وفات حضرت زینب کبری (س)

مرتب سازی براساس
 قاسم نعمتی

نوحه زمینه حضرت زینب (س) -(ای آسمون خون گریه کن -زینب غریبه ) * قاسم نعمتی

4713
17

نوحه زمینه حضرت زینب (س)  -(ای آسمون خون گریه کن -زینب غریبه ) ای آسمون خون گریه کن -زینب غریبه
جون میده و باهر نفس_یاد حبیبه
ای غم کشیده زینب
قامت خمیده زینب
واویلتا واویلا

میگه کجائی یا حسین_سالار زینب
لحظه جون دادن بیا _دیدار زینب
شامم سحر شد ای یار
وقت سفر شد ای یار
واویلتا واویلا
کجائی ای دلدار من _با بی قراری
مونده برام پیراهن _تو یادگاری
میلرزه دستم ای یار
یاد تو هستم ای یار
واویلتا واویلا

لحظه های جون دادم _دیده به راهم
رو به سوی کرب و بلا _مونده نگاهم
ای کربلا ئی ای یار
آخه کجائی ای یار
واویلتا واویلا

خاطرهای قتلگاه _یادم نمیره
ناله زدم با سوز و اه _یادم نمیره
بر خاک صحرا ای وای
افتادی از پا ای وای
واویلتا واویلا

پیش نگام غارت شده _بال و پر ت

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 10:34
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 قاسم نعمتی

زمینه حضرت زینب(س) -(شده وقت رفتن من ای همه هستم کجائی) * قاسم نعمتی

895

زمینه حضرت زینب(س)  -(شده وقت رفتن من ای همه هستم کجائی) شده وقت رفتن من ای همه هستم کجائی

من غریب شهر شام و تو غریب کربلائی
با لب تشنه . یاد عاشورا
جان دهد زینب بی کس و تنها
آه و واویلا

مانده تنها یادگاری از تو روی سینه من

پس گرفتم پاره پاره پیروهن را من ز دشمن
این دم اخر. گرچه بی حالم

یاد جسم تو. ته گودالم
آه و واویلا

کی رود از خاطر من بوسه زیر گلویت

پیش چشمان تر من پنجه زد قاتل به مویت

همه ء کرببلاارا من به دنبالت دویدم
با همین دستان لرزان نیزه از پهلو کشیدم

یک طرف خواهر. یک طرف مادر
تیزی خنجر. نرمی حنجر
آه و واویلا

یاد شام و کوچه هایش خواهرت را داد آزار
در پی رأست به نیزه آمدم تا بین بازار

دیدمت ای قاری قران که در بزم شرابی
میخورد روی

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 10:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر حسین الفت

زمينه شهادت حضرت زينب س -(اي سالارم - دل بي تابم ) * امیر حسین الفت

887

زمينه شهادت حضرت زينب س -(اي سالارم - دل بي تابم ) اي سالارم - دل بي تابم
اي جان زينب - دريابم
-----------------------------
رفتى رفتى رفتى اى يارم
بى تو بى تو بى كس و كارم

يه سال و نيمه قلبم
ديگه پر از شرارس
سجادهء نمازم
پيرهن پاره پارس

همش روضه ميخونم
همش گريونه چشام
بزار تو روضهء تو
تموم بشه نفسام
----------------------------
اي سالارم - دل بى تابم
اى جان زينب - دريابم
----------------------------
بى تو بى تو بى تو ميسوزم
نالس نالس كار هر روزم

از ياد من نميره
اون ضربه كه سنان زد
يزيد به روى لبهات
با چوب خيزران زد

سرت جلوى چشام
جدا شد از بدنت
خودم ديدم كه همه
با نيزه ميزدنت
----------------------------
اى سالارم - دل بى تابم
اى جان زينب

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 11:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(دختر زهرای اطهر زینبم) * رضا یعقوبیان

1241

متن شعر رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(دختر زهرای اطهر زینبم) دختر زهرای اطهر زینبم
از غم داغ حسین جان بر لبم
دیده‌ام من رنج وداغ و ابتلا
روز عاشورا به دشت کربلا
دیده ام شد اربااربا اکبرش
قد خمیده آمده بابا برش
دیده ام در کربلا قحطی آب
گریه ها و ناله طفل رباب
دیده‌ام قنداقه ای را پر ز خون
حنجر اصغر بدیدم غرق خون
دیده ام بی دستی عباس را
پرپر از کینه گلان یاس را
دیده‌ام شمر از کمر خنجر کشید
از حسینم بین مقتل سر برید
دیده ام با دست آن نامردها
پیکرش پامال سم اسب ها
دیده ام من آن شهید سرجدا
در میان موج خون زد دست و پا
دیده ام آتش زدند بر خیمه ها
دیده ام سرها به روی نیزه ها
دیده ام نامردمان جای کمک
می زدند بر آل پیغمبر کتک
بر روی گل جوهر نیلی زدند
غم نصیبان را

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 11:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

حامی دین -(تو حامی دینی، استقامت داری ) * رضا یعقوبیان

732

حامی دین -(تو حامی دینی، استقامت داری ) تو حامی دینی، استقامت داری
بر خلق جهان شمازعامت داری
بر شیعه مرتضی علی تا محشر
زینب تو کریمه ای کرامت داری

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 11:50
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

یا زینب -(از کودکیم گدای تو یا زینب) * رضا یعقوبیان

733

یا زینب -(از کودکیم گدای تو یا زینب) از کودکیم گدای تو یا زینب
شد شامل من عطای تو یا زینب
من عبد وغلام درگهت گردیدم
در دل بودم ولای تو یا زینب

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 11:52
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

احمد نسب -(تو نور خدای لایزالی زینب ) * رضا یعقوبیان

678

احمد نسب -(تو نور خدای لایزالی زینب ) تو نور خدای لایزالی زینب
احمد نسب، هاشمی جلالی زینب
در جود و کرامتی بسان حیدر
چون فاطمه در خوی و خصالی زینب

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 11:52
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب(س) -(در سینه ام غم دارم امشب ) * رضا یعقوبیان

955

متن شعر  و نوحه رحلت حضرت زینب(س) -(در سینه ام غم دارم امشب ) در سینه ام غم دارم امشب
جانم دگر رسیده بر لب
با دل سوی شهر دمشقم
افتاده ام به یاد زینب
واویلتاآه و واویلا(3)

زینب رود از دار دنیا
راحت شود از درد و غم ها
از سوز داغ زینب خود
سوزد دل حضرت زهرا
واویلتا آه و واویلا

شنیده ای از پشت آن در
از سوز دل ناله مادر
همچون حسین و مجتبایت
تو دیده ای خجلت حیدر
واویلتا آه و واویلا

دیدی پدر را دست بسته
مولای در خانه نشسته
دیدی که در محراب کوفه
از تیغ کین فرقش شکسته
واویلتا آه و واویلا

حس کرده ای رنج و محن را
پاره جگر دیدی حسن را
وقت سحر دیدی تو خواهر
خون گلوی در لگن را
واویلتا آه و واویلا

در رنج و درد و ابتلایی
سرتابه پا مهر و وفایی
با آن همه داغ و مصیبت
پ

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 12:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب(س) -(رفته از دار دنیا نور چشمان زهرا) * رضا یعقوبیان

848

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب(س) -(رفته از دار دنیا    نور چشمان زهرا) رفته از دار دنیا نور چشمان زهرا
زینب ام المصائب. گل بستان طاها
آجرک الله زهرا زهرا
تسلیت مولا مولا مولا

درعزا گشته عالم. شیعه بگرفته ماتم
دل بسوزدزداغش. وامصیبت ازاین غم
آجرک الله زهرا زهرا
تسلیت مولا مولا مولا

زینب ام الشهیداست رنج وهجران کشیده است
کربلا جسم درخون. سرروی نیزه دیده است
آجرک الله زهرا زهرا
تسلیت مولا مولا مولا

دیده او شمر ملعون خنجر از کین کشیده
سر پاک حسینش. ازقفاشد بریده
آجرک الله زهرا زهرا
تسلیت مولا مولا مولا

دیده درقلزم خون جان اودست وپازد
بین مقتل حسینش. مادرش راصدازد
آجرک الله زهرا زهرا
تسلیت مولا مولا مولا

دیده زینب به روی. نیزه راس بریده
نقش خاک زمین دید جسم درخون

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 12:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نذر وفاتِ شهادت گونهٔ اسطورهٔ ایثار و وقار حضرت زینب سلام ٱلله علیها -(از برکت و از رأفتِ أمّ ٱلمصائب) * مرضیه عاطفی

911

نذر وفاتِ شهادت گونهٔ اسطورهٔ ایثار و وقار حضرت زینب سلام ٱلله علیها -(از برکت و از رأفتِ أمّ ٱلمصائب) از برکت و از رأفتِ أمّ ٱلمصائب
خواندند ما را امّتِ أمّ ٱلمصائب

چشمانمان لبریز شد از اشک! داریم-
این رزق را از برکتِ أمّ ٱلمصائب

ذکرِ قنوتش بود «تسلیماً لأمرک»
چون بندگی شد نیّتِ أمّ ٱلمصائب

یک تارِ مو از معجرش بیرون نیفتاد
این است درس ِ عصمتِ أمّ ٱلمصائب

در کربلا تفسیر شد «صبراً جمیلاٰ»
شد استجابت حاجتِ أمّ ٱلمصائب

از خطبه های نافذش فهمیده می شد
در عینِ غربت٬ غیرتِ أمّ ٱلمصائب

در روضه هایِ تلّ و مقتل شد همیشه
أم ٱلبنین(س) هم-صحبتِ أمّ ٱلمصائب

خون گریه کرد ایوب در ویرانهٔ شام
از گریه های حضرتِ أمّ ٱلمصائب

از داغِ زینب(س) گریه کرد و شد أباٱلفضل(ع)
بنیانگذارِ هیئت أمّ ٱلمصائب

قطعا تسلّیٰ

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

حضرت زینب(سلام الله علیها)- شهادت -(نور زهرا مآب، یا زینب) * امیر عظیمی

778
-1

حضرت زینب(سلام الله علیها)- شهادت -(نور زهرا مآب، یا زینب) نور زهرا مآب، یا زینب
بنتِ آُمُّ الکتاب، یا زینب
پرچم انقلاب، یا زینب
جلوه ی بوتراب، یا زینب
السلام ای عقیله ی حیدر
ذوالفقارِ قبیله ی حیدر

زینب، ای ستر آستان حرم
بعد عباس، پاسبان حرم
دژ مستحکم میان حرم
ای فدایت مدافعانِ حرم
تا که سردارتان سلیمانی است
کار داعش فقط پشیمانی است

نُه فلک، سوگوار تو بی بی
آسمان، اشکبار تو بی بی
قلب ها، داغدار تو بی بی
اجل آمد کنار تو، بی بی
عرش را دیده ارغوانی کن
با اجل نیز روضه خوانی کن

اجل ای مرهمی به پیکر من
التیام دل پر آذر من
بنشین اندکی برابر من
تا بگویم، چه آمده سر من
شرح حالم، نگفته معلوم است
در دلم، داغ پنج معصوم است

جدّ من تا که رفت، غم آمد
غصه با من،

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 12:38
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

ذکر مصائب شهادت حضرت زینب سلام الله علیها -(یادم نرفته است که من روی تلّ و او) * امیر عظیمی

1598

ذکر مصائب شهادت حضرت زینب سلام الله علیها  -(یادم نرفته است که من روی تلّ و او) یادم نرفته است که من روی تلّ و او
جسمش به زیر چکمه ی ناپاک شمر بود
من داد می کشیدم و در پیش چشم من
خولی سر حسین مرا از همه ربود

یادم نرفته است که سرها به روی نی
در پیش چشم اهل حرم موج می گرفت
گاهی سر حسین، وَ گاهی سر علی
بین رئوس نیزه نشین اوج می گرفت

یادم نرفته است که در شام و کوفه نیز
مردم به حال و روز زنان دست می زدند
سقّا سرش که جلب توجّه ز نیزه کرد
با سنگ و چوب مردم سر مست می زدند

یادم نرفته است که با چوب خیزران
هر دم یزید بر لب و دندان یار زد
اصلاً سر حسین مرا هر کسی که دید
با هر چه بود بر سر هر رهگذار زد

یادم نرفته است جهاد رقیّه را
با ناله های "یا ابتا" انقلاب کرد
آورد رأس پاک تو ر

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 12:39
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه شهادت حضرت زینب سلام الله علیها -(ای حامی مکتب مدد،ای یاورِ مذهب مدد) * امیر عباسی

1346
1

نوحه شهادت حضرت زینب سلام الله علیها -(ای حامی مکتب مدد،ای یاورِ مذهب مدد) ای حامی مکتب مدد،ای یاورِ مذهب مدد
زینب مدد یا زینب مدد...

در نیمهٔ ماهِ رجب،جانت رسید از غم به لب
به یاد غمهای کربلا،سرهای رفته به نیزه ها
به یاد آن لحظه ای که شد،سرِ حسین از قفا جدا
زینب مدد یا زینب مدد...
ای حامی مکتب مدد،ای یاورِ مذهب مدد
زینب مدد یا زینب مدد...

در نیمهٔ ماه رجب،جانت رسید از غم به لب
به یاد آن جسم غرقِ خون،به یادِ شاهِ شَیبُ الخضیب
آنکه میان تیر و سِنان،افتاده در خاک و خون غریب
زینب مدد یا زینب مدد...
ای حامی مکتب مدد،ای یاورِ مذهب مدد
زینب مدد یا زینب مدد...

در نیمهٔ ماه رجب،جانت رسید از غم به لب
به یاد آن دم که از ستم،دیدی به جانت نشانه ها
به یادِ آن لحظه ای که زد،دشم

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 13:32
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نوحه ابنا زینب (س) زنجیر زنی محرم98 مرحوم ناظم -(ای کوکب اقبال آسمانم) * مجید رجبی

297

نوحه ابنا زینب (س) زنجیر زنی  محرم98 مرحوم ناظم -(ای کوکب اقبال آسمانم) ای کوکب اقبال آسمانم

آورده ام بهرت دو نوجوانم

نما پور بتول

هدیه ام را قبول

از نسل جعفرند و شیرند

رخصت بده بهرت بمیرند

بی کسی ات را می کنم نظاره

غربت تو زند به دل شراره

ای شه کم سپاه

می کشم از دل آه

هستی خواهرت فدایت

آورده ام هدیه برایت

  • شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:08
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نوحه زنجیر زنی عاشورا محرم 98 -(از آه دل زینب) * مجید رجبی

17

نوحه زنجیر زنی عاشورا محرم 98 -(از آه دل زینب) بند اول

از آه دل زینب
لرزد دل این صحرا۳
از ناله زینب شد
در کرب و بلا غوغا۳
سالار زینب از زین واژگون شد
ناگهان قتلگه دریای خون شد.
واویلا ۲ آه و واویلا

بند دوم

کند تماشا زینب
به چشم خود در گودال۳
تن عزیز زهرا
شده زکینه پامال۳
سنگ کینه جبین او شکسته
قاتل بر روی سینه اش نشسته
واویلا ۲ آه و واویلا

  • شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نوحه زنجیر زنی محرم 98 ابنا الزینب ع -(ای همسفر زینب) * مجید رجبی

13

نوحه زنجیر زنی محرم 98 ابنا الزینب ع -(ای همسفر زینب) بند اول

ای همسفر زینب
زینب به فدای تو ۳
خواهر دو جگر گوشه
آورده برای تو ۳
از غم غربتت افسرده حالم
رد مکن یا اخا این دو غرالم
یا اخا ۲ حسین مظلوم

بند دوم

از غربت تو آتش
بر جان و دلم افتاد۳
آوای غریبی ات
هرگز نرود از یاد۳
هستی خواهرت فدای راهت
نوجوانان من با دا فدایت
یا اخا ۲ حسین مظلوم

  • شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 11:14
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر حضرت زینب (س) -(ریزم به پای خون تو اشک مضاف را ) * حسین جعفری

1168

متن شعر حضرت زینب (س) -(ریزم به پای خون تو اشک مضاف را ) ریزم به پای خون تو اشک مضاف را
جاری کنم ز دیده خود در صاف را

حلقوم پاره ات جگرم را دریده است
داغ تو ریش کرده دل هر کلاف را

از خیمه تا به تل و ز تل تا به قتله گاه
صد مرتبه دویده ام این دو مصاف را

دعوا سر گرفتن راس از تن تو بود.هرچند که حل نمود سنان اختلاف را

آغشته بود تیزی شمشیرها به شرک
در کوفه گیرم از همه این اعتراف را

حجم که ناتمام شد اما کنم تمام
گرد،وجود مثله تو این طواف را

بر جسم تازیانه خور خویش می خرم
بعد تو زخم خنجر و رد غلاف را

چون میروم به معرض دید غریبه ها
دریاب اشک خواهرت ام العفاف را

باید کنم اضافه به بار مصیبتم
در کوچه ها شنیدن حرف گزاف را

در اوج صبر مانده ام و زجر میکشم

  • پنج شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 09:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(دختر زهرای اطهر زینبم) * رضا یعقوبیان

809

متن شعر رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(دختر زهرای اطهر زینبم) دختر زهرای اطهر زینبم
از غم داغ حسین جان بر لبم
دیده‌ام من رنج وداغ و ابتلا
روز عاشورا به دشت کربلا
دیده ام شد اربااربا اکبرش
قد خمیده آمده بابا برش
دیده ام در کربلا قحطی آب
گریه ها و ناله ی طفل رباب
دیده‌ام قنداقه ای را پر ز خون
حنجر اصغر بدیدم غرق خون
دیده ام بی دستی عباس را
پرپر از کینه گلان یاس را
دیده‌ام شمر از کمر خنجر کشید
از حسینم بین مقتل سر برید
دیده ام با دست آن نامردها
پیکرش پامال سم اسب ها
دیده ام من آن شهید سرجدا
در میان موج خون زد دست و پا
دیده ام آتش زدند بر خیمه ها
دیده ام سرها به روی نیزه ها
دیده ام نامردمان جای کمک
می زدند بر آل پیغمبر کتک
بر روی گل جوهر نیلی زدند
غم نصیبان

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 13:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(دوباره ماتم عظما به پا شد ) * رضا یعقوبیان

1078
1

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(دوباره ماتم عظما به پا شد ) دوباره ماتم عظما به پا شد
جهان سرتابه پا ماتمسرا شد
بوداین ذکر هرلب زدنیا رفته زینب
مصیبت وا مصیبت(2)

دگر راحت شد ازغم های عالم
رود نزد حسین ،زهرا و خاتم
گل پرپرزغمها برفته نزد بابا
مصیبت وا مصیبت

به جنت ذکر ماتم دارد حیدر
شده گریان اوزهرای اطهر
جهان را غم گرفته حسین ماتم گرفته
مصیبت وا مصیبت

همه عالم شده غمگین امشب
ز سوز و داغ جانکاه تو زینب
گل پژمرده زینب زغم افسرده زینب
مصیبت وا مصیبت

تو دیدی مادر و غصب فدک را
تو دیدی آتش ومیخ وکتک را
بدیدی روی نیلی. بدیدی زخم سیلی
مصیبت ما مصیبت

تودیدی حیدر در خون نشسته
که فرقش را عدو از کین شکسته
تودیدی غربتش را شکسته حرمتش را
مصیبت وا مصیبت

تو دیدی

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(رفته از دار دنیا نور چشمان زهرا) * رضا یعقوبیان

763

متن شعر و نوحه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(رفته از دار دنیا         نور چشمان زهرا) رفته از دار دنیا نور چشمان زهرا
زینب، ام المصائب. گل بستان طاها
آجرک الله زهرا زهرا
تسلیت مولا مولا مولا

درعزا گشته عالم. شیعه بگرفته ماتم
دل بسوزدزداغش. وامصیبت ازاین غم
آجرک الله زهرا زهرا
تسلیت مولا مولا مولا

زینب ام الشهیداست
رنج وهجران کشیده است
کربلا جسم درخون
سرروی نیزه دیده است
آجرک الله زهرا زهرا
تسلیت مولا مولا مولا

دیده اوشمر ملعون خنجر ازکین کشیده
سر پاک حسینش. ازقفاشد بریده
آجرک الله زهرا زهرا
تسلیت مولا مولا مولا

دیده درقلزم خون جان اودست وپازد
بین مقتل حسینش. مادرش راصدازد
آجرک الله زهرا زهرا
تسلیت مولا مولا مولا

دیده زینب به روی. نیزه راس بریده
نقش خاک زمین دید جسم درخون ت

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

زبانحال رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(زینب دگر راحت شده ز غمها ) * رضا یعقوبیان

706

زبانحال رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(زینب دگر راحت شده ز غمها ) زینب دگر راحت شده ز غمها
واویلا واویلا
از این جهان رفته به سوی زهرا
واویلا واویلا

دردم آخر یاد کربلا بود
واویلا واویلا
یاد حسین شهید سر جدا بود
واویلا واویلا

ماه علی زینب بگشته خاموش
واویلا واویلا
پیراهن حسین او در آغوش
واویلا واویلا

در کربلا گلهای چیده دیده
واویلا واویلا
در موج خون نور دو دیده، دیده
واویلا واویلا

دیده علی گردیده اربا اربا
واویلا واویلا
آمد کنارش قد خمیده بابا
واویلا واویلا

او دیده تشنه کودک رباب است
واویلا واویلا
با تیر کینه اصغرش بخواب است
واویلا واویلا

زینب غریبی اش نموده احساس
واویلا واویلا
وقتی که شد جدا دو دست عباس
واویلا واویلا

دستان عباسش زتن جدا شد
واویلا واویل

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

دم غروب/به زیر آفتابم و یاد تن توام حسین * محمود اسدی

864
1

دم غروب/به زیر آفتابم و یاد تن توام حسین به زیر آفتابم و یاد تن توام حسین
پیرهنتو گرفتمو به سینه می زنم حسین

ایندم آخری ببین که بی پر و بالم حسین
حق بده دق کنم آخه به یاد گودالم حسین

دم غروب کربلا یادم نمی ره چی دیدم
چیا دیدم چی کشیدم از خیمه تا تل دویدم

دیدم خودم از روی تل به سمت تو می دویدن
تو دست و پا می زدی و تو رو ،رو خاک می کشیدن

یه عدّه گرگ دور و بر پیکر تو صف می زدن
رقیه ناله می زدو حرمله ها کف می زدن

یه کوچه ای وا کردنو تو رو به قصد کشت زدن
نانجیبا رفتن جلو با نیزه ای از پشت زدن

کوچه گودال شد تموم شروع می شد کوچه ی شام
ناموستو دیدن حسین میون مجلس حرام
********
شائق
اللّهم عجّل لولیک الفرج

  • دوشنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 03:03
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

زمزمه/بیا به بالینم این لحظه ی آخر * محمود اسدی

1193
5

زمزمه/بیا به بالینم این لحظه ی آخر بیا به بالینم این لحظه ی آخر
ز پا فتادم من ای یوسف بی سر
پیرهنت امروز باشد در آغوشم
آثار کعب نی باشد روی دوشم
سالار زینب ای حسین مظلومم

در آفتابم من یاد تنت هستم
به یاد اون دست و پا زدنت هستم
صحنه ی گودالت نمیره از یادم
که با لگد اون روز رو جسمت افتادم
سالار زینب ای حسین مظلومم

برات بگم چی جور روزم شده چون شب
ای مظهر غیرت جونم رسید بر لب
بین یه عده مست تو بزم نامحرم
منو نشون دادن مُردم از این ماتم
سالار زینب ای حسین مظلومم
*******
شائق
اللّهم عجّل لولیک الفرج

  • دوشنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 03:09
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

به مناسبت وفات جانگداز حضرت زینب(س) * مرتضی محمودپور

884
2

به مناسبت وفات جانگداز حضرت زینب(س) ◾زبانحال حضرت زینب(س)
◾به بهانه‌ی وفات جانسوز آن بزرگوار

دلواپسم از ظهر عاشورا حسین جان
دلواپسم از خشکی لبها حسین جان
دلواپس این کودکان با حجابم
دلواپس این نیزه و سرها حسین جان

من مضطرب از اشک چشمان ربابم
من مضطرب از این فرات و قحط آبم
دلشوره دارم بهر عباس علمدار
من مضطرب از کودک در پیچ و تابم

وقت نماز خود به بابا اقتدا کن
بر ساربان انگشترت را خود عطا کن
فکر تو و انگشتر و انگشت هستم
ای ساربان انگشت آقا را رها کن

از بهر انگشتر تو انگشتی بریدی
از غارت انگشترش خیر ندیدی
زهرا تماشا میکند در بین گودال
لعن ملائک را به جان خود خریدی

ای ساربان بیحیا برگرد برگرد
از سرزمین کربلا برگرد برگرد
چشمان ز

  • دوشنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 23:51
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

متن شعر روضه حضرت زینب سلام الله علیها -(باصورت افتادی رخت رنگین کمان شد) * محمد حبیب زاده

1139

متن شعر روضه حضرت زینب سلام الله علیها -(باصورت افتادی رخت رنگین کمان شد) باصورت افتادی رخت رنگین کمان شد
گریان زخم صورت تو آسمان شد

وقتی زمین خوردی کنار جسم بی سر
خنده نصیب خولی و شمر و سنان شد

از سر گذشتی در پی انگشتری تو
خنده زنان گفتند سهم ساربان شد

حالا تو بودی و تن بی سر بمیرم
روی سرت پاهای قاتل سایه بان شد

وقتی تو را با تازیانه دور کردند
سنگ ستم روی سرت بوسه زنان شد

بزم شراب اشقیا رفتی و دیدی
سهم لب چاک حسینت خیزران شد

بر لب زدی تا پاره شد لبهای خشکت
هر شب زدی تا پاره شد لبهای خشکت...

  • سه شنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 10:03
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نذر وفات مظلومانۂ جبلُ الصبر حضرت زینب کبری سلام الله علیها -(دلشوره داشتی و برادر نداشتی) * مرضیه عاطفی

749

نذر وفات مظلومانۂ جبلُ الصبر حضرت زینب کبری سلام الله علیها -(دلشوره داشتی و برادر نداشتی) دلشوره داشتی و برادر نداشتی
بعد از حسین(ع) سایۂ بر سر نداشتی

داغت عظیم بود و دل کوه را شکست
صبرت جمیل بود و برابر نداشتی

در کربلا، بلا به سرت آمد آنچنان
جز تیر و نیزه خاطره دیگر نداشتی

گفتی میانِ گریه که ای شمرِ(لع) بی حیا
در قتلگاه...کاش که خنجر نداشتی

می سوختی از اینکه؛ از آن دستِ بی عقیق
وقتِ وداع؛ بوسه چرا برنداشتی

میسوخت خیمه ها و به کوریِ چشم بد
جلباب بود! اگر چه که معجر نداشتی

دور و برَت نگاهِ علی اکبری نبود
عباس ِ غیرتی و دلاور نداشتی

مرهم نداشت داغِ دلت! بغض کردی و...
غم داشتی؛ نوازش ِ مادر نداشتی

جانت به لب رسید! که دنیایِ بیوفا
ماندن نداشت! چونکه برادر نداشتی!

  • سه شنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 10:16
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسین رئوفی

متن شعر حضرت زینب(س) -(لحظه ی احتضار زینب شد ) * حسین رئوفی

1015
1

متن شعر حضرت زینب(س) -(لحظه ی احتضار زینب شد ) لحظه ی احتضار زینب شد
ناله و گریه کار زینب شد

هر نفس یاحسین گفت از دل
کربلا سوگوار زینب شد

زینب آنروز داد جان که حسین
لاله گون ، داغدار زینب شد

تشنه ای بود و یک جهان دشنه
قتلگه نیزه زار زینب شد

چکمه ی نیزه دارها بشکست
سینه و شرمسار زینب شد

بدنی پاره پاره در گودال
همه دار و ندار زینب شد

خیمه ها سوخت وای طفلی سوخت
کربلا شام تار زینب شد

نه علی اکبر و نه قاسم بود
علقمه بی قرار زینب شد

سر نیزه سری چهل منزل
منظر و سایه سار زینب شد

ز سر بام پیره زن با یک
خنده آتش بیار زینب شد

با «رئوفی» گریست این خانه
لحظه ی احتضار زینب شد

  • چهارشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر شهادت حضرت زینب (س) -(ای برادر جان دلم شد بی قرارت) * حسنعلی بالایی

1112

متن شعر شهادت حضرت زینب (س) -(ای برادر جان دلم شد بی قرارت) ای برادر جان دلم شد بی قرارت
بر لبم جان مانده ام چشم انتظارت

لحضه جان دادن است و در کنارم
ای برادر جان تو را گر چه ندارم
یادگاری از تو پیراهن که دارم
جان به شوق دیدن تو میسپارم

تاشوم در ملک عقبی همجوارت
بر لبم جان مانده ام چشم انتظارت

میدهد پیراهنت عطر تنت را
میشود در ذهنم عاشورا هویدا
بعد عاشورا نیفتادم من از پا
چون که بودم مست عشق تو سراپا

قسمتم شد بعدِ عاشورا اسارت
بر لبم جان مانده ام چشم انتظارت

ای برادر ای تمام اذ و جاهم
مانده این لحضه به راه تو نگاهم
من جنان رفتن بدونه تو نخواهم
لحضه ای پیشم بیا دیده به راهم

شادم از اینکه شده عمرم نثارت
بر لبم جان مانده ام چشم انتظارت

بعدِ عاشورا

  • پنج شنبه
  • 22
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 11:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

ایام شهادت حضرت زینب سلام الله علیها -(نثار روح چنان کوه عمه ی سادات) * مهدی رحیمی زمستان

1694

ایام شهادت حضرت زینب سلام الله علیها -(نثار روح چنان کوه عمه ی سادات) نثار روح چنان کوه عمه ی سادات
در ابتدای غزل فاتحه مع الصلوات

برای اینکه شود جاودانه در تاریخ
گذاشت در وسط کربلا دو تا مرآت

یکی به اسم حسین و یکی به اسم خودش
یکی به آن دگری خیره،این به آن شد مات

کشید دست ز عشقش ولی مگر که کشید؛
برای ثانیه ای دست از خدا؟ هیهات

کسی که زینت باباست، شام را یکسر؛
برای خاطر او کرده اند تزئینات

همان که دیده به گودال رفته دین خدا:
نماز و روزه و حج و جهاد و خمس و زکات

همان که کرب و بلا را قشنگ دیده،دلش؛
چه قدر سوخته از تشنگی رود فرات

چه قدر در همه جا کرده اقتدا به حسین
چه قدر بسته به واقع صلات را به صلات

مصیبتش شود اعظم کسی که یک ساعت
شود معطل دروازه های بی ساعا

  • شنبه
  • 24
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 22:40
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

نوحه/بنگر میان بسترم ای حسین جانم * محمود اسدی

912

نوحه/بنگر میان بسترم ای حسین جانم بنگر میان بسترم ای حسین جانم
شد لحظه های آخرم ای حسین جانم
جانم حسین جانم حسین ای حسین جانم

پیراهنت را یا اخا گیرم درآغوش
صدای غربتت هنوز می رسد بر گوش
جانم حسین جانم حسین ای حسین جانم

آید به گوش من هنوز ناله های تو
از تشنگی جوهر نبود در صدای تو
جانم حسین جانم حسین ای حسین جانم

یادم نمی رود حسین که چها دیدم
بی سر شدی و بعد تو من چه کشیدم
جانم حسین جانم حسین ای حسین جانم

دیدم که مرکب برتن تو قدم می زد
دیدم که ترکیب تنت را به هم می زد
جانم حسین جانم حسین ای حسین جانم

ما هر دو پاشیده شدیم ای گل بی خار
تو بین گودی و زینب در کوی و بازار
جانم حسین جانم حسین ای حسین جانم
*********
شائق
اللّهم عج

  • جمعه
  • 1
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 04:33
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد