اربعین حسینی

مرتب سازی براساس
 میثم مومنی نژاد

اربعین امام حسین علیه السلام -(صحرا به صحرا جاده به جاده) * میثم مومنی نژاد

1252

اربعین امام حسین علیه السلام -(صحرا به صحرا       جاده به جاده) سبک : سالار زینب

صحرا به صحرا جاده به جاده
زائران آیند پای پیاده
یا حسین لبیک

یک خادم خورشید یک خادم ماه است
بال ملائک فرش این راه است
یا حسین لبیک

دل کنار دل جان کنار جان
منزل به منزل آیند عاشقان
یا حسین لبیک

دیدم طفلی در آغوش مادر
یادم آمد از ششماهه اصغر
یا حسین لبیک

عطش دیدار ما را کشانده
زائری اینجا تشنه نمانده
یا حسین لبیک

اینجا نگردد دیده ای گریان
نمیبندد آب کسی بر مهمان
یا حسین لبیک

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 15:40
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 سید پوریا هاشمی

اربعین -( چهل روز گذشت و میهمان آمده است ) * سید پوریا هاشمی

1590

اربعین  -( چهل روز گذشت و میهمان آمده است  ) چهل روز گذشت و میهمان آمده است

بر پیکر من دوباره جان آمده است

برخیز بهار من خزان آمده است

خواهر به سرت نفس زنان آمده است

پیش تو نشستم لک لبیک حسین

حاجی تو هستم لک لبیک حسین

این مرقد بی نشان علم را کم داشت

یک زائر مو سپید و خم را کم داشت

سینه زنی اهل حرم را کم داشت

حال همه روضه خوانی ام را کم داشت

تو بی سر سربلند و من سرگشته

ای کشته ی تشنه خواهرت برگشته

یادت که نرفته پر من سالم بود

هنگام وداع سر من سالم بود

تا رفتن تو پیکر من سالم بود

هم چادر و هم معجر من سالم بود

گودال که رفتی جگرم ریخت به هم

در آتش خیمه ها سرم ریخت به هم

دستت که نبود دست ها بالا رفت

درهمهمه چادرم به زیر پا

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 13:59
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

اربعین امام حسین علیه السلام -(غم میزند صلا حی علی العزا) * میثم مومنی نژاد

1032

اربعین امام حسین علیه السلام -(غم میزند صلا      حی علی العزا) غم میزند صلا حی علی العزا
فریاد کربلاست ابکی علی الحسین

لبیک یا حسین

می آید آسمان همپای کودکان
پیری عصا زنان اشکش روان ز عین

لبیک یا حسین

خون می شود قلوب تنگ دل غروب
گریم که خورده چوب لبهای "ثقلین"

لبیک یا حسین

راسش میان طشت در بین کوه و دشت
خورشید نیزه گشت مولای مشرقین

لبیک یا حسین

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 15:44
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

اربعین -( سلام یوسف زینب ، سلام ای نوحم ) * رضا قربانی

1957

اربعین  -( سلام یوسف زینب ، سلام ای نوحم  ) سلام یوسف زینب ، سلام ای نوحم

هنوز بی کفنی ای شهید مذبوحم؟!

خبر رسید برایم که بوریا شده ای

اسیر تابش خورشید کربلا شده ای

پس از تو بار امامت به روی دوشم بود

صدای قهقه ی شمر توی گوشم بود

تو عاشقم شدی و من هم عاشق تو شدم

تو دین من شدی و من مبلغ تو شدم

به قاب شام کشیدم حماسه برگشتم

اگرچه پیر شدم من خلاصه برگشتم

چهل شب است برادر ، غریب و تنهایم

چهل شب است که من کعبه الرزایایم

به زخم قلب عزادار من نمک زده اند

حسین چشم تو روشن مرا کتک زده اند

میان آتش خیمه عقیله سوخت حسین

غروب روز دهم یک قبیله سوخت حسین

همینکه سنگ تراشیده خورد بر سر تو

تو ضعف کردی و ناله کشید خواهر تو

هنوز لحظه ی اف

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 14:02
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

اربعین امام حسین علیه السلام -( شعله ور گشته آهم خون چکد از نگاهم) * میثم مومنی نژاد

751

اربعین امام حسین علیه السلام -( شعله ور گشته آهم     خون چکد از نگاهم) شعله ور گشته آهم خون چکد از نگاهم
بار دیگر ای خدا زائر قتلگاهم
جان فدای خاک کویت
آمدم بوسم گلویت
یابن الزهرا.....

گریم از یاد تنت غارت پیراهنت
بی کفن بین صحرا پاره پاره بدنت
سهم من رخت عزا شد
قسمت تو بوریا شد
یاابن الزهرا.....

پیش چشمان همه کودکی در زمزمه
زائر قبری کوچک شد کنار علقمه
ناله زد ای بی قرینه
از سفر آمد سکینه
یابن الزهرا.....

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 15:46
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 موسی  علیمرادی

اربعین -( زینب رسید کشته بی سر قیام کن ) * موسی علیمرادی

3228
5

اربعین -( زینب رسید کشته بی سر قیام کن   ) زینب رسید کشته بی سر قیام کن

باز از رگ بریده به خواهر سلام کن

یک اربعین که حرمت من را نداشتند

تو الاقل به پیری من احترام کن

آغوش توقرار دلم بودازآن نخست

دستی برآرو صبر مرا مستدام کن

《من خون گرم خویش حلال تو کرده ام

خواهی به شیشه افکن و خواهی به جام کن》

نیمی زجان گرفته ای از من در آن غروب

برخیز و کار نیمه خود را تمام کن

جان داده ام ولی نخ معجر نداده ام

برخیز و یک نظر به رخ نیل فام کن

سایه ندیده سایه او را بلند شو

خورشید را برای ربابت حرام کن

از حرمله نمی گذرم که به خنده گفت

هان ای رباب بر سر طفلت سلام کن

مرهم شدم برای همه مانده ام خودم

برخیز و زخمهای مرا التیام کن

هر گز نشد به

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 14:04
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

اربعین امام حسین علیه السلام -(ای تمام کائنات در عزایت نوحه گر) * میثم مومنی نژاد

1074
1

اربعین امام حسین علیه السلام -(ای تمام کائنات     در عزایت نوحه گر) ای تمام کائنات در عزایت نوحه گر
ای امام تشنه لب زینب آمد از سفر
السلام ای پاره تن
ای شهید بی کفن

بین شام و کوفه شد راس تو مشکات من
پیکری نیلوفری است زین سفر سوغات من
السلام ای......

ای ملائک نوحه خوان روز و شب در غربتت
لاله لاله اشک من می چکد بر تربتت
السلام......

آسمان از من گرفت اختر من ماه من
خاک قبرت یا اخا شد زیارتگاه من
السلام.......

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 15:47
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

اربعین -( بعد تو از آه من ز سر زندگی گذشت ) *

1292

اربعین -( بعد تو از آه من ز سر زندگی گذشت  ) بعد تو از آه من ز سر زندگی گذشت

چل روز میشود که به آوارگی گذشت

چل روز میشود که اسیرم ، اسیر تو

عمرم مدام در پی دلداگی گذشت

چل روز بی تو ، با همه ی قاتلان تو

سر بسته گویمت به همین سادگی گذشت

چل روز بین کوچه و بازار و مرد ها

بی تو چه زود آنهمه شهزادگی گذشت

یک لحظه یی نشد که زغم دورمان کنند

هرچه به ما گذشت به آزردگی گذشت

چل روز بی تو قدر چهل سال می گذشت

بدتر ز داغ گوشه ی گودال می گذشت

داغی گذاشتند به دلم بعد داغ تو

ماندم چگونه زنده ام از اتفاق تو

بعد از تو زود با طمع آمد سراغ من

آنکه گرفت با دم خنجر سراغ تو

رفتی چقدر با عجله گوشه ی تنور

دق کردم ای عزیز دلم با فراق تو

از بس به رو

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 14:15
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

اربعین -( هر کسی با هر عقیده هر کسی با هر مرام ) * امیر عظیمی

1414

اربعین -( هر کسی با هر عقیده هر کسی با هر مرام  ) هر کسی با هر عقیده هر کسی با هر مرام

راه افتاده برای خاکبوسی امام

آمدند از شیعه و سنی و نصرانی و گبر

پا به پای اربعینی ها به قصد یک سلام

زائران موکب به موکب راهی رشک بهشت

هر نفس رفع حجابی هر قدم فتح مقام

پای عشق آمد وسط پای برهنه می دوند

جای ما جامانده ها ای کاش بردارند گام

خارهای این بیابان خار چشم دشمن اند

زخم های پای زائر تیغ بیرون از نیام

ساده و مهمان نواز و خاکی اند اهل عراق

زائر از آنها نمی بیند به غیر از احترام

دل به قربان سری که روی نی گنبد شده است

جان فدای زائری که احترامش شد حرام

گاه سیلی رنج داد و گاه شمر آزار داد

ای پدر با تو بگویم از چه زجری... از کدام؟!

دردهای بی

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

نوحه زنجیرزنی و سینه زنی اربعین -( خدایا من دوباره دل غمینم) * رضا یعقوبیان

192

نوحه زنجیرزنی و سینه زنی اربعین -( خدایا من دوباره دل غمینم) اربعین
خدایا من دوباره دل غمینم (2)
به یاد سوز و دغ اربعینم
شده قلبم پر از غم
ز درد و رنج و ماتم
حسینم وا حسینا (2)
********
رسیده کاروان غم نصیبان (2)
کنار مرقد پاک شهیدان
همه غرق عزایند
به یاد کربلایند
حسینم وا حسینا (2)
********
چهل روز است دل زینب شکسته (2)
ز داغ کربلا در غم نشسته
بریز اشک دیده
بر آن حنجر بریده
حسینم وا حسینا (2)
********
سر قبر حسین زینب رسیده (2)
ولی موی سپید و قد خمیده
ز جا برخیز برادر
ببین غمدیده خواهر
حسینم وا حسینا (2)
********
نبودی دشمنت زخم نمک زد (2)
میان کوچه زینب را کتک زد
ببین تو آه سردم
سراپا رنج و دردم
حسینم وا حسینا (2)
********
ز داغ دخترت سوزد دل من (2)
ز

  • شنبه
  • 20
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 20:24
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حسن کردی

اربعین -( برخیز برادر شهیدم ) * حسن کردی

1570
1

اربعین -( برخیز برادر شهیدم  ) برخیز برادر شهیدم

من زینبم از سفر رسیدم

از رنج اسارت امدم من

مشتاق زیارت امدم من

با پیکر خسته ام رسیدم

با قلب شکسته ام رسیدم

ای تشنه،ذبیح کربلایی

برخیز جهان من کجایی؟

هرچند به خون وضو گرفتم

پیراهنت از عدو گرفتم

با معجر خون نقاب کردم

در راه تو انقلاب کردم

از شام بلا رسیده ام من

دنبال سرت دویده ام من

من در غم تو اسیر بودم

در سلسله هم امیر بودم

تو رفتی و غیرت از جهان رفت

اه دل من به اسمان رفت

تا پرچم ساقی ات زمین خورد

از معجر خواهرت امان رفت

تو رفتی و نیزه ها رسیدند

از شانه ی کودکان توان رفت

با ضربه ی دست های سنگین

هوش از سر و گوش دختران رفت

جان بود هنوز در وجودت

دیدم که

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 14:25
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 وحید قاسمی

اربعین -( پیری زمین گیرم، صبوری ناخوش احوال ) * وحید قاسمی

5181
10

اربعین -( پیری زمین گیرم، صبوری ناخوش احوال  ) پیری زمین گیرم، صبوری ناخوش احوال

حس می کنم افتاده ام از شیبِ گودال

یادم نرفته ذوالجناح بی سوارت

یادم نرفته دختران بی قرارت

یادم نرفته سنگ بر آیینه ات خورد

یادم نرفته چکمه ای بر سینه ات خورد

یادم نرفته گریه ام سیلاب می شد

طفلی رقیه پابه پایم آب می شد

زهرا شدم، در تنگنا آتش گرفتم

من زودتر از خیمه ها آتش گرفتم

از کربلایت زخمی و بی بال رفتم

با چشم هایی تار از گودال رفتم

از حال و روزم بی خبر بودم برادر

با شمر و خولی همسفر بودم برادر

با دست خالی جنگ آن اغیار رفتم

با چادر خاکی سر بازار رفتم

زخم زبان از شهر پر نیرنگ خوردم

در کوفه از شاگردهایم سنگ خوردم

از ازدحام کوچه ها رنجید زینب

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 14:26
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

اربعین -( من زائر کرب و بلایم) * رضا یعقوبیان

151

اربعین -( من زائر کرب و بلایم) اربعین
من زائر کرب و بلایم
در رنج و درد و ابتلایم
بر لب بود شور و نوایم
حسین حسین حسین زهرا (3)
********
امروز روز اربعین است
عالم ز داغت دلغمین است
زینب بی یار و معین است
حسین حسین حسین زهرا (3)
********
آمده ام در کربلایت
شرخ سفر گویم برایت
جانم برادر جان فدایت
حسین حسین حسین زهرا (3)
********
خیز ای گل در خون تپیده
پژمرده بین یاس و سپیده
زینب رسیده قد خمیده
حسین حسین حسین زهرا (3)
********
دشمن ز کین ما را محک زد
زخم مرا هر دم نمک زد
اهل حریمت را کتک زد
حسین حسین حسین زهرا (3)
********
آتش عدو بر خیمه ها زد
سیلی بروی بچه ها زد
سرهایتان به نیزه ها زد
حسین حسین حسین زهرا (3)
********
امان ز ش

  • یکشنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 23:47
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اربعین -( می آورم سمتِ زیارت، کاروان را ) * رضا باقریان

1205

اربعین -( می آورم سمتِ زیارت، کاروان را  ) می آورم سمتِ زیارت، کاروان را

یک کاروان از یاس‌های ارغوان را

بالا سر و، پایینِ پا، فرقی ندارد

آورده ام پیش تو این قَدّ کمان را

ای کاش نامحرم نبود اینجا، ببینی

این حال و روز و، ناله ها و، وضعمان را

تو سر نداری، من سر و سامان ندارم

بر سینه دارم داغ‌های این و آن را

ای کاش می‌دیدی مرا، مویم سپید است

بسکه شنیدم طعنه‌های ساربان را

هم بر تن تو زخم بسیار است هم من

این زخم‌ها برده ز من تاب و توان را

تو زخمِ نیزه داری، اما من برادر

دارم نشان روی جگر زخمِ زبان را

از کوچه‌های کوفه خیلی حرف دارم

آوردم از آنجا برایت نیمه‌جان را

من از نفس افتاده‌ام تو از روی زین

من کعبِ نی خوردم به تن، تو هم

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 14:28
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اربعین -( می آورم سمتِ زیارت، کاروان را ) * رضا باقریان

1199

اربعین -( می آورم سمتِ زیارت، کاروان را  ) می آورم سمتِ زیارت، کاروان را

یک کاروان از یاس‌های ارغوان را

بالا سر و، پایینِ پا، فرقی ندارد

آورده ام پیش تو این قَدّ کمان را

ای کاش نامحرم نبود اینجا، ببینی

این حال و روز و، ناله ها و، وضعمان را

تو سر نداری، من سر و سامان ندارم

بر سینه دارم داغ‌های این و آن را

ای کاش می‌دیدی مرا، مویم سپید است

بسکه شنیدم طعنه‌های ساربان را

هم بر تن تو زخم بسیار است هم من

این زخم‌ها برده ز من تاب و توان را

تو زخمِ نیزه داری، اما من برادر

دارم نشان روی جگر زخمِ زبان را

از کوچه‌های کوفه خیلی حرف دارم

آوردم از آنجا برایت نیمه‌جان را

من از نفس افتاده‌ام تو از روی زین

من کعبِ نی خوردم به تن، تو هم

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 14:28
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اربعین -( آمدم! زانو زدم گریان٬ کنار پیکرت ) * مرضیه عاطفی

1545

اربعین -( آمدم! زانو زدم گریان٬ کنار پیکرت  ) آمدم! زانو زدم گریان٬ کنار پیکرت

تازه شد داغ بلایایی که آمد بر سرت

ردّی از خون تو بر خاک و هنوز افتاده است؛

نیزه هایی سرشکسته...سنگ ها...دور و برت

مانده حسرت بر دلم ایکاش برمیداشتم

از قفایت نیز چندین بوسه مثلِ حنجرت

می سپردی کاش با دستِ خودت٬ دستِ رباب

تا نمی افتاد دستِ دیگری انگشترت

آتشی در سینه دارم بس که هنگام وداع

حالت بغض ِ حسن(ع) را داشت بغض ِ آخرت

خواهری کردم برایت؟ یا که نه؟! روز دهم

سعی کردم که نباشم از سیاهی لشکرت

راستی دروازهٔ ساعات خیلی بد گذشت

بیشتر آنجا که رقصیدند پیش ِ خواهرت‌

شد سرازیر از نگاهم اشک٬ تا جریان گرفت

قطره اشکی بر ستونِ نیزه از چشم ترت

هیچ از حال پسر

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 14:33
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 رضا قاسمی

اربعین -( سَرو رفتم از کنارت ... قد کمان برگشته‌ام ) * رضا قاسمی

1254

اربعین -( سَرو رفتم از کنارت ... قد کمان برگشته‌ام  ) سَرو رفتم از کنارت ... قد کمان برگشته‌ام

سبز رفتم مثل یک برگِ خزان برگشته‌ام

سوختم بی سایه‌ی تو زیرِ نور آفتاب

باز ، حالا زیر چترِ سایبان برگشته‌ام

خاکِ روی قبر تو حیثیت عرشِ خداست

از زمینِ پست ، سوی آسمان برگشته‌ام

باز هم مثل همیشه حال زینب را بپرس

یا به چشم خود ببین که ناتوان برگشته‌ام

نیمه‌ی من بودی و در نیم روزی کُشتنت

جانِ من بودی و حالا نیمه جان برگشته‌ام

مستندتر از منِ زینب نباشد مقتلی ...

روضه‌ها را درک کردم روضه خوان برگشته‌ام

رفتی و بر پیکرم رنگِ کبودی نقش بست

بی نشان رفتم از اینجا با نشان برگشته‌ام

پیکرم را آب کرده داغ دوری‌ات حسین !!

من شبیه پوستی بر استخوان برگشته‌ا

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 15:22
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 سید حمید رضا برقعی

پیاده روی اربعین -( من ِ شکسته، منِ بی قرار در اتوبوس ) * سید حمید رضا برقعی

2064
4

پیاده روی اربعین -( من ِ شکسته، منِ بی قرار در اتوبوس ) "ابتدای باران"

من ِ شکسته، منِ بی قرار در اتوبوس
گریستم همهء جاده را، اتوبان را

نگاه خستهء من تا به آسمان برسد
کشانده است به دنبال خویش باران را

ولی نخواسته در بین راه سوزاندم
دل اهالی محروم چند استان را

بر آن سرم که کنار ضریح یاد کنم
ولو به قدر نگاهی، تمام آنان را

نگاه‌های پر از حسرت کشاورزان
میان دشت، تکان‌های دست چوپان را

و آن غریبه که در قهوه خانۀ سر راه
همان که خم شد و بوسید تکۀ نان را

همان که نام تو را برد زیر لب وقتی
که روی میز غذا می‌گذاشت، لیوان را

همان که گفت ببینم تو زائری؟ گفتم:
خدا بخواهد... آهی کشید قلیان را

همان که گفت به آقا بگو غلط کردم
بگو ببخشد، رانندۀ بیابان را

بگ

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 15:31
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 جواد کلهر

عزیز پدر -( پرپر زدن دختر من را دیدید ) * جواد کلهر

1090

عزیز پدر -( پرپر زدن دختر من را دیدید ) پرپر زدن دختر من را دیدید
افتاد ز پا و همگی خندیدید

ای مردم شام ننگ بر نام شما
بر عاقبت خویش نمی اندیشیدید

چون کار شما چیدن و برچیدن بود
نشکفته گل گلشن من را چیدید

گوشش شده پاره و نبیند چشمش
خلخال سه ساله مرا دزدیدید

یک لحظه زمین نبود تا من بودم
افتاد ز روی ناقه و نشنیدید

در سلسله زلف نه در بند شماست
جرمش چه بود چرا نمی پرسیدید

یک روز پی کشتن ما جمع شدید
در ظلمت شب چرا پی خورشیدید

حق روشن و پیش رویتان بود ولی
یکباره به سمت کافران چرخیدید

می گفت یزید آنچه در بذم شراب
انکار نکردید پی تمجیدید

پر گشته شکم ها همه از مال حرام
زین روست ز اولاد علی ببریدید

طفلان یتیم من همه بیدارند
کز ضعف نخ

  • سه شنبه
  • 23
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 12:02
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 وحید زحمتکش شهری

اربعین حسینی -(اربعین فصل هیاهوی غزل ها آمد) * وحید زحمتکش شهری

1720
2

اربعین حسینی -(اربعین فصل هیاهوی غزل ها آمد) اربعین فصل هیاهوی غزل ها آمد
فصل حزن و غم و شیدایی دنیا آمد

آمده درد دلش را به برادر گوید
بر ملاقات حسین زینب کبری آمد

زنده شد باز غم ظهر غم انگیز حسین
شور و حال دگری بر دل صحرا آمد

روضه خوان زینب کبری ست مصیبت خواند
از جنان ناله ی واغربت زهرا آمد

گل خوش بوی حسین همسفر زینب بود
از چه زینب ز سفر یکه و تنها آمد

وحید زحمت کش شهری

  • یکشنبه
  • 6
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 10:03
  • نوشته شده توسط
  • وحید زحمت کش شهری
ادامه مطلب

بعد از یک اربعین فراق- ( از شط فرات عطر عطشان وزید ) * مریم موسوی

1406

بعد از یک اربعین فراق- ( از شط فرات عطر عطشان وزید ) بعد از یک اربعین فراق ( از شط فرات عطر عطشان وزید )

رباعی اول:

از شط فرات عطر عطشان وزید

پیچید شمیم یار و یک سیب و نُبید

هرچند ز کعب نی کمان قد شده بود

زینب (س) ره نینوا رُ با اشک دوید

رباعی دوم:

طی شد غم هجر روی محبوب، حسین (ع)

بینا شده باز چشم یعقوب، حسین (ع)

هر چند گذشت اربعینی ز فراق

زینب (س) شده در کنار مطلوب، حسین (ع)

پ.ن:

وزن: مستفعل فاعلات مستفعل فع

عطشان: از القاب سید الشهدا علیه‌السلام که تشنه در کربلا به شهادت رسیدند. این تعبیر در روایات، تواریخ و زیارت‌نامه‌ها درباره آن امام آمده است.

نبید. [ن ُ ] (اِ) بر وزن و معنی نوید است که مژدگانی و خبرخوش باشد. (برهان قاطع).

شا

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 11:48
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

متن شعر اربعین حسینی -( اربعین است و فراقِ لاله ها ) * هستی محرابی

1476

متن شعر اربعین حسینی -( اربعین است و فراقِ لاله ها ) اربعین است و فراقِ لاله ها
سینه ی ما وُ هزاران ناله ها

آمده جابر به دشتِ کربلا
شوقِ دیدارِ حسینِ سر جدا

شد وضو و غسل با آبِ فرات
بعد آمد با سلام و صلوات

دست بر سینه نهاد و با ادب
محضرِ آن سیٌدِ عالی نَسب

با خشوع وُ با فروتن با وقار
این چنین گفتا ز چشمِ اشکبار

السٌلام ای نورِ داور السّلام
زینتِ دوشِ پیمبر السّلام

السّلام ای جانِ حیدر السّلام
زاده ی زهرای اطهر السّلام

السّلام ای وارثِ خونِ خدا
ای حسین ای یوسفِ گلگون قَبا

السّلام ای کشته ی تیغِ جفا
السّلام ای شاهِ مذبوحُ القفا

من به قربانِ تو وُ ایثارِ تو
بین که جابر آمده دیدارِ تو

خیزو از جا ای امامِ تشنه لب
گر چه جانت از عطش در تاب و

  • شنبه
  • 11
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:49
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

زبانحال حضرت زینب در کربلا اربعین حسینی -( من زینبم جا مانده ای در کربلا دارم ) * هستی محرابی

4226
2

زبانحال حضرت زینب در کربلا اربعین حسینی -( من زینبم جا مانده ای در کربلا دارم ) من زینبم جا مانده ای در کربلا دارم
در اربعینت آمدم شور و نوا دارم

من آمدم عنوان کنم تا شکوه ی دل را
در سینه ام داغِ حسینِ سر جدا دارم

من در زمینِ نینوا نام آوری عباس
همچون علمدارِ رشید و با وفا دارم

من زینبِ بی معجرم اندر چهِل منزل
رأسِ شهیدان را به روی نیزه ها دارم

جولانگهِ خواهر در این کوه و بیابان است
خارِ مغیلان را به هر سو زیرِ پا دارم

می گردم امشب دشت را دنبالِ مجنونم
با اشکِ چشمم بهرِ هر زخمت دوا دارم

می سوزد آهِ سینه ام اندر شرارِ غم
یک اربعین از داغِ تو بزمِ عزا دارم

از راسِ خونینت بپرس زینب چها دیده
هیجده بدن جای کفن از بوریا دارم

جانِ برادر داغِ تو در سینه سنگین است
از این ب

  • شنبه
  • 11
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 09:55
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

پیاده روی اربعین(قطره قطره آمده دریا شدند) * اسماعیل تقوایی

1191

پیاده روی اربعین(قطره قطره آمده دریا شدند) پیاده روی اربعین
قطره قطره آمده دریا شدند
جمع از هر ملت و، دنیا شدند

ذکرشان حب الحسین یجمعنا
درمسیر عشق مولا جا شدند

از نجف تا کربلا راهی شده
علتی بر شادی زهرا(س)شدند

فاقد مرکب، پیاده رهسپار
سوی آن شش گوشه زیبا شدند

شدخدا این عاشقان را مشتری
منتفع آنها در این سودا شدند

در مسیر عشق موکبها بسی
ازبرای نوکری برپا شدند

به به از این اجتماع حیدری
دشمنان او همه رسوا شدند

آفرین بر این حسینی رهروان
لشگری بر یوسف زهرا شدند

شعر:اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 6
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 18:32
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

متن شعر اربعین حسینی -( دوباره عبورم بیوفته، اگه صحنه ی قتله گاهت ) * هستی محرابی

1615
2

متن شعر اربعین حسینی -( دوباره عبورم بیوفته، اگه صحنه ی قتله گاهت ) دوباره عبورم بیوفته، اگه صحنه ی قتله گاهت
مرا می کُشه ای برادر، تمنّای آخر نگاهت
دوباره ببینم عدو زد، سرِ نیزه آن راسِ ماهت
دوباره مرا التماسِ، غمِ یوسفِ قعرِ چاهت

کجایی برادر، که بر گشته زینب
ببینی چطور در به در گشته زینب (2)

برادر، امان از شام، امان از شام، امان از شام
امان از، غمِ ایام، غمِ ایام، غمِ ایام

کجایی رفیقِ بیابون، کجایی که قلبم شده خون
دوباره منو خاطراتِ، به جولانِ کوه و بیابون
دوباره غمِ آتشین ات، زده شعله بر چرخِ گردون
منو سینه ی زار و حیرون، لبِ خشک و سوزان و بریون
گرفتارِ این دشت و هامون، وداعِ بدنهای گلگون

کجایی برادر، که بر گشته زینب
ببینی چطور در به در گشته زینب (2)

ب

  • شنبه
  • 11
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 10:56
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن شعر اربعین -( عازمیم اکنون به سوی کربلایت یا حسین ) * هستی محرابی

1325

متن شعر اربعین  -( عازمیم اکنون به سوی کربلایت یا حسین ) عازمیم اکنون به سوی کربلایت یا حسین
با سرا پا شور مشتاقِ لقایت یا حسین

نوبتِ ما شد که پا در جَرگه ی میدان نهیم
می کشیم رنجِ سفر را در هوایت یا حسین

ما همه از عاشقان و جان نثارانِ توئیم
می کنیم این جان نا قابل فدایت یا حسین

تا قیامت ناله ی جانسوز تو داریم به دل
در زمین کربلا گیریم عزایت یا حسین

بر سرِ نیزه سرِ نورانیت مانده هنوز
می رسد بر گوشِ جان هر دم صدایت یا حسین

می رود تا آسمان فریادِ هل مِن ناصرت
سینه را پُر کرده جانسوزِ نوایت یا حسین

ای شهید بی گناه ای شاهِ بی غسل و کفن
کی جدا کرده سرت را از قفایت یا حسین؟

ظالمان آن خونِ پاکت را به نا حق ریختند
زین ستم خون کرده اند قلبِ خدایت یا ح

  • شنبه
  • 11
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:00
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)مدد فاطمه/الله جمال پنج تن را که کشید * محمود اسدی

1242

(غزل)مدد فاطمه/الله جمال پنج تن را که کشید الله جمال پنج تن را که کشید
از نور جمالشان،جهان گشت پدید

در بین ائمه،انبیا،ذات خدا
تنها به حسین،اربعین را بخشید

در راه خدا گذشت از هستی خویش
ناموس اسیر و خود به گودال شهید

جا دارد اگر در غم او خون ریزد
هرکس که مصیبات عظیمش بشنید

عشّاق،پیاده سوی ارباب روند
با یاد سه ساله ای که بر خار دوید

این جمعیت از موسم حج بیشتر است
(تا کور شود هرآن که نتواند دید)

شائق، تو بگو با مدد فاطمه بود
هرآنکه به سوی حرم یار رسید
******
شائق

  • دوشنبه
  • 7
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 01:20
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 وحید محمدی

اربعین -(من قطره ولی تو مثل دریایی) * وحید محمدی

2215

اربعین -(من قطره ولی تو مثل دریایی) من قطره
ولی تو مثل دریایی
بی منت
هوامو داشتی هر جایی
آقا جان
خدایی خیلی آقایی
امسالم
جواب نوکرو دادی
اربعین
منو حرم فرستادی
می بخشی
خیلی تو زحمت افتادی
جان آقام، آقام آقام حسین آقام
می بینی
آقا دوباره برگشتم
با چشم
پر‌‌ه ستاره برگشتم
زهرا گفت
با یه اشاره برگشتم
می مونم
به زیر پرچمت آقا
می سوزم
به پای ماتمت آقا
می میرم
توی محرمت آقا
جان آقام، آقام آقام حسین آقام
اسمت باز
دلمو زیر و رو کرده
اشکای
چشامو آبرو کرده
زخمای
دل منو رفو کرده
می بینی
نوکرا مشکی پوشیدن
آماده ان
برای نوکری کردن
بازم شد
چراغ روضه هات روشن
جان آقام، آقام آقام حسین آقام
باز عطر
چایی روضه ها پیچید
تو روضه
نوای نینوا پیچید
تو ه

  • شنبه
  • 24
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 19:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

موج غم -( زین موج، شده تکه تکه هر کوه سَدید ) * مریم موسوی

1071

موج غم -( زین موج، شده تکه تکه هر کوه سَدید ) موج غم -( زین موج، شده تکه تکه هر کوه سَدید )

از قلب سما، چهل صباح، خون چکید
در آه و فغان، چو شمر دون، تیغ کشید
هر بحر روان و شد سیاه پوش زمین
زین موج، شده تکه تکه هر کوه سَدید

پ.ن:
وزن: مستفعل فاعلات مستفعل فع

سدید: استوار، پابرجا، محکم

قال أبوعبدالله (ع): یا زراره إن السماء بکت علی الحسین (ع) أربعین صباحا بالدم
و إن الأرض بکت أربعین صباحا بالسواد و إن الشمس بکت أربعین صباحا بالکسوف والحمرۀ
و إن الجبال تقطعت وانتثرت و إن البحار تفجرت و إن الملائکه بکت أربعین صباحا علی الحسین علیه السلام

کامل الزیارات، ص: 81

  • دوشنبه
  • 26
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 08:37
  • نوشته شده توسط
  • مریم موسوی
ادامه مطلب

زمینه اربعین حسینی -( هستي ام؛ برادر من ) * محدثه شیری

1709
1

زمینه اربعین حسینی -( هستي ام؛ برادر من ) اي عزيز مادر من
هستي ام؛ برادر من

بسوي تو زينبت
بي تاب و رهسپار
توي غم اين عزات
دلتنگ و بيقرار

حكم اجابتي
رسم نيابتي
به پاي تو باكرم!

دارم براي
بوسه روي گلو
نيابت از مادرم
ثارالله4

بند دوم:
مي كنه دوباره مرور
خواهري با قلب صبور

ايستاده بودم رو تل
با آه و سوز و فغان
صدا زدم مادرو
با شيون و الامان

نيستي برادر
كنار خواهر
نگاه من موند بِرات

ديدن تا نيستي
اومد به غارت
دور و برِ خيمه هات
ثارالله4

بند سوم:

رسيديم به شام بلا
بعد راه كرببلا

به ما ميگن خارجي
غريبيم اينجا داداش
رقيه خسته شده
تاول زده هردو پاش

به زور ميارن
اين بچه هارو
تو مجلس اون پليد

به لفظ حيدر
خطبه مي خونم
از كفر محض يزيد

  • چهارشنبه
  • 15
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 16:47
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد