شهادت امام جعفر صادق

مرتب سازی براساس

اشعار شهادت امام جعفر صادق(ع),(آتش زهر جفا افتاد تا بر پیكرش) *

3087
2

اشعار شهادت امام جعفر صادق(ع),(آتش زهر جفا افتاد تا بر پیكرش) آتش زهر جفا افتاد تا بر پیكرش

پاره پاره شد دل خونین و محنت پرورش

ای دریغا زهر كین شیرازه عمرش گسست

آن كه گُل می ریخت در علم و وفا از دفترش

حاجتی بر آتش زهر جفا دیگر نبود

كز غم زهرای اطهر سوخت از پا تا سرش

یاد كرد از ناله های مادر و دیوار و در

تا كه دشمن زد شرار غم به دیوار و درش

گاه بین شعله ها گفتا منم پور خلیل

گاه ناله زد به یاد ناله های مادرش

راز قتل مادرش را چون كه پرسیدند گفت

با غلاف تیغِ كینه كرد گلچین پرپرش

گاه از غم های مادر گه ز داغ كربلا

شعله ور شد جان او از آتش چشم ترش

از نماز و از شفاعت گفت با مردم سخن

در میان بستر و روز وداع آخرش

ای «وفائی» هستی از عطر وجودش با صفا

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:03
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار شهات امام جعفر صادق(ع),(منم آن دل که ز داغ تو به دریا میزد روضه ات شعله به دامان ثريا ميزد مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند پیر مردی که نفس در پی آنها میزد آن طرف گریه ي طفلان من و در این سو خنده بر بي كسي ام دشمن زهرا می زد نيمه ج *

10815
1

اشعار شهات  امام جعفر صادق(ع),(منم آن دل که ز داغ تو به دریا میزد  روضه ات شعله به دامان ثريا ميزد     مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند  پیر مردی که نفس در پی آنها میزد     آن طرف گریه ي طفلان من و در این سو  خنده بر بي كسي ام دشمن زهرا می زد     نيمه ج منم آن دل که ز داغ تو به دریا میزد

روضه ات شعله به دامان ثريا ميزد

مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند

پیر مردی که نفس در پی آنها میزد

آن طرف گریه ي طفلان من و در این سو

خنده بر بي كسي ام دشمن زهرا می زد

نيمه جاني كه در آتش پي ِ طفلانش بود

شعله وقتي ز در سوخته بالا ميزد

آه از آن بزم شرابی که به يادم آورد

داغ آن زخم که نامرد به لبها میزد

یاد آن طفل که زنجیر تنش مانع بود

تا ببیند که لبِ چوب کجا را میزد

همه ي قدرت خود جمع نمود اما دید

خیزران را به لب زخمی بابا میزد

ترکه اش گاه به رخ گاه به دندان می خورد

در عوض عمه ي ما بود که خود را میزد

(حسن لطفي)

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:36
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(ای ششمین حجت پروردگار) *

3616
0

اشعار شهادت امام صادق(ع),(ای ششمین حجت پروردگار) ای ششمین حجت پروردگار

مذهب شیعه ز شما ماندگار

شیعه اگر به مذهبش عاشق است

به همت ولی خود صادق است

شرح كلام حق به انشای تو

اصول دین رد قدم های تو

دین به سخن های تو تفسیر شد

علم همه پیش تو تحقیر شد

فهم همه شد سخن تازه ات

هیچ كسی نیست در اندازه ات

حوزه به فتوای تو تاسیس شد

عشق به امضای تو تدریس شد

ای متعصب به مرام علی

هم تو مفسر كلام علی

ای حرم خاكی تو عرش ما

قبله توحید كلام شما

پایه گذار مكتب حیدری

شكر خداوند منم جعفری

ای ضربان همهٔ درس ها

حضرت استاد تصدّق لنا

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:06
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(آن قدر بي‌صدا و خموش از ترانه‌اي) *

2870
1

اشعار شهادت امام صادق(ع),(آن قدر بي‌صدا و خموش از ترانه‌اي) آن قدر بي‌صدا و خموش از ترانه‌اي

حِس مي‌كنم شكسته و بي‌آشيانه‌اي

آقا شنيده‌ام پِيِ مركب دويده‌اي

پاي برهنه،نيمه‌ي شب،چي كشيده‌اي؟

با پنجه زهر بر جگرت چنگ مي‌زند

با لكّه‌هاي خون به لبت رنگ مي‌زند

***

گيسو سفيد ، قدّ كمان ، بين بستري

آقا چه قدر پير شدي...شكل مادري

اشك فراق در نگهت موج مي‌زند

دلواپس يتيميِ موسي بن جعفري

چشم بقيع منتظر مقدمت شده

تو آخرين امانت شهر پيمبري

حالا به ياد خاطره‌ي دست بسته‌ات

گريان براي غربت زهرا و حيدري

آتش گرفت خانه‌ات امّا كسي نشد

در بين شعله كُشته‌ي ديواري و دري

آتش گرفت خانه‌ات امّا در آن ميان

از خانواده‌ي تو نبُردند معجري

***

دشمن براي قتل تو شم

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:52
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(همنشین دلِ من زهرِ شرر بار شده) *

3546
1

اشعار شهادت امام صادق(ع),(همنشین دلِ من زهرِ شرر بار شده) همنشین دلِ من زهرِ شرر بار شده

قاتل مادرِ من آن در و دیوار شده

یاد مادر به خدا کرده مرا دلگیرم

قصه‌ی کوچه میانِ دلِ من خار شده

من که در کوچه، زمین خورده به خود می‌پیچم

جگرم سوخته و سخت گرفتار شده

می‌خورم روی زمین خاک شده غمخوارم

صادقِ آلِ علی یکّه و بی‌یار شده

بسکه منصور خورانده به دلم زهرِ ستم

دلِ پژمرده‌ی من زخمی و بیمار شده

آخر از سوز شرر سینه‌ی من می‌سوزد

روز من در نظرم همچو شبِ تار شده

شکر حق روزه‌ی امروز قبولش گردید

عاقبت روزه به زهرِ عدو افطار شده

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:17
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(بقيع ! باز كن آغوش روح پرور را) *

3580

اشعار شهادت امام صادق(ع),(بقيع ! باز كن آغوش روح پرور را) بقيع ! باز كن آغوش روح پرور را

كه در برت بِكِشي ميهمان آخر را

بقيع ! غسل زيارت كن و ضريح بساز

كه بوسه‌ها بزني پيكري مطهر را

بقيع ! اين تنِ مولاي سالخورده‌ي ماست

بگير در بغل آرام ياس پرپر را

بدان كه شرح غم اين غريب دشوار است

غمي كه كاسه‌ي خون كرد ديده‌ي تر را

بميرد آنكه در اين سنّ و سال زهرش داد

كه آتشي زد و سوزاند پاي تا سر را

شرار زهر شبي را به خاطرش آورد

كه ديد شعله‌ي بر چار چوبه‌ي در را

ميان دود درِ خانه با لگد وا شد

كه باز زنده كند روضه‌هاي مادر را:

-چه ضربه‌اي كه سر و روي ميخ را خون كرد

شكست شيشه‌ي عمر عزيز حيدر را-

بقيع ! روضه‌ي شيخ الائمّه سنگين است

ولي بيا كه بگويم از

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:56
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 محمد فردوسی

اشعار شهادت امام صادق(ع) - ( تا که در خانه در برابرش افتاد) * محمد فردوسی

4607
1

اشعار شهادت امام صادق(ع) -  ( تا که در خانه در برابرش افتاد) تا که در خانه در برابرش افتاد
شعله ی آهی میان حنجرش افتاد
بر سر سجّاده مثل جدّ غریبش
بند اسارت به جسم لاغرش افتاد
پای پیاده دوان دوان پی مرکب
در وسط کوچه ها که پیکرش افتاد ...
... ناله زد آن جا شبیه ناله ی زهرا
یاد کبودی روی مادرش افتاد
لحظه ای که مادرش به روی زمین خورد
ضربه چنان سخت بود... گوهرش افتاد
خواست که بر روی پای خویش بایستد
هر چه قَدَر سعی کرد... آخرش افتاد
تاول پاهای خویش را که نظر کرد
خاطره ای در دل مطهرش افتاد
روضه ای از روضه های داغ رقیه
شعله ی اشکی شد و به محضرش افتاد
در اثر شدّت پیاپی سیلی
دیده ی او تار شد ... معجرش افتاد

شاعر: محمد فردوسی

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:20
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(من ولی‌الله اعظم مقتدای راستینم) *

3005
2

اشعار شهادت امام صادق(ع),(من ولی‌الله اعظم مقتدای راستینم) من ولی‌الله اعظم مقتدای راستینم

چشمۀ عین الحیاتم صاحب علم الیقینم

رهنمای اهل ایمان مقتدای اهل دینم

آفتاب علم و دانش در سما و در زمینم

گوهر شش بحر نورِ ذاتِ رب العالمینم

من ششم مولای خلق اولین و آخرینم

****

علم در عالم تجلی می‌کند از منبر من

نور دانش بود از اول هاله‌ای دور سر من

اهل عرفان چهره بنهادند بر خاک در من

تا ابد جوشد شراب معرفت از کوثر من

وارث علم و کمال و حلم ختم المرسلینم

من ششم مولای خلق اولین و آخرینم

****

در حیات علم می‌جوشد مسیحا از لب من

بس اساتید جهانی کآمدند از مکتب من

روزها باشد همه روز من و شبها شب من

سالکان را رستگاری نیست جز در مذهب من

کلک دانش در کف و دس

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:03
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام جعفر صادق(ع),(ای جمال کبریا آیینه‌ات) *

3324
2

اشعار شهادت امام جعفر صادق(ع),(ای جمال کبریا آیینه‌ات) ای جمال کبریا آیینه‌ات

علم کل انبیا در سینه‌ات

دانش آرد سجده بر خاک رهت

ملک نامحدود حق دانشگهت

با نگاهت قطره دریا می‌شود

ذره مهر عالم‌آرا می‌شود

علم آرد بر درت روی نیاز

وحی کرده بر شما آغوش، باز

نام تو نام‌‌آوران را شور داد

هفت شهر معرفت را نور داد

هم سرانگشت الهی خامه‌ات

هم کتاب‌الله، دانشنامه‌ات

حیدر و زهرا و احمد کیست؟ تو

صادق آل محمد کیست؟ تو

بوبصیرت بر بصیرت جان و سر

جابر تو علم شیمی را پدر

کرسی درست مفضل‌پرور است

هر کلامت هفت‌دریا گوهر است

گرچه تا عمق زمان‌ها تاخته

علم هم قدر تو را نشناخته

نور شد نور از چراغ مکتبت

بوسۀ آیات قرآن بر لبت

هرچه دانش گشت عمرش بیشتر

باز

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:08
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام جعفر صادق(ع),(تیره ای از تبار تاریکی) *

3363
-1

اشعار شهادت امام جعفر صادق(ع),(تیره ای از تبار تاریکی) تیره ای از تبار تاریکی
آبروی مدینه را بردند
پا برهنه بدون عمامه
دست بسته...تو را کجا بردند!؟

باز تکرار می شود در شهر

قصه کوچه... خانه... آتش... در

وسط شعله پور ابراهیم

روضه می خواند؛ روضهٔ مادر

خواب دیدم که پشت پنجره ها

رو به روی بقیع گریانم

پا به پای کبوتران غریب

در پی آن مزار پنهانم

گریه در گریه با خودم گفتم

جان افلاک پشت پنجره هاست

آی مردم تمام هستی ما

در همین خاک پشت پنجره هاست

فصل غم آمده زمان عزاست

کُنج سینه شراره ها دارم

رخت ماتم به تن نمودم و باز

بین چشمم ستاره ها دارم

آسمان نگاه غم بارم

رنگ و بوی مدینه را دارد

هر چه قدر آه هم اگر بکشم

از تب سینه باز جا دارد

آن که

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:12
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام جعفر صادق(ع),(کوچه کوچه مدینه لبریز از) *

2738

اشعار شهادت امام جعفر صادق(ع),(کوچه کوچه مدینه لبریز از) کوچه کوچه مدینه لبریز از

عطر و بوی محمّدی شده است

به تن شهر باز گشته حیات

غرق در رفت و آمدی شده است

دم به دم با دم مسیحائیت

منتشر می کنی حقایق را

به دیار مدینه می بخشد

چشمهای تو صبح صادق را

مثل جدت مدینة العلمی

ششمین آفتاب اندیشه

با بیان پیمبرانه‌ی تو

شد به پا انقلاب اندیشه

با شکوه تو تا هزاران سال

سرفراز است رایت شیعه

که به «قال الامام صادق» ها

زنده مانده هویّت شیعه

لحظه لحظه زراره پرور بود

یابن طاها! نبوغ چشمانت

شده صدها مفضّل و جابر

ریزه خوار فروغ چشمانت

در عروج الهی ات هر دم

جان تو شوق بندگی دارد

نیمه‌ی شب قنوت دستانت

درس عشق و پرندگی دارد

مست پرواز می‌کند دل را

رب

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:15
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(دل گرفته یاد ایوان بقیع) *

3100
0

اشعار شهادت امام صادق(ع),(دل گرفته یاد ایوان بقیع) دل گرفته یاد ایوان بقیع
دیده ای داریم گریان بقیع
حیف بر خاکش بتابد آفتاب
سایه ی عرش است بر جان بقیع

غربتش چون شمع آبم می کند

صحن ویرانش خرابم می کند

نسل در نسل عشق دارم، عاشقم

چون گرفتارت کما فی السّابقم

شیعه ی فقه و اصول مذهبم

زنده از انوار قال الصّادقم

کرسی درست جهاد اکبر است

ابن حیّان و مفضّل پرور است

فاطمیّه سفره ی جانانه ات

بود هر شب روضه ی ماهانه ات

درس اول روضه خوانی بود و بس

تا حسینیّه است مکتب خانه ات

روزی یک عمر ما دست شماست

خرج راه کربلا دست شماست

باز بر بیت ولا آتش زدند

نیمه شب وقت دعا، آتش زدند

باز هم دست ولایت بسته و

پشت در صدیقه را آتش زدند

نه ردایی نه عمامه ب

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:26
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(ای جلوه ی نهایت عشق و لسان عشق) *

3660
1

اشعار شهادت امام صادق(ع),(ای جلوه ی نهایت عشق و لسان عشق) ای جلوه ی نهایت عشق و لسان عشق

وای آسمان علم خدا، کهکشان عشق

با یک نظاره حاجت او را روا کنی

هر کاو رسیده بر در تو با زبان صدق

×××

آموزگار مکتب اثنی عشر تویی

آیینه ی خدای، در این بحر و بر تویی

آن سروری که در عوض ناسزای خصم

پُر کرده کیسه اش همه در و گهر تویی

×××

چون مرتضی سرای تو آتش کشیده اند

نا محرمان به بیت تو حرمت دریده اند

دست تو را چو حیدر کرار بسته اند

اطفال تو به خانه حرامی بدیده اند

×××

پای برهنه و سر عریان به کوچه ها

تو بودی و خیانت منصور بی حیا

ذکرت میان آن همه غم یا حسین بود

تو سوختی به یاد شهیدان کربلا

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:24
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(کاش من هم به لطف مذهب نور) *

3400
1

اشعار شهادت  امام صادق(ع),(کاش من هم به لطف مذهب نور) کاش من هم به لطف مذهب نور

تا مقام حضور می رفتم

کاش مانند یار صادقتان

بی امان در تنور می رفتم

علم عالم در اختیار شماست

جبر در این مسیر حیران است

چشم هایت طبیب و بیمارش

یک جهان جابر بن حیان است

روز و شب را رقم بزن آخر

ماه و خورشید در مُرکّب توست

ملک لا هوت را مراد تویی

آسمان ها مرید مذهب توست

قصه تکرار می شود یعنی

باز هم در مدینه عاشق نیست

کوچه در کوچه شهر را گشتم

هیچ کس با امام ، صادق نیست

***

خواب دیدم که پشت پنجره ها

روبروی بقیع گریانم

پابه پای کبوتران حرم

در پی آن مزار پنهانم

گریه در گریه با خودم گفتم

جان افلاک پشت پنجره هاست

آی مردم ! تمام هستی ما

در همین خاک پشت پنج

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:33
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(طنین هق هق بادو فغان کوچه ی سرد) *

3280

اشعار شهادت امام صادق(ع),(طنین هق هق بادو فغان کوچه ی سرد) طنین هق هق بادو فغان کوچه ی سرد

صدای خنده ی نحس سواره ای ولگرد

دوباره روضه ی تلخ طناب و دست امام

زمانه مثل علی با شما چه بد تا کرد!؟

در درون حجره عبا و عصاش جا مانده

نکش!نه! محض رضای خدا، نرو برگرد

زبان به طعنه گشود آن نواده ی ابلیس

به اهل بیت نبی بارها جسارت کرد

چقدر بی ادبانه!!! عزیز فاطمه را

کشان کشان دل شب مجلس شراب آورد

شکست حرمت موی سپید آقایم

کنار میز قمار جماعتی نامرد

همه نشسته و او ایستاده می بیند

جنون رقص غرور دو طاس تخته ی نرد

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:27
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(غروب سرخ نگاهش به رنگ ماتم بود) *

3366
2

اشعار شهادت امام صادق(ع),(غروب سرخ نگاهش به رنگ ماتم بود) غروب سرخ نگاهش به رنگ ماتم بود

غریب شهرِ خودش نه، غریب عالم بود

چقدر روضهٔ کرب و بلا به پا می داشت !

به روی سر در خانه همیشه پرچم بود

!

اگر چه زخم جگر تازه می شد اما باز

برای داغ دلش روضه مثل مرهم بود

همیشه در وسط کوچهٔ بنی هاشم

پر از تلاطم اشکِ مصیبت و غم بود

شبی که در تب آتش بهشت او می سوخت

شکسته قامت و آشفته حال و درهم بود

شتاب مرکب و پای برهنهٔ آقا !

میان کوچه زمین خوردنش مسلّم بود

کبودِ زخمِ طناب و اسارت و غربت

چه قدر در نظرش کربلا مجسّم بود

خلاصه لحظة‌ آخر، زمان تدفینش

بساط غسل و بساط کفن فراهم بود

در آن زمان به خدا هر دلی پریشانِ

شهید بی کفن وادیِ محرّم بود

به زخم پیک

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:29
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(سینه لبریز شد آخر ز شرار جگرم) *

5481
2

اشعار شهادت امام صادق(ع),(سینه لبریز شد آخر ز شرار جگرم) سینه لبریز شد آخر ز شرار جگرم

می زنم آب، بر این شعله ز اشک بصرم

شب و تنهایی وسجاده و اشک و من و یار

به چه تقصیرشکستند نماز سحرم

وقتی ازخانه کشیدند برونم دل شب

نه عبا بود به دوش و نه عمّامه سرم

کوه های غم عالم به سر دوش من است

با وجودی که خمیده است ز پیری کمرم

من پیاده به روی اسب و سوار ابن ربیع

ضعف بر پا و عرق بر رخ همچون قمرم

تا نهم جای عصا دست روی شانه ی او

کاش می بود به همراه، در آن شب، پسرم

شکر الله که دادی تو نجاتم ای زهر

می برم شِکوه ز منصور، به جد و پدرم

آب گردید تنم چون جگر پاک حسن

پاره شد چون بدن جد غریبم جگرم

درمیان غل و زنجیر بنی اعمامم

بُرد در مقتلشان، خصم ز پیش نظ

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 07:21
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(ای اشک چشم ما همه وقف عزای تو) *

3539
5

اشعار شهادت امام صادق(ع),(ای اشک چشم ما همه وقف عزای تو) ای اشک چشم ما همه وقف عزای تو

دل‌های دوستان همه صحن و سرای تو

چشمم سوی مدینه دلم جانب بقیع

گرم زیارت حرم با صفای تو

از لحظه‌ای که خاک لحد بر تو چیده شد

خاک بقیع نه! دل ما گشت جای تو

آیا درِ بقیع شبی باز می‌شود

تا در کنار قبر تو گریم برای تو؟

بردند دست‌بسته تو را سوی قتلگاه

با آن که بود عرش خدا جای پای تو

ای صد مسیح زندۀ ذکر شبانه‌ات

خاموش شد چگونه صدای دعای تو

آخر ز زهر کین جگرت پاره پاره شد

ای پاره‌های دل، گُل بزم عزای تو

تشییع شد چو پیکر پاک تو تا بقیع

می‌کرد گریه ختم رسل در قفای تو

چون شمع، آب شد بدنت از شرار زهر

ای جان عالمی همه بادا فدای تو

تنها نه «میثم»... از غم و اندو

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:38
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(ای جمال کبریا آیینه‌ات) *

3758
2

اشعار شهادت امام صادق(ع),(ای جمال کبریا آیینه‌ات) ای جمال کبریا آیینه‌ات

علم کل انبیا در سینه‌ات

دانش آرد سجده بر خاک رهت

ملک نامحدود حق دانشگهت

با نگاهت قطره دریا می‌شود

ذره مهر عالم‌آرا می‌شود

علم آرد بر درت روی نیاز

وحی کرده بر شما آغوش، باز

نام تو نام‌‌آوران را شور داد

هفت شهر معرفت را نور داد

هم سرانگشت الهی خامه‌ات

هم کتاب‌الله، دانشنامه‌ات

حیدر و زهرا و احمد کیست؟ تو

صادق آل محمد کیست؟ تو

بوبصیرت بر بصیرت جان و سر

جابر تو علم شیمی را پدر

کرسی درست مفضل‌پرور است

هر کلامت هفت‌دریا گوهر است

گرچه تا عمق زمان‌ها تاخته

علم هم قدر تو را نشناخته

نور شد نور از چراغ مکتبت

بوسۀ آیات قرآن بر لبت

هرچه دانش گشت عمرش بیشتر

باز

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:16
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(گشته کرب‌و‌بلا شهر مدینه)به همراه دانلود سبک *

4840
2

اشعار شهادت امام صادق(ع),(گشته کرب‌و‌بلا شهر مدینه)به همراه دانلود سبک گشته کرب‌و‌بلا شهر مدینه

زهرا دست عزا کوبد به سینه

شد کشته صادق قرآن ناطق

واویلا واویلا آه و واویلا

****

پرپر گشته گل باغ امامت

یا موسی‌بن‌جعفر سرت سلامت

بابا فدا شد حقش ادا شد

واویلا واویلا آه و واویلا

****

در سینه‌ها شده نفس شراره

قلب مولای ما شد پاره پاره

فریاد از این غم ای اهل عالم

واویلا واویلا آه و واویلا

بی‌جرم و بی‌خطا با صد بهانه

بردند از خانه‌اش بیرون شبانه

با حال خسته با دست بسته

واویلا و واویلا آه و واویلا

****

فرزند فاطمه حقش ادا شد

آخر قسمت او زهر جفا شد

شیخ‌الائمه نجل فاطمه

واویلا و واویلا آه و واویلا

****

مظلوم، یا سیدی امام صادق

مسموم، یا سیدی امام صاد

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:41
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 وحید قاسمی

اشعار شهادت امام صادق(ع)-(پير بزرگ طايفه بود و كريم بود) * وحید قاسمی

3911
3

اشعار شهادت امام صادق(ع)-(پير بزرگ طايفه بود و كريم بود) پير بزرگ طايفه بود و كريم بود
در اعتلاي نهضت جدش سهيم بود
مسند نشين كرسي تدريس علم ها
شايسته ي صفات حكيم و عليم بود
نوح و خليل، جمله مريدان مكتبش
استاد درس حكمت و پند كليم بود
بر مردمان تب زده ي شهر شرجي اش
عطر مبارك نفسش چون نسيم بود
زحمت كشيد و باغ تشيّع شكوفه داد
مسئول باغباني باغي عظيم بود
قلبش شبيه شيشه ي تُنگ بلور بود
عمری به فکر نان شب هر یتیم بود
از ابتداي كودكيش تا دم وفات
نزديكي محله ي زهرا مقيم بود
منت نهاد و آمد و ما پيروش شديم
امروز اگر نبود، شرايط وخيم بود
تازه سروده ام غزل مدحتش ولي
يادش ميان قافيه ها از قديم بود

شاعر : وحید قاسمی

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 07:24
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(من كيستم حقيقت حق را خزانه ام) *

3326

اشعار شهادت امام صادق(ع),(من كيستم حقيقت حق را خزانه ام) من كيستم حقيقت حق را خزانه ام

بيرون ز مرز فكر و خيال و فسانه ام

بنيانگذار مذهب و مسندنشين علم

فيض مدام فلسفه ی عارفانه ام

سبط نبى و پور على، نخل فاطمه

الگوى صبر و صلح حسن را نشانه ام

آئينه دار نهضت سرخ حسينى ام

چون عابدين به نخل عبادت جوانه ام

بحرالعلوم باب من است و سخا و جود

يك قطره اى بود ز يم بيكرانه ام

استاد فقه و فلسفه و منطق و اصول

پرچم فراز علم به قاف زمانه ام

با اين همه جلال در اين جوّ قيرگون

محصور كرده خصم ستم پيشه خانه ام

از يورش شبانه ابن الرّبيع پست

آيد به ناله سنگ ز سوز شبانه ام

لرزد به سان بيد تن اهل بيت من

تا مى كشد ز خانه برون وحشيانه ام

آن بى حيا سواره و من ب

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 07:19
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(همین که شعله ی گل با شتاب روشن شد) *

3214
1

اشعار شهادت امام صادق(ع),(همین که شعله ی گل با شتاب روشن شد) همین که شعله ی گل با شتاب روشن شد

مشام باد به بوی گلاب روشن شد

به دور میز نشستند، روبرو گل ها

چراغ باده به حد نصاب روشن شد

و ساقی آمد و روی نَشُسته ای چو قدح

به چشم جاری و سرخ شراب روشن شد

به دست باد خطاکار دکمه نرگس

فشار داده شد و آفتاب روشن شد

و باد مست شد و سینه چاک در صحرا

وزید، شصت درختان خواب روشن شد

و باد مست شد و سر گذاشت بر دریا

چه قدر ماهی در زیر آب روشن شد

نفس کشید چو ماهی: هو الاحد، قل... قل...؛

به روی آب هزاران حباب روشن شد

گذشت باد ز پیراهن گرفته ی شب

و فوت کرد به هر جا شهاب روشن بود

و باد آمد و افتاد در خم زلفت

و تازه چهره گل بی نقاب روشن شد

شاعر مهدی رحیمی

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 07:27
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(دوباره شهر مدینه غروبی از غم شد) *

4135
2

اشعار شهادت امام صادق(ع),(دوباره شهر مدینه غروبی از غم شد) دوباره شهر مدینه غروبی از غم شد

که آتشی به در خانه باز مَحرم شد

به پشت این در خانه چه ازدحامی شد

دوباره حَجمه ی دشمن به فکر ماتم شد

دوباره دست غریب مدینه بسته شد و

به پشت مرکب دشمن دوید هی خم شد

همیشه پشت سواری غباری برجا هست

میان آن همه طوفان علی مجسم شد

به زیر پای غریبی لباس او می رفت

«زمینه های زمین خوردنش فراهم شد» (۱)

زتازیانه ی دشمن کبود پیکر او

هلاک روضه ی زهرا ، شبیه آن هم شد

صدای ناله جعفر ضعیف ، یازهرا !

به محض فاطمه گفتن شکنجه محکم شد

زضرب شست عدویش به صورت آقا

کبود نه ! دو سه دندان،از آن دهان کم شد

شاعر : علیرضا عنصری

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 07:29
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(طایر افلاکم و بشکست عدو بال و پرم) *

4171
3

اشعار شهادت امام صادق(ع),(طایر افلاکم و بشکست عدو بال و پرم) طایر افلاکم و بشکست عدو بال و پرم

زهر کین تاب وتوان را برده از این پیکرم

بار الها کن نظر بر این تن بی تاب من

آتش زهر ستم سوزانده از پا تا سرم

گرچه سبط مصطفایم لیک از جور و ستم

ظلم بی اندازه بر من کرده خصم کافرم

چون شبانه از پی احضار من می آمدند

خصم دون لرزاند تن اهل و عیال مضطرم

دشمن از جور و -جفا بر خانه ام آتش زده

یارب این ارثیه را بردم زه زهرا مادرم

بست دستان مرا گرچه عدوی من ولی

پیش چشمانم دگر سیلی نزد بر همسرم

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 07:36
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

غزل شهادت امام جعفر صادق(ع)-وقتی یک عمر بجز ناله و چشم تر نیست *

5078
7

غزل شهادت امام جعفر صادق(ع)-وقتی یک عمر بجز ناله و چشم تر نیست وقتی یک عمر بجز ناله و چشم تر نیست
هیچ چیزی که از این زهر جفا بهتر نیست
چقدر خدمتِ بر مردمان شهرش کرد
جواب زحمت او ناسزا به مادر نیست
اگر چه هیزم و آتش به خانه اش بردند
ولی دگر خبر از میخ و سینه و در نیست
از این که پای برهنه به کوچه آمد،گفت:
که زخم پای پر از خار،سهم دختر نیست
شبیه جد غریبش اسیر دشمن شد
ولی روایتی از تیغ تیز خنجر نیست...
یحیی نژاد سلامتی

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 07:56
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),(ای صداقت سجده آورده به خاک پای تو) *

4200
1

اشعار شهادت امام صادق(ع),(ای صداقت سجده آورده به خاک پای تو) ای صداقت سجده آورده به خاک پای تو
صدق در گفتار و در کردار و در سیمای تو
فضل و دانش ذره‌ای در پیش خورشید کمال
عقل و ایمان سایه‌ای از قامت رعنای تو

هر چه گیرد اوج فضل و دانش و علم و کمال
کرسی تدریس باشد تا قیامت جای تو
کوه طاعت بی ولایت کمتر است از پّرِ کاه
نامۀ اعمال مردود است، بی امضای تو
فضل و توحید و کمال و منطق و علم و اصول
زنده‌تر هر روز از گفتار روح‌افزای تو
هست چون ذات خداوند تعالی بی‌مثل
در کمال بندگی شخصیت والای تو
کعبۀ جان هستی و پیراهن انوار حق
چون لباس کعبه زیبد بر قد و بالای تو
بو بصیر و جابر و حمران و هارون و هشام
قطره‌های کوچکی هستند در دریای تو
با وجود آن که چون خورشید می‌تابی

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 08:48
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهات امام صادق(ع),(امشب چرا اینقدر نورانی ست؟) *

3259

اشعار شهات امام صادق(ع),(امشب چرا اینقدر نورانی ست؟) امشب چرا اینقدر نورانی ست؟

شاید کسی نان می پزد شاید

شاید کسی نذری پزان دارد

بدجور بوی دود می آید

!

.

از کوچه تنگ بنی هاشم

نزدیک باب جبرئیل انگار

آری، شعاع سرکش این نور

از بیت «صادق» می رسد اینبار

.

ای وای اینجا نور؟! نه نار است

انگار دارم خواب می بینم

نه، مثل اینکه عین بیداری ست

پروانه ای بی تاب می بینم

.

ای کاش میمُردم، نمی دیدم

اینگونه احوال امامم را

شرمنده ام از اینکه می گویم

تعبیرهای نا تمامم را:

.

فرزند ابراهیم و اسماعیل

بر روی آتش راه می پیمود

آن آتشی که سرخی داغش

بود از تبار هیزم نمرود

.

از خاطرات کوچه، تصویری

ناگاه در ذهنش تجسّم کرد

اشک از کنار گونه اش بارید

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 08:00
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام صادق(ع),( ای کـل علـم از دم پــاکت روایتـی) *

3800
3

اشعار شهادت امام صادق(ع),(  ای کـل علـم از دم پــاکت روایتـی) ای کـل علـم از دم پــاکت روایتـی

هر نکتـه از کتـاب کمـال تـو آیتـی

بـا آن که بی‌حد است عنایات کبـریا

مثـل ولایــت تــو نبــاشد عنـایتی

علمت به علـم ذات الهی‌ست متصل

دریــای دانـش تــو نــدارد نهـایتی

در آفتـاب فضـل تـو عالم تمام غرق

در سایـۀ ولایـت تــو هــر ولایتـی

هر جمله از کلام تو شمعی است دلفروز

هر نکتـه از لـب تـو چـراغ هـدایتی

جبریل، فرش گسترد از بال خویشتن

گوینـد در ثنـای تـو هـرجـا روایتی

صدها فرشته بر دهنش بوسه می‌زند

شیرین‌لبـی کـه از تو بگوید حکایتی

تو کیستی؟ وصـی نبـی، آیـت ششم

هشتم فروغ حسن خدا، حجت ششم

بند دوم

قـرآن نیازمنــد بیــان رسـای توست

وحی خدای عزوجل در

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 08:54
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام جعفر صادق(ع),(اثری نیست به جا از من و خاکستر من) *

3494
2

اشعار شهادت امام جعفر صادق(ع),(اثری نیست به جا از من و خاکستر من) اثری نیست به جا از من و خاکستر من
ای خدا شکر که دور است ز من دختر من

گرچه تاریک و مخوف است فضای زندان
عوض شمع بسوزد دل غم پرور من

ای رضا کاش که می آمدی و می دیدی
چه تراشیده و کاهیده شده پیکر من

اثر سلسله بر گردن من جا انداخت
ولی از کینه کسی قطع نکرده سر من

تنم آزرده شده ‌زیر سم اسب نرفت
چه گذشته است خدایا به دل مادر من

لبم از روزه شده خشک ولی چوب نخورد
چوب خورده به لبی که به فدایش سر من

عمه ام را سر هر کوچه و بازار زدند
یاد این صحنه رود خون ز دو چشم تر من

منبع:سایت رضیح الحسین

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 07:13
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد