ولادت امام حسن مجتبی (ع)

مرتب سازی براساس

متن شعر و سرود_ولادت_امام_حسن علیه السلام -(مث بارون - مث دریا) *

343

متن شعر و سرود_ولادت_امام_حسن علیه السلام -(مث بارون - مث دریا) #محسن_نوان

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

مث بارون - مث دریا
مث کوثر - مث طوبی
توو دل بردن - مث بابات
توو دلداری - مث زهرا
عشق اهل آسمونا و زمین
بهترین انیس تنهایی من
هرجا گنبد و ضریح می بینم از
ته دل داد میزنم جانم حسن
جانم حسن
آیه و سوره و قرآنم حسن
منبر و مسجد و ایمانم حسن
رزق من روزی من نانم حسن
جانم حسن / جان جانانم حسن ...

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

مث نوری - مث گوهر
مث امید - مث باور
مث وحیی - و پیغمبر
مث کوهی - مث حیدر
غیرتت نداره توو دنیا مثل
ارث نسل توئه احلی من عسل
وارث صف شکن بدر و حنین
میشه حتما یلِ میدان جمل
جانم حسن
علت و دلیل و برهانم حسن
سفره ی دائم احسانم حسن
اول و اوسط و پایانم حسن
جانم حسن / جان جانانم حسن ...
.

  • جمعه
  • 24
  • اسفند
  • 1403
  • ساعت
  • 18:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

متن شعر و سبک شور_میلاد_امام_حسن علیه السلام -(مستی میاره اسمت) * ابوالفضل آلوئیان

317

متن شعر و سبک شور_میلاد_امام_حسن علیه السلام -(مستی میاره اسمت) مستی میاره اسمت
اسمت می حلاله
هرکی حسن میخونه
توو قله ی کماله
ذکر تو اصل ثواب / ای ناجی روز حساب
حق داره جبرئیل هم / صدات کنه عالیجناب
یا حسن میگم دلم نورٌ علی نور بشه
میخونم اسمتو قلب زهرا مسرور بشه
لَعنَ اللهُ علی مَن ظَلَمَ حقُکَ
یا حسن میگم که چشم دشمنات کور بشه
یا حسن یا حسن ...

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

توو آسمون این ماه
پیچیده ربّنامون
اومد به نیمه این ماه
شد مستجاب دعامون
سفره داره بی بدل / نمونه خیرالعمل
شیر مادر حلالت / اسطوره جنگ جمل
یا حسن میگم کارام یکی یکی جور بشه
میخونم اسمتو دل از بدی ها دور بشه
لَعنَ اللهُ علی مَن ظَلَمَ حقُکَ
یا حسن میگم که چشم دشمنات کور بشه
یا حسن یا حسن ...

  • جمعه
  • 24
  • اسفند
  • 1403
  • ساعت
  • 19:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

رباعیات میلاد امام حسن(ع) * مرتضی محمودپور

406

رباعیات میلاد امام حسن(ع) رباعییات
میلاد امام مجتبی(ع)

در ماه صیام فاطمه مادر شد
کوثر ز علی صاحب ساغر شد
اول پسرخانه‌ی حیدر امشب
اول نوه‌ی خانه‌ی پیغمبر شد

ای اهل ولا کریم آمد از راه
از خانه فاطمه به لطف الله
چون‌دید رخش‌حضرت‌احمد‌،فرمود
لاحول ولا قوه الا بالله

در نیمه ماه رمضان ماه آمد
ماه علی و فاطمه دلخواه آمد
نامش‌حسن‌و،طینت‌پاکش‌حسن‌است
چون عطر بهار علی از راه آمد

معنای سلام و صلوات آمده است
بر تشنه لبان آب حیات آمده است
در نیمه‌ی ماه رمضان ماه رسید
بر اهل ولا باب نجات آمده است

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • شنبه
  • 25
  • اسفند
  • 1403
  • ساعت
  • 16:07
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

سرود امام حسن مجتبی(ع) -(مِیمَنه مست حسن) *

0

سرود امام حسن مجتبی(ع) -(مِیمَنه مست حسن) مِیمَنه مست حسن
مِیسَره دست حسن
فقط نَه پرچم و نیزه
معرکه دستِ حسن

بنازم این عَلَم و
قدرتِ لَم یَزَلی
حکومت علوی و
وزیرِ جنگ علی

می‌رَوَد میدان، حیدری دیگر
محشری دیگری، صفدری دیگر
همچو مُصحَف‌ها، پاره شد صف‌ها
سرنگون گشته، خیبری دیگر

« سَیِّدُنَا الحَسَن، شیرِ جمل حسن»

مانده به دامنشان
لکه‌ی ننگ‌ جمل
عدو نرفته زِ یادش
صحنه‌ی جنگ‌ جمل

علی کنار حسن
حسن کنار علی
زلف حسن گره خورده
به ذوالفقار علی

می‌رَوَد میدان، حیدری دیگر
روح همان روح و، پیکری دیگر
فتنه خنثی شد، کمرش تا شد
و نماند از وی، اثری دیگر

« سَیِّدُنَا الحَسَن، شیرِ جمل حسن»

  • شنبه
  • 2
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 02:11
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

سرود میلاد امام حسن مجتبی(ع) -(سحر شبهای توبه کارا اومد) * سعیده کرمانی

878
1

سرود میلاد امام حسن مجتبی(ع) -(سحر شبهای توبه کارا اومد) سحر شبهای توبه کارا اومد
حاجت افطار روزه دارا اومد
یه جهان مدیون نمک نامش شد
کربلا شیرین از عسل جامش شد
خلقش خود خود محمده
خلقش شبیه احمده..
عالم همه فدای نامشن
عمر همه سختیا سراومده

مهتاب شبای تاره
دل و دلداره
آقامه

درمون دل پردرده
خدایی مرده
آقامه

تا خدا خَلقش کرد جنت و تضمین کرد!
فتبارک گفت و خودش و تحسین کرد
از ازل قائل شد واسه اون استثنا
بخشش بی حد رو به حسن داد یکجا

امشب همه دلابهاریه
رحمت دوباره جاریه
خونش تنها امید سائلاس
تو این خونه کرم انحصاریه

فخر عالم لاهوته
جهان مبهوت
آقامه

تو محشر دلم سر مسته
شفاعت دست
آقامه

فروغ شبهای بی قمر پیداشد
امید نخلای بی ثمر پیدا شد
همه جا بارونه

  • شنبه
  • 15
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 12:22
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

میلاد امام حسن مجتبی(ع) -(آمد سبط پیغمبر حسن) * مجید طاهری

0

میلاد امام حسن مجتبی(ع) -(آمد سبط پیغمبر حسن) آمد سبط پیغمبر حسن
نور دو چشم حیدر حسن
بر دو عالم شد رهبر حسن
آمد امیر دیگر حسن

اهلا و سهلا یا مجتبی

چشم و چراغ طاها حسن
پاره ی دل زهرا حسن
یاریگر عاشورا حسن
فرمانده قلب ما حسن

اهلا و سهلا یا مجتبی

در نیمه ی رمضان بیا
عیدی هر مسلمان به ما
محو اسرائیلیان نما
کن فلسطین را خندان آقا

اهلا و سهلا یا مجتبی

  • یکشنبه
  • 17
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 00:26
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

سرود ولادت امام مجتبی علیه السلام -(سرزده نور آمده دوم ولی ) * رضا یعقوبیان

946

سرود ولادت امام مجتبی علیه السلام -(سرزده نور آمده دوم ولی ) سرزده نور آمده دوم ولی
ز مقدمش هر دل شده منجلی
امشب ز لطف قادر لم یزل
آمد حسن نور دو چشم علی
مولا حسن کریم عالم مدد(2)

خنده بروی لب هر مرد و زن
حسن شده زینت هر انجمن
زبیت مولای دو عالم علی
رسیده امشب گل زهرا حسن
مولا حسن کریم عالم مدد

ای عاشقان مظهر داور آمد
در این جهان سبط پیمبر آمد
شادی کنید ای شیعیان مولا
یار حسین عزیز حیدر آمد
مولا حسن کریم عالم مدد

نیمه ماه رحمت این نویده
بهر تمام شیعه روز عیده
از خانه فاطمه و مرتضی
ماه تمام روی زمین رسیده
مولا حسن کریم عالم مدد

مست تولای توام یا حسن
غرق تمنای توام یا حسن
بس که تو مهربانی و کریمی
خاک کف پای توام یا حسن
مولا حسن کریم عالم مدد

منم گدای

  • یکشنبه
  • 14
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 12:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر ميلاد امام حسن مجتبي(ع) -(دارد او در چشمها رحمت ز دریا بیشتر) * نرگس غریبی

714

متن شعر ميلاد امام حسن مجتبي(ع) -(دارد او در چشمها رحمت ز دریا بیشتر) دارد او در چشمها رحمت ز دریا بیشتر
دارد اعجاز فراوان از مسیحا بیشتر

خُلقا و خَلقا شبیه احمد است و سیرتش
از همه پیغمبران رفته به طه بیشتر

حاصل بسم الله النور است توصیف خداست
نور علی نور است میلادش وَ حتی بیشتر

میشود گهواره اش دستان پر مهر علی
میشود آرام در دستان زهرا بیشتر

حیدری هست و نگاه او سراسر غیرت است
دارد این احساس را بر مادر اما بیشتر

ذره پرورتر از این باران بی اندازه هست
ذوالکرم ذوالجود ذوالاحساس آیا بیشتر؟

در کرامت احسن الاوصاف تکریم خداست
رحم دارد بر زمین از آسمان ها بیشتر

معجزاتش را شنیدم سینه ام باران گرفت
عاشقش بودم من از طفلی و حالا بیشتر

نام زیبای حسن در عرش غوغا میکند
د

  • شنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 12:31
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

ولادت حضرت امام حسن مجتبی -(نیمه ی ماه رسید و قمری پیدا شد) * محسن راحت حق

746

ولادت حضرت امام حسن مجتبی -(نیمه ی ماه رسید و قمری پیدا شد) نیمه ی ماه رسید و قمری پیدا شد
از فرا سویِ زمان راهبری پیدا شد
نیمه ی ماه رسید و نَفَسم بالا رفت
نَفَسِ تازه تر از تازه تری پیدا شد
تا که خاموش شود آتشِ دوزخ امشب
از حوالیِ مدینه گُهَری پیدا شد
روزه دارانِ خدا خنده به لب خوشحالند
چون عسل شهدِ مصّفا شکری پیدا شد
خانه ی فاطمه و شیر خدا..گل باران
بر رویِ دامنِ زهرا پسری پیدا شد

«آمداوّل نَفَسِ حضرت طاها امشب»
«خنده آمد به لبِ حضرت زهرا امشب»

حسن آمد که شود حامیِ هر افتاده
اوّلین زاده ی عشق ست که زهرا زاده
برکتِ خانه ی حیدر گلِ زیبا آمد
آنکه باشد ز نخستین نَفَس اش آزاده
مَلَک و حور بهم این سخنان می گویند
که خدا یوسفِ دیگر به زلیخا داده
سجده ی شک

  • شنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 13:11
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

جود و کرم امام حسن علیه السلام -(ابن عبّاس ضمن حديثى حكايت می كند:) *

877

جود و کرم امام حسن علیه السلام -(ابن عبّاس ضمن حديثى حكايت می كند:) ابن عبّاس ضمن حديثى حكايت می كند:
روزى جمعى از بنى اميّه در محلّى نشسته بودند و در جمع ايشان يك نفر از اهالى شام نيز حضور داشت و امام حسن مجتبى عليه السلام به همراه عدّه اى از بنى هاشم از آن محلّ عبور مى كردند، مرد شامى به دوستان خود گفت: اين ها چه كسانى هستند كه با چنين هيبت و وقارى حركت مى كنند؟!
گفتند: او حسن، پسر علىّ بن ابى طالب عليه السلام است و همراهان او از بنى هاشم مى باشند.
مرد شامى از جاى برخاست و به سمت امام حسن مجتبى عليه السلام و همراهانش حركت نمود و چون نزديک حضرت رسيد گفت: آيا تو حسن، پسر على هستى؟!
حضرت سلام اللّه عليه با آرامش و متانت فرمودند: بلى
مرد شامى گفت: دوست دارى همان

  • یکشنبه
  • 21
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 10:36
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر فرخنده

ولادت امام حسن(ع) -( گر ذره پروری شده پیمان مجتبی) * امیر فرخنده

648

ولادت امام حسن(ع) -( گر ذره پروری شده پیمان مجتبی) گر ذره پروری شده پیمان مجتبی
چون خار باش بین گلستان مجتبی

آواره باش بین کرم خانه حسن
سامان گرفته بی سر و سامان مجتبی

بیمار را به درد کرم مبتلا کند
اینگونه است شیوه درمان مجتبی

هرجا که نام اوست بلند است دستمان
با ما چه کرده سفره احسان مجتبی

دست تهی ببر به دَرِ او بلا عوض
دستور نسیه است به دکان مجتبی

در خارج از کلاس شنیده است ذره ای
حاتم نبوده طفل دبستان مجتبی

شاگرد را به اسم رئیسش صدا زنند
زین رو نوشته اند سلیمان مجتبی

گویند شاعران همه از روی طفل او
قاسم شده ست یوسف کنعان مجتبی

کوری چشم عایشه هستیم تا ابد
ما مخلص و مرید و مسلمان مجتبی

مارا حسن به دست حسینش سپرده است
دل برده است ذکر حسن جان مجتبی

حتی کرم رسیده به ما در غیاب او
هر جا نشسته اند غلامان مجتبی

آن روز میرسد برود تا میان عرش
گلدسته و مناره و ایوان مجتبی

مثل سحر میان گوهرشاد لازم است
اشک و دعا میان شبستان مجتبی

فارغ شدم ز درد و غم اینجا خداروشکر
گرم است باز بزم محبان مجتبی

  • جمعه
  • 3
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 23:29
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

ولادت امام حسن(ع) -( نام تو را تاج کریمان می‌نویسم) * رضا باقریان

754
1

ولادت امام حسن(ع) -( نام تو را تاج کریمان می‌نویسم) نام تو را تاج کریمان می‌نویسم
با خط زر در عرش رحمان می‌نویسم

از تو سخن گفتن اگر چه کار من نیست
مدح تو را در حد امکان می‌نویسم

آنگونه که زهرا تو را می‌خواند من هم
بعد از حسن هر بار یک جان می‌نویسم

وقتی خدا شأن تو را معلوم کرده
من هم به توصیف تو قرآن می‌نویسم

اللهُ یَهدی مَن یَشا، با حُسنِ خلقت
پس مرد شامی را مسلمان می‌نویسم

باید به راه روشن تو اقتدا کرد
یعنی تو را خورشید ایمان می‌نویسم

آنقدر زیبایی که تمثالی نداری
زیبایی‌ات را وجه یزدان می‌نویسم

یک روز می‌آید که با حُسنِ جمالت
یک مثنوی نه بلکه دیوان می‌نویسم

شهر مدینه روزی از دست تو خورده است
بر سفره‌ات یک شهر مهمان می‌نویسم

جنگ جمل در حیرت از جان‌بازیِ توست
جنگ جمل را جنگ حیران می‌نویسم

تیغ دو دم هر چند دست مرتضی بود
اینجا تو را شمشیر بُرآن می‌نویسم

هیهات‌من‌الذله با صلحت شد آغاز
کرببلا را خط پایان می‌نویسم

وصف کریم آل طاها بودنت را
شیواتر از تصویر باران می‌نویسم

دست کریم فاطمه از برکت توست
این سفره‌هامان را پر از نان می‌نویسم

وقتی تصور می‌کنم شش گوشه‌ات را
از گنبد و از صحن و ایوان می‌نویسم

معماری صحن و سرایت را به دستِ
معمارهای قوم سلمان می‌نویسم

بر طاق سقاخانه‌ات با اشک دیده
از غربت ساقیِ عطشان می‌نویسم

آقا اگر اذنم دهی حالا برایت
این سطر را با چشم گریان می‌نویسم

جانم فدای آن ضریحی که شکستن

  • جمعه
  • 3
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 23:34
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

ولادت امام حسن مجتبی(ع) -( " ای همه صدق و صفا یا حسن ابن علی") * ناشناس ؟؟؟

900

ولادت امام حسن مجتبی(ع) -( " ای همه صدق و صفا یا حسن ابن علی") " ای همه صدق و صفا یا حسن ابن علی"
معدن مهر و وفا یا حسن ابن علی

ای تو نماد سخا ، مظهر جود و کرم
معنی لطف و عطا یا حسن ابن علی

شمس جمال بتول فخر تبار پدر
ای نوه مصطفی یا حسن ابن علی

اسم معظّم تویی ضامن محشر تویی
بر تو بَرَم التجا یا حسن ابن علی

سبط کبیر رسول ذکر صفابخش دل
ای به اَلَم ها شفا یا حسن ابن علی

حمله تو حیدری چهره تو احمدی
بازوی دست خدا یا حسن ابن علی

منبع جود و کمال ای یل جنگ جمل
حاکم اهل ولا یا حسن ابن علی

اسم تو لرزانده است قلب سوار شتر
جمع خصال خدا یا حسن ابن علی

گفتی انَاابنُ العلی ریخت به هم لشکری
خاتمه ی ماجرا یا حسن ابن علی

عزت عبدالّه و قدرت قاسم تویی
پور عزیز خدا یا حسن ابن علی

خواهر زینب حسن عصمت مطلق حسن
زاده ی خیرالنسا یا حسن ابن علی

مولد ماه صیام صاحب لفظ غیور
آینه مرتضی یا حسن ابن علی

قسمت ما کن حسن کرب و بلای حسین
سیدنا المجتبی یا حسن ابن علی
شاعر:علی ساعتچی خورشید

  • شنبه
  • 4
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 15:41
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

ولادت امام حسن مجتبی(ع) -( زلیخاوار ، حُسنِ صورت تو) * محمد علی نوری

675

ولادت امام حسن مجتبی(ع) -( زلیخاوار ، حُسنِ صورت تو) زلیخاوار ، حُسنِ صورت تو
مرا انداخته در حسرت تو
دلم افتاده زیر قامت تو
مزارت را فدای غربت تو...
...بگیرم گَرد با ابزار مژگان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

تو را گفته چنین پیغمبرِ تو:
نشسته عقل ، پای منبر تو
فدای خوی بنده‌پرور تو
ثنایت را به قوّت در برِ تو...
...گرفتم سفت ، من با چنگ و دندان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

فراز قلّه‌های جهد و جودی
به قلب مصطفی ، تو میوه بودی
امامی ؛ در قیامی یا قُعودی
اِلهی ، قبله‌ی قلبم! به زودی...
...شود دردم به یاریّ تو درمان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

در این عرض مودّت با تو اَم رُک
مرا دریاب ؛ قلبم هست نازک
چو گنجشکی زنم خوان تو را نوک
اَحبَّ اللهُ مَن کانَ یُحِبُّک...
...کریما! دوستت دارم فراوان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

دلم انجیر می‌خواهد ز دستت
نشسته چون قناری روی شَستت
خدا را شُکر گشتم پای‌بستت
ندیده ، من شدم بسیار مستت
فداییّ تو هستم من زِ بُنیان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

گداییّ درت داده نتیجه
مُحبّ تو بهیج است و بهیجه
تو را دارم ؛ نمی‌خواهم ولیجه
چه اندازه تو رفتی به خدیجه...
...بسی آرام شد پیشت پریشان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

به قول وحی ، لُؤلُؤ نام داری
پرستوها به روی بام داری
به چشم اهل‌بینش ، گام داری
گدا هر صبح و ظهر و شام داری
ز مسکینِ درت رو بر مگردان!
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

شد اِلقا اسم تو بر قلب آدم
زده یونس ، صدا نام تو را هم
بُوَد قدّ کَرَم از خُلقِ تو خم
تویی حلم و صبوریّ مجسّم
بُوَد مدیون صُلحت هر مسلمان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

تخیّل می‌کنم پیش تو هستم
دو زانو رو به روی تو نشستم
به سینه ، لرزه اُفتَد در دو دستم
فدای تو نگارِ حق‌پرستم!...
...که بودی در نمازت زرد و لرزان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

سرم سرگرمِ سودای تو باشد
سرم خاک کفِ پای تو باشد
نگاهم فرش پاهای تو باشد
به روی دیده‌ام جای تو باشد
ز هر کس غیر تو هستم گریزان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

تویی آلِ محمّد را چو یحیىٰ
وَ آتىٰ رَبُّکَ الْحُكْمَ صَبِيًّا...
پس از حیدر به جانهایی تو اولىٰ
تو طاهایی ؛ تو زهرایی ؛ تو مولا
مرا آخر به پای خود ، بمیران
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

به آن فحّاش گفتی: " تشنه هستی؟
فقیری؟ بی‌نوایی؟ تنگدستی؟
که بیرون از ادب در حرف ، جَستی
بیا تا برکِشَم روی تو دستی... "
به حقّت خواند اَشهَد ؛ شد پشیمان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

تولّای تو رزقم از ازل شد
عطش در عشق‌خواهی ، با تو حَل شد
مرا مدّاحی‌ات خَیرُ العَمَل شد
گواهِ برق شمشیرت ، جمل شد...
چو پِی کردی شتر را ختم شد آن
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

تو بیست و پنج باری با ارادت
ولی پای پیاده ؛ با مشقّت
سفر کردی به حج ، جانم به همّت...
ورم می‌کرد پاهایت به شدّت
شد از اخلاص تو والِه ، بیابان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

درخت خُشک با وِردت رُطَب داد
کریمیّ‌ات کرامت بر عرب داد
خدایت برترین اصل و نسب داد
به ما در وادیِ تو تاب و تب داد
تویی " ...أَبْنَاءَنَا... " یِ نصّ قرآن
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

برانیّ ام اگر ؛ می‌آیمت باز
نجاتم دِه ز کِبر و حرص و از آز
تو اِبنُ الحیدری ، او را تویی راز
فدای قاسم و عبدالّهِ ناز...
...که بیرون آمدند از نیک‌دامان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

به لطف چشم آقا آفرینت
شدم قاریّ آیات مُبینت
کَرَم کردی شدم سفره‌نشینت
نمک‌گیرم نموده شهدِ تینت
شدم از یُمن نورِ تو فُروزان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

خدا را شُکر ، لطفت شاملم شد
به قدرِ وُسع کم‌ اندازه‌ی خود
گرفتم سیّدی! جشن تولّد
برایت مثل قُمری ، همچو هُدهُد...
..." مبارکباد " خوان گشتم به دوران
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

به دستان تو افتاده عنانم
بُوَد پایین پایت آشیانم
بُوَد حُبّ تو گنج جاودانم
بریزانَد گناهان را ز جانم
شبیهِ ریزش برگ درختان
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

دهانم را پُر از اَنوار کردم
به آقاییّ تو اِقرار کردم
دعای جار ، ثُمّ الدّار کردم
به ذکرِ نام تو اِفطار کردم
تویی ماهِ شبِ یلدای غفران
حسن جانم! حسن جانم! حسن جان!

  • شنبه
  • 4
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 15:43
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

مولودی امام حسن مجتبی(ع) -(ذکره دلم با محن ، یاامام حسن) * الیاس محمدشاهی

714

مولودی امام حسن مجتبی(ع) -(ذکره دلم با محن ، یاامام حسن) ✴️"بنداول"✴️

ذکره دلم با محن ، یاامام حسن
پناهه هر سینه زن،یاامام حسن

کرم وجوده تو،زبونزده خاص و عام
روی زخمای دلم اسمه تو عه التیام
من گدای توام ،تحت لوای توام
اسیره خوبی و لطفو صفای توام

?(حسن2)یاحسن(یاحسن2)?
* * *??
✴️"بنددوم"✴️

بینه میدون قدر،شهامتت چون پدر
به عرصه ی کارزار ، بی زره بی سپر

پسره حیدری،یک تنه صد لشکری
دشمنو روندی عقب باحمله ی صفدری
یله جنگه جمل،ای فاتحه هر جدل
توی هر معرکه ونبرد تویی بی بدل

?(حسن2)یاحسن(یاحسن2)?
* * *??
✴️"بندسوم"✴️

صلحه تو اوج قیام،داده ای بر دین دوام
از قاتله بوتراب،حسن گرفت انتقام

بقیعت جنته ، حبه شما ثروته
دله عاشقه من عمری زیره سایته
برای مادرت ، با اذنه خواهرت
بچه شیعه هامیسازن حرم مجاورت

?(حسن2)یاحسن(یاحسن2)?

  • شنبه
  • 2
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 18:17
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

ولادت امام حسن مجتبی(ع) -(شهر گلباران شده از مقدم حصن حصین...) * محسن راحت حق

594

ولادت امام حسن مجتبی(ع) -(شهر گلباران شده از مقدم حصن حصین...) شهر گلباران شده از مقدمِ حصنِ حصین
غنچه ها وا شد ز لبخندِ لبِ این نازنین
خانه ی زهراست مملوِ فرشته یا مَلَک..
مرغِ دل پرواز ده..این صحنه ها را هم ببین
خاتمِ پیغبران .بوسید از روی حسن..
شادمانی کرد مولانا امیر المومنین

"از چه بنشستید صدّیقه زعیم آورده است"
"ای گدایان..مادرِ خلقت کریم آورده است"

اوّلین فرزندِ این خانه چه غوغا می کند
با نگاهش عشق را انگار معنا می کند
این مسیحایی است که با یک دمِ عیسایی اش
هر ز پا افتاده ای را زود احیا می کند
این چه مولودی ست که از لحظه ی بدوِ ورود
شور را در سینه های خسته برپا می کند

"می دهد عیدی به عالم حضرت خیرالنسا"
"از مبارک بودنِ ..یُمنِ امامِ مجتبا"

از کراماتش وجودم را گرفته شورِ عشق
در دلم روشن شده از مقدمِ تو..نورِعشق
تا که رویت دید ختم المرسلین اینگونه گفت
یاحسن قطعاً تو هستی در جهان منظورِ عشق
چهره ات دارد نویدِ یاریِ افتادگان..
شکر باید کرد شکرِ بی امان مشکورِ عشق

"ای بنازم در دلِ گلزار دین گل آمده"
"بینِ دنیا تا به جنّت عاشقان پل آمده "

دست بر دامان تو ماندم کرامت کن حسن
مستحقی بینوایم یک عنایت کن حسن
دربدر هستم رسیدم محضرت لطفی کنی
در شبِ میلادِ خود بازم ضیافت کن حسن
مدّتی دلتنگ هستم کربلایم دیر شد..
یک براتی ده مرا غرقِ زیارت کن حسن

"در میانِ جشنِ میلادت عزیزِ مصطفا"
"شاد کن آقا مرا با یک براتِ کربلا"

  • شنبه
  • 4
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 18:56
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 محمد مبشری

سبک شور ولادت امام حسن مجتبی(ع) -(قلبم رو بیا الهی کن...) * محمد مبشری

1533

سبک شور ولادت امام حسن مجتبی(ع) -(قلبم رو بیا الهی کن...) بند ۱

قلبم رو بیا الهی کن ۲
سمت آسمونا راهی کن ۲
می دونم نالایقم اما
آقا یه گوشه نگاهی کن ۲

( جونمه دست تو
عاشق و مست تو
نوکر دربست تو
یا مولا یا مولا ) ۲

( مولای کریمم
ای یار قدیمم ۲
من همچون کبوتر
جَلدِ این حریمم) ۲

( حسن عزیز فاطمه مولا ۴مولا ) ۲

بند ۲

عمریه برا تو می خونم ۲
قلبم رو مِلک تو می دونم ۲
عشق تو تموم هستیمه
تا آخر پای تو می مونم ۲

( یار دلخواهمی
ستاره و ماهمی
روشنیِ راهمی
یا مولا یا مولا ) ۲

( کعبه ی دلایی
بی صحن و سرایی ۲
ما برات می سازیم
ایوون طلایی ) ۲

( حسن عزیز فاطمه مولا ۴مولا ) ۲

بند ۳

من دل بی قرار و مجنونم ۲
بی لطفِت زار و پریشونم ۲
میگن که با مهمونا خوبی
من هم بر شما یه مهمونم ) ۲

( ای تو مولای من
سرور و آقای من
ای دین و دنیای من
یا مولا یا مولا ) ۲

( تو عبد خدایی
عشق قلب مایی ۲
کن قسمت آقا جون
امشب کربلایی ) ۲

( حسن عزیز فاطمه مولا ۴مولا ) ۲

  • شنبه
  • 4
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 20:33
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 محمد مبشری

ترکیب بند ولادت امام حسن مجتبی(ع) -(من روی لبم ترانه دارم...) * محمد مبشری

775

ترکیب بند ولادت امام حسن مجتبی(ع) -(من روی لبم ترانه دارم...) من روی لبم ترانه دارم
یک نغمه ی عاشقانه دارم
وقتی که روم به باغ گل ها
از دلبر خود نشانه دارم
زآن لحظه که نام او ببردم
سرمستی جاودانه دارم
مِهرش که میان دل نشسته
گنجی است که کنج خانه دارم
من همچو کبوتر بقیعم
در منزل خاک لانه دارم
من ریزه خور حریم یارم
کِی حاجت آب و دانه دارم
در بحر بلا اگر بیفتم
یک ساحل بی کرانه دارم

دلداده ی دلبری کریمم
من سائل و خاک این حریمم

از یار به جز لقا نخواهم
از درد و غمش شفا نخواهم
جز این که مرا به خود پذیرد
چیز دگر از خدا نخواهم
از باغ گل و جنان و رضوان
غیر از گل آشنا نخواهم
از ساغر و جام و باده و مِی
جز ساقی مهلقا نخواهم
تا نقش تو را به دل کشیدم
من جام جهان نما نخواهم
عشق است اگر بلای عشاق
غیر از دل مبتلا نخواهم
از هر دو جهان ای گل زهرا
حیف است اگر تو را نخواهم

یوسف به سر آمده ز کنعان
تا بهر طواف تو دهد جان

ای چشمه ی نور و اصل رحمت
ای جاری بخشش و کرامت
ای جود وجور یارِ ذی جود
ای روح وجود از قیامت
از خیزش تو به پاست محشر
از قامت تو شود قیامت
در پیش قدِ تو ای همه حُسن
خم گشته هر آن چه سرو قامت
شد ماه خدایْ، کامل از تو
کردی چو به نیمه اش اقامت
شد مهر تو و حسین با هم
دک رُکنِ ولایت و امامت
ماه رمضان بهار دل ها
نام تو بُوَد بهار رحمت

تا زنده ام ای عزیز زهرا
نام تو بَرَم به روی لب ها

  • شنبه
  • 4
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 21:10
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سبک شور ولادت امام حسن(ع) -(هرکسی که شده نوکر امام حسن...) * مجید آقاجانی

826

سبک شور ولادت امام حسن(ع) -(هرکسی که شده نوکر امام حسن...) بند 1

هرکسی که شده نوکر امام حسن
پیش زهرا و علی آبرو داره
روسر من مثل بارون اشکام
کرم تو آقا داره میباره

امام حسن شد عشق اول و آخرم
امام حسن شد یارو همدم و دلبرم

منی که محتاج توی هر دقایقم
امام حسن شد آقای قلب عاشقم

آقام آقام حسن ابن علی

بند 2

حضرت شاهی و مجنونتم من
عشق تو این دلمو دیونه کرده
یه روزی میشه کبوتر این دل
به دور گنبدت آقا میگرده

امام حسن شد ذکر زیبای لبم
امام حسن شد ماه تابان شبم

تو دام عشقت عمریه در اسارتم
امام حسن شد زیباترین عبادتم

آقام آقام حسن ابن علی

بند 3

با وقارو با صلابتی و بی بدیل
استاد رزم توئه حیدر کرار
قاسمت ازتو به ارث برد این هنرو
که تو میدون میزد مثل علمدار

امام حسن شد شمع و چراغ راه من
امام حسن شد مولا و تکیه گاه من

همیشه میخونم از کریمیه آقام
امام حسن شد نزدیک ترین رفیق برام

آقام آقام حسن ابن علی

  • یکشنبه
  • 5
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 23:41
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

مثنوی ماه صیام و میلاد امام مجتبی(ع ) * مرتضی محمودپور

916
1

مثنوی ماه صیام و میلاد امام مجتبی(ع ) مثنوی ماه رمضان الکرام
میلاد امام مجتبی (ع)

روسیاهم روسیاهم ای صیام
ماه بخشش ماه غفران السلام
آمدی از راه راهم داده ای
من چه گویم تو پناهم داده ای
بی پناهان را پناهی ای صیام
بهر قبرم تکیه گاهی ای صیام
نیمه ی ماهت چه ماهی آمده
ما رعیت زاده شاهی آمده
این کریم ابن کریم است ای صیام
درسحرگاهت نسیم است ای صیام

بدر کامل در شب تارت رسید
درتو بوده شوق سرشارت رسید
خواستم تا شمه ای گویم از او
یاکه یک جرعه بنوشم زآن سبو
هاتفی گفتا زبانت قاصر است
وصف او کار خدای فاطر است
لیک گویم من به آوای جلی
آمده فرزند زهرا و علی
اولین فرزند حیدر آمده
ساغری در دست کوثرآمده

انبیا ظل لوایش صف به صف
تهنیت گویند بر شاه نجف
از تو بوده فیض ها برما رسید
درتو نازل گشت قرآن مجید
لیله قدر خدا در سینه ات
صیقلی گشته از آن آیینه ات
دوزخ از یمن تو بسته بر همه
لیله القدر تو یعنی فاطمه
مسجد و محراب و منبر از تو شد
نعره ی الله و اکبر از تو شد

ای صیام ای رازدار بوتراب
غیرتوهرچه ببینم وان سراب
در کویر خشک من باران تویی
در شب تیره مه تابان تویی
تشنه کامان را تو مثل زمزمی
تو به راز سینه من محرمی
باعث آرامش جان منی
آیه آیه نور، قرآن منی
رازها در سینه داری ای صیام
بر شهید لیله القدرت سلام

  • دوشنبه
  • 6
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 01:56
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

سبک سرود ولادت امام حسن مجتبی(ع) -(می درخشه ماه تو آسمونه قلبم...) * امیرحسین سلطانی

1226

سبک سرود ولادت امام حسن مجتبی(ع) -(می درخشه ماه تو آسمونه قلبم...) می درخشه ماه تو آسمونه قلبم
میزنه برات چه عاشقونه قلبم
من کجا و اینهمه لطف و عنایت
سر سفرت همیشه مهمونه قلبم

مهمونم از شما میخونم
آقاجون من گدات میمونم
کریم آل طاها هستی
کرامت تو رو میدونم

یا حسن ای امیر دلها
یا حسن ای عزیز زهرا
یا حسن خوش اومدی مولا

(مولانا یا حسن مولانا)

نیمه ماهه و ماهه قرص کامل
تابیدن روی زمین براشه مشکل
وقتی که چهرهٔ زیباتو میبینه
میره پشت ابرا و میگیره منزل

اونقدر چهره تو زیباست
مشتاق دیدن تو باباست
صف میبندن تو رو ببینن
یوسف نوبتش اون آخر هاست

یا حسن ای دوای دردم
یا حسن دور تو میگردم
یا حسن با تو من همدردم

(مولانا یا حسن مولانا)

سبط اکبر پیمبری یا مولا
پسر ارشد حیدری یا مولا
صلح تو باعث استحکام دین شد
تو زمونت یه دلاوری یا مولا

امام و رهبر حسینی
دلیر جمل و صفینی
بدونن همه حسودا
تنها کریم عالمینی

یا حسن تو شجاع عربی
یا حسن فداکَ اُم و اَبیٖ
یاحسن تو عزیز زینبی

(مولانا یا حسن مولانا)

  • دوشنبه
  • 6
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 02:56
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سرود ولادت امام حسن مجتبی(ع)، سیدمجید بنی فاطمه -(به پای عشق تو هستیمو میذارم...) *

2015
1

سرود ولادت امام حسن مجتبی(ع)، سیدمجید بنی فاطمه -(به پای عشق تو هستیمو میذارم...) به پای عشق تو هستیمو میذارم

جونم فدات اما بازم بده کارم

خودت که میدونی خیلی دوست دارم

تو یار منی جانم یا حسن

غمخوار منی جانم یا حسن

ای ماه علی بردی دلم و

دلدار منی جانم یا حسن

ماه اومد شاه اومد تبسم شهر الله اومد

فرزند دل بند علی و زهرا از راه اومد

****

هر جا که اسمت هست اونجا حرم داری

بین کریما تو خیلی کرم داری

پرچم تو بالاست یه پا علمداری

افطار و سحر رزق هممون

از سفره تو اومد اقا جون

ماه رمضون ای قرص قمر

تازه با تو شد ماه رمضون

سرداری سالاری تو جانشین حیدر هستی

تو دنیا تو تنها عصای دست مادر هستی

****

منم که با عشقت همیشه مانوسم

شده همین امشب حاجت مخصوصم

یه روز ضریحت رو ایشاالله میبوسم

اقایی و ما مدیون توییم

لیلایی و ما مجنون توییم

هر سال نیمه ماه رمضون

افطاری همه مهمون توییم

یاری کن کاری کن عوض شه حال این شبهامون

هر لحظه می ارزه ذکر تو باشه رو لبهامون

  • سه شنبه
  • 7
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 03:40
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

ریسه بندان کن، علیِ مرتضی(ع) بابا شده * مرضیه عاطفی

824
1

ریسه بندان کن، علیِ مرتضی(ع) بابا شده ریسه بندان کن، علیِ مرتضی(ع) بابا شده
نیمۂ ماهِ خدا شیرخدا بابا شده
میرسد امشب رطب از دستهای جبرییل
روزه دارن! حیدرِ آل کسا، بابا شده
حُسنِ مطلق رونمایی شد؛ حسن(ع) لبخند زد
چون أمیرالمؤمنینِ شیعه ها بابا شده
گفت امشب قلعۂ خیبر به تیغِ ذوالفقار
باخبر هستی که شاهِ لافتی بابا شده؟!
سفرۂ افطار با ذکر«حسن(ع)جان» پهن شد
جانِ عالم؛ حضرت مشکل گشا بابا شده
در فضیلت نیست امشب کمتر از شبهای قدر
چون به یُمنِ مجتبی(ع) بابایِ ما بابا شده

هست ذکر «یاعلیُ و یاعظیم ِ» اهل بیت(ع)
سائلان خواندند او را «یاکریم اهل بیت(ع)»

کوثر امشب صاحب دردانۂ أطهر شده
حضرت أم أبیها حضرتِ مادر شده
عرشیان و خاکیان و سائلان و عاصیان
در کنار دست های کوچکش محشر شده
چشم و ابرویش به حیدر رفته و دل می برَد
قلبِ زهرا(س) بیقرارِ دومین حیدر شده
شد نبی(ص) غرق سرور و شادمانی پدر-
باعث آرامش ِ روز و شبِ دختر شده
قوم و خویشیِ پیمبر(ص) باعلی(ع) شد بیشتر
حالِ اصحابِ سقیفه بیشتر مضطر شده
جاهلی هم سنگ آورده برای امتحان
دید اما وقت رفتن صاحبِ گوهر شده
هست آقایم کریم إبن کریم و تا ابد
از تمام دست و دل بازانِ عالم سر شده

دید دستِ خالی ام را داد عیدیِ مرا
از میانِ جمعیت؛ زهرا(س) صدایم زد بیا...

آمدم! نوکر شدم از برکت نام ِ حسن(ع)
دام را انداخت؛ دل افتاد در دام حسن(ع)
ابر و باد و ماه و خورشیدش تماشایی تر است
فرق دارد آسمانِ آبیِ بام حسن(ع)
با جزامی هیچکس دمخور نشد جز مجتبی(ع)
همنشینی با ضعیفان هست پیغام حسن(ع)
مرد شامی را به جای ناسزا لبخند گفت
عاشقم! دیوانه ام کرده ست اسلام حسن(ع)
نام او کام مرا طعم عسل داده ست و کاش...
لحظه ای شیرین شود از نام من کام حسن(ع)
در خیالاتم صدایش را تصور میکنم
نسخۂ آرامشم شد لحن آرام حسن(ع)
میشود صحن و سرایش بازسازی با ظهور
میشوم در آستانش جزء خدام حسن(ع)

شک نکن یکروز میگیرم برات کربلا
از کنار پنجره فولادِ باب المجتبی(ع)!

  • سه شنبه
  • 7
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 14:05
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب

ریسه بندان کن، علیِ مرتضی(ع) بابا شده * مرضیه عاطفی

787

ریسه بندان کن، علیِ مرتضی(ع) بابا شده ریسه بندان کن، علیِ مرتضی(ع) بابا شده
نیمۂ ماهِ خدا شیرخدا بابا شده
میرسد امشب رطب از دستهای جبرییل
روزه دارن! حیدرِ آل کسا، بابا شده
حُسنِ مطلق رونمایی شد؛ حسن(ع) لبخند زد
چون أمیرالمؤمنینِ شیعه ها بابا شده
گفت امشب قلعۂ خیبر به تیغِ ذوالفقار
باخبر هستی که شاهِ لافتی بابا شده؟!
سفرۂ افطار با ذکر«حسن(ع)جان» پهن شد
جانِ عالم؛ حضرت مشکل گشا بابا شده
در فضیلت نیست امشب کمتر از شبهای قدر
چون به یُمنِ مجتبی(ع) بابایِ ما بابا شده

هست ذکر «یاعلیُ و یاعظیم ِ» اهل بیت(ع)
سائلان خواندند او را «یاکریم اهل بیت(ع)»

کوثر امشب صاحب دردانۂ أطهر شده
حضرت أم أبیها حضرتِ مادر شده
عرشیان و خاکیان و سائلان و عاصیان
در کنار دست های کوچکش محشر شده
چشم و ابرویش به حیدر رفته و دل می برَد
قلبِ زهرا(س) بیقرارِ دومین حیدر شده
شد نبی(ص) غرق سرور و شادمانی پدر-
باعث آرامش ِ روز و شبِ دختر شده
قوم و خویشیِ پیمبر(ص) باعلی(ع) شد بیشتر
حالِ اصحابِ سقیفه بیشتر مضطر شده
جاهلی هم سنگ آورده برای امتحان
دید اما وقت رفتن صاحبِ گوهر شده
هست آقایم کریم إبن کریم و تا ابد
از تمام دست و دل بازانِ عالم سر شده

دید دستِ خالی ام را داد عیدیِ مرا
از میانِ جمعیت؛ زهرا(س) صدایم زد بیا...

آمدم! نوکر شدم از برکت نام ِ حسن(ع)
دام را انداخت؛ دل افتاد در دام حسن(ع)
ابر و باد و ماه و خورشیدش تماشایی تر است
فرق دارد آسمانِ آبیِ بام حسن(ع)
با جزامی هیچکس دمخور نشد جز مجتبی(ع)
همنشینی با ضعیفان هست پیغام حسن(ع)
مرد شامی را به جای ناسزا لبخند گفت
عاشقم! دیوانه ام کرده ست اسلام حسن(ع)
نام او کام مرا طعم عسل داده ست و کاش...
لحظه ای شیرین شود از نام من کام حسن(ع)
در خیالاتم صدایش را تصور میکنم
نسخۂ آرامشم شد لحن آرام حسن(ع)
میشود صحن و سرایش بازسازی با ظهور
میشوم در آستانش جزء خدام حسن(ع)

شک نکن یکروز میگیرم برات کربلا
از کنار پنجره فولادِ باب المجتبی(ع)!

  • سه شنبه
  • 7
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب

امام حسن مجتبی(ع)، مدح و ولادت -(آب زنید راه را حضرت دلبر آمده...) * جواد کریم زاده

1177

امام حسن مجتبی(ع)، مدح و ولادت -(آب زنید راه را حضرت دلبر آمده...) آب زنید راه را حضرت دلبر آمده
مژده دهید باغ را یاس معطر آمده

بوی بهشت می وزد با نفحات احمدی
دسته گل محمدی عشق پیمبر آمده

صبا به عاشقان ببر، سحرگهان تو این خبر
آینه ی جمال حق به امر داور آمده

بگو به شور و همهمه آمده پور فاطمه
کریم آل مصطفی ثانی حیدر آمده

به ساقی ای صبا بگو تو راز عشق مو به مو
به جام عاشقان او شراب کوثر آمده

شمس و کواکب و قمر بر رخ اوست سجده گر
پشت فلک به سجده ی اوست که چنبر آمده

حُسن جمال او حسن ،قدر و کمال او حسن
جمع خصال او حسن، احمد دیگر آمده

قبله همیشه مایلش، جود و کرم چو سائلش
پادشهان به درگهش جمله چو نوکر آمده

صد چو مسیح زنده شد از دم روح پرورش
صد چو کلیم بر درش خادم محضر آمده

پشت نماز او زند صف سپه ملائکه
بر همه انبیا حسن امیر و رهبر آمده

در عجبم از آن یلی، آن یل مرتضی علی
که در جمل به امر او یک تنه لشکر آمده

گوش به امر وی کند، اُشتر سرخ پی کند
پشت به جنگ کی کند، یلی دلاور آمده

صلح امام مجتبی گشت لوای کربلا
بقای دین به زحمت شُبیر و شُبَّر آمده

عجب همای رحمتی عجب نماد عزتی
بر سر عالمی حسن چو تاج و افسر آمده

آب زنید راه را سجده کنید ماه را
بنده شوید شاه را شافع محشر آمده

مژده دهید یار را آن مه ده چهار را
مِهر سپیده سر زده ظلمت شب سر آمده

  • سه شنبه
  • 7
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 20:41
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

امام حسن مجتبی(ع)، مدح و ولادت -(پیاله را نفسِ شربتِ طهور شکست...) * بردیا محمدی

1563
1

امام حسن مجتبی(ع)، مدح و ولادت -(پیاله را نفسِ شربتِ طهور شکست...) پیاله را نفسِ شربتِ طهور شکست
نماز آینه ها را هبوط نور شکست
سکوت نیمه ی شب را طنین شور شکست
در ازدحام،پر و بال های حور شکست

تمام عرشِ برین محو چهره ی ماه است
لب ملائکه مشغول؛اَحسَنُ الله...است

تبسمش همه شهر را غزلخوان کرد
کویر خالی از احساس را گلستان کرد
و آسمان خدا را ستاره باران کرد
طراوت رمضان را دَمَش دوچندان کرد

ستاره ای بدرخشید و بی نقاب آمد
دُرُست نیمه ی این ماه،آفتاب آمد

به روحِ آیه ی تطهیرِ خویش،تن بخشید
به پیکر غزل خویش پیرهن بخشید
به حُسن عاطفه ی خویش،ذوالمِنَن بخشید
خدا به حیدر کرار خود حسن بخشید

به آفتاب بگوئید آمده قمرش
هزار جان گرامی فدای گُل‌پسرش

شراب عشق به قربان ساغرش رفته
هزار رود به دریای اطهرش رفته
فرشته وقت تماشاش شهپرش رفته
نگاه بنده‌نوازش به مادرش رفته

دل مرا بخدا بُرده خوی مادری اش
چقدر فاطمه‌وار است ذرّه پروری اش

به نام نامی شاه کرم،به نامِ حسن
قیام کرده کرامت به احترام حسن
شده است مرغ کرم‌خانه جلد بام حسن
هزار حاتم طایی بُوَد غلامِ حسن

گدا،یتیم و گرسنه به برکتش سیرند
جذامیان مدینه به پاش می میرند

شکستگیِ پر و بال را شفا دادن
مس وجودی عُشّاق را جلا دادن
به سائلان و گدایانِ خود بها داد
به دست با کرم خود به سگ غذا دادن

تمام این همه یک شمه از کرامت اوست
نمی ز قطره ی دریای پُر سخاوت اوست

حسن دلاور آلِ نبیِ دادار است
میان لشکر حیدر امیر و سردار است
اگر که تیغ کِشد،کار دشمنان زار است
دُرُست مثل پدرجانِ خود جگردار است

یلی که بوسه زده جبرئیل دستش را
شتر سوار جمل خورده ضرب شصتش را

چِقَدر زحمت بی حد کشید و همت کرد
هزار بنده ی گمراه را هدایت کرد
به پای دین خداوند استقامت کرد
بنای مکتب اسلام را مرمت کرد

چه رنج های فراوان به پای عشقش دید
سه بار مال خودش را برای دین بخشید

درخت خشک غمم،کوهساری از دردم
شبیه فصل زمستان گرفته و سردم
عزا گرفته ی این روزگار نامردم
برای حلم حسن آه می کشم هر دَم

کسی که ماهی دریا به پاش گریه نمود
برای غربت بی انتهاش گریه نمود

هنوز چشم ترم شورِ عشق کم دارد
چِقَدر سینه ی تنگم هوای غم دارد
غمی که ریشه ی دیرینه در دلم دارد
"امامزاده ی آبادی ام حرم دارد"

ولی برادر زینب نه مرقدی دارد
نه زائری،نه ضریحی،نه گنبدی دارد

قسم به باد که زنگار را ز شیشه زدود
قسم به آبی دریا،قسم به چشمه و رود
قسم به بال و پر یا کریمِ خاک آلود
به کوری همه ی آن حرامیان سعود

بقیع،مرکز دیدار شیعه ها گردد
قسم به فاطمه "صحن حسن" بنا گردد

  • سه شنبه
  • 7
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 20:51
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

امام حسن مجتبی(ع)، مدح و ولادت -(زبان الکنم از وصف ذاتت ناتوان باشد...) * علی ساعتچی

859

امام حسن مجتبی(ع)، مدح و ولادت -(زبان الکنم از وصف ذاتت ناتوان باشد...) یا اکرم الاکرمین (ع)

زبان الکنم از وصف ذاتت ناتوان باشد
که این مدح و ثنا سرمایه اے چون دُر گران باشد

قلم بر دفترم چرخید نامت بر زبان آمد
کرامت کردے و بر پیکر این خسته ،جان آمد

کلید خانه ے لطفے !امیر فضل و احسانے !
"خلاصه مے شود آقا در عشق تو ،مسلمانے "

معطر کرده گیسویت فضاے بیت حیدر را
فقیران و یتیمان ،جمله مے کوبند هِے ،در را

قدم رنجه نمودے در جهان تاثیر بگذاری
قدم بر روے چشم آیه ے تطهیر بگذارے

سلام اے رحمت مطلق !خداے مهربانے ها !
چه لذت بخش تر از این ،شود نذرت جوانے ها ؟

فراوانمے دهے بر ما ،به مقدارے نمے ماند
به لطف سفره ے سبزت طلبکارے نمے ماند ...

توصاحب منصب جودے !امام بخشش و بذلے !
تودر جنگاورے و رزم ،استاد ابالفضلے !

توآن ضرب المثل بین کرامت آفرین هایے
چه غم از بے کَسے وقتے کَسِ بے کَس ترین هایی

بجز عشقت نمے دانم بجز نامت نمے خوانم
حسن جانم حسن جانم حسن جانم حسن جانم ...

چقدراز تو گرفته فاصله ،دردا که مغبون شد
هر آنکه از میان حلقه ے عشق تو بیرون شد

براے با تو بودن هم دلیل محکمے دارم
اگر باشے به روے زخم قلبم ،مرهمے دارم

گرفتارم ،نگاهے کن ،نگاه تو گهربار است
به "خورشیدت" نظر کن سخن درگیر شب تار است

تمام دلخوشے ما به اکرامِ مدام توست
کَرَم کن بر جهانِ ما ،کَرم کردن مرام توست ...

*مغبون :زیان دیده

  • چهارشنبه
  • 8
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 01:29
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مخمس ولادت امام حسن مجتبی(ع) -(حال دل دیوانه ام مست و خراب است...) * ابوذر رئیس میرزایی

976

مخمس ولادت امام حسن مجتبی(ع) -(حال دل دیوانه ام مست و خراب است...) حال دل دیوانه ام مست و خراب است
درمان درد عاشقی جامی شراب است
امشب دعای دست هایم مستجاب است
چون بانی مولود امشب بوتراب است

فرزند حیدر نه خود حیدر رسیده

ابروی او چون ذوالفقار شیر داور
دو لعل لب نه نه بگو یاقوت احمر
دست ملک اسپند و دست حور مجمر
گویند اهل آسمان الله اکبر

بهر خدا هم مُظهر و مظهَر رسیده

بادا مبارک حضرت زهرا پسر زاد
در نیمه ی ماه خدا قرص قمر زاد
شیرین لبی شیرین تراز قند وشکر زاد
بهتر بگو بهر نبی خیرالبشر زاد

چون زینت آغوش پیغمبر رسیده

خلق وخصال مصطفی خلق و خصالش
صاحبدلان مبهوت و حیران کمالش
مرآت حسن کبریایی در جمالش
زهرا بخواند چارقل بر خط و خالش

شمس و ضحی در دامن کوثر رسیده

او سید جمع جوانان بهشت است
زیباترین گل در گلستان بهشت است
استاد صبر هر دبستان بهشت است
یوسف ترین زیبای کنعان بهشت است

در جنت شیر خدا محشر رسیده

ارشد ترین فرزند حیدر یا حسن جان
آرامش آغوش مادر یا حسن جان
عشق ابوذر عشق قنبر یاحسن جان
ای آفتاب ذره پرور یاحسن جان

بادست خالی بر درت نوکر رسیده

  • چهارشنبه
  • 8
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 15:35
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
حاج ناصر تبسمی اردبیلی

میلاد امام حسن مجتبی(ع) -(نسيم مشكبوى گل پيام يار مى دهد) *حاج ناصر تبسمی اردبیلی

639

میلاد امام حسن مجتبی(ع) -(نسيم مشكبوى گل پيام يار مى دهد) نسيم مشكبوى گل پيام يار مى دهد
شميم دلنواز او به دل قرار مى دهد
هزارها ترانه از هزاره ميرسد به گوش
نويد وصل گلشن و گل و بهار مى دهد
سه شنبه روز نيمه ى مه صيام، شد عيان
امين وحى مژده ى حضور يار مى دهد
ز شرق دين احمدى دميده نور سرمدى
دمادم البشاره از رخ نگار مى دهد
شكفته غنچه ى حسن به خُلق و خُوى مصطفى
جمال انورش صفا به ليل تار می دهد
شباب باغ عدن را بغل گرفته فاطمه
نشان به جدّ و باب خود به افتخار مى دهد
هماى پيك مغفرت عزيز اهل معرفت
به غمزه با نگاه خود چنين شعار مى دهد
منم چهارمين نفر ز پنج اُمّت كسا
صلاى سلم و ارتضا بهر ديار مى دهد
منم رضاى خاطر محمّد و وصیّ او
كه روز محشر حق بمن بس اختيار مى دهد
اگر چه واقفم بر اين مشيّت از ره رضا
گُل جمال من فلك بدست خار مى دهد
بحال زار گل چنان هزاره ناله ميكند
كه ديده گان ز خون دل شراره بار مى دهد
ز راه كينه همسرم مرا به سمّ مى كشد
كجا شرنگ مهلكى به يار، يار مي دهد
ولى خوشم كه مادرم كنار قبر اطهرش
براى دفن پيكرم مرا مزار مى دهد
فداى جان مادرم كه هر كجا وجود او
به همجوار خود بسى خوش اعتبار مى دهد
بياد و عشق مجتبى نوشتم اين چكامه را
"صفا" بدست دوستان بيادگار مى دهد

  • دوشنبه
  • 4
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 11:23
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
حاج ناصر تبسمی اردبیلی

میلاد امام حسن مجتبی(ع) -(در منتهی الامال چنین هست کتابت) *حاج ناصر تبسمی اردبیلی

625

میلاد امام حسن مجتبی(ع) -(در منتهی الامال چنین هست کتابت) در منتهی الامال چنین هست کتابت
پانزده ماه رمضان سوّم هجرت
در لیل پر از رحمت و مسعود سه شنبه
در شهر نبی زاده شد الگوی کرامت
یعنی پسر ارشد زهرای زکیّه
چارم نفر از پنج تن آل طهارت
آمد به جهان نایب بر حقّ یداللّه
شمع رهِ دین اختر تابان ولایت
روشنگر ظلمات به انوار الهی
دُردانۀ زهرا(س) و علی(ع) یار امامت
در عرش ولا بعد علی(ع) مهر جهانتاب
دوّم گهر از گنج خداوند عدالت
پیغمبر خاتم(ص) چو شد از این خبر آگه
با شور و شعف آمده با قصد زیارت
تبریک به زهرا(س) و علی(ع) گفت به کرّات
بوسید رخ نو رس زهرا(س) ز ارادت
بر چهره ی نوزاد بتولش نظر انداخت
گفتا پسرم دارد عجب حُسن وجاهت
با امر خدا اسم همان نو گل طاها
شُهره به حسن(ع) گشت در آن بزم قرابت
شقّ القمر از نور حسن(ع) گشت هُویدا
زیرا رمضان نیمه شد از این گُل طاعت
جود و کرمش شهره ی ارباب کرم شد
حلم و ادبش زینت تندیس سیادت
در وصف حسن(ع) بس بود این گفته پیمبر
محبوب من است هر که از او کرد اطاعت
خصم حسنم دشمن من دشمن دین است
حاشا که شود شامل احسان شفاعت
او زیب جنان فخر مقیمان بهشت است
باشد نمک سفره ی احسان نجابت
یا فاطمه جان حسنت گوشه ی چشمی
بر شعر « صفا » بذل بفرمای حلاوت

  • سه شنبه
  • 5
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 14:28
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد