امام رضا علیه السلام

مرتب سازی براساس

شعر مدح امام رضا(ع) -( مرغ پر بسته ام و نیِّت قافی دارم ) * شهاب الدین خالقی

2959

شعر مدح امام رضا(ع) -( مرغ پر بسته ام و نیِّت قافی دارم ) مرغ پر بسته ام و نیِّت قافی دارم
هر چه غیر از تو مرا هست اضافی دارم
کعبه از چشمِ تو پنهان چه طوافی دارم
پیش بازار رضای تو کلافی دارم
در حرم حوله ی احرام من از جنس دعاست
حجرالاسود من پنجره فولاد رضاست
شده ام مثل کویری که به دریا برسد
مثل مجنون که به بوی خوش لیلا برسد
کاش چون دستِ گدایی که به دارا برسد
به ضریحِ کرمت دستِ دل ما برسد
یوسفی هست دلم کاش زلیخا بشود
بین این در به دری بلکه دری وا بشود
اشک می گفت که من شورم و یک جنس بدل
پیش این قله ی شیرینی و دریای عسل
چشم می گفت که یک قطره بده حداقل
با چه رویی بروم بی تو در این کوچه محل
اشک شوری به دلش آمد و بی تاب افتاد
دهن چشم از این صحن و سرا آب افت

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 16:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر مدح امام رضا(ع) -( رضا، نور محمد! نور ايمان! ) * نسترن قدرتی

2280

شعر مدح امام رضا(ع) -( رضا، نور محمد! نور ايمان!  ) رضا، نور محمد! نور ايمان!
رضا! آيينه‏ دار روح قرآن‏
رضا، سرچشمه‏ي مهر الهي‏
پناه بي‏نوايي، بي‏پناهي‏
رضا، رمز حيات جاوداني‏
سرود آشناي زندگاني‏
حضور سبز آواي رهايي‏
شکوه لحظه‏ هاي آشنايي‏
به درياي کرامت، در رخشان‏
سرود و نغمه‏اي از باغ عرفان‏
سکوت آشناي خلوت راز
عروج و آسمان و اوج و پرواز
نسيم عشق، پيغامي ز کويش‏
دل ما، دم به دم در آرزويش‏
گل آيات سبز آسماني‏
و تفسير تمام مهرباني‏
صفاي باغ، باغ نوبهاران‏
رضا خورشيد نورافشان «ايران»
سرآغاز طلوع روشنايي‏
شهنشاه ديار پارسايي‏
رضا يعني: گل زيباي هستي‏
تجلي خدا، در حق پرستي‏
رضا عطر شقايق، در تن خاک‏
رضا راز زمان و رمز افلاک‏
رضا يعني: ره سبز رهايي

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 16:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( احساس خواهد کرد کوه نور می بیند ) * محمدحسین حسینی

2813

شعر مدح امام رضا(ع) -( احساس خواهد کرد کوه نور می بیند ) احساس خواهد کرد کوه نور می بیند
وقتی که شهرت را کسی از دور می بیند
احساس انسانی که روی تکه ی چوبی
در عمق تاریکی دریا ، نور می بیند
جای قدمهای بهشتی تو را عاشق
در کوچه باغ سبز نیشابور می بیند
زائر همان آنی که مشهد می رسد ، خود را
با بچه آهوی شما محشور می بیند
هر کس که می آید میان صحن های تو
شور خودش را گوشه ی ماهور می بیند
با اشک می آید ولی دلخوش به روزی که
بالای بالینش تو را در گور می بیند
شاعر نگاهش سمت گنبد میرود اما
جای کبوتر دسته های حور می بیند
در بیت هشتم صحن کهنه – پنجره فولاد
انگار می گویند : مردی کور می بیند ...

شاعر : محمدحسین حسینی

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 07:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( نگين سبز ايرانم، خراسانم، خراسانم‏ ) * نسترن قدرتی

2437

شعر مدح امام رضا(ع) -( نگين سبز ايرانم، خراسانم، خراسانم‏  ) نگين سبز ايرانم، خراسانم، خراسانم‏
تجليگاه عرفانم، خراسانم، خراسانم‏
پر از نقش و نگارم من، بهارم من بهارم من‏
نگارستان ايرانم، خراسانم، خراسانم‏
زلال نور مهتابم، حضور باور نابم‏
ديار سبز ايمانم، خراسانم، خراسانم‏
منم مهد سرافرازي، ديار سرخ جانبازي‏
نشان لطف يزدانم، خراسانم، خراسانم‏
ز نور عشق سيرابم، چو خورشيد جهانتابم‏
ديار مهر رخشانم، خراسانم، خراسانم‏
ز شور عشق لبريزم، بهاري عطرآميزم‏
بهاران در بهارانم، خراسانم، خراسانم‏
به نام عشق، ممتازم، ديار سبز اعجازم!
پر از آواي قرآنم، خراسانم، خراسانم‏
دلاراتر ز ناهيدم، فروزانتر ز خورشيدم‏
ز نور روي جانانم، خراسانم، خراسانم‏
تمام باورم پر گل، تمام دا

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 16:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( زائر کوي رضايم روز و شب‏ ) * نسترن قدرتی

3405

شعر مدح امام رضا(ع) -(  زائر کوي رضايم روز و شب‏  ) زائر کوي رضايم روز و شب‏
در هواي آشنايم، روز و شب‏
رهسپار راه سبز راستي‏
راهي راه ولايم، روز و شب‏
جز زلال عطر روي يار نيست‏
در گذار لحظه‏هايم، روز و شب‏
تا به اوج سبز گردون مي‏رسد
نغمه‏ام، شورم، نوايم، روز و شب‏
سرخوشم از جرعه‏ي ميناي او
مست از جام بلايم، روز و شب‏
تا به سمت عشق، روآورده‏ام‏
زائر آيينه‏هايم، روز و شب‏
تا به سوداي رضا دل بسته‏ام‏
از همه عالم رهايم، روز و شب‏
يک صداي آشنا از دورها
مي‏کند هر دم صدايم، روز و شب‏
دل به دست عشق دادم، تا شود
در حريم عشق، جايم، روز و شب‏
جان سپار راه جاويد رضا
رهرو آل عبايم، روز و شب‏
بر گل رخساره‏ي مولا قسم!
در هوايم در هوايم، روز و شب‏
دل رها کردم

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 16:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( غبار گیر به نرمی بال قو اینجاست ) * محمد خادم

2683
1

شعر مدح امام رضا(ع) -( غبار گیر به نرمی بال قو اینجاست ) غبار گیر به نرمی بال قو اینجاست
هزار نکته ی باریکتر ز مو اینجاست
چقدر درد دل از راه دور پر زده تا...
چقدر حرف در آغوش بغ بغو اینجاست
همیشه یک نفر اینجا نشسته گوش کند
همیشه فرصت یک صحن گفتگو اینجاست
و گفته اند به فواره ای که در اوج است؟
که سر به خاک گذارد که آبرو اینجاست
قدم قدم همه جا آب و حوض و فواره
مگر که وارث خشکی آن گلو اینجاست
دای واژه سقا که خانه خانه اوست
فدای بوی غریبی که از عمو اینجاست
چقدر ساده مرا تا به بی نهایت برد
چقدر آینه ی پاک روبرو اینجاست
هزار سمت مرا برده اند و آرامم
که مقصد همه آن هزار سو اینجاست
میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست
کسی حضور ندارد وگرنه او اینجاست

شاعر : محمد

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 07:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

شعر برای حرم امام رضا(ع) -( دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم ) *استاد محمد جواد غفورزاده

12660
18

شعر برای حرم امام رضا(ع) -( دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم ) دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم
کبوترانه در این آستانه پر بزنم
به نا امیدی از این در نمیروم هرگز
اگر جواب نگیرم دوباره دربزنم
خدا مرا به حقیقت ولی شناس کند
که حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم
سواد نامۀ من رنگ صبح خواهد داشت
شبی که بوسه بر این چشمۀ سحر بزنم
بیاد غربت تو عهد کرده ام با خود
که لاله باشم و صد باغ بر جگر بزنم
خدا ی را کمی ای زائران درنگ کنید
که خاک پای شما را به چشم تر بزنم
بمن هر آنچه که بخشیده اند توفیق است
مبادآنکه دم از دولت هنر بزنم
اگرچه خارم و نسبت بگل ندارم باز
خوشم که گاه گداری بباغ سر بزنم
اگر شمیمی از این بوستان بمن برسد
معاشران بخدا تاج گل بسر بزنم
من آشنای همین درگهم ،

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 16:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( دل عاشق گواه خود دارد ) * مهدی بقایی

2761
1

شعر مدح امام رضا(ع) -( دل عاشق گواه خود دارد ) دل عاشق گواه خود دارد
عاشقی رسم و راه خود دارد
با من از شرط عقل امر مکن
دل دیوانه شاه خود دارد
عاقلان طعنه گوی عشاقند
عقل هم اشتباه خود دارد
حج فطرس طواف کرببلاست
هر ملک خانقاه خود دارد
می کشد نام کربلا همه را
شاه دلها سپاه خود دارد
گرچه ارباب مثل هر شاهی
عبد چهره سیاه خود دارد
در کنار حبیب و مسلم و حر
جون او نیز جاه خود دارد
کربلا، سامرا، مدینه، نجف
هرکجا بارگاه خود دارد
من امام رضایی ام چه کنم؟
هرکسی تکیه گاه خود دارد

شاعر : مهدی بقایی

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 07:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( باغ رضوانست اینجا، یا خراسانست اینجا ) *

4483
6

شعر مدح امام رضا(ع) -( باغ رضوانست اینجا، یا خراسانست اینجا  ) باغ رضوانست اینجا، یا خراسانست اینجا
هیچ مشکل نیست در ره، کار آسانست اینجا
کعبه است این یا خراسان، یا بهشت عدن و رضوان‏
هست نعمت، نیست نقمت، روح و ریحانست اینجا
بحر بی‏پایان رحمت، موج در موجست اینک‏
ذات حق اندر تجلی، عرش رحمانست اینجا
آمده فوج ملایک از برای خاشه‏روبی‏
کز ملک والاتر آمد، آنک دربانست اینجا
مشهد فرزند موسی آن خداوند دل و دین‏
واله از انوار ذاتش پور عمرانست اینجا
فر باطن ظاهر اینجا، ظاهری بس قاهر اینجا
اول اینجا، آخر اینجا، نور یزدانست اینجا
من ندانم چیست اینجا، خفته گویی کیست اینجا؟
در خرد هرگز نگنجد آنچه پنهاست اینجا
نیست ریبت، نیست شبهت، چشم دل بگشا و بنگر
کآیتی محکم ز آیت‏های

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 16:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( برید باد صبا خاطری پریشان داشت‏ ) *

3144

شعر مدح امام رضا(ع) -( برید  باد صبا خاطری پریشان داشت‏  ) برید باد صبا خاطری پریشان داشت‏
مگر حدیثی از آن زلف عنبرافشان داشت‏
نسیم زلف نگار از نسیم باد بهار
فتوح روح روان و لطافت جان داشت‏
صبا ز سلسله‏ی گیسوی مسلسل یار
هزار سلسله بر دست و پای مستان داشت‏
پیام یار عزیز ملیح، روح‏افزاست‏
دم مسیح توان گفت بهره‏ای زان داشت‏
حدیث آن لب و دندان چو در فشانی کرد
شکست رونق لؤلؤ، سبق ز مرجان داشت‏
یمن کجا و بدخشان؟، مگر صبا سخنی‏
از آن عقیق درخشان و لعل رخشان داشت‏
به یادم از نفس خرم صبا آمد
گلی که لعل لبی همچو غنچه خندان داشت‏
به خضرت خطش از خضر، جان و دل می‏برد
چه طعنه‏ها که دهانش به آب حیوان داشت‏
خطاست سنبله گفتن به سنبل‏تر او
به اعتدال، قد و قامتی به میزا

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 16:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( بسته ام بار سفر را ) * سید امیر حسین میر حسینی

5890
9

شعر مدح امام رضا(ع) -( بسته ام بار سفر را ) بسته ام بار سفر را
مقصدم مُلك جنونه
میزبانم توی اون شهر
یه كریـــم مهـربـونه
نمی خوام برگردم اینجا
آب نریزی پشت پایم
كسی فكر اومدن نیست
من مســـافــر رضایـــم
مادرم می گفت قدیما
وقتی داشتی می شكفتی
بـا زبـون بـی زبـونـی
یا امام رضا می گفتی
عشق مولا ، مهر مولا
توی جونم كرده ریشه
به خودم میگم همیشه
بی امــام رضا نمیشه
بس كه اومدم به مشهد
با كبوترات رفـیـقم

هركی خواست منو ببینه
همـیـشه صحـن عـتـیـقم
عاشقت خیلی زیاده
هر كی با تو باشه شاده
راه اومـدن به پـیـشت
همیـشه بـاب الـجــواده
ایوون طلاتو عشقه
صحن با صفاتو عشقه
من كجا و گفتن از تو
آقـــا زائــراتـــو عشـقـه
اومدم راه درازی
نه نمازی ، نه نیاز

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 16:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( از ازل ای نگار بی همتا ) *

2524

شعر مدح امام رضا(ع) -( از ازل ای نگار بی همتا ) از ازل ای نگار بی همتا
گشته اين دل به عشق تو شيدا
پدرم را خدا نگه دارد
که مرا کرده بر در تو گدا
اولين درس عشق من این بود
اولين مشکلی که شد پيدا
اشک حلقه به دور چشمش زد
پدرم گفت: يا امام رضا
طفل بودم که در ميان رواق
گرم بازی و شيطنت اما
سنگفرش حرم به من آموخت
در کنار تو پرکشيدن را
روی سنگی که ليز می خوردم
فارغ از اصطکاک اين دنيا
باورم شد که دوستم داری
و گرفتی مرا بغل، حالا...
کاش در اين زمانه‌ی پيری
باز اين بنده را بغل گيری

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 07:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( تا که ره بر درگه آل پیمبر یافتم‏ ) * ذبیح الله صاحبکار

2630

شعر مدح امام رضا(ع) -( تا که ره بر درگه آل پیمبر یافتم‏  ) تا که ره بر درگه آل پیمبر یافتم‏
هر چه گم کردم به هر درگاه از این در یافتم‏
آنچه اسکندر ز فیض چشمه‏ی حیوان نیافت‏
من ز خاک آستان آل حیدر یافتم‏
تا که آوردم برین دولت‏سرا روی نیاز
از دم روح القدس فیض مکرر یافتم‏
بر در ارباب دنیا کی نهم روی نیاز
من که زین در کیمیای عافیت دریافتم‏
یک نفس رو برنخواهم تافت زین دارالامان‏
راحت خاطر از ین در، یافتم گر یافتم‏
دامن مطلوب ازین درگاه آوردم به دست‏
گوهر مقصود ازین خاک مطهر یافتم‏
تشنه‏کامی خسته بودم در بیابان طلب‏
لطف ایزد یار شد تا ره به کوثر یافتم‏
نقد توفیق و سعادت را که می‏جستم ز بخت‏
در حریم زاده‏ی موسی بن جعفر یافتم‏
سال‏ها سرمایه‏ی عمر ار به غفلت ب

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 16:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( فکر پرواز تا حرم عشق است ) * سید حمید داودی

3303
1

شعر مدح امام رضا(ع) -( فکر پرواز تا حرم عشق است  ) فکر پرواز تا حرم عشق است
فکر این که کبوترم عشق است
از لب بام صحن آزادی
رو به سوی تو می پرم عشق است
این که فکر زیارتت آقا
تا ابد هست در سرم عشق است
تا که من لقمه ای برای شفا
از غذای تو می خورم عشق است
گوشه ی این حریم نورانی
یاد مولای بی حرم عشق است
روضه های کنار صحن و رواق
نعره ی وای مادرم عشق است
حالت لحظه ی تولد اشک
به روی گونه ی ترم عشق است
شعر گفتن کنار پنجره ی
این قطاری که می برم عشق است
این که از کودکیم تا امروز
سائلی پشت این درم عشق است
من که در غربت تو تنهایم
تو که هستی برابرم عشق است
تو که حسن ختام من هستی
به خدا بیت آخرم عشق است

شاعر : سید حمید داودی

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 08:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر برای زیارت امام رضا(ع) -( تمام صحن تو از اشک زائران تر شد ) * علی ناظمی

3385

شعر برای زیارت امام رضا(ع) -( تمام صحن تو از اشک زائران تر شد ) تمام صحن تو از اشک زائران تر شد
دلم ز فیض همین قطره ها مطهر شد
چه زود ثانیه های وصال می گذرد
زیارت تو نخوانده فراز آخر شد
ازل که دست خدا می نوشت تقدیرم
غلامی تو مرا تا ابد مقرر شد
نیامدم که ز دست تو حاجتی طلبم
گرفته بود دلم پر زد و کبوتر شد
به شوق پای تو هر کس که چون غبار آمد
به یک نگاه تو خورشید ذره پرور شد
یکی ز معجزه های نگاه تو این است
خرابه های دلم بارگاه دلبر شدتمام صحن تو از اشک زائران تر شد
دلم ز فیض همین قطره ها مطهر شد
چه زود ثانیه های وصال می گذرد
زیارت تو نخوانده فراز آخر شد
ازل که دست خدا می نوشت تقدیرم
غلامی تو مرا تا ابد مقرر شد
نیامدم که ز دست تو حاجتی طلبم
گرفته بود دلم پر زد

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 17:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( خسته بودم شبیه آن اتوبوس ) * محمد خادم

2945

شعر مدح امام رضا(ع) -( خسته بودم شبیه آن اتوبوس ) خسته بودم شبیه آن اتوبوس
در نفسهام بوی مشهد بود
تازه برگشته بودم از پابوس
در نفسهام یک نگاه عجیب
مثل یک جفت چشم عاشق بود
در نفسهام بغض می خندید
قاه قاهی که مثل هق هق بود
یاد یک هفته پیش افتادم
"چمدان با دل پر آماده است
قدمی می زنم به راهی که
اصفهانی به پایم افتاده است"
بعد از آن یک نفر میان حرم
رو در آیینه ی ضریح انداخت
قهرمان گناههای بزرگ
پنجه در سینه ی ضریح انداخت
تا دلش پر شد از حضور شما
اشک از چشمهای او سر رفت
دستها را گرفت سمت خدا
جانمازش کمی جلوتر رفت
با خودم فکر کردم این دفعه
پیش کش زنده رود را ببرم
در ازایش بیاورم سوغات
یک خیابان منتهی به حرم
باز اما کنار مسجد شیخ
دست خالی نشسته ام آقا

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 08:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( از زمانی که شنیدم گفته ای یابن الشبیب ) * حسین قربانچه

3589
1

شعر مدح امام رضا(ع) -( از زمانی که شنیدم گفته ای یابن الشبیب ) زردی گنبد عیان شد، شوق رضوانم گرفت
ابر رحمت شد هویدا، باز بارانم گرفت
اشک من جاری شد و جاری شد و دیدم که اشک
گرد روی پردهء قلب مرا با نم گرفت
کفتری بودم که روزی از حرم رد می شدم
گزمهء سلطان رسید و کنج ایوانم گرفت
گفتمت آلوده ام گفتی خودم می شویمت
شستنت آلودگی ها را ز دامانم گرفت
لطف تو هر بار در بهبوههء بیراهه ها
کج روی های مرا دید و به دندانم گرفت
پهن شد دام تو ای صیاد و از بخت نکو
اشتباها جای آهوی خراسانم گرفت
تو نبین اینگونه من دم از مداوا می زنم
چونکه دیدم تو طبیبی میل درمانم گرفت
بر سفر این سفره هر باری که مهمانت شدم
عادت جود شما با شاه یکسانم گرفت
از زمانی که شنیدم گفته ای یابن الشبیب
رو

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 06:26
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( دوباره خلوت شب،بازهم بهانه ی تو ) * میثم بهرامی

2903
1

شعر مدح امام رضا(ع) -( دوباره خلوت شب،بازهم بهانه ی تو  ) دوباره خلوت شب باز هم بهانه ی تو
دوباره کاسه ی خالی وآستانه ی تو
دوباره گنبد زرد تو،صحن گوهرشاد
وبازصحن دوچشمم پراز ترانه ی تو
ومن کبوترخسته،گسسته ازهمه جا
دخیل بسته ام این دل به دام ولانه ی تو
وپای پنجره فولاد تو گره زده ام
نگاه حسرت پر رنج بی نشانه ی تو
وهست دلخوشییم نیمه ی نگاه شما
وبود چشم امیدم به آب ودانه ی تو
وباز زمزمه دارد دلم کنار ضریح
کرم نمای،فرود آ ،که خا نه خا نه ی تو

شاعر : میثم بهرامی

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 08:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

شعر مدح امام رضا(ع) -( از من مرا بگیر و مرا تا خدا ببر ) * علیرضا خاکساری

3162
1

شعر مدح امام رضا(ع) -( از من مرا بگیر و مرا تا خدا ببر  ) مهرت نشسته بر دل من ایهالرئوف
هستی تمام حاصل من ایهالرئوف
عشق تو گشته قاتل من ایهالرئوف
نامت علاج مشکل من ایهالرئوف
امشب دوباره سائل تو یاابالحسن
می گوید از فضائل تو یا ابالحسن
اصلا تمام شعر و غزل ها برای توست
بر روی سینه ام اثر رد پای توست
صدها هزار حاتم طایی گدای توست
صدها هزار حضرت یحیی فدای توست
"پیغمبران عرش خدا در تحیرند
بر ساحت مقام شما غبطه میخورند"
محبوب قلب حضرت زهرای اطهری
آقا تویی که عالم آل پیمبری
اصلا تمام هستی موسی بن جعفری
مژده رسیده سمت زمین با ظهور تو
بال ملائکه شده فرش عبور تو
پیچیده است در همه جا لطف بی حدت
بالاتر از تمامی افلاک گنبدت
قبله نمای اهل سماوات مرقدت
زیباتر از به

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 06:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( پای من تا به سرایت وا شد ) * سجاد محرابی

2243
1

شعر مدح امام رضا(ع) -( پای من تا به سرایت وا شد ) پای من تا به سرایت وا شد
بال هایم به هوایت وا شد
نفسِ گرم ، موجابم کردی
گره ام بعد دعایت وا شد
این دل بگرفته ام یا یک نگاه
به ضریح دل ربایت وا شد
همه تقصیر گناه است اگر
به تو روی این گدایت وا شد
شکر حق از ابتدا روی لبم
نام زیبای رضایت واشد
میزبان عشق مهمان توام
از گدایان خراسان توام
دل مریض لا علاج یک نگات
مستمندِ دست پر لطف و عطات
خانه زاد و بنده ی این خانه ایم
نسل در نسل خادم صحن و سرات
افتخارم هست تا اینکه شوم
چند روزی خادم کفش داریات
خردسالیم تمامی اش گذشت
صرف بازیِ این حیات و آن حیات
گاه در صحن طبرسی گاه هم
می دَوم صحن اسماعیل طلات
دل دخیل پنجره فولاد شد
معتکف در صحن گوهر شاد شد
از نژاد س

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 06:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( هر چند حال و روز زمین و زمان بد است ) * رضا عابدین زاده

17350
29

شعر مدح امام رضا(ع) -( هر چند حال و روز زمین و زمان بد است ) هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

/ یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی فرشته ای که به پابوس آمده

/ اینجا میان رفتن و ماندن مردد است

اینجا مدینه نیست ، نه مدینه نیست

/ پس بوی عطر کیست که مثل محمد است ؟

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

/ اینجا برای عشق شروعی مجدد است

جایی که آسمان به زمین وصل میشود

/ جایی که بین عالم و آدم زبانزد است

هر جا دلی شکست به این جا بیاورید

/ اینجا بهشت ، شهر خدا ، شهر مشهد است

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 12:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

شعر مدح امام رضا(ع) -( دیگر از راه دور با حسرت،اسمتان را صدا نخواهم کرد ) * مهدی رحیمی زمستان

5634
9

شعر مدح امام رضا(ع) -( دیگر از راه دور با حسرت،اسمتان را صدا نخواهم کرد ) دیگر از راه دور با حسرت،اسمتان را صدا نخواهم کرد
مثل مادر کنار سجاده،یا رضا یا رضا نخواهم کرد
برو با کفتران خود خوش باش،من بیچاره چون کلاغم که
آسمان سپید مشهد را،با حضورم"سیا" نخواهم کرد
مادرم گفته التماس دعا،من فقط گفته ام که محتاجم
تو یقیناً شنیده ای چون که من کسی را دعا نخواهم کرد
چقدر سمت طوس پر بزنم؟مگر عقلم کم است در بزنم؟
تو مرا نوکرت نخواهی کرد،پس " منم" با تو تا نخواهم کرد
با تو قهرم شبیه زنبوری که به قندی فروخته گل را
قند نقد است و باغ گل نسیه،نقد را من رها نخواهم کرد
حال که دعبلم نمی خوانی،هر چه آمد خوش است می گویم
دیگر آقا برای ابیاتم قافیه دست و پا نخواهم کرد
آره زیباست بچه ی آهو،

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 06:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام رضا(ع) -( کم کم دل هوایی مان بال و پر گرفت ) * علی ناظمی

2804
2

شعر مناجات امام رضا(ع) -(    کم کم دل هوایی مان بال و پر گرفت ) کم کم دل هوایی مان بال و پر گرفت
محتاج لحظه های تو راه سفر گرفت
دل را رئوف من، نگهت تا حرم کشید
پائین پات دست دعا روی سر گرفت
نجوای عشق، همهمه ی زائران اشک
پیراهن ضریح تو را چشم تر گرفت
حاجت زیاد و بذل عنایات بی حد است
هر دل شکسته تر که بود بیشتر گرفت
آقا «قسم به جان جوادت» چه می کند
با این قسم گرفت هر آن کس اگر گرفت
آهو شدن که قسمت هر کس نمی شود
ضامن ترین امام مرا هم به بر گرفت
باب الجواد بود که بغض دلم شکست
شعرم تمام بود ولی تازه سر گرفت

شاعر : علی ناظمی

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 12:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع)-(خانه‌های آن كسانی می‌خورد در ، بیشتر) * حسین رستمی

7574
11

شعر مدح امام رضا(ع)-(خانه‌های آن كسانی می‌خورد در ، بیشتر) خانه‌های آن كسانی می‌خورد در ، بیشتر
كه به سائل می‌دهند از هر چه بهتر بیشتر
عرض حاجت می‌كنم آن‌جا كه صاحب‌خانه‌اش
پاسخ یك می‌دهد با ده برابر بیشتر
گاه‌گاهی كه به درگاه كریمی می‌روم
راه می‌پویم نه با پا، بلكه با سر ، بیشتر
زیر دِین چارده معصومم اما گردنم
زیر دِین حضرت موسَی‌بن‌جعفر بیشتر
گردنم در زیر دیِن آن امامی هست كه
داده در ایران ما طوبای او بر ، بیشتر
آن امامی كه «فداكِ» گفتنش رو به قم است
با سلامش می‌كند قم را معطر بیشتر
قم همان شهری كه هم یك ماه دارد بر زمین
همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر
قصد این بار قصیده از برادر گفتن است
ورنه می‌گفتم از این معصومه‌ خواهر بیشتر
من برایش مصرعی می‌گ

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 08:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( سَلامٌ عَلى آلِ طه وَیَّس ) *

3315
2

شعر مدح امام رضا(ع) -( سَلامٌ عَلى آلِ طه وَیَّس ) سَلامٌ عَلى آلِ طه وَیَّس
سَلامٌ عَلى آلِ خَیْرِ النَّبِیّینَ
سَلامٌ عَلى رَوْضَةٍ حَلَّ فیها
اِمامٌ یُباهى بِهِ المُلْکُ وَالدّینُ
امام بحق شاه مطلق که آمد
حریم درش قبله گاه سلاطین
شه کاخ عرفان گل شاخ احسان
دُرِ دُرج امکان مه بُرج تمکین
علىّ بن موسى الرّضا کز خدایش
رضا شد لقب چون رضا بودش آیین
ز فضل و شرف بینى او را جهانى
اگر نبودت تیره چشم جهان بین
پى عطر روبند حُوران جنّت
غبار درش را بگیسوى مشکین
اگر خواهى آرى بکف دامن او
برو دامن از هر چه جز اوست بر چین

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 12:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( گفتم به خودم از گره ی بسته نگویم ) *

2513

شعر مدح امام رضا(ع) -( گفتم به خودم از گره ی بسته نگویم ) گفتم به خودم از گره ی بسته نگویم
دیگر به تو از داغ دل خسته نگویم
از حاجت و دردم به تو پیوسته نگویم
می خواستم از گنبد و گلدسته نگویم
اما چه بگویم که بگیرد دلم آرام؟
با دیدن روی تو شوم نیک سرانجام
باران نشدم دل بسپارم به هوایت
یا آینه تا سر بگذارم به سرایت
من مانده ام و حسرت لبخند رضایت
ای کاش که دعبل شوم آنگاه عبایت ...
با شعر مگر کم کنم این فاصله ها را
از دست نگاه تو بگیرم صله ها را
یک قطره از اعجاز تو هر ابر که گریان
لبریِز نمازی که تویی ، سوره ی باران
انجیل و زبورند که با علم تو یک آن –
حیرت زده ی حرف تو هستند ، به قرآن!
در حال طواف است -همانگونه که باید-
« در کعبه ی کوی تو هر آنکس که در آید

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 08:14
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( كبوتران حرم تا شتاب مي گيرند ) * امیر اکبرزاده

3522

شعر مدح امام رضا(ع) -( كبوتران حرم تا شتاب مي گيرند ) كبوتران حرم تا شتاب مي گيرند
تمام ثانيه ها التهاب مي گيرند
و زير سايه دستان آسماني تو
رواق هاي حرم آفتاب مي گيرند
كبوترانه تو را درك مي كند خورشيد
و كاسه ها همگي از تو آب مي گيرند
تمام آينه ها محو مي شود در تو
دخيل هاي ضريح ات جواب مي گيرند
نگاه سبز تو را زائران مأنوست
ميان چشمه اي از اشك، قاب مي گيرند
درست پشت همين در، نگاه هاي غريب
تو را براي غم خود خطاب مي گيرند
كنار پنجره فولاد، شاعران نگاه
صله براي غزل اشك ناب مي گيرند

شاعر : امیر اکبرزاده

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 12:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محسن ناصحی

شعر مدح امام رضا(ع) -( در جاده مانده بود مسافر هراس داشت ) * محسن ناصحی

3111

شعر مدح امام رضا(ع) -( در جاده مانده بود مسافر هراس داشت ) در جاده مانده بود مسافر هراس داشت
در شهر شاعری همه شبها کلاس داشت
در ده زنی به شوق زیارت تمام سال
از شوهر بخیل خودش التماس داشت
گاهی بهانه مدرسه بچه بود و گاه
مردی شکایت از کمی اسکناس داشت
گاهی زن از دمد شدن چادرش خجل
گاهی شکایت از کم و بود لباس داشت
مردم تمام در پی دنیای خود ولی
شاعر به فکر رفته که بیتش جناس داشت؟!
این روزها به قکر زیارت کسی نبود
اصلا بگو کسی به سر خود حواس داشت؟!
حتی رواق و پنجره فولاد هم فقط
در عکسهای روی بنر انعکاس داشت
* شاعر نه اینکه خواست پراکنده گو شود
می خواست با حقیقت خود روبرو شود
بالی نداشت پر بزند دفترش که بود
آتش نبود گر بکشد پیکرش که بود
پایی نداشت تا بدود از ضم

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 08:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا(ع) -( خراسان در خراسان نور در جان تو می چرخد ) * علیرضا قزوه

3017
1

شعر مدح امام رضا(ع) -( خراسان در خراسان نور در جان تو می چرخد ) خراسان در خراسان نور در جان تو می چرخد

مگر خورشید در چاک گریبان تو می چرخد؟

خراسان مُهر دریا می شـــود با گام های تــو

به دست ابرها تسبیح بـــاران تــو می چرخد

اگر شوق وصالت نیست در آیینـــه ها، درها

چرا آیینه در آیینه، ایــوان تــو می چــرخد

طواف عاشقان هم بر مـدار چشم های توست

سماع صوفیان هم گــرد عرفان تو می چرخد

به سقّاخانه ات زیباست رقص کاسه های نــور

در این پیمانه، آن پیمانه، پیمان تو می چرخد

بیابان در بیابان گرگ شد، هـــر کوه، صیّادی

چقدر آهوی زخمی در شبستان تو می چرخد

در ایـــن آدینه لبریز از آغاز گل، شاعـــــر!

شروع تازه ای در بیت پایان تـــو می چرخــد

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 12:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام رضا(ع) -( گریه غوغا می كند، دل های ویران بیشتر ) * عباس شاه زیدی

2891
1

شعر مناجات امام رضا(ع) -(  گریه غوغا می كند، دل های ویران بیشتر ) گریه غوغا می كند، دل های ویران بیشتر
صحن را پر كرده امشب بوی باران بیشتر
هر چه كردم تا ضریحت را ببوسم لحظه ای
بست بر من راه را این بیشتر، آن بیشتر
یا تو داری می كشی شعر مرا سمت جنون
یا دل من می زند خود را به توفان بیشتر
خوب جایی آمدی شاعر مگر نشنیده ای
می شود هر مشکل آسان با كریمان بیشتر
از شما پنهان نباشد از خدا پنهان كه نیست
من خدا را دیده ام سمت خراسان بیشتر
بسته هر كس جایی از جغرافیا دل را و من
بسته ام سمت شمال شرق ایران بیشتر
بند بندم بیقرار اصفهان تا مشهد است
انس دارد روح من با این بیابان بیشتر
شب میان پنج صحن و هفت ایوان طلا
ماه جولان می دهد در این شبستان بیشتر
پنجره فولاد یعنی بارش یكر

  • دوشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 12:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد