اربعین حسینی

مرتب سازی براساس
 سید حمید رضا برقعی

نگاه -(رسیده‌ام به تو اما گریستم تا تو) * سید حمید رضا برقعی

1268

نگاه -(رسیده‌ام به تو اما گریستم تا تو) رسیده‌ام به تو اما گریستم تا تو
تمام فاصله را جاده را اتوبان را
نگاه من همۀ راه تا به تو برسد
کشانده است به دنبال خویش باران را
ولی نخواسته در بین راه سوزاندم
دل اهالی محروم چند استان را
بر آن سرم که کنار ضریح یاد کنم
ولو به قدر نگاهی تمام آنان را
نگاه‌های پر از حسرت کشاورزان
میان دشت تکان‌های دست چوپان را
و آن غریبه که در قهوه‌خانۀ سر راه
همان که خم شد و بوسید تکۀ نان را
همان که نام تو را برد زیر لب وقتی
که روی میز غذا می‌گذاشت لیوان را
همان که گفت ببینم تو زائری؟ گفتم:
خدا بخواهد... آهی کشید قلیان را
همان که گفت به آقا بگو غلط کردم
بگو ببخشد، رانندۀ بیابان را
بگو از آنچه که می‌داند او پشیمان

  • چهارشنبه
  • 2
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 12:22
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 وحید محمدی

مثنوی اربعین امام حسین(ع) -(من آن عقیله، بضعه ی پاک بتولم) * وحید محمدی

902

مثنوی اربعین امام حسین(ع) -(من آن عقیله، بضعه ی پاک بتولم) من آن عقیله، بضعه ی پاک بتولم
من روضه خوان مقتل آل رسولم
من کوه صبرم، داغِ غم بسیار دیدم
من مادرم بین در و دیوار دیدم
من فرق خونین پدر را دیده ام... آه
در طشت خون، لخته جگر را دیده ام... آه
ای وای من دیدم تمام صحنه ها را
بالای تل، غوغای شمر و ضربه ها را
من کاخ ظلم شامیان ویران نمودم
با خطبه های حیدری طوفان نمودم
من کوفه را یک بار دیگر فتح کردم
من شام را با چند دختر فتح کردم
من زیر و رو کردم بساط ظالمان را
من آبرو بردم، تمام کافران را
پیغمبرم، پیغام تو تا شام بردم
اما هزاران سنگِ رویِ بام خوردم
من زینبم با سینه ای خون و دلی ریش
من زینبم اما کمی نیلی تر از پیش
ای عالم و آدم گرفتار و فقیرت
بودم ب

  • چهارشنبه
  • 2
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 12:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

نوحه اربعینی هنوز ام البنین خبر ندارد * محمدرضا سروری

1239
2

نوحه اربعینی هنوز ام البنین خبر ندارد هنوز ام البنین خبر ندارد

گذشته یک اربعین هنوز ام البنین خبر ندارد چه شده کربلا
از آن شه بی معین عزای سالار دین خبر ندارد چه شده کربلا
از آن یل بی قرین علم فراز غمین خبر ندارد چه شده کربلا
از آن عمود و جبین دو بازوی برزمین خبر ندارد چه شده کربلا
******
مادری از داغ پسر خبر ندارد هنوز
خبر ز پرپر شدن پسر ندارد هنوز
چهل شبانه روز از آن درد و بلا گذشته
خبر ز خونین شدن سفر ندارد هنوز

خبر ندارد که چه ها به دشت کربلا شد
دو دست ساقی ادب ز پیکرش جدا شد
چگونه در کنار آب خوش به کام تشنه
چهار عزیز جان او به شط خون فدا شد

گذشته یک اربعین هنوز ام البنین خبر ندارد چه شده کربلا
******
خبر ندارد از غم جگرگدا

  • چهارشنبه
  • 2
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 17:24
  • نوشته شده توسط
  • محمدرضا سروری
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

یا زینب کبری -(سرِ خاکِ تو بی خبر آمدم ) * سید پوریا هاشمی

814

یا زینب کبری -(سرِ خاکِ تو بی خبر آمدم ) سرِ خاکِ تو بی خبر آمدم
عزادارمو خون جگر آمدم
دُرست است بی بال و پر آمدم
به شوقِ تو اما به سر آمدم
سرآمد غمِ هجر ، دوری بس است
صبوری صبوری صبوری بس است
رسیدم که با یار صحبت کنم
شهِ بی سرم را زیارت کنم
نگاهی کنی و نگاهت کنم
اگر اذن دادی شکایت کنم
به نی زار قلبم جز آتش نبود
سفر رفتی ای دوست ، رسمش نبود
تو رفتی و دنیا به من بد گذشت
وَ هر لحظه هر جا به من بد گذشت
در این روز و شبها به من بد گذشت
خلاصه که آقا به من بد گذشت
نگو گریه کافیست ، صبرت کجاست
عزیزِ دلم سنگِ قبرت کجاست ؟
چهل روز ، یادِ تنت سوختم
به یادِ زمین خوردنت سوختم
ز داغِ به نی رفتنت سوختم
وَ با کهنه پیراهنت سوختم
همین که دلم سمتِ گودا

  • چهارشنبه
  • 2
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 17:51
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

اربعین وزینب (س)_الا سردار بیسر از برای تو سر آوردم * اسماعیل تقوایی

995
1

اربعین وزینب (س)_الا سردار بیسر از برای تو سر آوردم اربعین و زینب(س)
الا سردار بیسر از برای تو سر آوردم
برایت زائران از کاروانی مضطر آوردم

گذشته اربعینی از فراق خواهرت با تو
کنون از بهر دیدارت تکیده خواهر آوردم

ربابت بیقراری می کند بهر علی اصغر
بگو اصغر بیاید از برایش مادر آوردم

سکینه در غمت خون گریه کرده این چهل روزه
به دیدار مزار خاکی تو دختر آوردم
دراین چل روز هر روزش، مردم،زنده گردیدم
خبرها ازجسارتهای خلقی کافر آوردم

شنیدم بی کفن خوابیده در خاکی حسین من
برایت یک کفن با عطر مشک وعنبر آوردم

هنوزم ناله ی هل من معینت خاطرم مانده
زنان وکودکان را از برایت یاور آوردم

خجالت می کشم از تو رقیه شام جا مانده
خبر از چیدن آن نوگل نیلوفر آوردم

دعا

  • چهارشنبه
  • 2
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 17:54
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

اربعین حسینی -(کربلا در خاطراتم خون و خنجر ماند و بس!) * هستی محرابی

938
2

اربعین حسینی -(کربلا در خاطراتم خون و خنجر ماند و بس!) #سلام_علی_قلب_زینب_الصبور

کربلا در خاطراتم خون و خنجر ماند و بس
یک دلِ آشفته و صد داغِ دلبر ماند و بس

آنچه از دشتِ بلا در خاطراتم پُر شده است
اشک خونِ دیده ی ساقی و ساغر ماند و بس

از کنارِ قتلگه وقتی عبورم داده اند
دیده ام دشتی پُر از گلهای پرپر ماند و بس

وقتی آن شب خونِ زلفت را ز اشکم شسته ام
تازه فهمیدم برایم از تو یک سر ماند و بس

با خودم گهواره ی شش ماهه ام را می برم
گو در آن عطرِ غمِ لالای اصغر ماند و بس

عصرِ عاشورا مرا وقتی که جولان داده اند
در نگاهم شرحی از تصویرِ محشر ماند و بس

وقتِ رفتن سوی کوفه آخرین آهِ نگاه
گو فقط سوزی خزان از باغِ کوثر ماند و بس!

#هستی_محرابی

  • چهارشنبه
  • 2
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 20:01
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

جا مانده ی اربعین -( افسوس نشد ضَریح شش گوشه نَصیب ) * مریم موسوی

961

جا مانده ی اربعین -( افسوس نشد ضَریح شش گوشه نَصیب ) جا مانده ی اربعین -( افسوس نشد ضَریح شش گوشه نَصیب )

این دل شده بی قرار و حیران حسین (ع)
هر ذرّه ی آن بدون سامان حسین (ع)
افسوس نشد ضَریح شش گوشه نَصیب
از غم شده دیده پر ز باران حسین (ع)

  • چهارشنبه
  • 2
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 21:17
  • نوشته شده توسط
  • مریم موسوی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

راه پیمایی اربعین(ای رهنورد اربعین خوش باد برحال دلت) * اسماعیل تقوایی

989

راه پیمایی اربعین(ای رهنورد اربعین خوش باد برحال دلت) اربعین
ای رهنورد اربعین خوش باد برحال دلت
در این مسیر عاشقی عشق حسینی حاصلت

جا پای جابر می روی همراه با یک قافله
باشد رضای فاطمه(س)با این زیارت واصلت

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 01:23
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

ألسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ -(بهشت من جائیِکه تو اونجا خونه داری) * حامد آقایی

890
1

ألسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ -(بهشت من جائیِکه تو اونجا خونه داری) بهشت من جائیِکه تو اونجا خونه داری
همونجا که همه میگن کلی دیوونه داری
عمودا رو میشمارم و میریزه هر گناهم
فقط تو راهِ تو‌حسین ، خوبم و سر به راهم
پیرغلاما قوتِ دیگه ایی به زانو دارن
ببین چه‌ محکم برا تو قدم رو برمی دارن
لب میزنم به استکانها مِثل دُر میشم من
فقط تو این مسیرِ آقا ،چایی خور میشم من
چه حالی داره اونکه از مرز ایران رد میشه
پابوس تو اگه نیام خیلی برام بد میشه
ساکم و بستم آقا جون ، اذن زیارت می خوام
برای روز اربعینِ تو سعادت می خوام
حق بده تا دور میشه ازتو ، دلی پر غم بشه
تا که بیاد از حرمت اگه مریض هم بشه

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 09:37
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

اربعین حسینی -(عشق، امشب تا کجایم می برد، گوئیا کرببلایم می برد!) * هستی محرابی

759

اربعین حسینی  -(عشق، امشب تا کجایم می برد، گوئیا کرببلایم می برد!) #شب_جمعه_شب_زیارتی_امام_حسین ع
#اربعین_حسینی

ع‍شق، امشب تا کجایم می برد
گوئیا کرببلایم می برد

عشق، امشب با نگاهی مهربان
سمتِ کوی آشنایم می برد

این دلِ گم در خیالِ وصل را
در هوای دلربایم می برد

حسرتِ دیدار بود و شوقِ یار
از زمین تا ماورایم می برد

گه به سوزِ سینه شوری می دهد
گه به طوفانِ بلایم می برد

می کُند دل را خرابِ روی دوست
فارغ از چون و چرایم می برد

گاه با فریاد و شور و التهاب
گه خموش و بی صدایم می برد

عشق، این آیینه ی دیدارِ حق
تا به دشتِ نینوایم می برد!

#حسرت_کربلا_معلی
#هستی_محرابی

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 18:11
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

اربعین حسینی -(طبقِ معمول من از قافله ات جا ماندم!) * هستی محرابی

1933

اربعین حسینی -(طبقِ معمول من از قافله ات جا ماندم!) #جامانده_اربعین_حسرت_کربلا

طبقِ معمول من از قافله ات جا ماندم
مثلِ ماهی به لبِ ساحلِ دریا ماندم
تشنه ی جرعه ی آبم عطشم کن سیراب
من که عمری وسطِ این همه صحرا ماندم!

#جا_ماندم
#هستی_محرابی

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 22:03
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(زمزمه)از قافله ات امسال جاموندم ای آقا * محمود اسدی

810

(زمزمه)از قافله ات امسال جاموندم ای آقا از قافله ات امسال جاموندم ای آقا
نشد بیام پای برهنه کربلا
ای تب وتاب من ببین که بی تابم
از دوری ششگوشه ی تو بی خوابم
قسمت نشد تا که اربعینت بیام به پابوس تو
اما همین جا می گریم از غصه های ناموس تو

هرلحظه از یاد غم تو می نالم
هنوزحسین من بیاد گودالم
یادم می آد از تو نموند به جز اسمت
ده تا سوار با اسب رد شدن از جسمت
همین جا دیدم به حنجر تو نیزه فرو شد ای وای
همین جادیدم باچکمه جسم تو زیروروشد ای وای

همین جا بود داداش زینبو آزردن
سربسته میگم که غارتمون کردن
همین جابود داداش زغصه پاشیدم
بازیچه ی دشمن سر تورو دیدم
خودم دیدم که به سینه ی تو چطور لگد زد قاتل
یادم نمیره توقتلگاهت افتادی هچون بسمل
**

  • جمعه
  • 4
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 11:44
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(شور)خیز و ببین اخا برگشتم از سفر * محمود اسدی

927

(شور)خیز و ببین اخا برگشتم از سفر خیز و ببین اخا برگشتم از سفر
پروانه ات شده بشکسته بال و پر
یادم نمی رود اینجا چه دیده ام
چه رنج و محنتی اینجا کشیده ام

دیدم به چشم خود صد پاره پیکرت
گشتی تو زیر و رو در پیش مادرت
دیدم در این زمین رنگ پریده را
در دست این و آن راس بریده را

زخم دل مرا اینجا نمک زدند
دور تن تو زینب را کتک زدند
یک اربعین به من خندیده دشمنم
از کعب نیزه ها گشته سیه تنم

در شام وکوفه شد بر خواهرت جفا
بشنیدم از همه پیوسته ناسزا
یادم نرفته است کوی یهودیا
در زیر پای اسب دیدم سر تو را
*****
شائق

  • جمعه
  • 4
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 11:47
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی اربعین حسینی -(تنم درمانده، روحم مبتلا شد) * حسن ثابت جو

590

دوبیتی اربعین حسینی -(تنم درمانده، روحم مبتلا شد) دوبیتی اربعین حسینی

تنم درمانده، روحم مبتلا شد
سرای سینه ام ماتم سرا شد
رسیده اربعین، با ناله گویم
نرفتن قسمتِ امسال ما شد

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 02:30
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی اربعین حسینی -(اگر امسال قسمت این چنین است) * حسن ثابت جو

917

دوبیتی اربعین حسینی -(اگر امسال قسمت این چنین است) دوبیتی اربعین حسینی
اگر امسال قسمت این چنین است
شدم جا مانده و قلبم حزین است
عمود و موکب و کرب و بلایش
دلم با خاطرات اربعین است

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 02:31
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی اربعین حسینی -(خوشا سالی که سال بخت ما بود) * حسن ثابت جو

603

دوبیتی اربعین حسینی -(خوشا سالی که سال بخت ما بود) دوبیتی اربعین حسینی
خوشا سالی که سال بخت ما بود
دلم مهمان یاری آشنا بود
علم بر دوش و با پای برهنه
مسیرم از نجف تا کربلا بود

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 02:32
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی اربعین حسینی -(رباب از ناله جسمش آب می شد) * حسن ثابت جو

665

دوبیتی اربعین حسینی -(رباب از ناله جسمش آب می شد) دوبیتی اربعین حسینی
رباب از ناله جسمش آب می شد
کنار علقمه بی تاب می شد
به لب می گفت با سقای عطشان
کجا بودی گلم سیراب می شد؟

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 02:33
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی اربعین حسینی -(همه دیدند این افسردنم را) * حسن ثابت جو

659

دوبیتی اربعین حسینی -(همه دیدند این افسردنم را) دوبیتی اربعین حسینی

همه دیدند این افسردنم را
بدون تو از اینجا بُردنم را
چهل منزل سرت می دید هر جا
چگونه مُردن و پژمردنم را

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 02:34
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی اربعین حسینی -(به نیزه تا که سر دیدم خمیدم) * حسن ثابت جو

563

دوبیتی اربعین حسینی -(به نیزه تا که سر دیدم خمیدم) دوبیتی اربعین حسینی
به نیزه تا که سر دیدم خمیدم
ز کعب نی اثر دیدم خمیدم
میان این همه غم وای از آن دم
که سر در طشت زر دیدم خمیدم

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 02:35
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی اربعین حسینی -(دگر اینجا سرت بر نیزه ها نیست) * حسن ثابت جو

682

دوبیتی اربعین حسینی -(دگر اینجا سرت بر نیزه ها نیست) دوبیتی اربعین حسینی
دگر اینجا سرت بر نیزه ها نیست
خبر از زجر و خولی و جفا نیست
برادر، زینبت شرمنده ی توست
رقیه دخترت همراه ما نیست

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 02:37
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی اربعین حسینی -(به یاد آمد وداع آخرت را) * حسن ثابت جو

761

دوبیتی اربعین حسینی -(به یاد آمد وداع آخرت را) دوبیتی اربعین حسینی
به یاد آمد وداع آخرت را
لب خشک و دو چشمانِ ترت را
زمان شستن قبر تو با آب
گرفتند چشم های خواهرت را

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 02:37
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

غزل اربعین حسینی -(یك اربعین افغان و زاری كارِ من بود) * حسن ثابت جو

705

غزل اربعین حسینی -(یك اربعین افغان و زاری كارِ من بود) غزل اربعین حسینی
یك اربعین افغان و زاری كارِ من بود
یك اربعین چشم انتظاری كارِ من بود
یك كارون غم بود و من هم یك پرستار
در شامِ ماتم غمگساری كارِ من بود
می‌سوختم با ناله‌ی درّ دانه‌ی تو
بهرِ رقیه بی‌قراری كارِ من بود
من بودم و افغان و زاریِ یتیمان
این اضطراب و دل فكاری كارِ من بود
تا كودكانت را نشانه رفت دشمن
بودم سپر چون جان نثاری كارِ من بود
می‌سوخت چشمم از شرارِ ضربِ سیلی
گریان شدن با چشم تاری كارِ من بود
من بودم و سجاد تو در سوز و در تب
در این سفر شب زنده داری كارِ من بود
یك لحظه‌ام پیش دشمنت ساكت نبودم
با خواندن آن خطبه یاری كارِ من بود
گر لحظه‌ای جسمِ كبودم را ببینی
گویی چو مادر پاسداری

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 02:38
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

غزل اربعین حسینی -(ای ساربان به خیل اسیران تو جان بده) * حسن ثابت جو

651

غزل اربعین حسینی -(ای ساربان به خیل اسیران تو جان بده) غزل اربعین حسینی
ای ساربان به خیل اسیران تو جان بده
آن ره كه می‌رسد به حسینم نشان بده
بشنو صدای زینب قامت خمیده را
ما را به دست قافله سالارمان بده
گوید ربابِ زار و پریشان به زیرِ لب
مشتی ز خاكِ اصغرِ شیرین زبان بده
آید شمیم كرب و بلا بر مشامِ ما
بر دل نشان ز اكبرِ تازه جوان بده
دارد سكینه زمزمه‌ی أینَ عَمی‌اش
گوید مرا به قبر عمویم توان بده
بهرِ خطابه، بزمِ عزا، روضه های آب
یك باغِ یاس و لاله و برگِ خزان بده
اینجا همان دیارِ عطش، دشت کربلاست
ما را به دست صاحبِ این کاروان بده

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 02:40
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 1 ـ ذکر / شور ـ جدایی -(جدایی زینب یه اربعینه بعد اسیری اومده تو رو ببینه) * حسن ثابت جو

922

سبک 1 ـ ذکر / شور ـ جدایی -(جدایی زینب یه اربعینه بعد اسیری اومده تو رو ببینه) سبک ۱ ـ ذکر / شور ـ جدایی
جدایی زینب یه اربعینه
بعد اسیری اومده تو رو ببینه
بی كفن در این مزاری
من می‌دونم سر نداری
وآآآی ـ یه زمانی پیش سر تو
حالا زائر پیكر تو ـ برادر زینب
وآآآی برادر زینب ـ برادر زینب ـ برادر زینب(۴)
* * *
وقتی كه رفتی وای از جسارت
خیمه و غارت امون از شام و اسارت
دشمنانت ظالمه
آمدند با تازیانه
وآآآی ـ زینب و غم و آزارِ شام
خواهر و سر بازارِ شام ـ برادر زینب
وآآآی برادر زینب ـ برادر زینب ـ برادر زینب(۴)
* * *
یه مشتی نامرد پر از پلیدی
زینب و زن‌ها میون بزم یزیدی
با تموم خسته حالی
كار زینب خطبه خوانی
وآآآی ـ دیونه می‌كرد زینب تو
چوبی كه می‌خورد بر لب تو ـ برادر زینب
وآآآی برا

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 02:41
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 2 ـ ذکر / ثلاث سنتی ـ اسارت -(بعد عمری اسیری، اسارت) * حسن ثابت جو

1803

سبک 2 ـ ذکر / ثلاث سنتی ـ اسارت -(بعد عمری اسیری، اسارت) سبک 2 ـ ذکر / ثلاث سنتی ـ اسارت
بعد عمری اسیری، اسارت
آمدم يا حسين بر مزارت
زينب و كي بريدن دل از تو؟
بي تو بودن چهل منزل از تو؟
یابن الزهرا حسین یابن الزهرا(4)
بعد تو زينبت نيمه جان شد
وارث غربتِ كاروان شد
نور تو چون چراغِ رهم بود
هر كجا رأس تو همرهم بود
یابن الزهرا حسین یابن الزهرا(4)
رفتي و سلسله پايمان شد
بزم نامحرمان جايمان شد
بعد تو واي من از زمانه
شام غم ديدم و تازيانه
یابن الزهرا حسین یابن الزهرا(4)
گر چه جسمم شده از جفا پير
هم ز كعب ني و هم ز زنجير
هر چه باشد مرا شكوه‌اي نيست
درد زينب فقط بي حسينيست
یابن الزهرا حسین یابن الزهرا(4)

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 02:42
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

اربعین سالار شهیدان (اربعین آمده درکرببلا شور عزاست) * اسماعیل تقوایی

703

اربعین سالار شهیدان (اربعین آمده درکرببلا شور عزاست) اربعین
اربعین آمده درکرببلا شور عزاست
دیده ها بر سرقبر شهدا چون دریاست

هر که آنجاست مزاری بگرفته ست به بر
زین مصیبت به جنان غم زده قلب زهراست

مادری غم زده با سینه ی پر شیر آمد
بر سر قبر علی اصغر خود غرق نواست

کودکان روی مزاری به زمین افتادند
ناله ی وای عمو بر لبشان،غم افزاست

خواهری غم زده بر قبر برادر نالان
بعد چل روز فراق آمده گرم نجواست

گوید ای هستی زینب بپا خیز وببین
گرد پیری به رخ خواهر زارت پیداست

هجر تو،ننگ اسیری، غم غربت،ای وای
قامت زینب تو خم شده،در دست عصاست

سرت آورده ام ای یار، کنم وصل تنت
زیر خاکی وسرت از تن صد چاک جداست

آمدم با تن پر درد بروی خاکت
ای طبیبا به تنم تربت پاک ت

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 15:24
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

نذر اربعینِ سالار شهیدان -(عاشق حضرتِ حق بود و سراسر بخشید) * مرضیه عاطفی

726

نذر اربعینِ سالار شهیدان -(عاشق حضرتِ حق بود و سراسر بخشید) عاشق حضرتِ حق بود و سراسر بخشید
هر چه را داشت نه با حوصله! با «سر» بخشید
تا ابد لنگرِ کشتی نجات خود را
متمایل به حیا کرد و به خواهر بخشید
تا که اوضاعِ زمینگیریِ فطرس را دید
إذنِ پرواز به او داد؛ سپس «پر» بخشید
دست-چین کرد خدا محض طواف ِ رویش
آن زمانی که به ما رتبۂ نوکر بخشید
متولّد شده بودیم چه گریان... ما را؛
مادرش آمد و با گریه به مادر بخشید
زینت دوش نبی بود و برای اثبات
همۂ سینه زنان را به پیمبر(ص) بخشید
عده ای را وسطِ روضه و بعد از توبه...
عده ای را وسطِ صحنۂ محشر بخشید
زیرِ قبّه، شب جمعه، کرَمش عام شد و
زائرانِ حرمش را دو برابر بخشید
اربعین یادِ غریبیِ حسن(ع)؛ با گریه...
خیل زوّار خودش را

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 18:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

داغدارِ -(عاقبت آمدم پس از عُمری) * حسن لطفی

688

داغدارِ -(عاقبت آمدم پس از عُمری) عاقبت آمدم پس از عُمری
به مزارت نه بر مزارِ خودم
آمدم های های گریه کنم
به دلِ خون و داغدارِ خودم
چند وقتی‌است بغضِ سنگینی
به گلویم نشسته ، میبینی؟
کارِ خود را فراق با من کرد
کمرم را شکسته میبینی؟
شانه‌های ضعیفِ طفلانت
خواهرت را کشان کشان آورد
هرکه اینجا رسیده سوغاتی
سر و رویی پُر از نشان آورد
شرحِ این راه را یتیمانت
با زبانِ اشاره می‌گویند
با لبی زخم خورده ، چاک و کبود
با تَنی پاره پاره می‌گویند
شام با من چه کرده ، میبینی؟
رویِ پیشانی‌ام پُر از چین است
بعد از این ضجه‌ای نمیشنوم
گوشم از تازیانه سنگین است
با اشاره رُباب می‌گوید
هیچ داغی شبیه این غم نیست
بِینِ گهواره نه ببین زینب
کودکم بینِ قبرِ

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 19:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

اربعین -(ای بزرگ، ای جلیله، یا زینب) * امیر عظیمی

886

اربعین -(ای بزرگ، ای جلیله، یا زینب) ای بزرگ، ای جلیله، یا زینب
ای عزیز قبیله، یازینب
ای عقیله، عقیله، یازینب
عمه ی بی بدیله، یازینب
عشق تنها به تو نظر انداخت
عقل در پای تو سپر انداخت
عمه تو بر سپهرها قمری
زنی از جنس شیرهای نری
کرد با تو حسین جلوه گری
فتنه در تو نداشته اثری
در نگاهت بلا چه زیبا شد
از کلامت یزید رسوا شد
تو که خود محشری به تنهایی
سوره ی کوثری به تنهایی
ثانی مادری به تنهایی
حیدر دیگری به تنهایی
کوهی از غم شدی، چهل روز است
از چه رو خم شدی، چهل روز است
باز ای عمه، قتلگاه، حسین
بر لبت ذکر آه، آه، حسین
شه بی لشگر و سپاه حسین
آی خورشید خیمه‌گاه حسین
سایه ات کم شده، برادر من
کمرم خم شده، برادر من
تو که رفتی به ما جسارت شد

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 19:50
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

جاده -(جاده مرا صدا زد و زندانی ام هنوز) * اسماعیل شبرنگ

990

جاده -(جاده مرا صدا زد و زندانی ام هنوز) جاده مرا صدا زد و زندانی ام هنوز
نزدیک شد مسیرم و طولانی ام هنوز
حرف از شب حرم شد و بغض دلم شکست
مانند روضه های تو بارانی ام هنوز
سر تا به پا گناهم و این توبه های سُست
دارد نشان که غرق پشیمانی ام هنوز
سرباز این مسیرم و سربند یا حسین ع
مانده به روی صفحه ی پیشانی ام هنوز
این اربعین نشد برسم کربلای تو
بس که اسیر غصه ی حیرانی ام هنوز
دستی بکش به روی سرم ناله سر دهم
خیلی شبیه گریه ی پنهانی ام هنوز
جا مانده ام شبیه سه ساله خودت ببین
ویرانه گرد غربت ویرانی ام هنوز
آری نشد زیارت شش گوشه ات...ولی
مدیون لطف شاه خراسانی ام هنوز
مشهد که هست می روم و گریه می کنم
در بین صحن می دَوم و گریه می کنم

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 21:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد