روز و شبم عزا بود
بعد تو ای برادر ، روز و شبم عزا بود
کوفه و شام ویران ، روی لبم نوا بود
لحظه به لحظه هایم ، غرقِ غم و بلا بود
******
بعد تو ای برادر ، دیده نیاسوده ام
به هر کجا رفته ام ، غرق غمت بوده ام
داغ تو این چهل روز، شعله زده به جانم
مثل چهل ساله غم، این همه فرسوده ام
ای گُل بی سرِ من ، پیش تو سر نهادم
بر سر تربتت با ، گریه به سر فتادم
آمده ام کنارت ، عقده گشایم از دل
وَرنه در این تلاطم ، شعلة رو به بادم
به خدا مانده دلم بی سامان در ره کوفه و بزم شامان
بعد تو ای گُل ببریده گلو اشک ریزم همه دم بر دامان
بعد تو ای برادر ، روز و شبم عزا بود
******
بعد تو رَخت ماتم ، زیب تنم نمودم
عشق تو
- دوشنبه
- 1
- آبان
- 1396
- ساعت
- 06:22
- نوشته شده توسط
- علی کفشگر فرزقی



