ظلمت میان قلب عالم جلوه گر بود
رنگ سیاهی تابش شمس و قمر بود
شیطان به همراه سپاه خود به فکر
گمراهی انسان و اغفال بشر بود
در آن زمان،حرفی ز حق،پیدا نمی شد
ذهن بشر دنبال قتل و سیم و زر بود
با آن همه آیات بسیار الهی
معبود انسان،آهن و چوب و حَجَر بود
گمراهی انسان ز حدّ خود فزون شد
در ذهن او جهل مُرکّب،مُستقر بود
در آن زمانِ تیرگی و جاهلیّت
فرزند دختر مایه ی ننگ پدر بود
وقتی که بابا دخترش را زنده می کُشت
در بین ایل و خانواده مُفتخر بود
غارتگری و قدرت و شهوت پرستی
بر شاخه های نفس انسان بارور بود
آمد ز سوی حق تماماً نور و رحمت
یعنی مُحقق شد رهایی از ظلالت
تو آمدی و زیر و رو کردی جهان
- چهارشنبه
- 1
- شهریور
- 1391
- ساعت
- 16:48
- نوشته شده توسط
- علی