پرشورترین فصل تلاطم اینجاست
آیینهٔ چشمهای مردم اینجاست
از وسعت درگاه رضا فهمیدم
مشهد که نه، آسمان هشتم اینجاست
- دوشنبه
- 17
- تیر
- 1398
- ساعت
- 12:34
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
پرشورترین فصل تلاطم اینجاست
آیینهٔ چشمهای مردم اینجاست
از وسعت درگاه رضا فهمیدم
مشهد که نه، آسمان هشتم اینجاست
نسیم صبح تو بر موج شد سوار اینجا
گرفت تاب و تب موج ما قرار اینجا
فرشته ها در این خانه بانگ آوردند
هزار حاجت اگر داشتی بیار اینجا
میان جمعیت پر تلاطم حرمت
سبک شدند همه شانه ها ز بار اینجا
اگر نشد برسد دستمان به خضر ضریح
به لایموت رسیدیم در فشار اینجا
پیمبران خدا معتکف در این حرمند
پر از حرا ست به هر گوشه و کنار اینجا
ستاره را که توانست بشمرد در شب ؟
فضایل تو نشد جمع در بحار اینجا
به آفتاب رسیده ست و دامنش پاک است
سگی اگر بزند بوسه بر مزار اینجا
شدیم خاک در آستانه ی علوی
زدیم بوسه به درگاه شوکت رضوی
غرق شرر شد امام رضا
پاره جگر شد امام رضا
یوسف زهرا ناله ها میزد
بین یک حجره دست و پا میزد
آه و واویلا...
هر دل عاشق سوزان او
حضرت زهرا گریان او
میکند مادر از غم او یاد
که رضا هم دور از وطن جان داد
آه و واویلا...
شد اشک زهرا جاری ز عین
گَهْ بر رضا و گاهی حسین
این به زهر کین جانفدا گردید
او لبِ تشنه سرجدا گردید
آه و واویلا...
دل غیرِ سوز و مِحَن ندارد
حسینِ زهرا کفن ندارد
جسم عریانش بین آن صحرا
نوحه خوان او مادرش زهرا
آه و واویلا...
یانجمه یانجمه بزن تبسّم
بر ماه رخسار امام هشتم
.
بوسه زن وجه خدا را
ماه رخسار رضا را
در بغل بگرفتی امشب
هشتمین شمس ولا را
یا رضا عیدت مبارک (2)
.
.
.
.
میآید ازهر سو نغمۀ یاهو
در عید میلاد ضامن آهو
.
نور ذات حیّ سرمد
عالم آل محمّد
زادۀ موسیبنجعفر
یوسف زهرا خوش آمد
یا رضا عیدت مبارک (2)
.
.
.
.
نجل زهرا و مرتضی خوشآمد
میلاد مسعود رضا خوش آمد
.
این همان شمس شموس است
شاه عالم ماه طوس است
آسمانش خاک پا و-
جبرئیلش دست بوس است
یا رضا عیدت مبارک (2)
.
.
.
.
من خاک زوّار اباالجوادم
درهای صحن اوبابالمردام
.
یا رضا جانم فدایت
قلبم ایوان طلایت
میزنم بوسه به پایِ
زائر صحن و سرایت
یا رضا عیدت مبارک (
دل قاصر است این همه مولا بیان تو
حور و ملک علم زده در آستان تو
.
ما دل شکسته آمدهایم یا امام رضا
دل تنگ عالمیم که ما هم به جان تو
.
ما تشنه نگاه تو هستیم والسلام
عشق است برای ما همه دارُالامان تو
.
امروز زائران شما اَهل جنّتند
پر میزنند این همه از آشیان تو
.
ای نور قلب فاطمه بنگر به حال ما
باشم کنار رحمت و نام و نشان تو
.
از شهر و از دیار خودم دل بریدهام
ای میزبان کرم بنما میهمان تو
.
«غمکش» که پیک خواهرتان نوکر تو هست
امروز گشته شاعر و هم نوحهخوان تو
.
ای رضا ای نور جاویدان سلام
ای امیر کشور ایران سلام
.
عرض تبریک و ارادت ماه من
روز میلادت مبارک شاهِ من
.
خستهام آقا پناهم میدهی؟
صحن گوهرشاد راهم میدهی؟
.
ای که آهو را ضمانت میکنی...
بر مسیحی ها عنایت میکنی...
.
از یهودی رفع حاجت میکنی...
اوج رأفت را روایت میکنی...
.
گوشه چشمی بَر غلامت میکنی؟
در جزا ما را شفاعت میکنی؟
.
گوشهٔ چشمت کفایت میکند
خالقت از ما حمایت میکند
.
زائرت را ، کن مدد ای محترم
تا بیابد (فیضی) از سمت حَرَم
دارد دلم هوای تو یا ثامن الحجج
تنگ است دل،برای تو یا ثامن الحجج
.
آشفته ام چو موی تو،دستم به دامنت
افتاده ام به پای تو یا ثامن الحجج
.
هرلحظه دل گرفته تورا کرده ام صدا
کی مرسد صدای تو یا ثامن الحجج
.
ایران زمین حرم شده در سایه ی علم
پرگشته از نوای تو یا ثامن الحجج
.
این پرچمت که کرده حرم هر دیار را
حاکی ست از وفای تو یا ثامن الحجج
.
منت کشم به خادم کوی تو تا کنم
جان فدیه بر لوای تو یا ثامن الحجج
.
پابوسی تو حج فقیراست وگشته ام
من حاجی صفای تو یا ثامن الحجج
.
`همسایه،سایه ات به سرم مستدام باد”
دل برقرار از دعای تو یا ثامن الحجج
.
من”هاتف”وغلام توام هرچه تو کنی
خوشحالم از رضای تو یا ثامن الحجج
دل شده مست جام رضا
ذکر لب من نام رضا
.
ای حرمت کوی صفا روضۀ رضوان
عشق تو دارد دلم ای شاه خراسان
.
جان مست سبویت
دل سائل کویت
.
پر زند هر لحظه دل شیعه به سویت
شاه خراسان آقا یا شاه خراسان ( 2 )
.
.
گشته دلم دیوانۀ تو
مست می پیمانۀ تو
.
با هوست زندگی ام در جریان است
جسم مرا جوهرۀ عشق تو جان است
.
هر دم که برآرم
سودای تو دارم
.
ای شه وارسته تویی دار و ندارم
شاه خراسان آقا یا شاه خراسان ( 2 )
.
.
قبلۀ عالم مشهد توست
رشک ملائک گنبد توست
.
چون کبوتر در حرمت پر می زنم من
اسم تو ورد لبمه در می زنم من
.
ای سرور مه رو
مولای علی خو
.
کن نظری سائلم ای ضامن آهو
شاه خراسان آقا یا شاه خراسان ( 2 )
.
.
عشق رض
بفرمائید....
یک جرعه غزل ناب
به بهانهی زیارت مخصوص
پرواز میکند دل من در هوای تو
از سینه آه میکشم هرشببرای تو
آغاز بندهگی من از تو شروع شدست
آری ذبیح تو شدهام در منای تو
سلطان طوس سهمیهی ما ز فاطمهست
ایران تمام قد همه شد خاک پای تو
در این حرم به هرطرف انداختم نگاه
آمده صدای اُدُخلی آن هم ز نای تو
من شاعر تو خاک قدمهای دعبلم
پس میخرم ز جان و دل آقا بلای تو
(آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند)
سر خَم نمودهاند بهصحنوسرایتو
ما شیعهی نگاه تو و خواهر توائم
ای عالمی فدایی جود و سخای تو
خواهم برات کرببلایم رقم زنی
زائر شدم برای همین در رضای تو
در سایهٔ لوای تویا ثامن الحجج
دل گشته مبتلای تو یا ثامن الحجج
.
درروزگار عاطفه و شهربی دلی
افتاده ام بپای تو یاثامن الحجج
.
مسند نشین دولت عشقم دراین جهان
ازلطف و از عطای تو یا ثامن الحجج
.
امشب عنایتی بمن خسته دل نما
تاجان کنم فدای تو یا ثامن الحجج
.
ناقابلم نظر فکن ای پادشاه حسن
قابل شود گدای تو یاثامن الحجج
.
حاتم که خوان بذل و کرامت گشوده است
کی میرسد بپای تو یاثامن الحجج
.
دعبل کجا بحشمت و جاهی رسدمگر
ازحرمت رداعی تو یا ثامن الحجج
.
دیدم شبی که آینه درعین سادگی
بنشسته درسرای تو یاثامن الحجج
.
اشک ذلال عاطفه میریزد و مدام
میگوید از وفای تو یا ثامن الحجج
.
لطفی نما که خادم سلطان کربلا
دل
ای شه خراسان ٬ خراسان ٬ سلام علیک
ضامن غریبان ٬ غریبان ٬ سلام علیک
.
.
.
نازم آن حرم را که بوی جنان می دهد
جمله بی کسان را پناه و امان می دهد
مژده رجا بر همه عاشقان می دهد
عشق ما رضاجان ٬ رضا جان ٬ سلام علیک
.
.
.
صحن با صفایت صفای دل زائرین
ذکر نام پاکت جلای دل مضطرین
روشن از چراغ وجود تو ایران زمین
آبروی ایران ٬ ز ایران ٬ سلام علیک
.
.
.
کفتران مهرت چه مستانه پر می زنند
سائلان کویت چو دیوانه در می زنند
جمله امامان سرای تو سر می زنند
دلبر امامان ٬ امامان ٬ سلام علیک
.
.
.
کن مدد رضا جان به ملکت سیاحت کنم
تا رواق پاک و ضریحت زیارت کنم
سائل تو باشم به کوی تو عادت کنم
ملجا اسیران ٬ اسیران ٬ سلام
من بی دل آمدم که تو دلدار من شوی
غم دیده آمدم که تو غم خوار من شوی
شادم که در حریم تو افتاده بار من
آیا شود ز لطف خریدار من شوی
خود را ز راه دور کشاندم به کوی تو
دل خسته آمدم که مددکار من شوی
هر طور راحتی، بزن، اما نمی روم
این بار آمدم که فقط یار من شوی
من ورشکستهٔ گنهم، می شود شبی
یوسف شوی و گرمی بازار من شوی
عمرم به باد رفته به داد دلم برس
من آمدم که مونس من یار من شوی
آقاییم همیشه ز سلطانی شماست
یک عمر نوکرم که تو سالار من شوی
خوانم میان صحن تو تا روضه ی حسین
گویا که از وفا تو گرفتار من شوی
پیچیده باز در حرمِ تو صدای من
دست شماست روزیِ کرب و بلای من
هم مسیحا زاده ای هم کار موسی میکنی
بی عصا ناجی شوی و بحر غم وا میکنی
هر کویری را بخواهی رود و دریا میکنی
با علومت عالمان را محو و شیدا میکنی
دانش و نور و فضیلت از وجودت میچکد
رحمت و فیض الهی از سجودت میچکد
لطف و احسان شما کی میرود از خاطرم؟
گر تورا مایل نباشم لاجرم یک کافرم
مدح تو در من نگنجد با زبان قاصرم
گر شما لطفی کنی یک ذره اش را قادرم
با علومت فاتحی و فتح خیبر میکنی
چون علی هستی، هماره کار حیدر میکنی
یا رضا گفتم رضا شد از من آن رب جلیل
یا رضا آن ذکرِ در آتش به لب های خلیل
یا رضا داروی درمـانِ گرفتـار و علیل
یا رضا در روز محشر ما گدایان را کفیل
آنقَدَر گویم رضا تا جان درون این تن اس
ساقیا بوی نسیم سحری ما را بس
در همین حد که نمودی نظری ما را بس
حاجت ازدل نگذشته تو روا می سازی
از گرفتاری ما باخبری ما را بس
مثل هر بار اگر باز بزرگی بکنی
بار افتاده ی ما را بخری ما را بس
شوری اشک ، چشیدم و نمک گیر شدیم
داده ای نیمه شب چشم تری ما را بس
ناخداگاه مقیم در میخانه شدیم
جای دادی به گدایی گذری ما را بس
فاطمه دید و پسندید و خرید این همه عمر
با تولّای علی شد سپری ما را بس
شیعه حیدر کرار شدیم و برِ ما
همسر فاطمه کرده پدری ما را بس
بوسه دارد کف نعلین علی که نورش
می کند در رخ ما جلوه گری ما را بس
جان ارباب قسم ، این دلمان تنگ شده
یک سفر کرببلا هم ببری ما را بس
همه را مثل جوادت تو
درد دل بودولای تو یا ثامن الحجج
جنت بودسرای تو یا ثامن الحجج
عمریست که ازکرامت وجودوسخایتان
بنشسته در لوای تو یا ثامن الحجج
فخریه ام بود که منم سائل درت
شرمنده ی عطای تو یا ثامن الحجج
شامل شود به خیل گدایان کوی تو
جود تووسخای تو یا ثامن الحجج
تنها نه شیعه ،بلکه تمامی این جهان
گردیده آشنای تو یا ثامن الحجج
رحمت ببارد از در و دیوار آن حرم
عالم بود برای تو یا ثامن الحجج
حور و ملک به گرد حریم تو در طواف
در صحن تو،سرای تو یا ثامن الحجج
دارالشفاست برای تمامی شیعیان
آن صحن باصفای تو یا ثامن الحجج
نوربخش عالم هستی است تابه حشر
آن گنبد طلای تو یا ثامن الحجج
جبریل وحی باآن همه جاه ومقام خویش
بوسیده خاک
شکسته آمده در رأس ساعتی مخصوص
دوباره زائری و عرض حاجتی مخصوص
به چشم اشک و به دل خنده و به لب شِکوه
رسیده است به وقت زیارتی مخصوص
برای توست که با خشت قلب ساخته اند
شمال شرقی ایران عمارتی مخصوص
به روضه خوانی نقاره و به گریه ی حوض
گرفته اند در این صحن هیئتی مخصوص
رسیده ام که بگویند مشهدی هستم
به روی من بگذارند قیمتی مخصوص
امام من تویی و شرح کاملی دادی
امام را تو خودت در روایتی مخصوص
تو نیز طعم خوش منحصر به خود داری
حسینی و حسنی،طعم غربتی مخصوص
برای گرگ هم این مرتبه قرار بده
میان این همه آهو ضمانتی مخصوص
غزل 1
یا علی بن موسی الرضا
آرام کن به جامی شور و نوای ما را
سلطانی و دمَت گرم (کریمی) داری هوای ما را
از سفرهء کریمان عمری است فیض بردیم
پر کرده ای همیشه تو کسیه های ما را
دادیم تا سلامی تحویلمان گرفتی
از خاطرت نبردی حتی صدای ما را
سهمیه گدایان محفوظ باشد اینجا
بگذاشتی کناری سهم عطای ما را
باز آمدیم ای دوست بار گناه بر دوش
راضی نما دوباره از ما خدای ما را
روزی اگر بنا شد ما را ز در برانی
گو مادران بپوشند رخت عزای ما را
زیباییِ ضریح و ایوان و صحن هایت
در گوشه حریمت بسته است پای ما را
جان جوادت آقا جان عزیز لیلا
امضا نما دوباره کرببلای ما را
باب الجواد یعنی صحن علی اکبر
تنگ غروب دیدی تو
می خواست که زنده از شمیم تو شود
یا زائر جنت النعیم تو شود
آدم اگر از بهشت گندم می خورد
می خواست کبوتر حریم تو شود
آرزوی وصل تو آتش به جانم ریخته
درد دل باتوسخنها بر زبانم ریخته
بند می آید زبانم تا به صحنت میرسم
گوئیا ظرف عسل روی زبانم ریخته
جنس من جوراست کوهی ازگناه آورده ام
آبرویم پای اجناس دکانم ریخته
دوره گردم آبرویم میفروشم میخری
پیش سلطان ترسم ازسودوزیانم ریخته
پهن کردم سفره ای ازعرش کنج خانه ات
روی سنگ صحنهایت خرده نانم ریخته
گوشه ای ازپنجره فولادزنجیرم کنی
من سگی بیمارم آنجا استخوانم ریخته
مُسطتیعم حاجیم چون آمدم بیت الرضا
دوور تا دور حرم اشک روانم ریخته
من نمیبینم توهردفعه بقل کردی مرا
عطر دستان تو لای گیسوانم ریخته
صحن گوهرشادچیزی کم نداردازبهشت
بوی سیب ازهرکجایی می تکانم ریخته
درمیان صح
شد ایّامِ زیارتِ مخصوص تو
آمد دلم به نیّت پابوسِ تو
همش میگم امام رضا فدات بشم
فدای اشک چشم زائرات بشم
رئوفی و پر از عنایتی
به لطف و جود تو بی نهایتی
مریضم و من و شفا بده
یک برات کربلا بده
اَلسُّلطان مولا علی موسی الرّضا...
آروم آروم میرسه ماتم حسین
داره میاد بوی محرّم حسین
ای چشم تو گریه کنِ شَیبُ الخضیب
آتیش دل شد روضه ی یابن الشّبیب
یابن الشّبیب جدّ غریب ما
تشنه شده سر از تنِش جدا
سرِش شده هلالِ نیزه ها
آتیش گرفته خیمه ها
واویلا غریب مادر یا حسین...
آمد از راه و کشید آرام عبا رویِ سرش
یعنی امروز ست روزِ نالههایِ آخرش
هر قدم رفت و نشست و دست بر پهلو گرفت
میکشد خود را به سویِ خانه مثلِ مادرش
رویِ خاکِ کوچه دنبالش اگر دقت کنی
بنگری آثاری از خاکی ترین بال و پرش
او زمین میخورد و میخندید بر حالش عدو
این هم ارثی بود که برده ز جدِّ اطهرش
صحنۀ جان دادن او روضۀ مستوره شد
حجره در بسته میداند چه آمد بر سرش
بار دیگر صورت خاکی و دست و پا زدن
خادمش دید و ولی هرگز نمیشد باورش
یک بُنَیّ گفت و از کام پسر بوسه گرفت
از مدینه بهر یاری زود آمد دلبرش
کربلا بابا رسید امّا پسر افتاده بود
قلبِ شاعر آب شد در این سه بیت آخرش
هر چه قدر آغوش خود واکرد اکبر ج
زیارت مخصوص مقتدا شد
ذکر دلم جانم امام رضا شد
نور حقّ الیقین
امامِ هشتمین
ای کعبه ی لطف و عنایت
امام رضا جانم فدایت
رضا رضا رضا رضا جان...
تا حشر بر عشق تو مبتلایم
ای مَضجعت کعبه و کربلایم
جنّتم کوی تو
قبله ام روی تو
محبتت دار و ندارم
خادمیِ تو افتخارم
رضا رضا رضا رضا جان...
از برکتِ نامِ تو ای مُکرّم
گرفته ذلقعده بوی مُحرّم
غصه دارِ حسین
بی قرارِ حسین
سوز عجیبت آتشم زد
یابن الشّبیبت آتشم زد
حسین حسین عزیز زهرا...
من چه کنم ؟ تواین شهرغربت بی یاورشدم
من چه کنم؟اگرچه سلطانم بی لشگر شدم
من چه کنم ؟ به چشم تر مهمون مادر شدم
بین کوچه چون . مادرم زهرا
بالب خونی . افتادم از پا . آه و واویلا
تا یه قدم میرم زمین میخورم وای مادرم
میچرخه کوچه ها به دور سرم وای مادرم
مسیر کوچه ها رو تار میبینم وای مادرم
پهلوم و میگیرم زمین میشینم وای مادرم
ازرو سرم . عبا افتاده
لرزه به این . پاها افتاده
لبام که از . صدا افتاده
وای رضا عزیز زهرا
ای پسرم . بیا که دارم دست و پا میزنم
ای پسرم . بیا که اسمتو صدا میزنم
ای پسرم . سرم و روی این خاکا میزنم
روی این خاکا . سرمیزارم من
یادعاشورا . روضه دارم من .روضه دارم من
رو سینه من کسی
زحمتی را که پدر از کار طفلان میکشد..
گرچه باشد سخت!با شوق فراوان میکشد
پای لنگان و مسیر سخت و شیطان در کمین..
زحمت کار مرا شاه خراسان میکشد..
سرگذشت بی وفایی های من از حد گذشت
شانه ام جای غم تو غصه نان میکشد
معدن حکمت! کجا آخر به تو من میرسم؟!
حسرت فیروزه را ریگ بیابان میکشد!
زائر پرادعا درآرزویش حبس شد
قصر باز است و گدا جارو به زندان میکشد..
خرج ما دور وبری ها را سوا از خود مکن
نازقرآن راهمیشه جلدقرآن میکشد
سائلم مرد کریمی راکه درظرف غذا...
آب ونان بنده را با خویش یکسان میکشد..
تاج شاهی مال مردم! خاک پایت مال من..
حسرت این پای بوسی را سلیمان میکشد..
کبوتر دل ـ پرزد
راهیه بازم ـ مشهد
پر کشیده تا ـ روی ـ گنبد
کجا رو داره ـ به غیر این در ـ دلی که عمری باتو شده مانوس
میدونه هیچ وقت ـ نمیکنی تو ـ این گدای خونه زادت رو مایوس
تاکه میگیره ـ از همه دنیا ـ میرسونه خودش رو واسه پابوس
ای دین و ایمان
قبله ی ایران
دائم میخونم
(جانم رضا جان)
از گدا تا شاه ـ واست
فرق نداره تو ـ خونت
هرکسی میاد ـ داره ـ حاجت
یکی مریضه ـ یکی غریبه ـ یکی درد داره و دواشو میخواد
یکی باگریه ـ داره میخونه ـ توی یک گوشه ی صحن گوهرشاد
دوباره انگار ـ شفا گرفته ـ یکی باز دم پنجره ی فولاد
حضرت سلطان
شاه خراسان
جون میدم واست
(جانم رضا جان)
سمت تو بلند ـ دستام
خیره به دستات ـ چ
?️صلوات خاصه ی امام رضا ع?️
اللهّمَ صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي الامامِ التّقي النّقي و حُجَّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثري الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ
خدایا رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا امام با تقوا و پاک و حجت تو بر هر که روی زمین است و هر که زیر خاک، رحمت بسیار و تمام با برکت و پیوسته و پیاپی و دنبال هم چنان بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی
برداشتی منظوم از صلوات خاصه امام رضا ع
خداوندا درود و رحمتت را
تو از آن بهره ور کن حجتت را
عطا کن بر اما
((السلام ای شهید خراسان
ای پناهِ همه بی پناهان))
ای امامِ هشتمینم،مقتدایم بهترینم
از ازل گشته رضا جان،عشقت از ارکانِ دینم
یابن الزهرا یابن الزهرا
یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا
یا رضا جان یا رضا جان...
((تو جگر گوشه مرتضایی
تو علی بن موسی الرضایی))
شکر حق کز روز اول،بر ولایت مبتلایم
صحن سقاخانه ی تو،کعبه و کرببلایم
یابن الزهرا یابن الزهرا
یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا یابن الزهرا
یا رضا جان یا رضا جان...
((جان زهرا و جان جوادت
زیر لحد زِ ما کن عیادت))
عاشقی گم کرده راهم،سائلم بی سرپناهم
من ز فرطِ معصیت ها،روسیاهم رو سیاهم
یابن الزهرا یابن الزهرا
یابن الزهرا یابن الزهرا
من گدای حرم سلطانم
همه جادرحرم سلطانم
در هوای حرم سلطانم
یا غریب الغرباادرکنی
....
پیش تو حال تباه آوردم
نامه ی جرم وگناه آوردم
به حریم تو پناه آوردم
یاغریب الغربا ادرکنی
نظری بردل بیمارم کن
باغلامان خودت یارم کن
دراین خانه گرفتارم کن
یاغریب الغربا ادرکنی
من به عشق توهیاهودارم
هرچه دارم زتومه رودارم
ذکریاضامن آهودارم
یاغریب الغربا ادرکنی
زگدایت توهواداری کن
جان زهراتومرایاری کن
تو رهایم گرفتاری کن
یاغریب الغربا ادرکنی
دیده ی خشک مرادریاکن
دل شیدای مراشیداکن
کربلاونجفم امضا کن
یاغریب الغربا ادرکنی
دل به یادتوصفایی دارد
حرمت حال و هوایی دارد
جلوه ی کرببلایی دارد
یاغریب
هوای وَصل به سَر دارم و رسیدن ها
هوای پِلک به سَنگِ حرم کشیدن ها
هوای ماندنِ شَبها به صَحن های بهشت
هوای تا به سَحَرها ستاره دیدن ها
نگاه کردنِ اوجِ کبوترانِ حرم
وَ دانه از دَمِ بابُ الرِّضا خَریدن ها
همیشه مِیل به پَرواز دارَد این دِل، اَگر
دَر آسِمانِ خُراسان بُوَد پَریدن ها
وَ با گرفتنِ اِذنِ دُخول و پیشِ ضَریح
صِدای نوح و مَسیح و... چُنین شِنیدن ها
.
دِلَم هَواییِ مَشهَد شُد اَلسَّلامُ عَلَیک
دِلَم کَبوتَرِ گُنبَد شُد اَلسَّلامُ عَلَیک
.
خوشا به حالِ تمامِ مُجاورانِ حرم
خوشا به حالِ تمامِ مُسافرانِ حرم
غُبار از قَلَم و کاغَذَم کِنار زَدَم
که با نگاهِ تو گَردَم زِ شاعرانِ حرم
به کفشدارِ حَر
زَهری که سوزانده تَمامِ پِیکرَم را
خاکِستری کَرده هَمه بال و پرَم را
.
یک آشِنایی هَم دَر این غُربَت ندارم
تا که گُذارد روی دامانَش سرَم را
.
حَتّی جَوادم نیست با دَستش بگیرد
اَشکِ روان گردیده از چَشمِ ترَم را
.
می خواستم این لحظه ی آخَر بِبینَم
یِک بارِ دیگر روی ماهِ خواهرَم را
.
با صورتم خوردم زَمین بَر خاکِ کوچه
هَر بار هَم خواندم به ناله مادرَم را
.
اَمّا طَناب اینجا به دَستانَم نَبَستند
مَردی نَزَد سیلی کنارم همسرَم را
.
هیزُم نیاوردَند پُشتِ خانه ی مَن
اینجا نَسوزاندَند دیوار و درَم را
.
از زَهر پیچیدم به خود بر خاکِ حُجره
دیگر نَپیچیدَند دَرهَم حَنجرَم را
.
عَمّامه ام مانده، عَبا مانده