار لطف شما پا گرفته ایم) *

2984
5

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(در سایه سار لطف شما پا گرفته ایم) در سایه سار لطف شما پا گرفته ایم

شکر خدا کنارشما جا گرفته ایم

از سائلان هرشبه کویتان شدیم

این درس را ز عالم بالا گرفته ایم

این نوکری و عرض ادب را به نزدتان

ازگوشه چشم ام ابیها گرفته ایم

بعدازشما که امتتان چنددسته شد

شکر خدا که دامن مولا گرفته ایم

همواره درب هرکس وناکس نمی زنیم

ما رزق خود ز ام ابیها گرفته ایم

ما زیر دِین نسل به نسل شماشدیم

ازدست زینب تو شفاهاگرفته ایم

تا اینکه بین چاه نیافتیم ،روز و شب

یک رشته از عبای شما را گرفته ایم

این رشته ازعبای تو حبل المتین ماست

مُهرغلامی حسنت برجبین ماست

وقتی که آمدی همه جاغرق نورشد

کم کم بساط عشق خداوند جور شد

وقتی تو آمدی دل جدت جلا

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:49
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار میلاد حضرت محمد(ص)،(تا دشت‌ها هوای دلت را دویده‌ای) *

2598
1

اشعار میلاد حضرت محمد(ص)،(تا دشت‌ها هوای دلت را دویده‌ای) تا دشت‌ها هوای دلت را دویده‌ای

در کوه انعکاس خودت را شنیده‌ای

در آن شب سیاه نگفتی که از کدام

وادی سبد سبد گلِ مهتاب چیده‌ای؟

«تبـت یدا...» ابی‌لهبان شعله می‌کشند

تا پرده‌ی نمایش شب را دریده‌ای

رویت سپیده‌ایست که شب‌های مکه را ...

خالت پرنده‌ایست رها در سپیده‌ای

اول خدا دو چشم تو را آفرید و بعد

با چشمکی ستاره و ماه آفریده‌ای

باران گیسوان تو بر شانه‌ات که ریخت

هر حلقه یک غزل شد و هر مو قصیده‌ای

راهب نگاه کرد و آرام یک ترنج

افتاد از شگفتی دست بریده‌ای

بالاتر از بلندی پرهای جبرئیل

تا خلوت خدا، تک و تنها پریده‌ای

دریای رحمتی و از امواج غصه‌ها

سهم تمام اهل زمین را خریده‌ای

حتی کنار

  • پنج شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:56
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

متن حوادث مقارن با ولادت حضرت رسول (ص) *

2536
1

متن حوادث مقارن با ولادت حضرت رسول (ص) حوادث شب ولادت
در روايات ما آمده است که در شب ولادت آن حضرت‏ حوادث مهم و اتفاقات زيادي در اطراف جهان به وقوع پيوست که‏پيش از آن سابقه نداشت و يا اتفاق نيفتاده بود که از جمله‏«ارهاصات‏»بوده بدانگونه که در داستان اصحاب فيل ذکر شد،و در قصيده معروف برده نيز آمده است.
و شايد جامع ترين حديث در اين باره حديثي است که مرحوم صدوق‏«ره‏»در کتاب امالي به سند خود از امام صادق عليه السلام‏ روايت کرده و ترجمه‏اش چنين است که آن حضرت فرمود: ابليس به آسمانها بالا مي‏رفت و چون حضرت عيسي‏«ع‏»به دنيا آمد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا مي‏رفت،و هنگامي که رسول خدا«ص‏»به دنيا آمد از همه آسمان هاي هفتگانه ‏م

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 13:12
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(نه آسمان و هفت زمین چرخ تابناک) *

2444
0

اشعار ولادت حضرت محمد(ص)،(نه آسمان و هفت زمین چرخ تابناک) نه آسمان و هفت زمین چرخ تابناک

در بارگاه شهر مدینه چو ذرة خاک

شهر مدینه نی، که سپهر حقیقت است

رخشنده هور و انجم از آن گشته اشتباک

نور منبر، رهبر حق، شمس احمدی

شد منجلی چو روی زمین بود انتهاک

دریای جهل و جوش خروشان، راه نی

کشتی در آب غوطه ور ، خودجملگی بداک

آمد سفینه ای زسوی حق لم یزل

شد منجی بشر زجهالت بدون شاک

لولاک ما خلقت باشنش نزول کرد

از آسمان رحمت یزدان چو شد زخاک

شمس الشموس، برج هدا گشت منکسف

کرد آن زمان سپهر گریبانش چاک وچاک

افتاد بانگ غلغله ت چرخ هفتمین

چون نور حق زروی زمین کرد اختکاک

فوج ملک در اوج فلک گشته اشگریز

طوفان غم زبحر الم گشت خشمناک

قطب مدار عالم امکان شکس

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:02
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

وقایع قبل از میلاد حضرت رسول (ص) *

1916
1

وقایع قبل از میلاد حضرت رسول (ص) آمنه در اتاقی تنها، بر مرگ همسر خود، عبدالله، می‌گریست که ناگهان درد زایمان او را فرا گرفت. خواست از اتاق خارج شود ولی در باز نشد. برگشت و در حالی‌که درد می کشید بر تنهایی خویش گریست. ناگاه دید که سقف خانه گشوده شد و چهار حوری بهشتی از آن فرود آمدند. صورت‌های آنان چنان نورانی بود که خانه از پرتو آنان روشن شد.
آنها به آمنه گفتند:« نترس، و از چیزی بیمناک نباش. ما آمده‌ایم در زایمانت کمک کنیم.» سپس در چهار طرفش نشستند.
چشمان آمنه آرام به خواب رفت و وقتی چشم گشود که حضرت محمد صلی الله علیه و آله را در کنار خویش دید، در حالی که پیشانی بر زمین نهاده بود، سجده می‌کرد، انگشت اشاره خود را به آسمان بلند

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 13:20
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد