سمت هر کوچه می روم امشب
می رسد کوچه در ادامه به تو
به امیدی که دست تو برسد
می نویسم دوباره نامه به تو
پشت دیوار خانۀ طوعه
اولِ نامه ام به رسم ادب
السلام علیکَ یا مولا
السلام علیکِ یا زینب
گر زحال سفیر خود خواهی
تشنه و خسته ام خیالی نیست
خوب هستم اگر تو باشی خوب
غیر دوری ز تو ملالی نیست
من پشیمان شدم ولی صد حیف
بی کس و یاورم در این وادی
نامۀ اولم رسیده به تو
مطمئنم که راه افتادی
صبح ، هجده هزار بیعت شد
کوفیان آمدند دور وبرم
وقت مغرب نماز را خواندم
یک نفر هم نماند پشت سرم
سیدی از وفای این مردم
بوی خون بوی جنگ می آید
از روی بامها ز چار طرف
آتش و چوب و سنگ می آید
شک ندارم د
- شنبه
- 3
- مهر
- 1395
- ساعت
- 06:01
- نوشته شده توسط
- ح.فیض












