اشعار شهادت حضرت مسلم

مرتب سازی براساس
 رضا تاجیک

زمزمه شهادت مسلم بن عقیل -( مسافر کرببلا شرمنده ام خون خدا ) * رضا تاجیک

1219

زمزمه شهادت مسلم بن عقیل -( مسافر کرببلا  شرمنده ام  خون خدا ) مسافر کرببلا شرمنده ام خون خدا
زبان گرفته ام من کوفه ميا2
نزديک کوفه اي دل پريشانم
از خجلت تو بر لب رسد جانم
نذر يک موي اصغر دو طفلانم
در کوچه ها روضه مي خوانم
گر مي آيي عزيز جان حيدر
همراه خود سه ساله ات نياور
کوفه ميا حسين من

اي سالار نام آورم درکوچه ها دربه درم
دگر حسين گذشته آب از سرم2
هنوزم کوفه قصد جفا دارد
اين دلها کينه از مرتضي دارد
قصد قتل آل مصطفي دارد
قصد جشن نيزه ها دارد
من در کوفه غريب و خسته حالم
به خواهرت بگو کند حلالم
کوفه ميا حسين من

رضا تاجیک

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 10:46
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 امیر حسین الفت

نوحه شهادت مسلم بن عقیل -( سوي كوفه ميا ثارالله ) * امیر حسین الفت

2044
1

نوحه شهادت مسلم بن عقیل -( سوي كوفه ميا     ثارالله ) سوي كوفه ميا ثارالله
يا حسين يا ابا عبدالله
كوفيان عهد وپيمان گسستند
روي مهمان در خانه بستند
واويلا حسين واويلا
-------------------------------
در رهت مي دهم هر چه دارم
دخترم را به تو مي سپارم
با لب تشنه ام مي دهم جان
جان مسلم فدايت حسين جان
واويلا حسين واويلا
-------------------------------
از جفاهاي آل اميه
تاب سيلي ندارد رقيه
اي حسين جان زكوفه حذر كن
سوي شهر مدينه سفر كن
واويلا حسين واويلا

امیر حسین الفت

__________________________________

@amirhoseinolfat

شاعر : امیر حسین الفت

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 10:58
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( چه کنم يارم که پشيمانم به تو گفتم تا که بيايي ) * رضا تاجیک

1108

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( چه کنم يارم که پشيمانم به تو گفتم تا که بيايي ) چه کنم يارم که پشيمانم به تو گفتم تا که بيايي
لب تشنه بر سر دارم من بگو دلدارم به کجايي
آه، مي کشم از قلب خود آقاي من تنها ماندم
کوچه ها را يک به يک مي گشتم و روضه خواندم
نقشه دارند از براي تو حسين اين نامردان
بي قرار سينه سينائيت نيزه داران
زين سفر آقا حذر کن کاروانت را خبر کن
از حرم دفع خطر کن
يا حسين سالار زينب3
*****
پسران من به فداي يک سر موي اصغرت آقا
شده اند بي سر به لب آب و هر دو قربان سرت آقا
آه؛ با طلوع آفتاب سنگم زدند از پشت بام
چونکه نامردي شده در بينشان جزء احکام
شب شد و تنها شدم ماندم حسين بي جاي خواب
خسته بودم و کسي دستم نداد يک ظرف آب
اين جماعت مست مستند جمله پيمان را شکستند
تش

  • یکشنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 12:12
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( نامه نوشتن بيا ، واويلا، تو سينه نفس مونده ) * رضا تاجیک

1350
-1

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( نامه نوشتن بيا ، واويلا، تو سينه نفس مونده ) نامه نوشتن بيا ، واويلا، تو سينه نفس مونده
سفير محزون تو، تو كوفه، فاتحه‏ش وخونده
------------
با خون دل برات دعا كنم دعا براي بچه ها كنم
ميميرم از اين غم كه چطوري تو روي زينبت نيگا كنم
واي(پسر فاطمه،كوفه ميا)3
=====================
پيكر بي جون من، مي گرده، تو كوچه وبازار
نديده هيچ مهموني، تو دنيا، با تشنگي آزار
-------------
بويي نبردن از مهر ووفا آدماي بي احساس وصفا
پذيرايي ميشن مهموناشون با تيغ و تير وسنگ ونيزه ها
=====================
ستاره ها مي باره، تو چشمام، مثل گل ياست
ز روي بلندي حسين، مي افتم، شبيه عباست
----------
رو به ماه مدينه ميزنم، سر رو ديوار كينه مي زنم
با نوحه بي بي رقيه جا

  • دوشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 11:00
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( دلدار من اي گل زهرا ) * احسان جاودان

1432

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( دلدار من          اي گل زهرا ) دلدار من اي گل زهرا
كوفه ميا يا حسين مولا
اي همه هستم قرارم خداحافظ
خسته از اين روزگارم خداحافظ
بر سر دارم خداحافظ
****
ذكر لبم بي كس و تنها
كوفه ميا يا حسين مولا
در هجوم درد و محنت زمين گيرم
ديگه از اين دنياي پر كينه سيرم
با لباي تشنه مي ميرم
****
اي زينت شونه ي طه
كوفه ميا يا حسين مولا
درد عشقت رو به جونم خريدارم
از غم گلهاي تو مير و دلدارم
از همين حالا عزادارم

احسان جاوداندلدار من اي گل زهرا
كوفه ميا يا حسين مولا
اي همه هستم قرارم خداحافظ
خسته از اين روزگارم خداحافظ
بر سر دارم خداحافظ
****
ذكر لبم بي كس و تنها
كوفه ميا يا حسين مولا
در هجوم درد و محنت زمين گيرم
ديگه از اين دنياي پر كينه سير

  • یکشنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 17:19
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شهادت مسلم بن عقیل -( ببين همه صبر و قرارم ) * احسان جاودان

1159

شهادت مسلم بن عقیل -( ببين همه صبر و قرارم   ) ببين همه صبر و قرارم از عشق تو من رو ي دارم
ميچكه ز لبهام خون غربت از غم و درد روزگار
ببين همه صبر و قرارم از عشق تو من رو ي دارم
اينجا همه دلها پر شده از كينه ي تيغ ذوالفقار
بارون تير مي باروه و دل شده چاك غربتت
اي نگارم بيا ببين آب شدم از خجالتت
اسير دردم اي اميرم بي تو چشمام پر از غمه
ميا كه كوفه پر ز ننگ و غصه و رنج و ماتمه

امير من اي عشق زهرا نكنه بياي كوفه مولا
نداره نگارم والله عهد كوفه و كوفي اعتبار
امير من اي عشق زهرا نكنه بياي كوفه مولا
نكنه بياي كه اينجا موندن چشم برات صد تا نيزه دار
يك نفر مرد تو كوفه نيست يار دين خدا بشه
ترسم اينه كه مثل من رأس پاكت جدا بشه
بگم همين رو من كه اينج

  • دوشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 09:31
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( کوفه شده آشوب میرسه صدای اشک و آه ) * رضا تاجیک

1290

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( کوفه شده آشوب میرسه صدای اشک و آه ) کوفه شده آشوب میرسه صدای اشک و آه
رفته به روی دار سر یه غریب بی گناه
تو لحظه های آخرش با صدای غم گرفته
نفس نفس می زنه و غریبونه دم گرفته 2
تو چنگ غم ببین اسیرم سنگاشونو به سر می گیرم
یه یا حسین میگم میمیرم
کوفه میا حسین من 3

اینجا که محبت به یادشون نمی مونه
جماعت نامرد سکه و زر خداشونه
از سر شب تا به الان نمی دونی چی کشیدم
آقا تو دست حرمله سه تیر سه شعبه دیدم 2
پر می کشم با چشمای تر غریبونه بدون یاور
دو طفل من فدای اصغر
کوفه میا حسین من 3

با سفرت آقا عالم و خونجگر نکن
تو بازار کوفه زینب و دربه در نکن
میگن حسین خارجیه همه روی منبراشون
وعده ی گوشواره دادن پدرا به دختراشون 2
کوفه شده دیار کینه

  • دوشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 10:55
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( داره میسوزه از بالای دار الاماره ) *

2057

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( داره میسوزه از بالای دار الاماره ) داره میسوزه از بالای دار الاماره
زیر لب میگه از پیامی که ناگواره
داره می بینه ذوالجناحی کی بی سواره(علمداری که دست نداره)
اشکش نم نم چشاش شده شبیه دریا
لبهاش زخمی، تشنه میخوند برای آقا
من بر بام و تن تو روی خاک صحرا
ای وای ای وای غریب حسین(ع)6

شهر نامردی نگاه کن با دلم چه کردی
غریب و تنها شده کار من دوره گردی
من چطور ارباب خبر بدم که برگردی(نشی اسیر نامردی)
لبها خونه حسین حسین حسین حسین
دل میخونه حسین حسین حسین حسین
سرگردونه حسین حسین حسین حسین
ای وای ای وای غریب حسین(ع) 6

شاعر: حسین قنبری

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 12:04
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 امیر حسین الفت

شهادت مسلم بن عقیل -( باغ بهشتم، ديرو كنشتم ) * امیر حسین الفت

1139
1

شهادت مسلم بن عقیل -( باغ بهشتم، ديرو كنشتم ) باغ بهشتم، ديرو كنشتم، با تو رقم خورده سرنوشتم
با چشم گريون، هستم پشيمون، از نامه هايي كه مي نوشتم
عهدي كه بستن، همه شكستن، حرفاشون و زير پا گذاشتن
من غريب و، دل بي شكيب و، تو شهر كوفه تنها گذاشتن
==============
حالا گذاشتم، از بي كسي من، سر روي ديوار
هستم حسين جان، آواره بين ، كوچه وبازار
خدا مي دونه ،درد غريبي ،دوا نداره
غريبه اي كه ، تو شهر كوفه ، بي كس وكاره
=============
كوفه ميا حسين جان /كوفه وفا ندارد
كوفي بي مروت / شرم وحيا ندارد
-----------------------------------------------
با حال خسته ، دل شكسته، پشت در خونه هاي بسته
اينگار تموم ، غمهاي عالم، يكباره روي دلم نشسته
تو اين دل شب،همه

  • دوشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 11:02
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

نوحه سبک قذیم شهادت مسلم بن عقیل -( با کام تشنه بر سر دارالعماره ) * رضا تاجیک

1810
0

نوحه سبک قذیم شهادت مسلم بن عقیل -( با کام تشنه بر سر دارالعماره ) با کام تشنه بر سر دارالعماره
من روضه میخوانم به چشم پر ستاره
روضه ز طفل بی یاور تو
از قتلگاه و از مادر تو
مظلوم حسین جان 4

می گریم از شرمندگی با قلب پرتب
آقا خجالت می کشم از روی زینب
بین صلاتین پیمان شکستند
دستان من را با کینه بستند
مظلوم حسین جان 4

حالا که دشمن کرده قصد جان مسلم
طوعه شده حامی و پشتیبان مسلم
در کنج حجره مأوا گرفتم
گریان مدد از زهرا گرفتم
مظلوم حسین جان 4

رضا تاجیک

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • جمعه
  • 2
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 08:55
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

مسلم -( نوشته ام که بیایی ولی پشیمانم ) * اسماعیل تقوایی

1826
4

مسلم -( نوشته ام که بیایی ولی پشیمانم  ) نوشته ام که بیایی ولی پشیمانم
به کوچه های غریبی غمین وحیرانم
مرا به وقت ورودم امیدها دادند
به یک تشر همه رفتند ومن پریشانم
به هر دری که زدم پاسخی نبود مرا
ز یاد کوفه برفته غریب ومهمانم
مراخبر نبود از دوطفل مظلومم
به یاد غربتشان دل غمین ونالانم
میان کوفه ی نامردمان شدم تنها
هجوم کرده عدو، یکه تاز میدانم
به خدعه گشت اسیر عدوی تو مسلم
سر و دهان شده خونی ز سنگ بارانم
بپوش چشم زتقصیر مسلمت، مولا
فدا کنم به رهت جان وفکر جبرانم
حسین،جان تو وجان دختر مسلم
به زیر بال وپرت گیر،روح وریحانم
به بام قصراسیر و به اشک می نالم
میا به کوفه امامم،میا حسین جانم

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • شنبه
  • 3
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 19:11
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

نوحه شهادت مسلم بن عقیل -( شده چشمانم پر ستاره ) * رضا تاجیک

1524

نوحه شهادت مسلم بن عقیل -( شده چشمانم پر ستاره  ) شده چشمانم پر ستاره به قلبی غرق در شراره نوایم بر دارالعماره
حسین جان حسین جان
به کوفه میا که همه عهد و پیمان بستند
همه تشنه به خون پاکت هستند/ دلم را شکستند
عزیز زهرا حسین ثارالله 3

میان چنگ غم اسیرم شدم دلخوش، هستی امیرم به راه عشق تو بمیرم
حسین جان حسین جان
مهمانم، ولی بر لب من رسیده جانم
منی که مسلمان این قرآنم/ دگر بی نشانم
من چشم به راه عزیزانیم دارد تماشا پریشانیم
سنگی نشسته به پیشانیم
عزیز زهرا حسین ثارالله 3

ببین دشمن داده عذابم ببین غرق در اضطرابم که شرمنده من از ربابم
حسین جان حسین جان
سرگردان در این کوچه های دیار ماتم
ز طوعه بپرس ای حسین احوالم/ دلم شد پر از غم
دیشب به خوابم جسار

  • دوشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

مسلم ابن عقیل -( مسلمت در کوفه بس دارد حکایات عجیب ) * محمود ژولیده

1354

مسلم ابن عقیل -( مسلمت در کوفه بس دارد حکایات عجیب  ) مسلمت در کوفه بس دارد حکایات عجیب

یا حبیبی یا حسین

اول شب شد عزیز و آخر شب شد غریب

یا حبیبی یا حسین

شاعر : محمود ژولیده

  • شنبه
  • 3
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 05:56
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 وحید قاسمی

شعر شهادت حضرت مسلم ابن عقیل (ع) -( یادش بخیر عطر خوشِ باغ سیب ها ) * وحید قاسمی

1537

شعر شهادت حضرت مسلم ابن عقیل (ع) -( یادش بخیر عطر خوشِ باغ سیب ها ) یادش بخیر عطر خوشِ باغ سیب ها

یادش بخیر شهرِ رسولِ نجیب ها

دلتنگِ چشمهایِ قشنگِ توأم حسین

بستم دخیلِ اشک به أمن یُجیب ها

کمتر کسی دلش ز غمت شور می زند

در کوفه اندک اند شبیه حبیب ها

فتوا به قتل و غارتِ آل نبی دهند

بالای منبر پدر تو ، خطیب ها

مثل علی محاسنم از خون خضاب شد

در کوفه شُهره ایم به شیب الخضیب ها

قتلم بهانه ای شده تا متحد شوند

گودال می کَنَند برایم رقیب ها

کار از هجوم نیزه و شمشیر هم گذشت

با سنگ می زنند مرا نانجیب ها

با کشتنم به تجربه هاشان اضافه شد

برگرد سویِ مکه امام غریب ها

شاعر : وحید قاسمی

  • یکشنبه
  • 4
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 16:36
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( گرد و خاک غربت توي كوچه ها به پا شده ) * احسان جاودان

1481

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( گرد و خاک غربت توي كوچه ها به پا شده ) گرد و خاک غربت توي كوچه ها به پا شده
كه سپاه كوفه آماده كربلا شده
آقا نيا كه كوفيا پي دونه هاي سنگن
سه ساله كه به جاي خود با شيش ماهتم مي جنگن
نيا به اين وادي غربت نيا به اين شهر خيانت
كه مي كشم از تو خجالت
غريب آقام 5 ای غريب آقام

بي كسم و تنها رسيده كارم به روي دار
اين دماي آخر شدم براي تو روضه دار
مي خونمت آقا من از بين دونه هاي زنجير
كه كوفه چشم براهته با نيزه و تير و شمشير
دلم پر از سوز و گدازه كه روز و شب داره ميسازه
تموم شهر نعلاي تازه
غريب آقام 5 ای غريب آقام

با لباي تشنه مي ميرم آقا براي تو
شده دل زارم دلواپس غنچه هاي تو
پر از تلاطمه دلم چي به روز تو ميارن
نيار گلاتو، كوفيا به خدا ح

  • دوشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 11:59
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

حضرت مسلم بن عقیل(ع( -( کوفه لبریز بلا گشته میا کوفه حسین ) * حبیب باقرزاده

1718
0

حضرت مسلم بن عقیل(ع( -( کوفه لبریز بلا گشته میا کوفه حسین ) کوفه لبریز بلا گشته میا کوفه حسین

قسمتم سنگ جفا گشته میا کوفه حسین

کوفه ای که پدرت حاکم آن بود قدیم

عاری شرم و حیا گشته میا کوفه حسین

آنهمه وعده وعیدی که به ما میدادند

به روی آب بنا گشته میا کوفه حسین

بی کسی دربه دری با دو پسر نیمه ی شب

به خدا قسمت ما گشته میا کوفه حسین

نگران گلوی طفل توام چون اینجا

مملو از حرمله ها گشته میا کوفه حسین

گرگها منتظر یوسف زهرا هستند

فتنه ای سخت به پا گشته میا کوفه حسین

خواب دیدم دهم ماه محرم آقا

سرت از پشت جدا گشته میا کوفه حسین

شاعر : حبیب باقرزاده

  • یکشنبه
  • 4
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 16:45
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

شور شهادت مسلم بن عقیل -( شد شب من شب عزا نیا کوفه نیا کوفه ) * محمد حسین مهدی پناه

1665
5

شور شهادت مسلم بن عقیل -( شد شب من شب عزا نیا کوفه نیا کوفه  ) شد شب من شب عزا نیا کوفه نیا کوفه تو رو علی مرتضی نیا کوفه نیا کوفه
یه نفر دورو برم نیس، همشون تنهام گذاشتن
اینا از اول بنای، یاری ما رو نداشتن
یه روزی از این جماعت، من خودم بیعت گرفتم
ولیکن حالا در آغوش، زانوی حسرت گرفتم
یا سیدی یا سیدی خداحافظ خداحافظ

چیکار کنه اسیری که، دیگه هیچ چاره نداره سر از تنم جدا میشه، بالای دارالعماره
زودتر از زینب تو کوفه، دستای من رو می بندند
کوفه زودتر کربلا شد، برا من گودالی کندند
میگیرن از کشته ی عشق، خونبها با تیغ و نیزه
کوفیا مهمون نوازند، منتها با تیغ و نیزه
یا سیدی یا سیدی خداحافظ خداحافظ

توفیق نشد که کربلا باشم آقا به کنارت قرار شده فدا بشه همه ی دار و ن

  • دوشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 12:02
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

حضرت مسلم بن عقیل(ع -( فدای نازنین مهمانِ کوفه ) *

1144
1

حضرت مسلم بن عقیل(ع -( فدای نازنین مهمانِ کوفه ) فدای نازنین مهمانِ کوفه

که شد رنجور و سرگردانِ کوفه

بمیرم آن سفیری را که می سوخت

زِ بیعتهای بی بنیانِ کوفه

دعا می کرد مولایش نیاید

دراین اوضاعِ بی سامانِ کوفه

دعا می کرد و می گفتا: اماما!

به یادم آمد آن دورانِ کوفه

أمیرالمؤمنین آمد به یادم

که رفت و رفت با او جانِ کوفه

دگر مَردی پس ازمولا نمانده

أمان از دستِ نامردانِ کوفه

منم تنهاترین تنها، به غربت

اسیرِ حیله و حیرانِ کوفه

تو گوئی: تا قیامت جانِ عالم

به دام افتاده در زندانِ کوفه

حسین! اینجا نیا، مسلِم فدایت

به خون آغشته شد، پیمانِ کوفه

حمید رضا کسرایی

  • یکشنبه
  • 4
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 16:52
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

زمینه شهادتمسلم بن عقیل -( دست بسته، سر شکسته، بردنم بر سر بام ) * محسن حنیفی

1438

زمینه شهادتمسلم بن عقیل -( دست بسته، سر شکسته، بردنم بر سر بام ) دست بسته، سر شکسته، بردنم بر سر بام
با لب تشنه و زخمی به تو می کنم سلام
خدا رو شکر میکنم میشم چو پیشمرگت آقام
کوفه جنس رایجش فقط شده نامردی
میزنن زخم زبون به هر کی داره دردی
کاش میشد به خاطر خواهرتون برگردی
میخندن اینجا به چشم تر زینب هدف سنگ میشه اینجا سر زینب
نگرونم برای معجر زینب
وای 3 حسین

آخر و عاقبتم ختم به تو میشه آقا
من فدای تو میشم کوفه میشه کرببلا
با یه کم فرقی که هست تو کشتن من و شما
من سر قناره ای و تو به زیر مرکبا
من به بام و تو تو گودالی به زیر دست و پا
بچه هام نمی بینن جون دادنم، شکر خدا
دادن سر تو راه دلبر یه رازه سر تو بر نی سر من بر دروازه
میشه سرهامون این طور تشییع جنازه
وا

  • جمعه
  • 2
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 08:45
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 موسی  علیمرادی

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( غم تو ابر به چشمم شد و مشغول شدم ) * موسی علیمرادی

1270

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( غم تو ابر به چشمم شد و مشغول شدم ) غم تو ابر به چشمم شد و مشغول شدم

قبل کشته شدن از فکر تو مقتول شدم

گرچه کار همۀ شهر دگر سکه شده

من به پیش تو ولی سکۀ یک پول شدم

لاله ها بر سرم و روی لبم کاشته اند

شاخۀ خشکم و از غم، پرِ محصول شدم

خوب شد با لب تشنه سر من گشت جدا

مطمئن تا بشوم پیش تو مقبول شدم

سر من بر در دروازه و جسمم بازار

تازه من پیش شما کشتۀ معقول شدم

شاعر : موسی علیمرادی

  • یکشنبه
  • 4
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 17:06
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت مسلم بن عقیل(ع)-خطاب به اهل کوفه -( دین فروشی است کسب و کار شما ) * حسین ایزدی

1470

حضرت مسلم بن عقیل(ع)-خطاب به اهل کوفه -( دین فروشی است کسب و کار شما ) دین فروشی است کسب و کار شما

بیرق فتنه ها سوار شما

از دم صبح تا به آخر شب

روح ابلیس در کنار شما

دین تان چیست؟ از چه آئینید؟

حب دنیاست کردگار شما

دل تان از حلال خالی است

مهر خورده به قلب تار شما

ریش هاتان تمام بی ریشه است

شود آخر طناب دار شما

دین شده لقلقه به لب هاتان

مصلحت ها شده شعار شما

رسم مهمان نوازی عربی

گوییا نیست در دیار شما

حضرت عشق را شما کشتید

تا ابد لعن ها نثار شما

شاعر : حسین ایزدی

  • یکشنبه
  • 4
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 20:28
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمزمه شهادت مسلم بن عقیل -( تو کوچه های بی کسی ببین که پرسه می زنم ) * رضا تاجیک

1727

زمزمه شهادت مسلم بن عقیل -( تو کوچه های بی کسی ببین که پرسه می زنم ) تو کوچه های بی کسی ببین که پرسه می زنم
هرچی که سنگم بزنن من ز تو دل نمی کنم
دلم شکسته از جفا به جون مادرت حسین
چه طوری من نیگا کنم تو روی خواهرت حسین
وای دلم تنگه برات وای به جون بچه هات
وای میا کوفه حسین جان
وای علی اکبرت وای به حال اصغرت
وای میا کوفه حسین جان

دارن همه کوچه ها رو برات چراغون می کنن
با خنده های طعنه دار قلب من و خون می کنن
تو بازار آهنگرا آهن تو کوره میندازن
برای دست بچه هات حلقه ی زنجیر می سازن
وای عجب شوری به پاست وای چشاشون بی حیاست
وای از این درد غریبی
وای پی سیم و زرن وای به فکرمعجرن
وای از این درد غریبی

رضا تاجیک

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • جمعه
  • 2
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 08:53
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید محمد میرهاشمی

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( من موذن غربت بر مناره ی عشقم ) * سید محمد میرهاشمی

1449

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( من موذن غربت بر مناره ی عشقم ) من موذن غربت بر مناره ی عشقم

در سپهر تنهایی تک ستاره ی عشقم

سینه ای شرربارم حسرتی دل آزارم

چشم مانده در راهم در نظاره ی عشقم

کوفه ای به خون تشنه در به در به دنبالم

می کشد سوی دارم استخاره ی عشقم

سرخی لبم گوید مست باده ی نابم

لاله ام ولی پرپر از اشاره ی عشقم

آه اگر کشم ، کوفه بین شعله می سوزد

بارقه فرو ریزد از شراره ی عشقم

دار عاشقان باشد مهد وصل جانانه

یاد طفل عطشان گاهواره ی عشقم

ای حرم میا کوفه حرمتت نمی ماند

الحذر ز چاه غم ای تو چاره ی عشقم

شاعر : سید محمد میرهاشمی

  • یکشنبه
  • 4
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 20:30
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( خسته و بی کس بر سر دارم ) * احسان جاودان

1457

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( خسته و بی کس بر سر دارم ) خسته و بی کس بر سر دارم دلزده از این شهر و دیارم
می سوزه قلب من از غصه ی تو بین آذر
بگم از اهل کوفه با تو مولا حرف آخر
دیگه از این بی صفاتر/ دیگه از این بی حیاتر/ دیگه از بی وفاتر
تو همه دنیا پیدا نمیشه
واویلا واویلا 4

مي چكه اشك از ديده ي تارم دلزده از اين شهر و ديارم
مي ترسم اي بهارم از خزونِ باغ ياست
ببین در حال رفتن می کنم من التماست
تو رو به اون ماه ليلا/ ديگه نيا كوفه مولا/ که قتلگاه مثل اینجا
تو همه دنيا پيدا نميشه
واویلا واویلا 4

غرق خجالت از تو نگارم دلزده از اين شهر و ديارم
نوشتم تا بيايي سمت كوفه واي از اين غم
امون از كربلا و قحط آب و از محرم
ميگم با اين قلب پردرد/ تو رو خدا مولا

  • جمعه
  • 2
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 09:10
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( چیکار کنم ، میون کوفه خیلى تنها شدم ) * قاسم نعمتی

1914
3

زمینه شهادت مسلم بن عقیل -( چیکار کنم ، میون کوفه خیلى تنها شدم ) چیکار کنم ، میون کوفه خیلى تنها شدم

چیکار کنم ، اسیر دست این نامردا شدم

چیکار کنم ، آخه شرمنده از تو آقا شدم

سوختم و ساختم ، با غم دلدار

سر میزارم بر ، گوشه ی دیوار

خسته و بى یار ، خسته و بى یار

به حق خاک چادر مادرت ، کوفه نیا

تو را قسم به غیرت علمدار ، کوفه نیا

خواهرت و نکش میون بازارا ، کوفه نیا

کوفه میا ، میگم من دلخون

کوفه میا ، میشى سر گردون

کوفه میا ، میگم بى سامون

واى حسین ، میا به کوفه

******

اگه میاى ، یه فکرى کن براى قحطى اب

اگه میاى ، یه فکرى کن براى طفل رباب

اگه میاى ، یه فکرى کن براى بزم شراب

بى کفن موندم ، تو کفن بر دار

تا نشى عریان ، پیروهن بر دار

پیروهن بردار

  • جمعه
  • 2
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 12:57
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محمد سهرابی

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( بالا گرفت بر من دل خون چو کارها ) * محمد سهرابی

1992
2

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( بالا گرفت بر من دل خون چو کارها ) بالا گرفت بر من دل خون چو کارها

صیّاد من شدند تمام شکارها

بی مایگان به دایه انیسند تا به تیغ

زنگار بسته آینه ی کارزارها

بی مُهر و موم نامه به هم قرض می دهند

نان قرض می دهند به هم خانه دارها

مهمان، متاع رایج بازار کوفه است

کسب حلال نیست در این رشوه خوارها

مسلم برای زینب تو گریه می کند

پیشانی ام شکسته در این کوچه، بارها

از بام کوفه بر لب تو می کنم سلام

چون آفتاب بام، میان غبارها

از دور از گلوی تو می بوسم ای عزیز!

گر وا کنند ره به لبم نیزه دارها

شاعر : محمد سهرابی

  • دوشنبه
  • 5
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:02
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محمد حسن بیات لو

مرثیه مسلم بن عقیل -( تا که نشده نصیب تو غم برگرد ) * محمد حسن بیات لو

1267

مرثیه مسلم بن عقیل  -( تا که نشده  نصیب تو  غم  برگرد ) تا که نشده نصیب تو غم برگرد
تا قسمت تو نگشته ماتم برگرد
تیغ و سر مرتضی که در یادت هست
در کوفه پر است "ابن ملجم" برگرد

**
در سینه مسیر آه را می بندند
از هر طرف تو راه را می بندند
تاریکی محض اند که حتی در روز
بر نیزه گلوی ماه را می بندند

میان سینه ی هر عاشقت وطن داری
هزار عاشق بی مایه مثل من داری
اگر چه روز دهم لشکرت ز هم پاشید
ببین چقدر تو سرباز "سینه زن" داری

شاعر : محمدحسن بیات لو

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:22
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مسلم ابن عقیل -( کوچه گرد غریب این شهرم ) *

1812

مسلم ابن عقیل -( کوچه گرد غریب این شهرم ) کوچه گرد غریب این شهرم

بی کسی در غروب می دانم

سر بشکسته ام گواهی شد

بارش سنگ و چوب می دانم

درِ هر خانه ای که می رفتم

دیدم آنجا که جان پناهم نیست

تازه فهمیده ام که در این شهر

غیر عشق علی گناهم نیست

روی دارالاماره ی کوفه

مقتلم را به چشم خود دیدم

معنی میهمان نوازی از

لب و ابروی پاره فهمیدم

دست من بشکند، چرا گفتم

آنچه در کوفه هست بر کام است

خون پیشانی ام گواهی شد

کوفه شهری غریب و بد نام است

روی دارالاماره ام اما

من به نزد تو منزلت دارم

دعوتت کرده اند این مردم

من از این کوفه دست خط دارم

سر راهم چه چاله ها کندند

که سفیر تو را محک بزنند

خانه ی طوعه را زدند آتش

تا به زخم دلم نمک

  • شنبه
  • 3
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 05:52
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

مسلم ابن عقیل -( سلام شاه کربلا یا حسین ) * امیر عظیمی

2006
5

مسلم ابن عقیل -( سلام شاه کربلا یا حسین ) سلام شاه کربلا یا حسین

درود ای خون خدا یا حسین

سلام بر پرچم ماه غمت

به گریه کن های شما یا حسین

سرود دل های عزادار چیست؟

بیا نگار آشنا یا حسین

صدایی از کوفه ولی می رسد

جگرخراش و غم فزا یا حسین

مسلمت از بلندی مقتلش

فقط تو را کرده صدا یا حسین

نامه نوشتم که بیا، ای غریب

جان علی کوفه نیا یا حسین

کوفه نیا به اصغرت رحم کن

به قاسم و به اکبرت رحم کن

جماعتی قصد سرت کرده اند

سرور مسلم، به سرت رحم کن

خنجر تیز کوفیان آخته

پسر عمو به حنجرت رحم کن

به اسب خود نعل قوی می زنند

به استخوان پیکرت رحم کن

دختری از پدر طلا خواسته

به گوش های دخترت رحم کن

صحبت شان با اسرا سیلی است

حسین جان، به خو

  • شنبه
  • 3
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 05:57
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

مرثیه مسلم بن عقیل -( شبی که دیده‌ی خود، پُرستاره می‌کردم ) * علی ناظمی

1279
1

مرثیه مسلم بن عقیل  -( شبی که دیده‌ی خود، پُرستاره می‌کردم ) شبی که دیده‌ی خود، پُرستاره می‌کردم
برای غربت دل، فکر چاره می‌کردم

به دانه‌های چو تسبیحِ اشک در دستم
برای آمدنت، استخاره می‌کردم

نماز عاشقی من، شکسته شد امّا
سلام بر تو ز «دارالاماره» می‌کردم

من از محلّه‌ی آهن‌گران بی‌احساس
گذر نمودم و دل، پُر شراره می‌کردم

من از محلّه‌ی آهن‌گران بی‌احساس
گذر نمودم و دل، پُرشرار می‌کردم

یکی سفارش تیر سه شعبه‌ای می‌داد
دعا برای سرِ شیرخواره می‌کردم

غریب‌تر ز دلم، روزگار چون می‌خواست
به کودکان غریبم، اشاره می‌کردم

شاعر : علی ناظمی

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:31
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد