شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

شعر فراق امام زمان(عج) -( با اینکه روضه خوانم و می خوانم از شما ) *

6414
15

شعر فراق امام زمان(عج) -( با اینکه روضه خوانم و می خوانم از شما  ) با اینکه روضه خوانم و می خوانم از شما
فهمیده ام که هیچ نمیدانم از شما
یا ایها العزیز ! ذلیل معاصی ام
باید ز شرم چهره بپوشانم از شما
می ترسم از رسیدن آن جمعه ای که من
قبل از سلام روی بگردانم از شما
رویی نمانده است به چشمت نظر کنم
پس بی دلیل نیست ، گریزانم از شما
من اصل انتظار تو را برده ام ز یاد
با انتظارهای فراوانم از شما
من نان به نرخ نام تو خوردم ، حلال کن
محض رضای ذائقه میخوانم از شما

  • سه شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 رضا تاجیک

دانلود زمزمه صاحب الزمان براي محرم -( صاحب الزمان کجایی/ کوفه ای یا کربلایی/ آقاجون آجرک الله ) * رضا تاجیک

1359
3

دانلود زمزمه صاحب الزمان براي محرم -( صاحب الزمان کجایی/ کوفه ای یا کربلایی/ آقاجون آجرک الله ) صاحب الزمان کجایی/ کوفه ای یا کربلایی/ آقاجون آجرک الله
بی تو تو هیأت صفا نیست/ صفایی تو روضه ها نیست/ آقاجون آجرک الله
آقا شبیه تو لباس مشکی پوشیدم
شکر خدا که به مجلس ارباب رسیدم
خرج عزای جدت کردم این زندگیمو
تا به آسمون کرببلا پرکشیدم
این ماه غمین و گریونی- همش پریشونی- شاه ولایت
اما دلم گرفتاره- همش دعا داره- سرت سلامت

شب اول محرم/ شب حزن و درد و ماتم/ دلمو تو زیر و رو کن
هر جا بودم پرکشیدم/ برا نوکری رسیدم/ دلمو تو زیر و رو کن
میخوام وقتی میای سیاهی لشگرت بشم
تا که نمرده ام شهید بی سرت بشم
آقا تو باشی مثل جدّ مظلومت حسین
من هم به پای تو علی اکبرت بشم
آقا جوونمو میخوام- اسم منم باشه- تو خا

  • چهارشنبه
  • 29
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 19:33
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

دوبيتي براي امام زمان (عج) -( خورشیدی و سایه روی عالم داری ) * میلاد یعقوبی

1782

دوبيتي براي امام زمان (عج) -( خورشیدی و سایه روی عالم داری ) خورشیدی و سایه روی عالم داری
از دست زمانه در دلت غم داری
یا حضرت صاحب الزمان معلوم است
تو شیعه مخلص چقدر کم داری

شاعر : میلاد یعقوبی

  • چهارشنبه
  • 29
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 20:42
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمزمه با امام عصر (عج) در ايام عزاي مادر شهيده -( تموم آرزومه که با چشای دریا ) * رضا تاجیک

1329

زمزمه با امام عصر (عج) در ايام عزاي مادر شهيده -( تموم آرزومه که با چشای دریا ) تموم آرزومه که با چشای دریا
ببینمت یه روزی تو بارگاه زهرا
نماز صبح رو آقا پشت سرت بخونم
با تو بگم زیر لب ای مادر جوونم
اون روز دلم میخواد آقا با دل خون باشم یه روضه مهمون تو
بگذار که بمیرم پای غمای تو هستم همیشه مدیون تو
صاحب عزا کجایی پنهون ز دیده هایی
امون از این جدایی

اگه بیای به روی گنبد سبز طاها
می زنه شیعه آقا یه پرچم یا زهرا(سلام الله علیها)
اگه بیای می پیچه این حرف میون دنیا
وا شده روی مردم درب حریم زهرا
امشب غمزده ام آقا برای اون داغ کوچه و ضرب سیلی
امشب من می میرم وقتی فکر میکنم آقا به روی سرخ و نیلی
صاحب عزا کجایی پنهون ز دیده هایی
امون از این جدایی

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 29
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 20:46
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر امام زمانی(عج) -( دلتنگی غروب همه جمعه های من ) * محمد بیابانی

9769
20

شعر امام زمانی(عج) -( دلتنگی غروب همه جمعه های من ) دلتنگی غروب همه جمعه های من
کی می رسد به صحن حضورت صدای من
دیگر دلم برای شما پر نمیزند
برگرد و بال تازه بیاور برای من
عمری اگر که می گذرد دلخوشم به این
نزدیکتر شده است به تو لحظه های من
غیر از ضرر برای تو چیزی نداشتم
حتی نیامدست به کارت دعای من
اشکت اگر به نامه اعمال من نبود
بخشش نبود شامل یاربنای من
یک روز محض خاطر این چند قطره اشک
وا می شود به خیمه سبز تو پای من
یک شب میان سینه زدنها و گریه ها
مهری بزن به نامه کرب و بلای من

شاعر : محمد بیابانی

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمانی -( دوباره جمعه شد و بی قرار می گریم ) * مصطفی رب دوست

8422
14

شعر امام زمانی -( دوباره جمعه شد و بی قرار می گریم ) دوباره جمعه شد و بی قرار می گریم
برای آمدنت ای نگار می گریم
دوباره جمعه شد و تو نیامدی آقا
سحر نگشت شبِ انتظار می گریم
دوباره جمعه شد و اشکها سرازیر است
زِ هر دو دیده چو ابر بهار می گریم
دوباره جمعه شد و با نوای یا مهدی
زبان گرفته ام و زار زار می گریم
تو بر گناهِ منِ رو سیه مکن گریه
که من به حال خودم شرمسار می گریم
اگر چه غرق گناهم ولی شبیه شما
برای جدِّ تو روزی دو بار می گریم
برای شَیبِ خَضیب و برای خِدِّ تریب
برای آن سرِ بر نی سوار می گریم
برای معجر و انگشتری که غارت شد
برای آتش و دود و فرار می گریم

شاعر : مصطفی رب دوست

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( بی روی تو از آمده و نآمده سیریم ) * محسن عابدی

1674
1

شعر فراق امام زمان(عج) -( بی روی تو از آمده و نآمده سیریم ) بی روی تو از آمده و نآمده سیریم
چون پنجره در پنجه ی دیوار اسیریم
سهل است دل ساده ی مان را بسپاریم
سخت است دلی را که سپردیم بگیریم
این شوق نه امروز پدید آمده در ما
ما منتظر مقدمت از روز غدیریم
اینک نه بهار و نه زمستان و نه پاییز
فرقی نکند در نظر ما که کویریم
زین جمعه و آن جمعه شمردن جگرم سوخت
این قسمت ما نیست نباید بپذیریم
پروازکنار تو اگر قسمت ما نیست
ای کاش درون قفس خویش بمیریم

شاعر : محسن عابدی

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( به شیوه ی غزل اما سپید می آید ) * حسن بیابانی

2101

شعر فراق امام زمان(عج) -( به شیوه ی غزل اما سپید می آید ) به شیوه ی غزل اما سپید می آید
صدای جوشش شعری جدید می آید
چه آتشی غم تو باز زیر سر دارد
که باغ شعرِ تر از آن پدید می آید
دوباره سبز شده خاک سرزمین دلم
مگر زخطّه ی چشمت شهید می آید؟
نفس نفس به امید تو عمر می گذرد
امید می رود آری ، امید می آید
برای درد دل تو مفید نیست کسی
وگرنه نامه برای مفید می آید
مردّدم که تو با عید می رسی از راه
و یا به یُمن قدوم تو عید می آید
کلیدداری کعبه نشانه ی حق نیست
کسی است حق که در آن بی کلید می آید
و حاجیان همه یک روز صبح می گویند:
چقدر بر تن کعبه سفید می آید

شاعر : حسن بیابانی

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 08:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( گفتم برای تو غزلی دست و پا کنم ) * محمدحسین حسینی

2058
2

شعر فراق امام زمان(عج) -(  گفتم برای تو غزلی دست و پا کنم ) گفتم برای تو غزلی دست و پا کنم
شاید که از لب تو بلی دست و پا کنم
با دور بودن از تو دلم تلخ می شود
باید برای دل عسلی دست و پا کنم
گفتند تا ظهور_قیامت نمی شود
باید که کم کمک گسلی دست و پا کنم
دور از تو بهتر است بمیرم همین و بس
وقت است این که من اجلی دست و پا کنم
هر جمعه گریه بر من و پرونده ام نکن
من قول می دهم عملی دست و پا کنم
من زیر بار این همه دوری شکسته ام
عمری نشسته ام که یلی دست و پا کنم
ضرب و المثل برای فراقت نیافتم
امشب نشسته ام مثلی دست وپا کنم
اما نشد جدایی از تو مثل نداشت
پس خوبتر که من غزلی دست و پا کنم

شاعر : محمدحسین حسینی

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 08:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمد سهرابی

شعر فراق امام زمان(عج) -( کس درد را به ناز تو کامل نمی کند ) * محمد سهرابی

2548
1

شعر فراق امام زمان(عج) -(  کس درد را به ناز تو کامل نمی کند ) کس درد را به ناز تو کامل نمی کند
خار آزموده رغبت محمل نمی کند
این طفل را به چوب جدایی فلک نکن
کاو جز کتاب درد حمایل نمی کند
ماندن به راه وصل کم از طوف خانه نیست
حاجی همیشه طی منازل نمی کند
جز ما که مرگمان هنر رقص بسمل است
مقتول فکر شادی قاتل نمی کند
چون ما سزای جور و جفا با جفا مده
عاقل جدل به کرده ی جاهل نمی کند
بر مبطل نماز بیا و نماز کن
خون مرا نماز تو باطل نمی کند
تو جود خود نگه کن و بخل مرا مبین
حاتم نظر به کاسه ی سائل نمی کند
شه را مگر خرابی ما سوی ما کشد
غیر از خرابه گنج که منزل نمی کند

شاعر : محمد سهرابی

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 08:18
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

شعر امام زمان(عج) -( یا ابن الزهرا بی کس عالم خدا صبرت دهد ) * رضا تاجیک

1862
5

شعر امام زمان(عج) -( یا ابن الزهرا بی کس عالم خدا صبرت دهد ) یا ابن الزهرا بی کس عالم خدا صبرت دهد
با تماشای گناهانم خدا صبرت دهد
ای امیدم دیگر این دل را امیدی نیست نیست
تا که روزی من شوم آدم خدا صبرت دهد
من سیه پوشم برای جد مظلومت حسین
من خودم را مثل تو کردم، خدا صبرت دهد
روضه خوان!هیئت نداری؟ اشک میریزی کجا؟
ای امیر بی کس و همدم خدا صبرت دهد
تا ظهورت پرچم کرببلا سرخ است سرخ
تا غروب آفتاب غم خدا صبرت دهد
ناحیه می خوانی و می بینی آن صحرای خون
می گذاری چشم روی هم خدا صبرت دهد
روضه های عمه زینب قلبتان خون کرده است
آب می گردی شما کم کم خدا صبرت دهد

شاعر : رضا تاجیک

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 08:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( منی که روز و شب از اشک، چاره می نوشم ) * محمد بیابانی

3694
6

شعر فراق امام زمان(عج) -( منی که روز و شب از اشک، چاره می نوشم ) منی که روز و شب از اشک، چاره می نوشم
دلم گرفت، از این روزهای خاموشم
فراغتی که فراق تو را زپی دارد
هزار مرتبه سنگینتر است بر دوشم
بهار می رسد از راه آن زمانی که رسد
ز کعبه اناالمهدی تو بر گوشم
سیاهی دلم از تو اگرچه دورم کرد
میان روضه ولی با تو زود می جوشم
بدون روضه ببین دست های سینه زنم
گرفته زانوی غم را میان آغوشم
هزار شکر که تا چند سال عیدم را
برای مادرت از ابتدا سیه پوشم
بقیع، گریه کن روضه های مادر توست
کنار تربت زهرا مکن فراموشم

شاعر : محمد بیابانی

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 08:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( دوباره تازه کن امشب گلوی ساغر را ) * هادی ملک پور

1871
1

شعر فراق امام زمان(عج) -(  دوباره تازه کن امشب گلوی ساغر را ) دوباره تازه کن امشب گلوی ساغر را
به کام ما بچشان جرعه های آخر را
سلام حضرت باران! … ببار تا شاید
تو مرهمی بشوی قلب دردپرور را
تویی که شیو ه ی پرواز را می آموزی
تویی که بال و پری داده ای کبوتر را
یتیم می شود این خاک در نبود شما
و باد می شکند شاخه ی صنوبر را
گلوی بره و دندان گرگ های سیاه!
بیا تمام کن این جنگ نابرابررا
بتاز در صف نیرنگ کوفیان زمان
و از نیام بکش ذوالفقار حیدر را
صدای پای تو را لحظه لحظه می شنوم
و تیز کرده ام این بار گوش باور را
کمی به حال دلم رحم کن که محتاجم
و پاسخی بده این خواهش مکرر را
چرا سراغی از این درد ما نمی گیری؟
دلت به رحم بیاید دو چشم بر در را
خلاصه می کنم و دردسر نمی د

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 08:26
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( شکسته قایق من را امید ساحل نیست ) * هادی ملک پور

2059
2

شعر فراق امام زمان(عج) -(   شکسته قایق من را امید ساحل نیست ) شکسته قایق من را امید ساحل نیست
دگر امید به این بخت مانده در گل نیست
بیا بهانه ی شبهای پرستاره ی من بین
که بی تو دگر قرص ماه کامل نیست
در این زمانه ی سردرگمی و بی خبری
تفاوتی بخدا بین حق و باطل نیست
کسی میان خیابان برج و باروها
معطر از نفس کوچه های کاگل نیست
تمام خلق دم از عقل می زنند اما
هرآنکه دل به نگاهت نبسته عاقل نیست
شکسته ای دل ما را ولی تو حق داری
دلی که با تب و تابت نمی تپد دل نیست
که از فراق تو جانم به لب رسیده ولی
فدای آمدنت … جان ما که قابل نیست

شاعر : هادی ملک پور

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 08:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

شعر فراق امام زمان(عج) -( دمی که خاطره ات را مرور خواهم کرد ) * میثم مومنی نژاد

1553

شعر فراق امام زمان(عج) -(  دمی که خاطره ات را مرور خواهم کرد ) دمی که خاطره ات را مرور خواهم کرد
قسم به یاد تو حس غرور خواهم کرد
سوار جاده ی اندیشه ام نمی دانم
ز کوچه های خیالت عبور خواهم کرد ؟
بزرگی تو در آیینه ام نمی گنجد
ز یازده فلک آیینه جور خواهم کرد
تو حاضری و منم غایب از رسیدنها
دعا کنی تو برایم ظهور خواهم کرد
زکفشهای خودم دل نکنده با چه امید
نشسته ام که تماشای نور خواهم کرد ؟

شاعر : میثم مومنی نژاد

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 08:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

شعر فراق امام زمان(عج) -( دنیای بی نگاه تو تاریک و مبهم است ) * میثم مومنی نژاد

1671

شعر فراق امام زمان(عج) -( دنیای   بی نگاه تو  تاریک و مبهم  است ) دنیای بی نگاه تو تاریک و مبهم است
بی تو تمام زندگی ما جهنم است
ای آفتاب سیصدو چندین قمر بگو
تا جنگ بدر دیگرتان چند تا کم است
نور تو خامُشیی همه اعتراض هاست
این راز سجده های ملایک به آدم است
با پنجه های ظلم به روی گلوی عدل
دیگر بهار آمدن تو مسلم است
صبح طلوع جمعه دلم آفتابی است
اما غروب مثل غروبِ محرّم است
روشن کنید مرگ کجا میبرد مرا
ای مردمان بهشت من اکنون در عالم است

شاعر : میثم مومنی نژاد

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 08:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر امام زمانی(عج) -( تو می دانی به غیر از تو نباشد دلخوشی ما را ) * سید محسن حسینی

2144
1

شعر امام زمانی(عج) -( تو می دانی به غیر از تو نباشد دلخوشی ما را ) تو می دانی به غیر از تو نباشد دلخوشی ما را
چرا ای سلسله گیسو به هر سو می کشی ما را
تو کم امروز و فردا کن وگرنه می کشی ما را
تمام جمعه ها بی تو غم انگیز است غم انگیز است
بهار من دلم بی تو (به مثل فصل پائیز است «۲»)
قسم بر تار گیسویت گرفتار تو هستم من
ببین ای یوسف زهرا به بازار تو هستم من
کلاف جان روی دستم خریدار تو هستم من
سـتاره ریـزد از چشمم ز هجـر روی چون ماهت
تو هستی نرگس نرجس (منم خار سر راهت «۲»)
ببین یار تماشایی که من هستم تماشایی
چه غم دارم که از عشقت کشد کارم به رسوایی
نشان کی می دهی ما را تو آن رخسار زهرایی
چرا از ما جدا هستی بگو با ما کجا هستی
نجف یا کاظمینی تو و یا در کربلا هستی
تو

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 08:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر فراق امام زمان(عج) -( جمعه دیگر رسیده این همه هجران که دیده ) * سید محسن حسینی

2690
4

شعر فراق امام زمان(عج) -( جمعه دیگر رسیده   این همه هجران که دیده ) جمعه دیگر رسیده این همه هجران که دیده
ای که با من آشنایی کی می آیی کی می آیی
ای تمام آرزویم روز و شب در جستجویم
تا به کی از من جدایی کی می آیی کی می آیی
می کشی از عشق خود آخر به رسوایی
تو مارا ای تماشایی ببین کردی تماشا یی
تو ما را ای همه دنیا و دینم ای نگار نازنینم
دلبر من هستی و من هم زتو دل بر ندارم
ای گل بی خار من پیش تو من کمتر ز خارم
ای به دوش افکنده گیسو می کشی من را به هر سو
گه به کوه و گه به صحرا یابن الزهرا – یابن الزهرا
دل به عشقت داده ام من از نفس افتاده ام من
کن نگاهم ای مسیحا یابن الزهرا – یابن الزهرا
بی نیازم از حجر چون عاشق خال تو هستم
عمر من تا آخر عمرم به دنبال تو هستم
روی تو

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 08:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات با امام زمان(عج) -( «یک جهان روضه و یک چشم پر از نم داری ) *

3742
0

شعر مناجات با امام زمان(عج) -( «یک جهان روضه و یک چشم پر از نم داری ) «یک جهان روضه و یک چشم پر از نم داری
آه، آقای غریبم به دلت غم داری»
دردِ بی مادری ای کاش دوایی می داشت
فاطمیّه شده و اشک دمادم داری
صاحبِ مجلس روضه، غم مادر دیدی
بر درِ خانه ی خود، بیرق ماتم داری
دردِ دل کن که نگویند غریبی آقا
بین این سینه زنان، مونس و مَحرَم داری
دلِ یعقوبیِ مادر ز فراقت خون است
یوسف مصر بقا، قصد سفر هم داری ؟
دل ، حسینیّه ی چشمان تو شد مولا جان
باز هم وقت عزا، یاد مُحرّم داری
گاه در کوچه و گه کرب و بلا می گریی
داغ یک پهلو و انگشتر خاتم داری

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 13:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل در وصف امام زمان(عج) -( صبحدم پيك مسيحا دم جانان آمد ) *

3171
4

غزل در وصف امام زمان(عج) -( صبحدم پيك مسيحا دم جانان آمد    ) صبحدم پيك مسيحا دم جانان آمد
گفت برخيز كه آرام دل و جان آمد
سحر از پرده نشينان حريم خلوت
نغمه برخاست كه شاهنشه خوبان آمد
عاشقان را رسد اين طرفه بشارت زسروش
كه سحرگاه شب نيمه شعبان آمد
مى ‏كند مرغ سحر زمزم بر شاخ گل
كه ز نرگس ثمرى پاك بدوران آمد
وارث تاج نبى اوست كه با دعوت حق
بهر افراشتن پرچم قرآن آمد
شهسواريست كه با صولت و بازوى على
از پى كشتن كفار به ميدان آمد
مظهر صلح حسن اوست كه با حلم حسن
پى آرامش دلهاى پريشان آمد
آنكه اندر رگ او خون حسين بن عليست
پى خونخواهى سالار شهيدان آمد
در ره زهد و عبادت چو على بن حسين
سوى حق قافله راسلسله جنبان آمد
علم باقر همه در اوست كه با مشعل علم
رهبر جامعه بى

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( شبی را به خوابم بیا، نازنین! ) *

2636

غزل امام زمان(عج) -( شبی را به خوابم بیا، نازنین! ) شبی را به خوابم بیا، نازنین!
دلم را پُر از بوی خورشید کن
بیا چشمه غصه‌های مرا
پُر از جوششِ شعر امید کن
بیا که جهان، زیر هر گام تو
پُر از رویش سبزه‌ها می‌شود
دلِ آسمان، پُر زِ رنگین کمان
زمین، غرق ذکر خدا می‌شود

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( بی‌قرار تؤام و در دل تنگم گِله‌هاست ) *

2103

غزل امام زمان(عج) -( بی‌قرار تؤام و در دل تنگم گِله‌هاست ) بی‌قرار تؤام و در دل تنگم گِله‌هاست
آه! بی‌تاب شدن عادت کم حوصله‌هاست
مثل عکس رُخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله‌هاست
بی‌تو هر لحظه مرا، بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گُسل زلزله‌هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟
دیدنت آرزوی روز و شب چلچله‌هاست
باز می‌پرسم از آن مسئلة دوری و عشق
و ظهور تو جواب همة مسأله‌هاست

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( کسی می آید از یک راه دور آهسته آهسته ) *

2956
12

غزل امام زمان(عج) -( کسی می آید از یک راه دور آهسته آهسته ) کسی می آید از یک راه دور آهسته آهسته
شبی هم می کند زینجا عبور آهسته آهسته
غبار غربت از رخسار غمگین دور می سازد
و ما را می کند غرق سرور آهسته آهسته
دل دریایی ما را به دریا می برد روزی
به سان ماهی از جام بلور آهسته آهسته
ازین رخوت رهایی می دهد جانهای محزون را
درونها می شود پر شوق و شور آهسته آهسته
نسیم وحشت پاییز را قدری تحمل کن
بهار آید اگر باشی صبور آهسته آهسته
کسی می آید و می گیرد احساس خدایی را
ز انسانهای سرشار از غرور آهسته آهسته
فنا می گردد این تاریکی و محنت ز دنیامان
ز هر سو می دمد صدگونه نور آهسته آهسته
به سر می‌آید این دوران تلخ انتظار آخر
و ناجی می کند اینجا ظهور آهسته آهسته
ز الطاف خد

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( زمین دلتنگ و مهدى بیقرار است‏ ) *

2492
2

غزل امام زمان(عج) -( زمین دلتنگ و مهدى بیقرار است‏ ) زمین دلتنگ و مهدى بیقرار است‏
فلك شیدا، پریشان روزگار است‏
دلا، آدینه شد، دلبر نیامد
غروب انتظارم سرنیامد
همه دلها پر از آه و غم و درد
همه آلاله‏ها پژمرده و زرد
نفس‏ها خسته و در دل خموشند
فغانها بى‏صدا و پرخروشند
نه رنگى از عدالت، نى از صداقت‏
در و دیوار دارد نقش ظلمت‏
شده پرپر گل مهر و محبّت‏
همه دلها شده سرشا نفرت
شده شام یتیمان، ناله و اشك‏
برد هركس به كاخ دیگرى رشك‏
شده پژمرده غنچه در چمنزار
بگشت آواره گل در كوى گلزار
نشسته دیو بر دلهاى خفته‏
همه جا بذر نومیدى شكفته‏
زده زنگارها آئین و مذهب‏
دمى، رویى ز سرور نیست یا رب‏
به اشك چشم و مهر و ماه، سوگند
به آه و ناله دلهاى دربند
اگر نرگس ز هجرت

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( امشب از مفهوم مستی جرعه‌ای سر می‌کشم ) *

2884
1

غزل امام زمان(عج) -( امشب از مفهوم مستی جرعه‌ای سر می‌کشم ) امشب از مفهوم مستی جرعه‌ای سر می‌کشم
فکر دیدار تو را تا مرز باور می‌کشم
ای نگاهت سبز، ای سرچشمة آئینه‌ها
گر بیایی با تو از پاییزها پر می‌کشم
خوب من! با هم قراری داشتیم آدینه‌ها
سال‌ها طرح نمی‌آیی به دفتر می‌کشم
من به قربان قدم‌هایت، تو برگرد و ببین
جای قربانی گلویم را به خنجر می‌کشم
قصة پرواز تو در آسمان پیچیده است
باز امشب در هوایت بی‌نشان پَر می‌کشم

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( ای شعر من، فدای دو چشمان خسته‌ات ) *

2336
1

غزل امام زمان(عج) -( ای شعر من، فدای دو چشمان خسته‌ات ) ای شعر من، فدای دو چشمان خسته‌ات
ای چشم من، به پای صدای شکسته‌ات
ای آخرین حماسة بیداری صدا
وی اوّلین تصادف بیداد با خدا
چشمان مست تو به کجا می‌کِشد مرا
می‌آیی و خدای صدا می‌کُشد مرا
ای های‌های گریة مستانه‌ام بیا
وی بغض در گلو به پرستاری‌ام بیا
آغاز من بیا و مرا باز زنده کن
در این غروب سرد دلم را تو بنده کن
این را بدان که باز ستاره شکست و رفت
آمد به شوق دیدن تو مست گشت و رفت
من می‌روم ولی برای تو آشفته‌ام بدان
چون در صدای عشق تو بشکفته‌ام بدان
این را بدان که از غم تو آسمان شکافت
این نور عشق بود که بر بی‌کران بتافت
دیشب هزار بار ناله زدم آسمان گریست
از عرش تا به حرمت کون و مکان گریست
امشب به پاس

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( سکوت کوچه‌های تارِ جانم، گریه می‌خواهد ) *

2549
1

غزل امام زمان(عج) -( سکوت کوچه‌های تارِ جانم، گریه می‌خواهد ) سکوت کوچه‌های تارِ جانم، گریه می‌خواهد
تمام بندبندِ استخوانم، گریه می‌خواهد
ببار ای ابر باران‌زا! میان شعرهای من
که بغض آشنای آسمانم، گریه می‌خواهد
بهاری کن مرا جانا! که من پابند پاییزم
و آهنگ غزلهای جوانم، گریه می‌خواهد
نمی‌خواهم دگر آیینه را؛ چشمان من مُردند
که در متنش نگاه ناتوانم، گریه می‌خواهد
چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی
که حتّی گریه‌های بی‌امانم، گریه می‌خواهد
فرهام شاه آبادی فراهانی

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل وصف امام زمان(عج) -( یوسف ندیده است به دنیا نظاره‌ات ) * طیبه شادمانی

2332

غزل وصف امام زمان(عج) -( یوسف ندیده است به دنیا نظاره‌ات ) یوسف ندیده است به دنیا نظاره‌ات
کردم هزار حنجره نذر هزاره‌ات
راضی مشو که طعمة دست خزان شوم
وامی‌شود گل لب من با اشاره‌ات
حرفی برای گفتن از این دل نمانده است
جانا! کجاست در دل این شب ستاره‌ات؟
رازی است سر به مهر، دو چشم سیاه تو
دیدم به قاب دیدة تو استخاره‌ات
سر می‌نهم به پای تو در آستان عشق
من زنده‌ام به نام و نگاه دوباره‌ات

شاعر : طیبه شادمانی

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل وصف امام زمان(عج) -( باز می آید صدای پای آه چشم ما ) *

1851
1

غزل وصف امام زمان(عج) -( باز می آید صدای پای آه چشم ما  ) باز می آید صدای پای آه چشم ما
صد افق راز است آن سوی نگاه چشم ما
از نگاه آینه یک روز جاری می شوی
تا بگیری دست های بی پناه چشم ما
خسته ایم از این همه تصویرهای نانجیب
چیست، آیا چیست ای آبی، گناه چشم ما؟
گوش کن! ندبه غریبانه شکایت می کند
آی باران! کی می آیی دادخواه چشم ما؟
در هجوم رنگ های بی تپش باز آینه
می شود سنگ صبور و سر پناه چشم ما
هر شب آدینه، همراه توسل می رویم
تا دیار شوق، تنها وعدگاه چشم ما

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر غزل امام زمان(عج) -( زمان نشسته کناری به انتظار شکفتن ) *

2021
1

شعر غزل امام زمان(عج) -( زمان نشسته کناری به انتظار شکفتن  ) زمان نشسته کناری به انتظار شکفتن
کجاست آن که بیاید پر از بهار شکفتن؟
تمام وسعت باران! زمین بدون تو پژمرد!
جهان دوباره بروید به اعتبار شکفتن
قیام سبز جوانه، در این زمانه گناه است
چه وقت می رسد از راه روزگار شکفتن؟
بیا به روح تماشا دوباره بال دگر ده
حضور آینه ها را ببر کنار شکفتن
تو ای شکوه حماسه بیا و معجزه ای کن
بهار می چکد از زخم ذوالفقار شکفتن

  • پنج شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد