عطر ریحانه و نيايش تو
شب و تصویر تازهای از زن
از تو و آه تو که سرشار است؛
شب چگونه است؟ چشم ما روشن!
بس که محبوبههای این عالم
به تو ای عطر ناب منسوباند
نزد پیغمبر از جهان ما
زن و عطر و نماز محبوباند
آه اما تو در جهان ما
به نمازی نشسته دل بستی
و برای تو مثل دستاست
سادهتر چرخ میخورد هستی
سادهتر از تو اشکهایت بود
-هرچه زخمت عمیق و کاری شد-
قطره قطره به خاک افتاد و
آسمان روی خاک جاری شد...
شب میان فرشتگان بودی
بال در بال روشن آنها
روز اما کسی نمیفهمید
راز تنهایی شگفتت را
از سپید و سیاه؛ از دنیا
جامۀ سادگیست تنپوشت
چشمۀ آفتاب مقصد تو
تسمۀ مشک تشنه بر دوشت
(و پدر رفت و جای خالی او
- پنج شنبه
- 27
- دی
- 1397
- ساعت
- 18:31
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور














