اشعار و سبک های فرزندان حضرت زینب

مرتب سازی براساس

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(کاش مشمول دعاهای پیمبر بشویم) *

۲۳۱۳
۳

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(کاش مشمول دعاهای پیمبر بشویم) کاش مشمول دعاهای پیمبر بشویم
باز هم باعث خشنودی مادر بشویم
نکند دیر شود لحظه پرواز از خاک
کاش ما هم بپریم و دو کبوتر بشویم

پس بگیرید زما منصب سرداری را
قصدمان است در این معرکه بی سر بشویم
آبرویی که خدا داه به ما می ریزد
اگر از قافله جا مانده و آخر بشویم
ما نداریم بهایی مگر از لطف خدا
پیشمرگان علی اکبر و اصغر بشویم
قدر یک پلک زدن مانده که در عرش خدا
زائر فاطمه و ساقی کوثر بشویم

شاعر:محسن مهدوی

  • پنج شنبه
  • ۹
  • شهریور
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۴:۳۱
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(قامت کمان کند که دوتا تیر آخرش) *

۳۲۵۴
۵

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(قامت کمان کند که دوتا تیر آخرش) قامت کمان کند که دوتا تیر آخرش
یک دم سپر شوند برای برادرش
خون عقاب در جگر شیرشان پر است
از نسل جعفرند و علی این دو لشکرش

این دو ز کودکی فقط ایینه دیده اند
آیینه ای که آه نسازد مکدرش
واحیرتا که این دو جوانان زینبند؟
یا ایستاده تیغ دو سر در برابرش
با جان و دل دو پاره جگر وقف می کند
یک پاره جای خویش و یکی جای همسرش
یک دست گرم اشک گرفتن ز چشمهاش
مشغول عطر و شانه زدن دست دیگرش
چون تکیه گاه اهل حرم بود و کوه صبر
چشمش گدازه ریخت ولی زیر معجرش
زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت
تا که خدا نکرده مبادا برادرش...
زینب همان شکوه که ناموس غیرت است
زینب که در مدینه قرق بود معبرش
زینب همان که فاطمه از هر نظر شده

  • پنج شنبه
  • ۹
  • شهریور
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۴:۳۳
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(افزون ز تصور است شیدایی من) *

۲۷۷۳
۱

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(افزون ز تصور است شیدایی من) افزون ز تصور است شیدایی من

این شور و شر زیاده تر خواهی من

می بخشی اگر کم است اما بپذیر

این هم دو پسر تمام دارایی من

شاعر: صابره سادات موسوی

  • دوشنبه
  • ۱۳
  • شهریور
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۲:۵۲
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(دو گل آورده بُد از بوستانی با صفا زینب) *

۳۹۱۵
۲

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(دو گل آورده بُد از بوستانی با صفا زینب) دو گل آورده بُد از بوستانی با صفا زینب

که تقدیم امیر خود کند در کربلا زینب

دو شیر از بیشه ی شیران اولاد ابو طالب

به ایشان یاد داده رسم جنگ مرتضی زینب

دو گل آورده بُد از بوستانی با صفا زینب

که تقدیم امیر خود کند در کربلا زینب

دو شیر از بیشه ی شیران اولاد ابو طالب

به ایشان یاد داده رسم جنگ مرتضی زینب

کنار شاه دشت کربلا برد آن دو مه رو را

بزیر لب کلامی گفت با شرم وحیا زینب

برادر گرچه عبدالله زبیماری نشد همره

اگر رخست ندارد بهر تو گردد فدا زینب

برای جانسپاری پیش پایت ای گل نرگس

بیاورده همه داروندار خویش را زینب

سلیمان تحفه ی ناقابل موری تقبل کن

اگر خواهی شود ای ذوالکرم حاجت روا زینب

  • دوشنبه
  • ۱۳
  • شهریور
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۲:۵۴
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(تا صوت قرآن از لب آن ها می آید) *

۳۱۲۸
۰

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(تا صوت قرآن از لب آن ها می آید) تا صوت قرآن از لب آن ها می آید

كفر تمام نیزه ها بالا می آید

دجال های كوفه در فكر فرارند

دارد سپاه زینب كبری می آید

سد سپاه كفر را در هم شكستند

تكبیرهای حضرت سقا می آید

انگار كه زخم فدك سر باز كرده

از هر طرف فریاد یا زهرا می آید

خون علی گویان عالم را بریزید

ای دشنه ها، تازه ترین فتوا می آید

آداب جنگ كربلا مثل مدینه است

چون ضربه هاشان سمت پهلوها می آید

ای نیزه داران، نیزه هاتان را مكوبید

روز مبادا،عصر عاشورا می آید

خون گلوشان خاك را بی آبرو كرد

آسیمه سر با طشت خود یحیی می آید

ای تیغ های كند،با تقسیم سرها

چیزی از آنها گیرتان آیا می آید!؟

این اولین باریست كه از پشت خیمه

دارد صدا

  • دوشنبه
  • ۱۳
  • شهریور
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۳:۰۲
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(تا هست خدا در دل من کرب و بلا هست) *

۳۹۹۰
۵

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(تا هست خدا در دل من کرب و بلا هست) تا هست خدا در دل من کرب و بلا هست

از درد غمت گریه بی چون و چرا هست

این دشت زیارتکده ی منظر توست

بی روی تو عالم همه در آتشِ آه ست

این قدر نگو یار نمانده ست و غریبم

تا دختر زهرا و ابر مرد خدا هست

تو تیغ بده تا که به طوفان غیورم

معلوم شود زینب تو مرده و یا هست

از هل مِن پر سوز تو فهمیده دل من

در قافله ی نیزه سواران توجا هست

هر هاجر خونین جگری هدیه ای آورد

ای کعبه من حال بگو نوبت ما هست؟

تو ناز نفرما که بمیرند به پایت

یک گوشه ی چشمی که کفن پوش دوتا هست

من کار به برگشت پسرهام ندارم

خوش هستم از این که دو نفس با تو مرا هست

شاعر:احرامیان پور

  • دوشنبه
  • ۱۳
  • شهریور
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۳:۱۲
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(تا صوت قرآن از لب آنها مي آيد) *

۴۰۸۲
۴

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(تا صوت قرآن از لب آنها مي آيد) تا صوت قرآن از لب آنها مي آيد

كفرِ تمام نيزه ها بالا مي آيد

دجال هاي كوفه درحال فرارند

دارد سپاه زينب كبري مي آيد

سدّ سپاه كفر را درهم شكستند

تكبيرهاي حضرت سقا مي آيد

انگار كه زخم فدك سر باز كرده

ازهرطرف فرياد يا زهرا مي آيد

- خون علي گويان عالم را بريزيد-

اي دشنه ها، تازه ترين فتوا مي آيد

آداب جنگ كربلا مثل مدينه است

چون ضربه هاشان سمت پهلوها مي آيد

اي نيزه داران، نيزه هاتان را مكوبيد

روز مبادا،عصرعاشورا مي آيد

خون گلوشان خاك را بي آبرو كرد

آسيمه سربا طشت خود يحيي مي آيد

اي تيغ هاي كند، با تقسيم سرها

چيزي از آنها گيرتان آيا مي آيد؟

اين اولين باريست كه از پشت خيمه

دارد صداي

  • دوشنبه
  • ۱۳
  • شهریور
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۳:۱۵
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(همچون غريبه با من دلخسته تا مكن) *

۴۹۰۲
۱۲

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(همچون غريبه با من دلخسته تا مكن) همچون غريبه با من دلخسته تا مكن

طفلان خواهرت ز سر خويش وا مكن

يكبار مي شود كه فداي غمت شوند

حالا كه وقتش آمده چون و چرا مكن

دو نوجوان زينب و اين قتلگاه تو

بي بهره ام ز قافله ي كربلا مكن

يك عمر بوده ام همه جا در كنار تو

سهم مرا ز سفره ي سرخت جدا مكن

يكبار كار من به تو افتاد يا اخا

رد قسم به عصمت خيرالنساء مكن

شاعر:سید حمید رضا برقعه ای

  • دوشنبه
  • ۱۳
  • شهریور
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۳:۱۸
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(تن من را به هواي تو شدن ریخته اند) * علی اکبر لطیفیان

۴۹۸۲
۳

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(تن من را به هواي تو شدن ریخته اند) تن من را به هواي تو شدن ریخته اند
علی و فاطمه در این دو بدن ریخته اند
جلوه واحده را بین دو تن ریخته اند
این حسینی است که در غالب من ریخته اند

ما دو تا آینه روبروي یکدگریم
محو خویشیم اگر محو روي یکدگریم
اي به قربان تو و پیکر تو پیکرها
اي به قربان موي خاکی تو معجرها
امر کن تا که بیفتند بپایت سرها
آه- در گریه نبینند تو را خواهرها
از چه یا فاطمه یا فاطمه بر لب داري
مگر از یاد تو رفته است که زینب داري
حاضرم دست به گیسو بزنم- رد نکنی
خیمه را با مژه جارو بزنم- رد نکنی
حرف از سینه و پهلو بزنم- رد نکنی
شد که یک بار به تو رو بزنم- رد نکنی؟!
تن تو گر که بیفتد تن من می افتد
تو اگر جان بدهی گردن من می افت

  • دوشنبه
  • ۱۳
  • شهریور
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۳:۲۴
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(هجران گرفته دور وبرم را براي چه؟) * علی اکبر لطیفیان

۶۲۸۸
۱۳

اشعار شهادت طفلان حضرت زینب(س)،(هجران گرفته دور وبرم را براي چه؟) هجران گرفته دور وبرم را براي چه؟
خون می کنی دو چشم ترم را براي چه؟
وقتی قرار نیست کبوتر کنی مرا
بخشیده اند بال و پرم را براي چه؟

گر نیستی غریب،مگو پس انا الغریب
صد پاره می کنی جگرم را براي چه ؟
دارد سرت براي چه آماده می شود؟
پس آفریده اند سرم را براي چه؟
زحمت کشیده ام که چنین قد کشیده اند
بر باد می دهی ثمرم را براي چه؟
من التماس می کنم و تفره می روي
شاید عوض کنی نظرم را براي چه؟
از مثل تو کریم توقع نداشتم
اصلا گذاشتند کرم را براي چه؟
باشد نمی روند،ولی جان من! بگو
آورده ام دوتا پسرم را براي چه؟

شاعر:علی اکبر لطیفیان

  • دوشنبه
  • ۱۳
  • شهریور
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۳:۲۶
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 مظاهر کثیری نژاد

غزل شب چهارم محرم ، درباره فرزندان حضرت زینب(س) -( غم تو سوخته تا مغز استخوانم را ) * مظاهر کثیری نژاد

۲۸۰۸
۳

غزل شب چهارم محرم ، درباره فرزندان حضرت زینب(س) -( غم تو سوخته تا مغز استخوانم را ) غم تو سوخته تا مغز استخوانم را
که برده درد فراق ، اینچنین امانم را
دلم میانه ی میدان و بسته دست و زبان
چگونه رامِ دل خود کنم زبانم را
من از بضاعت خود جز دو گل نیاوردم
قبول درگه خود ساز ارمغانم را
فروختم به بهای محبت تو حسین
گل محمدی گوشه ی دکانم را
بیا و غنچه باغ مرا گلاب بگیر
خدا! نگیر! گلاب «حسین جانم» را
...و پاک باخته بودم ، که پاک یادم رفت
«و ان یکاد پی کودکان بخوانم» را
خوشم که هر دو «امیری حسین» می خوانند
که سربلند تو کردند خاندانم را
سرم به سایه ی محراب توست حالا که
شکسته اند دو گلدسته ی اذانم را
میان سم ستوران فقط خودت دیدی
چنان به باد سپردند دودمانم را
نیامدم پی تشییع تا نبینمشان
برا

  • سه شنبه
  • ۲۵
  • شهریور
  • ۱۳۹۳
  • ساعت
  • ۱۲:۲۱
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

سبک زمینه دو طفلان حضرت زینب (س) - (دوتا جوون دارم نذر تو داداشن) *

۷۷۳۰
۸

سبک زمینه دو طفلان حضرت زینب (س) - (دوتا جوون دارم     نذر تو داداشن) دوتا جوون دارم نذر تو داداشن
بزرگشون کردم برات سپر باشن
اگر از اکبرت خیلی کوچیک ترن
اما وقت نبرد شبیه حیدرن
واویلا حسین – غریب دو دنیا آقا

تموم زندگیمو به پای تو میذارم
ببخش اگر داداش بیشتر ازاین ندارم
منی که بوده ام شریک غصه هات
آرزومه بشن جوونام به فدات
واویلا حسین – غریب دو دنیا آقا

علم به دست میگیرم اگر که تو بذاری
میرم به میدون تا نگن که یار نداری
یه کاری کن بشه روی زینب سفید
بذار که خواهرت بشه مادر شهید
واویلا حسین – غریب دو دنیا آقا

شاعر: میثم میرزایی

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • ۲۲
  • آبان
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۲۱:۱۱
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 جابر عابدی

اشعار شور واحد برای طفلان حضرت زینب(ع) -( حسین من، کاری نکردم برات داداشم ) * جابر عابدی

۲۵

اشعار شور واحد برای طفلان حضرت زینب(ع) -( حسین من، کاری نکردم برات داداشم ) حسین من، کاری نکردم برات داداشم
حسین من، باید قربونی بدم لیلا شم
حسین من، با نجمه سهیم از شهدا شم
آمادهی رزمن گلای خوش نفس خواهرت
قبولشون کن عون و محمدم بشن پرپرت
آقایی کن برا زینب زادهها جون مادرت
برادرم، ثارالله ثارالله ثارالله
حسین من، تسکین دل خواهرُ بده
حسین من، سهم صبر چشم ترُ بده
حسین من، اذن رزم با لشکرُ بده
نوجوونامو ساختم برا سوختن به پای تو
پرورش دادمشون واسه امروز برای تو
ناییشون و لبریز از نی تو و نینوای تو
برادرم، ثارالله ثارالله ثارالله
حسین من، اینقدر به چشمای من زل نزن
حسین من، به این طرف اونطرف پل نزن
حسین من، دست رد به اشک دو گل نزن
چی میشه مثل قاسم برگردونیشون از تو میدون
خ

  • شنبه
  • ۵
  • مهر
  • ۱۳۹۳
  • ساعت
  • ۱۶:۴۸
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر طفلان زینب(دو خورشید جهان آرا، دو قرص ماه، دو اختر *

۱۳۶۲

شعر طفلان زینب(دو خورشید جهان آرا، دو قرص ماه، دو اختر دو خورشید جهان آرا، دو قرص ماه، دو اختر
دو آزاده، دو دلداده، دو رزمنده، دو هم سنگر
دو شایسته، دو وارسته، دو دردانه، دو ریحانه
دو نور دیده در دیده، دو روح روح در پیکر
دو یاس ارغوانی نه، بگو دو آیة قرآن
دو یوسف نه، دو اسماعیل از یک قهرمان هاجر
کشیده شانه بر مو، شسته صورت از گلاب اشک
گرفته چون دو قرآن دخت زهرا هر دو را در بر
به سر شور و به رخ اشک و به کف تیغ و به دل آتش
به سیرت، سیرتِ قاسم، به صورت، صورتِ اکبر
منای کربلا گردیده محو این دو قربانی
نوای نینوا از نایشان بر گنبد اخضر
گرفته دستشان را برده با خود زینب کبری
که قربانی کند در مقدم ثار الله اکبر
بگفت ای جان جان، جان دو فرزندم به قربانت
تو ا

  • دوشنبه
  • ۹
  • بهمن
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۰۶:۳۶
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

عشق زينب با برادر جلوه اي ديگر گرفت *

۱۱۱۸

عشق زينب با برادر جلوه اي ديگر گرفت   عشق زينب با برادر جلوه اي ديگر گرفت
عشق بازي را به رسم عاشقي از سر گرفت
در مدار حق پرستي كو يكي زينب شناس
در مقام بندگي احراز از كوثر گرفت
سكّه عشق و محبت را به نام خويش زد
زان كه از مريم مقام قرب بالاتر گرفت
چادرش نور حجاب نُه فلك تعليم كرد
كي تواند دست دشمن از سرش معجر گرفت
حجر اسماعيل را در كربلا احداث كرد
او كه با قربانيانش سبقت از هاجر گرفت
گيسوي نو باوگان را شانه با لبخند زد
وقت رزم كودكان امداد از حيدر گرفت
تا نكاهد گوهر صبرش به ميدان عَمَل
در حرم دست توسّل سوي پيغمبر گرفت
با شهامت با شجاعت با وقار آمد به پيش
گَرد غربت را به كلّي از رخ دلبر گرفت
مادري را كرد ثابت ، خواهري را داد اوج
سر

  • دوشنبه
  • ۹
  • بهمن
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۰۶:۴۰
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر طفلان زینب(ما به طفلي آستان عشق را در مي زنيم *

۱۱۳۶

شعر طفلان زینب(ما به طفلي آستان عشق را در مي زنيم ما به طفلي آستان عشق را در مي زنيم
ما به صحن مادر خود گردِ تو پر مي زنيم
يك طرف ، دستِ تمنّا بهر اذن آورده ايم
دست ديگر از غريبي تو بر سر مي زنيم
ما براي جان فشاني پا فشاري مي كنيم
ما به جاي نا اميدي ، حلقه بر در مي زنيم
آتشيم اما نه از سوز عطش بلكه ز بغض
بر دلِ خصم از شرار تيغ آذر مي زنيم
تا مگر بوسه بگيريم از لبان خشك تو
مي رويم و بوسه بر لبهاي خنجر مي زنيم

  • دوشنبه
  • ۹
  • بهمن
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۰۶:۴۲
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر طفلان زینب(نام زهرا اذن میدان می دهد *

۲۱۱۲
۴

شعر طفلان زینب(نام زهرا اذن میدان می دهد نام زهرا اذن میدان می دهد
رخصتِ كوی شهیدان می دهد
هركه نام فاطمه بر لب كند
اقتدا بر سیره ی زینب كند
چونكه زینب شد ز یاری نا امید
سیره ی بابای خود را برگزید
مرتضی با نام زهرا زنده بود
با ولای فاطمه، رزمنده بود
رمز او چون ذكر یا زهرا شود
زینب اینجا زینت بابا شود
لحظه ی رزمندگیِ نوگلان
كرد یاد مادر رزمندگان
یك توسّل در میان خیمه داشت
یك توكّل در مسیر جبهه داشت
نوگلان خویش را تشجیع كرد
نور را در قلبشان توزیع كرد
هر دلی را شور و شینی می شود
از دَم زینب حسینی می شود
چون دل افسردشان را زنده ساخت
از دو آقا زاده دو رزمنده ساخت
یاد تعلیمات اكبر كرد و بعد
فكر تجهیزات آخر كرد و بعد
شعله بر بال و پرِ پروان

  • دوشنبه
  • ۹
  • بهمن
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۰۶:۴۶
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت عبدالله ابن الحسن(آخرین سر باز کوچک دستهایش را گشود) *

۹۴۶
۱

شعر شهادت عبدالله ابن الحسن(آخرین سر باز کوچک دستهایش را گشود) آخرین سر باز کوچک دستهایش را گشود
گرد غم از چهره ی نورانی دریا زدود
بر تن تفتیده ی شن ها شهامت می کشید
نوجوانی که قرار از خیمه ی زینب ربود
سایه ای می خواست تا در خون بخشکد آفتاب
حیدری دستی علم شد در تب کشف وشهود
برق جهل از تیغ ظلمت در هوا رقصد وعشق
آخرین شهر شهامت را در آن صحرا سرود
مثل عباس از وفاپر بود واز ظلمت تهی
تشنه بر دست نجیبش تیغ ظلم آمد فرود
سر به دامان عمو سمت پدر پرواز کرد
سوز لبریز صدایی در فضا پیچیده بود
یک طرف مشکی رها ویک طرف دستی جدا
آسمان آشفته بود از ناله ی یاس کبود
مردهای تشنه هفتاد ودو بار عاشق شدند
هیچ رودی در دل دریای خون دیگر نبود
شاعر:مریم حقیقت

  • چهارشنبه
  • ۱۸
  • بهمن
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۰۷:۳۳
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر طفلان حضرت زینب(زینب گرفت دست دو فرزند نازنین) *

۱۱۵۶
۱

شعر طفلان حضرت زینب(زینب گرفت دست دو فرزند نازنین) زینب گرفت دست دو فرزند نازنین
می سود رویِ خویش به پای امام دین
گفت ای فدای اكبر ِ تو جانِ صد چو آن
گفت ای نثار اصغر ِ تو جانِ صد چو این
"عون" و "محمد" آمده از بَهر ِ عونِ تو
فرمای تا رَوَند به میدان اهل كین
فرمود: كودكند و ندارند حرب را
طاقت علی الخصوص كه با لشگری چنین
طفلان ز بیم جان نسپردن به راهِ شاه
گه سر بر آسمان و گهی چشم بر زمین
گشت التماسِ مادرشان عاقبت قبول
پوشیدشان سلاح و نشانیدشان به زین
این یك، پیِ قتال دوانید از یسار
و آن یك، پیِ جدال بر انگیخت از یمین
بر این یكی ز حیدر كرّار مرحبا
بر آن دگر ز جعفر طیّار آفرین
گشتند كشته هر دو برادر به زیر تیغ
شه را نماند جز علی اصغر كسی معین
شاعر

  • چهارشنبه
  • ۱۸
  • بهمن
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۴:۱۲
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر طفلان حضرت زینب(هاجر کرب و بلایم یا حسین) *

۱۱۹۲

شعر طفلان حضرت زینب(هاجر کرب و بلایم یا حسین) هاجر کرب و بلایم یا حسین
این دو نذری منایم یا حسین
این دو اسماعیل من قربانی ات
تو مکن محرومم از مهمانی ات
این قدر بازی مکن با جان من
نذر خون اکبرت طفلان من
هدیه آوردم برایت یا حسین
هستی زینب فدایت یا حسین
دو علمدار دلیر آورده ام
یا اخا دو بچه شیر آورده ام
بال های جعفر آوردم حسین
بازوان حیدر آوردم حسین
تا شوم در نزد زهرا رو سفید
رخصتی ده که شوم ام الشهید
غم مخور گریان این گل ها شوم
تازه مثل نجمه و لیلا شوم
غم ندارم این دو گل پرپر شوند
پیش مرگان علی اصغر شوند
دوست دارم یا اخا این بچه ها
در پی ات باشند روی نیزه ها
شاعر:رسول زاده

  • چهارشنبه
  • ۱۸
  • بهمن
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۴:۱۹
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر طفلان حضرت زینب(سرباز های کوچک من! از جلو نظام) *

۱۱۰۲
۱

شعر طفلان حضرت زینب(سرباز های کوچک من! از جلو نظام) سرباز های کوچک من! از جلو نظام
آماده باش ایست خبردار احترام
دقّت کنید عرش خدا گُر گرفته است
از شدّت محاصره از زور ازدحام
هر لحظه از ستاد سماوات در زمین
ارسال می شود به شما آخرین پیام
دارد به سمت چشم شما گام می زند
فرماندۀ بزرگ زمین عشق این امام
وقتی که در مقابل چشمانتان رسید
باید رسا بلند بگویید السّلام
آقا به ما اجازه بده تا که ساعتی
شمشیر را برون بکشیم از دل نیام
آقا به ما اجازه بده تا به سر رویم
با یک اشاره سمت همین راه نا تمام
سرباز های کوچک من یا علی به پیش
سرباز های کوچک من یا علی! تمام
شاعر:ایوب پرند اور

  • چهارشنبه
  • ۱۸
  • بهمن
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۴:۲۳
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر طفلان حضرت زینب(دویده ایم که همراه کاروان باشیم) *

۹۱۰

شعر طفلان حضرت زینب(دویده ایم که همراه کاروان باشیم) دویده ایم که همراه کاروان باشیم
رسیده ایم که در جمع عاشقان باشیم
به شوق اوج گرفتن ستاره آمده ایم
که خاکبوس قدم های آسمان باشیم
شما و این همه غربت، چگونه جان ندهیم؟
خدا کند که سزاوار بذل جان باشیم
دو چشم حضرت مادر دو چشمه باران است
چگونه شاهد این درد بی کران باشیم؟
دویده در رگ ما خون جعفر طیّار
زمان آن شده تا عرش پر زنان باشیم
دو بال سبز پریدن به اذن دست شماست
اگر اجازه دهید از پرندگان باشیم
دو نوجوان فدایی، دو نوجوان شهید
همان که آرزوی مادر است، آن باشیم
شاعر:جواد شرافت

  • چهارشنبه
  • ۱۸
  • بهمن
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۴:۵۳
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه طفلان حضرت زینب(عمریست پای داغ شما گریه می کنیم) *

۲۲۱۹
۳

شعر روضه طفلان حضرت زینب(عمریست پای داغ شما گریه می کنیم) عمریست پای داغ شما گریه می کنیم
با داغ های کرببلا گریه می کنیم
هر شب میان محفل تان حلقه می زنیم
یا سینه می زنیم و یا گریه می كنیم
یك شب نمی شود كه در این بزم بنگری
ما هم كنار صاحب عزا گریه می كنیم
هرجا كه ذكر نام شما هست،كربلاست
فرقی نمی كند كه كجا گریه می كنیم
با عِطر یاس روضه ی تان گرم می شود
با زخم های علقمه تا گریه می كنیم
با گریه های مادرمان شیر خورده ایم
تا گریه كرد دید كه ما گریه می كنیم
آمد محرم و دل ما زار زینب است
آمد محرم و همه جا گریه می كنیم
دو خط از حضرت زینب سلام الله علیها برات بخونم
ملجاء اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود
شب نگهبان در کنار نهر علقم زینب است
مدعی دیگر مزن بیهوده لاف

  • پنج شنبه
  • ۱۰
  • اسفند
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۰۸:۳۹
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(كسی ندیده، آه و زاری تو) *

۱۲۵۸
۱

شعر شهادت حضرت زینب(كسی ندیده، آه و زاری تو) كسی ندیده، آه و زاری تو
جوونم فدای، استواری تو
نمون تو خیمه ،خواهر صبورم
ببین چه كردی، با دل و غرورم
زینبم مگه قلب من از سنگه
از غم گلای تو سینم تنگه
حاصل تو تنهایی از این جنگه
راهیشون نكن ،سوی قتلگاه
خیمه گاه تو، مونده بی پناه
یا حسین،یا حسین،یا حسین
آبرو بخر، پیش خواهرت
یا علی بگو، جان مادرت
جان مادرت،جان مادرت،جان مادرت
میون خیمه،مادری نشسته
به روی عالم،چشم خود رو بسته
میون میدون،میكنن قیامت
كبوترایی ،تشنه ی شهادت
بوسه میزنه خورشید،بر زخمهاشون
چشمه ها شده جاری، از رگ هاشون
میكشه روی خاكا، دست و پاشون
جسمشون میره،سوی خیمه ها
رأسشون میره روی نیزه ها
وآآآآی، وآآآآی، وآآآآی
آبرو بخر پیش خواهرت

  • پنج شنبه
  • ۱۰
  • اسفند
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۰۸:۴۲
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه طفلان زینب(ما دو مرد رهیم) *

۱۰۴۸
۱

شعر روضه طفلان زینب(ما دو مرد رهیم) ما دو مرد رهیم
یار ثار اللهیم
در رهت جان دهیم
یا بن الزهرا
اذن میدان بده
شهد جانان بده
زاده زینبیم
یا ابن الزهرا
محرم عشق تو در منا ییم
حا جیان ره کربلاییم
یا حسین یا حسین
ما اسیر توییم تو اسیر خدا
ای شه کربلا
یا ابن الزهرا
جان زهرا قسم
تحفه خواهرت
رد مکن از وفا
یا ابن الزهرا
تاب تنهاییت را نداریم
کربلایی شویم جان سپا ریم
یا حسین یا حسین
گر چه دیر آمدیم
سر به زیر آمدیم
نزد وجه خدا یا ابن الزهرا
ما فدا یی تو عاشق اکبریم
کشته هل اتی
یا ابن الزهرا
ما غلام ابو فاضل تو
زاده زینب و حا صل تو

  • پنج شنبه
  • ۱۰
  • اسفند
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۰۸:۴۸
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(اخ المظلوم حسین امیر بی لشکرم) *

۱۳۵۴
۲

شعر روضه حضرت زینب(اخ المظلوم حسین امیر بی لشکرم) اخ المظلوم حسین امیر بی لشکرم
ببین دو چشم ترم
حسین وآ آ آ
برای دل من رسیده مهمانی
به نذر تو دارم دو طفل قربانی
فتاده بر پای تو دلم
فدای تو این دو حاصلم
دو طفل ناقابلم
اخ المظلوم حسین
منادیان هدایتند
فداییان ولایتند
حسین وآ آ آ
به عشقت برادر ببین گرفتارم
تمام غمت به جان خریدارم
اگر چه سرباز ساده اند
به تو دل و دیده داده اند همیشه آماده اند
اخ المظلوم حسین
سوزد اگر پر و بال من
ز داغ این دوغزال
حسین وآ آ آ
خزان اگر بچیند ز کینه گلهایم
عزیزم ز خیمه برون نمی آیم
بار غمت روی شانه ام
شرمنده از تو یگانه ام ای یار جانانه ام

  • پنج شنبه
  • ۱۰
  • اسفند
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۰۸:۵۳
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه طفلان زینب(تو خیمه با گریه دسته گلای غریب) *

۱۶۲۰
۳

شعر روضه طفلان زینب(تو خیمه با گریه  دسته گلای غریب) تو خیمه با گریه دسته گلای غریب
می خونم براتون دعای امن یجیب
برید عزیزای مادر کفن بر تن کنید
اینجا که شد دلم پر ِ خون
تو کربلای غریبی رسیده نوبت رزم و جنگاوری مردونتون
بارون زیر چادرم بدرقه ی راهتون
آتیش ِ دل ِکربلا شراره ی نگاهتون
منی که بارون چشام
شبیه ابر بهاری تو اوج غم می باره
می خوام برای حسینم
شمار و هدیه بیارم که یاوری نداره
دایی تون قسم بدین به جون زهرا مادرش
تا بذاره شهید بشین مثل علی اصغرش
نذارید که دست رد به سینتون بزنه
قبول شما ها اوج غرور منه
حالا که دست شهادت زده به اسمتون قرعه
فقط اینو بدونین با چشمای پر ِ از خون
برای اومدن من منتظر نمونین
دایی خجالت می کشه اگه برسم پیشتون
مادر

  • پنج شنبه
  • ۱۰
  • اسفند
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۰۸:۵۵
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر طفلان حضرت زینب(مایل نمی شوم که زمن راه کج کنی) *

۱۱۰۳
۲

شعر طفلان حضرت زینب(مایل نمی شوم که زمن راه کج کنی) مایل نمی شوم که زمن راه کج کنی
ما را امام زاده کنی میل حج کنی
یک بار رو زدم به تو این است پاسخت
حیف از تو نیست با من دل خسته لج کنی
زینب بسا ط کرده تو چیزی از او بخر
بهتر که رفع این همه عسر و حرج کنی
آه ضعیف زود اثر می کند بترس
با رد من چگونه به کارت فرج کنی
هر چند عین و کاف تو دیگر نمی شوم
سر کش تر از تو ام که مقر ر نمی شوم
پنجاه و چهار سال بزر گت نمو ده ام
انصاف ده برای تو مادر نمی شوم
خواهر نبود ه ای که ببینی چه می کشم
حال مرا بپرس که بهتر نمی شوم
گر زندگی دوباره بیا بم به دهر دون
سو گند بر برادر خواهر نمی شوم
من هر چه هست دختر زهرای اطهرم
با من بگو به نجمه برابر نمی شوم
من در نیابت از جگر

  • پنج شنبه
  • ۱۰
  • اسفند
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۵:۲۱
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر طفلان حضرت زینب(ای برادر جان شوم) *

۱۳۶۸
۵

شعر طفلان حضرت زینب(ای برادر جان شوم) ای برادر جان شوم
من بلا گردان تو
دسته گلهایم شوند
جملگی قربان تو
جان زهرا رد احسانم مکن
ای برادر دل پریشانم مکن
یا اخا یاحسین یا حسین ۲
در میان دشمنان
بس که دیدم غربتت
جای دستم دسته گل
آورم بر بیعتت
روز عاشورا کنم یاد غدیر
بهر یاری دسته گلهایم بگیر
یا اخا یا حسین یاحسین ۲
جسم گلهای مرا
آورید از قتلگاه
می کشد روی زمین
پایشان تا خیمه گاه
من نمی آیم برون از خیمه ها
تا نگردی شرمسارم اخا
یااخا یا حسین یا حسین ۲

  • پنج شنبه
  • ۱۰
  • اسفند
  • ۱۳۹۱
  • ساعت
  • ۱۵:۲۸
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

اشعار واحد زمینه برای طفلان حضرت زینب(س) از رضا تاجیک با سبک -( پر از اشکه دیدگانم، شده وقت امتحانم ) * رضا تاجیک

۲۲۶۳
۴

اشعار واحد زمینه برای طفلان حضرت زینب(س) از رضا تاجیک با سبک -( پر از اشکه دیدگانم، شده وقت امتحانم ) پر از اشکه دیدگانم، شده وقت امتحانم
سلیمان کربلایی، فدات این دو نوجوانم
برادر غمین و خسته ام من
برادر به تو وابسته ام من
برادر به تو دل بسته ام من ۲
می دونم شد دیگه نوبت من نظر کن ای جانا همت من
که مثل شیر خدا دیدنیه غیرت من
حسین جان حسین اخ الغریب ۴

دو طفلم با شور و غیرت، توی رویای شهادت
دارن میرن تا تن من، نبینن رخت اسارت
اسیرم به عشق تو اسیرم
فداتم امیر بی نظیرم
اگه تو بگی بمیر می میرم ۲
می شینم پای این عشق پاکت ببین که میذارم سر رو خاکت
حالا می بینیم بعد تو میشم سینه چاکت
حسین جان حسین اخ الغریب ۴

منی که مست نگاتم، همیشه خاک پاهاتم
یه حاجی دل شکسته، توی حج کربلاتم
نظر کن چش دریایی من
نظر

  • سه شنبه
  • ۶
  • آبان
  • ۱۳۹۳
  • ساعت
  • ۱۴:۱۰
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد