امام موسی کاظم علیه السلام

مرتب سازی براساس
استاد سید رضا موید

غزل مرثیه امام کاظم علیه‌السلام -(ز موج اشک به چشمم، نگاه زندانی‌ست) *استاد سید رضا موید

1152
2

غزل مرثیه امام کاظم علیه‌السلام -(ز موج اشک به چشمم، نگاه زندانی‌ست) ز موج اشک به چشمم، نگاه زندانی‌ست
درون سینه‌ام از غصّه، آه زندانی‌ست

نه فرصتی نه توانی که راز دل گویم
بیان راز دلم در نگاه زندانی‌ست

ستاره‌ها اگر از آسمان فرو ریزند
بُوَد روا که به زنجیر، ماه زندانی‌ست...

ز تیرگی، شب و روزش تفاوتی نکند
به محبسی که ولیِ اله زندانی‌ست

ز اشک دیده چراغی مگر بر افروزد
سپیده‌ای که به شام سیاه زندانی‌ست

خبر دهید به زهرا که یوسف دگرت
به جُرم اینکه ندارد گناه زندانی‌ست

  • پنج شنبه
  • 9
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 14:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
استاد سید رضا موید

شعر مدح امام موسی کاظم(ع) -( ای آفتـاب حُسن به زیبائیت سلام ) *استاد سید رضا موید

9239
6

شعر مدح امام موسی کاظم(ع) -(  ای آفتـاب حُسن به زیبائیت سلام ) ای آفتـاب حُسن به زیبائیت سلام
وی آسمــان فضل به دانائیت سلام
در صبر شاخصی به شکیبائیـت سلام
تنها تو کاظمی که به تنهائیت سلام
هر گه غضب به قلب رئوف تو یافت دست
از آب عفــو آتش خشمت فرو نشست
ای صرف گشته عمر گران تو در نماز
دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز
مطلوب ایزد است بیان تو در نمــاز
واجب بُود درود به جان تو در نماز
ای جلوه های لطف خدا دودمان تـو
این دوستی ست دوستی خاندان تو
تو عبد صالح و به کفت قدرت خــداست
هر ادعا ز قدرت و عزت، تو را سزاست
هارون چگونه صاحب این دعوی خطاست
کی ابر هر کجا که بباری ز ملک ماست
قدرت از آن توست کــه بر ابر پیــل وار
فرمان دهی و شیعـۀ خود را کنی سوار
ای نبض روزگار

  • دوشنبه
  • 27
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 12:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

دوبیتی های موسی ابن جعفر(ع) -(امشب ز سپهر دین حق ماه آمد ) * رضا یعقوبیان

901

دوبیتی های موسی ابن جعفر(ع) -(امشب ز سپهر دین حق ماه آمد ) امشب ز سپهر دین حق ماه آمد
نورسته گلی به عزت و جاه آمد
از بیت حمیده و امام صادق
ای شیعه بخند، هادی راه آمد

امشب به جهان شمس حقایق آمد
هفتم گل دین امام لایق آمد
دربیت حمیده نو عروس زهرا
زیبا پسر امام صادق آمد

امشب به جهان ماه منور آمد
در گلشن دین گل معطر آمد
در شهر مدینه و ز بیت صادق
از لطف خدا موسی جعفر آمد

شهر یثرب گشته گلریزان حور
در جهان برپا شده جشن و سرور
آمده موسی بن جعفر، هر کجا
ازقدوم اوشده آذین نور

در باغ ولا لاله ی احمر آمد
ای اهل جهان جود مصور آمد
از دامن پاک مادری نیک سرشت
ای خسته دلان موسی جعفر آمد

ای همه عالم فدای روی تو
جنت هر شیعه باشد کوی تو
در شب میلادت ای نور خدا
دستهای

  • چهارشنبه
  • 30
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 09:11
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حمید رمی

غزل‌مرثیه شهادت موسی‌بن‌جعفر(ع) -(تمام حجم تنت زیر یک عبا مانده) * حمید رمی

1156
-1

غزل‌مرثیه شهادت موسی‌بن‌جعفر(ع) -(تمام حجم تنت زیر یک عبا مانده) تمام حجم تنت زیر یک عبا مانده
به روی پهلوی تو چند جای پا مانده

نفس کشیده‌ای و بند آمده نَفَست
به سینه‌ات چقدَر استخوان، رها مانده

خدا کند تو دگر مثل فاطمه نشوی
خدای، رحم کند بر تنِ بجا مانده

به سجده می‌روی و مثل بید می‌لرزی
قیام کن که تسلّای ربّنا مانده

به‌فرض‌هم‌که‌خودت ازجهان،خلاص‌شوی
هنوز، غربتِ معصومه و رضا مانده

کمی اگر غُل و زنجیرها امان بدهد
صدا هنوز در این اشکِ بیصدا مانده

دوباره روضۀ جانسوز پنج تن داری
بخوان که روضۀ مکشوفِ کربلا مانده

بخوان که شمر، نشسته به سینه‌ای خسته
اگرچه سینه شکسته ولی صدا مانده

به التماسِ صدای حسین، یا زینب!
برو حرم که غم گوشواره‌ها مانده

  • شنبه
  • 2
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 01:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

مثنوی امام موسی کاظم ع -(کاظم ست و عبدِ صالح ، مقتدایِ هفتمین) * مجتبی اکبری

1355
1

مثنوی امام موسی کاظم ع -(کاظم ست و عبدِ صالح ، مقتدایِ هفتمین) کاظم ست و عبدِ صالح ، مقتدایِ هفتمین
از تبارِ حیدر و اولادِ خَتمُ المُرسَلین

هفتمین هادیِ شیعه حبسْ در زندان بُود
سیزده سالست چشمِ دخترش گریان بُود

تحتِ تسخیرِ غل و زنجیر بوده این امام
کم کم آید بوی پروازش زِ دنیا بر مشام

روز ها را روزه دار و شامْ مشغولِ دعا
مرگْ یا آزادیش را او بخواهد از خدا

بعدِ مرگش بر تنش زنجیرِ کینه بسته بود
قلبِ معصومه از این غم خسته و بِشکسته بود
..

  • یکشنبه
  • 14
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 10:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

متن شعر مدح و مرثیه امام کاظم علیه السلام -(من خاکِ آستانه ی موسی ابن جعفرم) * امیر عباسی

1234

متن شعر مدح و مرثیه امام کاظم علیه السلام -(من خاکِ آستانه ی موسی ابن جعفرم) من خاکِ آستانه ی موسی ابن جعفرم
در دل بُوَد بهانه ی موسی ابن جعفرم

از حیطه ی محبت اغیار خارجم
مخمورِ جامِ حضرت باب الحوائجم

هستم به ظِلّ رأفت و تحتِ پناهِ او
بستم دخیلِ اشک بر آن بارگاهِ او

جان با یکی اشاره به بغداد می رود
مرغ دلم هماره به بغداد می رود

از مرقدش شمیمِ بهشتم رسد به جان
خورشید خفته است در آن نیک آستان

هر کس که زائرِ حرم کاظمین شد
گویی به رتبه زائرِ قبرِ حسین شد

من خاکِ پای خادمِ درگاهِ حضرتم
زین رتبه ی عظیم در اوجِ سعادتم

کرسی و عرش و لوح و قلم پایبندِ او
جود و سَخا و لطف و کَرم مستمند او

از جودِ او به پادشهی میشود رسید
هرگز گدا نگشته ازین شاه نا امید

از لطفِ بی کرانه ی

  • چهارشنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 10:50
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

شعر مدح امام موسی کاظم(بیا مادر که مظلومم) * رضا تاجیک

3452
1

شعر مدح امام موسی کاظم(بیا مادر که مظلومم) بیا مادر که مظلومم
مه محروم و مسمومم،
تاره چشمای معصومم وای وای وای وای
دیگه از زندگی سیرم،
اسیر بند زنجیرم،
روی سجاده می میرم وای وای وای وای
خسته از سختی اسارت رو خاک زندان دلم گرفته
جلوی قبله رو با چشمای پر غضب قاتلم گرفته
امون ای دل وای وای وای وای
وای از این محبس هارون،
شده ام بی کس و دلخون،
با چشای پر از بارون وای وای وای وای
دل هر کس برام خونه
زن رقاصه گریونه
من و دید و پشیمونه وای وای وای وای
چشای تار و نیمه جونم دیگه به تاریکی داره عادت
میکنم من شکر خدا رو ندارم از غصه ها شکایت
امون ای دل وای وای وای وای
یه مسیحای مجروحم،
میکنم نوحه چون نوحم،
اسیر شاه مذبوحم وای وای وای وای
من که استا

  • سه شنبه
  • 24
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 07:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام موسی کاظم(کنج زندان ای خدا، جان رسيده بر لبم) *

4132
5

شعر مدح امام موسی کاظم(کنج زندان ای خدا، جان رسيده بر لبم) کنج زندان ای خدا، جان رسيده بر لبم
می دهم لب تشنه جان، همچو جدّ اطهرم
اين دم آخر رضا، بهر ديدارم بيا
بار الها زهر کين، زد شرر بر سينه ام
من که ياد مادر و روی سيلي خورده ام
اين دم آخر رضا، بهر ديدارم بيا
سندی بن شاهک آن، مرد بي شرم و حيا
می زند بر روی من، سيلي از راه جفا
اين دم آخر رضا، بهر ديدارم بيا
دخترم معصومه را، ای صبا بر گو بيا
تا که ديدارش کنم ، کنج زندان بلا
اين دم آخر رضا، بهر ديدارم بيا

  • سه شنبه
  • 24
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 07:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی امام موسی کاظم(زندانی بـغداد(2)حاجت روا گردید2) *

3013

شعر سینه زنی امام موسی کاظم(زندانی بـغداد(2)حاجت روا گردید2) زندانی بـغداد(2)حاجت روا گردید2
ثامن الائمه(2) صاحب عزا گردید2
یوسف زهرا بود، محبوس و زندانی
وای از مــــــــظاهر و از شام ظالمانی
در خلوت شب داشت محفل روحانی
شب تــــا سَحَر ذکرش، خدا خدا گردید
زندانی بغداد(2) حاجت روا گردید2
ثامن الائمه(2) صاحب عزا گردید2
آن حجت معصوم، آن رهبر آگاه
ذکر زبـــــــــــانش بود، خلصنی یا الله
از قلب معصومه، خیزد فغان و آه
در ظـــــلمت زنـدان، جانش فدا گردید
زنــدانی بغداد(2) حاجت روا گردید2
ثامن الائمه(2) صـاحب عزا گردید2

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 04:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی امام موسی کاظم(مــــی دهد جــــــــــان، بــــهر قــــــــرآن) *

3128
0

شعر سینه زنی امام موسی کاظم(مــــی دهد   جــــــــــان،   بــــهر   قــــــــرآن) مــــی دهد جــــــــــان، بــــهر قــــــــرآن
یــــــــــــــــــــــــــوسف فاطمه کُنجِ زندان 2
بــــــــــــــــــــــــــــــــــی ملاقات، در مناجات
تـــــــــــــــــــــا سحـــر بـا خداوندِ سبحان 2
فاطمه زندانی ات از کُنج زندان گشته آزاد2
زیـــــــــر ضرب تازیانه یوسف از پا در افتاد
بهر دیــــــــــــدارش بیا یکدم کنار جسر بغداد
آن تـــنِ پــــــــــاک، بـــــــــــــــــر روی خاک
بــــــــــــــــــــی کفن مانده همچون غریبان 2
ای رضا جان رو به بغداد جسم رنجور پدر بین
از شرارِ زهــر دشمن آب خود را خونجگر بین
سلسله بـــــــــــــر گردن آن زاده خَیر البَشَر بین
کُــــــن نــــظاره، تـــخت

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 04:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر امام کاظم(ع)(روایت است که هارون به دجله کاخی ساخت) *استاد حاج غلامرضا سازگار

5912
4

شعر امام کاظم(ع)(روایت است که هارون به دجله کاخی ساخت) روایت است که هارون به دجله کاخی ساخت
به وجد و عشرت و شادی خویش پرداخت
مغنیان خوش آواز و مطربان در آن
به گرد مسند او پایکوب و دست افشان
در آن سرور و شعف خواست شاعری خوش ذوق
که آورد همگان را ز شوق بر سر ذوق
بگفت تا که بیاید ابوعطا به حضور
به شعر ناب فزاید بر آن نشاط و سرور
ابوالعطا که بر شعر و شاعریش سرود
ز بی وفایی دنیا زبان به نظم گشود
ز مرگ و قبر و قیامت سرود اشعاری
که اشک دیده ی هارون به چهره شد جاری
چنان به محفل مستان به هوشیاری خواند
که شعر او تن هارون مست را لرزاند
زبان گشود به تحسین که ای بلند مقام
کلام نغز تو شعر و شعور بود و پیام
خلیفه را سخنان تو داد آگاهی
ز ما بگو صلۀ شعر خود چه می خ

  • دوشنبه
  • 6
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

شب یلدائی -(خیز بر گلشن سزسبز ولا سر بزنیم) *استاد سید هاشم وفایی

2183

شب یلدائی -(خیز بر گلشن سزسبز ولا سر بزنیم) خیز بر گلشن سزسبز ولا سر بزنیم
ساغر از چشمه ی جوشنده ی کوثر بزنیم

خیز تا آن که به پای دل غمدیده ی خویش
قدمی درحرم موسی جعفر بزنیم

شرط آزادگی آن است که با پیرویش
تیشه بر ریشه ی بیداد ستمگر بزنیم

به حضورش ز ره صدق سلامی ببریم
به هوای سرکویش ز وفا پر بزنیم

گرچه دوریم ز درگاه شریفش ،اما
خیز تا حلقه ای از اشک برآن در بزنیم

جای دارد به سرافرازی خود ناز کنیم
گر به خاک حرمش بوسه مکرر بزنیم

سزد ازماتم او در شب یلدایی غم
با دل غمزده بر سینه و برسربزنیم

به جگر گوشه ی او تسلیتی برگوئیم
ناله ها با پسرش از دل مضطر بزنیم

غم او چون غم زهراست سزد درغم او
حرفی از ماتم زهرای مطهر بزنیم

گر«وفایی» طلبی خی

  • پنج شنبه
  • 8
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 16:29
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر مناجات با امام حسین(ع) و امام کاظم(ع) -( ما سائلیم و تو کریم عالم ، همیشه به یادت میخونیم ) * امیر عباسی

3288
2

شعر مناجات با امام حسین(ع) و امام کاظم(ع) -( ما سائلیم و تو کریم عالم ، همیشه به یادت میخونیم ) ما سائلیم و تو کریم عالم ، همیشه به یادت میخونیم
تا ابد آقا به مدد زهرا سینه زن عشقت می مونیم
یبن الزّهرا ، عنایتی بر ما ، حاجت دل ما یه کاظمینه
با مدد از ، کرم تو مولا ، همیشه نوامون حسین حسینه
کربلا کربلا کربلا اللهم الرزقنا
******
جنّت الاعلا ، آبروی دنیا ، آرزوی دلها کربلا
میریم ایشالا ، از کاظمین تو ، زیارت شاه نینوا
آقایی که ، با لبای تشنه ، به خاطر اسلام ، جونش فدا شد
پیش چشم ، نگرون زینب ، میون یه گودال ، سرش جا شد
یا حسین یا حسین یا حسین ، یا ابا عبدالله

شاعر : حاج امیر عباسی

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 24
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 07:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

امام موسی بن جعفر(ع)مناجات -( تا صحن و رواق کاظمینت با شوق ) *استاد سید هاشم وفایی

1415
1

امام موسی بن جعفر(ع)مناجات -( تا صحن و رواق کاظمینت با شوق ) هرگاه غمت به سینه با ناز آید
جان بر تن غمدیدۀ من باز آید

تا صحن و رواق کاظمینت با شوق
مرغ دل خسته ام به پرواز آید

شاعر : استاد سید هاشم وفایی

  • دوشنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 04:16
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
استاد سید رضا موید

امام موسی بن جعفر(ع)مدح -( در صبر شاخصي به شکيبائيـت سلام ) *استاد سید رضا موید

1399

امام موسی بن جعفر(ع)مدح -( در صبر شاخصي به شکيبائيـت سلام ) اي آفتـاب حُسن به زيبائيت سلام
وي آسمــان فضل به دانائيت سلام
در صبر شاخصي به شکيبائيـت سلام
تنها تو کاظمي که به تنهائيت سلام
هرگه غضب به قلب رئوف تو يافت دست
از آب عفــو آتش خشمت فرو نشست

اي صرف گشته عمر گران تو در نماز
دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز
مطلوب ايزد است بيان تو در نمــاز
واجب بُود درود به جان تو در نماز
اي جلوه هاي لطف خدا دودمان تـو
اين دوستي است دوستي خاندان تو

تو عبد صالح و به کفت قدرت خــداست
هر ادعا ز قدرت و عزت تو را سزاست
هارون چگونه صاحب اين دعوي خطاست
کي ابر هر کجا که بباري ز ملک ماست
قدرت از آن توست کــه بر ابر پيــل وار
فرمان دهي و شيعـۀ خود را کني سوار

اي نبض روزگا

  • دوشنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 04:17
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مدح حضرت موسی بن جعفر(ع) -( نگاهت کار خود را کرد و بی ایمان مسلمان شد ) * مرضیه عاطفی

1556

مدح حضرت موسی بن جعفر(ع)  -( نگاهت کار خود را کرد و بی ایمان مسلمان شد ) نگاهت کار خود را کرد و بی ایمان مسلمان شد
تلاوت کردی و از برکت قران مسلمان شد

حصیرِ پاره ای زنجیرهای دور پایت را
درآغوشش گرفت و اینچنین آسان مسلمان شد

همان رقّاصهٔ کافر شنیدم سجده آورد و
از اعجازت زنی از خیل بدکاران مسلمان شد

تمام ابرها پای مناجات تو باریدند
که اشک از صورتت می ریخت و باران مسلمان شد

فدای خشم خاموشت! عبای صبر بر دوشت
بدی ها شد فراموشت! دلم حیران مسلمان شد

شنیدم بیقرارت بود و هارون برکنارش کرد
چه کردی با دلش آقا که زندانبان مسلمان شد

تداعی کرد٬ دستِ بسته ات داغِ اسارت را
در و دیوارِ زندان از غمی سوزان مسلمان شد!

شاعر : مرضیه عاطفی

  • پنج شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 13:19
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محسن صرامی

غمش اشك -(به حيرت مي كشاند صحبت از نامش سخن را هم) * محسن صرامی

982

غمش اشك  -(به حيرت مي كشاند صحبت از نامش سخن را هم) به حيرت مي كشاند صحبت از نامش سخن را هم
گرفتار خودش كرده است لطفش مثل من را هم

وضو كه جاي خود دارد براي بردن نامش
هزاران بار شستم با گلاب امشب دهن را هم

نشان از پنج تن دارد چه در حسن و چه در غربت
در آورده است اين آقا غمش اشك حسن را هم

براي آنكه تصويري بسازد ذهنت از روضه
اضافه كن به زنداني،سيه چال و زدن را هم

يهودي،تازيانه،ضربه ي سيلي،غل و زنجير
اضافه كن به اينها ناسزاي بد دهن را هم

براي جد خود اغلب چنين او روضه ميخواند
به غارت برده از جدم پليدي پيرهن را هم

غريب عطشان،غريب عريان،غريب بي كس و تنها
اضافه كن به القابش غريب بي كفن را هم

  • سه شنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1397
  • ساعت
  • 16:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد قاسمی

غزل مرثیه ای تازه هدیه به ساحت مقدس حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -(صبح - از بی رحمی بسیار زندانبان من) * محمد قاسمی

727

غزل مرثیه ای تازه هدیه به ساحت مقدس حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -(صبح - از بی رحمی بسیار زندانبان من) بسم الله الرحمن الرحیم

صبح - از بی رحمی بسیار زندانبان من
تیره تر از ظلمت شام است در چشمان من

آتش تنهایی ام را شعله ورتر می کند
اشک وقتی می چکد از دیده ی گریان من

قتلگاه مادر من خانه ی او شد اگر
قتلگاه من هم آخر می شود زندان من

ارثم از عجّل وفاتی گفتن او این شده
دوست دارم زودتر از تن درآید جان من

مثل ساق پای من که زیر زنجیر گِران...
در دهان از ضرب سیلی خُرد شد دندان من

چند وقتی می شود که موقع افطاری ام
خوردن شلّاق باشد سهم آب و نان من

آنچنان لاغر شدم در کُنج این مطموره که
نیست دیگر پیکرم یک لحظه به فرمان من

مثل آن مظلومه که در گوشه ی ویرانه مُرد
دخترم دِق می کند از غُصّه ی هجران من

زَ

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 13:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نذرامام موسی ابن جعفر(ع) -(مرد زندان بان اسیر چشمهایت بوده است) * احمد حسین پور علوی

2663

نذرامام موسی ابن جعفر(ع) -(مرد زندان بان اسیر چشمهایت بوده است) مرد زندان بان اسیر چشمهایت بوده است
با خبر از کم و کیف ماجرایت بوده است

باتو طی الارض کرد و از بلندی ها گذشت
هرکه روزی زیر باران دعایت بوده است

درغل و زنجیر هم نفرین نکردی هیچوقت
برلبت یک عمر لبخند رضایت بوده است

ازرضایت گفتم وباب الرضایت باز شد
هر چه ما داریم از باب الرضایت بوده است

هفت دریا،هفت وادی ،هفت خوان بندگی
پله ای از نردبان ربنایت بوده است

ای که درباب الحوائج بودنت تردید نیست
ای که در هفت آسمان هم رد پایت بوده است

سال ها در غربت زندان هارون الرشید
حلقه ها تسبیح و سجاده عبایت بوده است

اهل قم هستیم و دائم کاظمینی میشویم
در حرم یک عمر عطر آشنایت بوده است

شعر هامان را برای دخترت

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 17:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

یا معذب فی قعر السجون مددی -(به طور رفته یا به حرا مشخص نیست) * سید پوریا هاشمی

962

یا معذب فی قعر السجون مددی -(به طور رفته یا به حرا مشخص نیست) به طور رفته یا به حرا مشخص نیست
کسی که سهمیه اش از بلا مشخص نیست

قد خمیده رکوعش به سجده متصل است
قیام کردنش ازاین نما مشخص نیست

سیاه کردن او را لگد به عهده گرفت
که درتنش به جز ازچند جا مشخص نیست

وَرَم همیشه به دنبال مشت آمده است
اگرکه صورت آقای ما مشخص نیست

قنوت دست شکسته فقط به ذکر لب است
نگو که بین نمازش دعا مشخص نیست

گریز روضه ی خود را کجا زده امشب
غم مدینه غم کربلا مشخص نیست

دوباره هیزم نمرود شعله ور شده است
ومادری وسط شعله ها مشخص نیست

به استغاثه ی زهرا کسی جواب نداد
درآن میان که صدا از صدا مشخص نیست

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 14:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

روزه دار -(دلت سوی خدا پرواز کرده) *استاد سید هاشم وفایی

1361

روزه دار -(دلت سوی خدا پرواز کرده) دلت سوی خدا پرواز کرده
غم خود رابه او ابراز کرده

تویی تنها کسی که روزه اش را
به ضرب تازیانه باز کرده

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 14:45
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

غزل توسل مرثیه امام کاظم(ع) -(زندان تیره از نفسش روشنا شده) * علی محمد مودب

1099

غزل توسل مرثیه امام کاظم(ع) -(زندان تیره از نفسش روشنا شده) زندان تیره از نفسش روشنا شده
صد یاکریم گاه قنوتش رها شده

تا دیده کنج خلوت زندان، شکسته بال
در سجده آمده همه جانش دعا شده

از فتنه‌های سلسلۀ تیرگی تنش
هر بند، شرح واقعۀ نینوا شده

چون جامه‌ای فتاده به گودال قتلگاه
تصویری از حماسۀ کرببلا شده

هر گوشه صحن و تربت نوباوگان او
آیینه‌دار حرمت دین خدا شده

امروز کیمیای جهان سرزمین ماست
این خاک اگر طلا شده هم از رضا شده

معصومه، کوثری‌ست کز امواج حلم و علم
دریای خفته در دل ایران ما شده

دیدیم اینکه تا به ثریا توان رسید
هر دم به یُمن پنجره‌هایی که وا شده

موسای دیگری‌ست، کنون نیل دیگری‌ست
فرعون‌هاست غرقۀ دام بلا شده

من پابرهنه آمدم از خویشتن برون
ای ب

  • دوشنبه
  • 2
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 17:14
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر امام کاظم -(جهان را، بی‌کران را، جن و انسان را دعا کردی) * سیده فرشته حسینی

816

شعر امام کاظم -(جهان را، بی‌کران را، جن و انسان را دعا کردی) جهان را، بی‌کران را، جن و انسان را دعا کردی
زمین را، آسمان را، ابر و باران را دعا کردی

تمامِ مردمِ ایران سرِ خوانِ شما هستند
که هم شیراز، هم قم، هم خراسان را دعا کردی

اثر کرده دعایت در زنی آوازه‌خوان حتی
و این یعنی تمامِ روسیاهان را دعا کردی

مبادا آن‌که دِینی باشد از زنجیر بر دوشت
غل و زنجیر را، دیوارِ زندان را دعا کردی

به ضربِ تازیانه روزه‌ات را باز‌ می‌کردند
تو اما قبلِ افطارت نگهبان را دعا کردی

  • چهارشنبه
  • 18
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر مرثیه امام کاظم علیه‌السلام -(آماج بلا شد دل او از هر سو) * سید مهدی حسینی

1083

شعر مرثیه امام کاظم علیه‌السلام -(آماج بلا شد دل او از هر سو) آماج بلا شد دل او از هر سو
از ناله چو «نال» گشت و از مویه چو «مو»
می‌نالید از درد: «اغثنی یا رب!
یا جدّا! ما اُلقی الیک اشکو»

  • پنج شنبه
  • 9
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 14:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد سید رضا موید

متن شعر ترکیب بند امام کاظم علیه‌السلام -(ای آفتاب حُسن به زیبایی‌ات سلام) *استاد سید رضا موید

1170

متن شعر ترکیب بند امام کاظم علیه‌السلام -(ای آفتاب حُسن به زیبایی‌ات سلام) ای آفتاب حُسن به زیبایی‌ات سلام
وی آسمان فضل به دانایی‌ات سلام
در صبر شاخصی به شکیبایی‌ات سلام
تنها تو کاظمی که به تنهایی‌ات سلام

هرگه غضب به قلب رئوف تو یافت دست
از آب عفو آتش خشمت فرو نشست

ای صرف گشته عمر گران تو در نماز
دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز
مطلوب ایزد است بیان تو در نماز
واجب بُود درود به جان تو در نماز

آن‌سان که نور عشق خدا در وجود توست
از صبح تا به ظهر، زمان سجود توست

تو عبد صالح و به کفَت قدرت خداست
هر ادعا ز قدرت و عزت تو را سزاست
هارون چگونه صاحب این دعوی خطاست
کی ابر هر کجا که بباری ز ملک ماست

قدرت از آن توست که بر ابر پیل‌وار
فرمان دهی و شیعۀ خود را کنی سوار...

ای کش

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 11:46
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر السلام علیک یا موسی ابن جعفر -(او که باران به دلِ ابر بهاران می داد...) * منصوره محمدی مزینان

1087

متن شعر السلام علیک یا موسی ابن جعفر -(او که باران به دلِ ابر بهاران می داد...) او که باران به دلِ ابر بهاران می داد...
به لبِ تشنه ی هر بادیه...باران می داد....

مثل گلهای بهاری که پُر از عطر خداست
نفسش،روح...به احوال پریشان می داد

خشم خاموشِ زبانش،به جهان درسِ حیا
صبر او حوصله بر موسیِ عمران می داد

روزه بود و همه روزه به دعا می پرداخت
دم به دم با نفسش بوسه به قرآن می داد

مثل خورشید که مهرش همه جا می تابد
با نگاهش به زن مفسده ایمان می داد

باوجــودِ ســتمِ وافـرِ زنــدانبانَش
وقتِ افطار به او هم رطب و نان می داد

ابرها از غم سنگین دلش می گفتند
اشک هایش به زمین صبر فراوان می داد

دلِ سجاده هم از غربت او می نالید
موجِ اشکش خبر از روضه یِ پنهان می داد

ولی افسوس که این ق

  • شنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 13:43
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

*مدح و منقبت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -(وجود آمده رشک بهشت، سرتاسر ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1344

*مدح و منقبت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام  -(وجود آمده رشک بهشت، سرتاسر ) وجود آمده رشک بهشت، سرتاسر
به یمن مولد مسعود موسی جعفر

امام کلّ اعاظم، ولی حق کاظم
که کظم غیضش، یاد آورد ز پیغمبر

به جعفر بن محمّد عطا شده پسری
که بوده است به پیر خرد هماره پدر

هزار موسی عمران فدای آن موسی
که بود گوشهء حبسش ز طور نیکوتر

امام هفتم، کز هشت خلد و نُه افلاک
رسد نداش که ده عقل را تویی رهبر

خدیو هستی کز یک اشاره‌اش آید
قدر به جای قضا و قضا به جای قدر

چراغ دودۀ احمد که دیدهء دل را
فروغ اوست به هر صبح و شام روشنگر

به عزم طوف حریم مقدّسش دارند
هماره قافلۀ دل، به کاظمین سفر

چگونه وصف امامی کنم که در قرآن
خدای عزّ و جلّ آمدش ثنا گستر

شرف بس است همین خاک پاک ایران را
که زیر سایهء

  • دوشنبه
  • 25
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 11:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر امام کاظم(ع) -(هر کس که می خواهد ببیند لطف حیدر را) * حسین ایمانی

1571
-2

شعر امام کاظم(ع) -(هر کس که می خواهد ببیند لطف حیدر را) هر کس که می خواهد ببیند لطف حیدر را
باید بگیرد دامنِ موسیَ ابنِ جعفر را

باب الحوائج شد که درمانده نَمانیم و...
باب الحوائج شد بگیرد دستِ نوکر را

از نسل شیرِ خیبر و زهرای مرضیّهَ ست
با دستِ بسته می کند تسخیر... خیبر را

از هر سرِ انگشت او جود و کرم جاریست
وقتی نَفَس می زد جهان می دید کوثر را

بابای سلطان خراسان است و معصومه
دنیا ببین این پادشاهِ ذرّه پرور را

بر روی دوشَش بیرقِ شیخ امامان است
استاد علم و رأفتِ شاه خراسان است

در هر کجای کشور ما رَدّی از پایش
شد افتخار ما غلامیِ پسرهایش

معصومه یِ او سفره داری می کند در قم
پهن است در مشهد به لطف حق ببین سایهَ ش

شیراز صحنِ احمد ابنِ موسِیِ کاظ

  • شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 19:56
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

متن شعر مدح حضرت موسی ابن جعفر -(بر درِ این خانه تا احساس ِ حاجت می رسد) * محسن راحت حق

1785

متن شعر مدح حضرت موسی ابن جعفر -(بر درِ این خانه تا احساس ِ حاجت می رسد) بر درِ این خانه تا احساس ِ حاجت می رسد
پشتِ در از سمتِ دستانت عنایت می رسد

بابِ حاجاتِ جهان..بابُ الکرم..بابُ العطا
حضرت عقده گشا..از تو کرامت می رسد

هفتمین نوری که در قلبم منوّر گشته ای
در دلِ تاریکِ من .. خورشید ِ رحمت می رسد

کاظمین ِ باصفایت را تجسّم می کنم
بی امان در سینه ام شوقِ زیارت می رسد

سعی کردم ساءلی باشم فقیر و مضطرب
زان سبب از سوی تو پیوسته نعمت می رسد

حال و روزم‌ را خودت سامان بده با یک نگاه
ورنه این نوکر به عصیان و به زحمت می رسد

هرکه یا موسی ابن جعفر را بگوید مطمئن
حاجتش می گیرد و‌ اوجِ ولایت می رسد

روسیاهی را ببر بر محضرِ شاه ِ کرم
از امام عاشقی آخر شفاعت می رسد

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 21:24
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

مدح امام موسی کاظم -(در خیالم دور تو میگردم و حض میکنم) * محمد حبیب زاده

831

مدح امام موسی کاظم  -(در خیالم دور تو میگردم و حض میکنم) در خیالم دور تو میگردم و حض میکنم
این طوافِ دور تو به چه طوافی میشود

آن چنان مست طواف خال زیبای توام
با خودم گفتم دو صد دور اضافی میشود

هی طواف و هی طواف و هی طواف و هی طواف
خود بگو آیا طوافت حد کافی میشود

در طواف چشم تو آیا شود بینم دمی
زیر پاهایت برای من شکافی میشود

زلف پرپیچ و خمت شد قبله ام وقت نماز
وقت تعظیمم به سویت انعطافی میشود

پای درس چشم تو هر کس که آمد عاقبت
عاشق و دلداده ای چون شیخ کافی میشود

نطق حیدر داشتی کار نفس های تو بود
بشر جعفر توبه کرده بشر حافی میشود

کاظمینت یاد ایوان نجف را زنده کرد
از خدا و عشق تو قلب مرا آکنده کرد...

  • دوشنبه
  • 1
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 16:45
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد