اشعار شهادت حضرت مسلم

مرتب سازی براساس

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( با اینکه روزی داشتی کاشانه در این شهر ) * اعظم سعادتمند

4786

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( با اینکه روزی داشتی کاشانه در این شهر ) با اینکه روزی داشتی کاشانه در این شهر

اینجا نیا،دیگر نداری خانه در این شهر...

یادم می‌آید تا کجاها کیسه‌ای نان را

می‌برد آن شب‌ها علی بر شانه در این شهر

وقتی تمام مردمانش عاقل‌اند ای عشق!

پیدا نخواهی کرد یک دیوانه در این شهر

آواره، گشتم کوچه‌ها را یک یک اما نیست

جز طوعه هرگز قامتی مردانه در این شهر

هر کس که روزی نامهٔ یاری برایت داد

شد نیزه‌دار لشکر بیگانه در این شهر

دورت بگردم! بادهای شام آوردند

انگار با خود قحطی پروانه در این شهر

این نامه از مسلم به دستت می‌رسد اما

کشتند او را ناجوانمردانه در این شهر

شاعر : اعظم سعادتمند

دانلود سبک

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 11:57
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 قاسم نعمتی

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( هر بلایی سرم آمد به فدای سر تو ) * قاسم نعمتی

1803
1

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( هر بلایی سرم آمد به فدای سر تو ) هر بلایی سرم آمد به فدای سر تو

به فَدایِ پرِ قنداقِ علی اصغرِ تو

حاضرم بر سر بازار به خیرات روم

ننشیند پَرِ خاکی به سرِ خواهرِ تو

بر سر من ، همه تفریح کنان سنگ زدند

وای بر صورت چون برگِ گُلِ دختر تو

از همین جا همه تقسیم غنائم کردند

در کمینند به تاراج برند لشگر تو

ترسم این است که گرفتار شوی در گودال

می شود با نوک نیزه زیر و رو پیکر تو

هر تکانی که سرت بر سر نیزه بخورد

باز تر میشود این پاره گیه حنجر تو

شاعر : قاسم نعمتی

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 11:59
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

مسلم ابن عقیل -( پُرِ از نیرنگ ، کوفه ی صد رنگ ) * افشین منصوری فر

1262
1

مسلم ابن عقیل -( پُرِ از نیرنگ ، کوفه ی صد رنگ ) پُرِ از نیرنگ ، کوفه ی صد رنگ

با لشکرِ کُفر ، (شدن هماهنگ)٢

کوفیا خیلی پستن

پشت من و بشکستن

شمشیر و از رو بستن

(میترسم آقا ، بِشى تو تنها)٢

کوفه پُرِ از نانجیبه

سفیرِ تو خیلی غریبه

ببین شده بی یار و یاور

کوفه میا (کوفه فریبه)٢

(مولای من میا به کوفه)۴

******

نگرونم کرد ، آقا این مطلب

که شدْ همراهِت ، (بی بی جان زینب)٢

عهدهای کوفی ننگه

کوفه تو فکر جنگه

جنس دلاشون سنگه

(در تابم و تب ، برای زینب)٢

به یادِ لب هات آبْ نخوردم

دلم رو دستِ تو سپردم

با لبِ تشنه آخرین دَم

گفتم به لبْ (حسینو مُرْدَم)٢

(مولای من عزیزِ زهرا)۴

شاعر : افشین منصوری فر

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 17:34
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محسن ناصحی

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( روضه خوان بر روی منبر سخت لب وا می کند ) * محسن ناصحی

1356
-1

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( روضه خوان بر روی منبر سخت لب وا می کند ) روضه خوان بر روی منبر سخت لب وا می کند

روضه را با اشک چشمان خود انشا می کند

روضه ها را یک به یک رده کرده مسلم را غریب

در میان کوچه های کوفه پیدا می کند

چون پدر را می کشند از کودکش باید گذشت

کربلا انگار جور دیگری تا می کند

بچه های مسلم از بابای خود تنهاترند

حکم قتل بچه ها را شهر امضا می کند

کوفه در تاریخ خود بسیار حارث پرور است

خنجرش را در گلوی بچه ها جا می کند

اینکه اکبر بود یا فرزند مسلم ، فرق نیست

کوفه هرکس را بخواهد اربن اربا می کند

می کشد فرزند را همراه بابا و سپس

می رود بر بام و سرها را تماشا می کند

شاعر : محسن ناصحی

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 12:01
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

مظلوم کوفه -( درکوچه های کوفه مظلوم وبی پناهم ) * اسماعیل تقوایی

1419
2

مظلوم کوفه -( درکوچه های کوفه مظلوم وبی پناهم  ) درکوچه های کوفه مظلوم وبی پناهم
آتش گرفته این دل از هرم وسوز آهم

خالی نموده پشتم نامردمان کوفه
تنها میان کوفه بی لشگر وسپاهم

هرخانه ای روم در، بسته بود برویم
مردی نباشد اینجا یک زن شده پناهم

بنوشته ام برایت کوفه بیا تو مولا
برمن ببخش وبگذر جانا ز اشتباهم

بر بام قصر کوفه خونین دهان بگریم
سوی مدینه مولا خیره بود نگاهم

با اشک وناله گویم مولا میا به کوفه
ارسال نامه کردم غمگین وروسیاهم

با جان خود نمایم جبران نامه ام را
جسمم کشند برخاک تا که شود گواهم

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 15:47
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حسن لطفی

اشعار شب اول محرم -( در پیش تو از شرم ، آبم کرد کوفه ) * حسن لطفی

3003

اشعار شب اول محرم  -( در پیش تو از شرم ، آبم کرد کوفه ) در پیش تو از شرم ، آبم کرد کوفه

من آبرو دارم خرابم كرد کوفه

لبریز خون کردند رویم را ،عزیزم

بردند اینجا آبرویم را عزیزم

مجبور بودم بچه هایم را سپردم

با دست خود دستِ حرامی ها سپردم

باور نمی کردم مرا از پا درآورد

من مرد بودم کوفه اشکم را درآورد

باور نمی کردم برایم چال کندند

اینجا برای کُشتنم گودال کندند

من فکر می کردم وفا دارند افسوس ...

یا لااقل قدری حیا دارند افسوس ...

در کوچه هایش که غم یکریز دارد

دیوار هایش سنگهای تیز دارد

در شامِ کوفه آفتابت را نیاور

جان علی اصغر ،ربابت را نیاور

من فکر می کردم تو را چاره بیارند

شش ماهه آید چند گهواره بیارند

تا تَرکه های خیزران میسازد این شه

  • پنج شنبه
  • 15
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه‌ی سینه زنی -(شهادت حضرت مسلم ع) * مرتضی محمودپور

1097
1

نوحه‌ی سینه زنی -(شهادت حضرت مسلم ع) نوحه سینه زنی
شهادت حضرت مسلم(ع)
بنداول

در کوفه من سرگردونم

تنها شدم پریشونم

لیلای عشق من تویی

من بین صحرا مجنونم

من زائر و تو کعبه‌ای دورت میگردم

آقا ببین بالای دار خون گریه کردم

واغربتا واغربتا ای حسین جانم(۲)
بند دوم

مهمان کوفی امشبم

فردا به فکر زینبم

با صورت گلگون ببین

از عشق تو جان بر لبم

دست مرا بستند و من پایت استادم

من هستیم را در رهت آقاجان دادم

واغربتا واغربتا ای حسین جانم(۲)
بندسوم

سوزد دلم از آه تو

قربان روی ماه تو

آقا سفیرت کشته شده

گشته فدای راه تو

آقا سلام میدهم از بام کوفه

واویلتا واویلتا از شام کوفه

واغربتا واغربتا ای حسین جانم

  • پنج شنبه
  • 25
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 03:14
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( اول شب بود اما ترس فردا داشتند ) * سید محمد میر هاشمی

1104
1

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( اول شب بود اما ترس فردا داشتند ) اول شب بود اما ترس فردا داشتند

دست وپا گم کرده بودند و تماشا داشتند

اقتدای این جماعت بر امامی دیگر است

طول دادم سجده چون، قصد فرادا داشتند

بی جهت بار اضافه با خودت اینجا میار

نامه هایی را که صدها مهر و امضا داشتند

مردمانی که به آنی خویش را منکر شوند

مانده ام ما را! چرا بر آمدن وا داشتند

اول صبحی رجزهای حماسی شان بلند

اول مغرب چو زنها خوف فردا داشتند

دست دشمن داده یکسر این شیوخ بی وفا

لشکری را بنام دوست برپا داشتند

این علی نشناس های کوفه را بشناس، آه

مردمی را که به گردن خون مولا داشتند

بد، هوایی غنیمت های جنگی گشته اند

از همان اول، بدلها نقشه گویا داشتند

نقل محفل هایشان حرف از ک

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 11:56
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محمد فردوسی

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( مسلمم سلمانُ منّای حسین ) * محمد فردوسی

1252
2

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( مسلمم سلمانُ منّای حسین ) مسلمم سلمانُ منّای حسین

در رگ من خون بابای حسین

قبله گاهم قدّ و بالای حسین

ارزشم هیچ است منهای حسین

آی مردم ! من حسینی مذهبم

دست بوس بچّه های زینبم

هر که عاشق شد فراقش بیشتر

سالک حق ، اتّفاقش بیشتر

عاشق تو ، اشتیاقش بیشتر

می خورد سبک و سیاقش بیشتر ...

... به اُویسی که « ندیده » عاشق است

مثل او دندان مسلم هم شکست

کوفه شهر حیله و نیرنگ هاست

رسم این ها رسم بی فرهنگ هاست

صورت ما سجده گاه سنگ هاست

فاصله گر بین ما فرسنگ هاست ...

... عطر سیبت به مشامم می رسد

سوی تو پیک سلامم می رسد

عشق تو در قلب کوفه جا نشد

بینشان یک مرد هم پیدا نشد

قطره قطره جمعشان دریا نشد

هر چه گشتم در به رویم

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 12:02
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( کوهى ز درد بر سر شانه کشیده ام ) * قاسم نعمتی

1938

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( کوهى ز درد بر سر شانه کشیده ام  ) کوهى ز درد بر سر شانه کشیده ام

گشتم ولى براى تو یارى ندیده ام

ذکر قنوت هاى نمازم عوض شده

کوفه میاست ذکر سحر تا سپیده ام

هر جا که رو زدم به در بسته خورده ام

دور تمام شهر به عشقت دویده ام

نذر نگاه دو على ات این دو پسر

قربان خاک پاى رقیه حمیده ام

بازارهاى کوفه غرور مرا شکست

من طعم حرف هاى بدش را چشیده ام

گفتم به طوعه هر چه که شد پشت در میا

چون داغدیده غم یک خمیده ام

تاثیر ضربه هاى لگد روى دنده هاست

از مادرت بپرس دگر من بریده ام

دیدم یکى سه شعبه مخصوص میخرد

در فکر چشم و سینه و حلقى دریده ام

پشت قباله زن خولى سر شماست

با گوش خویش قول و قرارى شنیده ام

اینان به سر بریدن من قانع نیست

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 12:15
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

دانلود نوحه شب اول محرم با صدای محمود کریمی -( ای نگاهت روشنای کربلا ) *

6354
11

دانلود نوحه شب اول محرم با صدای محمود کریمی -( ای نگاهت روشنای کربلا  ) ای نگاهت روشنای کربلا

روح بخش ریگ های کربلا

من کی ام انتهای غربتم

ابتدای ماجرای کربلا

من غریب کوچه های روضه ام

آشنایم آشنای کربلا

شانه ام بر شانۀ دیوارها

گریه دارم بر عزای کربلا

چشم هایم روبه سوی محمل ات

اشک هایم رونمای کربلا

از لب و دندان من جاریست خون

در غم خون خدای کربلا

بر سر دارالعماره آمدم

تا بیایم پا به پای کربلا

خون من بادا فدای عاشقی

ای خدا هم خون بهای کربلا

با تپش های دلم با هر نفس

می کشم پر در هوای کربلا

عشق یعنی ماجرای کربلا

ابتدا و انتهای کربلا

عقل یعنی حیرت و دیوانگی

سوختن روزی برای کربلا

از ازل با تو قراری داشتم

تا بذارم سر به پای کربلا

نشعۀ این باد مجنون

  • دوشنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 09:36
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

دانلود متن و سبک زمینه یا شور طلیعه محرم الحرام و توسل به حضرت مسلم بن عقیل )ع) -( بر پا کنید پرچمارو ) * امیرحسین سلطانی

2399

دانلود متن و سبک زمینه یا شور طلیعه محرم الحرام  و توسل به حضرت مسلم بن عقیل )ع) -( بر پا کنید پرچمارو ) بر پا کنید پرچمارو/علامتا و طبلارو
به تن کنید سینه زنا/دوباره رخت عزارو
دوباره از حرم بگید/شعرای محتشم بگید
وصف ابالفضل و بگید/از شه باکرم بگید
)همه بسم الله_با قلبی آگاه
صدا بزنید_اباعبدالله)
)همه بسم الله_با ناله و آه
صدا بزنید_حسین ثارالله)
فدات بشم حسین/دوباره بیرق تو بر پا شد
فدات بشم حسین/دوباره مستمعت زهرا شد
فدات بشم حسین/دوباره از تو میخونه نوکر
فدات بشم حسین/دوباره ماهه ما نوکرها شد
(حسین جان حسین،جانِ جانانم اباعبدالله)

بند دوم
دوباره اسفند و گلاب/چایی روضه میشه باب
دوباره روضه خون میگه/از عطش طفل رباب
دوباره نوحه،دودمه/ذکر شهید علقمه
دوباره همناله میشم/با ناله های فاطمه
(میاد صدای

  • سه شنبه
  • 21
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 04:48
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( فطرس کجاست تا برساند به دست تو... ) *

1006
1

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( فطرس کجاست تا برساند به دست تو...  ) حسین جان
سر کرده‌ام چه سخت سحرهای شهر را

طی کرده‌ام تمام گذرهای شهر را

هرجا که رفته ام به در بسته خورده ام

کوبیده ام تمامی درهای شهر را

گفتند با تو اند ولی کیسه های زر

تغییر داده است نظر های شهر را

تمرین رقص و هلهله و جشن میکنند

آماده میکنند هنر های شهر را

آن باغ های سبز که گفتند، سنگ بود

برداشت کرده اند ثمرهای شهر را

آهنگری شلوغ ترین شغل کوفه است

تعمیر میکنند سپرهای شهر را

فطرس کجاست تا برساند به دست تو...

این آخرین سلام و خبرهای شهر را

آرش براری

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 09:08
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( تنت ای کاش که بازیچه ی طفلان نشود ) * رضا قربانی

1685

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( تنت ای کاش که بازیچه ی طفلان نشود  ) میا کوفه حسین
مثل من کاش کسی اینهمه حیران نشود

تک و تنها وسط کوفه پریشان نشود

سنگها بوسه به پیشانی من میدادند

کاش این بوسه دگر قسمت دندان نشود

با لب تشنه لب بام دعا میکردم

که عزیزم لب تو پاره و عطشان نشود

شرطه هاشان چقدر بی ادب و گستاخند

کاش حوریه ی تو راهی زندان نشود

از همان راه که در پیش گرفتی برگرد

تا عقیله وسط هلهله گریان نشود

تا شنیدم همه دنبال غنیمت هستند

نذر کردم بدن پاک تو عریان نشود

بچه ها با نوک پا روی تنم کوبیدند

تنت ای کاش که بازیچه ی طفلان نشود

صحبت از اصغر و از حرمله انداخته اند

بدنم را وسط مزبله انداخته اند

شاعر : رضا قربانی

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 09:30
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک نوحه شب اول محرم حضرت مسلم (ع) -( نیا حسین کوفه نیا ) * علی بهرامی نیا

6233
5

دانلود متن و سبک نوحه شب اول محرم حضرت مسلم (ع) -( نیا حسین کوفه نیا ) بنداول
نیا حسین کوفه نیا
این شهر پر از رنگ و ریاست
این سرزمین پربلاست
سهم من و تو ناسزاست
اینجا یه عده بددهن
اینجا یه مشت پیمان شکن
بر پیکرت سنگ می زنن
میشی تو اینجا بی کفن
برگرد برو امیرم،کوفه وفا نداره
کوفی بی مروت شرم و حیا نداره
واویلتا واویلا.........واویلتلا واویلا
بنددوم
نیا تو با اهل حرم
برات غمین و مضطرم
نبینمت غریب شدی
فدا سرت بشه سرم
میشی قتیل العبرات
وای از دل مخدرات
این نا مسلمونا تورو
منع کردن از آب فرات
کوفه نیا حسین جان،حرفا همه دروغه
بازار تیغ و تیر و شمشیرشون شلوغه
واویلتا واویلا........واویلتا واویلا
بند سوم
اینجا ز ملک ری سخن
اینجا علیه تو شدن
دلشوره دارم بهرتو
کوفه نیا حسی

  • چهارشنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 04:45
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( قدمش را به سر سینه اِبا نیست حسین ) *

1300
1

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( قدمش را به سر سینه اِبا نیست حسین  ) آه آقای غریبم
بینِ این شهر ، کسی فکر خدا نیست حسین

بخدا در دلشان ، مهر و وفا نیست حسین

نامه دادند بیایی ... ولی انگار هنوز...

این دیارِ پدری ، جای شما نیست حسین

حرمله آمده و تیرِ `سه پر” آورده

جای شش ماهه که در کرب و بلا نیست حسین

برو ای تاج سرم ، آینه داری با خود

ضربه ی سنگ به آیینه روا نیست حسین

خواهرت میشکند ، کوفه پر از نامرد است

جای زینب وسطِ معرکه ها نیست حسین

شمر را دیدم از این شهر چه بد میگذرد

قدمش را به سر سینه اِبا نیست حسین

آه آقای غریبم ... بخدا میکُشَنَت

این جماعت به جز از اهلِ ریا نیست حسین

پوریا باقری

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 15:10
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

دانلود متن وسبک نوحه شهادت حضرت مسلم علیه السلام -( سرگردونم تو کوچه ها ) * حامد شریف

1844

دانلود متن وسبک نوحه   شهادت حضرت مسلم علیه السلام   -( سرگردونم تو کوچه ها ) بنداول؛
سرگردونم تو کوچه ها
با گریه هام میگم: نیا
این مردم ندارن وفا
کوفه نیا
زیر حرفاشون زدن و
به گریه هام میخندن و
خدایی که نامردن و
کوفه نیا
کوفه نیا تو رو به خون مادرت
کوفه نیا تو به جون خواهرت
کوفه نیا جون رقیه دخترت
کوفه نیا
[ثارالله یا ابن فاطمه ۳ کوفه نیا ]
بند دوم؛
خورشید اینجا بی فروغ
دروغ «حرفا شون همگی»
سر آهنگرا شلوغ
کوفه نیا
دارن سه شعبه میخرن
واسه گلهای نسترن
نسل قاتل حیدرن
کوفه نیا
کوفه نیا اینجا شهر نیرنگه
کوفه نیا دامن ها پرِ سنگه
کوفه نیا کوچه هاش خیلی تنگه
واویلا
[ثارالله یا ابن فاطمه ۳ کوفه نیا]
بند سوم؛
به قامت اکبر نیا
به حلقوم اصغر نیا
میوفتی زیر دست و پا
یا زهرا
علمت م

  • چهارشنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 11:40
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک نوحه حضرت مسلم علیه السلام -( چو لاله بین این همه خار و خَسَم ) *

1578
2

دانلود متن و سبک نوحه حضرت مسلم علیه السلام -( چو لاله بین این همه خار و خَسَم  ) چو لاله بین این همه خار و خَسَم

میان کوچه ها غریب و بی کسم

ای عزیز زهرا،میا کوفه مولا

یا حسین یا حسین...

بین یا سَیدی در این شامِ سیاه

به جز طوعه نداد کسی بر من پناه

مَیا ای حبیبم،ببین من غریبم

یاحسین یا حسین

به جرم عاشقی در این شهر و دیار

رود آخر شها سرم بالای دار

جان شده بر لبم،محزون زینبم

یا حسین یاحسین

دانلود سبک

دانلود سبک

دانلود سبک

دانلود سبک

  • شنبه
  • 25
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 05:37
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( مسلم ستاره ای به بلندای عشق توست ) * اسماعیل شبرنگ

1286
0

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( مسلم ستاره ای به بلندای عشق توست  ) تنهاترین غریب
تنهاترین غریب کجایی پسر عمو

کشته مرا هوای جدایی پسر عمو

زخمی ترین ستاره ی دارالاماره ام

آماده ام برای رهایی پسر عمو

فریاد می زنم که به اینجا سفر نکن

دیگر مرا نمانده صدایی پسر عمو

امشب همه فدایی و فردا همه فرار!!

در عهد کوفه نیست وفایی پسر عمو

از بچه های فاطمه فرمان نمی برند

اینجا اسیر جور و جفایی پسر عمو

یک پیر زن به داد دل خسته ام رسید

بر زخم من رسانده دوایی پسر عمو

شرمنده ام از این که نوشتم بیا حسین

دارم به لب دعا که نیایی پسر عمو

راهی شده دلم به تمنای دیدنت

با کاروان کرببلایی پسر عمو

بختش بلند آنکه دلش جای عشق توست

مسلم ستاره ای به بلندای عشق توست

شاعر : اسما

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 09:05
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( همه گی جایزه بگیر شدند ) * حامد خاکی

1363

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( همه گی جایزه بگیر شدند  ) یا مسلم ابن عقیل ع
به تمنا اسیرمان کردند

عاشقی را مسیرمان کردند

زخمی تیغ و تیرمان کردند

در این خانه پیرمان کردند

مست خمخانه غدیر شدیم

سفر عشق را سفیر شدیم

درد دادند ما دوا دیدیم

خاک خوردیم تا شفا دیدیم

در غریبی هم آشنا دیدیم

ناخدا بود ما خدا دیدیم

آسمان آسمان نمی خواهد

کشتی اش بادبان نمی خواهد

ریخت در عشق بال و پرهایم

شب شد از داغ تو سحرهایم

من هم از نسل خونجگرهایم

مُردم از دوری پسرهایم

نگرانم اگر چه محتضرم

از جگرگوشه هام بی خبرم

نیست ممکن بهار برگردد

بی قرارم ، قرار برگردد

ماه شبهای تار برگردد

بنویسید یار برگردد

کاروانش عیال هم دارد

کودک خردسال هم دارد

غمم از تیرِ در ک

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 09:07
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت مسلم(ع) -( ترس من از سم مرکب ها و از پامال هاست ) * حامد خاکی

2883
1

شعر روضه حضرت مسلم(ع) -( ترس من از سم مرکب ها و از پامال هاست  ) آواره ي عشقت شدم
من رسول آیه های سرخ قرآن توام

من مسلمان هم اگر باشم مسلمان توام

سر به زیر انداختم آواره ی عشقت شدم

اولین مرد گریبان پاره ی عشت شدم

بچه هایم را فدای بچه هایت میکنم

با همین لبهای خونی هم صدایت می کنم

هیچکس در شهر کوفه خوب با من تا نکرد

در زدم اما به رویم هیچکس در وا نکرد

با همین دستان خالی دامنت را خواستم

در قنوتم از سفر برگشتنت را خواستم

دور از این شهرِ هزار آیینِ بی منظور شو

هر کجا خواهی برو اما ز کوفه دور شو

نیزه هاشان را به روی پیکرم کوبیده اند

بارها با چکمه هاشان بر سرم کوبیده اند

غم به غیر از سینه ام جای دگر محبوس نیست

کوفه جای امن بر آوردنِ ناموس نیست

کوفی

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 09:09
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محمد قاسمی

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( تموم ترسش از این بود ببندن دست زینب رو ) * محمد قاسمی

1199

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( تموم ترسش از این بود ببندن دست زینب رو  ) غم مُسلم
همونهایی که خون کردن دلِ ناشاده مولا رو

لب تشنه جدا کردن سره داماده مولا رو

بازم این کوفیا حقّ و بِحق ، نشناختن و رفتن

تنِ مهمون رو از رو بام ، زمین انداختن و رفتن

چجور روشون شد این مردم ، در آرَن اشک زهرارو

ببندن پُشت یک مَرکب ، تَنِ بی جون آقارو

دل زاره یتیماشو ، یه مُشت رجّاله سوزوندن

بمیرم که با چه وضعی اونو تو شهر گردوندن

خجالت می کشه کوفه هنوز از کاره قصّاباش

که شد مهمونشون مُثلِه ، توی بازاره قصّاباش

دلِ ما تو غم مُسلم به جُــز با غم نمی سازه

از اون وقــتی که آویختن سرش رو روی دروازه

جوون مردی که تنهایی زمین زد لشکره شب رو

تموم ترسش از این بود ببندن دست زینب رو

شا

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 09:11
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( که پیش تو خجالت میکشم از این که سر ...دارم ) *

764

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( که پیش تو خجالت میکشم از این که سر ...دارم ) بکش مانند میثم غرق در خون بر سر دارم
که پیش تو خجالت میکشم از این که سر ...دارم

شبم در پرتو مهر تو مثل روز روشن شد
خدا را شکر چون آفاق از نور تو سرشارم

توان وصف طوفانی که در جانم نهادی نیست
جز اینکه بین هر روضه شبیه ابر میبارم

بگو با دشمنم گر دست هایم قطع هم گردد
نخواهد آمد آن روزی که دست از دوست بردارم

تمام عمر من با گریه پای روضه ات سر شد
به شوق لحظه ای که سر به دامان تو بگذارم

فاطمه معصومی

  • یکشنبه
  • 2
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:12
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( ای وای بر انگشتر و ای وای انگشت ) *

8730
16

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( ای وای بر انگشتر و ای وای انگشت  ) فتنه کوفه
با قطره قطره خون هوادار تو هستم

تا آخرین لحظه گرفتار تو هستم

این زندگانی را بدهکار تو هستم

در کربلا باشم ، علمدار تو هستم

من نخلم و ترسی ز داسم نیست هرگز

از فتنه کوفه هراسم نیست هرگز

از پا نیفتم ، گرچه غرق دردم آقا

جان سپاهی را به لب آوردم آقا

هر کار از دستم برآمد کردم آقا

بر هم نریزم کوفه را نامردم آقا

سینه سپر ، مرد نبرد هر بلایم

من از برادر زاده های مرتضایم

کوفه بجای عهد و پیمان جنگ دارد

کوفه هزاران خدعه و نیرنگ دارد

ساز و دف و تنبور و ساز و چنگ دارد

قد تمام کاروانت سنگ دارد

خونم به جوش آمد ولی دستم به بند است

دیشب شنیدم قیمت خلخال چند است

تنها بیا بی ماه و خورشی

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 09:14
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( از کوفه به‌جز خاطره‌ای سرد نداشت ) *

822

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( از کوفه به‌جز خاطره‌ای سرد نداشت ) پیغمبر درد بود و هم‌درد نداشت
از کوفه به‌جز خاطره‌ای سرد نداشت

می‌گفت: خدایا که بگوید به حسین
این شهر هزارکوچه، یک مرد نداشت

محمدعلی جوشایی

  • یکشنبه
  • 2
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:14
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 رضا قاسمی

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( وای ، می ترسم بیفتد بر نگاه خواهرت ) * رضا قاسمی

2915

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( وای ، می ترسم بیفتد بر نگاه خواهرت  ) نقشه ها دارند
کاش می شد باز برگردی به شهر مادرت

تا که راحت جان دهد این کفتر نامه برت

من نوشتم که بیا ... ای کاش دستم می شِکست

کاش می شد پیکِ من هرگز نیاید محضرت

نامه هاشان را نخوانده پاره کن ، آتش بزن

هیچ کس اینجا نخواهد ماند ، یار و یاورت

سر به سر با مردم این شهر نگذار و برو

نقشه ها دارند در سر ، کارها هم با سرت

یک کمی هم رحم کن بر دلخوشی های رباب

جان من برگرد ... تا زنده بماند اصغرت

نیزه داری نیزه اش را تیزِ تیزِ تیز کرد

تا بیفتد با تمامِ آن به جان اکبرت

مشک هایت را حسابی پُر کن اینجا آب نیست

رحم کن بر آبروی حضرت آب آورت

لااقل اهل و عیالت را ببر یک جای امن

گُنگ و سربسته بگویم

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 09:22
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( که در اطاعت جانان، گذشت از جانش ) *

986
1

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( که در اطاعت جانان، گذشت از جانش ) سلام ما به حسین و سفیر عطشانش
که در اطاعت جانان، گذشت از جانش

به آن غریب‌ترین سربه‌دار وادی عشق
به «مسلم بن عقیل» و دو نور چشمانش

به عزم شب شکن و همّت علی‌وارش
به صبر و قوّت قلب و شکوهِ ایمانش...

میان معرکه، چون کوه محکم و نستوه
ستاده در بَرِ اهریمنان به کف جانش

تمام شهر پر از دشمن است و می‌بارد
نفاق و فتنه ز بارو و بام و ایوانش

در آستان مُحرّم، به خاک و خون غلتید
منای کوفه ببینید و عید قربانش

طلایه‌دار بزرگ قیام عاشورا
فدای نهضت سرخِ حسین شد، جانش

حسین شمسایی

  • یکشنبه
  • 2
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:16
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محمد مبشری

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( با هلالی که غروبش شده زود از سرِ ظلم ) * محمد مبشری

1291

شعر شهادت حضرت مسلم(ع) -( با هلالی که غروبش شده زود از سرِ ظلم   ) رسم وفا
روزها می رود و خاطره ها می ماند

خاطراتی که به دل مانده مرا می ماند

یارها جمله روند و چه فراموش شوند

یار من هست همیشه به خدا می ماند

گر چه من بی کس و تنها شده ام در این شهر

از منِ مانده به ره رسم وفا می ماند

طوعه بر یاری من بود اگر چه زن بود

حرف نامردی این شهر به جا می ماند

رسم بیعت شکنی پیشه ی این مردم پست

بعد این ها چه نشانی ز حیا می ماند

کوفیان این همه پیمان شکن و ناعهدند

بهر مهمان چه مرامی به کجا می ماند

سر من گر چه جدا می شود از پیکر من

لیک در سینه ی من شور و نوا می ماند

شهر ها یکسره ویرانه به دوران گردند

لیک تا روز ابد کرببلا می ماند

کاروانی است که گردیده روانه این

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 15:09
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( صبح شمشیر کشیدی و رجز می خواندی ) * مجتبی شکریان همدانی

2604
1

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( صبح شمشیر کشیدی و رجز می خواندی ) شهر در امن و امان است همه خوابیدند
مردمانی که غریبی تو را می دیدند

صبح شمشیر کشیدی و رجز می خواندی
لشگری رو به رویت بود و همه لرزیدند

همه گفتند علی دست به شمشیر شده
وَه که بین تو و حیدر همه در تردیدند

یا علی گفتی و گفتی که علی بود یکی
این جماعت همگی منکر این توحیدند

میهمان بودی و از بام تو را سنگ زدند
چقَدَر بهر پذیرایی تو کوشیدند

وقت بیعت تو طبیب تب کوفی بودی
صبح اما همگی نسخهء تو پیچیدند

گریه می کردی و گفتی که میا کوفه حسین
همه بر حرف پر از گریه تو خندیدند

شب تو را از کف پایت به سر دار زدند
و ملائک همگی پای تو را بوسیدند

شاعر : مجتبی شکریان همدانی

  • یکشنبه
  • 2
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:24
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( گفته ام کوفه بیایی ولی ای یار میا ) *

1014

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( گفته ام کوفه بیایی ولی ای یار میا ) یوسف فاطمه ای دلبر و دلدار میا
با اشاره به تو گویم ز سردار، میا

بین هرکوچه زدم دست روی دست، که من
گفته ام کوفه بیایی ولی ای یار میا

دست این کوفیِ بی دین چقدر سنگین است
میشود چشم سکینه به خدا تار میا

اکبرت میشود اینجا علی اصغرها
تنش آشفته شود یکصدو ده بار میا

باتو سر بسته بگویم گل زهرا و علی
میشوی بین دوصد خار،گرفتار میا

به همان مادر بین در و دیوار قسم
تیزی نیزه ی شان هست چو مسمار میا

بیم دارم که کسی چنگ به مویت بزند
تا نیفتاده سرت در کف اغیار میا

وای اگر محرم تو در ملا عام رود
بود اینجا سخن از زینب و بازار میا

تاکه خونی نشده گوش سه ساله برگرد
ورنه فرداست شود دست به دیوار،میا

محمود اسد

  • یکشنبه
  • 2
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:25
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد