روی مزار بابا
فتاده روی مزار بابا سکینه آن گلعذار بابا
نموده خیمه جوار بابا سکینه آن گلعذار بابا
نمی کشد انتظار بابا سکینه آن گلعذار بابا
******
پس از چهل روز بلا کشیدن
به هر دیاری عزا خریدن
همآره زخم زبان شنیدن
بلای ناجور به عینه دیدن
رسیده امروز کنار بابا
سکینه آن گلعذار بابا
******
دلش گرفته برای بابا
به سرنشانده هوای بابا
چنان رقیه فدای بابا
شود به وقت عزای بابا
که جان نماید نثار بابا
سکینه آن گلعذار بابا
******
رسیده پایان زمان دوری
بداده از کف دگر صبوری
گرفته قبر پدر چه جوری
جدا نگردد ولو به زوری
سرش بکوبد به دار بابا
سکینه آن گلعذار بابا
******
به بزم غم با فغان و زاری
به نوحه خوانی
- دوشنبه
- 1
- آبان
- 1396
- ساعت
- 06:17
- نوشته شده توسط
- علی کفشگر فرزقی



