فاطمیه ها دل من بی قراره
فاطمیه ها ابر چشمام میباره
فاطمیه ها خدا هم غصّه داره
واویلا
چشامون توی فاطمیّه ها همیشه ابر و بارونی بودن
گلای یاس باغچه ی خونه مثه یاس مدینه کبودن
وای ، بارش غم بی امونه
وای ، عزای یار جوونه
وای ، مادری که قدکمونه
واویلا مادر ای مادر
******
کنج بسترش حسنش بی شکیبه
میگه با دلی که حالا غم نصیبه
مادرم ببین بابا حیدر غریبه
واویلا
می میرم لحظه ای که می بینم دستتو روی پهلو می گیری
خوشی از خونمون رو می گیره وقتی که از بابا روی می گیری
وای ، دوباره وا کن چشاتو
وای ، نشکن دل بچه هاتو
وای ، از خدا می خوام شفاتو
واویلا مادر ای مادر
******
نخل آرزوم شده بی برگ و ریشه
آه و ناله
- شنبه
- 30
- شهریور
- 1392
- ساعت
- 16:10
- نوشته شده توسط
- یحیی








