مایل نمی شوم که زمن راه کج کنی
ما را امام زاده کنی میل حج کنی
یک بار رو زدم به تو این است پاسخت
حیف از تو نیست با من دل خسته لج کنی
زینب بسا ط کرده تو چیزی از او بخر
بهتر که رفع این همه عسر و حرج کنی
آه ضعیف زود اثر می کند بترس
با رد من چگونه به کارت فرج کنی
هر چند عین و کاف تو دیگر نمی شوم
سر کش تر از تو ام که مقر ر نمی شوم
پنجاه و چهار سال بزر گت نمو ده ام
انصاف ده برای تو مادر نمی شوم
خواهر نبود ه ای که ببینی چه می کشم
حال مرا بپرس که بهتر نمی شوم
گر زندگی دوباره بیا بم به دهر دون
سو گند بر برادر خواهر نمی شوم
من هر چه هست دختر زهرای اطهرم
با من بگو به نجمه برابر نمی شوم
من در نیابت از جگر
- پنج شنبه
- 10
- اسفند
- 1391
- ساعت
- 15:21
- نوشته شده توسط
- یحیی