شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

شعر مدح فراق امام زمان(آفتابا طلعتت در پرده پنهان تا به کی ) *

3028
1

شعر مدح فراق امام زمان(آفتابا  طلعتت در پرده پنهان تا به کی ) آفتابا طلعتت در پرده پنهان تا به کی
ماهتابا جلوه ی شب هاب هجران تا به کی
باغبانا بی تو خون آب گلستان تا به کی
احمدا تنها میان جمع قرآن تا به کی
یوسفا از دیدنت محروم کنعان تا به کی
مهدیا بر نیزه سرهای شهیدان تا به کی
از جگرها آه می سوزد که یا مهدی بیا
خون ثار الله می جوشد یا مهدی بیا

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر مدح فراق امام زمان(ز هجران جمال تو همیشه ماتمی دارم) *

3186
2

شعر مدح فراق امام زمان(ز هجران جمال تو همیشه ماتمی دارم) ز هجران جمال تو همیشه ماتمی دارم
درون سینه ی تنگم ز داغ تو غمی دارم
گر غم های عالم بر دلم آید ندارم غم
که دانم چون تو غمخوار و انیس و همدمی دارم
به یاد صورت زیبای تو ای یوسف زهرا
همه شب تا سحر بیا قلب زارم عالمی دارم
همه عالم رها کردم گرفتم نام زیبایت
چه کم دارن که هر دم ورد اسم عظمی دارم
لیمان کرد به دست خود نگین اسم اعظم را
من از داغ تو بر دل نازنینا خاطری دارم

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح فراق امام زمان(ای آنکه بود طالب دیدا تو چشمم) *

4101
3

شعر مدح فراق امام زمان(ای آنکه بود طالب دیدا تو چشمم) ای آنکه بود طالب دیدا تو چشمم
از هجر تو گردیده گهر بار دو چشمم
با رشته کلافی سرباز ار محبت
بنشستم و گردیده خریدار تو چشمم
تا آن که بچیند گلی از گلشن رویت باشد
نگران بر سر بازار تو چشمم
ای یوسف زهرا به گدایت نظری کن دارد
طمع از چشمه ی ایثار تو چشمم
تا کی به تمنای تو ای مهدی موعود
گریان شود از طعنه اغیار تو چشمم
چشمم شده بیمار نما گوشه چشمی
درمان کند آن نرگس بیمار تو چشمم
از بهر رهایی ِ دل خسته شتابی
باز آی که گردیده گرفتار تو چشمم
ژولیده ام و منتظر دیده براهت
ای آنکه بود طالب دیدار تو چشمم

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:18
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(ای طلوع فجر ما را آفتاب ) *

4220
1

شعر مدح امام زمان(ای طلوع فجر ما را آفتاب ) ای طلوع فجر ما را آفتاب
ای کتاب وصف ما را باز تاب
ای شفا بخش سریر انتظار
ای قرار بی قراران را قرار
ای بلوغ صلح غایب از نظر
مصلح کل مهدی ثانی عشر
پرده یک سوزن که دین بر باد رفت
داد ما از کف شد و فریاد رفت
پرده یک سوزن که آب از سر گذشت
آه ما از چرخ بازیگر گذشت
گرگ ها بر ما شبانی می کنند
با جهان خواران تبانی می کنند
سیم و زر باب الحوائج گشته است
بین مردم رشوه خواری رایج گشته است
خائنین کوس انا الحق می زنند
پا به روی حق به ناحق می زنند
شاعر:محمود ژولیده

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(انتظارت انتظار غیرت است) *

2488
1

شعر مدح امام زمان(انتظارت انتظار غیرت است) انتظارت انتظار غیرت است
انتظارت انتظار حرمت است
انتظار شیعه باور کردن است
فکر استقبال دلبر کردن است
انتظار شیعه یعنی که نفس
یک شرف گستر هوای بی هوس
انتظار شیعه یعنی صبر و جهد
صبر در تلخی تلاش از بهر شهد
انتظار شیعه یعنی اقتدار
انتظار شیعه یعنی ذوالفقار
انتظار شیعه یعنی وصل دوست
بهر مرزی رد شدن از مرز پوست
انتظار شیعه امید نجات
انتظار شیعه یعنی که حیات
انتظار شیعه یعنی داشتن
از لیاقت خویش را انباشتن

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:26
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(جز خم ابروی دلبر هیچ محرابی ندارم) *

4158
0

شعر مدح امام زمان(جز خم ابروی دلبر هیچ محرابی ندارم) جز خم ابروی دلبر هیچ محرابی ندارم
جز غم هجران رویش من تب و تابی ندارم
گفتم اندر خواب بینم چهره چون آفتابش
حسرت این خواب در دل مانده چون خوابی ندارم
سر نهم بر خاک کویش جان دهم در یاد رویش
سر چه باشد جان چه باشد چیز نایابی ندارم
با که گویم درد دل را از که جویم راز جان
جز تو ای جان راز جویی درد دل یابی ندارن
تشنه عشق تو هستم باده جان بخش خواهم
هر چه بینم جز سرایی نیست من آبی ندارم
من پریشان حالم از عشق تو وحالی ندارم
من پریشان گویم از دست تو آدابی ندارم
شاعر:امام خمینی

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(هیچ دانی که من زار گرفتار توام ) *

5412
3

شعر مدح امام زمان(هیچ دانی که من زار گرفتار توام ) هیچ دانی که من زار گرفتار توام
با دل و جان سبب گرمی بازار توام
هر جفا از تو به من رفت به منت بخرم
به خدا یار توام یار وفادار توام
تار گیسوی تو آخر به کمندم افکند
من اسیر خم گیسوی تو و تار توام
عارفان پرده بیفکند به رخسار حبیب
من دیوانه گشاینده رخسار توام
عاشقان سرّ سویدای تو را فاش کنند
پیش من آی که من محرم اسرار توام
روی بگشای بر این پیر ز پا افتاده
تا دم مرگ به جان عاشق دیدار توام
شاعر:امام خمینی

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 12:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح فراق امام زمان(ای روشنی دیده احرار کجایی ) *

5973
2

شعر مدح فراق امام زمان(ای روشنی دیده احرار کجایی ) ای روشنی دیده احرار کجایی
وی شمع فروزان شب تار کجایی
ای دسته گل سر سبد باغ رسالت
وی وارث پیغمبر مختار کجایی
بر مردم محروم و ستم دیده و رنجور
ای آنکه توئی مونس و غمخوار کجایی
جان به لب آمد ز فراق رخ ماهت
هستیم همه طالب دیدار کجایی
ای مهدی موعود بیا تا که نماییم
جان و سر خود بهر تو ایثار کجایی
ای منتقم خون شهیدان ره حق
بنیان کن بنیاد ستمکار کجایی
گلشن شود از مقدم تو صحنه گیتی
ای گلشن دین را گل بی خار کجایی
شد حافظی از دوری روی تو دمادم
چون منتظران تو دل افکار کجایی
شاعر:محسن حافظی

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 12:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح فراق امام زمان(الا ای خسرو خوبان دیده ی احرار کجایی) *

2478
1

شعر مدح فراق امام زمان(الا ای خسرو خوبان دیده ی احرار کجایی) الا ای خسرو خوبان دیده ی احرار کجایی
وی شمع فروزان شب تار کجایی
شده آیات قرآن لگد کوب
یگانه منجی قران کجایی
جهان جولانگه اهل ستم شد
بیا ای مصلح دوران کجایی
الا ای شهر یار دادگستر
ولّی خالق سبحان کجایی
ز هجر روی تو ما دردمندیم
بدرد ما توئی درمان کجایی
شاعر:ناصر منوچهرآبادی

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 12:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح فراق امام زمان(کجایی ای همه هستی فدایت) *

4035
4

شعر مدح فراق امام زمان(کجایی ای همه هستی فدایت) کجایی ای همه هستی فدایت
تمام کهکشان ها خاک پایت
دو چشمم منتظر مانده به راهت
دم هر لحظه می لرزد برایت
همیشه جمعه ها در انتظارم
ز سوی کعبه کی آید صدایت
خزان دل بهاران است امروز
که بویدم گل از باغ ولایت
شکوفا شد گل امید دل ها
که سر سبز است دستان دعایت
همه دردم طبیب من تویی تو
منم محتاج درمان و دوایت
دل من با تو دارد آشنایی
نگاهی کن به سوی آشنایت

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(آرزو دارم فتد چشم گنه کارم به رویت) *

2814
2

شعر مدح امام زمان(آرزو دارم فتد چشم گنه کارم به رویت) آرزو دارم فتد چشم گنه کارم به رویت
ترسم ای امید دل بر دل بماند آرزویت
آرزو دارم جمال حق نمایت را ببینم
رو به هر سو آورم بینم بود رویم به سویت
آرزو دارم ببینم پادشاهان جهان را
جمله را در آستان بوسی مقیم خاک پایت
آرزو دارم ببینم پرچم عدل و عدالت
بر فراز کاخ استبداد بر زعم عدویت
آرزو دارم بیایی تا مسلمانان عالم
آبرو یابند ای برج شرف از آبرویت
آرزو دارم شود تاریک روز روشن دین
در ظهورت ای که والیل از حق تار مویت
آرزو دارم بیایی ای گلزار زهرا
تا شود جان ها معطر خسروا از عطرو بویت
شاعر:فراهانی

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(ای غایب از نظرها کی می شود بیایی *

4893
13

شعر مدح امام زمان(ای غایب از نظرها کی می شود بیایی ای غایب از نظرها کی می شود بیایی
برقع ز رخ بگیری صورت به ما گشایی
هم دست تو ببوسم هم دور تو بگردم
هم رو نماستانی هم رو به ما نمایی
آیا به کوه رضوان آیا به طور سینا
آیا به بیت الاقصی آیا به ذی طوایی
در مکه و مدینه یا در نجف مقیمی
در مشهد مقدس یا دشت کربلایی
جانم شود فدایت تا بشنوم ندایت
دائم زنم صدایت یابن الحسن کجایی
تنها مسیح عالم تنها نجات آدم
تنها وصی خاتم تنها امید مایی
ای انس و جان فدایت محتاج یک نگاهت
چشم همه به راهت شاید ز در درآیی
هم پرچم حسینی بر دوش خود بگیری
هم قبر مادرت را بر شیعیان نمایی
در قلب ما حبیبی بر زخم ما طبیبی
بر جان ما قراری بر درد ما دوایی
باشد شعار میثم ای شهریار عالم

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(آدمی را بهترین سرمایه افکار است و بس) *

2156
2

شعر مدح امام زمان(آدمی را بهترین سرمایه افکار است و بس) آدمی را بهترین سرمایه افکار است و بس
زندگی در راه افکار سعی در کار است و بس
هر کس را آرزویی در جهان باشد ولی
آرزوی ما به دوران دیدن یار است و بس
ای ولی منتظر باز آ که چشم دوستان
روز و شب از بهر دیدار تو خونبار است و بس
در سرما جز هوای جنت روی تو نیست
دیده ما بر رخت مشتاق دیدار است و بس
گوشه چشمی به ما افکن شما از روی لطف
چون که دیدار تو درمان دل زار است و بس
در گلستان جهان روییده بس خار ستم
چاره اش تنها از ان تیغ شرر بار است وبس
لب ببند از گفته ی خسرو سعی در افکار کن
شرط ایمان مسلمانی به کردار است و بس

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(صبر می کنم در شهر دل تا بنگرم جای تو را) *

2288
2

شعر مدح امام زمان(صبر می کنم در شهر دل تا بنگرم جای تو را) صبر می کنم در شهر دل تا بنگرم جای تو را
سربرکشم از آسمان بوسم کف پای تو را
اشکی به چشمم کن عطا تا شویمش از هر خطا
شاید ببینم لحظه ای رخسار زیبای تو را
عمری به صحرای جنون از دل خورد پیوسته خون
عاقل اگر بیند دمی روی دل آرای تو را
از کاسه بیرونش کشم یکباره در خونش کشم
چشمی که می خواهد زمن غیر از تماشای تو را
این در خیال وصل خود آن در تمنای جنان
من از خدا آراو جان دارم تمنای تو را
قلب خود را می درم هوش از دو صد لیلی برم
یک شب اگر مجنون شوم مجنون صحرای تو را
دل را به دستش می دهم جان را فدایش می کنم
بادار به گوشم آورد یک لحظه ای آوای تو را
روزی که درس عاشقی در مکتبت آموختم
دیدم ندیدم در الف جز قد رع

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح فراق امام زمان(تا کیدبه تمنای وصال تو یگانه ) *

2753
1

شعر مدح فراق امام زمان(تا کیدبه تمنای وصال تو یگانه ) تا کیدبه تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد کخه سراید غم هجران تو یا نه
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
رفتم به در صومعه ی عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بت خانه تویی تو
مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آئین تو جوید
تا غنچه نشکفته این باغ که بوید
هر کس به زبانی سخن مد

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(ای آن كه بود منزل و مأوای تو چشمم) *

2566
1

شعر مدح امام زمان(ای آن كه  بود منزل و مأوای تو چشمم) ای آن كه بود منزل و مأوای تو چشمم
باز آ که نباشد به جز از جای تو چشمم
در راه تو با دیده ی حسرت نگرانم
دارد همه دم شوق تماشای تو چشمم
گر قابل دیدار جمال تو نباشد
ای کاش که افتد به کف پای تو چشمم
تا چند دهی وعده ی دیدار به فردا
شد تار در اندیشه ی فردای تو چشمم
تا کور شود دیده ی بد خواه تو بگذار
یک لحظه فتد بر قد رعنای تو چشمم
تا عکس تو در آینه ی دیده ام افتد
باز ست هماره به تمنای تو چشمم
باز آی و قدم نه بسر دیده که شاید
روشن شود از پرتو سیمای تو چشمم
چون دیده ی نرگس که شد از روی تو روشن
دارد هوس نرگس شهلای تو چشمم
من خسرو مداحم و با کثرت عصیان
باشد به جزا بر تو و آبای تو چشمم
شاعر:خسرو

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح فراق امام زمان(باز شد فصل بهار و آن گل رعنا نیامد) *

4229
3

شعر مدح فراق امام زمان(باز شد فصل بهار و آن گل رعنا نیامد) باز شد فصل بهار و آن گل رعنا نیامد
باز شد صبح جمعه آمد یوسف زهرا نیامد
این ندای هر گرفتاری است در هر بامداد
ای خدا امروز هم صبح آمد و مولا نیامد
دیده ها دریا شد و کشتی دل ها در تلاطم
غرق گردیدم و کشتیبان این دریا نیامد
چشم ما دریای خون شد قلب ها دریای آتش
موکب مولای ما از دامن صحرا نیامد
شیعیان گم کرده ای دارند در شهر مدینه
تا که آن گم گشته را پیدا کند آقا نیامد
این ندا از پرچم سرخ حسین آید هماره
گر چه تنها وارث خون های عاشورا نیامد
عاشقان گویند با هم شمع جمع عاشقان کو
دوستان پرسند از هم مهدی زهرا آمد یا نیامد

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح فراق امام زمان(اگر بینم جمال دلربایش) *

2565
1

شعر مدح فراق امام زمان(اگر بینم جمال دلربایش) اگر بینم جمال دلربایش
کنم جان را نثار خاک پایش
نگردد ناامید از درگه او
گدای دردمند و بی نوایش
خداوندا رسان از ما سلامش
به گوش ما رسان یا رب کلامش
به سوز سینه مجروح زهرا
نما تعجیل در امر قیامش
من بیچاره را دریاب ای دوست
به امدادم دمی بشتاب ای دوست
نجاتم ده که در گرداب غم ها
مرا از سر گذشته آب ای دوست
ز ظلم ظالمان فریاد ، فریاد
امان از این همه بیداد ای دوست
بیا و ظلم را از ریشه بر کن
به پا کن کاخ عدل و داد ای دوست

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح فراق امام زمان(دوباره جمعه آمد یار ما کو ) *

2791
2

شعر مدح فراق امام زمان(دوباره جمعه آمد یار ما کو ) دوباره جمعه آمد یار ما کو
خدایا دلبر و دلدار ما کو
دل ما را دوباره غم گرفته
خدایا همدم و غمخوار ما کو
سحر با یاد او بیدار گشتیم
خدایا ماه شب بیدار ما کو
طلوع فجر ما عصر ظهور است
تجلی بخش شام تار ما کو
دلم خون گشت از زخم زبان ها
خدایا صاحب و سالار ما کو
کنم جان را فدای خاک پایش
امید عترت اطهار ما کو
گلستان جهان بی تو خزان است
خدایا آن گل بی خار ما کو
ببار ای اشک از داغ فراقش
خدایا چشم گوهر بار ما کو

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(مه من دلبر روی توئیم) *

2139
1

شعر مدح امام زمان(مه من دلبر روی توئیم) مه من دلبر روی توئیم
جمعه ها سرگشته کوی توئیم
ندبه خوانیم از فراغ و هجر تو
چشم امید همه بر مهر تو
حلقه ماتم به هر جا می زنیم
چشم گریان هر کجا که می نهیم
درویت جانا حدیث دیگر است
غیبتت بر عاشقان درد آور است

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح فراق امام زمان(گاه در کعبه با اشک روان می جویمت) *

2042
1

شعر مدح فراق امام زمان(گاه در کعبه با اشک روان می جویمت) گاه در کعبه با اشک روان می جویمت
گه چو بلبل نغمه زن در بوستان می جویمت
گه کنار خانه در گرد جهان می جویمت
در منا اندر زمین و آسمان می جویمت
گه به بزم دوستان با دوستان می جویمت
گه درون خویشتن مانند جان می جویمت
هر چه می گردم در این گلشن نمی بینم تو را
تو مرا می بینی اما من نمی بینم تو را
شاعر:سازگار

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(دیده ها اختر شمار صبح دیدار توأند) *

2033
1

شعر مدح امام زمان(دیده ها اختر شمار صبح دیدار توأند) دیده ها اختر شمار صبح دیدار توأند
اختران آینه دار ماه رخسار توأند
گلعذاران بی قرار سیر گلزار توأند
شهر یاران خاکسار پای زوّار توأند
سربداران پایدار دار ایثار توأند
دوستان چشم انتظار صبح دیدار توأند
یابن مولانا العلی یابن النبی المصطفی
از تو عالم می شود ون نظم میثم با صفا

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح فراق امام زمان(ای وجودت بر تن برجان عالم جان بیا) *

4713
8

شعر مدح فراق امام زمان(ای وجودت بر تن برجان عالم جان بیا) ای وجودت بر تن برجان عالم جان بیا
ای ظهورت دردها را خوشترین درمان بیا
ای جواب ناله مظلومی قرآن بیا
ای همه جان ها به خاک مقدمت قربان بیا
ای پناه بی کسان ای یار مظلومان بیا
ای نجات هستی گمگشته ایمان بیا
زینب کبری سر بازار می خواند تو را
فاطمه بین در و دیوار می خواند تو را
شاعر:سازگار

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعری در فراق امام زمان(ای زمین سامره طور تجلی خوانمت) *

2632
4

شعری در فراق امام زمان(ای زمین سامره طور تجلی خوانمت) ای زمین سامره طور تجلی خوانمت
یا بهشت حضرت باری تعالی خوانمت
سرزمین مکه یا گلزار طاها خوانمت
جبهه هفت آسمان یا عرش اعلا خوانمت
کعبه پیغمبران یا طور سینا خوانمت
قبله ی امید فرزندان زهرا خوانمت
هر چه هستی طور سینای جان خوانمت
زادگاه مهدی صاحب زمان خوانمت
قلب امکان رکن ایمان جام جان ماست این
ناخدای کشتی دین مصلح دنیاست این
لنگر و طوفان و موج و ساحل و دریاست این
نور و طور و فجر و قدر و کوثر و طاهاست این
آدم ، نوح ، خلیل ، موسی و عیسی است این
ای دو صد یوسف فدایش یوسف زهراست این
نامش از اهل زمین و آسمان دل می برد
چهره ی نادیده اش از خلق جهان دل می برد
شاعر:سازگار

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعری در فراق امام زمان(تا نقاب از رخ زیبای تو باز است هنوز) *

2343
2

شعری در فراق امام زمان(تا نقاب از رخ زیبای تو باز است هنوز) تا نقاب از رخ زیبای تو باز است هنوز
با تو ای یار مرا ، روی نیاز است هنوز
بهر عشاق جگر سوخته در مذهب عشق
غنچه ی لعل لبت ، منبع راز است هنوز
طره ی صف شکنت ، از پی دل بردن ما
با دو صد ناز و ادا ، بنده نواز است هنوز
چه نیازی بود از رفتن مسجد به نماز
تا که ابروی تو ، محراب نماز است هنوز
خیل مژگان تو نازم ، که پی کشتن ما
در پی قمری پر بسته چو باز است هنوز
این چه سری است ندانم که سر کوی تو یار
آتش افروز تر از خاک حجاز است هنوز
هست پیدا ز نگاه تو ، در عالم عشق
سر و پای تو همه ، غمزه و ناز است هنوز
من ژولیده چه سان ، وصف تو گویم به جهان
که به توصیف تو ، این قصه دراز است هنوز
شاعر:ژولیده

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعری در فراق امام زمان(شها ما هم عبدیم و فقط سید سالار تویی تو) *

2377
2

شعری در فراق امام زمان(شها ما هم عبدیم و فقط سید سالار تویی تو) شها ما هم عبدیم و فقط سید سالار تویی تو
ای شاه زمان حجت دادار تویی تو
صبح ازل و مشرق انوار تویی تو
آن یوسف گمگشته که اندر چه غیبت
رخساره نهان کرده ز دیدار تویی تو
بگشای شها پرده ز روی ملکوتی
کآرام دل و رونق بازار تویی تو
گیتی همه در خواب خوش و مست جمالت
ای دیده ی حق دیده ی بیدار تویی تو
شاها بود آئینه دل مرکز عشقت
در مرکز دل نقطه ی پرگار تویی تو
ای نوگل زیبای گلستان ولایت
در گلشن هستی گل بی خار تویی تو
شمشیر برون آر تو ای قائم بر حق
کان صف شکن عرصه ی پیکار تویی تو
ما را به خدا نیست به غیر از تو پناهی
هم مونس و هم یار و مددکار تویی تو
زین رتبه کند فخر حسینی به دو گیتی
کاو را کرم و همدم و غمخوار

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعری در فراق امام زمان(روزی که از خلقت دنیا نوشته اند) *

2438
3

شعری در فراق امام زمان(روزی که از خلقت دنیا نوشته اند) روزی که از خلقت دنیا نوشته اند
نام تو را بر صحفه ی دل ها نوشته اند
کُتّاب هاست با قلم صنع ایزدی
وصف تو را در عالم بالا نوشته اند
کلک قضا به لوح قدر روز سرنوشت
ما را گدای مهدی زهرا نوشته اند
شاعر:هاشمی نژاد

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعری در فراق امام زمان(یک شب جمال او را در حال خوابی دیدم) *

2609
1

شعری در فراق امام زمان(یک شب جمال او را در حال خوابی دیدم) یک شب جمال او را در حال خوابی دیدم
یا للعجب که در شب من آفتاب دیدم
ابروی چون کمانش بر جانب هدف بود
گیسوی چون کمندش در پیچ و تاب دیدم
از غنچه لبانش آتش زبانه می زد
در آن میان دلم را تنها کباب دیدم
از باده ی دو چشمش افتاد دل به مستی
در غمزه ی نهانش شهدی چون ناب دیدم
چشمان حق نمایش روشن نمای عالم
مژگان نازنینش تیر شهاب دیدم
برخاستم شتابان تا گیرمش در آغوش
از خواب خوش پریدم دیدم که خواب دیدم
شاعر:هاشمی نژاد

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعری در فراق امام زمان(امروز امیر در میخانه توئی تو ) *

3398
4

شعری در فراق امام زمان(امروز امیر در میخانه توئی تو ) امروز امیر در میخانه توئی تو
فریاد رس ناله مستانه توئی تو
مرغ دل ما را که به کس رام نگردد
آرام توئی ، دام توئی ، دانه توئی تو
آن مهر درخشان که به هر صبح دهد تاب
از روزن این خانه به کاشانه توئی تو
آن ورد که زاهد به همه شام و سحر گاه
بشمارد با سبحه ی صد دانه توئی تو
ویرانه بود هر دو جهان پیش خردمند
گنجی که نهانست به ویرانه توئی تو
در کعبه و بت خانه بگشتیم بسی ما
دیدیم که در کعبه و بت خانه توئی تو
بسیار بگوییم و چه بسیار بگفتند
کس نیست بغیر از تو در این خانه توئی تو
یک همت مردانه در این کاخ ندیدم
آن را که بود همت مردانه تویی تو
شاعر:میرزا حبیب الله انسانی

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعری در فراق امام زمان(خرم آن سینه که اسرار خیال تو در اوست) *

2495
1

شعری در فراق امام زمان(خرم آن سینه که اسرار خیال تو در اوست) خرم آن سینه که اسرار خیال تو در اوست
روشن آن دیده که انوار جمال تو در اوست
سر فرو ناورم ای راحت جان گر به جهان
عجبی نیست که سودای وصال تو در اوست
دوش می رفت سخن از کلف چهره ما
زان میان گفت کسی گرد نحال تو در اوست
کعبه و میکده و دیر و کلیسا و کنشت
هر کجا می نگرم صیت جلال تو در اوست
جهد تا چند کنی در حَسَب و مال و منال
مال بگذار که هر گونه ملال تو در اوست
هر چه جز عشق که اسباب بقا پنداری
نیک چون می نگری نفی و زوال تو در اوست
شاعر:حیران توسرکانی

  • یکشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد