اربعین حسینی

مرتب سازی براساس

فراق کربلا -( خیلی ثواب داشت به این مرده جان دهی.. ) * عماد بهرامی

1370

فراق کربلا  -( خیلی ثواب داشت به این مرده جان دهی..  ) خیلی ثواب داشت به این مرده جان دهی..

شاید نخواستی حرمت را نشان دهی..

شاید دلت نخواسته که دعوتم کنی..

راضی نبوده ای که مرا راحتم کنی..

زوار تو به گریه و لبخند میروند..

در پیش چشم من همه دارند میروند..

سهم من از حرم گره کور میشود..

مال بقیه خرج سفر جور میشود..

سهم من از حرم فقط این عکس گنبد است..

سهم بقیه دیدن صحنین و مرقد است..

شاید نشد که قلب مرا هم تکان دهی..

شاید نخواستی حرمت را نشان دهی..

ای رحمت وسیع به من رحم کن حسین..

با داغ کربلات نزن، رحم کن حسین..

آقا درست وصلهء ناجور بوده ام..

از جمع عاشقان شما دور بوده ام..

دلواپسم که نوکر خوب تو نیستم..

اما برای غربت زینب«س» گریستم

  • شنبه
  • 13
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 17:31
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 آرش براری

ابعین -( نیست جز شوق زیارت در نگاه زائران ) * آرش براری

1426

ابعین  -( نیست جز شوق زیارت در نگاه زائران  ) نیست جز شوق زیارت در نگاه زائران

میشود بال ملائک فرش راه زائران

در نجف اذن زیارت از علی باید گرفت

میشود دست علی پشت و پناه زائران

از نجف تا کربلا صد کهکشان روشن است

میدرخشد در دل شب روی ماه زائران

با وجود خدمت مردم زیارت سخت نیست

خادمان هستند در فکر رفاه زائران

هرکدام از زائران اربعین یک لشگر است

سخت ترسیده است داعش از سپاه زائران

اشک میریزیم، چون گریه سلاح شیعه است

ریشه های ظلم میسوزد به آه زائران

قبل راه افتادن زائر به سمت کربلا

در نجف بخشیده شد کل گناه زائران

حج پیغمبر ثواب گام های زائر است

عین احرام است پس رخت سیاه زائران

یا حسین بن علی! یا لیتنا کنا معک

کربلا ای کاش باشد

  • شنبه
  • 13
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 17:36
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

مدح امام حسین علیه السلام (اربعین) -( از همه جـز تو اگر بریـدم علت دارد ) * حسین ایمانی

1230

 مدح امام حسین علیه السلام (اربعین) -( از همه جـز تو اگر بریـدم علت دارد ) از همه جـز تو اگر بریـدم علت دارد
هر که شد نوکـرِ تو تاجِ سعادت دارد

وطنم کرب و بلا... سینه زنم بسم الله‌.‌..
نفـسی که شده نذرِ تو لیاقت دارد

بررویِ شانه یِ من بیرقِ عشق است حسین
هر کسی پایِ عـَلَم آمده حُرمت دارد

کاش محشور شود روزِ قیامت با تو...
آن که دنیا به غـلامیِ تو شهرت دارد

کوچه یِ سینه زنی کوچه یِ عشقِ زهراست
هر کسی آمده وَالله که دعـوت دارد

مادرت خواسته پایِ عَلَمِ تو باشم
پایِ پرچـم نفسم قیمتِ جنت دارد

اربعین آمد و از قافله ات جا ماندم
دلِ بی تابِ گـدا شوقِ زیارت دارد

عاشقت منتظرِ منتقمِ عاشوراست
مهدی فاطمه بر شیعه ولایت دارد

شاعر : حسین ایمانی

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 13:43
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اربعین عُشاق -( اربعین عُشاق” جان را نزد جانان میبرند ) * رضا قربانی

1197
1

اربعین عُشاق -( اربعین عُشاق” جان را نزد جانان میبرند  ) اربعین عُشاق” جان را نزد جانان میبرند

سر برای پیشکش دربار سلطان میبرند

هم سواره هم پیاده دل به جاده میزنند

آبرو از هرچه عذر و هرچه هجران میبرند

مثل موسای کلیم الله تا وادیِ طور

پابرهنه میروند و سودِ چندان میبرند

مرحبا به شیعیان و مردم اهل عراق

که همیشه در قمار عشق آسان میبرند

اربعین به خانه هاشان در طریق کربلا

با زبانِ التماس و زور مهمان” میبرند

در تمام سال با نان جویی سر میکنند

خدمت زائر ولیکن مرغ بریان میبرند

تربت و آب و غذای حضرتی که جای خود

خاک پای زائران را بهر درمان میبرند

آب تاول های پای زائران هم برکت است

باغبان هاشان برای باغ هاشان میبرند

پیر زنهایی که بی سرمایه و بی م

  • شنبه
  • 13
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 17:38
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

غزل مصیبت اربعین حسینی -( صدایِ زنگِ قـافله ... بلایِ جانِ من شده ) * حسین ایمانی

994

غزل مصیبت اربعین حسینی -( صدایِ زنگِ قـافله ... بلایِ جانِ من شده ) صدایِ زنگِ قـافله ... بلایِ جانِ من شده
همیشه فکر می کنم حسینِ من کفن شده

چهل شبانه روز در آتشِ روضـه سوختم
قاتلِ جانِ خواهرت قصه یِ پیرهن شده

تو که نفس نفس زدی زدند اهلِ خیمه را
کـبود مثلِ مادرم تمامِ این بدن شده

سرِ تو رویِ نیزه و برای گوشواره ای
میانِ زجر و دخترِ تو جنگِ تن به تن شده

طـناب رویِ بازویِ قـافله یِ ابوتراب
عذابِ ما بزمِ شراب و ضربه بر دهن شده

گوشه یِ ویرانه گُلِ سه ساله ات دق کرده و...
داغِ دلِ فاطـمه و علـّتِ شرمِ من شده

به روزِتو چه آمده؟! به روزِ من چه آمده؟!
پیکرِ تو... معجرِ من... مثلِ دلِ حسن شده

صدایِ ندبه خوانیِ رگِ تو می رسد به گوش
رگِ بریده با دلِ شکسته هم سخن

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 13:45
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

شعر اربعین -( قرار بود بمـیرم برایت آه نشد ) * حسین ایمانی

1452

شعر اربعین -( قرار بود بمـیرم برایت آه نشد  ) قرار بود بمـیرم برایت آه نشد

گناه کرده ام و رِزق من نگاه نشد

قرار بود بمیرم اگر غروب دهم

شنیدم از تَه گودال وحال شاه نشد

قراربود بمیرم تو که زمین خوردی

به پیش چشم حرم بین قتلگاه نشد

قرار بود بمیرم سر تو بر نی رفت

مگربه سیلیِ کین غنچه ای سیاه نشد

قرار بود بمیرم به رسم عشق و دین

سر تو روی نی و پیکر تو روی زمین

قرار بود بمیرم چرا نمردم و خورد

به روی هر دو لَبت خیزران خصم لعین

قرار بود بمیرم نه اینکه بشنوم از...

صدای سیلی وگوشی که می شود سنگین

قرار بود بمـیرم اگـر نشد قسمت

که اربعـین حرم را ببینم اما این...

همیشه داغ شود روی قلب من ارباب

نیامده به حـرم باز سینه زن ارباب

رسیده خوا

  • شنبه
  • 13
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 17:41
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اربعین -( آذری و عرب و فارس ندارد این راه ) * حسین ایمانی

1395

اربعین -( آذری و عرب و فارس ندارد این راه  ) آذری و عرب و فارس ندارد این راه

بأبی أنتَ و اُمـّی یا اباعبـدالله

چشم خورشید شده فرش دراین جادّه ها

وَ غبار از تنِ زوّارِ تو می گیرد ماه

بُـگذر از قوم و نژاد و لحن و نوعِ گفتار

دم بزن از غم اربابِ کرم زائرِ شاه

همه از هر طرفی سوی حرم می آیند

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله

بیشتر از طرف صحن نجف آمده اند

اربعـینی شده های علـویِّ درگـاه

روسفید است کسی که شد نشانش ارباب

جامه یِ خاکی و آه و عرق و شال سیاه

باتن خسته به من روضه ببین می چسبد

بی کفن هستی وصدپاره بدن...بی سر...آه

حرف پیراهن غارت شده در گودال است

ندبه خـوان است عزادار اباعبـدالله

شاعر : حسین ایمانی

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 13:57
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 وحید محمدی

اربعین -( ای ابتدای غربت بی انتها فرات ) * وحید محمدی

1410

اربعین  -( ای ابتدای غربت بی انتها فرات  ) ای ابتدای غربت بی انتها فرات

ای شاهد همیشگی ماجرا فرات

با دسته بسته رفتم از این کربلا فرات

با داغ مانده بر دلم از یار رفته ام

واللهِ پیر کرده مرا در جوانی ام

خرده مگیر نیلی ام و ارغوانی ام

دانی چرا چنین شده قد کمانی ام؟

تا شام رفته ام، سر بازار رفته ام

آه ای فرات، خسته ام از ماجرای شمر

یادم نرفته طعنه و آن حرف های شمر

مانده هنوز روی پرم، جای پای شمر

با چشم تار و پای پر از خار رفته ام

آه ای فرات رنگ پر و بالمان که هیچ

آه ای فرات خستگی حالمان که هیچ

آه ای فرات زیور و خلخالمان که هیچ

بی معجر از میانه ی انظار رفته ام

بشنو که داغ روی دلم گشته منجلی

بازار شام و حرمله و دختر علی!!

آ

  • شنبه
  • 13
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 17:44
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اربعین -( من چُنان باد صبا ، مُشک فشان می آیم ) * علیرضا وفایی

1159

اربعین -( من چُنان باد صبا ، مُشک فشان می آیم  ) من چُنان باد صبا ، مُشک فشان می آیم

دست‌بوسی طرف پیر مغان می آیم

گاه با شوق وصال و گهی از درد فراق !

گاهی اوقات چنین ، گاه چنان می آیم

جان گرفتیم ز پابوس علی اولِ راه

به امیدی که دهم پیش تو جان ، می آیم

گفتم: امسال اگر قسمت من بود طریق

من پیاده عوض دخترتان می آیم

چقدر آبله در راه دهن وا کرده

روضه دارم به نظر ، گریه کنان می آیم

پای ما خار ندیده ز توان افتاده

تا خود کرب و بلا مرثیه خوان می آیم

شاعر : علیرضا وفایی

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

سالار زینب(س) -( برای درد دل من که بی صدا مانده ) * سید علی احمدی

1298
1

سالار زینب(س) -( برای درد دل من که بی صدا مانده  ) برای درد دل من که بی صدا مانده

پس از تو آن که بفهمد فقط خدا مانده

اگرچه خسته ام اما هزار شکر هنوز

برای گفتن یک وا أخاه نا مانده

همین که بر سر قبرت نشسته ام یعنی

به گیسوان زمان تاری از وفا مانده

نگاه کن به کبودی چهره ها و نپرس

چرا سه سالهٔ تو در خرابه جا مانده

بناست باقی عمرم نباشی و باشم

بلا هنوز به شالودهٔ بنا مانده

به کوفه بود که اشکت به خون من غلتید

به خون تربت تو اشک های ما مانده

سکوت معجر پاره به کوفه و شام و

به کربلای تو فریاد بوریا مانده

اگر که موی سیاهی در این سپیدی هست

غریبه ای است که در بین آشنا مانده

نگو چرا بدن ما هنوز می لرزد

به گوشها اثر پای ناسزا مانده

شاعر : س

  • شنبه
  • 13
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 17:46
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

پیاده روی اربعین -( نشسته ایم ولی تذکره مهیا نیست ) * حسین واعظی

1522

پیاده روی اربعین  -( نشسته ایم ولی تذکره مهیا نیست  ) نشسته ایم ولی تذکره مهیا نیست

خبر رسیده که دیگر برای ما جا نیست

قبول وصله ی ناجور این بساط منم

قبول جای بیابان کنار دریا نیست

اگر چه دوست به چیزی نمی خرد ما را

ولی کسی که نیفتد به پاش از ما نیست

قسم به عصمت زهرا که زود می شکند

قدی که زیر مصیبات کربلا تا نیست

به یاد تشنگی اش،تشنه کام باید مرد

سر شکسته که در این بساط پیدا نیست

چه شد که حضرت زینب دوید،،چون گودال

هنوز هم‌ که هنوز است جای زنها نیست

نشست لحظه ی آخر به سینه اش قاتل

گرفت موی سرش را،،مجال حاشا نیست

و تیز بودن تیغ از شروط انصاف است

کنار جرعه ی آبی که حق قربانیست

شاعر : حسین واعظی

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 14:22
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 رضا باقریان

فراق کربلا -( از این فراق این روزها فریاد خواهم کرد ) * رضا باقریان

1425
3

فراق کربلا -( از این فراق این روزها فریاد خواهم کرد  ) از این فراق این روزها فریاد خواهم کرد

گریه شبیهِ حضرت سجاد خواهم کرد

اینجا گرفته بغضِ من، یک روز می آیم

آنجا صدایم را کمی آزاد خواهم کرد

نفسَم مرا از کربلایت دور کرد آقا

از این به بعد کمتر ز نفسم یاد خواهم کرد

از ما گذشت و کربلایی ها همه رفتند

جامانده ام از کاروان، بیداد خواهم کرد

این اربعین توفیق از من صلب شد آقا

در سینه ام کرببلا ایجاد خواهم کرد

هرکس که رفته کربلا زیر لبش گفته

قبر تو را یا مجتبی، آباد خواهم کرد

شکرخدا همسایه ی شاه خراسانم

سجده بر این نعمت که آقا داد خواهم کرد

گریه بر آن آقا که پیشِ خواهرش زینب

با نیزه از زین بر زمین افتاد خواهم کرد

شاعر : رضا باقریان

  • شنبه
  • 13
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 17:50
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اربعین -( حق است اگر از کاروان ها جا بماند ) * حسین محسنات

1301

اربعین -( حق است اگر از کاروان ها جا بماند  ) حق است اگر از کاروان ها جا بماند

آن دل که در پیچ و خم دنیا بماند

آنکس که همرنگ جماعت نیست آری

باید تمام عمر را رسوا بماند

باور نمی کردم پس از یکسال دوری

حسرت کماکان بر دل شیدا بماند

امروز راهی کن مرا نگذار این داغ

در قلب این جا مانده تا فردا بماند

تو می توانی با گدا کاری کنی که

از حیرتش چشم خلائق وا بماند ...

شاعر : حسین محسنات

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 15:21
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

شعر_اربعین -( بعد از این، ای خواهر مظلومه، راحت گریه کن ) * محمود ژولیده

2826
7

شعر_اربعین -( بعد از این، ای خواهر مظلومه، راحت گریه کن  ) بعد از این، ای خواهر مظلومه، راحت گریه کن

آمدی از راه با رنجِ اسارت، گریه کن

ناله کن، نوحه بخوان، تا کعبِ نِی در کار نیست

کربلا را بیمه کن با اشکهایت، گریه کن

کوهِ غم، یک اربعین، بر روی دوشَت بار شد

حال یک یک با مرورِ خاطراتت گریه کن

از شبِ شام غریبان تا شبِ شام بلا

با تو بودم، حال با من هر مصیبت گریه کن

هر چه میخواهی بگو از دردهای بی شمار

داغ روی داغ دیدی بی نهایت گریه کن

ای پناهِ آل زهرا پیر برگشتی چقدر

پاسدارِ آبروی آل عصمت گریه کن‌

گر چه پیروز آمدی، ای قد کمان، ای مو سپید

ای شبیهِ مادرم افتاده قامت گریه کن

کاروانِ اهل بیتم را کبود آورده ای

تازیانه خورده برگشتی به شدّت، گریه

  • شنبه
  • 13
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 17:55
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

شعر اربعین -( ای سربلندی پیمبرها سر تو ) * سید پوریا هاشمی

1959

شعر اربعین  -( ای سربلندی پیمبرها سر تو  ) ای سربلندی پیمبرها سر تو

تابیده مثل ماه بردنیا سر تو

رفتم تمام شهرها را با سرتو

دیدی رسیدم آخرش بالا سر تو

بار دگر سنگ صبور من تو هستی

آقاترین اهل قبور من تو هستی

باید بگویم باتو غربت نامه ام را

خط به خط از اوج مصیبت نامه ام را

تحویل تو دادم شکایت نامه ام را

وقتی که میخوانم زیارت نامه ام را

سرتا به پایم را ببین قدم خمیده

یابن علی مرتضی زینب رسیده

بعد از تو اوضاع حرم دیگر عوض شد

سربسته میگویم به تو معجر عوض شد

هم جای خواب آل پیغمبر عوض شد

هم که سرت با کیسه های زر عوض شد

با نیزه بر زنها مکرر میزدند آه..

نامحرمان به خیمه ها سر میزدند آه..

شلاق خوردم با شتاب افتاد دستم

انگار در

  • شنبه
  • 13
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 18:01
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

مصائب اسارت شام -( فقط نه خونجگرم از بی احترامی ها ) * حامد خاکی

1479
2

مصائب اسارت شام -( فقط نه خونجگرم از بی احترامی ها  ) فقط نه خونجگرم از بی احترامی ها

نگاه شام، امان از نگاه شامی ها

شبیه گردن مان ، روضه بسته می خوانم

دو سه شب است نماز نشسته می خوانم

به روز سنگ و به ما کعب نی شبانه زدند

تنم کبود شده بسکه تازیانه زدند

سرت نبود که از روی نیزه ها افتاد

غرور خسته ی من بود زیر پا افتاد

یهود را به تماشای ما فرستادند

به آل فاطمه از بغض فحش می دادند

هر آنچه زخم زبان بود با جگر خوردیم

چه قدر لطمه هم از کینه ی پدر خوردیم

از ازدحام و گذرهای تنگ رد می شد

حسین ، خواهرت از زیر سنگ رد می شد

مرا چه قدر حرامی محاصره کردند

رباب را سر بازار مسخره کردند

مرا ببخش اگر که تن تو جا مانده

به دست حرمله پیراهن تو جا ماند

  • شنبه
  • 13
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 18:04
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

پیاده روی اربعین -( بعد هر بار زیارتت میخوام ) * ایمان کریمی

1442

پیاده روی اربعین -( بعد هر بار زیارتت میخوام ) "از زبان کربلا نرفته های اربعین"

بعد هر بار زیارتت میخوام
جون به بال و پرم بدی ، بپرم
دوس دارم که برای سوغاتی
مهر و تسبیح شهر تو ببرم

از همون مهر تربتی که برام
مادرم از عراقت آورده
جا نمازی که بوی سیبش رو
یه رفیق از رواقت آورده

سالها میگذره که روز و شبم
اسمتو جا ترانه می خونم
سالها میگذره برات آقا
شعرای عاشقانه می خونم

میگم اصلاً خبر داری بازم
از صف زائرات جا موندم؟
متوجه شدی نیومدم و؟
پرسیدی اربعین کجا موندم؟

باشه اصلاً تو مال خوبایی
باشه اصلا به من نگاه نکن
من خرابم ، خراب می مونم
خسته حالیمو روبراه نکن

تا هزار سال دیگه رام نده
همه چیمو بگیر غمت رو نگیر
هر کار می کنی فدای سرت
سایه سرخ

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 15:33
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محمد جواد پرچمی

اربعین -( شور وشعور و تربیتى اینچنین بگو ) * محمد جواد پرچمی

1321
2

اربعین -( شور وشعور و تربیتى اینچنین بگو  ) پاى پياده در دل صحرا
‎باید نشست و از برکاتى چنین نوشت

‎تاروز حشر از حسناتى چنین نوشت

در بحر غم ز فلک نجاتى چنین نوشت

‎از شور بهتر از عرفاتى چنین نوشت

بر گردن جهان تشیع چه دینى است

‎این شور بى مقایسه حج حسینى است

‎کِى دیده اند جمعیتى اینچنین بگو

‎شور وشعور و تربیتى اینچنین بگو

‎یک مکتب و اهمیتى اینچنین بگو

‎کِى دیده اند تسلیتى اینچنین بگو

‎پاى پیاده در دل صحرا به شوق کیست؟

‎گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست

‎این رستخیز عام که درسى حماسى است

‎یک مکتب مجرب انسان شناسى است

‎رزمایش بزرگ عبادى سیاسى است

‎این کار ریشه ایست پیامش اساسى است

‎بالاترین تجمع روى زمین شده است

‎حالا مدال وحدت

  • شنبه
  • 13
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 18:09
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 مظاهر کثیری نژاد

دانلود متن سبک نوحه اربعین -( با مژه میکنم هر شب جمعه آب و جاروش، منمو صدای چاووش ) * مظاهر کثیری نژاد

2002
0

دانلود متن  سبک نوحه اربعین -( با مژه میکنم هر شب جمعه آب و جاروش، منمو صدای چاووش ) بند اول:

با مژه میکنم هر شب جمعه آب و جاروش، منمو صدای چاووش
چی بگم از حرم، هوای دلبرم
هرچی خاطره دارم فقط از حرم تو دارم
به اذن مادرت میمونم نوکرت
خدا به اعتبار روضه داده اعتبارم
تو لیاقت دادی به من نالایق
تو عنایت داری به گدات از سابق
همه یوسفهای عالمن مجنونت
همه لیلاها رو حرمت کرد عاشق
(یاثارالله و ابن ثاره)
****************
بند دوم:
تویی پشت و پناهم، اونی که مثل کوهه
زمین کربلات که ساحل کشتی نوحه، گنبدت چه باشکوهه
شدم ابر بهار ، به بهونه ی تو
دلم تنگ قدم زدن تو بین الحرمینه
کجا برم به جز درِ خونه ی تو
وقتی که بهترین در بهشت باب الحسینه
بدم اما آقا، تو که خیر الناسی
یه نگاه کن به این نوکر

  • یکشنبه
  • 14
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 07:34
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

پیاده روی اربعین -( جا دارد اگر پای غمت جان بگذارم ) * حامد تجری

1488
1

پیاده روی اربعین   -( جا دارد اگر پای غمت جان بگذارم ) جا دارد اگر پای غمت جان بگذارم
مجنون شوم و سر به بیابان بگذارم

بین الحرمینی نشدم بعدِ چهل روز
ظلم است به خود نام مسلمان بگذارم

وقتش شده با دیدن عکس حرمت باز
داغی به دل ِ دیده‌ی گریان بگذارم

چشمم اگر از کار بیفتد اثرش را
باید به سر و رو و گریبان بگذارم

حالا که نجف نیستم از شوق زیارت
این قافیه را می روم ایوان بگذارم

نامردم اگر روضه‌ی تو باشد و پا را
یک ثانیه در روضه‌ی رضوان بگذارم

جا مانده ام و حق بده نام پسرم را
از شوق رسیدن به تو «مهران» بگذارم

بیت هشتم
بین الحرمینی نشدم؛ آه... ولی کاش
آهو شوم و پا به خراسان بگذارم

شاعر : حامد تجری

  • پنج شنبه
  • 25
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 09:10
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 مظاهر کثیری نژاد

دانلود متن و سبک نوحه اربعین -( حسین جان الهی رقیه ت منو هم ببینه ) * مظاهر کثیری نژاد

2253
2

دانلود متن و سبک نوحه اربعین -( حسین جان الهی رقیه ت منو هم ببینه ) بند اول:
حسین جان الهی رقیه ت منو هم ببینه
دعا کن، الهی غمت رو دل من بشینه
میدونم، خدا هم خودش زائر اربعینه
شیش گوشه ت قبله و محرابم
عشق تو گوهر نایابم
میخونم ای حسین اربابم حسین اربابم
حسین محور عالم امکانه
زمان و زمین با دمش طوفانه
خدا بر لبش ذکر واعطشانه
(حسین یا حسین یا اباعبدالله)(4)
****************************
بند دوم:
چه خوبه! که مرغ سعادت رو شونه م نشسته
خدایی ، که عشق تو خیلی به جونم نشسته
حسین جان، ببین گرد راه روی گونه م نشسته
نشسته بین جاده روی
صورتم جای اشک و مویه
میآید برمشام بوی کربلای ارباب
فقیر اومدم پادشا برگشتم
اسیر اومدم مبتلا برگشتم
تموم غم و غصه م اینه آقا
چه حیف شد که ا

  • یکشنبه
  • 14
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 08:02
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 آرش براری

اربعین -( درد اگر داده به عشاقش دوا هم می‌دهد ) * آرش براری

2856
4

اربعین -( درد اگر داده به عشاقش دوا هم می‌دهد ) درد اگر داده به عشاقش دوا هم می‌دهد
بی‌بها نزدش بیاید او بها هم می‌دهد

دوستدارانش همیشه مبتلایش می‌شوند
او به هرکس دوستش دارد بلا هم می‌دهد

خیر این دنیا و آن دنیاست در عشق حسین
هر دو دنیا را به نوکرهاش باهم می‌دهد

چند قطره اشک خوردم دردهایم خوب شد
تازه فهمیدم که این چشمه شفا هم می‌دهد

بی‌جهت هق هق نکردم وقت گریه کردنم
قلب عاشق بشکند قطعا صدا هم می‌دهد

شأن او بالاتر است از حاجت پایین ما
حاجت ما را همین شال عزا هم می‌دهد

از همان روزی که تربت هست در سجاده ام
خانه ام هر روز بوی کربلا هم می‌دهد

سوی او راهی شدم در فکر جایم نیستم
شک ندارم آنکه راهم داده جا هم می‌دهد

گرچه تشنه بود و تنها و گرس

  • جمعه
  • 26
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 20:07
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محسن طالبی پور

دانلود متن و سبک نوحه اربعین -( کجایی داداش دل من خونه ) * محسن طالبی پور

2035
0

دانلود متن و سبک نوحه اربعین  -( کجایی داداش دل من خونه ) کجایی داداش دل من خونه
دارم می میرم خدا می دونه
همیشه تصویرت تو قاب چشمامه
برادرم داغ سر تو باهامه
ای کاش یا حسین اینجا می مردم
روی دامن زهرا می مردم
آه ای مهجبین
برگشتم ببین
من خوردم زمین
سالارم حسین

نمی ره یادم ز پا افتادی
همینجا پیش چشام جون دادی
نمی ره از یادم تنت رو خاکا بود
تو لشکر دشمن سر تو دعوا بود
دعوا شد سر جسم صد چاکت
دریا شد زمین از خون پاکت
وای از کشتنت
از جون کندنت
بی سر شد تنت
سالارم حسین

شاعر : محسن طالبی پور

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 2
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:40
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن شعر اربعین حسینی -( باز آمد موسمِ آه و انین ) * هستی محرابی

1090

متن شعر اربعین حسینی -( باز آمد موسمِ آه و انین ) باز آمد موسمِ آه و انین
سینه ها در شور و شینِ اربعین

باز داغ کشته ها آمد به یاد
خاک و خون آغشته ها آمد به یاد

باز داغِ کربلایت تازه شد
روضه ی باغِ تو پُر آوازه شد

کاروانی آمد از شامِ بلا
چشمه ی خون شد زمین کربلا

باز عالم شورشی دیگر فتاد
روی نعشی نیمه جان خواهر فتاد

گو فلک چترِ مصیبت را گشود
جامه ی صبر از تنِ یاران ربود

ابر خونبار از غمِ آلاله ها
سینه ها لبریز شد از ناله ها

می رسد گلبانگِ چاووشِ حسین
عالمی گشته سیه پوشِ حسین

شاعر : هستی محرابی

  • شنبه
  • 11
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 09:52
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

اربعین -( ینجا كشيده ايم به شوق تو صف همه ) * سید علیرضا شفیعی

1755

اربعین -( ینجا كشيده ايم به شوق تو صف همه ) اینجا كشيده ايم به شوق تو صف همه
سوي تو عازميم به شور و شعف همه
ما تشنه ايم، تشنه ي صحراي طف همه
پای پیاده آمده ايم از نجف همه

تاريخ اگرچه فاصله انداخت بين ما
در راه عشق توست همه شور و شين ما

شد سهم ما امانت عشق تو از الست
يعني كه دين ما به تو از روز اول است
پاهاي خسته اي كه پر از زخم و تاول است
اجمالي از تلاطم شوقي مفصل است

ما زايران كوي تو هستيم از قديم
با هر قدم به روي خطايي خطي زديم

اين كهكشان كه چرخ زنان بر مدار توست
اين قطره ها كه مقصدشان جويبار توست
اين سيل جمعيت كه چنين رهسپار توست
از هر نژاد و رنگ و زبان بيقرار توست

هر بيدلي شده ست مسافر به شوق تو
از شرق و غرب آمده زائر به شوق تو

  • دوشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 19:17
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

شعر اربعین حسینی -( آروم آروم داریم میایم ) * هستی محرابی

1315

شعر اربعین حسینی  -( آروم آروم داریم میایم ) آروم آروم داریم میایم
تو آغوشت پناه کنیم

ولی نمیدونیم چطور
میخوایم تو روت نگاه کنیم

از تو می پرسیم آقا جون
با این همه شرمندگی

نگاه تو روی زینب و
اون معجرِ سیاه کنیم

عشقِ تو ما رو آقا جون
قدم قدم می کشونه

خدا کنه که ما رو هم
با جابرت همراه کنه

دلی به ما بده آقا
تو کربلا تو بسوزه

دلی به ما بده فقط
ز غربتِ تو آه کنه !

شاعر : هستی محرابی

  • شنبه
  • 11
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 10:42
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

اربعین امام حسین علیه السلام -( کنار پنجره فولاد لحظه‌های وداع ) * انسیه سادات هاشمی

1430
0

اربعین امام حسین علیه السلام -( کنار پنجره فولاد لحظه‌های وداع  ) کنار پنجره فولاد لحظه‌های وداع
که سست می شود از غصه، پای برگشتن
صدای زنگ تماسی مرا به خود آورد،
هنوز در حرمی؟ آه و گریه و شیون

بگو امام رضا، دست من به دامن‌تان
بگو که دست شما یک امانتی دارم
برات کرب و بلا را بگیر از دستش،
بگو که از سرتان دست برنمی‌دارم

دلم گرفته همه رفته‌اند و من ماندم،
نمی‌رسی تو به فریاد این دل غمگین؟
دعا مگر نه که قلب شکسته می‌خواهد؟
ببین بساط دلم را شکسته‌تر از این؟

به چشم‌های ترم قول داده‌ام آقا،
دل مرا به هر آنجا که می‌برد باشم
که اربعین به تماشای گنبد سقا،
دم عمود هزار و چهارصد باشم

جز آن طرف، همه جا اربعین گرفته هوا،‌
روانه ساز دلم تا کمی هوا بخورد
سه روز روزه گرفت

  • دوشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 19:19
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

زمینه امام حسین(ع) -( اونکه عمریه تو هیات بوده ) * حسین روشنازاده

2011

زمینه امام حسین(ع) -( اونکه عمریه  تو هیات بوده ) بند1

خوبه مرگ نوکر باشه
بین روضه های ارباب
تا اینکه بدونن مردم
جون داده رو پای ارباب
ثاراالله..

اونکه عمریه تو هیات بوده
اوج لذتش. زیارت بوده
حتی مرگشم. توی روضت بوده

بند2

باز جاموندم از تو خوبا
از دوست و رفیقو یارم
دنیا خیلی واسم تاره
از پیشم نرو دلدارم
واویلا

پاشو چشم به راه نشستم اینجا
رحمی کن به این. دل دخترها
چند روزی میشه. که ندارن بابا

بند3

امسال اربعین مهمونِ
خوان حضرت مولایی
یادم کن کنار اقا
رفتی با دل دریایی
واویلا..

از دوریت ببین. نمونده طاقت
دلتنگ صدات. شدم توهیات
پاشو تا بریم. دوباره زیارت

شاعر : حسین روشنازاده

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 15
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 16:58
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

متن شعر در آستانه پیاده روی عظیم اربعین -(اربعین از راه آمد عاشقان راهی شوید) * اکرم سبزعلی

1141

متن شعر در آستانه پیاده روی عظیم اربعین -(اربعین از راه آمد عاشقان راهی شوید) اربعین از راه آمد عاشقان راهی شوید

یا اباصالح! سر راهت بیا ما هم ببر

گر پیاده میروی این راه طولانی شما

با خودت همراه کن، این جمع ما را هم ببر

میشوم قربان پای خسته و پر تاولت

موکبی گر می‌گزینی، نیز آنجا هم ببر

میروی منزل به منزل، از نجف تا کربلا

حاجت دل‌های مضطر، نزد اقا هم ببر

خاک پایت سرمه ی چشمم به کوی نینوا

اشک و آه و ناله ی هر پیر و برنا هم ببر

یادم آمد صحن عباس و شمیم بوی یاس

بر ضریحش دسته‌ایی گل، هدیه ی ما هم ببر

آن ضریع پاک جدت گر زیارت میکنی

یک سلام ویژه و این درد دل‌ها هم ببر

  • پنج شنبه
  • 19
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 02:47
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 عبدالحسین شفیع پور

تقدیم به زائرین اربعین حسینی -( پا میذارم این روزا، به سمت جنت ) * عبدالحسین شفیع پور

1648
3

تقدیم به زائرین اربعین حسینی -( پا میذارم این روزا، به سمت جنت ) پا میذارم این روزا، به سمت جنت
به خیل زائرا آقا، داده لیاقت
هر کی خواسته‌ای داره، تو این هیاهو
آرزوی من شده، فقط شهادت

آرزومه که، فدایی آقا بشم، هدیه بدم سرم رو به شاه کرَم
عزتم بده، تا که من بشم، شهید راه حق، مدافع حرم

معرفت بده، توی این مسیر، گم نشه راه حق منم خالص بشم
حُریّت بده، یک مجاهدُ، مثه شهید کربلا عابس بشم

*آقاجون، ذکر هر روز و شبا*
*ابد والله ماننسی حسینا*

حالا که قسمتم شده، وصال دلبر
حالا که بالم دادی و منم زدم پَر
نیابت از رفیقامم، زائرتونم
علی الخصوص نیابت از، امام و رهبر

این زیارت و سیل زائرا، مدیون اون شهیدای با غیرته
لشکر حسین یاری هم میخواد، رمز ورود به لشکرش شهادته

پا

  • سه شنبه
  • 16
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 16:41
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد