( او می دوید و من می دویدم او سوی مقتل من سوی قاتل )
( او مینشست و من مینشستم او روی سینـه من در مقابل )
( او میکشید و من میکشیدم او از کمر تیغ من آه باطل )
( او می برید و من می بریدم او از حسین سر من از حسین دل )
******
قتلگهـت قـاتـل جـانـم بُـوَد
قـاتـل تـو به دیـدگانـم بُـوَد
لعنـت قـاتـل به زبـانـم بُـوَد
سـوزش غم سوز نهانـم بُـوَد
شـاهـد ایـن مـاتـم دردآورم
خنجــرِ بـر حنجــرة یـاورم
آن چه که دیدم نشـود بـاورم
سـوزم و در خـاطـره می آورم
( او مینشست و من مینشستم او روی سینـه من در مقابل )
( او می دوید و من می دویدم او سوی مقتل من سوی قاتل )
******
یاد تـو با گریـه جوابـم دهـد
هر نف
- چهارشنبه
- 13
- شهریور
- 1398
- ساعت
- 10:00
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب