اشعار مدایح حضرت فاطمه زهرا

مرتب سازی براساس
استاد حاج غلامرضا سازگار

تو کیستی؟ -(پیغمبر و زهرا و حیدر یک وجودند) *استاد حاج غلامرضا سازگار

322
1

تو کیستی؟ -(پیغمبر و زهرا و حیدر یک وجودند) پیغمبر و زهرا و حیدر یک وجودند
روز ازل تصویر یک آیینه بودند

این هر سه یک نورند و دارای سه اسم‌اند
در اصل، یک روح مجرّد در سه جسم‌اند

این بضعۀ طاهاست بلکه روح طاهاست
مرضیّه، زهرا، فاطمه، روحی فداهاست...

این آسمانِ آسمان‌ها در زمین است
محکم‌ترین رکن امیرالمؤمنین است...

مقصود حق در سوره کوثر جز او کیست؟
دخت رسول و همسر حیدر جز او کیست؟

تو کیستی افلاکی افلاکیانی
کز لطف و رحمت هم‌نشین با خاکیانی

فردوس، مسکینِ در کاشانۀ توست
بارِ ولایت همچنان بر شانۀ توست...

آدم چو در امواج غم نام تو را گفت
ذات الهی توبه او را پذیرفت

تو کیستی؟ که ذات پاک بی‌نیازت
نازد به اوج بی‌نیازی بر نمازت

تو کیستی؟ که ع

  • چهارشنبه
  • 4
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 14:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
نوحه های سنتی و زنجیر زنی محرم
استاد حاج غلامرضا سازگار

نفرین بر آن سکوت -(...ممدوحۀ محمد و محبوبۀ خدای) *استاد حاج غلامرضا سازگار

411
1

نفرین بر آن سکوت -(...ممدوحۀ محمد و محبوبۀ خدای) ...ممدوحۀ محمد و محبوبۀ خدای
کز کبریا رسیده درود مکررش...

پا می‌نهد گرسنه به محراب بندگی
آن کو رسد طعام بهشتی ز داورش

این است کوثری که خدا داد بر رسول
دشمن چه غم که خواند در آن روز، ابترش

دشمن گرفته بود کمین در خط رسول
فکر هزار فتنه نهان بود در سرش...

می‌خواست بعد مرگ پیمبر شود خموش
آن جاودانْ چراغِ همیشه منورش

غافل از آن‌که بعد پدر می‌کند قیام
بر دفع کفر، دختر اسلام پرورَش...

از مسجد مدینه تو گویی رسد هنوز
آوای خطبه، بلکه اِلی صبح محشرش

مسجد، شراره از در و دیوار برکشید
شد داغ‌دیده دخت نبی، تا سخنورش...

با گریه از صحابه کمک خواست از آن زمان
یک تن نداد پاسخ او غیر شوهرش

آن اشک و آه و ن

  • پنج شنبه
  • 5
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 13:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 بابک امامی

متن شعر و زمینه یا شور حضرت زهرا(س) -(برای من این اعتقاده) * بابک امامی

358
1

متن شعر و زمینه یا شور حضرت زهرا(س) -(برای من این اعتقاده) برای من این اعتقاده
که عشق من به تو جهاده
میون قلبته کسی که
دل و به حیدر(ع)تو داده

راه بی پایان|غایت قرآن
به زبون آذری میگم سنه قربان
از تن و از جون|دشمنم با اون
کسی که شهادت تورو کنه کتمان
دوسِت دارم مادر....
_______________
باغ بهشت بی تو کویره
از تو مدد خیر کثیره
هرکسی که دوسِت نداره
بره یه گوشه ای بمیره

زوجه الحیدر(ع)|صاحب محشر
مثل ارباب صدا میزنم تورو مادر
سوره‌ی کوثر|صدف و گوهر
خاک قدم تو شده مالک اشتر
دوسِت دارم مادر....
_______________
نگین به خاتم رسولی
تو ماورای از عقولی
برتری از مریم و هاجر
تو ام زینبین ، بتولی

عصمه اللهی|همسر شاهی
توی بحر عشق تو شدم مث ماهی
روح مشکاتی| ام ساداتی

  • سه شنبه
  • 5
  • آذر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:39
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 احسان  نرگسی رضاپور

مدح حضرت زهرا با نوای حاج حسین سیب سرخی -(چشم وا کردم و دیدم که شدم سینه زنت ) * احسان نرگسی رضاپور

347

مدح حضرت زهرا با نوای حاج حسین سیب سرخی  -(چشم وا کردم و دیدم که شدم سینه زنت ) چشم وا کردم و دیدم که شدم سینه زنت
همه ی عالم و آدم به فدای حسنت
می چکد نام دل آرای علی از سخنت
سپر حیدر کرار شده جان و تنت

زیر پاهای تو صد چشمه ی کوثر جاری ست
جای خون در رگ تو عشق به حیدر جاری ست

شهر روشن شده از نور تو ، بانوی علی
ای نفس های حسن ، ای همه نیروی علی
ما ثناگوی تو ایم و تو ثناگوی علی
نفس حیدری ات قوت بازوی علی

سایه ی چادر تو بر سر هر سینه زن است
نام تو وقت سحر ذکر قنوت حسن است

وصف تو کار بشر نیست...فقط کار خداست
همه ی خلق به عشق تو بمیرند، رواست
پادشاه است کسی که در این خانه گداست
خاک پاهای غلامان شما نیز شفاست

ذکر پرواز مَلَک های مُقَرب زهراست
همه ی دلخوشی حیدر و زینب زهراس

  • شنبه
  • 7
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 20:22
  • نوشته شده توسط
  • احسان نرگسی
ادامه مطلب
استاد سید رضا موید

شعر مدح حضرت زهرا(ع) -( گر نگاهی به ما كند زهرا ) *استاد سید رضا موید

5442
16

شعر مدح حضرت زهرا(ع) -( گر نگاهی به ما كند زهرا ) گر نگاهی به ما كند زهرا
دردها را دوا كند زهرا
بر دل و جان ما صفا بخشد
گر نگاهی به ما كند زهرا
كم مخواه از عطای بسیارش
كانچه خواهی عطا كند زهرا
خانه ی وحی را ز رخسارش
رشك غار حرا كند زهرا
بضعه ی مصطفی بُوَد آری
جلوه چون مصطفی كند زهرا
نه عجب گر به شأن او گویند
خاك را كیمیا كند زهرا
این مقام كنیز او باشد
تا دگر خود چه ها كند زهرا
چهره پوشد ز مرد نابینا
تا بدین حد حیا كند زهرا
در طرفداری از خدا و رسول
به علی اقتدا كند زهرا
جان خود را و محسن خود را
در ره دین فدا كند زهرا
تا سه شب قوت خانه ی خود
بر مساكین عطا كند زهرا
روز محشر كه از شفاعت خویش
حشر دیگر به پا كند زهرا
همچو مرغی كه دانه بر چیند
دوستا

  • شنبه
  • 9
  • فروردین
  • 1393
  • ساعت
  • 05:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد سید رضا موید

شعر مدح و مناجات حضرت زهرا(س) -( اشكي بُود مرا كه به دنيا نمي دهم ) *استاد سید رضا موید

3427
9

شعر مدح و مناجات حضرت زهرا(س) -( اشكي بُود مرا كه به دنيا نمي دهم ) اشكي بُود مرا كه به دنيا نمي دهم
اين است گوهری كه به دريا نمي دهم
گر لحظه اي وصال حببم شود نصيب
آن لحظه را به عمر گوارا نمي دهم
عمری بود كه گوشه نشيـن محبتم
اين گـوشه را به وسعت دنيا نمي دهم
در سينه ام جمال علي نقش بسته است
اين سینه را به سينه ي سینا نمي دهم
تا زنده ام ز درگه او پا نمي كشم
دامان او ز دست تمنّا نمي دهم
سرمايه ي محبت زهراست دين من
من دين خويش را به دو دنيا نمي دهم
گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا
يك ذره از محبّت زهرا نمي دهم
امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست
اين نقد را به نسيه ی فردا نمي دهم
در سايه ي رضايم و همسايه ي رضا
اين سايه را به سايه ی طوبي نمي دهم

شاعر : استاد سید رضا مو

  • دوشنبه
  • 12
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 17:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید حمید رضا برقعی

اشعار مدایح حضرت زهرا(س) -( بدا به حال من و خوش به حال آن که شده‌ست ) * سید حمید رضا برقعی

926
1

اشعار مدایح حضرت زهرا(س)  -( بدا به حال من و خوش به حال آن که شده‌ست ) زبان چگونه گشایم به مدح تو مادر

که بی وضو نتوان خواند سورۀ کوثر

زبان وحی، تو را پارۀ تن خود خواند

زبان ما چه بگوید به مدحتان دیگر؟

چه شاعرانه خداوند آفریده تو را

تو را به کوری چشمان آن «هو الأبتر»

خدا به خواجۀ لولاک داده بود ای کاش

هزار مرتبه دختر اگر تویی دختر

چه عاشقانه، چه زیبا، چه دلنشین وقتی

تو را به دست خدا می‌سپرد پیغمبر

علی‌ست دست خدا و علی‌ست نفس نبی

علی قیام و قیامت، علی علی حیدر

عروسی پدر خاک بود و مادر آب

نشسته‌اند دو دریا کنار یکدیگر

شکوه عاطفه‌ات پیرهن به سائل داد

چنان که همسر تو در رکوع انگشتر

همیشه فقر برای تو فخر بوده و هست

چنان که وصلۀ چادر برای تو زیور

یهود

  • چهارشنبه
  • 18
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 07:19
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محمد حسن بیات لو

حضرت زهرا(س)-مدح -(شکوه آمدن و خلقتت سر آمد بود) * محمد حسن بیات لو

162

حضرت زهرا(س)-مدح -(شکوه آمدن و خلقتت سر آمد بود) شکوه آمدن و خلقتت سر آمد بود
میان هرچه که دارد خدا زبانزد بود
همیشه با صفی از آسمانیان جبریل
به گِرد خانه تان گرم رفت و آمد بود
تو دخترِ پدری؛ یا که مادری بر او ؟!
میان دختر و مادر دلش مردّد بود
رسالت پدرت با تو بود پا بر جا
که بودنت همه ی دلخوشی احمد بود
برای عرض ارادت به محضرت بانو
نبی به امر خدا روز و شب مقید بود
ز التماس دو دستم چه زود دل کندی
تویی که آمدنت خوب و رفتنت بد بود

  • چهارشنبه
  • 30
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 11:24
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
خرید انواع پرچم های مذهبی در جنس های مختلف
استاد حاج غلامرضا سازگار

غزل مرثیه حضرت فاطمه علیهاالسلام -(بیمارت ای علی‌جان، جز نیمه‌جان ندارد) *استاد حاج غلامرضا سازگار

202

غزل مرثیه حضرت فاطمه علیهاالسلام -(بیمارت ای علی‌جان، جز نیمه‌جان ندارد) بیمارت ای علی‌جان، جز نیمه‌جان ندارد
میلی به زنده ماندن، در این جهان ندارد
غم چون نسیم پاییز برگ و بر مرا ریخت
این لالۀ بهاران غیر از خزان ندارد
بگذارد تا بمیرد، زین باغ پر بگیرد
مرغی که حقّ ماندن در آشیان ندارد
خواهم که اشک غربت از چهره‌ات بگیرم
شرمنده‌ام که دیگر دستم توان ندارد
بگذار کس نداند در پشتِ در چه بگذشت
من لب نمی‌گشایم، محسن زبان ندارد
هر کس سراغم آمد با او بگو که زهرا
قدرش عیان نگردید، قبرش نشان ندارد
شهری که در امانند حتی یهود در آن
در بین خانۀ خود، زهرا امان ندارد!
ای ناله‌ها برآیید! ای لاله‌ها بریزید!
گلزار وحی دیگر، سروِ روان ندارد
روز جزا مسلّم گیریم دست «میثم»
زیرا پناه غیر ا

  • جمعه
  • 14
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 12:37
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

غزل مرثیه حضرت فاطمه علیهاالسلام -(شیطان به بیت حیّ تعالی چه می‌کند‌؟ ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

419
1

غزل مرثیه حضرت فاطمه علیهاالسلام -(شیطان به بیت حیّ تعالی چه می‌کند‌؟  ) شیطان به بیت حیّ تعالی چه می‌کند‌؟
آتش به گرد خانۀ مولا چه می‌کند‌؟...
رویش سیاه گردد و دستش شکسته باد
قنفذ کنار خانۀ مولا چه می‌کند‌؟
دارالزیارۀ نبی و آستان وحی
ای وای من، مغیره در آنجا چه می‌کند‌؟...
باید ز تازیانه بپرسم که در بهشت
آثار خون به قامت طوبی چه می‌کند‌؟
گل‌ها ز غم فسرده و، پروانه منتظر
شمع ز پا فتاده، به صحرا چه می‌کند‌؟
با بودن دو داغ بر او گریه گشته منع
‌«میثم» ببین به فاطمه دنیا چه می‌کند؟

  • جمعه
  • 14
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 13:11
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

مدح حضرت زهرا سلام الله علیها -(من کیم جان جهان ممدوحۀ جان آفرینم) *استاد حاج غلامرضا سازگار

879

مدح حضرت زهرا سلام الله علیها -(من کیم جان جهان ممدوحۀ جان آفرینم) من کیم جان جهان ممدوحۀ جان آفرینم
مادر توحید بانوی سماوات وزمینم
شمع جمع پنج تن همسنگر حبل المتینم
وجه رب العالمین، جان ولایت ، رکن دینم
کوثر وتطهیر وقدرو هل اتی ویا وسینم
من کیم زهرای اطهر دخت ختم المرسلینم

کشتی توحید را سُکان منم لنگر منم من
خواجۀ لولاک را دختر منم مادر منم من
چارده معصوم را گردون منم محور منم من
مؤمنون من، قدر من، طاها منم کوثر منم من
گوهر عینُ الحیاتم، اختر حقُ الیقینم
من کیم زهرا ی اطهر دخت ختم المرسلینم

نخل سرسبز ولایت، اعتدال از من گرفته
صبر وایثار وفداکاری، کمال از من گرفته
مریم عذرا بدان پاکی مدال از من گرفته
خانۀ شیر خدا مجد وجلال از من گرفته
خشت، خشتِ آن شده محوِ

  • سه شنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1397
  • ساعت
  • 12:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد سید رضا موید

محبوبۀ خدا -(ای یادگار آدم و ادریس، ای قلم) *استاد سید رضا موید

220

محبوبۀ خدا -(ای یادگار آدم و ادریس، ای قلم) ای یادگار آدم و ادریس، ای قلم
برکش قلم به صفحۀ تلبیس، ای قلم
کن شست‌وشو به چشمۀ تقدیس، ای قلم
وآن‌گه ثنای فاطمه بنویس، ای قلم

بنویس ای قلم، که خدا خواستار اوست
امر جهانیان همه در اختیار اوست

بنویس این‌که فاطمه، محبوبۀ خداست
مجموعه صفات و، کمالات انبیاست
یک زن، ولی معلم مردان پارساست
او از خدای باشد و از غیر او جداست

بنویس این‌که فاطمه، ناموس اکبر است
خاک رهش به هستیِ عالم، برابر است...

با آن‌که انبیا، غم دنیا نداشتند
دل جز به یاد حیّ توانا نداشتند
چیزی کم از عبادت و تقوا نداشتند
یک غبطه داشتند که زهرا نداشتند!

زهرا عطیه‌ای ز خدا بر پیمبر است
وین افتخار، فوق مباهات دیگر است

ای عصمت خدا، ک

  • چهارشنبه
  • 4
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 14:36
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 احسان  نرگسی رضاپور

مدح حضرت زهرا با نوای حاج حسین سیب سرخی -(دوباره باد شده بی قرار گیسویت ) * احسان نرگسی رضاپور

248

مدح حضرت زهرا با نوای حاج حسین سیب سرخی  -(دوباره باد شده بی قرار گیسویت ) دوباره باد شده بی قرار گیسویت
شدند جمع ملائک مقیم در کویت

تو امتحان نشده سربلند تاریخی
تویی همان که خدا هم شده ثناگویت

دخیل بسته فرشته به چادرت بانو!
و مست کرده"صبا" را نسیم خوش بویت

پیمبر از نفست بوی عشق می شنود
به وجد آمده حیدر ز بانگ یاهویت

چنان تجلی ماهی که حضرت خورشید
گذاشته سرِ خود را به روی زانویت

بهای عشقِ به حیدر چقدر سنگین است
به پای عشق ورم کرده است بازویت

بیا و محض گل روی مرتضی دیگر
نگیر دست خودت را به روی پهلویت...

سال_۹۴

  • شنبه
  • 7
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 20:06
  • نوشته شده توسط
  • احسان نرگسی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر مثنوی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها -(ای بهشتِ قُربِ احمد، فاطمه!) *استاد حاج غلامرضا سازگار

456
-1

شعر مثنوی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها -(ای بهشتِ قُربِ احمد، فاطمه!) ای بهشتِ قُربِ احمد، فاطمه!
لیلةالقدر محمد، فاطمه!

ای خدا مشتاقِ یارب یاربت
ای سلام انبیا بر زینبت

عالم خاکی، محیط غربتت
آفرینش، گشته گم در تربتت

کاروانِ دل، روان در کوی تو
قبلۀ جان محمد، روی تو

مشعل شب‌های احیای علی
نقش لبخندت مسیحای علی

خلق عالم، سائل و روزی‌خورت
لیف خرما وصله‌های چادرت

ای سه شب بی‌قوت و، از قوت تو سیر
هم یتیم و هم فقیر و هم اسیر

وحی، بی ایثار تو کامل نشد
هل اتی، بی‌نان تو نازل نشد

آن که خاک مقدمش جان همه...
گفت: جان من، فدای فاطمه!

ای که در تصویر انسان زیستی
کیستی تو؟ کیستی تو؟ کیستی؟

فوق هر تعریف و هر تفسیر هم
پاک‌تر از آیۀ تطهیر هم

ای سجود آورده بر پای تو سر
ای

  • یکشنبه
  • 9
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:08
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
حاج علی انسانی

مثنوی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها -(باز به من راه سخن باز شد) *حاج علی انسانی

189

مثنوی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها -(باز به من راه سخن باز شد) باز به من راه سخن باز شد
طایر اندیشه به پرواز شد

تا که کند سیر، مقامات را
مدح کند،‌ مادر سادات را

گر، نه مدد از نظرِ وی رسد
خامه به طوف حرمش کی رسد؟

اختر تابندۀ بُرج شرف
گوهر رخشندۀ‌ دُرج شرف

مایۀ‌ فخریۀ‌ خیرالبشر
دوستی و دشمنی‌اش، خیر و شر

ریزه خور سفرۀ او، اولیا
در بَر او بر سَرِ پا، انبیا

روح نُبی، جان نبی، ذات دین
کشته شده بر سرِ اثبات دین...

در شرف و عفاف، الگو تویی
به بانوان، بزرگ بانو تویی

به بی‌قرین ، نیست قرین تو کَس
و گر کسی هست، علی هست و بس!

بود به دستور خدای اَحد
که مصطفی به دست تو، بوسه زد

جن و ملک، کمینه خیل توأند
خلق، عوالم به طُفیل توأند

حُب تو، شیرازۀ‌ اُمّ الکتاب

  • یکشنبه
  • 9
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:19
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
معجزه ای برای رفع مشکلات حنجره
استاد سید رضا موید

شعر غزل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها -(ای باخبر ز درد و غم بی‌شمار من!) *استاد سید رضا موید

204
1

شعر غزل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها -(ای باخبر ز درد و غم بی‌شمار من!) ای باخبر ز درد و غم بی‌شمار من!
برخیز و باش، فاطمه جان، غمگسار من

رفتی ز دیدۀ من و، از دل نمی‌روی
حس می‌کنم همیشه تویی در کنار من

شیرینی حیات من، ای بَضعَةُ الرّسول!
تلخ‌ست با غمت همه لیل و نهار من

خیری پس از تو نیست در این زندگیّ و، من
گریَم از این‌که طول کشد روزگار من

مردم ز گریه، غصّۀ خود حل کنند، لیک
افتد ز گریه، غصّۀ دیگر به کار من

خواهم ز کودکان تو پنهان گریستن
اما غمت ربوده ز کف اختیار من

این روزها ز خانه کم آیم برون، مگر
کمتر به قتلگاه تو افتد گذار من

  • دوشنبه
  • 10
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:00
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
حاج علی انسانی

شعر غزل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها -(علی که آینۀ روشن خدای تو بود) *حاج علی انسانی

254

شعر غزل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها -(علی که آینۀ روشن خدای تو بود) علی که آینۀ روشن خدای تو بود
همیشه آرزویش روی حق نمای تو بود

حدیث قدسی لولاک معتبر سندی‌ست
که هرچه کرد خدا خلق، از برای تو بود

به خشت خشت سرایت بهشت رشک بَرَد
که طوطیای ملک گردِ بوریای تو بود

ملک حضور تو را در نماز عاشق بود
ولیک شیفته‌تر از ملک، خدای تو بود

ز پا نشست علی تا تو راه می‌رفتی
که دید دوش حسین و حسن عصای تو بود

نگاه بی‌رمقت با علی سخن می‌گفت
زبان دردِ دلت در نگاه‌های تو بود

ز گریه‌ات همه هستی به گریه افتاده
همیشه شهر مدینه پر از نوای تو بود

  • دوشنبه
  • 10
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:04
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 رضا آهی

مدح مادرسادات حضرت زهرا(ع) -(صد شکر که غرق حق ز سر تا پاییم، ) * رضا آهی

244

مدح مادرسادات حضرت زهرا(ع) -(صد شکر که غرق حق ز سر تا پاییم، ) صد شکر که غرق حق ز سر تا پاییم،
از روز نخست پیرو مولاییم،

فریاد زنان به خلق عالم گوییم،
ما سائل کوی حضرت زهراییم،

دارایی ما شد ازنگاه زهرا،
از مرحمتش همیشه سربالاییم،

ما را نظر مادری اش آقا کرد،
مدیون نگار حضرت طاهاییم،

در طالع ما خدا چنین حک فرمود
ما شیفتگان آن گل یکتاییم،

شد برکت زندگی مان با زهرا،
پس جیره خوران عصمت کبراییم،

هرمشکل ما با مددش حل گردد،
ما رافع غم به وسعت دریاییم،

تا روز ابد همیشه دم دم داریم
ممنون همه/ زآن گوهر بی همتاییم،

ولله فقط فاطمه امضا زده است،
برگه سندی که شیعه ی مولاییم،

گر او زکرم دعا نماید ما را،
بی شک همه اهل جنت اعلاییم،

یک لحظه اگر نظر کند جانب ما،
خو

  • دوشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 18:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر نوحه مسجدی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها -(سوره کوثر،جان پیغمبر) * امیر عباسی

446
1

شعر نوحه مسجدی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها -(سوره کوثر،جان پیغمبر) سوره کوثر،جان پیغمبر
هستیِ حیدر،مادر ای مادر
اُمّ ابیها زهرا یا زهرا...

روح محمّد،عصمت سرمد
اَغیثینی یا بَضعَةَ الاَحمد
اُمّ ابیها زهرا یا زهرا...

هر راهی بی تو،راهِ تباهی
مدح تو کارِ وحی الهی
اُمّ ابیها زهرا یا زهرا...

در عُمرِ کوتاه،رزق تو غم شد
زیر بارِ غم،قامتت خم شد
اُمّ ابیها زهرا یا زهرا...

مِهر رُخسارَت ماهِ ولایت
سیلی خوردی در راهِ ولایت
اُمّ ابیها زهرا یا زهرا...

ای که سر تا پا غصّه و دردی
آبرویت را خرج دین کردی
اُمّ ابیها زهرا یا زهرا...

با روضه هایت دل شعله ور شد
مَقتَلَت بینِ دیوار و در شد
اُمّ ابیها زهرا یا زهرا...

ای تا قیامت قدرِ تو گمنام
شش‌ ماهه دادی در راه اسلام
اُمّ

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 09:45
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب

متن شعر مدح و مناجات حضرت زهرا -(در این عالم اگرچه رو زدن بر دیگران عار است) * مهدی علی قاسمی

307
2

متن شعر مدح و مناجات حضرت زهرا -(در این عالم اگرچه رو زدن بر دیگران عار است) در این عالم اگرچه رو زدن بر دیگران عار است
گدای فاطمه بودن برایم بهترین کار است

صدایم را، دعایم را، نوای ربنایم را
همیشه گریه هایم را فقط مادر خریدار است

اگرچه بنده ای پستم، غلام فاطمه هستم
گرفته دست او دستم، مرا زهرا هوادار است

پر از غم شد سراپایم، مصیبت خوان زهرایم
برای معصیت هایم همیشه روضه کفاره است

الا یا ایها العالم، عزای بضعه ی خاتم
به قلب مرتضی مرهم به چشم منکرش خار است

کسی که فاطمه دارد، غم او خاتمه دارد
همیشه واهمه دارد کسی که بند اغیار است

شروع روضه شد با در، زمانی کوچه حالا در
نود روز است یک مادر میان خانه بیمار است

شده چون یاسِ پژمرده، مسیر سنگ دل مرده
به بار شیشه اش خورده.

  • سه شنبه
  • 17
  • دی
  • 1398
  • ساعت
  • 02:27
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حمید رمی

متن شعر حضرت زهرا -(بازم غم بی‌تابی، بازم دلم آشوبه) * حمید رمی

300
2

متن شعر حضرت زهرا -(بازم غم بی‌تابی، بازم دلم آشوبه) بازم غم بی‌تابی، بازم دلم آشوبه
بازم صدایی میاد، یکی داره در می‌کوبه

نه، این بار تو دیگه نه مادر
این بار تو نرو پشت در
نه، این بار همسایه‌ها نیستن
این بار اومده یک لشکر

کاش داغِ این دنیا انقده سنگین نبود
کاش دست نامردا انقده سنگین نبود۲

وای مادرم‌ مادرم مادرم
................‌..........................
دوباره‌من‌خواب‌دیدم،یه‌کابوس‌تکراری
منودیگه‌کُشت‌کوچه،چه‌ماجرای‌غمباری

آه، میگن چرا پریشونی
هِی داری روضه می‌خونی
آه، هیچ‌کی ندیده چی دیدم
دیدم گوشواره‌ی خونی

کاش‌هیچ‌وقت‌تُوعمرم‌نصیبم‌این‌غم‌نبود
کاش سیلی تُو کوچه انقده محکم نبود۲

وای مادرم‌ مادرم مادرم
................‌..................

  • سه شنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 12:54
  • نوشته شده توسط
  • سید محمد حسینی
ادامه مطلب
 مجتبی صمدی شهاب

متن شعر حضرت زهرا(س) -(ای خدا را سرّمخفی تا ابد ) * مجتبی صمدی شهاب

110

متن شعر حضرت زهرا(س) -(ای خدا را سرّمخفی تا ابد ) ای خدا را سرّمخفی تا ابد
فاطمه ای رمز بی حدّ و عدد

قدر و شأنت لوح محفوظ خدا
مدح تو در هر ورق بی انتها

قلّه های عشق زیر گام توست
سرّ اکبر در دو عالم نام توست

مادر خلقت مقام کمترت
شاه بانو شاه مردان همسرت

گل بدون اذن تو زیبا نشد
جز علی همپایه ات پیدا نشد

انبیا و اولیا روزی خورت
آفرینش گرد و خاک چادرت

زیر دستاس تو چرخیده زمان
سقف بیتت رشک عرش و آسمان

نام تو با قلب شیعه آشناست
خاک پای فضه ات رمز شفاست

با تو لولاک خدا تائید شد
پرتویی از نور تو خورشید شد

ای بشر از درک تو عاجز شده
ای به کوثر آیه ء بارز شده

کوثری و خیر نامحدود تو
در جهان سر منزل مقصود تو

مقصد و مقصود حق زعالم توئی
ختم عشق ع

  • دوشنبه
  • 21
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 10:13
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
خرید انشگتر عقیق و اصل
 محمد حسن بیات لو

اشعار فاطمیه -( زیر دِین کسی نمی ماند ) * محمد حسن بیات لو

648
1

اشعار فاطمیه  -( زیر  دِین کسی نمی ماند ) مینویسم دوباره از سر خط
نام زیبای حضرت زهرا
مینویسم که هرکه جای خودش
آسمان جای حضرت زهرا

می نویسم که کاشف الکربِ
" علیِ مرتضاست " لبخندش
می نویسم که فاتح خیبر
نام "زهراست" نقشِ سربندش

هر چه از او نوشته ام تا حال
به خدا در خور مقامش نیست
به عذاب خدا گرفتار است
هرکه در فکر احترامش نیست

آسمان ها حیاط خلوت او
عرش حق صحن خانه ی گلی اش
شامل هر کسی نمی گردد
به خدا افتخار سائلی اش

می نویسم دوباره از سر خط
نام زیبای حضرت "زهرا"
معنی اسم اعظم حق بود
یا علی های حضرت "زهرا"

حوریه ، انسیه ، زکیه ، بتول
راضیه،مرضیه، همان زهراست
آنکه محروم شد ز حق خودش
شده بانوی بی نشان؛ زهراست

بهترین مادر است در عالم

  • یکشنبه
  • 29
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 04:33
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت زهرا(س) -(کعبه اش بود و ز شب تا به سحر ماتش بود ) * جعفر ابوالفتحی

380
2

شعر مدح حضرت زهرا(س) -(کعبه اش بود و ز شب تا به سحر ماتش بود ) کعبه اش بود و ز شب تا به سحر ماتش بود

دخترش بود و به حق مادر ذراتش بود

او سه آیه است ولی تا دم آخر احمد

مست و مبهوت، ز زیبایی آیاتش بود

رفت معراج که با فاطمه محشور شود

ظاهراً سیب ولی فاطمه سوغاتش بود

اختیار همه ی کون و مکان با او بود

عالمی تحت ید `فاطمه ساداتش” بود

مصطفی کاشت که یک فاطمه برداشت کند

خود ، علی بود و علی، فاطمه مرآتش بود

آنچه میگفت علی بعد نمازش: `زهرا” (س)

`راضیه” ناحیه ی صبح فیوضاتش بود

قبر مخفیش خودش یک تنه اثباتش کرد

چه کسی گفته کسی در پی اثباتش بود؟

ساعتی که به زنان معنی قرآن میگفت

خود قرآن بخدا محو عباراتش بود

`وهم” را زیر لحد برد و یقین را آورد

آن زمانی که

  • شنبه
  • 7
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 14:28
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

ترکیب‌بند حضرت فاطمه علیهاالسلام -(...مدینه آن‌چه که می‌پرسم از تو، راست بگو) *استاد حاج غلامرضا سازگار

130

ترکیب‌بند حضرت فاطمه علیهاالسلام -(...مدینه آن‌چه که می‌پرسم از تو، راست بگو) ...مدینه آن‌چه که می‌پرسم از تو، راست بگو
کجاست تربت زهرا؟ بگو کجاست؟ بگو
بقیع، منبر و محراب، یا حریم رسول
مزار او ز چه پنهان ز چشم ماست؟ بگو
چه شد که فاطمه هجده بهار بیش نداشت
چرا هماره ز حق مرگ خویش خواست؟ بگو
چرا زمین تو یادآور مصیبت اوست؟
چرا هوای تو این‌قدر غم فزاست؟ بگو...
چه لاله‌ای ز تو در بین خار و خس افتاد؟
که در مصیبت او بلبل از نفس افتاد
...مدینه، راست بگو شب علی به چاه چه گفت؟
کنار تربت خورشید خود به ماه چه گفت؟
علی- که روز لبش بسته بود و ناله نزد-
ز دردهای درون با شب سیاه چه گفت؟
مدینه، شب که علی برد سر فرو در چاه
ز محسنش- که فدا گشت بی‌گناه- چه گفت؟
مدینه، شیر خدا-کو پناه عالم ب

  • چهارشنبه
  • 12
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 10:33
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

غزل حضرت فاطمه علیهاالسلام -(ای که شجاعت آورَد چهره به خاک پای تو) *استاد حاج غلامرضا سازگار

194

غزل حضرت فاطمه علیهاالسلام -(ای که شجاعت آورَد چهره به خاک پای تو) ای که شجاعت آورَد چهره به خاک پای تو
بسته به خانه تا به کی؟ دست گره‌گشای تو
هم‌چو جنین گرفته‌ای زانوی غصه در بغل
خیز و ببین چه می‌کشد همسر باوفای تو
«من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان
قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو»
لحظه به لحظه می‌برم، بار غمت به دوش دل
کوچه به کوچه می‌کُنم، جان سپر بلای تو
گر چه قدم دوتا شده، تیغ نبرد ما شده
گریۀ های‌های من نالۀ بی‌صدای تو
تا نشود به موج غم یک سر موی، از تو کم
گام به گام و دم به دم، محسن و من، فدای تو
دستم اگر شکسته شد، در ره یاری‌ات چه غم
باش که دارم آرزو، سرشکنم به پای تو...

  • جمعه
  • 14
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 12:31
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

غزل مرثیه ایام فاطمیه -(بریز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته) *استاد حاج غلامرضا سازگار

262
2

غزل مرثیه ایام فاطمیه -(بریز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته) بریز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته
به جسم اطهر زهرا، ولی آهسته آهسته...
همه خواب و علی بیدار، سرش بنهاده بر دیوار
بگرید از فراق یار، ولی آهسته آهسته
حسن ای نورچشمانم! حسین ای راحت جانم!
بنالید ای عزیزانم، ولی آهسته آهسته
بیا ای دخترم زینب به پیش مادرت امشب
بخوان او را به تاب و تب، ولی آهسته آهسته
روم شب‌ها سراغ او، به قبر بی‌چراغ او
کنم زاری ز داغ او، ولی آهسته آهسته
بریز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته
به جسم اطهر زهرا، ولی آهسته آهسته...
همه خواب و علی بیدار، سرش بنهاده بر دیوار
بگرید از فراق یار، ولی آهسته آهسته
حسن ای نورچشمانم! حسین ای راحت جانم!
بنالید ای عزیزانم، ولی آهسته آهسته
بیا ای دخ

  • جمعه
  • 14
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 12:39
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

غزل حضرت فاطمه علیهاالسلام (چراغ آه) -(بیرون ببر ای آسمان از محفل من ماه را) *استاد حاج غلامرضا سازگار

236

غزل حضرت فاطمه علیهاالسلام (چراغ آه) -(بیرون ببر ای آسمان از محفل من ماه را) بیرون ببر ای آسمان از محفل من ماه را
کز آتش دل کرده‌ام روشن، چراغ آه را
از بس‌که دود آه من، گردید سدّ راه من
در کوچه‌های شهر خود گم کردم امشب راه را
گفتم به شب، زاری کنم خونِ جگر جاری کنم،
صبح آمد و دادم ز کف این رشتۀ کوتاه را
باید که اسرار درون از سینه‌ام ناید برون
ورنه به آتش می‌کشم با ناله، مهر و ماه را...
رزم آوری آزاده‌ام اما ز پا افتاده‌ام
زیرا که از کف داده‌ام دخت رسول‌الله را
هر گه که با سوز درون، از خانه می‌آیم برون
چشمم شود دریای خون، بینم چو آن درگاه را
«میثم» اگر روشن دلی، هشدار کز راه علی
دشمن به آگاهی برد یاران ناآگاه را

  • جمعه
  • 14
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 12:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

مرثیه غزل ایام فاطمیه -(گفتم به گل عارض تو کار ندارد؛) *استاد حاج غلامرضا سازگار

238
1

مرثیه غزل ایام فاطمیه -(گفتم به گل عارض تو کار ندارد؛) گفتم به گل عارض تو کار ندارد؛
دیدم که حیایی شررِ نار ندارد
دیوار به در گفت مبادا که شوی باز
این سینه، دگر طاقت آزار ندارد
خون گریه کن ای دیده، که یار همه عالم
جز محسن شش ماهۀ خود یار ندارد
تنها شفق سوخته‌دل بود که می‌گفت:
«گل تاب فشار در و دیوار ندارد»
خون جگرش دم به دم از دیده بریزد
آن کو زِ غمت دیدۀ خون‌بار ندارد
مردم همگی بندۀ دنیا شده آری
دین ‌است متاعی که خریدار ندارد

  • جمعه
  • 14
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 12:43
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

یا فاطمه الزهرا (س)(غزل) -(دیده شد دریای اشک و، عقده از دل وا نشد) *استاد حاج غلامرضا سازگار

286

یا فاطمه الزهرا (س)(غزل) -(دیده شد دریای اشک و، عقده از دل وا نشد) دیده شد دریای اشک و، عقده از دل وا نشد
ماه گم گردید و امشب هم اجل پیدا نشد...
تا سحر، شب را به سر بردن به حال احتضار
هیچ‌کس حتی اجل حال مرا جویا نشد
روزِ روشن خانه‌ام را از جفا آتش زدند
این چنین بی‌حرمتی با خانۀ اعدا نشد
بهر «ذی‌القربی» موّدت خواست قرآنت، ولی
جز به قتل من ادا، حقّ ِ «ذویِ‌القربی» نشد
کشته گشتم بارها از خانه تا مسجد، ولی
شادمانم که سرِ مویی کم از مولا نشد
بر فراز منبرت گردید حقّم پایمال
هرچه نالیدم، لبی هم در جوابم وا نشد
بر رخ پوشیده‌ام آثار سیلی نقش بست
من که رویم باز پیش چشم نابینا نشد
ای قلم بنویس، ای تاریخ در خود ثبت کن!
یک نفر در موج دشمن، حامی زهرا نشد
هم‌چو «میثم» دوستا

  • جمعه
  • 14
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 12:45
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد