شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

شعر در فراق امام زمان(عج) -( طاقتش طاق مي شود ديگر ) *

1340
1

شعر در فراق امام زمان(عج) -( طاقتش طاق مي شود ديگر ) طاقتش طاق مي شود ديگر،انتظار از هميشه خسته تر است
چشم هاي تو را بغل کرده،کوچه ها را هنوز رهگذر است
جمعه ساعت به وقت بي تابي،يک قطار از غروب مي آيد
خبر آورده اند پنجره ها،ماه امروز راهي سفر است
يک طرف سينه سرخ ها در صف،آن طرف تر هزار قرقاول
سر راهت هزار دست دعا،زير پايت هزار چشم تر است
ساعت از انتظار رد شده است،سوت پايان راه را نزدند
بوي نور از کدام کوپه وزيد،چه کسي از قطار با خبر است
ريزش کوه ،تونل وحشت،پرتگاهي کنار مرز جنون
سيصد و شصت و پنج روز سال،طول اين جاده ها پر از خطر است
آخر اين ريل مي رود به کجا؟کي بياييم پيشواز شما؟
چشم هاي هميشه خيس اميد،باز هم روي شانه هاي در است
جمعه مثل کلاف سر د

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر در فراق امام زمان(عج) -( گوش کن! مى شنوى همهمه دريا را ) * قنبر علی تابش

1454
3

شعر در فراق امام زمان(عج) -( گوش کن! مى شنوى همهمه دريا را ) گوش کن! مى شنوى همهمه دريا را
تپش واهمه خيز نفس صحرا را؟
نور، بى حوصله در پنجره مى آشوبد
باز کن پنجره بسته گلدان ها را
واژه ها در شعف شعر شدن مى رقصند
ديدى آنک به افق چرخش مولانا را
شيهه اسب کسى در نفس طوفان است
گوش کن! مى شنوى همهمه دريا را؟
سبزپوش است سوارى، گل و قرآن در دست
آب مى پاشد، يک مرقد ناپيدا را

شاعر : قنبر علی تابش

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر در فراق امام زمان(عج) -( قامت افراخته از پشت اُفق بالايت ) * شرینعلی گلمرادی

1855
1

شعر در فراق امام زمان(عج) -( قامت افراخته از پشت اُفق بالايت ) قامت افراخته از پشت اُفق بالايت
صبح، سر مي‌زند از بارقۀ سيمايت
چه صبورانه، گذر مي‌کند از کوه و کُتل
از پس گردنه‌ها، گام زمان پيمایت
شب، به هم بافته، بر شانۀ فرداي سپيد
بافۀ نور، از آن سايۀ گيسوهايت
در فراسوي افق، شورش توفان پيداست
شده آغاز مگر همهمه،‌ از دريايت
گرچه دنيا همه تاريک و غبارآلود است
روز، پيداست از آن مشرق ناپيدايت
بي‌گمان، هيبت و تشويش، فرو خواهد ريخت
از فرود آمدن ضربت برق‌آسايت
راز سربسته تويي، اي به حقيقت پيوند
مي‌کند جمعۀ موعود، خدا،‌ افشايت
ما دويديم، دويديم، پي درک حضور
نرسيديم از اين مرحله، بر معنايت
شيرينعلي گلمرادي

شاعر : شرینعلی گلمرادی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 04:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( ديشب سه غزل نذر تو کردم که بيايي ) * کتایون شیخی

1820
2

شعر فراق امام زمان(عج) -( ديشب سه غزل نذر تو کردم که بيايي ) ديشب سه غزل نذر تو کردم که بيايي
چشمم به ره عاطفه خشکيد ؛ کجايي؟؟
با شِکوه ي من چهره ي آدينه ترک خورد
از سوي تو اما نه تبسم ؛ نه ندايي
از بس که در انديشه ي تو شعله کشيدم
خاکستر حسرت شده ام ؛ نيست دوايي؟
آمار تپشهاي دلم را به تو گفتم
پرونده شد اندوه من از درد جدايي
سوگند به آواي صميمانه ي نامت
از عشق فقط قصد من و شعر شمايي
هر فصل دلم بي تو ببين رنگ خزان است
آغاز کن اي گل ! سفر سبز رهايي
من منتظرم ! مرحمتي لطف و نگاهي
حيف است رسد مرگ من آقا ! تو نيايي

شاعر : کتایون شیخی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( به پايت ريختم اندوه يک دريا زلالي را ) * علیرضا قزوه

1379
4

شعر فراق امام زمان(عج) -( به پايت ريختم اندوه يک دريا زلالي را ) به پايت ريختم اندوه يک دريا زلالي را
بلور اشک ها در کاسۀ ماه هلالي را
چمن آيينه بندان مي شود صبحي که بازآيي
بهارا! فرش راهت مي کنم گل هاي قالي را
نگاهت شمع آجين مي کند جان غزالان را
غمت عين القضاتي مي کند عقل غزالي را
چه جامي مي دهي تنهايي ما را جلال الدين!
بخوان و جلوه اي بخشاي اين روح جلالي را
شهيد يوسفستان توام زلفي پريشان کن
بخشکان با گل لبخندهايت خشکسالي را
سحر از ياس شد لبريز دل هاي جنوبي مان
نسيم نرگست پر کرد ايوان شمالي را
افق هايي که خونرنگ اند، عصر جمعۀ مايند
تماشا مي کنم با ياد تو هر قاب خالي را
کدامين شانه را سر مي گذارم وقت جان دادن
کدام آييينه پاياني ست اين آشفته حالي را
تو ناگاه

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( دردهاراطبيب يعني تو ) * یاسر رحمانی

1333
0

شعر فراق امام زمان(عج) -( دردهاراطبيب يعني تو ) دردهاراطبيب يعني تو
ذکر امن يجيب يعني تو
ساکنان ديار غربت را
آشناي غريب يعني تو
بر ستمديدگان اين عالم
سر فتح غريب يعني تو
بهر غمنامه در و ديوار
آخرين غم نصيب يعني تو
آن که دارد به دل زداغ حسين
ناله هايي عجيب يعني تو
اي به قربان وتر نافله ات
شفع يوم الحسيب يعني تو
گرچه مرد عمل نبودم ليک
منتظر را حبيب يعني تو

شاعر : یاسر رحمانی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( افـسـوس کـه عـمـرى پـى اغيار دويديم ) *

1147
1

شعر فراق امام زمان(عج) -( افـسـوس کـه عـمـرى پـى اغيار دويديم ) افـسـوس کـه عـمـرى پـى اغيار دويديم
از يـار بـمـانـديـم و بـه مـقصـد نرسيديم
سـرمـايـه ز کـف رفـت و تـجـارت ننموديم
جـز حـسـرت و انـدوه مـتـاعى نـخريديم
پـس سعـى نموديم که ببينيم رخ دوست
جـان هـا بـه لـب آمـد، رخ دلـدار نـديـديم
مـا تـشـنـه لــب انـدر لــب دريـا مـتـحـيــر
آبـى بـه جـز از خـون دل خـود نـچشيديم
اى بـستـه بـه زنـجير تو دل هـاى مـحبـّان
رحمى که در اين باديه بس رنج کشيديم
چـنـدان کـه به ياد تو شب و روز نشستيم
از شـام فـراقـت چـو سـحـرگـه نـديـديم
اى حـجّـت حـقّ پـرده ز رخـسـار بـرافـکـن
کـز هـجـر تـو مـا پـيـرهـن صـبـر دريـديـم
ما چشم به راهيم به هر شام و سحرگاه
در راه تـو از غـيـ

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( آقا نيامدي تو و عالم غريب شد ) * غلامرضا زر بانویی

2447
3

شعر فراق امام زمان(عج) -( آقا نيامدي تو و عالم غريب شد  ) آقا نيامدي تو و عالم غريب شد
کار تمام مردم دنيا عجيب شد
دَم مي‌زنند از تو و عشقت ولي دريغ
دست صداقتي که فشردم فريب شد
يک عدّه مضطرب، نگرانند و منتظر
دست دعا بلند به اَمّن يُجيب شد
من ماندم و دو چشم به ره مانده در گذر
مولا نيامدي و دلم بي‌ شکيب شد
شيطان فريفت آدم و سيبي به او خوراند
رحمي که باغ زندگيم پر ز سيب شد
خار گناه بس که خليده به چشم ما
دل از نگاه روي گُلت بي‌نصيب شد
مردم دلي به پاکي آئينه‌ها کجاست؟
اِنگار دست عاطفه‌ها نانجيب شد
تنهايي (رضا) و غريبي و درد عشق
آقا نيامدي تو و عالم غريب شد

شاعر : غلامرضا زر بانویی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( مي‌خواهمت، چنان که شب خسته، خواب را ) * قیصر امین پور

1546
1

شعر فراق امام زمان(عج) -( مي‌خواهمت، چنان که شب خسته، خواب را ) مي‌خواهمت، چنان که شب خسته، خواب را
مي‌جويمت، چنان که لب تشنه، آب را
محو توام، چنان که ستاره به چشم صبح
يا شبنم سپيده‌دمان، آفتاب را
بي‌تابم آنچنان که درختان براي باد
يا کودکان خفته به گهواره، تاب را
بايسته‌اي چنان که تپيدن براي دل
يا آنچنان که بال پريدن عقاب را
حتي اگر نباشي، مي‌آفرينمت
چونان که التهاب بيابان، سراب را
اي خواهشي که خواستنی تر ز پاسخي
با چون تو پرسشي، چه نيازي جواب را؟!

شاعر : قیصر امین پور

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان -( نه مگر اينکه تو بر خيل يتيمان پدري؟ ) * بنیامین سربندی

1458
4

شعر فراق امام زمان -( نه مگر اينکه تو بر خيل يتيمان پدري؟ ) نه مگر اينکه تو بر خيل يتيمان پدري؟
تو که از خوبترينان جهان خوب تري
عصرهر جمعه در اندوه تو طي خواهد شد
تو که در عهد و وفا از همه ي خلق سري
بي قراري و غم و غربت و سرگرداني
واي بر حال دل منتظرو بي خبري
پابه پاي همه ي ثانيه ها مي گردم
نيست اما اثري از تو که صاحب اثري
وقت آن نيست بيايي و بماني تا ما
نگذاريم سر از قصه به پاي دگري؟
چه کنم با دل تنگ و عطش آمدنت؟
باز هم جمعه گذشت از تو نيامدخبري

شاعر : بنیامین سربندی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:29
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان (عج) -( جمال عشق پيدا مي شود وقتي تو مي آيي ) * ابوالفضل فیروزی

2830
3

شعر فراق امام زمان (عج) -( جمال عشق پيدا مي شود وقتي تو مي آيي ) جمال عشق پيدا مي شود وقتي تو مي آيي
بساط عيش برپا مي شود وقتي تو مي آيي
نه تنها خاطر دلها شود آشفته از زلفت
چه غوغايي به دنيا مي شود وقتي تو مي آيي
در اينجا معني بودن،معمايي است،اما خوب
معمايم چه معنا مي شود وقتي تو مي آيي
منم مجنون بي ليلا،در اين شهر غريب ،اما
تمام شهر ليلا مي شود وقتي تو مي آيي
وبي تو زشت مي ماند،به چشمم هر چه مي آيد
وزشتيها چه زيبا مي شود وقتي تو مي آيي
وبي تو گر چه مردابي عفن آلود مي مانم
دلم همرنگ دريا مي شود وقتي تو مي آيي
دل من تنگ تر از غنچه ي باغ دهان توست
که با مهر رخت وا مي شود وقتي تو مي آيي
اگر چه تک درخت پير پائيز گذر گاهم
بهار من شکوفا مي شود وقتي تو مي آيي
تمام

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( دلم گرفته و هر سوي خانه‌ام ابريست ) * رضا سیرجانی

1536
1

شعر فراق امام زمان(عج) -( دلم گرفته و هر سوي خانه‌ام ابريست ) دلم گرفته و هر سوي خانه‌ام ابريست
دلم گرفته و گريه دواي دردم نيست
حريف ني لبک و سوز دل نمي‌گردم
ولي درون دلم بذر صبر پروردم
خداست شاهد اين حرف و عشق مي‌داند
که روز جمعه نگاهم به جاده مي‌ماند
به آتشي که دلم را هميشه سوزانده است
دواي درد عدالت کنار در مانده‌ست
دري است فاصلۀ من و يک سبد رويا
دري است فاصلۀ من و يوسف زهرا
دلم گرفته، دقايق هنوز در راهند
و عاشقان شقايق هنوز در راهند
دلم گرفته، کسي نيست، جاده بي‌رنگ است
دلم گرفته و اين قلب ساده بي‌رنگ است
هميشه مانده‌ام اينجا، هميشه مي‌مانم
عبور مي‌کند آيا کسي؟ نمي‌دانم

شاعر : رضا سیرجانی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( اى يأسِ من خسته به دنبال اميدت ) * سید محمد حسین ابوترابی

1253
1

شعر فراق امام زمان(عج) -(   اى يأسِ من خسته به دنبال اميدت ) اى يأسِ من خسته به دنبال اميدت
بايد چه کند آنکه نه ديد و نه شنيدت
رؤياى من آويخت ز هر باغ و بهارى
اما گل نرگس! تو کجايى که نديدت
تا کى بنشينم به اميدت که بيايى
تا کى بنشينم که بيايى به اميدت!
شب در شده و ماه بر آن روزنۀ قفل
پيداست فقط تکه ‏اى از صبح سپيدت
پيداست که می‏رقصد و نزديک می ‏آيد
از روزن در روشنى شاه کليدت!

شاعر : سید محمدحسین ابو تربی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( مانده قلم موي زمان در رنگ خالت ) * حسنا محمدزاده

1386
1

شعر فراق امام زمان(عج) -( مانده قلم موي زمان در رنگ خالت ) مانده قلم موي زمان در رنگ خالت
پاشيده روي بوم دنيا حس و حالت
از چشم هايت بوي باران مي تراود
شبنم نشسته روي گلبرگ خيالت
پاي سفر در کفش هايت جا گرفته
در مي نوردد جاده ها را تا وصالت
ترکيبي از زيبا ترين هايي و دنيا
افتاده بي شک، پيش پاي اعتدالت
کي خواهي آمد؟از کجاهاي هميشه؟
مانده نگاه پنچره زير سوالت
پا مي دهد آيا براي چشم هامان ؟
در يک غروب جمعه ديدار محالت

شاعر : حسنا محمدزاده

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( گرفته اند درختان تب نيامدنت را ) * ناصر حامدی

1374
1

شعر فراق امام زمان(عج) -( گرفته اند درختان تب نيامدنت را ) گرفته اند درختان تب نيامدنت را
بگو کسي برساند به باغ عطر تنت را
بگو کدام صدا مي رسد به سمت صدايت؟
بگو کدام هوا مي پراکند سخنت را؟
مباد يوسف من از قبيله روي بتابي
اگر سراغ گرفتند بوي پيرهنت را
کجاي قصه به تاراج رفته گنج صبوري؟
کجاي قصه فراموش کرده اي وطنت را؟
سياه بختي از اين بيشتر که هم نفسانت
برادرانه تماشا کنند سوختنت را...؟
بدا به حال دل من که از هواي تو دورم
کسي بياورد اي کاش عطر خوب تنت را

شاعر : ناصر حامدی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( وقتي دوباره پُر شده از بُت جهانمان ) * مسلم محبی

1336
1

شعر فراق امام زمان(عج) -( وقتي دوباره پُر شده از بُت جهانمان ) وقتي دوباره پُر شده از بُت جهانمان
شرک است، ذکر نام خدا بر لبانمان!
اهريمنانه باعث شرمِ خدا شديم
گُم باد،از صحيفۀ عالم، نشانمان
نفرين به ما، به خاطر يک لقمه بيشتر
وا شد به سوي هر کس و ناکس، دهانمان
تير و کمان، به دست گرفتيم تا مباد
غرق پرنده‌ها بشود آسمانمان
در فکر طرح وسوسۀ سيب ديگري‌ست
شيطان، هم او که جا زده خود را ميانمان
وقت حضور توست، مخواه آخرين اميد
بي‌قهرمان تمام شود اين داستانمان

شاعر : مسلم محبی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( یوسف، اي گمشده در بي سر و ساماني‌ها ) * مهدی جهاندار

2801
1

شعر فراق امام زمان(عج) -( یوسف، اي گمشده در بي سر و ساماني‌ها ) یوسف، اي گمشده در بي سر و ساماني‌ها
اين غزل‌خواني‌ها، معرکه‌گرداني‌ها
سر بازار شلوغ است، تو تنها ماندي
همه جمعند، چه شهري چه بياباني‌...ها
چيزي از سوره يوسف به عزيزي نرسيد
بس‌که در حق تو کردند مسلماني‌ها
همه در دست ترنجي و از اين مي‌رنجي
که به نام تو گرفتند چه مهماني‌ها
پيرهن‌چاک و غزل‌خوان و صراحي در دست
خوش به حال تو و نيمه‌شب زنداني‌ها
خواب ديدم که زليخايم و عاشق شده‌ام
اي که تعبير تو پايان پريشاني‌ها
عشق را عاقبت کار پشيماني نيست
اين چه عشقي است که آورده پشيماني‌ها
اين چه شمعي است که عالم همه پروانه اوست
اين چه پروانه که کرده است پر‌افشاني‌ها
يوسف گمشده دنباله ي اين قصه کجاست
بشنو از ني که

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( طلــــوع ميـــکند آن آفتــاب پنهانـــــي ) * قیصر امین پور

1481

شعر فراق امام زمان(عج) -( طلــــوع ميـــکند آن آفتــاب پنهانـــــي ) طلــــوع ميـــکند آن آفتــاب پنهانـــــي
زسمت مشــرق جغــرافيــاي عــرفـــانـــي
دوباره پلک دلم مي پرد نشانه چيست؟
شنيده ام کــه مي آيد کسـي به مهماني
کسي که سبز تر است از هزار بار بهار
کسي شگفت کسي آنچنان که مي داني
کسي که نقطه آغاز هر چه پرواز است
تويـــي کــــه در سفــر عشق خط پـايـانـي
تويـي بهـانه آن ابر هـا کـه مــي گــريند
بيــــــا کــه صـاف شـود اين هـواي بـارانـي
کنـار نام تـو لنگـر گـرفت کشتي عشق
بيــا کــه ياد تــو آرامشـي است طـوفـانــي
تـــو از حـوالــي اقليـــم هـــرکجـــا آبــاد
بيـــاکــه مي رود اين شهـــر رو به ويـرانـــي

شاعر : قیصر امین پور

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( روزگاري شهر ما ويران نبود ) *

2464
5

شعر فراق امام زمان(عج) -( روزگاري شهر ما ويران نبود ) روزگاري شهر ما ويران نبود
دين فروشي اينقدر ارزان نبود
صحبت از موسيقي عرفان نبود
هيچ صوتي بهتر از قران نبود
دختران را بي حجابي ننگ بود
رنگ چادر بهتراز هر رنگ بود
دختر حجب وحيــــــا قرتي نبود
خانه فرهنگ کنســـــــــرتي نبود
مرجعيت مظـــــهر تکــــريم بود
حــــکم اورا عالمي تســـــليم بود
يک سخن بود وهزاران مشــتري
آنهم از لوث قــــرائت هــــا بري
هديه بر رقــــاصه ها واجب نبود
قدر عالم کمــــتر از مطرب نبود
زه که در ســـــال سيــــاه دوهزار
کار فرهنـــگي شده پخــــــش نوار
ذهن صــــــاف نوجوانان محـــــل
پرشده از فيــــــلمهاي مبتـــــــذل
آدمــــيت کو؟دگر آدم کــــي است
آدم قـــــرن تمــــدن ب

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( اي ابر دل گرفته ي بي آسمان بيا ) *

3119
4

شعر فراق امام زمان(عج) -( اي ابر دل گرفته ي بي آسمان بيا ) اي ابر دل گرفته ي بي آسمان بيا
باران بي ملاحظه ي ناگهان بيا
چشمت بلاي جان تو از جان عزيزتر
اي جان فداي چشم تو با قصد جان بيا
نگذار باخبر شود از مقصدت کسي
حتي به سوي ميکده وقت اذان بيا
شهرت در اين مقام به گمنام بودن است
از من نشان بپرس ولي بي نشان بيا
ايمان خلق و صبر مرا امتحان نکن
بي آنکه دلبري کني از اين و آن بيا
قلب مرا هنوز به يغما نبرده اي
اي راهزن دوباره به اين کاروان بيا

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( چه جمعه اي... چه غروب غريب و دلگيري. ) * سودابه مهیجی

1927
2

شعر فراق امام زمان(عج) -( چه جمعه اي... چه غروب غريب و دلگيري. ) چه جمعه اي... چه غروب غريب و دلگيري
چرا سراغي از اين جمعه ها نمي گيري؟
مسافري که هنوز و هميشه در راهي!
کجاي راه سفر مانده اي به اين ديري؟
به پيشواز تو آغوش زندگي جان داد
بيا پياده شو از اين قطار تأخيري...
چقدر پير شدي روي گونه هايم اشک!
تو سال هاست که از چشم من سرازير
چقدر ماندي در بند انتظار اي دل
شدي شبيه ديوانگان زنجيري...
چقدر شاعر مفلوک! قلبت از سنگ است
چطور از غم دوري او نمي ميري

شاعر : سودابه مهیجی

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( ساحل چشم من از شوق به دریا زده است ) *

2958
1

شعر فراق امام زمان(عج) -( ساحل چشم من از شوق به دریا زده است ) ساحل چشم من از شوق به دریا زده است
چشم بسته به سرش ، موج تماشا زده است
جمعه را سرمه کشیدیم ، مگر برگردی
با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی
زندگی نیست ، ممات است تو را کم دارد
دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد
از دل تنگ من ، آیا خبری هم داری ؟
آشنا پشت سرت مختصری هم داری ؟
منتی بر سر ما هم بگذاری ، بد نیست
آه ، کم چشم به راهم بگذاری بد نیست
نکند منتظر مردن مایی ، آقا ؟
منتظرهات بمیرند میایی آقا ؟
به نظر میرسد این فاصله ها کم شدنی ست
غیرممکن تر از این خواسته ها هم شدنی ست
دارد از جاده صدای جرسی می آید

ساحل چشم من از شوق به دریا زده است
چشم بسته به سرش ، موج تماشا زده است
جمعه را سرمه کشیدیم ، مگر برگرد

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر زیبای امام زمانی از مهدی عظیمی -( هر لحظه در هواي تو احساس بودن مي کنم ) * مهدی عظیمی

1915
6

شعر زیبای امام زمانی از مهدی عظیمی -( هر لحظه در هواي تو احساس بودن مي کنم ) هر لحظه در هواي تو احساس بودن مي کنم
تمام حال خوبمو نذر سرودن مي کنم
روي سياه دلمو با ياد تو زر مي کنم
به شوق روي ماه تو دلتنگيمو در مي کنم
هر لحظه با عنايتت مثل يه رود جاريم
تو لحظه هاي بي کسي تنها تو ميدي ياريم
هر لحظه در هواي تو خوشحال و با تبسمم
با ذکر تو پر مي کشم تا آسمون هفتمم
شعر و ترانه هامو من واسه ظهورت ميخونم
هر لحظه واسه ديدنت هميشه عاشق ميمونم

شاعر : مهدی عظیمی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:08
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( بدون چشم تو آری ، همیشه ویرانم ) * نرگس ایمانیان

2314
3

شعر فراق امام زمان(عج) -( بدون چشم تو آری ، همیشه ویرانم ) بدون چشم تو آری ، همیشه ویرانم
به شاخه های شکسته ، به سایه می مانم
تو آن سخاوت سبزی که انتظارت را
همیشه پنجره در پنجره پریشانم
به چشم مومن مردم گناه من این است
که با تمام وجودم تو را مسلمانم
چگونه بی تو دل من بگیرد آرامش
منی که بی نفس تو غریق طوفانم
شبی برای سکوتم ترانه میخوانی
و من به یمن صدای تو سبز می مانم
فریب آینه ها را نمیخورم هرگز
بیا برای رسیدن ، تو باش پایانم

شاعر : نرگس ایمانیان

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( ای که دائم به جهان منتظر منتظری ) * نصرت الله بیگی درباغی

3821
10

شعر فراق امام زمان(عج) -( ای که دائم به جهان منتظر منتظری ) ای که دائم به جهان منتظر منتظری
گیری از مردم دانا ز ظهورش خبری
روز و شب ذکر زبان تو بود یا مهدی
در فراقش غم دل داری و اشک بصری
فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد
بر در خانه و یا بر سر کوی و گذری
ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی
باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری
دیده ای هست تو را قابل دیدار امام
می توانی تو به خورشید جمالش نگری ؟
خانه ات لایق او هست که مهمان گردد
لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری ؟
پول بی شبهه و سالم ز همه دارائیت
داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری ؟
گر بپرسد ثمرت چیست تو از طول حیات
داری از بهر ارائه سند مختصری ؟
ور بپرسد عملت چیست ز بگذشتن عمر
در عملکرد تو باشد عمل معتبری ؟
برده ای نان

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( تا کي براي ديدن رويت دعا کنم؟ ) *

3745
9

شعر فراق امام زمان(عج) -( تا کي براي ديدن رويت دعا کنم؟ ) تا کي براي ديدن رويت دعا کنم؟
تا کي دو دست خويش به سوي خدا کنم؟
در پيشگاه قدس تو از خاک کمترم
بگذار خاک پاي تو را توتيا کنم
امّيد زندگاني من ، مهدي عزيز
من آمدم به درگه تو التجا کنم
با اين زبان الکن و اين طبع نارسا
هر جا روم براي ظهورت دعا کنم
جبريل مفتخر به گدايي کوي توست
لايق نيَم گداي تو خود را صدا کنم
با نامه اي سياه به درگاهت آمدم
شايد تو را ز آمدن خود رضا کنم

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( رنگي به رنگ چشم سياهت نمي رسد ) * عباس حیدری

1839
2

شعر فراق امام زمان(عج) -( رنگي به رنگ چشم سياهت نمي رسد ) رنگي به رنگ چشم سياهت نمي رسد
شب مي دود، به مرز شباهت نمي رسد
من اشتباه کردم اگر ماه گفتمت
خورشيد هم به صورت ماهت نمي رسد
هردفعه کودک غزلم مي پرد هوا
دستش به ميوه هاي نگاهت نمي رسد
هر وقت مي زند به سرم فکر عاشقي
جايي به جز کنار و پناهت نمي رسد
يا تو نخوانده اي که بيايي به ديدنم
يا نامه هاي چشم به راهت نمي رسد

شاعر : عباس حیدری

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( افسوس که عمری پی اغیار دویدیم ) * میرزای نوغانی خراسانی

30538
93

شعر فراق امام زمان(عج) -( افسوس که عمری پی اغیار دویدیم ) افسوس که عمری پی اغیار دویدیم
از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم
سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم
جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم
ما تشنه لب اندر لب دریا متحیر
آبی به جز از خون دل خود نچشیدیم
ای بسته به زنجیر تو دل‌های محبان
رحمی که در این بادیه بس رنج کشیدیم
چندان که به یاد تو شب و روز نشستیم
از شام فراقت چو سحرگه ندمیدیم
تا رشته‌ی طاعت به تو پیوسته نمودیم
هر رشته که بر غیر تو بستیم بریدیم
ای حجت حق پرده ز رخسار برافکن
کز هجر تو ما پیرهن صبر دریدیم
ما چشم به راهیم به هر شام و سحرگاه
در راه تو از غیر خیال تو رهیدیم
شمشیر کجت راست کند قامت دین را
هم قامت ما را که ز هجر تو خمیدیم
شاها! ز فقیران درت ر

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( نظری کن که دل غمزده گان شاد شود ) *

2020
6

شعر فراق امام زمان(عج) -( نظری کن که دل غمزده گان شاد شود ) گذری کن که جهانی ز غم آزاد شود
آفتابا ز پس پرده غیبت بدرآی
تا جهان از کرم و لطف تو آباد شود
گشته تاریک جهان از ستم و ظلم و فساد
عدل و انصاف و مروت ز تو ایجاد شود
رهنمای بشر ای مهدی موعود بیا
تا که این مردم دنیا بتو ارشاد شود
مهدی فاطمه ای یوسف گمگشته ما
تو بیا تا که غم هجر تو آباد شود
ما نداریم به غیر از تو پناه دیگری
تو بیا تاکه دل ما زغم آزاد شود

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:51
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( عمری به انتظار نشستم نیامدی ) * احسان محسنی فر

13423
14

شعر فراق امام زمان(عج) -( عمری به انتظار نشستم نیامدی ) عمری به انتظار نشستم نیامدی
چشم از همه به غیر تو بستم نیامدی
ای مایه امید بشر، رشته امید
از هرکسی بجز تو گسستم نیامدی
ای خضر راه گمشدگان در مسیر عشق
چشم انتظار هرچه نشستم نیامدی
ای سرو سرفراز گلستان زندگی
دیدی مگر حقیرم و پستم نیامدی
گفتی دل شکسته بود جای من فقط
این دل به خاطر تو شکستم نیامدی
عمری در آرزوی تو آخر شد و هنوز
در آرزوی روی تو هستم نیامدی
مست گناه، مرد حقیقت نمی شود
دیدی همیشه غافل و مستم نیامدی
زندان تن کلید ندارد به غیر مرگ
چون از رگ حیات نرستم نیامدی

شاعر : احسان محسنی فر

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد