شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

شعر فراق امام زمان(عج) -( با اشک مي زنم ورق اين فال خسته را ) * سید جعفر حسینی

1724
1

شعر فراق امام زمان(عج) -( با اشک مي زنم ورق اين فال خسته را ) با اشک مي زنم ورق اين فال خسته را
فالي دوا نمي شود اين سرشکسته را
خون از تمام چشم و دلم سيل مي شود
هر وقت که وا مي کنم اين زخم بسته را
اين نذر عاشقي است که ريزم به هر قدم
گلها به پاي آمدنت دسته دسته را
از بس نيامدي غزلم پير شد ببين
رنگ سپيد روي غزلها نشسته را
بايد شبي نشست غزل عاشقانه چيد
اين واژهاي خالي از هم گسسته را
آقا تو را به جان غزلهاي منتظر
منت گذار جاده ي با اشک شسته را

شاعر : سید جعفر حسینی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر امام زمان(عج) -( کنج ایوان نگاه تو که زنجیر شدم ) *

2452
1

شعر امام زمان(عج) -( کنج ایوان نگاه تو که زنجیر شدم ) کنج ایوان نگاه تو که زنجیر شدم
مات و مبهوت تو و باده ی شبگیر شدم
لحظه هایی که پر از ثانیه ی دیدن بود
من به دستان سحرخیز تو تکثیر شدم
شب و آن پیر خرابات و دلی باده پرست
من چُنان خواب خوشی یک شبه تعبیر شدم
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شبی کز دو لب یار ، نمک گیر شدم
من که از گردش ایام به ضعف افتادم
عجب آن بود که آن شب به نمک ، سیر شدم
نمک سفره ی دلدار کفایت کندم
تا ابد بر سر این سفره زمین گیر شدم
شکر ایزد که مرا مست و خرابش فرمود
غم ندارم که در این واقعه تکفیر شدم
من فقط معتکف کنج نگاه تو شدم
شکر دارم که در خانه ی تو پیر شدم

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر میلاد امام زمان(عج) -( نهان از دیده ها ، ‌خود کرده تا کی ؟ ) *

2221

شعر میلاد امام زمان(عج) -( نهان از دیده ها ، ‌خود کرده تا کی ؟ ) نهان از دیده ها ، ‌خود کرده تا کی ؟
چو نور دیده ها در پرده تا کی ؟
مکن در پرده همچون شمع ، مسکن
برون آ تا شود آفاق ، روشن
تو شمع بزمگاه لامکانی
در این فانوس سبز آخر چه مانی ؟
چو شمع از نور خود آتش برانگیز
بسوز این تیره فانوس و فروریز
چو داد اول زمان ، نور تو پرتو
تو خود هم مهدی آخر زمان (عج) شو
سوار عرصه دین همگنان کن
چو شمعش ، ذوالفقار آتش فشان کن
عدم کن ظلمت کفر از ره دین
به برق تیغ خون ریز شه دین

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمان(عج) -( ره دین بیاب از خرد چون سزاست ) *

2124

شعر امام زمان(عج) -( ره دین بیاب از خرد چون سزاست ) ره دین بیاب از خرد چون سزاست
که گیتی بدین ایستادست راست
از این پس نباشد پیامبر دگر
به آخر زمان ( مهدی ) آید به در
بگوید خط و نامه کردگار
کند دین پیغمبری آشکار
بدارد جهان بر یکی دینِ پاک
برآرد ز دجّال و خیلش هلاک
رسد از آسمان هر پیمبر فراز
شوند از پس ? مهدی ? اندر نماز

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمان(عج) -( در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست ) *

1840

شعر امام زمان(عج) -( در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست ) در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نرگس مستش مست
در نعل سمند او شکل مه نو پیدا
وز قد بلند او بالی صنوبر پست
شمع دل دمسازان بنشست چو او برخاست
وافغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست
گر غالیه خوشبو شد در گیسوی او پیچید
ور وسمه کمان کش گشت در ابروی او پیوست
آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمان(عج) -( دیگر ، قرار بی تو ماندن نیست با ما ) *

2129

شعر امام زمان(عج) -( دیگر ، قرار بی تو ماندن نیست با ما ) دیگر ، قرار بی تو ماندن نیست با ما
کی می ‌شود به رویت ، چشم یاران ؟
نه من ، که پیش نگاهت ، جهان به خاک افتد
زمین به سجده درآید ، زمان به خاک افتد
دگر تحمل درد فراق ، ممکن نیست
کجاست مرهم این زخم ؛ زخم کاری ما ؟
آقا ! کدام جمعه ، دلت سبز می ‌شود ؟
خون شد دلم ز درد و به درمان نمی‌ رسد
در نگاهش ، ترنمی سبز است
آن که با شوق و شور می آ‌ید
دور از چراغ چشم تو ، ما ، مانده ا‌یم و باز
وامانده ، در تداوم این امتداد ها
الا ! ای آفتاب آشنایی
چنین در پشت ابر غم ، چه پایی ؟
یک فصل ، مانده تا به طلوع نگاه تو
یک فصل مانده است به فرخنده فالی ‌ام
من چنان در دیدنت محوم ، که پندارم
مگر در دیدار با من ، دیر خواهد

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( غزل ‌تر از غزل انتظار من ، برگرد ) *

3110
-2

شعر مناجات امام زمان(عج) -( غزل ‌تر از غزل انتظار من ، برگرد ) غزل ‌تر از غزل انتظار من ، برگرد
ابر ستاره شب های تار من ، برگرد
کرشمه ‌ای کن و چشمی خمار و در عوضش
تمامی هستی و دار و ندار من ، برگرد
میان گرد و غبار گمان ، ترک برداشت
فسیل باور ایل و تبار من ، برگرد
کجاست شطح دو تار نگاه مشرقی ‌ات ؟
که پینه بسته گلوی سه تار من ، ‌برگرد
بیا به یاری این پی ناتوان ، افسوس
پر از گناه شده کوله بار من ، برگرد
بکوب بر دف و با رقص تیغ عریانت
بچرخ دور جنون مدار من ، برگرد
شهید کن عطشم را ، شتاب کن موعود
به سر رسیده دگر انتظار من ، برگرد
شاعر:سعید یغمایی

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام زمان(عج) -( دور از روی تو ای جان تا به کی ؟ ) *

2212

شعر مدح امام زمان(عج) -( دور از روی تو ای جان تا به کی ؟ ) دور از روی تو ای جان تا به کی ؟
زآتش عشقت گدازان تا به کی ؟
گل عذارا بر امید صبح وصل
مبتلی شام هجران تا به کی ؟
تو به هر جمعی چو شمعی جلوه ‌گر
من به کنج غم ، پریشان تا به کی ؟
در خم چوگان زلفت ای صنم
همچو گوی افتان و خیزان تا به کی ؟
از حجاب زلف بنما روی خویش
ماه اندر ابر ، پنهان تا به کی ؟
کن زمی شیرینم ای ساقی مذاق
تلخ کامی های دوران تا به کی ؟
بنده شو ( محزون ) به درگاه ظهور
غافلی از شاه خوبان تا به کی ؟

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( ای غایب از این محضر ...... از مات سلام الله ) *

2722
2

شعر مناجات امام زمان(عج) -( ای غایب از این محضر ...... از مات سلام الله ) ای غایب از این محضر ...... از مات سلام الله
وی از همه حاضرتر ...... از مات سلام الله
ای نور پسندیده ...... وی سرمه هر دیده
احسنت زهی منظر ...... از مات سلام الله
ای صورت روحانی ...... وی رحمت ربانی
بر مومن و بر کافر ...... از مات سلام الله
چون ماه تمام آیی ...... و آنگاه ز بام آیی
ای ماه تو را چاکر ...... از مات سلام الله
ای غایب بر حاضر ...... بر حال همه ناظر
وی بهر همه گوهر ...... از مات سلام الله
ای شاهد بی نقصان ...... وی روح ز تو رقصان
وی مستی تو در صدر ...... از مات سلام الله
وی جوشش می از تو ...... وی شکر نی از تو
و از هر دو تویی خوش تر ...... از مات سلام الله

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

دانلود زمزمه فاطميه براي مناجات با امام زمان (عج) -( اباصالح ای امیرم (دست خود روی این سینه بگذار) ) * رضا تاجیک

4360
4

دانلود زمزمه فاطميه براي مناجات با امام زمان (عج)  -( اباصالح ای امیرم  (دست خود روی این سینه بگذار) ) اباصالح ای امیرم (دست خود روی این سینه بگذار) 2
فضای دلِ بی قرارم (از برای غم خود نگه دار) 2
همرنگ تو گشته پیرهنم * من پابه پای تو سینه زنم 2
آقای من مولای من ای عزّت فاطمیّه
تو میشوی منجی ما با نهضت فاطمیّه

شود آیا یابن الزهرا (قسمتم با تو گردد مدینه) 2
تو روضه خوانش شوی و (من عزادار آن زخم سینه) 2
از ماتمش خاک غم به سرم * دنبال تو زار و دربه درم 2
روضه بخوان صاحب زمان از چشم گریان زهرا
آقا بگو با قلب خون از قبر پنهان زهرا

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 29
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 19:16
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مظاهر کثیری نژاد

غزل فراق و دوري امام زمان (عج) -( پیداتر از تمام حقایق، پنهان شدي ز چشم زمانه ) * مظاهر کثیری نژاد

1527
1

غزل فراق و دوري امام زمان (عج) -( پیداتر از تمام حقایق، پنهان شدي ز چشم زمانه ) پیداتر از تمام حقایق، پنهان شدي ز چشم زمانه
حتی نیافتند شما را، در جستجوي خانه به خانه
دوري غنیمت است برامان، حتی اگر به قیمت یک عمر
جز تو براي اشک و توسل، اصلاً نداشتیم بهانه
عاشق تر از منی به من آري!، تو مَحرمی به مرد و زن آري!
شاید هزار بار نشستیم، وقت نماز، شانه به شانه
آقا به چشم هاي تو سوگند، دل بسته ام به مهر تو هر چند
در عرف ما اگر چه عجیب است، عاشق شدن بدون نشانه
من حاضرم که از سر رغبت، در دام چشمهات بیفتم
آزاد کن مرا ز رهایی، گندم بپاش دانه به دانه

شاعر : مظاهر کثیری نژاد

  • چهارشنبه
  • 29
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 19:27
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر مهدوی -( هنوز گريه بر اين جويبار کافی نيست ) *

1300
1

شعر مهدوی -( هنوز گريه بر اين جويبار کافی نيست ) هنوز گريه بر اين جويبار کافی نيست
ببار، ابر بهاری، ببار، کافی نيست
چنين که يخ زده تقويم ها هر روز
هزار بار بيايد بهار کافی نيست
به جرم عشق تو بگذار آتشم بزنند
براي کشتن حلاج دار کافي نيست
گل سپيده به دشت سپيد مي رويد
سپيد بختی اين روزگار کافی نيست
خودت بخواه که اين روزگار سر برسد
دعای اين همه چشم انتظار کافی نيست
فاضل نظری

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 16:29
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مهدوی -( برهم زنيد ياران اين بزم بى صفا را ) *

2357
2

شعر مهدوی -( برهم زنيد ياران اين بزم بى صفا را ) برهم زنيد ياران اين بزم بى صفا را
مجلس صفا ندارد، بى يار مجلس آرا
بى شاهدى و شمعى هرگز مباد جمعى
بى لاله شور نبود مرغان خوشنوا را
اى کعبۀ حقيقت وى قبلۀ طريقت
رکن يمان ايمان عين الصفا صفا را
اى هر دل از تو خرم، پشت و پناه عالم
بنگر دچار صد غم يک مشت بينوا را
اى رحمت الهى درياب (مفتقر) را
شاها به يک نگاهى بنواز اين گدا را
کمپانی

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 16:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مهدوی -( می بارد از فراقت، خونابه از دو ديده ) *

1167
1

شعر مهدوی -( می بارد از فراقت، خونابه از دو ديده ) می بارد از فراقت، خونابه از دو ديده
چون خال هندوي تو، جان‌ها به لب رسيده
اي باغبان هستي، بنگر به گلستانت
دست جفاي دوران، گل دسته دسته چيده
بفرست زان نسيم جان‌بخش نو بهاري
برگلشني که در آن باد خزان وزيده
بنگر که از فراق گل‌هاي نوشکفته
شد قامت بلند سرو چمن خميده
خون در تنور لاله، جوش آمد و از اين‌رو
رگ‌هاي آسمان را خون شفق دويده
ظلمت گرفته عالم، يأس است و نامرادي
کو پيک صبح اميد، کی سرزند سپيده؟
دارم اميد آن‌که آيد ز ره سواري
برهم زند بساط ظلمت به نور ديده
من هم «نوا»ي حافظ خوانم سرودي از دل:
«بازآ که توبه کردم از گفته و شنيده»
مهدی ابتهاج (نوا)

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 16:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مهدوی -( می آيی ای فردای يلدای پريشانی ) *

1056
1

شعر مهدوی -( می آيی ای فردای يلدای پريشانی ) می آيی ای فردای يلدای پريشانی
از انتهای جاده‌های خيس‌ و باراني‌
با کاروانی از گل‌ و لبخند می آيی
در واپسين‌ انتظاری تلخ‌ و طولاني‌
ای صبح‌ يلدايي‌ ترين‌ شب‌های تاريخی
‌ آرامش‌ ديروز يک‌ فردای طوفاني‌
اينجا غروب‌ عمر انسان‌ بودن‌ است آقا
‌بازار وحشتزاترين‌ بحران‌ انسانی
کی می رسی ای دادخواه‌ داد مظلومان‌؟
تا آدميت‌ را دوباره‌ زنده‌ گردانی
ای انتهای ظلمت‌ شب‌های بی ايمان‌
شرقی ترين‌ خورشيد عالمتاب‌ ربّانی
سرد و خموشم‌ من‌، برای تو دلم‌ تنگ‌ است‌
تا کی به‌ زير ابرهای صبر می مانی؟
درد نهان‌، سر مگو، راز مپرس‌ من
‌ بهتر ز من‌ می دانم‌ ای آقا که‌ می دانی
شد سينۀ آئينۀ آدينه‌ام‌ مجروح‌
ای التيام‌ ندب

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 16:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مهدوی -( در آسمان ياد تو، دلها کبوترند ) *

1085
1

شعر مهدوی -( در آسمان ياد تو، دلها کبوترند ) در آسمان ياد تو، دلها کبوترند
بي وقفه ، هرتپش ، به هواي تو مي پرند
اي جاري نديدني، اي عطر سبز باغ
گل ها هم از تو خاطره هايي معطرند
اي بارش هميشگي، اي ابر بي زوال
از التفات توست اگر ابرها ترند
صبحي که سر بر آوري از مشرق ظهور
اين ابرهاي خشک،به دست تو پرپرند
شب را به يک اشاره ي خود تار و مار کن
اي آن که چشم هاي تو خورشيد گسترند
حسين عبدی

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 16:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مهدوی -( نام تو را خواندم وشعري سپيد ) *

4265
5

شعر مهدوی -( نام تو را خواندم وشعري سپيد ) نام تو را خواندم وشعري سپيد
در غزلستان خيالم دميد
در پي نام تو غزل مست مست
آمد و در خلوت شعرم نشست
نام تو را خواندم و گويي بهار
با دل من داشته صدها قرار
نام تو آغاز شکوفايي است
حرف تو لبريز ز گويايي است
پيش قدوم تو، افق خم شده
سنگ پر از صحبت زمزم شده
بيد اگر خم شده، مجنون توست
لاله اگر سوخته، دلخون توست
سرو اگر قامتي افراشته
رايت سبز تو نگه داشته
گل چو به توصيف تو پرداخته
گونه‌اش از شوق، گل انداخته
آب ز حرف تو زلال آمده
چشمه از اين زمزمه حال آمده
غنچه به عطر نفست باز شد
فصل شکفتن ز تو آغاز شد
شعر اگر عاطفه آموخته
چشم به لعل غزلت دوخته
آينه و آب زلال توأند
در همه جا غرق خيال توأند
آب گرفته است

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 16:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مهدوی -( نسيم کوى تو پيغامى از سحر دارد ) *

969
2

شعر مهدوی -( نسيم کوى تو پيغامى از سحر دارد ) نسيم کوى تو پيغامى از سحر دارد

سد سبد گل خورشيد روى سر دارد
بهشت، در نفس باد صبحدم جارى است
که از ديار تو اى آشنا گذر دارد
شميم عاطفه ات را ز باغ بايد جست
که در هواى تو هر شاخه، برگ و بر دارد
اگر چه روز و شبم بى تو سخت مى گذرد
خيال روى توام عالمى دگر دارد
همين نه من ز فراق تو اشک مى بارم
که هر که از تو سخن گفت چشم تر دارد
پيام دلکش جبريل شعر من اين است
که يار از دل عشاق خود خبر دارد
صداى شيهه رخش ظهور مى آيد
به گوش آنکه دلى عاشقانه تر دارد
جهان مسخَّر آن حسن دل فروز شود
شبى که ماه من از رخ، نقاب بردارد
کسى به چشمه آب بقا رسد (سالار)
که خضر وادى همت به او نظر دارد
محمد على سالارى ثانى (سالار)

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 16:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مهدوی -( بي‌تو اينجا همه در حبس ابد تبعيدند ) *

1243
2

شعر مهدوی -( بي‌تو اينجا همه در حبس ابد تبعيدند ) بي‌تو اينجا همه در حبس ابد تبعيدند
سال‌ها، هجري و شمسي، همه بي‌خورشيدند
از همان لحظه که از چشم يقين افتادند
چشم‌هاي نگران، آينۀ ترديدند
نشد از سايۀ خود هم بگريزند دمي
هر چه بيهوده به گِرد خودشان چرخيدند
چون به جز سايه نديدند کسي در پيِ خود
همه از ديدن تنهايي خود ترسيدند
غرق درياي تو بودند، ولي ماهي‌وار
باز هم نام و نشان تو ز هم پرسيدند
در پيِ دوست همه جاي جهان را گشتند
کس نديدند در آيينه، به خود خنديدند
سير تقويم جلالي به جمال تو خوش است
فصل‌ها را همه با فاصله‌ات سنجيدند
تو بيايي، همه ساعت‌ها، ثانيه‌ها
از همين روز، همين لحظه، همين دم عيدند
قيصر امين‌پور

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 16:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مهدوی -( باد هم کم نکند سوز دل صحرا را ) *

4817
6

شعر مهدوی -( باد هم کم نکند سوز دل صحرا را ) باد هم کم نکند سوز دل صحرا را
قطره ای عشق به آتش بکشد دریا را
از غم عشق تو ای دوست ببین جان به لبم
فرصتی نیست دگر وعده مده فردا را
بچشان ذره ای از لعل لبت بر لب من
تا معلم بشوی بر دل من اسما را
چهره ی ماه تو را گر که نبینم کورم
ورنه بینا به کجا گم بکند پیدا را
یا که جانم بستان یا به وصالت برسان
اعتنایی بنما بیش مسوزان ما را
ساقی از فیض تو شد عالم امکان آباد
من خرابم چه کنم از می عشقت یارا
این عجب نیست که بی دیدن تو مجنونم
ذکر اوصاف تو مجنون بکند لیلا را
قطره ای اشک که از چشم خمارت آید
همچو آواز زند بر سر من دنیا را
این ترک خورده دلم ،وحشت این را دارد
که بمیرد و نبیند پسر زهرا را
مهدی پناهی

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 16:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مهدوی -( چشم‌ها پرسش بي‌پاسخ حيراني‌ها ) *

1108
1

شعر مهدوی -( چشم‌ها پرسش بي‌پاسخ حيراني‌ها ) چشم‌ها پرسش بي‌پاسخ حيراني‌ها
دست‌ها تشنه تقسيم فراواني‌ها
با گل زخم، سر راه تو آذين بستيم
داغ‌هاي دل ما، جاي چراغاني‌ها
حاليا! دست کريم تو براي دل ما
سرپناهي است در اين بي‌سر و ساماني‌ها
وقت آن شد که به گل، حکم شکفتن بدهي!
اي سرانگشت تو آغاز گل‌افشاني‌ها!
فصل تقسيم گل و گندم و لبخند رسيد
فصل تقسيم غزل‌ها و غزل‌خواني‌ها...
سايه امن کساي تو مرا بر سر، بس!
تا پناهم دهد از وحشت عرياني‌ها
چشم تو لايحه روشن آغاز بهار
طرح لبخند تو پايان پريشاني‌ها
قيصر امين پور

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 16:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر براي درد و دل با امام زمان (عج) مهدي فاطمه - (ای صبا زحال این دل خبری رسان به یارم) *

1043
2

شعر براي درد و دل با امام زمان (عج) مهدي فاطمه - (ای صبا زحال این دل خبری رسان به یارم) ای صبا زحال این دل خبری رسان به یارم
تو بگو ز درد دوری همه غصه گشته کارم
تو بگو رسم وفا نیست که زما نهان کند روی
من پی خبر زحالش در پی اش دوان به هر سوی
تو بگو که درد دل را به که می توانمش گفت
که هم او که محرم ماست دل ما چنین برآشفت
تو بگو ز زخم دوری که چه شبها دیده تر شد
با صدای بغض و بارون شب ما بی او سحر شد
تو بگو از انتظار و بگو از چشم انتظاری
تو بگو زحال این دل نکند خبر نداری
تو بگو تمام عمرم چه دریغ گر بیایی
به کنار من دمی و عقده از دلم گشایی

شاعر: امین بهاری زاده

  • دوشنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 19:36
  • نوشته شده توسط
  • امین بهاری زاده
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمزمه محرم - مناجات با امام زمان (عج) -( اين گريه ها اين سياهيا تو اگه نياي هيچ صفا نداره ) * رضا تاجیک

1476
1

زمزمه محرم - مناجات با امام زمان (عج) -( اين گريه ها اين سياهيا تو اگه نياي هيچ صفا نداره ) اين گريه ها اين سياهيا تو اگه نياي هيچ صفا نداره
اين نوحه ها اين چكامه ها سوز غربت كربلا نداره
دلم داره پر مي زنه يه شب پا روضت بشينم
تجسم صحنه هاي كرببلا رو ببينم
من كه آقا صبر ندارم مگر تو طاقتم بدي
برا شفاي اين دلم يه ذره تربتم بدي 2
از دوريتون آقا خيلي غصه دارم رو پرچم ارباب سر ميگذارم
يه دل سير امشب گريه هوس كردم گر تو نياي آقا دور كي بگردم
من جز تو آقا ياري ندارم
اگه بروني بي كس و كارم 2
عزير زهرا بقيت الله آقاي تنها آجرك الله

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 29
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 19:30
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر مهدوی -( در باغ گل بر آتش نمرود مي رسد ) *

1180
1

شعر مهدوی -( در باغ گل بر آتش نمرود مي رسد ) در باغ گل بر آتش نمرود مي رسد
با شعر ، با صداي دف و عود مي رسد
اين بار هم به تارک طاغوت مي خورد
سنگي که از فلاخن داوود مي رسد
پيغمبرانِ آمده ، رفته! مبارک است
او که نويد مصحفتان بود مي رسد
اي دستهاي سبز دعا گل برآوريد
او گرچه دير کرده ولي زود مي رسد
جز او به هيچ حادثه اي دل نبسته ايم
موعودِ جمعه ، جمعه ی موعود مي رسد
شاعر:مهدی فرجی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مهدوی -( دل به داغ بي‌کسي دچار شد، نيامدي ) *

2289
3

شعر مهدوی -( دل به داغ بي‌کسي دچار شد، نيامدي ) دل به داغ بي‌کسي دچار شد، نيامدي
چشم ماه و آفتاب تار شد، نيامدي
سنگ‌هاي سرزمين من در انتظار تو
زير سم اسب‌ها غبار شد، نيامدي
چون عصاي موريانه خورده دست‌هاي من
زير بار درد تار و مار شد، نيامدي
اي بلندتر ز کاش و دورتر ز کاشکي
روزهاي رفته بي‌شمار شد، نيامدي
عمر انتظار ما، حکايت ظهور تو
قصه بلند روزگار شد، نيامدي
عبدالجبار کاکايی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مهدوی امام زمان(عج) -( چشمه بشو تا که بنوشم ترا ) *

1101
2

شعر مهدوی امام زمان(عج) -( چشمه بشو تا که بنوشم ترا ) چشمه بشو تا که بنوشم ترا
يا که چنان سبزه بپوشم ترا
مسلک ما حلقه ندارد ولي
تا به ابد حلقه بگوشم ترا
ماه شدي منعکست مي‌کنم
رود شدم تا بخروشم ترا
حلقه کجا، دوست کجا، پرده کو؟
زود بيا تا که بنوشم ترا
حجت الله بخشوده

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مهدوی امام مهدی(عج) -( ذکرت دليل رونق گفتار مى شود ) *

1302
2

شعر مهدوی امام مهدی(عج) -( ذکرت دليل رونق گفتار مى شود ) ذکرت دليل رونق گفتار مى شود
بخت سخن ز ذکر تو بيدار مى شود
گر خار گويد از تو، خودش بوى گل دهد
گر گل نگويد از تو، خودش خار مى شود
هر کس نگويد از تو، به خود مى کند ستم
گاه آدمى به خويش ستمکار مى شود
در کيش ما زکات زبان از تو گفتن است
بى اين زکات، کار زبان زار مى شود
گردد خراب کاش هر آن مانعى که او
بين دل و ولاى تو ديوار مى شود
نازم به خوش سليقگى عاشقى که او
عشق تو را اسير و خريدار مى شود
کامران اسدى حقايقى

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر در فراق امام زمان(عج) -( تو مى رسى ) *

1164
1

شعر در فراق امام زمان(عج) -( تو مى رسى ) تو مى رسى
تو مى رسى، شبيه صبحى آشنا
که بوى ياس و عطر گل
قيام کرده در فضا
تو مى رسى
شبيه رنگ آسمان، لطيف و تازه و روان
و مرغ هاى خسته و مهاجرى
که از تلاطم زمين
به دوردست رفته اند، به اشتياق روى تو
دوباره باز مى رسند
به يمن گام هاى تو
چه مردمان غافلى
به آخرين صف نماز مى رسند!
تو مى رسى
شبيه مطلع غزل
سيصد و سيزده رديف و قافيه
در انتظار واژه هاى سبز تو
و عاقبت
تو مى رسى
تمام درب هاى خسته و شکسته را
دوباره باز مى کنى
زهرا غلامزاده

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمانی(عج) -( بيا که آينه ي روزگار ، زنگاري است ) * سعید بیابانکی

1656
1

شعر امام زمانی(عج) -( بيا که آينه ي روزگار ، زنگاري است ) بيا که آينه ي روزگار ، زنگاري است
بيا که زخم زبان هاي دوستان کاري است
به انتظار نشستن در اين زمانه ي ياس
براي منتظران چاره نيست ناچاري است
به ما مخند اگر شعرهاي ساده ي ما
قبول طبع شما نيست کوچه بازاري است
چه قاب ها و چه تنديس هاي زريني
گرفته ايم به نامت که کنج انباري است
نيامدي که کپرهاي ما کلنگي بود
کنون بيا که بناهايمان طلاکاري است
به اين خوشيم که يک شب به نامتان شاديم
تمام سال اگر کارمان عزاداري است
نه اين که جمعه فقط صبح زود بيدارند
که کار منتظرانت هميشه بيداري است
به قول خواجه ي ما در هواي طره ي تو
" چه جاي دم زدن نافه هاي تاتاري است "

شاعر : سعید بیابانکی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر در فراق امام زمان(عج) -( اي مهربان که نام تو را يار گفته‌‌اند ) *

1379
1

شعر در فراق امام زمان(عج) -( اي مهربان که نام تو را يار گفته‌‌اند ) اي مهربان که نام تو را يار گفته‌‌اند
چشم تو را فروغ شب تار گفته‌اند
از دست‌هاي مهر تو اعجاز چيده‌اند
از گام‌هاي سبز تو بسيار گفته‌اند
ما با در و دريچه و روزن غريبه‌ايم‌
با ما سخن هميشه ز ديوار گفته‌اند
واکن ز نور پنجره‌اي رو به‌روي ما
کز ابرهاي تيره به تکرار گفته‌اند
برخيز و پرده برکش از آن روي تا که ما
باور کنيم آنچه زديدار گفته‌اند
الهام امين‌

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد