شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

شعر مناجات امام زمان(عج) -( می‌برم این روزها نام تو را آرامتر ) *

1572
1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( می‌برم این روزها نام تو را آرامتر ) می‌برم این روزها نام تو را آرامتر
تا بمانم در شمار عاشقان، گمنامتر
نیستی، فرصت برای درد دل کردن کم است
درد دل باشد برای دردهایی عامتر
درد اول دوری از آیینه و آیینگی است
درد دوم درد دل‌هایی از این هم خامتر
کاش گاهی هم به ما سر می‌زدی هر چند نیست
در میان خستگان از قلب ما نا کامتر
خشک شد لب‌های ما با چند ندبه می‌رسی؟
جان مولا، ساقی از دست تو شد این جام تر؟!
زیر لب ذکر تو را هر روز و هر شب گفته‌ام
گفته‌ای: ‌آرام‌تر، آرام‌تر، آرامتر
کاسه‌ی شعر مرا از دست عشق انداختی
تکّه‌ای را تر کن از سرچشمه‌ی الهام، تر!
می‌رسی و انتخابی سخت خواهی کرد، آه
بی‌گمان از عاشقانی بهتر و خوشنامتر
سهم ما... شوق حضور و آبر

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 رضا اسماعیلی

شعر مناجات امام زمان(عج) -( مولای عشق! حال زمین و زمان بد است ) * رضا اسماعیلی

2233
2

شعر مناجات امام زمان(عج) -( مولای عشق! حال زمین و زمان بد است ) مولای عشق! حال زمین و زمان بد است
آلوده ست آب و هوا، آسمان بد است
از حال و روزمان، تو چه می پرسی ای عزیز ؟!
پنهان نمی کنم، به خدا حالمان بد است
آدم ؟ قسم به نور تو ! « آدم » نمی شویم
همسفره ایم با هوس و نانمان بد است
ما همچنان به حال هبوطیم و در سقوط
آری، قبول، پله ی این نردبان بد است
از شش جهت امام زمان می کند ظهور!
دارم یقین که آخر این داستان بد است
در ذات خویش، حضرت اسلام کامل ست
باور کنیم، ذات مسلمانمان بد است
از چشم مهربان تو افتاده ایم ما
افتادن از نگاه شما، بی گمان بد است
پشت سر شما و خدا بد ... چقدر بد!
ما را ببخش، حضرت جان! کارمان بد است
کوچک ترم از آن که بگویم بیا و یا ...؟
خط و نشان

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

بیا برای دلم با خدا تبانی کن * جعفر ابوالفتحی

2127
13

بیا برای دلم با خدا تبانی کن مناجات با امام زمان (عج)

کبوتر دل من را تو جمکرانی کن

دلم برای تو باشد هر آنچه دانی کن

تبانی ای گل من با خدا فقط خوب است

بیا برای دلم با خدا تبانی کن

دلم به باد فنا رفته و به دادم رس

بیا برای دلم هرچه می توانی کن

جوان به عشق رفیقش شود پر از غصه

بیا برای دل من کمی جوانی کن

دلم هوای سخن گفتن تو را دارد

کمی برای دلم صحبت لسانی کن

ظهور شخصیت تو حظور نور خداست

بیا هدایت خود را دگر جهانی کن

روان پریش و پر از غم شدم ز هجر تو

کمی تو فکر به حال دل روانی کن

بیا کنار همین گریه کن نگار همه

کمی تو گریه برای قد کمانی کن

سروده جعفر ابوالفتحی

  • چهارشنبه
  • 2
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:03
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

شبی ز کوی کریمان گذر نمودن ... آه * جعفر ابوالفتحی

2180
6

شبی ز کوی کریمان گذر نمودن ... آه العبد کالمیت فی ید الغسال...

شبی ز کوی کریمان گذر نمودن ... آه

به چشم مست کریمان نظر نمودن ... آه

کبوتر دل مجنون چه آرزو دارد ؟

به سمت خانه ی لیلا سفر نمودن ... آه

سروده جعفر ابوالفتحی

  • شنبه
  • 5
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:06
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

او خواهد آمد *

1777
5

او خواهد آمد از گریه کم سو شد
نور دو چشمانم
او خواهد آمد شب
از دور میخوانم

همراه خود دارد
یک کوله بار امید
او خواهد امد شب
از دور از ناهید

نور دو چشمانش
خورشید عالم تاب
عطر نفس هایش
عطر گلاب ناب

از دور می آید
با خود صفا دارد
با عاشقان خود
عهد و وفا دارد

ای عاشقان آیا ؟
بر عهد خود ماندید
آدینه ها ندبه
بهر چه میخواندید ؟

مولای من دیر است
امشب نمی آیی ؟
این عاشقت پیر است
امشب نمی آیی ؟

من را غلامت کن
من رو به خود مگذار
من توبه کردم شب
با چشم های زار

این توبه ی ناقص
از من پذیرا باش
من میشدم یارت
ای کاش و صد ای کاش

  • دوشنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 18:13
  • نوشته شده توسط
  • سجاد صادقي ابوزيدآبادي
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

زمزمه مناجات -( دعای عجّل فرج شده، ذکر لبم؛ ذکر لبم ) * روح اله گائینی

46

زمزمه مناجات -( دعای عجّل فرج شده، ذکر لبم؛ ذکر لبم ) دعای عجّل فرج شده، ذکر لبم؛ ذکر لبم
ز هجر تو تیره شد آقا، روز و شبم؛ روز و شبم
عمریه من به جستجویت
مست مستم من از سبویت
کاشکی یکدم آقای خوبم
من نشینم به گفتگویت
یابن زهرا ای گل طاها
********
دل برای دیدنت آقا، پر می زنه؛ پر می زنه
به دشت و صحرا سر می زنه سر می زنه سر می زنه
ای تو مرهم به هر غم و درد
بی تو آه به سینه ها سرد
یابن زهرا جان اباالفضل
سحر این جمعه تو برگرد
یابن زهرا ای گل طاها

شاعر : روح اله گائینی

  • پنج شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 06:38
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(ای افتخار من دار و ندار من مولا اباصالح) *

2523
1

شعر مدح امام زمان(ای افتخار من دار و ندار من مولا اباصالح) ای افتخار من دار و ندار من مولا اباصالح
شد افتخار من به دنیا، یوسف زهرا
سرگشته ی كوی تو هستم، غنچه ی طاها
مولای خوب من
ای افتخار من
كی از سفر آیی اباصالح كه چون بابا
مرهم گذاری بر روی پهلوی مادر را
مولای خوب من
ای افتخار من
خیز و جهان روشن ز نور آل طاها كن
روشن چراغ قبر نا پیدای زهرا كن
مولای خوب من
ای افتخار من
در دانه ی زهرا بیا مولا بیا مولا
بنما نظر دشمن شكسته فرق حیدر را
مولای خوب من
ای افتخار من
شاعر:ابراهیم گایینی

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(جمعه ها گذشت، و نگار من نیامد) *

5311
18

شعر مدح امام زمان(جمعه ها گذشت، و نگار من نیامد) جمعه ها گذشت، و نگار من نیامد
دل به جان رسید و دلدار من نیامد
مُردم از جدایی
یابن الحسن كجایی
كی شود كه من با، دو چشم پرستاره
ماه عالم آرا، تو را كنم نظاره
بی تو ای بهارم، چو برگ خشك و زردم
با دل شكسته دنبال تو بگردم
این نهان ز چشمم،تو دادی، دو چشم خون فشان مرا
گه به كوه و گاهی، به صحرا، كردی تو سرگردان مرا
بی تو ای مسیحا، نمانده،به سینه ی من یك نفس
كن مرا نگاهی،كه من را، یك گوشه ی چشم تو بس
ای دل آرا بیا، یوسف ما بیا، وای از این جدایی
به خدا فراقت ربوده صبر و تابم
آفتاب هستم، یك شب بیا به خوابم
گر چه دلم غمینم، غم ِ تو كرده شادم
رفته ام زیاد و نمی روی ز یادم
مردم از جدایی
یابن الحسن كجایی
نور

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 17:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(روبم به مژه غبار درگاهت را) *

2629
1

شعر مدح امام زمان(روبم به مژه غبار درگاهت را) روبم به مژه غبار درگاهت را
جویم به دو چشم، روی چون ماهت را
ای كاش كه از خانه ی كعبه شنوم
آوای « انا بقیه اللهت» را
نه معرفت فیض حضورت دارم
نه دیده ی جلوه های نورت دارم
ای حجت عصر و الزمان یا مهدی
امّید به جمعه ی ظهورت دارم
یابن الحسن نوا به دل بینوا بده
با نور خود به قلب محبان صفا بده
سر زد هلال ماه عزاداری حسین
اذن ورود ماه محرّم به ما بده
شاعر:حاج محمد نعیمی

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 17:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(هر جمعه به دست ها دعا،چشمان تر) *

2382
2

شعر مدح امام زمان(هر جمعه به دست ها دعا،چشمان تر) هر جمعه به دست ها دعا،چشمان تر
از شنبه فراموشی او، زنگ خطر
با دعوت خام خود مبادا باشیم
ما كوفه ی دیگر، او حسین دیگر
صبحی گره از زمانه وا خواهد شد
راز شب تار برملا خواهد شد
در راه عزیزیست كه با آمدنش
هر قطب نما قبله نما خواهد شد

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 17:26
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(هر جمعه سحر، آینه را پاك كنید) *

2538
4

شعر مدح امام زمان(هر جمعه سحر، آینه را پاك كنید) هر جمعه سحر، آینه را پاك كنید
چون صبح گذشت، سینه ها چاك كنید
دستان غروب روی تقویم نوشت
این جمعه گذشت، هفته را خاك كنید
تا كی همه جا یخ زده تمثیل شود
از فصل خزان عصر تجلیل شود
رحمی به دل خسته ی تقویم كنید
تا باز بهار، سال، تحویل شود
امروز كه آیینه جوابش سنگ است
در ذهن زمانه عاشقی هم ننگ است
هر كس كه نداند تو خودت می دانی
آقا به خدا دلم برایت تنگ است
شاعر:میلاد عرفان پور

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 17:29
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(دل ما بیقرار بیقرارت) *

2780
-1

شعر مدح امام زمان(دل ما بیقرار بیقرارت) دل ما بیقرار بیقرارت
دل ما شبنم صبح بهارت
بدان تا جمعه ی صبح ظهورت
دل ما جمكران انتظارات
به تن پوشیده ای رخت عزا را
به عشقت مبتلا كردی تو ما را
بسوزانی تمام خشك و تر را
چو خوانی روضه ی كرب و بلا را
مرا سر مست كرده عطر و بویت
كجا باید كنم من جستجویت
دل تنگ مرا بی تاب كردی
بیا ای منتظر جان عمویت
دلم مجنون و حیرون تو باشه
به روز و شب غزل خون تو باشه
ز بس نالیده دل از دوری تو
خدا داند پریشون تو باشه
محرّم آمد و یارم نیامد
نه یار من، كه دلدارم نیامد
به خود گفتم تو هم غمخوار داری
چه سازم من كه غمخوارم نیامد

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 17:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(دل ما بیقرار بیقرارت) *

3377
1

شعر مدح امام زمان(دل ما بیقرار بیقرارت) دل ما بیقرار بیقرارت
دل ما شبنم صبح بهارت
بدان تا جمعه ی صبح ظهورت
دل ما جمكران انتظارات
به تن پوشیده ای رخت عزا را
به عشقت مبتلا كردی تو ما را
بسوزانی تمام خشك و تر را
چو خوانی روضه ی كرب و بلا را
مرا سر مست كرده عطر و بویت
كجا باید كنم من جستجویت
دل تنگ مرا بی تاب كردی
بیا ای منتظر جان عمویت
دلم مجنون و حیرون تو باشه
به روز و شب غزل خون تو باشه
ز بس نالیده دل از دوری تو
خدا داند پریشون تو باشه
محرّم آمد و یارم نیامد
نه یار من، كه دلدارم نیامد
به خود گفتم تو هم غمخوار داری
چه سازم من كه غمخوارم نیامد

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 17:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(بیا با هم صفایی كرده باشیم) *

3518
2

شعر مدح امام زمان(بیا با هم صفایی كرده باشیم) بیا با هم صفایی كرده باشیم
به عهد خود وفایی كرده باشیم
بیا در هجر مولای غریبان
برای هم دعایی كرده باشیم
ای كه از زیبا ترین زیبا تری
از زمین و آسمان بالا تری
پس چرا ای حجت ثانی عشر
از علی و فاطمه تنها تری
رخ پروانه از هجرت حزین است
گل از شور نگاهت شرمگین است
همیشه یاد پاكت مثل ماهی
میان سفره های هفت سین است
شاعر:احمد حسین پور علوی

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 17:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(دل ما و كویر تفته؟ برگرد) *

2371
1

شعر مدح امام زمان(دل ما و كویر تفته؟ برگرد) دل ما و كویر تفته؟ برگرد
خدا را ای بهار رفته برگرد
تمام جمعه ها را صبر كردیم
اقلا ً جمعه ی این هفته برگرد
تمام عمر بی لبخند سخت است
به لبخند خودت سوگند، سخت است
برای دیدنت تا جمعه ی بعد
تحمل می كنم هر چند سخت است
جهان در حسرت آیینه مانده ست
گرفتار غمی دیرینه مانده ست
شب تلخی ست بی تو بودن ما
بگو تا صبح چند آدینه مانده ست
به مهر این و آن عادت ندارم
به حرف دیگران عادت ندارم
به سایه سار امنی در شب زخم
به غیر جمكران عادت ندارم
دلم هرچند بی نام و نشان است
دچار گریه های بی امان است
دلم دل تنگ باران است امشب
سرش بر شانه های جمكران است
شاعر:سید حبیب نظاری

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 17:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(خوش آن صبح وصالی كه هجران به سر آید) *

5082
9

شعر مدح امام زمان(خوش آن صبح وصالی كه هجران به سر آید) خوش آن صبح وصالی كه هجران به سر آید
خوش آن جمعه كه بر ز مهدی خبر آید
بگویید و بگردید به دریا و به صحرا
كجایی گل زهرا كجایی گل زهرا
خوش آن لحظه ی شیرین كه روی تو بینم
سر راه تو همچون گدایان بنشینم
ببوسم رهت را؛ ببینم رهت را
كجایی گل زهرا كجایی گل زهرا
خوش آن لحظه كه آریم به سوی تو نیازی
همه پشت سر تو بخوانیم نمازی
رد نغمه ی حمدت، به هر آیه دل ما
كجایی گل زهرا كجایی گل زهرا
به پای گل نرگس بریزید گل یاس
بخوانید حضورش همه روضه ی عباس
بگویید بگویید ز بی دستی سقا
كجایی گل زهرا كجایی گل زهرا
خوش آن لحظه ی شیرین كه در كعبه در آیی
چو پیغمبر اكرم كنار حجر آیی
شود دیده ی حجّاج همه گرم تماشا
كجایی گل زهرا

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 17:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( دلم قرار ندارد که کم کنم گله ها را ) * رحیمه مهربان آق کاری

1839
3

شعر مناجات امام زمان(عج) -( دلم قرار ندارد که کم کنم گله ها را ) دلم قرار ندارد که کم کنم گله ها را
پر از صفای تو دیدم تمام هروله ها را
هزار سال حضوری، به قدر هجری نوری
- نشد رصد بکنم این حدود فاصله ها را
ورق ورق شده تقویم و جمعه جمعه گذشته
خورانده اند به تقویم عمر، باطله ها را
چرا تحمّل دوری شده ست این همه آسان؟
وَ کیست تا ببُرد سر تمام حوصله ها را؟
هماره بگذرد از کربلا مسیر دقایق
گرفته دام بلایت تمامی تله ها را
فدای شال سیاهت! فدای ناحیه هایت!
چگونه روضه بخوانم دوباره حرمله ها را؟
دوباره روضه ی میدان، دوباره داغ اسیران
کدام جمعه به پایان بری تو غائله ها را
مرید تاب و تبت شد، شهید خال لبت شد
شنیده هرکه به گوشش، رحیل قافله ها را
مسیر عشق ندارد "قرار"، جز به

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ماه محرم-امام زمان(عج) -( نـاز از تـو، نيـاز و تمنّـا ز مـا، بــه روي چشم ) *

1364
1

شعر ماه محرم-امام زمان(عج) -( نـاز از تـو، نيـاز و تمنّـا ز مـا، بــه روي چشم ) نـاز از تـو، نيـاز و تمنّـا ز مـا، بــه روي چشم
منّت كشي ز يوسف بطحـا، به روي چشم
گفتـي گنـه نكن، به خدا سعي مي كنم
قدري دگـر نما تـو مدارا، به روي چشم
امـري اگـر بـُود، به كس ديگري مگو
من مُرده ام مگـر گل زيبا، به روي چشم
قدري تو دور كن ز دلم، حُبّ نفس را
مُردن به عشـق حضرت زهرا، به روي چشم
بگـذار يـك نمـاز، بـه تو اقتدا كنـم
عرفان و پاك بـازي و تقوا، بـه روي چشم
مسكيـن نـواز! دلبر با معرفت، حبيب
آخر چه مي شود بنهي پا به روي چشم؟

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمان(عج)-ماه محرم -( کجاست آنکه دوباره مرا تکان بدهد؟ ) * میثم امانی

1934
2

شعر امام زمان(عج)-ماه محرم -( کجاست آنکه دوباره مرا تکان بدهد؟  ) کجاست آنکه دوباره مرا تکان بدهد؟
وچشم های خودم را به من نشان بدهد
تمام عقربه ها زنده اند و می گردند
دل من است که چیزی نمانده جان بدهد!
کجاست آنکه خودم را بگیرد از من و بعد
مرا به دست غزلهای بی کران بدهد
هنوز وقت زیادی برای ماندن هست
چه می شود که زمانه کمی زمان بدهد؟
دلم هوای رسیدن به انتها کرده
کجاست آنکه به من جام شوکران بدهد؟
خدای واقعی ام سالهاست گم شده است
کجاست آنکه خدا را به من نشان بدهد

شاعر : میثم امانی

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ماه محرم-امام زمان(عج) -( جایی نداشتیم اگر این روضه ها نبود ) * سید مهدی حسینی

7088
6

شعر ماه محرم-امام زمان(عج) -( جایی نداشتیم اگر این روضه ها نبود ) جایی نداشتیم اگر این روضه ها نبود
عشقی نبود اگر غم کرب و بلا نبود
از دستمال اشک تو خونابه میچکد
آقا مگر به زخم دو چشمت دوا نبود ؟
ما را کسی به قدر دو گندم نمیخرید
این چشم اگر به خیمه تان آشنا نبود
بر ما ز آبروی خودت خرج کرده ای
ای وای اگر که لطف نگاه شما نبود
از ما مگیر یک نفس این یا حسین را
آقا حسین گفتن ما دست ما نبود
ما با لباس نوکری اش زنده مانده ایم
عمری نبود اگر غم ارباب ما نبود

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ماه محرم-امام زمان(عج) -( چشم انتظار مانده ام امّا نیامدی ) *

3420
3

شعر ماه محرم-امام زمان(عج) -( چشم انتظار مانده ام امّا نیامدی ) چشم انتظار مانده ام امّا نیامدی
کُشتی مرا و بر سرم آقا نیامدی
چنگی نمی زند به دلم اشک های من
وقتی که تشنه هستم و دریا نیامدی
من با لباس نوکری احرام بسته ام
وقت طواف کعبه ی دلها نیامدی
دیشب میان روضه نگاهم به راه بود
گفتم که می رسی به تماشا نیامدی
شاید نشسته بودی و بر سینه می زدی
جای دگر؛ به روضه ی زهرا نیامدی
شاید دوباره کرب وبلا رفته بودی و
تا صبح می زدی به سر آنجا نیامدی
امشب شب یتیم نوازی دست توست
مگذار تا بگویمت آقا نیامدی

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(آقا بیا كه حوصله از سر فراتراست) *

2547
1

شعر مدح امام زمان(آقا بیا كه حوصله از سر فراتراست) آقا بیا كه حوصله از سر فراتراست
دیگر حیات و مرگ ز هجرت برابر است
این جاده ی فراق چه بی انتها شده
دل های خسته از ره دور مكدّر است
غیر از امید،توشه ی دیگر نمانده هیچ
هر چند دست لطف تو بالای هرسر است
دیگر دری به دلم وا نمی كنی
با این كه درب وصل تو نزدیك هر در است
ماییم و غیبت تو و فرهنگ انتظار
این بهترین جهاد به هر صحن وسنگر است
هر نیمه شب سلاح دعا روی دست ماست
در انتظار صبح تو هر دیده ای تر است
یك گام تا ظهور تو افزون نمانده است
زیرا جهان پر از ظلم قوم كافر است
تنها نه قلب شیعه تو را آرزو كند
عالم به ذكر مهدی آل پیغمبر است
ای سینه ی تو وارث غم های اهل بیت
دیده به راه مقدم تو آل كوثر است
آماده ی

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(كلبه ای ویرانه ام این روزها) *

2590
1

شعر مدح امام زمان(كلبه ای ویرانه ام این روزها) كلبه ای ویرانه ام این روزها
من ز خود بیگانه ام این روزها
بار سنگین جدائیهای عشق
هست روی شانه ام این روزها
قلعه ی آتشفشان حسرتم
شمع بی پروانه ام این روزها
گوئیا گم كرده ای دارم هنوز
مرغكی بی دانه ام این روزها
از مِی هجرانت ای مهدی فقط
پرشده پیمانه ام این روزها
یاد روی توست ای صاحب الزمان
روشنای خانه ام این روزها
باز می گویم بیا ای بهترین
بی تو من دیوانه ام این روزها
شاعر:امیر حسین پور علوی

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( گذر از کوچــه دلبـر جگری می خواهد ) * مصطفی هاشمی نسب

2374
2

مناجات امام زمان(عج) -( گذر از کوچــه دلبـر جگری می خواهد ) گذر از کوچــه دلبـر جگری می خواهد
نه فقط پای که جانانه سری می خواهد
خرمن سینه مجنون به نگاهی می سوخت
گرمی محفـل لیلی شــرری می خواهد!
سال ها طی شد و ما غافل از این نکته که وصل
نفس قدســی و ورد سحـری می خواهد
پر مـا سـوخت و از قـافله برجــا ماندیم
وصل عشــاق دگر بــاره پری می خواهد
جامه ی عشــق بر این قامت رنجور گریست
فیض عظمـای وصـالش هنری می خواهد
گفت وصلم نشود قسمت هر خار و خسی
چشم بر بند که چشم دگری می خواهد

شاعر : مصطفی هاشمی نسب

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محمد میرهاشمی

مناجات امام زمان-فاطمیه -( مثل نسیم آمدنت ناگهانی است ) * سید محمد میرهاشمی

2692
1

مناجات امام زمان-فاطمیه -( مثل نسیم آمدنت ناگهانی است ) مثل نسیم آمدنت ناگهانی است
مثل شمیم یاس، حضور تو آنی است
مثل بهار در همه جا پخش می شود
اخبار سبز صبح ظهورت جهانی است
مثل نماز و روزه فراگیر می شود
مهرت چرا که ریشه ی آن آسمانی است
دیگر کسی وساطت باطل نمی کند
دیگر چه جای خواهش و پا در میانی است
آغاز دوره ی «أرِنی» گفتن دل است
پایان آیه های غم «لن ترانی» است
انگار دلخوری که ز یاد تو غافلیم
فهمیده ای تو هم که دعامان زبانی است
صد فاطمیه رفت و نشد فاطمی شویم
تنها امید ما به همین روضه خوانی است
ای کوه صبر از غم زهرا شدی تو آب
با یاد کوچه سینه ات آتشفشانی است
در پشت در برای ظهورت دعا کند
آن مادری که قامتش از غم کمانی است

شاعر : سید محمد میرهاشمی

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

شعر مدح امام زمان(شنیدم عاشقی احساس داری) * روح اله گائینی

3230
2

شعر مدح امام زمان(شنیدم عاشقی احساس داری) شنیدم عاشقی احساس داری
شنیدم عطروبوی یاس داری
شنیدم یك دل پر درد مولا
از این خیل نمك نشناس داری
شنیدم غیرتی مانند حیدر
به زهرا مادرت حساس داری
شنیدم دیده ای خونبار مولا
از اعمال و گناه ناس داری
شنیدم ذوالفقار مرتضی را
برای دشمن خّناس داری
شنیدم دوستداران علی را
پذیرایی زر و الماس داری
شنیدم یادگاری بین خانه
ز زهرا مادرت دسداس داری
شنیدم جمعه ی روز ظهورت
به سر سربند یا عباس داری
شاعر: روح الله گائینی

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(تا كه به سوی تو آیم،نشانه نیست؟) *

2810
1

شعر مدح امام زمان(تا كه به سوی تو آیم،نشانه نیست؟) تا كه به سوی تو آیم،نشانه نیست؟
یك رهنمای راه بلد در زمانه نیست
اذن دخول روضه ی ارباب نام توست
صاحب عزا به جز تو در این آستانه نیست
آرامشی كه هست مرا بین روضه است
جز هیئتت برای دلم آشیانه نیست
با كمترین بهانه بگیری تو دست ما
ای وای! در بساط دلم یك بهانه نیست
هر قفل را كلید ادب باز می كند
غیر از ادب كه نور در این صحن خانه نیست
آقا بیا كه بی تو گنهكارتر شدم
جز لطف چشم تو مددی در میانه نیست
شاعر:جواد حیدری

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(آن كه حرفش همیشه در فرداست) *

2411
2

شعر مدح امام زمان(آن كه حرفش همیشه در فرداست) آن كه حرفش همیشه در فرداست
مثل روز ظهور خود زیباست
وقتی آمد تو خوب می فهمی
در چه جایی جزیره ی خضراست
او همان امتداد كوثر ناب
او همان راز لیله الاسراست
ظاهرش ساده وهمه فهم است
باطنش در تجرّد عنقاست
اصل او ریشه در خدا دارد
آخرین فرع ساقه ی طوباست
چشم اوقاب صورت نیلی
عكس تابوت بانویی تنهاست
دست ها را به حرف می آرد
خصلتش مثل محشر كبراست
خیمه ی سینه ی عطشناكش
داغدار همیشه ی عاشوراست
روح او مثل یك قصیده ی بلند
اسم او مثل یك غزل كوتاست
پشت این پنجره چه می گذرد
كوچه انگار حجم یك غوغاست
انتظاری دوباره می گرید
یا صدای سكوت این شب هاست
می پرد پلك چشم های همه
می زند در؛ كه مهمان شماست؟
شاعر:رضا جعفری

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(رَه از همه جا بسته ولی راه تو باز است) *

2319
1

شعر مدح امام زمان(رَه از همه جا بسته ولی راه تو باز است) رَه از همه جا بسته ولی راه تو باز است
عالم همه را بر در تو روی نیاز است
دارم گله از زلف تو بسیار ولیكن
گر باز نمایم سر این رشته دراز است
ارباب بصیرت همه دانند كه محمود
كُحل بصرش خاك كف پای ایاز است
هر چند نِیم لایق بخشایشت امّا
چشم طمعم بر در احسان تو باز است
خود قبله و چشم سیه ات قبله نما شد
و آن طاق دو ابروی تو محراب نماز است
از هر دو جهان قبله ی كوی ِ تو گزیدیم
رو سوی تو داریم كه بهتر ز حجاز است
چشم تو به هر بی سروپا بر سر لطف است
جز با من ِ دل خسته كه پیوسته نیاز است
دیگر مزن آتش به دل ِ زار «وفایی»
كز آتش رخسار تو در سوزوگداز است
شاعر:وفایی

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(من نگویم از شمایم، لیك عمری با شمایم) *

4159
4

شعر مدح امام زمان(من نگویم از شمایم، لیك عمری با شمایم) من نگویم از شمایم، لیك عمری با شمایم
سائلی بودم شما دادید جا در این سرایم
در میان آشنایان بوده ام نا آشنایی
كرده احساس شما با آشنایان آشنایم
بر درِ این خانه از لطف شما دارم سِمَت ها
كاسه لیسم،خاك بوسم،سائلم،عبدم،گدایم
روز اوّل عاشق كردید و دل بردید از من
با عنایات شما،تا روز آخر با شمایم
بند بندش را جدا سازم ز هم با تیغ آهم
هر كه خواهد از تولّای شما سازد جدایم
كرده عمری گردنم عادت به زنجیر محبت
وای اگر فردا كنید ای آل پیغمبر رهایم
دل به دنبال شما و من به دنبال دل استم
خانه بر دوش شما گشتم نمی دانم كجایم
در مقام گوشه گیری كرده ام سِیر جهان را
گه مدینه،گه نجف،گه سامره،گه كربلایم
گاه گِرد كعبه می

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد