اشک غربت
می کشد آخر مرا این اشک های تو حسین (ع)
گریه های غربت بی انتهای تو حسین (ع)
ناله ی " هل من معین " تو مرا آشفته کرد
لرزه انداخته به جان من صدای تو حسین (ع)
هیچ کس دیگر نمانده ... بی کس و تنها شدی
ای همه دار و ندار من فدای تو حسین (ع)
زینبت مرده مگر اینگونه تنها مانده ای؟!!
گرچه دیگر نیست یاری پابه پای تو حسین (ع)
ای عزیز مادرم ... دورت بگردم ... غم مخور
بچه های من فدای بچه های تو حسین (ع)
جان بی جان "محمد" به فدای اکبرت
"عون" من قربان طفل دلربای تو حسین (ع)
خونشان از خون شش ماهه مگر رنگین تر است!
خونشان باید بریزد در هوای تو حسین (ع)
اذن میدان را بده ؛ تا در میان قتلگاه ...
جان دهند از
- جمعه
- 10
- آبان
- 1392
- ساعت
- 16:04
- نوشته شده توسط
- سیده زینب فیض










