از کجا میتوان شروعت کرد
از ازل یا ابد نمیدانم
شکر عمرم گڌشت و جز ڌکر
علی حیدر مدد نمیدانم
اسدا... فوق ایدیهم
تو رفیعی بلند بالایی
به خداوند کم نداری تو
چیزی از سروری و آقایی
روی دست نبی بلند شدی
تا که دین رسول کامل شد
به ولای تو آدم ایمان داشت
که برای بهشت قابل شد
عشق تو راهی زمینش کرد
گندمی گرچه سد راهش بود
تا بیاید زیارت نجفت
این همان آخرین گناهش بود
عکس روحت بزرگ و عالم خرد
بین این قاب اگرچه محبوسی
انبیا روبروت صف بستند
تا بگیرند اڌن پابوسی
خانه ات فوق عالم زر بود
به امیری که انتخاب شدی
خلق آدم که کار ساده توست
از ازل تو ابوتراب شدی
رتبه اولی تو در خلقت
حق تو را شمس اهل بینش کرد
صد هز
- چهارشنبه
- 18
- اردیبهشت
- 1398
- ساعت
- 14:17
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور






کاش میشد که از این کلبه ی ویران گاهی




