شهادت امیرالمومنین علی (ع)

مرتب سازی براساس
 حسن لطفی

بستر حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام شب بیست‌و‌یکم -(به گردِ بسترِ تو دادِ بیداد) * حسن لطفی

977

بستر حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام شب بیست‌و‌یکم -(به گردِ بسترِ تو دادِ بیداد) روضه‌ی اول

به گردِ بسترِ تو دادِ بیداد
نشسته دخترِ تو دادِ بیداد
چه سازم با دلِ خود وای ای وای
چه سازم با سرِ تو دادِ بیداد

یتیمی گفت مادر مرکبم کو
فقیری گفت که شمعِ شبم کو
دوچشمانت چرا تار است امشب
مرا کشتی نگو که زینبم کو

طبیب آمد سرش را هِی تکان داد
مرا دستِ بلایی بی امان داد
طبیب امشب چه در گوشِ حسن گفت؟
زمین خورد و کفنها را نشان داد

زمانِ سوختن‌ها مانده باقی
غمِ عریان بدنها مانده باقی
به من حق میدهی حالا بسوزم
دوتا از این کفنها مانده باقی

نگاهم را به این رفتن بدوزم
لباسِ مجلسِ شیون بدوزم
خیالم نیست راحت با حسینم
نشستم چند پیراهن بدوزم

مرا با دردهای کوفه مگذار
که با نامردهای کوفه مگذ

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 18:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 حسن لطفی

شهادت حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام -(تو را می‌شوید امشب دستِ دریا) * حسن لطفی

933
1

شهادت حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام -(تو را می‌شوید امشب دستِ دریا) تو را می‌شوید امشب دستِ دریا
تو را با اشکِ ما با اشکِ زهرا
نمیدانم چرا می‌گویم امشب
بریز آبِ روان آهسته اَسما

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 19:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شهادت حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام غسل -(چگونه سَر کنم شب را عزیزم) * حسن لطفی

2160
1

شهادت حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام غسل -(چگونه سَر کنم شب را عزیزم) چگونه سَر کنم شب را عزیزم
چه سازم جانِ بر لب را عزیزم
بجای تو حسن ای کاش امشب
کفن می‌کرد زینب را عزیزم

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 19:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر شهادت حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام -(به مادر گفتم ای جان رو مپوشان ) * حسن لطفی

1619

شعر شهادت حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام -(به مادر گفتم ای جان رو مپوشان ) به مادر گفتم ای جان رو مپوشان
شبیه فصلِ هجران رو مپوشان
خجالت می‌کشد بابا کنارت
تو پهلو را بپوشان رو مپوشان

(حسن لطفی ۹۸/۰۳/۰۶)

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 19:03
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

شعر شب قدر -(هرچند در عمرت به جز غربت ندیدم) * سید پوریا هاشمی

822

شعر شب قدر -(هرچند در عمرت به جز غربت ندیدم) هرچند در عمرت به جز غربت ندیدم
امشب غمی در بین چشمانت ندیدم

آشفته ام کرده است اوضاع خرابت
حتی طبیب کوفه هم کرده جوابت

دیدی که آخر هردعایم بی اثر شد
از دستمال زرد رویت زردتر شد

امشب یتیمان دیده را یک دم نبستند
با کاسه های شیر پست در نشستند

امشب خودت پرکرده ای دوروبرم را
دست ابالفضلت سپردی معجرم را

ساکت نمان قدری برایم درددل کن
با زینب زار خودت هم درد دل کن

با من بگو این روضه های خط به خط را
سی سال تنها بودن و بی خوابی ات را

از روزهای بی کسی بوتراب و..
در شهر پیغمبر سلام بی جواب و..

از کینه های مردم بدباور شام
از سب و لعن تو سر هر منبر شام

یادی کن از دار السلام بین اتش
از آن جنایت های ت

  • چهارشنبه
  • 8
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 14:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

خورشید کوفه (کوفه تاریک است خورشیدش به پشت ابر رفت) * اسماعیل تقوایی

932

خورشید کوفه (کوفه تاریک است خورشیدش به پشت ابر رفت) کوفه تاریک است خورشیدش به پشت ابر رفت
پیکر مولای مظلومش درون قبر رفت

آنچنان مشتاق زهرا (س)بود مولامان علی
سوی جنت فزت ورب گویان بدون صبر رفت

  • چهارشنبه
  • 8
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 18:21
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 محمد جواد پرچمی

روضه ضربت خوردن امیرالمؤمنین ع -(آمدی خانه ام دلم خوش شد) * محمد جواد پرچمی

1029

روضه ضربت خوردن  امیرالمؤمنین ع -(آمدی خانه ام دلم خوش شد) آمدی خانه ام دلم خوش شد
آفتاب یگانۀ زینب
چقدر خوب شد سری زده ای
دم افطار خانۀ زینب

باز امشب دوباره مثل قدیم
با هم از هر دری سخنی گفتیم
دخترانه تو را بغل کردم
پدری دختری سخن گفتیم

گفتی امشب دگر به شمع سحر
پر پروانۀ تو نزدیک است
از برای وصال فاطمه ام
دخترم خانۀ تو نزدیک است

حرف رفتن زدی دلم خون شد
طاقتم را محک بزن ، باشد
شیر را پس بزن نمک بردار
روی زخمم نمک بزن باشد..

گریه ات بی قرار زهرا کرد..
آسمان و ستاره هایش را
شب آخر چقدر می بویی
تکه ی گوشواره هایش را

خاطرات مدینه تازه شدند
میخ در که گرفت به شالت
یاد آن کوچۀ شلوغی که
مادرم می دوید دنبالت

.... مادرم می دوید، می افتاد
دور او را سر و صد

  • پنج شنبه
  • 9
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 11:20
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

دزدان خلافت -(یارب رخ مردان خدا زرد نباشد) *مرحوم حاج حیدر خسروشاهی

781

دزدان خلافت -(یارب رخ مردان خدا زرد نباشد) یارب رخ مردان خدا زرد نباشد
دوران به مراد دل نامرد نباشد

از کینه ی اربابِ ریا خانه نشین شد
فردی که نظیرش به جهان فرد نباشد

شد خانه نشین آنکه جهان را ز مشیّت
نیکوتر از او هیچ ره آورد نباشد

در بند شود عالِم و جاهل بود آزاد
بالاتر از این درد دگر درد نباشد

آنانکه زدند آتش و درگاه علی سوخت
یارب دلشان ز آتش غم بَرد نباشد

از آل پیمبر بگرفتند فدک را
جز غصب بر این قوم عملکرد نباشد

در جامعه ای که نبود صلح و صفا، چون
اهل دل از آن جامعه دلسرد نباشد

خیری نبود جامعه ای را که در انظار
زان جامعه ارباب ریا طرد نباشد

تا جور و جفا شیوه ی حکّام جهان است
در باغ جهان هیچ گل ورد نباشد

از درد یتیمان به جهان

  • پنج شنبه
  • 9
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 14:14
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

نوحه هفتم شهادت امام علی (ع) -(هفتم مظلوم عالم ) * رضا یعقوبیان

1955
4

نوحه هفتم شهادت امام علی (ع) -(هفتم مظلوم عالم ) هفتم مظلوم عالم
سینه ها لبریز ماتم
شیعه می سوزدازاین مصیبت
شد شهید ستم جان امت
یا علی یا علی یا علی جان(۲)

هفتم داغ علی شد
چون خزان باغ علی شد
میزند بر سر و سینه زینب
ذکر مولا حسن گشته یا رب
یا علی یا علی یا علی جان

هفتم حیدر رسیده
شدحسینش قدخمیده
یاد سوز دل و روی گلگون
مجتبی وحسین گشته دلخون
یا علی یا علی یا علی جان

هفتم نور دو عین است
خونجگرازغم حسین است
رفته مولا علی سوی جنت
بی علی بی پدر گشته امت
یا علی یا علی یا علی جان

هفتم جان پیمبر
ذکر عالم گشته حیدر
در جنان گشته مهمان زهرا
دیده از داغ او گشته دریا
یا علی یا علی یا علی جان

هفتم نور دو دیده
زینب قامت خمیده
وامصیبت ازاین رنج وماتم
ن

  • پنج شنبه
  • 9
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)رفتی و بعد تو ای ماه جبینم چکنم * محمود اسدی

981
0

(غزل)رفتی و بعد تو ای ماه جبینم چکنم رفتی و بعد تو ای ماه جبینم چکنم
ای پدر از غم تو سخت حزینم چکنم

فرق بشکسته ی تو دیدم و فریاد زدم
من ز طفلی به غم و غصه عجینم چکنم

هر چه آید به سرم صبر کنم پیشه ولی
گر به داغ تن بی سر بنشینم چکنم

گفتی ای زینب من از روی تل می افتی
وای از تنگی گودال غمینم چکنم

با من از حمله ی مرکب روی سینه گفتی
راه رفتن به روی سینه ببینم چکنم

گفته ای هر چه بجویم بدنش پاشیده ست
گر ز رگهای گلو بوسه نچینم چکنم

به من از کوچه و بازار سخنها گفتی
آه از آن لحظه که بی یار و معینم،چکنم
******
شائق

  • شنبه
  • 11
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 20:09
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب

ضربت خوردن حضرت امیرالمومنین علیه السلام -(احترام مسجد و منبر شکست) * محمد هدایتی

1046

ضربت خوردن حضرت امیرالمومنین علیه السلام -(احترام مسجد و منبر شکست) احترام مسجد و منبر شکست
آن دمی که مرتضی را سر شکست

کشتی دین در دل بحر فتن
در تلاطم ، گوئیا لنگر شکست

چون شنیدم نالهء روح الامین
در خیالم شد کز او شهپر شکست

گفت والله در دل محراب عشق
فرق میر مومنین حیدر شکست

از جفای تیغ کین در صبح دم
فرق پاک ساقی کوثر شکست

سر ز سجده بر گرفت آن نازنین
لفظ الله گفت و لیک اکبر شکست

خون سر پاشید در محراب عشق
حرمت محراب پیغمبر شکست

وا عجب شق القمر آمد پدید؟
یا که حیدر را سر انور شکست

صبح صادق شاهد این فاجعه
فرق شاه لا فتی کافر شکست

منهدم شد والله ارکان هدا
عروه"الوثقی گسست اختر شکست

هالهء خون روی حیدر را گرفت
مصطفی را حامی و یاور شکست

از خطا زد ابن ملجم ض

  • دوشنبه
  • 3
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

در شهادت حضرت علی (ع) -(کوفه دیگر سُوت و کور و عاری از نور است امشب ) *حاج محمد رونقی مازندرانی

1044

در شهادت حضرت علی (ع) -(کوفه دیگر سُوت و کور و عاری از نور است امشب ) کوفه دیگر سُوت و کور و عاری از نور است امشب
جسم مولایم علی در خاک مَستور است امشب

گر شنیدی گنج در ویرانه پنهان است آری
{گنج مَکنونم} نهان در سینۀ گُور است امشب

بانگ زاری میرسد بر گوش و هوش از سر رُباید
گوئیا مُوسی مُقیم نَخلۀ طُور است امشب

مُطرب ناهید را ساز طرب از هم گُسسته
کاهش جان ماه را از دوری هُور است امشب

قبر او چون قبر زهرای جوان ناز پرورد
از نگاه غیظ آلود عدو دور است امشب

در فِراق اُسوه طاعت فضیلت علم و تقوی
دیده مالامال خون و دل پُر از شور است امشب

دوست با خود پیچد و با زینبش هم ناله گردد
دشمن از بیداد و ظلم خویش مَسرور است امشب

نور را بینند و کتمانش کنند از فَرط عِصیان
دیدۀ خ

  • دوشنبه
  • 3
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:14
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حاج اصغر فرشچی

شعر شهادت حضرت علی علیه السلام -(چو علی به مسجدش شد به نماز صبح یزدان) * حاج اصغر فرشچی

915

شعر شهادت حضرت علی علیه السلام -(چو علی به مسجدش شد به نماز صبح یزدان) چو علی به مسجدش شد به نماز صبح یزدان
بگشود پر کند طی چو مقام قرب انسان

به کمینش ابن ملجم قد علم نمود از کین
بزندبه فرق حیدر سر سجده تیغ بر ان

چو سرش زسجده برداشت بگرفت خون جمالش
به زبان خود بفرمود فزت ای خدایرحمان

به ندای جبرئیل بود همه ماسوا شنیدند
که علی زخون خود شد به صلوات صبح غلطان

حسن و حسین و عباس ز ندا شدند خبر دار
همه آمدند به مسجد سر برهنه و شتابان

به امامت حسن بود که نماز عشق سرآمد
که علی به خون خود غرق" شده رخوتی نمایان

تا سلام آخرین داد به ملایمت گرفتش
بیرد به سوی خانه که شود دوا و درمان

چو رسید درب منزل خود اوقدم زنان رفت
نگران زینبش بود که شود بسی هراسان

که مباد بیندش او

  • سه شنبه
  • 4
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 09:36
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

فزت و ربّ الکعبه -(از داغِ تو شد قران یکباره دچار تب) * مرضیه عاطفی

1103
1

فزت و ربّ الکعبه -(از داغِ تو شد قران یکباره دچار تب) از داغِ تو شد قران یکباره دچار تب
محراب، قدَش خم شد از واقعهٔ آن شب

شمشیر فرود آمد آنجا که نمی بایست
بر ساحت علم حق، بر کالبد مکتب

از «فزتُ و رَب» گفتی تا گفت که: بسم ٱلله...
با کینهٔ دیرینه؛ آن زاهدِ لامذهب

در عرش، تزلزل شد مسجد به تکان آمد
از داغِ سحرگاهی افتاد به تاب و تب

شمشیرِ تو رفت از حال تا زخم سرت را دید
از صبر تو بیطاقت! شد ذکر لبش «یا رب»

اشکش چه غریبانه بر صورتِ تو افتاد
تا پارچه را پیچید دور سرِ تو زینب(س)

تاریخِ تو شد روضه، از بعدِ غدیر خم...
شد کرب و بلا و شام مصداقِ همین مطلب!

#فزت_و_رب_الکعبه
#أشهد_أن_علی_ع_ولی_الله

  • دوشنبه
  • 22
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 19:14
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب
 عباس میرخلف زاده

متن شعر و زمينه شور شهادت مولا علی(ع) -(خدایا ببین) * عباس میرخلف زاده

846
1

متن شعر و زمينه شور شهادت مولا علی(ع) -(خدایا ببین) خدایا ببین
تو چشمام نمو
دیگه بسمه
بگير جونمو

دیگه تا کی بگم غم وجودمو باچاه
بجون فاطمه تو سینمه یه کوه آه
بیشتر بیست ساله شدم رفیق نیمه راه

یه عمره بغضی دارم
یه روضه روی لبم
میرم پیش فاطمم
خداحافظ زینبم

خداحافظ زینبم

حالا که میری
با چشمای تر
به مادر بگو
حسینم ببر

میگیره گریم از شبای بی سر و سامون
مگه یادم میره میبردنت کشون کشون
یادمه روزمین نشست بابا ، مادرمون

جلو چشمم مادرم
کتک خورد از دشمنا
تادیدم افتاد زمین
همونجا شد کربلا

دلم خونه ای خدا

بده دست من
بابا دستاتو
نریز تو خودت
همه غم هاتو

میمیره دخترت اگه نباشی کنارم
غم تو و مادر گرفت تمومه قرارم
شبا سرو رو چادر مادر من میذارم

نمیره

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 10:29
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 عباس میرخلف زاده

سنگين شهادت مولا -(غصه داره تو چشمامون) * عباس میرخلف زاده

823
0

سنگين شهادت مولا -(غصه داره تو چشمامون) غصه داره تو چشمامون
غم میباره از آسمون
باز یتیم میشیم ای خدا
بابا میذاره تنهامون

دیگه تمومه حرفای، بابام بااین چاه
دیگه نمیکشه بابام ، ازتو دلش آه
غم تو کوچه بس نبود ، برامون انگار
شبه یتیمه ماها ، رسیده از راه

دلا پر از درده ، رنگت چرا زرده
پاشو ببین زینب ، دورتو میگرده

واویلتاه واویلاه ۲

سوت و کور میشه خونمون
این بهار ما شد خزون
یا که حرف رفتن نزن
یا بگیر بابا جونمون

میری دیگه نمیبینی، خونی رو مسمار
راحت میشی بابا دیگه ، از در و دیوار
نداره غصه های ما دیگه تمومی
پس لااقل توزینبو به سقا بسپار

غصه ها کرد پیرم
از همه دلگیرم
بی تو و بی مادر
والله میمیرم

واویلتاه واویلتاه

بی تو زینب میشه

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 10:33
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

رباعی ضربت خوردن مولا_شق القمر رخ داد با یک ضرب سنگین * اسماعیل تقوایی

889
1

رباعی ضربت خوردن مولا_شق القمر رخ داد با یک ضرب سنگین شق القمر رخ داد با یک ضرب سنگین
سروی فرو افتاد در محراب خونین

فرق علی یعنی که فرق عدل بشکافت
ای وای، آن ضربت شکستی پایه ی دین

  • چهارشنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 00:18
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 امیررضا فرجوند

نوحه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان -(امشب ز چه رو بابا حیران و پریشانی) * امیررضا فرجوند

1027

نوحه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان -(امشب ز چه رو بابا حیران و پریشانی) امشب ز چه رو بابا حیران و پریشانی
خوناب جگر ریزی بر چهره ی نورانی

چشمان فلک مثلت کی دیده و بشنیده
اشک از چه پدر امشب جاری کنی از دیده
نور رخ زیبایت هر جا شده تابیده
در ذکر و دعا هستی ، درسجده ی عرفانی

اندر ره تو بیتاب چشمانِ یتیمان است
چشم همه مظلومان در راه تو گریانست
خوانِ همه مغمومان امشب تهی از نانست
یار فقرا هستی ، بابای یتیمانی

هر دم نگرم بینم در سِیرِ الی اللهی
از حق تو همی بابا وصل رخ او خواهی
آیا خبری باشد ؟؟ من را بده آگاهی
زین حالت خود قلب من را تو بسوزانی

خوش زمزمه ای مولا امشب به جگر داری
با قرص جوی امشب بنموده ای افطاری
گه گوش به گلبانگ مرغان سحر داری
در ذکر خدا باشی ، پیوسته دعا خوانی

  • چهارشنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 12:29
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 عباس میرخلف زاده

شعر سنگين شهادت مولا -(نبود توی مدینه پهلوونی به جز من) * عباس میرخلف زاده

1258

شعر سنگين شهادت مولا -(نبود توی مدینه  پهلوونی به جز من) نبود توی مدینه
پهلوونی به جز من
بس بود یه اسم حیدر
که دشمنا بلرزن

ولی آخر یه روزی
یه عده ای حسود و بی مروت
بال منو شکستند
تو کوچه شد به همسرم جسارت
کشون کشون میبردن
امیر خیبر و برای بیعت

سی ساله که گذشته
ولی هنوز میسوزم
حرف دلم با چاهه
این شده حال و روزم

واویلتا واویلا

سی ساله بعد دوباره
طعم غمو چشوندن
با شمشیرای کینه
فرق منو شکوندن

تا فرقمو شکستن
دیدم که فاطمه اومد کنارم
با گریه گفت علی جان
بی تو یه لحظه طاقتی ندارم
گفتم بهش که زهرا
بجون زینبم تنها نذارم

زهرا دلم گرفته
دل داره باز بهونه
نذار یه لحظه حیدر
تنها با غم بمونه

واویلتاه واویلا

بابا پاشو حسینت
گریون و بیقراره
پاشو ببین که زین

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 10:33
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شهادت امیرالمومنین ع -(خون می چکد ز مسجد یا فرق پاک مولا) * رضا توحیدی

976
3

شهادت امیرالمومنین ع -(خون می چکد ز مسجد یا فرق پاک مولا) خون می چکد ز مسجد یا فرق پاک مولا
دل می‌رود ز مسجد تا عرش حی اعلا
یارب چراغ مسجد گردید تار و خاموش
رفته (ضیاء) مسجد یا مهر عالم آرا

  • چهارشنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 17:05
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا حیدر کرار(ع) _نبوده در عرب اندر مصاف او هماوردی * اسماعیل تقوایی

1960

یا حیدر کرار(ع) _نبوده در عرب اندر مصاف او هماوردی یا حیدر(ع)
نبوده در عرب اندر مصاف او هماوردی
ولی افتاد در محراب با شمشیر نامردی

سحر گاهان زچشم مسجد ومحراب خون بارد
شکسته فرق حیدر، شاخص دین وجوانمردی

تمام کوفیان گویند لعنت بر تو بن ملجم
چرا با بهترین مخلوق این عالم چنین کردی

علی افتاده در بستر، یتیمان بی پناهانند
ز امشب یار آنها ناتوان باشد زشبگردی

ندای قد قتل پیچید از جبریل در عالم
خدا هم می کند با آل پیغمبر، همدردی

عجب زهری به تیغش داده بوده زاده ملجم
که مشهود است در روی علی مرتضی زردی

بمیرم باز هم زینب دچار داغ می گردد
نصیبش می شود بعد پدر حرمان ودلسردی

شعر:اسماعیل تقوایی

  • پنج شنبه
  • 25
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 04:59
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

شیرخدا امیر دلاور شهید شد * مرضیه عاطفی

1064

شیرخدا امیر دلاور شهید شد شیر خدا! امیرِ دلاور شهید شد
تنها وصیّ شخص ِ پیمبر(ص) شهید شد

بر هم نهاد چشم و رسید آخرین نفس
راحت شد از مدینه و آخر شهید شد

کعبه نشست بر سر و بر سینه زد فقط
تا که شنید حضرتِ حیدر شهید شد

قران کنارِ سورۂ کوثر چه بیقرار-
با گریه گفت: ساقی کوثر شهید شد

غرقِ سکوت! خیره به «در»! مثل فاطمه(س)
در خانه؛ کنج غربتِ بستر شهید شد

با بغض چندساله حسن(ع) گفت که پدر
از داغ محسن(ع) و غم ِ مادر شهید

غنفذ(لع) خبر رساند برای مغیره(لع) که-
خوشحال باش! تک یلِ خیبر شهید شد

میگفت إبن مُلجم ِ ملعون پس از نماز
مسجد صفا گرفته و...بهتر... شهید شد

شعر گریز پایِ من از کربلا بگو...
آنجا که تشنه؛ ساقی لشکر شهید شد

زینب(س) نگاه کرد و زمین خورد! تا حسین(ع)-
بر رویِ خاک؛ با تنِ بی «سر» شهید شد!

#أللهم_العن_قتلة_أمیرالمومنین

  • پنج شنبه
  • 25
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 17:45
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب

زمینه شهادت امیرالمومنین علی علیه السلام -(قلب زینب امشب شده غرقه داغ و ماتم) * منصوره محمدی مزینان

1108

زمینه شهادت امیرالمومنین علی علیه السلام -(قلب زینب امشب شده غرقه داغ و ماتم) بند ( اول )

قلب زینب امشب شده غرقه داغ و ماتم
اشکِ غم می بارد از چشمان شاه عالم
یکسو یتیمانِ کوفه نالان نالان نالان
یکسو ابالفضل و حسن گریان گریان گریان

آه ای فلک...

گلبوسه های،زینب به روی،زخم سر او،می شیند
درچشم بابا،یاس علی را،باقامتی خم،می بیند

با دیدن خون روی بستر
از فرقه نیمه چاک حیدر
افتاد حسن دوباره یاد
میخ و در و پهلوی مادر

" وای یا حیدر " ۲ _ وای یا مرتضی

بند دوم

زخم سرش نشون میده ضربت شده کاری
اشک خون شده در چشم زهرا امشب جاری
ذکر لب زهرا شده حیدر ،حیدر،حیدر
ملائک قرآن گرفتن پای بستر، بر سر

آه ای فلک.....

زهرا به یاد روزِ وصالش با حضرت عشق
...افتاده
گشته برای دیدار یارش بی ص

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 15:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

زمینه شهادت امام علی علیه السلام -(رسیده حیدر ، تو عرش اعلا) * حسین رحمانی

777
2

زمینه شهادت امام علی علیه السلام -(رسیده حیدر ، تو عرش اعلا) رسیده حیدر ، تو عرش اعلا
با فرق خونین ، کنار زهرا
دل عالم ، پریشونه، برای داغ مولا
همه عرش و، زمین دارن، میگن آه و واویلا

به خون نشسته منبر و محراب
نخلستونا همه شدن بی تاب
عزادران یتیما با اصحاب

دیگه صفای عالمین رفته
از شهر کوفه نور عین رفته
بابای مظلوم حسین رفته

علی جانم علی

با آه و زاری ، تو موج غمها
غریبونه بود ، عروج مولا
دل زینب ، شده خون از ،وصیتهای بابا
که بعد ازین ، شب تاره، براش روزای دنیا

میگفت که دخترم میشی تنها
تو می مونی حسین و عاشورا
اسیر میشی بدست نامردا

بابا نگفتی از تن بی سر
کبود میشه تنم مثه مادر
چه جور بیام تو کوفه بی معجر

-------------------

چقد مظلومِ ، امیر دلها
ک

  • پنج شنبه
  • 13
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:29
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

در منقبت حضرت امیرالمومنین(ع) * مرتضی محمودپور

1952

در منقبت حضرت امیرالمومنین(ع) ◾به بهانه‌ی
◾شهادت مولا علی(ع)

پرکن از کوثر، تو جامم یا علی
از می‌ت تر کن تو کامم یا علی
کاش میخواندی تو نامم یا علی
بشنو اینک این پیامم یا علی
باشد این آخر کلامم یا علی
من غلامت را غلامم یاعلی

منکه مسجود ملائک بوده‌ام
من به شان آدمی افزده‌ام
چونکه بر خاک تو سر را سوده‌ام
من به ظل سایه‌ات آسوده‌ام
گر گذارند احترامم یا علی
من غلامت را غلامم یا علی

یاعلی دست من و دامان تو
یاعلی چشم من و احسان تو
یاعلی جانم فدای جان تو
کی شود آقا شوم قربان تو
هرکه کرده تا سلامم یاعلی
من غلامت را غلامم یاعلی

من نجف خواهم بیا دستم بگیر
دل به عشقت تا قیامت شد اسیر
جز محمد بر همه هستی تو پیر
تو امیری بر همه نعم‌الامیر
نام تو حسن‌ختامم یا علی
من غلامت را غلامم یا علی

  • پنج شنبه
  • 25
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 19:13
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

شهادت امیرالمومنین -(ناله جبریل حق عالم و آدم گرفت) * رضا توحیدی

1576
1

شهادت امیرالمومنین  -(ناله جبریل حق عالم و آدم گرفت) ناله جبریل حق عالم و آدم گرفت
عاشق بی تاب حق حاجت از این در گرفت
صبح یتیمان بشد شام غریبان رسید
محنت این غمسرا رونق دیگر گرفت
دل به عزا خانه رفت لاله ز گلخانه رفت
بلبل بستان دل لاله پرپر گرفت
فرق همایش دو تا قبله نمایش جدا
آتش سوزان غم گلشن حیدر گرفت
شمع فروزان دل از بر این آب و گل
تا دم ایوان دل صد دل و دلبر گرفت
نور (ضیاء)ی که بود شمع شبستان جود
رفته به حال سجود راه به کوثر گرفت

  • یکشنبه
  • 28
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 01:19
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شهادت امیرالمومنین ع -(امشب قمر دو تا شد یا فرق پاک مولا) * رضا توحیدی

1784

شهادت امیرالمومنین ع -(امشب قمر دو تا شد یا فرق پاک مولا) امشب قمر دو تا شد یا فرق پاک مولا
خنجر به قلب ما شد یا فرق پاک مولا
غمگین شده پیمبر در سوگ جان حیدر
قرآن ز هم جدا شد یا فرق پاک مولا

  • یکشنبه
  • 28
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 19:25
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمود اسدی

زمزمه شب نوزدهم/تا ضربه ی شمشیر بر سر مولا خورد * محمود اسدی

1200
-1

زمزمه شب نوزدهم/تا ضربه ی شمشیر بر سر مولا خورد تا ضربه ی شمشیر بر سر مولا خورد
شد زنده در چشمش که خون دلها خورد
با سر زمین خورد و عرش خدا لرزید
گویا دوباره میخ بر قلب زهرا خورد

علی به مسجد با فرق دو تا افتاد
با ذکر یا زهرا، حیدر ز پا افتاد
شد زنده در پیش نگاه او این غم
که در روی جسم خیرالنسا افتاد

روی گلیمی تا خانه تو را بردند
به خاطر زینب چه بی صدا بردند
ولی حسینت را از بس که پاشیده ست
از گوشه ی گودال با بوریا بردند
*******
شائق
اللّهم عجّل لولیک الفرج

  • سه شنبه
  • 6
  • خرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 17:15
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

نوحه شب نوزدهم/فزت و رب الکعبه بر روی لب دارم * محمود اسدی

1056
2

نوحه شب نوزدهم/فزت و رب الکعبه بر روی لب دارم فزت و رب الکعبه بر روی لب دارم
در سینه ام از فرط غم،تاب و تب دارم
واویلتا واویلتا آه و واویلا

من ای خدا بی یاور و یار و تنهایم
چشم انتظار دیدن روی زهرایم
واویلتا واویلتا آه و واویلا

از ضرب شمشیر عدو فرقم دریده
اما کسی موی سرم را نکشیده
واویلتا واویلتا آه و واویلا
*******
شائق
اللهّم عجّل لولیک الفرج

  • سه شنبه
  • 6
  • خرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 17:57
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

شب شهادت امیرالمومنین شب بیست ویکم رمضان -(لحظه ای سخت و جانفرساست بابایِ غریب) * محسن راحت حق

935

شب شهادت امیرالمومنین  شب بیست ویکم رمضان -(لحظه ای سخت و جانفرساست بابایِ غریب) لحظه های سخت و جانفرساست بابایِ غریب
ذکرِ تو بدجور بر لبهاست بابایِ غریب

در دلم دل شوره افتاده ..پُر از دلتنگی ام
بینِ قلبم محشری بر پاست بابایِ غریب

مثلِ سیلابی شدم زمزم شده چشمانِ من
از فراقت دیده ام دریاست بابایِ غریب

این که راحت می شوی از مردمِ دنیا پدر
این تصوّر ها فقط زیباست بابایِ غریب

تجربه کردم یتیمی را پس از مادر ..ولی
ای هیاهوهاپُر از غوغاست بابایِ غریب

بر مشامم می رسد از دور و اطرافِ اطاق
این شمیمِ مادرم زهراست بابایِ غریب

من فداییِ حسینم خاطرت آسوده باد
دخترت شوریده و شیداست بابایِ غریب

در حفاظت از من زینب وصیّت می کنی
این یلی که نامِ او سقّاست بابایِ غریب

بر ابالفضلم سفار

  • سه شنبه
  • 16
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 10:45
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد