شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

سایه دیوار تو *

3062
2

سایه دیوار تو سایه دیوار تو

حیف از تو که گل باشی و من خار تو باشم
بگذار که از دور گرفتار تو باشم
من مایه ندارم که خریدار تو گردم
باشد که گدای سر بازار تو باشم

گر راه ندارم به حریمت نظری کن
تا معتکف سایة دیوار تو باشم
با آنکه تو را عاشقم از خود نپسندم
تو یار به من باشی و من عار تو باشم
دستی، که به جز دامن لطف تو نگیرم
چشمی، که فقط طالب دیدار تو باشم
زخمم به جگر زن که دوایی نپذیرد
دردی به دلم بخش که بیمار تو باشم
از همچو تویی پاک تر از گل همه حیف است
تا همچو منی عبد خطاکار تو باشم
سوزم به درون ریز که پیوسته بسوزم
خوابم ببر از دیده که بیدار تو باشم
آن رتبه ندارم که نهی پای به چشمم
بگذار که خاک ره زوار تو باش

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 18:24
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اول و آخر عشقا خودتی (به همراه فایل صوتی) *

10786
40

اول و آخر عشقا خودتی (به همراه فایل صوتی) اول و آخر عشقا خودتی

سبکی از جواد مقدم به همراه دانلود فایل صوتی

اول و آخر عشقا خودتی
واسه من تموم دنیا خودتی
برا یــوسف جایی‌پیدا نمیشه
وقتی که یــوسـف زهـرا خودتی

من ازت یه خـــــواب ببینم بسمه
توی خــــــواب تـــــو رو ببینم بسمه

...

لینک دانلود اول

لینک دانلود دوم

  • چهارشنبه
  • 21
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 12:28
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

یا بقیة الله *

4147
1

یا بقیة الله یا بقیة الله

ای تمام ایام روز انتظارت
قلب آفرینش گشته بی قرارت
بر لبم ثنایت در دلم شرارت
بی تو در وجودم هر نفس شده آه
یا بقیة الله، یا بقیة الله

با تو فصل پاییز خوش تر از بهارم
بی تو لحظه لحظه حال احتضارم
مانده در گلویم نالة سحرگاه
یا بقیة الله، یا بقیة الله

شادی دو عالم بی تو محنت ماست
جاری از دو دیده اشک حسرت ماست
صبح جمعة ما شام غربت ماست
ای همه کس ما کی می آیی از راه
یا بقیة الله، یا بقیة الله

ای چراغ بزم هر سحرگه ما
این دو غصه گشته بی تو همره ما
طول غیبت تو عمر کوته ما
ماه مصر عالم سر زن از دل چاه
یا بقیة الله، یا بقیة الله

فاطمه زند از پشت در صدایت
زیر تازیانه می کند دعایت
کز کنار ک

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 18:25
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

عصر یک جمعه ی دلگیر *

8780
28

عصر یک جمعه ی دلگیر عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت:
بگویم، بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیدست؟
چرا آب به گلدان نرسیدست؟

وهنوزم که هنوز است،
غم عشق به پایان نرسیدست؟
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید، بنویسد
که چرا هنوزم که هنوز است،
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست؟
و چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست؟
عصر این جمعه ی دلگیر،
وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس
تو کجایی گل نرگس؟

  • جمعه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 17:01
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

آفتاب پنهانی *

3057

آفتاب پنهانی برون بیا زپرده ای آفتاب پنهانی

درآکه آیینه ای زنور یزدانی

دست من گیرکه مستحقم من

نیست درچنته ام به جز پریشانی

همچوموری به درگهت هستم

کی رود مور بهر قربانی؟

دست من کوتاه و خرما برنخیل

کرمی کن به من هرآنچه بتوانی

آنقدَرقصه ی مرا خوردی

نیست درنامه ام نه جرم وعصیانی

هرچه گویم هرآنچه ات خوانم

هرچه مدحت کنم،توبه زانی-زآنی-

من کجامدح توتوانم کرد؟

توکه تفسیرآیه های قرآنی

جمله دنبال تو همی گردم

غافلم زآنکه درجانی

گرکه گویند که کافرم،گویم:

توخدانه،خدای انسانی

-نفس- تومرا شاعرکرد

ورنه آنم،همانکه میدانی

نفس

  • پنج شنبه
  • 29
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 15:18
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

جمعه ، مختار *

3321
0

جمعه ، مختار این جمعه ها که ختم به مختار میشود
بدجور دلم طالب دلدار میشود
ای منتقم بیا که به عالم خبر دهیم
شیعه عزیز و هرچه جز او خوار میشود

  • پنج شنبه
  • 29
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 22:17
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

ای آشنای غربت جمعه ظهور کن *

5493
3

ای آشنای غربت جمعه ظهور کن ای آشنای غربت جمعه ظهور کن
یک مرتبه زکوچه ما هم عبور کن
حک شد به روی بال قنوت نمازمان
این خواهش قدیمی آقا ظهور کن
چشم انتظار قایق صیاد مانده ام
محض خدا بیا و مرا صید تور کن
من را که دور ماندهام از خاک کربلا
اقا بیا و همسفر بال نور کن
یک شب بیا میان حسینیه عزا
یادی زروضه های کنار تنور کن
شمس

  • چهارشنبه
  • 11
  • خرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 13:07
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

شعری درباره امام زمان (عج) *

5354
7

شعری درباره امام زمان (عج) در گوشه یِ تنهایی ام، زانویِ غم دارم بغل
من را رهایی بایدم ، زان پیش برآید اجل

من را تو آرامم کنی، ای راحتِ روح و دلم
بازآی و کامِ تلخِ من،شیرین نما همچون عسل

بر گریه ام تدبیر کن تا خنده بازآید به لب
از بس ترا خوانده دلم بی شک شدی ضرب المثل

من منتظر بنشسته ام تا کی سفر پایان کنی
آمد دگر جانم به لب ،از بس که گوید العجل

گر خرده گیرند طاعنان ، بر قصه یِ دلدادگی
گویم نه تقصیر از منست،او دلستاندست از ازل

این خاطراتِ خوب و بد ، کز دل نوشتم با قلم
من دلسرایی گویم و دیگر کسان گویند غزل

  • پنج شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 07:51
  • نوشته شده توسط
  • سید احد شیرین نژاد اردبیلی
ادامه مطلب

همچوکیان *

2838
1

همچوکیان ایکاش که برتوماهمه یارشویم

دردام نگاه توگرفتارشویم

ایکاش که در سپاهت ای مهدی جان!

آیینه ای ازکیان مختارشویم

نفس

  • چهارشنبه
  • 8
  • تیر
  • 1390
  • ساعت
  • 06:42
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

سلطان جهان *

3609
3

سلطان جهان گفتم که تو سلطانِ جهانی ، نظری کن

بر کویِ خراباتیِ ما هم گذری کن

گفتا که نظر می کنمت هردم و ساعت

از راه به غیر از رهِ ما محتذری کن

گفتم که اسیرِ غم و زنجیرِ بلایم

بر این دلِ غمدیده یِ زارم نظری کن

گفتا غم و اندوه دمی هست و زمانی

زندانِ بلا را به دعا مختصری کن

گفتم که عدالت ندهد غیرِ تو معنی

باز آي و جهان را خبر از عدل علی کن

گفتا که بدستور حق آیم به زمانی

آنروز جهان را خبر از بی خبری کن

گفتم چه کنم تا که ببینم رخت از پیش

گفتا که نمازِ شب و وردِ سحری کن

  • پنج شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 07:59
  • نوشته شده توسط
  • سید احد شیرین نژاد اردبیلی
ادامه مطلب

تکیه گاه آسمان *

3262

تکیه گاه آسمان آسمان راتکیه گاهی

برتودارم تکیه،گاهی

میشوم بهرنگاهت

معتکف درتکیه؛گاهی

دیگرفتادم ازنفس

من گم شدم دراین قفس

برحال من بنمانظر

من رارهاکن ازهوس

نفس

  • چهارشنبه
  • 22
  • تیر
  • 1390
  • ساعت
  • 08:22
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

سرود میلاد امام زمان عج -(ای تو سر آغازِ همه روشنی، در شبِ تردید چراغِ منی) * هستی محرابی

1268

سرود میلاد امام زمان عج -(ای تو سر آغازِ همه روشنی، در شبِ تردید چراغِ منی) ‍ السّلام عَلیکَ یااَباصالِحَ المَهدی ع

ای تو سر آغازِ همه روشنی
در شبِ تردید چراغ منی
باز کن آن پنجره را سوی ما
دیده فکن باز تو بر روی ما

از قدحِ عشق بنوشان مرا
جامه ی دیدار بپوشان مرا
شمّه ی حسِ تو مرا باور است
باورِ حسِ تو مرا آخر است

روزی اگر قربِ تو نائل شوم
فارغ از این سرزنشِ دل شوم
هر که تو را داشت دگر غم نداشت
هیچ در آن زندگی اش کم نداشت

کیست که از آمدنت خوش نداشت
از لبِ آن چشمه تراووش نداشت
ای نفست پاک و نگاهت چمن
گوشه ی چشمی نظری کن به من

ای همه ی روح مناجاتِ ما
زمزمه ی جاری حاجات ما
مشکل ما مشکلِ هجران توست
هر شب ما شامِ غریبان توست

یوسفِ دلخسته کجایی بیا
قفل درِ بسته کجایی بی

  • دوشنبه
  • 10
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 12:57
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

چه خواهي گفت؟! (عرایضی بر امام زمان-عج) *

3175
1

چه خواهي گفت؟! (عرایضی بر امام زمان-عج) چه خواهي گفت؟! (عرایضی بر امام زمان-عج)

اگر روزي تو را بينم چه خواهي گفت؟!

و گل از روت برچينم چه خواهي گفت؟!

اگــــــــر مثـل ِ گــدايـانـــــــي قبـال ِ تـو

خجيل و لال بنشيـنـم چه خواهي گفت؟!

بــه رغــم ِ ادّعــاهــايــــي كـه مـن دارم

چو بيني خوار و مسكينم چه خواهي گفت؟!

بـــه وقت ِ عــشقبـازي هــاي پيـــرانــه

كه ديدي سُست آيينم چه خواهي گفت؟!

اگـــر روزي مــرا بيني كه در كويت

نه خوشحال و نه غمگينم چه خواهي گفت؟!

خطاهايي فــــزون دارد مـــن ِ عــاشــق

به تقصيرات ِ سنگينم چـه خواهي گفت؟!

بيفتـد پــــرده را نـاگــــه اگــر روزي

بـِدان اعمال ِ چــركينم چه خواهي گفت؟!

اگــــــــر

  • شنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 21:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل دادا
ادامه مطلب

سلامی ناز...سلامی به امام زمان(مصطفی آزادوار) *

2963
1

سلامی ناز...سلامی به امام زمان(مصطفی آزادوار) یاعلی ادرکنی

سلامی ناز از پیمان و عهدی سلام برآنکه نامش هست مهدی

سلامی ناز از جنس شقایق زلیلی که زنامت گشته عاشق

سلامی ناز از بوی گل یاس ز لبهای دوچشم مشک عباس

سلامی ناز ای رویای شبها سلام ای عشق من ای ماه تبها

سلامی ناز ای نور دو اختر سلام ای از چو مادر مهربانتر

سلامی ناز از کل وجودم بود نام تو در رکن و سجودم

سلامی ناز ای نور دوعینم سلام ای علتم, ای شوروشینم

سلامی ناز از موج غیابت سلام ای شافی و صاحب قیامت

سلامی ناز ای ماه تو لیلا سلام آقای من عشق تو زهرا(س)

سلامی ناز از اشک عقاقی خودت نیستی و نامت هست باقی

سلامی ناز از سودای مستی سلام آقای من هرجاکه هستی...

سلامی ناز از سوی (محب)

  • پنج شنبه
  • 6
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 05:50
  • نوشته شده توسط
  • مصطفی آزادوار(محب)
ادامه مطلب

راز سر به مهر ( غزل انتظار ) *

3223
1

راز سر به مهر ( غزل انتظار ) راز سر به مُهر ( غزل انتظار )

دردم بـدون وصل تـو درمـان نمـــی شود

مهرت ز دل برون نهم امکان نمـی شود

بر این حقیر گر دو جهان پیش کش کننـد

بی حُسن انـورت ســر پیکان نمــی شود

دارم امیــــد منقبت از شمـع نرگست

دوری ز هُـرم عشق تو آسان نـمی شود

انـدر سراچـه ی دل من جا گـــرفتــه ای

چون تو کسی به غمزده مهمان نمی شود

جانـا طفیل هستی من باش کاین دو چشم

بر غیــــر پای وصل تو احسان نمــی شود

دل ، خون گرفتـه با غم هجرانت ای حبیب

سرّ درونم از تـو که پنهان نمـــی شود

از تـو اشارتـی و ز من چشمه ی امیـــد

بـر شستشوی دل که بجز آن نمی شود

دانم که جان فدا کنمت گر به مقدمت

آن راز سر بــه مهر تـو

  • چهارشنبه
  • 9
  • شهریور
  • 1390
  • ساعت
  • 20:08
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل دادا
ادامه مطلب

اما خبری نیست زتو(مصطفی آزادوار) *

3179

اما خبری نیست زتو(مصطفی آزادوار) ساعت 5 شد اما

خبری نیست ز تو

ماهیم مست شد اما

خبری نیست ز تو

جان من بر لب تُنگ آمدو اما

خبری نیست ز تو

شب بارانی من طی شدو اما

خبری نیست ز تو

تا به کی عاشق آهوی تو مانم؟

آهوان مرگ شدندو

خبری نیست ز تو

چون درختم به سرِ کوچۀ عشق

باغبان آمدو اما

خبری نیست ز تو

بخدا قلب شکست و

عمرِ من طی شدو اما...

  • دوشنبه
  • 10
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 21:37
  • نوشته شده توسط
  • مصطفی آزادوار(محب)
ادامه مطلب

گر حضرت مهدی .... *

2767
3

گر حضرت مهدی .... گر حضرت مهدی ....

گر حضرت مهدی به تو ظاهر گردد

ظاهرت هست چنان که خجالت نکشی؟

باطنت هست پسندیده صاحب نظری ؟

خانه ات لایق او هست ،‌که مهمان گردد؟

لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟

پول بی شبهه و سالم زهمه دارایی ات

داری آن قدر که یک هدیه برایش بخری؟

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند ؟

با چنین شرط که در حافظه اش دست نبری؟

واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران

می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری ؟

  • پنج شنبه
  • 13
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 18:01
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شتردر خواب بیند پنبه دانه(محمد میثمی) *

2518

شتردر خواب بیند پنبه دانه(محمد میثمی) دلم گردد به دورت بی بهانه

اسیر یک نگاتم عاشقانه

دلم آید به سویت هر شب و روز

شتر در خواب بیند پنبه دانه

برای استفاده از دست نوشته های این شاعر میتوانید به آدرس

Mmdezsama.javanblog.com مراجعه فرمایید.

  • شنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1390
  • ساعت
  • 10:01
  • نوشته شده توسط
  • محمد میثمی
ادامه مطلب

عرایضی بر امام زمان(عج) *

2702
2

عرایضی بر امام زمان(عج) عرایضی بر امام زمان(عج)

آيي سر ِ مزارم

داني كه همدم ِ من هــر پنجشنبه آه است

چشم ِ مريضم اندر آغوش ِغم به راه است

سرريز مــــــــــي كند چون آتشفشان ِ دردم

گاهــي گدازه هايش تفسير ِ يك نگاه است

شايد كــه تـو بيايــــي وقتي كه من نباشم

امّا كه شعرهايم بــر عاشقـي گواه است

دل مـــــــــي تپد عزيزم در پيكر ِ زمان ها

گويا خبر رسيده يوسف به قعر ِ چاه است

از شهر ِ خود زماني گـــر تو گذر نمايي

حال ِ مـــرا نپرسي يك عالمي گناه است

تو چون گل ِ تواضع در گلشن ِ عروجــي

من هم ازين تقلا ّ قصدم نه اينكه جاه است

مشغول ِ مشكلات و سـاعتْ شمـار عمــرم

بـــر عاشقان ِ چون من الطاف ِ تو پناه است

را

  • چهارشنبه
  • 19
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 20:33
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل دادا
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بی فایده ست روضه و ماتم بدون تو ) * علیرضا خاکساری

2533
2

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بی فایده ست روضه و ماتم بدون تو  ) بی فایده ست روضه و ماتم بدون تو
بی فایده ست اشک دمادم بدون تو
ای منتقم.... جان عمو جان تان بیا
بی فایده ست ماه محرم بدون تو
چنگی به دل نمیزند آقای غصه دار
بیرق-علم - سیاهی و پرچم بدون تو
در حیرتم چگونه حسین زمانه ام
روی کتیبه سر بگذارم بدون تو
ماه محرم آمده است محتشم بخوان
"باز این چه شورش است..."درعالم بدون تو
مزه نمی دهد که دو ماه عزا شوم
سینه زن حسینیه ی غم بدون تو
دارم زفرط غصه وغم آب میشوم
درپای روضه های "مقرم " بدون تو

شاعر : علیرضا خاکساری

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

گاهی...(مصطفی آزادوار) *

3675
3

گاهی...(مصطفی آزادوار) گاهی دلم برای خودم تنگ میشود

بودونبودعقل ودل همرنگ میشود

گاهی برای جنگ گاهی برای عشق

گاهی هوای صلح ز نیرنگ میشود

گاهی گلی برای نگاهی ز شوق وصل

گاه خارِ حیله گر, جدا تفنگ میشود

گاهی سخن صراط ستایش گشایدم

گاهی حروف بردل و جان انگ میشود

گاهی به بوسۀ نازی دلی برم

گاهی ز بوسۀ ابلیس جنگ میشود

گاهی بجای صوت اذانِ وجود حق

درگوش من ندای ((میا)) زنگ میشود

گاهی به غمزه چشمش روانیم

گاهی دودیده اش چونان خدنگ میشود

گاهی جمال و رنگ می ورنگ مستیَم

باکوی ناله های تو بی رنگ میشود

گاهی محب,صلاحِ نگاهت به دوش داشت

گاهم برای آمدنت, پافنگ میشود

  • یکشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1390
  • ساعت
  • 10:23
  • نوشته شده توسط
  • مصطفی آزادوار(محب)
ادامه مطلب

شعر دوم محرم الحرام-امام زمان(عج) -( باز جا مانده ام از یار به دادم برسید ) *

1966

شعر دوم محرم الحرام-امام زمان(عج) -( باز جا مانده ام از یار به دادم برسید ) باز جا مانده ام از یار به دادم برسید
دل جدا مانده ز دلدار به دادم برسید
ای کریمانِ خطا پوش مرا دریابید
نشنیدم سخن یار به دادم برسید
نگشودم پرِ پرواز چو دلدارم خواست
همچونان مرغ گرفتار به دادم برسید
دست من بود که همراه شهیدان بروم
نشدم در صف انصار به دادم برسید
کاش در مدرسه عشق وفا می خواندم
من کجامکتب ایثار به دادم برسید
ساقی میکده را کاش وفا می کردم
می شدم مست علمدار به دادم برسید
کربلایی شدم و کرب و بلایی نشدم
ماندم از غافله هر بار به دادم برسید
در بسیج غم عشقت همه جا سردارم
لیک درمعرکه سربار به دادم برسید
چه شد از معرکه عشق جدایم کردند
ماندم از هجرت خونبار به دادم برسید
نکند یوسف خود را به

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمان-مناجات محرمی -( هر كه محروم است از تو مَحرمِ مِیخانه نیست ) *

2295
1

شعر امام زمان-مناجات محرمی -( هر كه محروم است از تو مَحرمِ مِیخانه نیست ) هر كه محروم است از تو مَحرمِ مِیخانه نیست
هر كه با آتش نمی جوشد دلش پروانه نیست
من اویسم قسمتم انگار دیدارت نشد
از قَرَن می آیم و ارباب امّا خانه نیست
گشتم و گفتند بر این روضه ها سر می زنی
بانیِ این اشك ها جز چَشمِ صاحب خانه نیست
من حسینی زاده ام از شیر و اشكِ مادرم
سینه ام با آتشِ عشقِ شما بیگانه نیست
حسِ این دیوانگی تقصیرِ خاكِ كربلاست
سال ها در كربلا گشتیم جز دیوانه نیست
باز هم موی شما با ناله ها آشفته شد
كارِ گیسوی پریشانِ شما با شانه نیست
مثلِ زن های پسر از دست داده آمدیم
خانه ی چَشمانِ ما از سیل جز ویرانه نیست
بس كه امشب گل به غم های یتیمت ریختیم
آه دیگر لاله ای در گوشه ی گلخانه نیست

  • سه شنبه
  • 25
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بال خورشید پرستم قفسی می خواهد ) *

1276

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بال خورشید پرستم قفسی می خواهد ) بال خورشید پرستم قفسی می خواهد
قـدم کفش بـه دستم قبسی مـی خواهـد
چشـم من تا سند شیعـه گیش را بدهـد
اشـکی اندازه بال مگسـی می خواهـد
باز زنگ سفــرت نالــه ما را پر داد
جـاده از قافله غم جرسی می خـواهـد
همه حنجره هــا سرد زتو می خوانند
روضه هجرتوصاحب نفسی می خواهد
آه ای هم نفسان غیرت تصویر کجاست
آخر این آینه فریاد رسی می خواهد

  • سه شنبه
  • 25
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( گفتم این جمعه دگر یار نماید خود را ) * سید مجتبی شجاع

1604
0

مناجات امام زمان(عج) -( گفتم این جمعه دگر یار نماید خود را ) گفتم این جمعه دگر یار نماید خود را
از پس پرده پدیدار نماید خود را
گفتم این جمعه همان جمعه آخر باشد
یوسف فاطمه این بار نماید خود را
گفتم این جمعه دگر آید و ان شاءالله
همچو ماهی به شب تار نماید خود را
گفتم این جمعه شب هجر سحر خواهد شد
اگر آن حجت دادار نماید خود را
گفتم ای دل مکن این قدر ز غم بی تابی
که طبیب دل بیمار نماید خود را
هاتفی گفت اگر میثم تمار شوی
پسر حیدر کرار نماید خود را
پیش چشم تو حجاب است وگرنه دلدار
پیش چشمان تو بسیار نماید خود را
« در حجاب است ز بی رغبتی ما دلدار
ورنه یوسف به خریدار نماید خود را »
همه ی درد دل یار ز بی دردی ماست
غم نداریم که غمخوار نماید خود را
ما که مردیم خدا از

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( وقتی نباشی ... پستچی یک بسته غم می آورد ) * جواد مزنگی

1229

مناجات امام زمان(عج) -( وقتی نباشی ... پستچی یک بسته غم می آورد ) وقتی نباشی ... پستچی یک بسته غم می آورد
تصـــــویـری از آینــــده با طـــرحِ عَــــــدَم می آورد
عمری به رسمِ عاشقـی در گـل نظـــر کردم ولی
گل با تمــــامِ خوشگـلی پیــشِ تو کـــم مـی آورد
حتـــی رقـــابت بیــنِ تــو با گــل اگـــر برپـــا شود
بلـبل بــه نفــعِ خوبیـَت صـــدها قســـم می آورد
من تـازگی فهـمیـــده ام بی مهـــــربانی هـایِ تو
حتــی درختِ ســرو هـم از غصـه خــــم می آورد
لــــرزیدنِ قلــــــبم بــرایِ فکـــــرِ تنهـــا رفـتنــــت
مــن را به یـــادِ فــاجعـــه در شهــر بـَم مـی اورد
من خواب دیدم نیستـی ، وَ غم به قصدِ مـرگِ من
یک قهــوه یِ قاجــــار با مخـلوطِ سـَـــم می آورد
جادوی

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( در راه به وعده های ِ من فکر بکن ) * سید امیر سادات موسوی

1412

مناجات امام زمان(عج) -( در راه به وعده های ِ من فکر بکن ) در راه به وعده های ِ من فکر بکن
مردانه به قتل ِ مرد و زن فکر بکن
هنگام ِ زمین ریختن ِ خون ِ خدا
تنها به امیر ِ ری شدن فکر بکن
هم روزه و هم نمازخوانی داریم
هم مجلس ِ رقص ِ آنچنانی داریم
ما پیرو ِ سنّت ِ یزیدیم هنوز
به به! چه امیر ِ مومنانی داریم
هم اَهل ِ نماز و منبر و اِرشاد است
هم چهره ی صاحب نظر ِ الحاد است
هم مطرب و میگسار! هم پیش نماز!
اَحسنت! خلیفه جامع الاضداد است
« اَمثال ِ یزید واقعاً کم هستند،
او با پدرش فخر ِ دو عالم هستند...»
احسنت! درست است! وحتّی لابد
ایشان نوه ی پیامبر هم هستند!
از محضرتان کسی سوالی دارد
انگار که از شما ملالی دارد
پرسیده: یزید جان! سواری کردن
بر گردن ِ مسلمین چه

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( كاش در شب هاى سردم ,تا دو دل يك مى شد ) *

1212
1

مناجات امام زمان(عج) -( كاش در شب هاى سردم ,تا دو دل يك مى شد ) كاش در شب هاى سردم ,تا دو دل يك مى شد و
در ميان لوح قلبم اسم تو حك مى شد و
أنقدر با چشم تو همراز مى بودم كه تا.
از زمين تا أسمان أيينه كوچك مى شد و
يك طرف درد و جدايي, يك طرف احساس و عشق
كاش از داغ دلم أگاه, اندك مى شد و
يك نفس ارام مى بودم ,سكوت شاعرى
در دل هر قافيه مرگ و رديف ظاهرى
مرگ من در زندگى جاريست ,مثل رود نيل
با خداى باطنم امشب كنار سلسبيل

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( می ­پرستیم بُتی را که انیسِ جان است ) *

1300

مناجات امام زمان(عج) -( می ­پرستیم بُتی را که انیسِ جان است ) می ­پرستیم بُتی را که انیسِ جان است
دل ز جور و ز جفای دگران ویران است
دلبری، دوش، به غَنجی رهِ عشقم می ­زد
گفتمش: فکر نکن کندنِ دل آسان است
عشقِ من با دگران، عشق نبود و غم بود
لیکن این یار، جدا از دگرِ یاران است
سوخت قلبِ دغلِ بی ­دلی و بی ­هنری
این دلِ سوخته، تنها هنرش ایمان است
همه دل ­های جهان در رخِ او حیرانند
او پریشانیِ این قافله را سامان است
عشق را آینه ­دار اوست که خود آینه است
راهِ عاشق ­کُشی ­اش شاخه­ ای از عرفان است
همه ­شب چشمِ سیاهش میِ غُفران ریزد
وز غمش چشمِ جهان واله وُ خون ­افشان است
عالمی دستِ دعا سویِ حریمش دارد
آفتاب است و زیارتگَهِ مَه­رویان است
سرِ سجّاده ­ی هر کس بروی، ق

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( چشم هایم را عوض کردم نگاهم را ... نشد ) * حسین فروزنده

1439
1

مناجات امام زمان(عج) -( چشم هایم را عوض کردم نگاهم را ... نشد ) چشم هایم را عوض کردم نگاهم را ... نشد
باز هم دیروزها رد شد ولی فردا نشد
هی نشستم تا شکستم در خودم با یاد تو
یک غزل حتی شبیه شعر مولانا نشد
من پر از تصویر های گنگ و موهومم هنوز
هیچ کس مشتاق حل این معما ها نشد
ماندم ودرجا زدم تا قلب من مرداب شد
شک به رفتن کردم و با شک دلم دریا نشد
گم شدم وا ماندم از ایلی که رفت از سرد سیر
هیچ کس دلواپس یک آدم تنها نشد
بعد ها گفتند یک دیوانه ازما کم شده
بیست وشش پائیز رفت و گم شده پیدا نشد

شاعر : حسین فروزنده

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد