دلا زراه چِه بیمت که رهنمای حسین است
زقَهربَحرچِه خُوفت که ناخدای حسین است
.
بکارگَر گِره اُفتد مَدار دیده ی یاری
ز این و آن که مُسلَّم گِره گُشا ی حسین است
.
شَمیم گُلشن دَهرت دهد نه فُسحَت خاطر
که باغ و راغ فَرحبخش وجانفزای حسین است
.
به حُسن روی دل انگیز یار غار چه حاجت
تو را که دلبر و دلدار و دلربای حسین است
.
زخضرره مطلب عُمرجاودان ومُخلَّد
که چشمه ی حَیوان ، کوثر بقای حسین است
.
کَفش چو اَبر و سَخی چون علی ولیّ الله
به بَذل و داد و دِهش قُلزم عطای حسین است
.
به پیش جُود یَمش چون نَمی است حاتم طائی
ذخایر کَرم و بخشش و سَخای حسین است
.
امام سوم و پنجم گوهر ز جمع کِساء اوست
سَلیل پاک نبی ،ط
- سه شنبه
- 1
- مرداد
- 1398
- ساعت
- 11:55
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب