امام رضا علیه السلام

مرتب سازی براساس

شعر مناجات امام رضا(ع) -( همینجا بیگمان مثل همین یک مشت فواره ) * سودابه مهیجی

2804

شعر مناجات امام رضا(ع) -( همینجا بیگمان مثل همین یک مشت فواره ) همینجا بیگمان مثل همین یک مشت فواره
به شوقت می پرم از جای و می افتم دگرباره
دهان از شکوه می بندم که درد مستجابم را
روایت می کند فریاد بی پروای نقاره
نگاهم کن که در من سرزنش های فراوانی ست
به لحن خارزار جاده و فرسنگ ها خاره
حرم پر می شود از چهره ی بی حرفِ این غصه
حرم یعنی غمم را خوانده ای از رنگ رخساره
حرم یعنی همینجا تا ابد در پرسه می مانم
تمام گریه را سر میگذارم کنج دیوارِ ...
□□□
حرم یعنی کسی در شهر خود سر می کند اما
دلش در کوچه های دور مشهد مانده آواره ...

شاعر : سودابه مهیجی

  • چهارشنبه
  • 3
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر مدح امام رضا -( سائل کهنه کارم-عمریه جیره خوارم ) * مهدی عظیمی

2628

شعر مدح امام رضا -( سائل کهنه کارم-عمریه جیره خوارم ) سائل کهنه کارم-عمریه جیره خوارم
آسمان گر زگریبان قمر آورده برون
از گریبان تو خورشید سر آورده برون
بتماشای خط و خال رخ چون قمرت
دلم از روزنه دیده سرآورده برون
گندم خال توای حور بهشتی طلعت
از همه عالم و آدم پدر آورده برون

شاعر : مهدی عظیمی

  • چهارشنبه
  • 3
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:58
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رسول میثمی

شعری از محمد رسول میثمی برای امام رضا (ع) مناسب برای روز زیارتی امام هشتم -( به تاروپودضریحت دخیل بسته دلم ) * رسول میثمی

4072
5

شعری از محمد رسول میثمی برای  امام رضا (ع) مناسب برای روز زیارتی امام هشتم -(  به تاروپودضریحت دخیل بسته دلم ) به تاروپودضریحت دخیل بسته دلم
من آمدم که بگویم تمام ِدرد دلم
طلوع نور شما در دلم چو مأوا کرد
دری بسوی سعادت بروی من واکرد
همیشه لطف شمابی حد وعدد شده است
قسم بجان ِجوادت مَرا مدد شده است

فقط به لطف تو خوش کرده ام دل خودرا
فقط به دست کریمت سپرده ام خود را
خوشا کسی که به کویت پناه آورده
برای عرض ادب اشک وآه آورده
دمی که عطربهشت ازحرم وزیدن داشت
نوای دلکش نقاره هاشنیدن داشت
شفا برای مریضان اگرچه رویایی است
نسیم صبح حرم چون دم مسیحایی است
الا نگار دل انگیز و بضعه طاها
سرور قلب نبی،دلبرم تویی شاها
همیشه چاره دردم طنین نام شماست
که هرچه داده خدایم به احترام شماست
قرار هر دلی و سرور همه شده ای
پناه

  • یکشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 00:51
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر به مناسبت بيست و سوم ذي القعده ايام زيارتي مخصوص امام رضا ع -شاعراصغر چرمي *

2886
4

شعر به مناسبت بيست و سوم ذي القعده ايام زيارتي مخصوص امام رضا ع -شاعراصغر چرمي روضه ى صحن دلم از نفس حقّ رضاست
زائـر كـوى رضـا بـودن من لـطـف خداست
جـاي جـاي حــرمــش بــوى خــدا مـى آيـــد
حــرم حــضــرت او پـايـگه اهــل ولاست
هــر كـجـاى حــرمـش پـاى گــذارم بـيـنـم
محفل روضه ى سالار شهيدان برپاست
زائــرى از ره دور آمــده بــود و ديـــدم
دست بر سينه كه گويا به لبش ذكر دعاست
ســر خــود را ز ادب بر روى ديــوار نـهـاد
دســت بر حــال قـنـوت آمـد و انـگـار گداست
خـسـتـگـىِّ ره دور از تـن مـن بـيـرون رفـت
از همان نور كه از صحن قشنگش پيداست
جان من باد فدايش كه غريبش خوانند
آن امامى كه مسمىٰ به غريب الغرباست

  • یکشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:25
  • نوشته شده توسط
  • اصغر چرمي
ادامه مطلب

شعر مناجات با امام رضا(ع) -( گشته ام عمری ببینم از کجا عاشق شدم ) * علیرضا عنصری

2893

شعر مناجات با امام رضا(ع) -(  گشته ام عمری ببینم از کجا عاشق شدم ) گشته ام عمری ببینم از کجا عاشق شدم
دیدم از روز ازل در کربلا عاشق شدم
عشق بین ما دو تا هرگز ندارد انتها
تو مرا عاشق شدی من تو را عاشق شدم
در ره عشق تو هر چه داشتم دادم ولی
از همان اول نمی دانم چرا عاشق شدم
قصه ی عشق تو را با خواهرت تا خوانده ام
دیگران بردم ز یاد و بر شما عاشق شدم
سجده های مردم دنیا همه بر بت شده
در چنین وضع بدی شکر خدا عاشق شدم
من نبودم مرد راهت تو مرا برداشتی
من نمیدانم چه شد من بی هوا عاشق شدم
عاشقی ما دو تا با واسطه بوده حسین
من به لطف پادشاهی چون رضا عاشق شدم

شاعر : علیرضا عنصری

  • پنج شنبه
  • 11
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات و درد دل با امام رضا(ع) -( وقتی که غم میگیره راه گلومو بد جور ) * علی هاشمی

3380
2

شعر مناجات و درد دل با امام رضا(ع) -( وقتی که غم میگیره راه گلومو بد جور ) وقتی که غم میگیره راه گلومو بد جور
خدا خدا میکنم زیارتت بشه جور
گنبدو که میبینم دلم بهاری میشه
شکوفه های دلم امام رضایی میشه
سحر های مشهدو عالم به خود ندیده
امام به این رءوفی عالم به خود ندیده
پنجره فولاد تو حال و هوایی داره
میرم دخیل میبندم عجب جوابی داره
دخیل اسمت میشم مرغ دلم هوایی
تذکره ی زیارت برات کربلایی
برای من حریمت یه تیکه از بهشته
خادمای حریمت همه مثه فرشته
من که شمارو دارم غمی به دل ندارم
چون که روز قیامت همچو شمایی دارم

شاعر : علی هاشمی

  • شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( دوباره دل زکمند گناه می گیرم ) * نوید اطاعتی

3399
1

شعر مدح امام رضا(ع) -( دوباره دل زکمند گناه می گیرم ) دوباره دل زکمند گناه می گیرم
در آسمان خراسان پناه می گیرم
نگاه لطف شما بر همه نمایان است
که سهم خود را از این نگاه می گیرم
مقیم شهر بهشت توام به رستاخیز
فرشته های حرم را گواه می گیرم
که هر چه بودم،همسایه ی رضا بودم
تو را برای خودم تکیه گاه می گیرم
به وقت بردن نام تو در امین الله
تو را بجای علی اشتباه می گیرم
علی کشور مایی ،امیر ایرانی
به سمت و سوی حریم تو راه می گیرم
اگرچه گریه ی زائر شفاست اما من
شفای درد دلم را ز آه می گیرم
به غیر درگهتان ملجائی نمیدانم
فقط به پای ضریحت پناه می گیرم
"ز آستان رضایم خدا جدا نکند"
که روزی از در این بارگاه می گیرم
به سبک سبز غزل گونه ی خراسانی
صله زپنجره فولاد ش

  • شنبه
  • 2
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حسین صیامی

شعر مدح امام رضا(ع)-دست‌های من و دامان رضا به چه شود * حسین صیامی

3339
3

شعر مدح امام رضا(ع)-دست‌های من و دامان رضا به چه شود دستهای من و دامان رضا به چه شود
کرم و بخشش واحسان رضابه چه شود
روزاول که خدا قرعه زداعلام نمود
خاک ایران شده مهمان رضابه چه شود
با خط عشق نوشته است روی دفترما
سائل لطف فراوان رضا به چه شود
دل من پر زده این بار خبر می آید
که نشسته روی ایوان رضا به چه شود
کرمش شامل حال من آلوده شدو
شدم انگار مسلمان رضا به چه شود
من اگر خسته شوم چای نجف مینوشم
بانباتی ز خراسان رضا به چه شود
دست خالی نشده از در لطفش کوتاه
کاش باشم ز فقیران رضا به چه شود
زده ام فال و جواب آمد و خوشحالم که
میشوم خارمغیلان رضا به چه شود
بشمارند مرا روز قیامت,خوب است
یکی ازخیل غلامان رضا به چه شود

شاعر : حسین صیامی

  • دوشنبه
  • 18
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( از افقهای دور آمده است ) * هدیه ارجمند

2686
1

شعر مدح امام رضا(ع) -( از افقهای دور آمده است ) از افقهای دور آمده است
سمت جغرافیای چشمانت
آبرودست وپاکندخورشید
تا که باشد بجای چشمانت
من ولی روی شانه میگیرم
آرزوهای ناتوانم را
تاکمی قد بلندتر بشود
بشنوی بغض داستانم را
درحریمت نشسته ام امشب
که در این آسمان قدم بزنم
آب و جارو کنم وجودم را
حرفی از اینکه "من بدم" بزنم
حاجتم را روا نکن هرگز
توبه ام را دوباره میشکنم
تا که عمری بیاید و برود
چهره ی دلشکسته ای که منم
پابه پای کبوتران حرم
ندبه خواندیم و عاشقی کردیم
به خدا مثل کودک لجباز
مینشینیم و برنمیگردیم
رسم همسایگی نمیدانیم
ناممان ظاهرا مسلمان است
وای برروزگارمان وقتی
یک نفراوج لذتش,نان است
هیچ کس گم نمیشود اینجا
کهکشان هاهمیشه بیدارند
درزلالی

  • شنبه
  • 2
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام رضا(ع) -( وقتی که غم میگیره راه گلومو بد جور ) * علی هاشمی

2346
2

شعر مناجات امام رضا(ع) -( وقتی که غم میگیره راه گلومو بد جور ) وقتی که غم میگیره راه گلومو بد جور
خدا خدا میکنم زیارتت بشه جور
گنبدو که میبینم دلم بهاری میشه
شکوفه های دلم امام رضایی میشه
سحر های مشهدو عالم به خود ندیده
امام به این رءوفی عالم به خود ندیده
پنجره فولاد تو حال و هوایی داره
میرم دخیل میبندم عجب جوابی داره
دخیل اسمت میشم مرغ دلم هوایی
تذکره ی زیارت برات کربلایی
برای من حریمت یه تیکه از بهشته
خادمای حریمت همه مثه فرشته
من که شمارو دارم غمی به دل ندارم
چون که روز قیامت همچو شمایی دارم

شاعر : علی هاشمی

  • دوشنبه
  • 18
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام رضا(ع) -( آسمان سقف دلم بود و شدی بال و پَرم ) * زهرا محمودی

3915
5

غزل امام رضا(ع) -( آسمان سقف دلم بود و شدی بال و پَرم ) آسمان سقف دلم بود و شدی بال و پَرم
شوق دیدار تو می گفت که باید بپرم
مثل سیمرغ شدم زیر پَرم سوره ی نور
تا رسیدم به سر قاف تو و طوف حرم
من گدا بودم و در سلطنتت گم شده ام
زیر این سایه نشستم به امید نظرم
با چه شوری به دلِ ساحلی ات موج زدم
محو بودم که فقط عشق به سویت ببرم
عشق می خواست که این فاصله کوتاه شود
عشق فهمید که من تا به چه حد مختصرم
روسیاه آمدم و بی کلک از لطف شما
ناگهان آینه خندید به چشمان ترم
شیشه ی خُرد دلم داغ شد از فرط عطش
خواستم دم بزنم از همه آیینه ترم
دیدم این ذره کجا، چشمه ی خورشید کجا
طاقت نور ندارد دلم و بی خبرم
شعله ی لطف تو را دیدم و ققنوس شدم
درخودم سوختم و حجله ی فانوس شدم
ش

  • یکشنبه
  • 24
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:22
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( از دست چشم های شما می شود گرفت ) * امیر حسین حیدری

2481
2

شعر مدح امام رضا(ع) -( از دست چشم های شما می شود گرفت ) از دست چشم های شما می شود گرفت-
هر آنچه که ز دست خدا می شود گرفت
وقتی مسیح خادم صحن تو می شود
یعنی ز خادم تو شفا می شود گرفت
فهمیده ام زآینه کاری این حرم
با نوکری-ت قدر و بها می شود گرفت
مقصود و مقصد همه افتادگان تویی
از بس که در حریم تو پا می شود گرفت
فردا که نیست بهر کسی رشته ی نجات
تنها سراغ زلف تو را می شود گرفت
میخانه ی تو در به روی هیچ کس نبست
باید گرفت، می ز تو تا می شود گرفت
ثابت نموده پنجــره فولاد تو به من
اینجا برات کرب و بلا می شود گرفت
روزیِ گریه بهــر حسین غــریب را
از دست چشم های شما می شود گرفت

شاعر : امیر حسین حیدری

  • پنج شنبه
  • 5
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 05:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( هوای صحن وسرا بود وشور شیدایی ) * حمید قلی زاده

2784
0

شعر مدح امام رضا(ع) -( هوای صحن وسرا بود وشور شیدایی ) هوای صحن وسرا بود وشور شیدایی
به روی گونه ام الماس اشک زیبایی
رواق و صحن و شبستان و پنجره فولاد
سحرگهی و نمازی عجب مصلّایی
به زیر طاق طلا، چشم خیل زوارت
چه آستانی و چه گنبد مطلّایی
که ملک نه ، ملکوت است حریم قدس شما
شما چو کرب و بلا غرق عرش اعلایی
هزار یوسف مصری غلام در گه توست
چرا که یوسف و شمس ُ الشموس زهرایی
نمود دست کریمت به قریه ی حمراء
دوباره معجزه ای ، زمزم گوارایی
تمام خشت دلم از گل وجود تو بود
الی الابد به دلم هست شور و غوغایی
شهنشها غم وحاجات من مبر از یاد
دخیل پنجره فولادم از تمنّایی
قسم به مادرتان فاطمه نگاهی کن
طبیب مادر من ای دم مسیحایی

شاعر : حمید قلی زاده

  • شنبه
  • 7
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 11:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( به روی گونه ام الماس اشک زیبایی ) * حمید قلی زاده

2889

شعر مدح امام رضا(ع) -( به روی گونه ام الماس اشک  زیبایی ) هوای صحن وسرا بود وشور شیدایی
به روی گونه ام الماس اشک زیبایی
رواق و صحن و شبستان و پنجره فولاد
سحرگهی و نمازی عجب مصلّایی
به زیر طاق طلا، چشم خیل زوارت
چه آستانی و چه گنبد مطلّایی
که ملک نه ، ملکوت است حریم قدس شما
شما چو کرب و بلا غرق عرش اعلایی
هزار یوسف مصری غلام در گه توست
چرا که یوسف و شمس ُ الشموس زهرایی
نمود دست کریمت به قریه ی حمراء
دوباره معجزه ای ، زمزم گوارایی
تمام خشت دلم از گل وجود تو بود
الی الابد به دلم هست شور و غوغایی
شهنشها غم وحاجات من مبر از یاد
دخیل پنجره فولادم از تمنّایی
قسم به مادرتان فاطمه نگاهی کن
طبیب مادر من ای دم مسیحایی

شاعر : حمید قلی زاده

  • شنبه
  • 7
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 11:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا رسولی

رباعی مناجات امام رضا (ع -( در کنار حرمت سینه جلا می گیرد ) * رضا رسولی

3806
15

رباعی مناجات امام رضا (ع -( در کنار حرمت سینه جلا می گیرد ) در کنار حرمت سینه جلا می گیرد
چشم و دست و سر و دل بوی خدا می گیرد
با دخیل بستن بر پنجره ی فولادت
هر گدا ، تذكره ي كرببلا مي گيرد

شاعر : رضا رسولی

  • دوشنبه
  • 9
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 04:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا رسولی

دانلود سبک واحد مناجات با امام رضا(ع) -( میخوام بیام تو حرمت عقدم و واکنم ) * رضا رسولی

6895
13

دانلود سبک واحد مناجات با امام رضا(ع) -( میخوام بیام تو حرمت عقدم و واکنم ) میخوام بیام تو حرمت عقدم و واکنم
گوشه ی صحنت بشنم در درد دلها کنم
کنار اون سقاخونت دل و شیدا کنم
هوای زیارت کرده دلم شهنشه طوس
آقا اذنم بده می خوام بیام دوباره پابوس
علی علی موسی الرضا علی موسی الرضا
میخوام بیام تو حرمت ار باب الجواد
دخیلم و گره کنم پنجره فولاد
حاجت من روا بشه صحن گوهرشاد
بخدا بهشته صحن و سرای مشهد تو
تمومی نداره لطف و عطای بی حد تو
علی علی موسی الرضا علی موسی الرضا
مرغ دلم پر میزنه شهر خراسان
بازم گرفته بهونت ای شاه ایران
می خواد بیاد زیارتت حضرت سلطان
مگه یادم میره مستی تو صحن گوهرشاد
مگه یادم میره من بودم و پنجره فولاد
مگه یادم میره مهربونیه خادماتو
مگه یادم میره صفای اون ص

  • دوشنبه
  • 9
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 04:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا رسولی

دانلود سبک واحد مناجات با امام رضا(ع) -( میخوام بیام تو حرمت ار باب الجواد ) * رضا رسولی

4895
8

دانلود سبک واحد مناجات با امام رضا(ع) -( میخوام بیام تو حرمت ار باب الجواد ) میخوام بیام تو حرمت عقدم و واکنم
گوشه ی صحنت بشنم در درد دلها کنم
کنار اون سقاخونت دل و شیدا کنم
هوای زیارت کرده دلم شهنشه طوس
آقا اذنم بده می خوام بیام دوباره پابوس
علی علی موسی الرضا علی موسی الرضا
میخوام بیام تو حرمت ار باب الجواد
دخیلم و گره کنم پنجره فولاد
حاجت من روا بشه صحن گوهرشاد
بخدا بهشته صحن و سرای مشهد تو
تمومی نداره لطف و عطای بی حد تو
علی علی موسی الرضا علی موسی الرضا
مرغ دلم پر میزنه شهر خراسان
بازم گرفته بهونت ای شاه ایران
می خواد بیاد زیارتت حضرت سلطان
مگه یادم میره مستی تو صحن گوهرشاد
مگه یادم میره من بودم و پنجره فولاد
مگه یادم میره مهربونیه خادماتو
مگه یادم میره صفای اون ص

  • یکشنبه
  • 8
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 08:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

توسل به حضرت رضا(ع) -( حضرت والا ، شها من ز تو دارم بها ) * محمد رضا فروغی

2620
1

توسل به حضرت رضا(ع) -( حضرت والا ، شها    من ز تو دارم بها ) حضرت والا ، شها من ز تو دارم بها
پا بنه بر دفترم موی تو گردد رها
-
پا بنه تا سر کشم یکسره در کوی تو
گردم و پیدا کنم جرات آهوی تو
-
چون که ادا می شود یک به یک آداب تو
هر گره وا می کند بیت من و باب تو
-
خود به خودم می کند بوی خوش کوی تو
موسم سجاده ام تربت خوشبوی تو
-
بارگهت دلگشا موسم تو در فضا
مبدا کرب و نجف یا علی موسی الرضا
-
گفته ام از حال تو شافی غربت سرا
درک نکرده کسی غربت شعر/حال مرا
-
تا قمر روی تو شامل حالم شود
رافت یار غریب جرم خیالم شود
-
روی تو و نقش خال گیتی و محور هلال
کی به دُر چشم ما نقش تو افتد زلال
-
در حرمت خانه کرد عاشق بی خانمان
جد و شجر زنده کرد کفتر بی دودمان
-
کن نظر ای م

  • پنج شنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 15:58
  • نوشته شده توسط
  • محمدرضا فروغی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر مناجات امام رضا(ع) -( جبریل شدم بال و پرم را بدهم ) * علی اکبر لطیفیان

2826
1

شعر مناجات امام رضا(ع) -(  جبریل شدم بال و پرم را بدهم ) جبریل شدم بال و پرم را بدهم
خرجیِ مسیر سفرم را بدهم
با پایِ پیاده ام به راه افتادم
تا حق دلِ در به درم را بدهم
امروز اگر طی شد و عاشق نشدم
فردا چه جواب پدرم را بدهم
ای عشق بیا به پای من نیز بپیچ
فرصت نده اصلاً نظرم را بدهم
گیسوی پریشان مرا بافته اند
سهمیۀ جاروی حرم را بدهم
نقاره بزن گریه بگیری از من
بگذار زکات جگرم را بدهم
صیدم کن و بی ملاحظه ذبحم کن
آهو شدم این بار سرم را بدهم

شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان

  • یکشنبه
  • 15
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 15:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر مناجات امام رضا(ع) -( تو جلوۀ ربّی، حرمت هم طورت ) * علی اکبر لطیفیان

2786
1

شعر مناجات امام رضا(ع) -( تو جلوۀ ربّی، حرمت هم طورت ) تو جلوۀ ربّی، حرمت هم طورت
تا طور رسیدیم همه با نورت
معراجِ خدا باغچه ای در باغت
جبریل مقرب شده یک غور¬ت
ما لب نزدیم باده¬ی هر کس را
آن باده حلال است که با انگورت
من عبد توأم بیشتر از مقدورم
تو ربّ منی بیشتر از مقدورت
آهو که زیاد است، مرا کلب کنید
ای جان به فدای تو و جنس جورت!
ما یاد گرفتیم که خرجت نکنیم
از برکتِ سلمانیِ نیشابورت
می میرم و زنده می شوم صد دفعه
نقاره که می زنند یعنی «صور»ت
پیش تو بزرگان همه کوچک هستند
آن گونه که می شود سلیمان مورت

شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان

  • یکشنبه
  • 15
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 15:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام رضا(ع) -( روی دیوار قبر من با گِل،بنویسید السلام و علی ) * مرتضی حیدری

2683
1

شعر مناجات امام رضا(ع) -( روی دیوار قبر من با گِل،بنویسید السلام و علی ) روی دیوار قبر من با گِل،بنویسید السلام و علی
حَجَةٌ الاغنیاءِ و الفقرا، انت فی قلبنا امام رضا
بنویسید عاشقش بوده، در خیالش ضریح می دیده
صحن ها را مرور می کرده، هر شب از شوقِ وصل تا فردا
صورتم را به سمت قبله ولی، متمایل به چپ...فقط لطفا
بگذارید روی سینه ی من، تربتِ اصل مشهدُ الاعلی
من که مشهد نرفته ام یعنی، رفته ام دل به دوست نسپردم
بعد مرگم برای تشییعم، ببریدم زیارتِ آقا
رفته روح از تنم ولی حالا، من هم اذنِ دخول میخوانم
متعجب نباش عطر حرم مرده را زنده میکند حتی
پای این شعر زار زار گریست،مادرم در هوای مرقد تو
پدرم بغض کرده کافی نیست؟ بطلب جان مادرت ما را
قدرِ یک بوسه روی گنبد او، دوست دارم کبوت

  • یکشنبه
  • 15
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 15:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام رضا(ع) -( دیگر کبوتران همه می دانند احوال این کلاغ سیه رو را ) *

2296
1

شعر مناجات امام رضا(ع) -(  دیگر کبوتران همه می دانند احوال این کلاغ سیه رو را  ) دیگر کبوتران همه می دانند احوال این کلاغ سیه رو را
من گرگ قصه های کسی هستم با من چه کار ضامن آهو را
ای حلقه غلامی تان در گوش، تو معدن طلای خراسانی
با این وجود نذر تو خواهد کرد مادربزرگ چند النگو را
عاشق دلش خوش ست به لبخندی، زائر دلش به پنجره فولاد
آن قدر گریه کرد که فهمیدند این خیل بی شمار، غم او را
چشمان من دخیل خراسان ست آن قدر گریه می کنم آن گونه ...
آن گونه که نگاه کنند امشب انبوه زائران تو این سو را
مشهد گلی ست سرسبد گل ها دیگر به رشت بازنخواهم گشت
آدم که می رسد به گل نرگس از یاد می برد گل شب بو را

  • یکشنبه
  • 15
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 15:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام رضا(ع) -( روی دیوار قبر من با گِل،بنویسید السلام و علی ) * مرتضی حیدری

4577
4

شعر مناجات امام رضا(ع) -( روی دیوار قبر من با گِل،بنویسید السلام و علی ) روی دیوار قبر من با گِل،بنویسید السلام و علی
حَجَةٌ الاغنیاءِ و الفقرا، انت فی قلبنا امام رضا
بنویسید عاشقش بوده، در خیالش ضریح می دیده
صحن ها را مرور می کرده، هر شب از شوقِ وصل تا فردا
صورتم را به سمت قبله ولی، متمایل به چپ...فقط لطفا
بگذارید روی سینه ی من، تربتِ اصل مشهدُ الاعلی
من که مشهد نرفته ام یعنی، رفته ام دل به دوست نسپردم
بعد مرگم برای تشییعم، ببریدم زیارتِ آقا
رفته روح از تنم ولی حالا، من هم اذنِ دخول میخوانم
متعجب نباش عطر حرم مرده را زنده میکند حتی
پای این شعر زار زار گریست،مادرم در هوای مرقد تو
پدرم بغض کرده کافی نیست؟ بطلب جان مادرت ما را
قدرِ یک بوسه روی گنبد او، دوست دارم کبوت

  • دوشنبه
  • 16
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 12:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

شعر مدح امام رضا(ع) -( او وعده ی حقِّ سوره ی کوثر بود ) * اصغر چرمی

2797

شعر مدح امام رضا(ع) -( او وعده ی حقِّ سوره ی کوثر بود ) او وعده ی حقِّ سوره ی کوثر بود
نــورانـیـتـش چو صورت مــادر بود
با حبِّ ولایتش همه شیعه شدیم
او وارث نــور حضـرت حیــدر بود
-----
الحق که شفیع ممکنات است رضا
هم صاحب کشتیّ نجات است رضا
من معتقدم نجات ما دست رضاست
بـالا تـر از ایـن ربـاعـیـات است رضا
-----
هـر چند کـه نـوکـریّ ما نـا چیز است
در سینه ی ما عشق رضا لبریز است
ما هر چه کـه داریم از لطف رضاست
الحق کـه رضا شفیع رستاخیز است

شاعر : اصغر چرمی

  • دوشنبه
  • 16
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حسین صیامی

شعر مدح امام رضا(ع) -( با شرابی که بر لبم جاری است ،ذکر مستی علی الدوام رضاست ) * حسین صیامی

2891
2

شعر مدح امام رضا(ع) -( با شرابی که بر لبم جاری است ،ذکر مستی علی الدوام رضاست ) با شرابی که بر لبم جاری است ،ذکر مستی علی الدوام رضاست
وام عشقم اگر قبول شده است، گفته ام ضامنم امام رضاست
بیشتر می کنی نگاه به هر ، کس که حال دلش خراب تر است
مانده ام بین این همه سلطان ، چه کسی از تو خوش حساب تر است؟
گفته بودند خادمت آقاست ، من که این جمله را نفهمیدم
تا که یک بار بین خادم ها ، به گمانم مسیح را دیدم
گفته بودند بارگاه تو ، یک بهشت است ، من نفهمیدم
تا که یک نیمه شب روی فرش، صحن آزادی تو خوابیدم
خواب دیدم بهشت آمده و ، دست بر دامن حرم شده است
ای حرم با وجود تو چندی است، آرزوی بهشت کم شده است
دل آلوده را به بارگهت ، نپذیرفته یا نمی خواهی؟
سفر مشهدم گره خورده ، تو هم آقا مرا نمی خو

  • دوشنبه
  • 16
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 12:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

شعر مدح امام رضا(ع) -( اگر که روی براین بارگاه آوردم ) *استاد سید هاشم وفایی

2850

شعر مدح امام رضا(ع) -(  اگر که روی براین بارگاه آوردم ) اگر که روی براین بارگاه آوردم
دوباره برحرم تو پناه آوردم
تهی است گرچه دودستم ،ولی به همراهم
دوکاسه اشک ودلی غرق آه آوردم
نفس کشیدن دراین حریم تسبیح است
زفیض لطف تو روبراله آوردم
نبسته ای توبرویم درحرم ،امّا
مرا ببخش که بار گناه آوردم
چگونه شرم نریزد زچشم خونبارم
زمن تو گل طلبیدی، گیاه آوردم
دخیل گریه به خاک حریم تو بستم
به بی پناهی خود من گواه آوردم
طبیب دل نگه تو شفای حال من است
اگر حضور تو حال تباه آوردم
سیاه نامۀ مارا سفید کن از لطف
که نامۀ عملم راسیاه آوردم
رهی دراز و بسی سخت پیش رو دارم
ولا و مهر تو را زاد راه آوردم
بپاس اینکه شفاعت کنی «وفائی» را
ببین که ملتمسانه نگاه آوردم

شاعر : استاد

  • دوشنبه
  • 16
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 13:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

شعر مدح امام رضا(ع) -( روضه ى صحن دلم از نفس حقّ رضاست ) * اصغر چرمی

2542
1

شعر مدح امام رضا(ع) -( روضه ى صحن دلم از نفس حقّ رضاست ) روضه ى صحن دلم از نفس حقّ رضاست
زائر كوى رضا بودن من لطف خداست
جاي جاي حرمش بوى خدا مى آيد
حرم حضرت او پايگه اهل ولاست
هر كجاى حرمش پاى گذارم بينم
محفل روضه ى سالار شهيدان برپاست
زائرى از ره دور آمده بود و ديدم
دست بر سينه كه گويا به لبش ذكر دعاست
سر خود را ز ادب بر روى ديوار نهاد
دست بر حال قنوت آمد و انگار گداست
خستگىِّ ره دور از تن من بيرون رفت
از همان نور كه از صحن قشنگش پيداست
جان من باد فدايش كه غريبش خوانند
آن امامى كه مسمىٰ به غريب الغرباست
-------------------------------------------------------------------

شاعر : اصغر چرمی

  • دوشنبه
  • 16
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 13:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

شعر مدح امام رضا(ع) -( به آستان رفیعت ، مرا نگاهی کن ) * اصغر چرمی

2693
2

شعر مدح امام رضا(ع) -( به آستان رفیعت ، مرا نگاهی کن ) به آستان رفیعت ، مرا نگاهی کن
منم گدای حریم شما ، نگاهی کن
تو آن امام رئوفی منم فقیر توام
به دست خالیم ای شه بیا نگاهی کن
چه شد که من به سرای تو دعوتم امروز؟
کنار پای ضریحت شها نگاهی کن
میان پنجره فولاد تو چه غوغا بود
به گوشه چشم طبیبت رضا نگاهی کن
به کنج مرقد زیبای تو نشستم من
به چشم زاویه بینت جدا نگاهی کن
شنیده ام که میایی سه جا به بالینم
بیا به جان جوادت ، مرا نگاهی کن
میان صحن و سرایت دو بال دارم من
منم کبوتر گنبد طلا نگاهی کن
گدای کوی تو آقا عجب دلی دارد
به یک غزل شد اسیرت بیا نگاهی

شاعر : اصغر چرمی

  • دوشنبه
  • 16
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 13:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام رضا(ع) -( تمام دنیا مال تمام آهوها ) * سودابه مهیجی

2683
2

غزل امام رضا(ع) -( تمام دنیا مال تمام آهوها ) تمام دنیا مال تمام آهوها
تو هستی و شده دنیا به کام آهوها
اشاره کن که بیفتند خیل صیادان
به شوق چشمانت توی دام آهوها!
تو آمدی و سپس هرچه مُشک معنا شد
که ریخت رایحه ات در مشام آهوها
زمین همیشه تو را پیش روی خود دیده ست
همین که خیره شده در خرام آهوها
هنوز جنگل ها ایستاده می میرند
به افتخار تو و احترام آهوها
تو یادمان دادی تا خدای معجزه را
قسم دهیم به اعجاز نام آهوها
به جز ضمانت چشمان تو جواب نداد
کسی در این دنیا به سلام آهوها
خوشا به حال همه آهوان دنیا که
فقط تو را دارند ای امام آهوها!

شاعر : سودابه مهیجی

  • سه شنبه
  • 24
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 12:18
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام رضا(ع) -( نور علی نور با نور، از چشم خورشید تابید ) * ساجده سجاد پور

2174

غزل امام رضا(ع) -( نور علی نور با نور، از چشم خورشید تابید ) نور علی نور با نور، از چشم خورشید تابید
بیرون زد از خاک مغرور، در خود چهل دور چرخید
از کالی اش دور تر شد، چرخید و انگور تر شد
حیّ علی الموت می خواند، تاکی که بر دار پیچید
خون از رگ شاخه اش خورد، عطر تنش سکر آورد
ای کاش که قطع می شد، دستی که از شاخه اش چید
پیراهنی سرخ بر تن، ظرف مطلّا به دامن
هی خوشه خوشه فرو ریخت، در زهر بی شرم رقصید
با حالتی خاضعانه، یک حبّه را پیشکش کرد
یک لحظه شرمنده اش شد، از چهره اش چشم دزدید
نور علی نور انگور، در خون خورشید جوشید
از آسمان خراسان خورشید بر خاک غلطید

شاعر : ساجده سجاد پور

  • سه شنبه
  • 24
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 12:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد