وفات حضرت زینب کبری (س)

مرتب سازی براساس
 رضا یعقوبیان

زبانحال رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(زینب دگر راحت شده ز غمها ) * رضا یعقوبیان

712

زبانحال رحلت حضرت زینب سلام الله علیها -(زینب دگر راحت شده ز غمها ) زینب دگر راحت شده ز غمها
واویلا واویلا
از این جهان رفته به سوی زهرا
واویلا واویلا

دردم آخر یاد کربلا بود
واویلا واویلا
یاد حسین شهید سر جدا بود
واویلا واویلا

ماه علی زینب بگشته خاموش
واویلا واویلا
پیراهن حسین او در آغوش
واویلا واویلا

در کربلا گلهای چیده دیده
واویلا واویلا
در موج خون نور دو دیده، دیده
واویلا واویلا

دیده علی گردیده اربا اربا
واویلا واویلا
آمد کنارش قد خمیده بابا
واویلا واویلا

او دیده تشنه کودک رباب است
واویلا واویلا
با تیر کینه اصغرش بخواب است
واویلا واویلا

زینب غریبی اش نموده احساس
واویلا واویلا
وقتی که شد جدا دو دست عباس
واویلا واویلا

دستان عباسش زتن جدا شد
واویلا واویل

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 حسین رئوفی

متن شعر حضرت زینب(س) -(لحظه ی احتضار زینب شد ) * حسین رئوفی

1034
1

متن شعر حضرت زینب(س) -(لحظه ی احتضار زینب شد ) لحظه ی احتضار زینب شد
ناله و گریه کار زینب شد

هر نفس یاحسین گفت از دل
کربلا سوگوار زینب شد

زینب آنروز داد جان که حسین
لاله گون ، داغدار زینب شد

تشنه ای بود و یک جهان دشنه
قتلگه نیزه زار زینب شد

چکمه ی نیزه دارها بشکست
سینه و شرمسار زینب شد

بدنی پاره پاره در گودال
همه دار و ندار زینب شد

خیمه ها سوخت وای طفلی سوخت
کربلا شام تار زینب شد

نه علی اکبر و نه قاسم بود
علقمه بی قرار زینب شد

سر نیزه سری چهل منزل
منظر و سایه سار زینب شد

ز سر بام پیره زن با یک
خنده آتش بیار زینب شد

با «رئوفی» گریست این خانه
لحظه ی احتضار زینب شد

  • چهارشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر شهادت حضرت زینب (س) -(ای برادر جان دلم شد بی قرارت) * حسنعلی بالایی

1139

متن شعر شهادت حضرت زینب (س) -(ای برادر جان دلم شد بی قرارت) ای برادر جان دلم شد بی قرارت
بر لبم جان مانده ام چشم انتظارت

لحضه جان دادن است و در کنارم
ای برادر جان تو را گر چه ندارم
یادگاری از تو پیراهن که دارم
جان به شوق دیدن تو میسپارم

تاشوم در ملک عقبی همجوارت
بر لبم جان مانده ام چشم انتظارت

میدهد پیراهنت عطر تنت را
میشود در ذهنم عاشورا هویدا
بعد عاشورا نیفتادم من از پا
چون که بودم مست عشق تو سراپا

قسمتم شد بعدِ عاشورا اسارت
بر لبم جان مانده ام چشم انتظارت

ای برادر ای تمام اذ و جاهم
مانده این لحضه به راه تو نگاهم
من جنان رفتن بدونه تو نخواهم
لحضه ای پیشم بیا دیده به راهم

شادم از اینکه شده عمرم نثارت
بر لبم جان مانده ام چشم انتظارت

بعدِ عاشورا

  • پنج شنبه
  • 22
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 11:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

نوحه/بنگر میان بسترم ای حسین جانم * محمود اسدی

934

نوحه/بنگر میان بسترم ای حسین جانم بنگر میان بسترم ای حسین جانم
شد لحظه های آخرم ای حسین جانم
جانم حسین جانم حسین ای حسین جانم

پیراهنت را یا اخا گیرم درآغوش
صدای غربتت هنوز می رسد بر گوش
جانم حسین جانم حسین ای حسین جانم

آید به گوش من هنوز ناله های تو
از تشنگی جوهر نبود در صدای تو
جانم حسین جانم حسین ای حسین جانم

یادم نمی رود حسین که چها دیدم
بی سر شدی و بعد تو من چه کشیدم
جانم حسین جانم حسین ای حسین جانم

دیدم که مرکب برتن تو قدم می زد
دیدم که ترکیب تنت را به هم می زد
جانم حسین جانم حسین ای حسین جانم

ما هر دو پاشیده شدیم ای گل بی خار
تو بین گودی و زینب در کوی و بازار
جانم حسین جانم حسین ای حسین جانم
*********
شائق
اللّهم عج

  • جمعه
  • 1
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 04:33
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

ایام شهادت حضرت زینب سلام الله علیها -(نثار روح چنان کوه عمه ی سادات) * مهدی رحیمی زمستان

1707

ایام شهادت حضرت زینب سلام الله علیها -(نثار روح چنان کوه عمه ی سادات) نثار روح چنان کوه عمه ی سادات
در ابتدای غزل فاتحه مع الصلوات

برای اینکه شود جاودانه در تاریخ
گذاشت در وسط کربلا دو تا مرآت

یکی به اسم حسین و یکی به اسم خودش
یکی به آن دگری خیره،این به آن شد مات

کشید دست ز عشقش ولی مگر که کشید؛
برای ثانیه ای دست از خدا؟ هیهات

کسی که زینت باباست، شام را یکسر؛
برای خاطر او کرده اند تزئینات

همان که دیده به گودال رفته دین خدا:
نماز و روزه و حج و جهاد و خمس و زکات

همان که کرب و بلا را قشنگ دیده،دلش؛
چه قدر سوخته از تشنگی رود فرات

چه قدر در همه جا کرده اقتدا به حسین
چه قدر بسته به واقع صلات را به صلات

مصیبتش شود اعظم کسی که یک ساعت
شود معطل دروازه های بی ساعا

  • شنبه
  • 24
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 22:40
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شهادت حضرت زینب(س) -( بانوی عشق ، صبر و حیا وامدار توست) * کمیل کاشانی

781

شهادت حضرت زینب(س) -( بانوی عشق ، صبر و حیا وامدار توست) بانوی عشق ، صبر و حیا وامدار توست
باغ بهشت ، زنده به بوی بهار توست

زین ابی و زهره ی زهرای اطهری
منظومه ی زمین و زمان در مدار توست

معلوم شد ز خنده ی روز ولادتت
عشق حسین فاطمه دار و ندار توست

«ترویج دین به خون گلوی حسین شد»
تکمیل دین به گیسوی آشفته کار توست

فریاد تو تداعی شمشیر حیدر است
در شام و کوفه خاطره ی اقتدار توست

فتوای عشق بود که پیشانی ات شکست
در پیش دوست این سند افتخار توست

یک نصف روز باغ تو پژمرد از عطش
هر لاله جلوه ای ز دل داغدار توست

پر میکشید روح تو و همسرت شنید
نام حسین لحظه ی آخر شعار توست

در مدح تو کلام کمیل است نارسا
ناقابل است شعر من اما نثار توست

  • چهارشنبه
  • 1
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 01:29
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

حضرت زینب(س)، وفات -(آن بانویی که داشت نورش جلوۀ رب...) * محمد جواد شیرازی

1940
1

حضرت زینب(س)، وفات -(آن بانویی که داشت نورش جلوۀ رب...) آن بانویی که داشت نورش جلوه ی رب
آن بانویی که بود نامش زینتِ أب
آن بانویی که جلوه بخشیده به مکتب
در بستری بی سایه بان می سوخت در تب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

با صبرِ زهرایی حماسه آفریده
یک زن چگونه این همه غربت چشیده؟!
بی بی چه زجری بین نامحرم کشیده
در ازدحام دشمنانش شد معذب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

آن قدر بر دستش، نشانِ ریسمان دید
آن قدر داغ و روضه های بی کران دید
آن قدر در جسم عزیزانش، سنان دید
بر کعبه ی داغ و رزایا شد ملقب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

ای وای از داغِ چهل منزل اسیری
در شام، شرمنده شدن با سر به زیری
آیا شده با آستینت رو بگیری؟!
در شام و کوفه قامت او شد مورّب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

بزم شراب و زینب و چشمان پرخون
بودند آن جا کاش زیر چرخ گردون
یا زینبیون یا سپاه فاطمیون
بودند آن جا کاش یارانی مقرب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

دارد بساط گریه بر ارباب هر روز
یک سال و نیم آشفته و بی تاب هر روز
هم ناله می شد با رباب و آب هر روز
یاد حسینش، تشنه خوابیده است هر شب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

می دید در گودال غرق خون، تنش را
می دید با چشمان تر، جان کندنش را
می دید، دشمن می کِشد پیراهنش را
می دید جسمش می رود در زیر مرکب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

یاد حسین تشنه اش، وقت اجل کرد
یاد نظاره کردنش از روی تل کرد
پیراهن خونی دلبر را بغل کرد
جانش رسید از داغِ آن لب تشنه، بر لب
ای روزگار پست، بد کردی به زینب

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:03
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

حضرت زینب(س)، مصائب -(در چشم هایش رنج محنت بار می دیدند...) * اسماعیل شبرنگ

779

حضرت زینب(س)، مصائب -(در چشم هایش رنج محنت بار می دیدند...) در چشم هایش رنج محنت بار می دیدند
جای گلایه گریه ی بسیار می دیدند

زینب همان بانو که وقتی خطبه را می خواند
او را به شکل حیدر کرّار می دیدند

زینب همان دختر که بود آئینه ی مادر
بنت علی را فاطمی رفتار می دیدند

در اوج ماتم بر لبش الّا جمیلا داشت
هر لحظه او را فاتح پیکار می دیدند

از تلّ دوید و گوشه ی مقتل زمین افتاد
اغیار او را روضه خوان یار می دیدند

اما پس از گودال ، بعد از عصر عاشورا
درمان درد خلق را بیمار می دیدند

مردم به حالش گریه می کردند ، وقتی که
او را میان کوچه و بازار می دیدند

لعنت به شمر و حرمله ، لعنت به خولی
از طعنه هاشان اهل بیت آزار می دیدند

از کربلا تا به مدینه هر چه می رفتند
یک غصّه را گویی هزاران بار می دیدند

در حسرت دیدار با خورشید بی تکرار
شب تا سحر این ماه را بیدار می دیدند

با گریه طوری روضه می خواند از غم گودال
اهل مدینه صحنه را انگار می دیدند

جای تعجّب داشت یک تن زنده برگردد
غم های حضرت را اگر حضّار می دیدند

صبر از نفس افتاد ، مات صبر زینب بود
باران اسیر دیده ی پُر ابر زینب بود

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مصائب حضرت زینب(س) -(پس ازحسین، جهان بر سرش خراب شده...) * نفیسه سادات موسوی

852

مصائب حضرت زینب(س) -(پس ازحسین، جهان بر سرش خراب شده...) پس از حسين ،جهان بر سرش خراب شده
برای حفظ حرم، زينب انتخاب شده

نشاند بوسه به حلق بريده، از آن رو
به خون تشنه لبی، معجرش خضاب شده

كسي كه داغ دو فرزند بر جگر دارد
نشسته سنگ صبورِ دلِ رباب شده

چه رفته بر دل زينب ،كسی نمی‌داند
دمی كه وارد مهمانی شراب شده

اگرچه خطبه خودش خوانده بود اما شهر
پر از صدای رسای ابوتراب شده

هزار مرتبه تا روز آخِرَت، نفرين
به شام و بزم می و كوفه ی خراب-شده

به صبر عمه ي سادات، شيعه مديون است
كه شرح كرب و بلا ،مانده و كتاب شده....

  • پنج شنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:53
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 رضا قاسمی

حضرت زینب(س)، شهادت -(با لرزش این هق هق آخر...) * رضا قاسمی

768

حضرت زینب(س)، شهادت -(با لرزش این هق هق آخر...) با لرزش این هق هق آخر
تا می‌تکانم نیمه‌جانم را ...
آماده‌ام ای علت باران
بر من بباری آسمانم را

پیراهنم خیس است از اشکم
باید بشویم دست از اشکم
اما هجومِ بغض‌ها دارد
می‌گیرد از دستم توانم را

ای همنشین سال و ماه من !
ای هر کجا پشت و پناه من !
آه ای رفیق نیمه‌راه من !
به قبل، برگردان زمانم را

یک روز، سَرو باغ‌مان بودم
بالای اوج آسمان بودم
از بعدِ تو بی‌باغبان بودم
حالا ببین قدّ کمانم را

ای آیه‌های گریه‌دار من !
از عرش، نازل شو کنار من
اینجا زبانم را نمی‌فهمند
تنها تو می‌فهمی زبانم را

ای مقتلِ مکشوفه؛ ! با جانم
دارم برایت روضه می‌خوانم
وقتی زبانم بند، می‌آید
بشنو صدای استخوانم را

با یادگارت سینه‌زن هستم
من کشته‌ی این پیرهن هستم
ای یوسفم؛ ! یعقوبِ چشمم مُرد
دیگر رها کن امتحانم را

با ابرها با آسمان قهر است
با رود، با آب روان قهر است
مانند من با آب و نان قهر است
هر کس شنیده داستانم را

مثل تو زیر آفتاب داغ
افتاده‌ام در این سراب داغ
یادِ سرِ بر نیزه‌ات هستم
دلتنگ هستم سایبانم را

یک‌سال و نیم از داغ تو مُردم
اندازه‌ی یک عمر، پژمردم
برگی نمانده بر درخت تو
پایان بده دیگر خزانم را

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 16:54
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شور روضه حضرت امام حسین (ع) -( قتلگاهت شلوغه شده بلوا برادر ) * رضا نصابی

1658
5

شور روضه حضرت امام حسین (ع) -( قتلگاهت  شلوغه   شده بلوا برادر ) قتلگاهت شلوغه شده بلوا برادر
سر پیراهنه تو شده دعوا برادر

بر می گردونه باپا می بینم پیگرت رو
داره از پشت می بر ه بمیرم من سرت رو

حسین جانم حسین جانم حسین جان

روی خاکا تن تو چقد شد نامرتب
تن تورو شکستن به زیر سم مرکب

افتادی روی خاکا نداری سر برادر
نداری جای سالم به این پیکر برادر

حسین جانم حسین جان حسین جان

لحظه ی اخر هست و نشستم روبه رو تو
می بوسم من با گریه رگ خشکه گلو تو

نگاهی کن نگاهی به زینب کن ترحم
ز نوک نیزه داداش به خواهر کن تکلم

حسین جانم حسین جانم حسین جان

  • شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:36
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

واحد شلاقی حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) -(اسوه ی عفت و حیا و حجاب) * الیاس محمدشاهی

4069
3

واحد شلاقی حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) -(اسوه ی  عفت و حیا و حجاب) بند اول

اسوه ی عفت و حیا و حجاب
توی کوفه و شام کردی انقلاب
(کاخه ظلمه عدو نمودی خراب۲)

یازینب ، افضل الذکارم
یازینب ، نوکریته کارم
با اذنه غیرت الله عباس
یازینب،خیلی دوستدارم

کوهه غیرتی،اوج عزتی،با شجاعتی
یازینب
دختره علی،خواهره ولی،ذکره منجلی
یازینب

(یازینب)

بند دوم

خطبه خوانده ای میانه بزم یزید
در کرب و بلا قامتت خمید
(گیسوانت ز داغه حسین سپید۲)

یازینب،ناموس علمدار
یازینب، یادگاره کرار
استاده صبره نوح وایوب
یازینب،لسانت ذوالفقار

حیدری خصال،فاطمی جمال،احمدی جلال
یازینب
الگوی زنان،لطفه بیکران،شوره عاشقان
یازینب

(یازینب)

بند سوم

قبله گاهه حوائجه دو جهان
توی نهضته کربلا قهرمان
(ای عمه جانه صاحب الزمان۲)

رقیه،مادره بکایی
رقیه،دلبره بابایی
۳ساله هستی امابانو
رقیه،ثانیه زهرایی

صاحبه دلم،حل مشکلم،برتوسائلم
رقیه
منبعه کرم،سایه ی سرم،ببرم حرم
رقیه

(یارقیه بی بی جان)

  • شنبه
  • 7
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:28
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

شور حضرت زینب(س) -(دختره حضرت حیدر و فاطمه) * الیاس محمدشاهی

564

شور حضرت زینب(س) -(دختره حضرت حیدر و فاطمه) بند اول

دختره حضرت حیدر و فاطمه
تحت الحفظه یل و ساقیه علقمه
اینچنین وصفه تو کرده زین العباد
عالمه ای که ندیده معلمه

یادگاره علی امیر المومنین
با غم و داغ و غصه شده ای عجین
نهضت کربلا را تو نصرت دادی
سرشکستی برا روضه ی شاهه دین

لطفه بی‌ انتها یازینب
روح عشق وصفا یازینب
ندارم ترسی از قیامت
شافعه نوکرا یازینب

یاعقیلةالعرب یازینب

بند دوم

شاهه کرب و بلا را تو یاور هستی
زن ولی پهلوان و دلاور هستی
گرچه به کوفه وشام اسارت رفتی
خطبه خوانه قیامه برادر هستی

شد رکابت بی بی زانوی علمدار
ای نخه چادرت حبل پروردگار
عمه ی حضرت صاحب الزمان و
مظهره قدرت و جلوه گاهه دادار

ذکره مشکل گشا یازینب
دخته شیره خدا یازینب
شد غلامی ات افتخارم
باب جود و سخا یازینب

یاعقیلةالعرب یازینب

بند سوم

تیزیه نطقه تو مثل ذوالفقاره
از زبانه تو در و گهر می باره
واهمه دارن ازت برای اینکه
هیبتت شبیه حیدره کراره

ترسیده از کلامت ابن مرجانه
میگه تاریخ که این زن یه قهرمانه
کربلا زنده شد با تلاشت بی بی
نامه تو با حسین گشته جاودانه

مرجعه اولیا یازینب
کوهه صبروحیایازینب
آذری می خونم براتون
سن جانیم فدا یازینب

زینب(نوحه ی ماندگاره مرحوم مؤذن زاده)

  • شنبه
  • 7
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:38
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت زینب (س) -(عالم غیر معلمه زینبه) *کربلایی جواد محمدی

1294
2

شور حضرت زینب (س) -(عالم غیر معلمه زینبه) عالم غیر معلمه زینبه
شه بانويی كه معظمه زينبه
جان حسين و نبی و حسن شده
زينت اَب كه مسلمه زينبه

بانوی كون و مكان
صاحب عرش و جنان
تركی و كرد و لری
ميخونم از دل وجان

باشوادولانیم
ای جان جانانیم
مدحیه قرآنیم یا زینب

عزت و جاهیم
ای پشتو پناهیم
منیم شهنشاهیم یا زینب

یازینب جبل الصبر
.....................
بند دوم

راضیه مرضیه صالحه زينب
كه بخدا خود فاطمه زينب
نبی و حيدری و حسن و حسين
خود خدا تو مكاشفه زينب

علت خلق منی
دوست دارم علنی
روی تو رویِ حسين
غضب تو حسنی

روح و ریحانیم
آرامش جانیم
دردیمه درمانیم یا زینب

ماه تابانیم
ای وجه یزدانیم
امیرو سلطانیم یا زینب

یازینب جبل الصبر

  • سه شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:36
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت زینب(س) -(مدافعان زینبیم سینه زنان هرشبیم) *کربلایی جواد محمدی

1098
1

شور حضرت زینب(س) -(مدافعان زینبیم سینه زنان هرشبیم) مدافعان زینبیم سینه زنان هرشبیم
پارکاب حیدرو قاسم ابن الحسنیم

گردان ۱۱۸ تو سپاه ۳۱۵

سمت سوریه یک قدم جلو
شورو مستیه رمز ۶۹
با اجازه از قاسم حسن
یک قدم عقب یک قدم جلو

من غلام زینبم ، دنیامه زینب
دیدن ضریح تو ، رویامه زینب

یا زینب مدد یا زینب
....................
(بند دوم)

دم فقط دم علی ، ذکر علیو یا علی
بگو با صوت جلی ، لعنت به دشمن علی

فرمانده علی مولا با ذکر یا زهرا

بگو بی عدد ، تا زیر لحد
نعره زن بگو ، یا علی مدد
کل داعشو ، میدیم به فنا
با نوای هو ، یا علی مدد

من غلام حیدرم آقامه حیدر
نون و آبمو داده بابامه حیدر

یا حیدر مدد یا حیدر

  • سه شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت زینب (س) -(منم مختار تو زینب) *کربلایی جواد محمدی

741
1

شور حضرت زینب (س) -(منم مختار تو زینب) منم مختار تو زینب
بر سر دار تو زینب
نوکر با وقارم چون
مثل تمار تو زینب

دم حیدرِ دم روز و شبم
خاک وادی السلام توی رگم
همه ایل و طایفم فدای تو
از فداییای بی بی زینبم

زینب دنیای منه ، شور شبهای منه
زینب اقبای منو ، خواب و رویای منه

جان زینب
ای بی بی جان زینب ۳
............................
(بند دوم)

خدای عشق و احساسی
غیرت اشجع الناسی
خداهم اینو میدونه
رو حسین خیلی حساسی

من غلام بانویِ محترمم
از دعاشه که به زیر علمم
با نگاه اولیا مخدره
کربلایی شدمو تو حرمم

زینب دنیای منه ، شور شبهای منه
زینب اقبای منو ، خواب و رویای منه

جان زینب

ای بی بی جان زینب۳

  • چهارشنبه
  • 25
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 19:20
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت زینب(س) -(سر شکستن یه قانونه) *کربلایی جواد محمدی

894

شور حضرت زینب(س) -(سر شکستن یه قانونه) سرشکستن یه قانونه،این کارا کار مجنونه
ما رایت الا جمیلا،رو لب عاشق میمونه

مذهبم زینبه ، مکتبم زینبه
ذکری که جاریه بر لبم زینبه
من کلب تو شدم،پا بست تو شدم
ریز خوار توعو مادر تو شدم

ای خواهر حسین همسنگر حسین
ای شاخه ی گل نیلوفر حسین

ای عشق منتخب عقیله العرب
منم سرباز تو لبیک یازینب

جبل الصبر
.....................
کوه صبرو وفا تویی،دخت شیر خدا تویی
از خدا چیزی نمیخوام،رزق بی منتها تویی

تو عشق کوثری ، دلبر حیدری
عالمه ای و از عالمی برتری
جلوه ی کوثری ، خطبه ی حیدری
روز محشر خانم تو خود داوری

ذکر جنون من تاب و توون من
نام توعو حسین ورد زبون

ای ام المصاعب عشق تو شد غالب
تویی بنت علی ابن ابی طالب

جبل الصبر

  • چهارشنبه
  • 25
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 23:07
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت زینب (س) -(ام المصایب یعنی ) * رضا نصابی

2017
4

شور حضرت زینب (س) -(ام المصایب یعنی ) ام المصایب یعنی

غنچه پر پر دیدن
ضجه مادر دیدن
شیر خواره بی سر دیدن

ام المصایب یعنی

لحظه ی غارت دیدن
خیلی جسارت دیدن
طعم اسارت دیدن

ام المصایب یعنی

خنده ی اغیار دیدن
طعنه و ازار دیدن
کوچه و بازار دیدن

ام المصایب یعنی
بزم حرامی دیدن
بی احترامی دیدن
بازار شامی دیدن

تو نبودی حرم و سوزوندن
چادرو معجرمو سوزوندن
دختر ت با گریه می گفت عمه
عمه موی سرم و سوزوندن

ام المصایب یعنی

پژمرده لاله دیدن
گریه و ناله دیدن
مرگ سه ساله دیدن

ام المصایب یعنی

غصه و غم ها دیدن
رد قدم ها دیدن
دست قلم ها دیدن

بازو بسته نکن انقد انقدر
لبت رو پی اب
بازو بسته نکن انقد
سنان می بندد

من از حسود بدم میاد
از بوی دود بدم میاد
از اونی که لباساتو
دزدیده بود بدم میاد

من از طناب بدم میاد
از اضطراب بدم میاد
از خنده های حرمله
جلو رباب بدم میاد

حالا تو اززیر چشام
خوشت میاد
از این که دندون ندارم
از خندهام خوشت
میاد

  • پنج شنبه
  • 19
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:48
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه وفات حضرت زینب (س) -(تنم از تب پر از آتیشه) * رضا نصابی

695

زمینه وفات حضرت زینب (س) -(تنم از تب پر از آتیشه) بنداول
تنم از تب پر از آتیشه
میسوزم با یه قلبی بی تاب
یاد داداش حسین جون میدم
روی خاکا به زیر افتاب

دیگه راحت میشم از دنیا
ازمصیبت های کربلا
خاطره ش هی عذابم میداد
چی کشیدم روز عاشورا

خنجر شو کشید /اشک من و ندید
سر تورو برید(3)

ضربه زد از قفا/به پیشه چشم ما
سر تورو برید(3)

سیدنا المظلوم سیدنا العطشان
سیدنا الغریب غریب غریب غریب

بنددوم
بین جنجال تورا می دیدم
ته گودال تورا می دیدم
با لبی خشک و جسمی مجروح
رفتی از حال تورا می دیدم

به کنارت رسید می دیدم
تاکه خنجر کشید می دیدم
ضربه می زد به رگ های تو
سر تو می برید می دیدم

خنده های عدو می دیدم
تن تو پشت و رو می دیدم
بین آن ازدحام آن لشکر
نیزه را در گلو می دیدم

غرق به خون شدی تو نیمه جون شدی
پیشه نگاهه من حسین (3)

روخاکا افتادی/دیدم که جون دادی
پیشه نگاهه من حسین (3)

سیدنا المظلوم سیدنا العطشان
سیدنا الغریب غریب غریب غریب

بندسوم
نیزه بر بازو زد می دیدم
ضربه بر پهلو زد می دیدم
روی سینه نشست با چکمه
پنجه بر گیسو زد می دیدم

ازجفا میزدش می دیدم
بی هوا میزدش می دیدم
پیر مردی تورا ای داداش
با عصا میزدش می دیدم

غم به دلم نشست /استخونت شکست
به زیر مرکبا حسین (3)

بدونه بال و پر /با دیده های تر
می زدمت صدا حسین (3)

سیدنا المظلوم سیدنا العطشان
سیدنا الغریب غریب غریب غریب

بندچهارم

با شرر میزدن زینب را
باکمرمی زدن زینب را
تیر و شمشیر و نیزه کم بود
باسپر میزدن زینب را

معجردخترت را بردند
زر و انگشترت را بردند
تن تو ماند به روی خاک و
روی نیزه سرت را بردن

سیدنا المظلوم سیدنا العطشان
سیدنا الغریب غریب غریب غریب

  • پنج شنبه
  • 19
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 22:02
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

رباعی شهادت حضرت زینب(س) _عالم امشب سوگوار زینب است * اسماعیل تقوایی

777

رباعی شهادت حضرت زینب(س) _عالم امشب سوگوار زینب است عالم امشب سوگوار زینب(س) است
قلب شیعه داغدار زینب است

عشق او یعنی حسین فاطمه(س)
در جنان در انتطار زینب است

  • پنج شنبه
  • 28
  • بهمن
  • 1400
  • ساعت
  • 02:03
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت زینب (س) -(ام المصائبو سپه سالار) *کربلایی جواد محمدی

617

شور حضرت زینب (س) -(ام المصائبو سپه سالار) بند اول
ام المصائبو سپه سالار
خاتون کربلا پرطرفدار
بعد عباس ابن علی زینب
یک تنه کربلا شد علمدار

زینب زینب بانوی علقمه
بنت الحیدر دلبر فاطمه
مردم میگن این که چگونه
بی معلم هستی تو عالمه

جان زینب جانان زینب
مدح تو ، قرآن زینب
جان زینب جانان زینب
تیغ تو ، مُژگان زینب

یازینب جبل الصبر

بند دوم
سر به محمل زدو غوغا شد
سر شکستن باتو معنا شد
غبضه‌ ی حیدری تو نگاهت
همه دیدن یزید رسوا شد

زینب زینب خطبه ی حیدری
همچون زهرا تمسال مادری
همه میگن الگوی صبریو
مثل عباس یک تنه لشگری

جان زینب جانان زینب
چون حیدر طوفان زینب
جان زینب جانان زینب
جان سنه ، قوربان زینب

یا زینب جبل الصبر

بند سوم

قرصِ قمر شده با تو کامل
هرچی عشقه باتو میشه حاصل
بین تموم عشقای دنیا
فقط عشق است آقام ابوفاضل

عباس عباس کوه صلاوتی
تکیه گاهی بانیه هیئتی
مینویسند حافظ و سعدیا
برا رستم الگوی غیرتی

جان عباس جانان عباس
ای شیر ، یزدان عباس
جان عباس جانان عباس
عشق تو ، برهان عباس

یاعباس ابوالفضل

  • سه شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:07
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

ای مدینه ای مدینه بهر تو مهمان رسیده *

1216
6

ای مدینه ای مدینه بهر تو مهمان رسیده نوحه بازگشت کاروان به مدینه

ای مدینه ای مدینه بهر تو مهمان رسیده
زینب آمد دل شکسته سینه سوزان قد خمیده

زینبم من زینبم من زینبم من ۲
____
از چه نشناسی مرا ، من زینب قامت کمانم
داغ دل را در کنار قبر مادر می نشانم

زینبم من زینبم من زینبم من ۲
____
رفته از دستم مدینه آن همه بود و نبودم
خیز و مادر کن تماشا بر من و روی کبودم

زینبم من زینبم من زینبم من ۲
____
چیده از باد خزان شد لاله و یاسم مدینه
دلغمین از داغ عون و داغ عباسم مدینه

زینبم من زینبم من زینبم من ۲
____
دارم از مادر خجالت روز و شب در شور و شینم
پاسخش را من چه گویم گر بگوید کو حسینم؟

زینبم من زینبم من زینبم من ۲
____
گرچه در مقتل تماشا کرده ام خونین تنش را
ارمغان آورده با خود غرقه خون پیراهنش را

زینبم من زینبم من زینبم من ۲
____
شاعر: #امیررضا_فرجوند

  • چهارشنبه
  • 25
  • آبان
  • 1401
  • ساعت
  • 06:26
  • نوشته شده توسط
  • علی اصغرخواجه زاده
ادامه مطلب

شور حضرت زینب(س) -(پرچم دار قیامه عقیله ) * محمد مهدی نسترن

614
1

شور حضرت زینب(س) -(پرچم دار قیامه عقیله ) پرچم دار قیامه عقیله
نائبة الامامه عقیله
بنت الزهرا سلام الله علیها
واجب الاحترامه عقیله

تموم کربلا رو یک کتاب کرد
یزیدو یابن الطلقا خطاب کرد
زده چنین ریشه کفرو در شام
شد اولین زنی که انقلاب کرد

از غاضریه تا کاخ اموی
پا بر جا مانده در دستانش علم
ما رایت و الا جمیلا فقط
از تو بر می آید ای صاحب جنم

یا زینب یا عقیلة العرب

دیوار کفر شام از تو نابود
نسل و قوم یهود از تو فرسود
تو خطبه خوندی و دیدن عالم
صدا انگار صدای علی بود

دوباره فتح خیبره به تکرار
دوباره حیدر اومده به پیکار
سن بالاهای شهر به هم میگفتن
دوباره اومده علیه کرار

با نطق خود کار شمشیر میکنی
تیغ برانی که مانده در نیام
ثابت کردی بانو بعد کربلا
یک زن میتواند که باشد امام

یا زینب یا عقیلة العرب

  • سه شنبه
  • 4
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 22:05
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت زینب (ع) -(بویِ مهمونِ) * ناشناس ؟؟؟

579

شهادت حضرت زینب (ع) -(بویِ مهمونِ) بویِ مهمونِ
باز دلم افتاده حسینم یادِ ویرونه
روضه میخونه
زینبِ که داره شب و روز روضه میخونه

بیشتر از یه ساله که ، میگذره از اون روزا
اما هر غروب انگار ، تازه میشه عاشورا
یادمِ زمین خوردی ، یادتِ زمین خوردم؟
تُ تو قتلگاه بودی ، من جایِ تو میمُردم

الهی بمیرم ، یکی خنجر آورد
جلو چشمایِ من ، یکی سر رو میبُرد

بند دوم

قلبِ بی تابم
پر از تلاطمِ برایِ طفل بی ابم
تا میافتم به
یادِ شش ماهِ مگه اصلا میبره خوابم

دنبالِ یه قطره اب ، خیمه هارو میگشتم
دست و پا میزد اصغر ، جون میداد رویِ دستم
چشمِ من به عباسُ ، چشمِ تو به اصغر بود
دور مشکِ بی آبش ، هلهله ی لشکر بود

هنوزم صداش تو ، سرِ (گوشِ)زینبت هست
کی دیده بجز من ، علمدارِ بی دست

بندسوم

پاشو عباسم
پاشو باید بچینی بازم محملو واسم
پاشو عباسم
نزار یبار دیگه بسوزه باغِ احساسم

پاشو زینبِت خستست ، از خرابه و بازار
میبینی خمه قَدّش ، بس که رفته تو انظار
داغِ اون سه سالست که ، کرده اینجوری پیرم
میبینی مثِ زهرا ، دست به پهلو میگیرم

امون از خرابه ، امون از اسیری
رسید اون سه ساله ، تو چِل روز به پیری

  • شنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 11:24
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 میلاد  قبایی

شور شهادت حضرت زینب(س) -(دختر حيدر دست بسته ميره روی منبر حيدر) * میلاد قبایی

828

شور شهادت حضرت زینب(س) -(دختر حيدر دست بسته ميره روی منبر حيدر) دختر حيدر
دست بسته ميره روی منبر حيدر
داره خطبه ميخونه برابر حيدر
يه تنه ميشه سپاه و لشکر حيدر

نام ما را بنويسيد غلام زينب
سند عرش معلی‌ست به نام زينب
نفس حيدر و زهراست - كلام زينب
چه حس شجاعتی / عجب صبر و طاقتی
تو كوه صلابتی زينب
علی در رشادتی / حسن در شهامتی
چقدر با ابهتی زينب
يا زينب سلام الله علیک

فاضله زينب
قرة العين علی و كامله زينب
قبله‌ی عرش برينه، محملِ زينب
انبيا زانو زدن مقابل زينب

نام ما را بنويسيد گدای زينب
قاسم و اكبر و عباس فدای زينب
تا ابد پشت سر ماست - دعای زينب
بنازم به اين وقار / دم تيغ ذوالفقار
خداوند روزگار زينب
بنازم به اين جنم / به اين بيرق و علم
همه كاره‌ی حرم زينب
يا زينب سلام الله علیک

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 11:05
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر وفات حضرت زینب (س) -(شده‌ام زینبا ثنا خوانت) * رضا یعقوبیان

685

شعر وفات حضرت زینب (س) -(شده‌ام زینبا ثنا خوانت) شده‌ام زینبا ثنا خوانت
زینت دین چهره ی رخشانت
با خدا بوده عهد و پیمانت
عالمان زمانه حیرانت

تویی محبوب حی سبحانت
پدر و مادرم به قربانت

دختر با صفای زهرایی
در صبوری زینت بابایی
تو صفابخش جمله دل هایی
بر همه درد ما تسلایی

دست ما زینبا به دامانت
پدر و مادرم به قربانت

تو گل بوستان فاطمه ای
ثانی خوش زبان فاطمه ای
مظهر دودمان فاطمه ای
در صبوری تو جان فاطمه ای

همچو زهرا منطق و برهانت
پدر و مادرم به قربانت

ای گل بوستان آل آلله
همه ی هستی رسول الله
افتخار علی ولی الله
خواهر و همنشین ثارالله

شامل ما لطف فراوانت
پدر و مادرم به قربانت

فاطمی خوی تو خصال تو
هاشمی روی تو جمال تو
مرتضی شد محو کمال تو
شد صبوری تو مدال تو

هم قضا هم قدر به فرمانت
پدر و مادرم به قربانت

تو گل باغ حیدری زینب
نور چشم پیمبری زینب
اسوه ی صبر کوثری زینب
در کرامت چو مادری زینب

همه خوبان شمع شبستانت
پدر و مادرم به قربانت

مه برج ولایت ای زینب
نور شمس هدایت ای زینب
لطف و جود و عطایت ای زینب
بر همه بی نهایت ای زینب

شامل شیعه لطف و احسانت
پدر و مادرم به قربانت

من کجا و ولایتت زینب
لطف و جود و عنایتت زینب
شد زبانزد حکایتت زینب
بوده از دین حمایتت زینب

شد فدای ره خدا جانت
پدر و مادرم به قربانت

گرچه دل خسته ایم و بیماریم
در گلستان تو چنان خاریم
ما ز حب و مهر تو سرشاریم
شکرلله که ما تو را داریم

همه عالم ریزه خور خوانت
پدر و مادرم به قربانت

تویی تو صاحب کرم زینب
بنگر دیده ی ترم زینب
سوی کوی تو می پرم زینب
از حریمت کجا روم زینب

منم از جمله مستمندانت
پدر و مادرم به قربانت

تو که نوربخش عالمین بودی
مرتضی را نور دو عین بودی
لحظه لحظه به شور و شین بودی
دم آخر یاد حسین بودی

جان فدای پیکر بی جانت
پدر و مادرم به قربانت

دیده ای رحلت پیمبر را
بعد از احمد غربت حیدر را
پشت در ناله های مادر را
ناله و سوز دو برادر را

سوزد این دل ز رنج و حرمانت
پدر و مادرم به قربانت

دیدی آتش به آشیانه زدند
مادرت را به تازیانه زدند
بین کوچه چه وحشیانه زدند
دست و بازو، به کتف و شانه زدند

شد شهیده مادر نالانت
پدر و مادرم به قربانت

دیدی دست پدر ز کین بستند
دشمنان قلب مرتضی خستند
بعد احمد از علی بگسستند
پهلوی مادر تو بشکستند

همه دل ها بود پریشانت
پدر و مادرم به قربانت

بعد بابا رنج و محن دیدی
جگر پاره ی حسن دیدی
لخته های خون به لگن دیدی
تیرباران آن بدن دیدی

ریخت از دیده اشک چشمانت
پدر و مادرم به قربانت

با حسین داغ کربلا دیدی
درد و غم، رنج و ابتلا دیدی
تو شهیدان سر جدا دیدی
سر پاکان به نیزه ها دیدی

بر زمین پاره های قرآنت
پدر و مادرم به قربانت

کس چو تو در جهان ملال ندید
رنج و غم را به جان و دل نخرید
دیده ای شمر سر از حسین برید
در کنار سر حسین خندید

جان فدای گریه ی پنهانت
پدر و مادرم به قربانت

زینب ای غم رسیده خواهر او
دیدی از کین بریده شد سر او
دیده‌ای بر زمین تو پیکر او
آمدی قتلگه تو در بر او

سوزد این دل بر دل سوزانت
پدر و مادرم به قربانت

دیدی آتش به خیمه ها زده‌اند
سر پاکان به نیزه ها زده‌اند
تازیانه به بچه ها زده‌اند
سیلی از کین رقیه را زده‌اند

سوختی با لاله‌های عطشانت
پدر و مادرم به قربانت

دیدی آن دشمنان به جای کمک
زد صبوری تو به سنگ محک
زده زخم تو را ز کینه نمک
کودکی ظالمانه خورده کتک

سوختی تو همره یتیمانت
پدر و مادرم به قربانت

دیده ای تا نام حسین بردند
کودکان حسین کتک خوردند
همه گل ها ز کینه پژمردند
دو گلش زیر بوته ها مردند

بر زمین پیکر عزیزانت
پدر و مادرم به قربانت

خطبه ی تو یزید رسوا کرد
مشت او را بین همه وا کرد
محشر آن خطبه ی تو برپا کرد
پشت خصم حسین را تا کرد

خطبه ات شد جنگ نمایانت
پدر و مادرم به قربانت

بوده ای زینبا تو در تب و تاب
شدی از غصه لحظه لحظه تو آب
دیده ای کوفه، شهر شام خراب
دخت زهرا کجا و بزم شراب

چوب می‌زد به پیش چشمانت
پدر و مادرم به قربانت

من کجا و جود و سخای تو
شامل من لطف و عطای تو
در دل من بود ولای تو
شد (رضای) خدا رضای تو

بوده ام من همیشه مهمانت
پدر و مادرم به قربانت

  • یکشنبه
  • 16
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:18
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت زینب(س) -(نمِ بارونِ روو خاک از - چشمِ ترمه) * داود قاضی

743

زمینه شهادت حضرت زینب(س) -(نمِ بارونِ روو خاک از - چشمِ ترمه) نمِ بارونِ روو خاک از - چشمِ ترمه
بی قراره دلم تنگِ - تو و مادرمه
بیا که چشم به راهتم - دمه آخرمه
حالمو میبینی / داره زینبت میمیره
پیرهنت توو آغوشمه / جونم و میگیره
جلو چشامه که چجوری - یه لشکر - دوره کردنت
تو تشنه بودی بمیرم - برا اون - زخمای تنت
(غریب مادر، حسین جان ۲ جانم حسین) ۳

میکُشه منو بغضی که - توو گلوی منه
انگاری همه اون روزا - روبروی منه
سرتو روی نیزه یا - پهلوی منه
میدیدم که سنگا / بوسه میزدن به زخمات
هرکی بود تو گودال / از تنت میبرد یه سوغات
شبیه دستای بابام موند - رو دستام - ردّای طناب
ما رو بردن از توو بازار - نامردا - مجلس شراب
(غریب مادر، حسین جان ۲ جانم حسین) ۳

  • پنج شنبه
  • 4
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر در مدح وفات حضرت زینب (س) -(من زینبم دخت علی مرتضایم) * رضا یعقوبیان

1980
0

شعر در مدح وفات حضرت زینب (س) -(من زینبم دخت علی مرتضایم) من زینبم دخت علی مرتضایم
من خواهر مظلومه ی خون خدایم

از نسل احمد خاتم پیغمبرانم
بر فاطمه دخت نبی آرام جانم

بر فاطمه خیرالنسا نور دو عینم
جان علی اخت الحسن اخت الحسینم

اسطوره ی صبر و رضا هستم چو حیدر
در خصلت و خلق و خویم زهرای اطهر

بر من نهاده ختم مرسل نام زینب
گردیده با صبر و جهادم زینت اب

بر مادر مظلومه ام گردیده نایب
بس دیده ام غم گشته ام ام المصائب

در کودکی داغ پیمبر دیده‌ام من
اشک فراق و سوز مادر دیده ام من

من دیده ام تنها امیرالمؤمنین شد
از بعد ختم المرسلین خانه نشین شد

در کودکی دیدم زدند آتش به خانه
از جور و کین در را شکستند ظالمانه

دیدم به اشک دیده ام در پشت آن در
نقش زمین از ظلم دشمن گشته مادر

من دیده ام حق ذوی القربی ادا شد
حامی حیدر مادرم جانش فدا شد

دیدم شبانه مادرم غسل و کفن شد
هم ناله با من هم حسین و هم حسن شد

چون مادرم رنگ خوشی هرگز ندیدم
از داغ بابای غریب خود خمیدم

دیدم که اهل کوفه از مولا گسستند
در بین محراب دعا فرقش شکستند

با داغ بابا قسمتم رنج و محن شد
هنگام درد و غربت مولا حسن شد

از دشمنان و آشنا خون جگر خورد
زخم زبان او را چنان آلاله پژمرد

آخر به دست همسرش با زهر کینه
شد کشته مولای جهان ماه مدینه

اندر کنار مرقد ختم رسولان
جسم شریف و پاک او شد تیرباران

این لحظه های آخرم در شور و شینم
اما چه گویم از غم داغ حسینم

در کربلا داغ دلم را تازه کردند
ظلم و ستم ها بیش از اندازه کردند

دیدم به چشمم ماجرای کربلا را
تن های غلتیده به خون سر جدا را

دیدم علی اکبر عزیز ام لیلا
با تیغ دشمن پیکرش شد اربا اربا

دیدم حسینم را کنار جسم اکبر
زد بوسه با گریه بر آن صد پاره پیکر

دیدم فدای دین گل ام البنین شد
دیدم کنار علقمه نقش زمین شد

دیدم که بر جان می رسد عطر گل یاس
افتاده بر روی زمین دستان عباس

دیدم که عباسم به راه دین فدا شد
دست علم گیر وی از پیکر جدا شد

دیدم عمود آهنین فرقش شکسته
تیر عدو چشمان زیبایش ببسته

دیدم به روی دست بابا اصغرش را
دیدم بریده تیر کینه حنجرش را

بالاترین دردم وداع آخرم بود
وقت جدا گردیدن از دلبرم بود

فرمود ای بر فاطمه نور دو دیده
وقت جدایی من ای خواهر رسیده

با صبر خود ای خواهرم حق را رضا کن
زینب مرا هم در نماز شب دعا کن

دل برده بود از من حسین با عطر و بویش
بوسه زدم با گریه بر زیر گلویش

من غربت او را به چشم خویش دیدم
من ناله ی هل من معینش را شنیدم

آن نانجیبان بر حسینم راه بستند
با سنگ از کینه جبینش را شکستند

دیدم جهنم را به جان خود خریدند
با تیر قلب نازنینش را دریدند

ناگه بدیدم ماتم عظمی به پا شد
چون روز محشر صحنه ی کرب و بلا شد

دیدم که آن نامردمان خنجر کشیدند
از پشت سر رأس حسینم را بریدند

دیدم میان موج خون او دست و پا زد
قامت خمیده مادرش را او صدا زد

دیدم زدند از ظلم و کین آتش به خیمه
رأس حسینم را زدند بر روی نیزه

دیدم به چشمم دشمن دین وحشیانه
بر کودکان خونجگر زد تازیانه

دیدم که رخسار یتیمان گشته نیلی
از بس زدند بر رویشان با ضرب سیلی

زخم دل من زین مصیبت ها نمک خورد
اهل حرم از دشمن بی دین کتک خورد

اما امان از کوفه و از مردم شام
زخم زبان و طعنه و سنگ از لب بام

شام غم افزا بهر ما شام عزا بود
شام بلا بدتر ز داغ کربلا بود

چون شمع سوزان این مصیبت کرده آبم
همراه طفلان عازم بزم شرابم

رأس حسینم داخل تشت طلا بود
مست غرور و مست می آن بی حیا بود

در پیش چشمم بر لب قاری قرآن
می زد یزید بی حیا با چوب خزران

امشب دگر راحت شوم از رنج و غم ها
گردم ز لطف کبریا مهمان زهرا

خواهم ز درگاه خداوند تعالی
بخشد غلام روسیاه ما (رضا) را

  • یکشنبه
  • 16
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:25
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

در مدحوفات حضرت زینب (س) -(تو عزیز مرتضایی زینب ) * رضا یعقوبیان

768

در مدحوفات حضرت زینب (س) -(تو عزیز مرتضایی زینب ) تو عزیز مرتضایی زینب
دختر خیرالنسایی زینب

ای گل گلشن آل عصمت
تو گل باغ ولایی زینب

از تبار علی و فاطمه ای
اسوه ی شرم و حیایی زینب

گلی از گلشن عترت هستی
خواهر خون خدایی زینب

ای صفابخش حریم عترت
تو ز نسل مصطفایی زینب

من کجا مدح و ثنای تو کجا
فوق هر مدح و ثنایی زینب

فخر دارد به تو زهرای بتول
بس که پر قدر و بهایی زینب

همچنان فاطمه ام النجبا
مظهر صبر و رضایی زینب

ای گل فاطمه با اذن خدا
می کنی گره‌گشایی زینب

در کنار پدر و مادر خود
شافع روز جزایی زینب

تا صف محشر و در روز جزا
چون حسین قبله نمایی زینب

ما همه ریزه خور خوان توایم
منشاء جود و سخایی زینب

ما همه درد و تو هستی درمان
درد ما را تو دوایی زینب

در کنار بدن غرق به خون
داشتی حال و هوایی زینب

به روی نیزه ی دشمن دیدی
سر پر خون جدایی زینب

در کنار همه ی اهل حرم
داشتی بزم عزایی زینب

وقت رفتن به سوی کوفه و شام
در کنار شهدایی زینب

بی حسین در سفر کوفه و شام
دیده ای جور و جفایی زینب

ای گل فاطمه در روز جزا
دستگیر این (رضایی) زینب

  • یکشنبه
  • 16
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:27
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر در مدح حضرت زینب (س) -(ب بار دیگر به شور و شینم من) * رضا یعقوبیان

1510

شعر در مدح حضرت زینب (س) -(ب بار دیگر به شور و شینم من) (حضرت زینب س)
بار دیگر به شور و شینم من
همدم غم در عالمینم من
ریزد اشکم ز دیدگان من
یاد داغ اخت الحسینم من
آه و واویلا آه و واویلا۳

دوباره جان من بود بر لب
شب داغ گل علی زینب
شده راحت ز درد و رنج و غم
گل زهرا اخت الحسین امشب
آه و واویلا آه و واویلا۳

همه گریان از این غم عظمی
اشک هر دیده ای شده دریا
شده امشب به یاد داغ او
ذکر عالم یا زینب کبری
آه و واویلا آه و واویلا۳

دیده ای داغ کربلا زینب
دیده ای رنج و ابتلا زینب
همه عمرت به یاد داغ حسین
بر لب تو شور و نوا زینب
آه و واویلا آه و واویلا۳

همه عمرت تو بوده ای محزون
یاد داغ حسین شدی دلخون
تو گذشتی ز جان و هستی خود
دین و قرآن به تو بود مدیون
آه و واویلا آه و واویلا۳

مایه ی اعتبار دین زینب
شیعیان را حبل متین زینب
بوده ای یاد یوسف زهرا
همه عمرت تو دلغمین زینب
آه و واویلا آه و واویلا۳

دیده ای پیکر گل لیلا
شده نقش زمین در آن صحرا
دل خون با دو کنده ی زانو
آمده در کنار او بابا
آه و واویلا آه و واویلا۳

دیده ای غنچه ای شده پرپر
روی دست پدر علی اصغر
با تیر حرمله ز جور و کین
غرق خون گشته حنجر اصغر
آه و واویلا آه و واویلا۳

دیده ای ای دختر خیر الناس
پیچیده در علقمه عطر یاس
شده نقش زمین ولی بی دست
در ره دین شده فدا عباس
آه و واویلا آه و واویلا۳

دیده ای که گل تو را چیدند
ناله ی غربت حسین دیدند
سر او را ز کینه ببریدند
به کنار گل تو خندیدند
آه و واویلا آه و واویلا۳

دیده ای پیکر حسین صد چاک
که فتاده ز کینه روی خاک
تا که دیدی گلت به موج خون
ناله ی تو برفته تا افلاک
آه و واویلا آه و واویلا۳

دیدی آتش به خیمه ها زده اند
همه سرها به نیزه ها زده اند
جای عرض تسلیت و اندوه
تازیانه به بچه ها زده اند
آه و واویلا آه و واویلا۳

  • یکشنبه
  • 16
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 09:37
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد