شهادت حضرت رقیه

مرتب سازی براساس
 رضا باقریان

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( هركس كه بود سهم خودش را به ضربه اي ) * رضا باقریان

1807

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( هركس كه بود سهم خودش را به ضربه اي ) هركس كه بود سهم خودش را به ضربه اي
در گيرودارِ خيمه به رويم نشاند و رفت
آن را كه عمه گفت يتيمي ز كوفه بود
اين ساق پاي نازك من را شكاند و رفت
زجري كه با شنيدن نامش گريستم
موي مرا گرفت و كشيد و كشاند و رفت
در بين راه با لگدي روي پهلويم
جان مرا به روي لبانم رساند و رفت
يك تكسوار بغض علي را بروز داد
در پشت ناقه طفل تو را مي دواند و رفت
يك نيزه بي هوا به سرم خورد اي پدر
در پيش عمه خون دلم را چكاند و رفت
از من مپرس بر سر بازارهاي شام
شامي مرا كه دختر شاهم چه خواند و رفت!؟
موي سرم كه تا كمرم مي رسيد، حيف
پيرِزني گرفت و كشيد و كشاند و رفت

شاعر : رضا باقریان

  • چهارشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 12:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 رضا تاجیک

دانلود سبک زمزمه رقیه سادات -( بابای من شدم اسیر و خونجگر ) * رضا تاجیک

2276
3

دانلود سبک زمزمه رقیه سادات -( بابای من  شدم اسیر و خونجگر ) بابای من شدم اسیر و خونجگر
چرا ز دخترت نمیگیری خبر
ز بس که می خورم به میله ی قفس
بیا ببین که می زنم نفس نفس
اسیر غم به زیر این فلک منم شدم فدایی فدک
پدر مثه لبای تو شده پای من ترک ترک
بابا حسین بابا حسین من
تو صحراها نفس تو سینه ام نموند
موهامو از پشت سرم گرفت کشوند
نمی رسید به گوش اون صدای من
پر شده بود تو مشت زجر موهای من
دو دست من همین که بسته شد به زیر پا پرم شکسته شد
ببین که شمر زد اون قدر کتک تا که دیگه خسته شد
بابا حسین بابا حسین من

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 13:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 قاسم صرافان

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( زدن نداره / دختری که رمق به تن نداره ) * قاسم صرافان

2803
7

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( زدن نداره / دختری که رمق به تن نداره ) زدن نداره / دختری که رمق به تن نداره
راه می‌رم آروم / این پا که نای دویدن نداره
گفتم بودم: آب / این دیگه ناراحت شدن نداره
خیال می‌کردم / نماز خونه؛ دست بزن نداره
سه ساله‌ام من / سه ساله دختر که زدن نداره
هیچ کسی تو شام / ماه تر از بابای من نداره
بگم کی هستم / ظاهر من جای سخن نداره
شاهزاده آخه/ پیراهن پاره به تن نداره
اومدی بابا! / گلت که رنگ یاسمن نداره
موهای سوخته / ببخش دیگه شونه زدن نداره
اسیر کوچیک / جز آغوش باباش وطن نداره
دیکه رقیه‌ت / طاقت بی بابا شدن نداره
عمه! بمیرم / بابای من چرا بدن نداره؟
گلاب و معجر/ کسی واسه غسل و کفن نداره؟
هیچ کسی اینجا / جواب واسه سوال من نداره

شاعر : قاسم صر

  • چهارشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محسن طالبی پور

دانلود سبک زمزمه حضرت رقیه(س) -( از راه رسیدی خسته ای بابا بشین (یه کم کنارم) ) * محسن طالبی پور

2513
-1

دانلود سبک زمزمه حضرت رقیه(س) -( از راه رسیدی خسته ای بابا بشین (یه کم کنارم) ) از راه رسیدی خسته ای بابا بشین (یه کم کنارم)2
بشین باباجون تایه کم روی چشات (مرهم بزارم)2
خوش اومدی کلبه ی تاریک مارو کردی چراغون
خوش اومدی باید بازم قصه بگی برام باباجون
خیلی شبا خوابتو می دیدم ، صدای نازت رو می شنیدم
دنبال یـه نـیزه می دویدم
بابایی رفتی چرا بی خبر ، بابایی من نبردی سفر
برگشتی (چرا تو باسر)2
******
خدا می دونه این خرابه برامون (خونه نمیشه)2
بابا دیگه موهای ناز دخترت (شونه نمیشه)2
نوازش دخترکات اینجا فقط با تازیونست
بابا بزار ببوسمت حرفای من همش بهونست
کجا بوی وای کبوده پلکات ، خاکستره و خاکه بین موهات
چرا داره خون می باره رگهات
بابایی رفتی چرا بی خبر ، بابایی من نبردی سفر
برگ

  • چهارشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

زبانحال حضرت رقیه (س) -( ویرانه پر شد - از آه وناله ) * میثم مومنی نژاد

101

زبانحال حضرت رقیه (س) -( ویرانه پر شد - از آه وناله ) زبانحال حضرت رقیه (س)
ویرانه پر شد - از آه وناله
نوحه خوانی می کند طفل سه ساله
بابا حسین جان
/./././
دیگر نمانده - در پایم رمق
با دستم آیم - به سوی طبق
نیلوفری شد - بابا وجودم
یاس تو بودم ولی حالا کبودم
بابا حسین جان
/./././
امشب خرابه - گردیده گلشن
عمه کجائی - چشم تو روشن
مهمان به ویران - شد چشمۀ نور
یوسف من آمده از چاه تنور
بابا حسین جان
/./././
شکوه ندارم - از دست بسته
دانم زدستم - شد عمه خسته
بار غم من - کشد به شانه
جای من خورده ز دشمن تازیانه
بابا حسین جان

شاعر : میثم مومنی نژاد

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:43
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

زبانحال حضرت رقيه (س) -( آمد آمد آمد ، نيمة شب ، در اين گوشة ويران مهمانم ) * سید محسن حسینی

138

زبانحال حضرت رقيه (س) -( آمد آمد آمد ، نيمة شب ، در اين گوشة ويران مهمانم ) زبانحال حضرت رقيه (س)
آمد آمد آمد ، نيمة شب ، در اين گوشة ويران مهمانم
دامن كشان آمد ، كه بنشيند ، تا سپيده بر روي دامانم
آمده جانانه - در اين گوشه ويرانه
بود روي مهمان ماه من
تا رمق مي باشد – به خدا طبق مي باشد
تا سحر زيارتگاه من
لب تو چون ارغوان است – جاي چوب خيزران است
اي ماه پر خاكستر – سر كن تو با من اي سر
تنهاي تنها هستي – پس كو امير لشگر
باباي مظلومم – باباي مظلومم
/./././
سر بسته مي گويم ، يابن الزهرا
كه مثل مادرت زهرا هستم
دور از چشم عمه ، به تو گويم
شد چشم من اي بابا دستم
اي شده مهمانم– دهم رونمايت جانم
زلب تو بوسه بگيرم
دختر تو هستم – نيلوفر تو هستم
به كنار تو من مي ميرم
اي بدامنم ن

  • چهارشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:37
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

حضرت رقیه(س) -( آمد زره جانانه ام – شد دیدنی ویرانه ام ) * سید محسن حسینی

309

حضرت رقیه(س) -( آمد زره جانانه ام – شد دیدنی ویرانه ام ) حضرت رقیه(س)
آمد زره جانانه ام – شد دیدنی ویرانه ام
از روی او بوسه بگیرم – دورش بگردم و بمیرم
بابا حسین بابا حسین جان
/./././
چشمان خود بستی چرا – خاکستری هستی چرا
ای روی دامانم نشسته – ای سر چرا سرت شکسته
بابا حسین بابا حسین جان
/./././
مهمان من قران بخوان – که من ندارم خیزران
تو قبله ای من در سجودت – قربان لبهای کبودت
بابا حسین بابا حسین جان
/./././
ای روی تو آیات نور – آمدی از کنج تنور
ای سر چرا پیکر نداری – انگشت و انگشتر نداری
بابا حسین بابا حسین جان
/./././
ای سر بقربان سرت- چه شد امیر لشگرت
تا روی نیلی را ببیند - تا جای سیلی را ببیند

شاعر : سید محسن حسینی

  • چهارشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:46
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

زبانحال حضرت رقيه (س) -( به شب سحر آيد – قرص قمر آيد ) * سید محسن حسینی

103

زبانحال حضرت رقيه (س) -( به شب سحر آيد – قرص قمر آيد ) زبانحال حضرت رقيه (س)
به شب سحر آيد – قرص قمر آيد
ز هر طرف امشب – بوي پدر آيد
مهمان من امشب از راه دور آمد
بـه كنج ويـران از كنج تنور آمد
بابا حسين جانم – بابا حسين جانم
/./././
من دخترت هستم – نيلوفرت هستم
تا پاي جان بابا – پاي سرت هستم
دو چشم خود واكن ، مرا تماشا كن
با ديــدنم بـابـا تو يـاد زهـرا كن
بابا حسين جانم – بابا حسين جانم
/././.
در دل غمي دارم – قد خمي دارم
سه ساله پيرم – عمر كمي دارم
اي نور چشم من دو چشم من تار است
چون مادرت زهرا دستم به ديوار است
بابا حسين جانم – بابا حسين جانم
/./././
دو چشم خود بستي – دلم تو بشكستي
اي ماه من از چه – خاكستري هستي
رفـتـه توان ديگر از همه اعضايم
س

  • چهارشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:39
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

حضرت رقيه (س) -( كنج ويرانه ام آمده مهمانم ) * سید محسن حسینی

416

حضرت رقيه (س) -( كنج ويرانه ام آمده مهمانم ) حضرت رقيه (س)
كنج ويرانه ام آمده مهمانم
نشسته مهمانم بروي دامانم
پدرجان پدرجان پدرجان پدرجان
/./././
من كه سر تا به پا رنج و آه و دردم
عمه جان كمك كن تا دورش بگردم
پدرجان پدرجان پدرجان پدرجان
/./././
من كه خونجگر چون لاله صحرايم
يابن الزهرا ببين شبيه زهرايم
پدرجان پدرجان پدرجان پدرجان
/./././
وا كن بر روي من اين دو چشم بسته
بگو اي سر چرا سر تو شكسته
پدرجان پدرجان پدرجان پدرجان
/./././
ببين اي باغبان افسرده لاله را
همره خود ببر پير سه ساله را
پدرجان پدرجان پدرجان پدرجان
/./././
قرص ماهم بگو گناهت چه بوده است
يابن الزهرا چرا لبهايت كبود است
پدرجان پدرجان پدرجان پدرجان

شاعر : سید محسن حسینی

دان

  • چهارشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:41
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

حضرت رقيه (س) -( اي كه هستي ميهمانم – اي مه ابرو كمانم ) * سید محسن حسینی

87

حضرت رقيه (س) -(  اي كه هستي ميهمانم – اي مه ابرو كمانم ) حضرت رقيه (س)
اي كه هستي ميهمانم – اي مه ابرو كمانم
اي پدر جان اي پدر جان
يا بمان يا كه دعا كن - بعد تو من هم نمانم
اي پدر جان اي پدر جان
بابا – مي دانم امشب نازمن را مي خري
بابا – بگو چرا پر خون ، پر خاكستري
بابا – بگشا برويم اين دو چشمان ترت
بابا – سر تا به پا هستم شبيه مادرت
هستي تو نازنين – با چشم خود ببين
من را در اين شب تار
دلخون چو لاله ام – پير سه ساله ام
دستم بود به ديوار
حسين جان يا ابتا يا ابتا حسين جان (2)
/./././
شام هجرانم سر آمد – ميهمانم با سر آمد
در خرابه در خرابه
باغبان امشب براي – ديدن نيلوفر آمد
در خرابه در خرابه
اي سر – كردي سرافرازم به پيش كودكان
اي سر – من بوسه بارانت كن

  • چهارشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:45
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( نه من ز تو، نه تو از من نداشتی خبری ) * حسین ایزدی

2346
3

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -(  نه من ز تو، نه تو از من نداشتی خبری ) نه من ز تو، نه تو از من نداشتی خبری
به ما خرابه نشینان شبی بکن گذری
سه سالگی من و پیری تو مثل هم است
قدم خمیده و سهم دل است خون جگری
سه ساله ها همه با ناز پیش باباها
سه سالگیِ من اما چه سخت شد سپری
مرا ببوس، بغل کن، کمی نوازش کن
دلم گرفته ازین لحظه های بی پدری
سه ساله را چه به سیلی و ضربه شلاق
سه ساله را چه به این روزهای در به دری
همین که دید ندارم پدر...عمو...حامی
برای من ز کتک ها نذاشت بال و پری
همیشه سایه عباس بر سرم بوده
به غیر راس تو دیگر نمانده سایه سری
برای این همه سیلی و گوشواره کشی
به غیر قامت عمه نداشتم سپری
میان کوچه اهل یهود جان دادم
نمانده بود کسی که نکرده او نظری
به این امید نشست

  • پنج شنبه
  • 16
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 04:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

حضرت رقیه(س) -( نیمه شب آمد کنج ویرانه میهمانم ) * سید محسن حسینی

99

حضرت رقیه(س) -( نیمه شب آمد کنج ویرانه میهمانم ) حضرت رقیه(س)
نیمه شب آمد کنج ویرانه میهمانم
میهمانم راروی دامانم می نشانم
ای دین ودنیایم - ببین ای بابایم
شبیه زهرایم- واویلا
بابا بابا بابا بابا بابا بابا
تا نفس دارم من زلبهایت بوسه گیرم
امشب ای بابا یا بسوزم من یا بمیرم
ای روی توقمر-امشب نازم بخر
مراباخود ببر- واویلا
/./././
یوسف زهرادیده بگشاوکن تماشا
وقت ره رفتن عمه میگیرددست من را
من دخترت هستم - نیلوفرت هستم
چومادرت هستم - واویلا
/./././
چشم خودواکن دل ببرازمن بانگاهت
ازچه میباشدپرزخاکسترروی ماهت
بابا زجان سیرم- من دختری پیرم
من امشب می میرم - واویلا

شاعر : سید محسن حسینی

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 15
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:48
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر مرثیه حضرت رقیه(س) -( اینجا مرا به مهر تسلی نمی دهند ) *

1571
2

شعر مرثیه حضرت رقیه(س) -( اینجا مرا به مهر تسلی نمی دهند ) اینجا مرا به مهر تسلی نمی دهند
دلتنگ مهربانی جان پرورت شدم
پروانه تو بودم و ای شمع محفلم
گرد تو سوختم من و خاکسترت شدم
من را ببین که غنچه نشکفته توام
کز شعله های باد خزان پرپرت شدم
من دختری سه ساله ام و پیر گشته ام
باور نمی کنی که چنین در برت شدم
در خواب بودم و نشد آیم به دیدنت
محروم از وداع دم آخرت شدم
زحمت زیاد داده ام اینجا به عمه ام
شرمنده از تن سیه خواهرت شدم
از طعنه های خصم تو پی بردم ای پدر
جرم من این بود که چرا دخترت شدم
با قامتی خمیده و با صورتی کبود
بابا ببین که آینه مادرت شدم

  • پنج شنبه
  • 16
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

دانلود سبک زمزمه حضرت رقیه -( عمه بیا که بابا مهمانِ من شد امشب ) * امیر عباسی

4832
5

دانلود سبک زمزمه حضرت رقیه -( عمه بیا که بابا مهمانِ من شد امشب ) واحد – زمزمه (ده شب)
(کوفه میا حسین جان)
عمه بیا که بابا مهمانِ من شد امشب
به روی رَحلِ دامان قرآنِ من شد امشب
با گوشِ جان شنیدم آوایِ آهِ زهرا
ویرانه شد چراغان از نور ماهِ زهرا
ای جلوه ی جمال محمدی پدرجان
با سر به دیدنِ من خوش آمدی پدرجان
من که به شهرِ اشک و درد و بلا مقیمم
کیی؟ کرده ای پدرجان در کودکی یتیمم
از داغ تو پدر جان آخر شوم شهیده
رَگهای گردنت را بگو چه کَس بریده

شاعر : حاج امیر عباسی

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 16
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 13:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

بحر طویل در رثای حضرت رقیه(س) -( باز ساقی مِی غم ریخت ) * محمّدحسین صغیراصفهانی

16

بحر طویل در رثای حضرت رقیه(س) -( باز ساقی مِی غم ریخت ) باز ساقی مِی غم ریخت
به پیمانه مرا،
شمع اِلم سوخت
به یک شعله چو پروانه مرا،
کرد فلک در به در از
خانه و کاشانه مرا،
داد ز کین جغد صفت
جای به ویرانه مرا،
تا که شوم روز و شبان،
اشک فشان، نوحه کنان، ناله زنان،
از غم ویرانه نشینان و
یتیمان و اسیران حسین،
آن شه بی یار،
چو با لشکر و انصار،
لب تشنه و افگار،
شد از تیغ شرر بار،
شهید آن شه ابرار،
همان قوم ستمکار،
به حکم پسر سعد
جفا پیشه ی خونخوار،
تن عابد بیمار
ببستند به زنجیر گران بار و
به عنوان اسیری به سوی شام برند
حریمی که به هر صبح و
به هر شام ملائک ز پی خدمتشان
صف زده بر درگه با رفعتشان
آه و دو صد آه
ز بی مهری ایّام
که در شام پس از محنت بی حد،
ز جف

  • شنبه
  • 18
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 08:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر نوحه حضرت رقیه(س) -( آه آه شب فراق من سر اومد ) * عابدین کاظمی

33

شعر نوحه حضرت رقیه(س) -( آه آه شب فراق من سر اومد ) آه آه شب فراق من سر اومد آه آه بابای من از سفر اومد
نگید که من بی کس و بی کارم نگید که من بابا ندارم
آمده بابا به کنارم
ای پدر ای پدر جان(3)
.......................................................................
وای وای بگو سرت رو کی بریده وای وای کی تن تو به خون کشیده
چرا لب تو پر خونه داری به روی لب نشونه
نشون چوب خیزرونه
ای پدر ای پدر جان(3)
.....................................................................
وای وای هستم اگر چه دختر تو وای وای شبیه مادر تو
از این زمونه دیگه سیرم دست به روی دیوار میگیرم
دعا کن ای بابا بمیرم
ای پدر ای پدر جان(3)

شاعر : عابدین کاظمی

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 19
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

نوحه حضرت رقیه(س) -( آمدی بابا در کنج ویرانه ) * عابدین کاظمی

37

نوحه حضرت رقیه(س) -( آمدی بابا در کنج ویرانه   ) آمدی بابا در کنج ویرانه تو شدی شمع و من چو پروانه
می میرم برایت جان من فدایت
ابتا یا حسین(2)
...........................................
.........................................
بر لبت بابا دیدم نشان داری از چه لبهای ارغوان داری
می باشد آن نشان از چوب خیزران
ابتا یا حسین(2)
.............................................
............................................
دخترم از چه رویت شده نیلی خورده ای مثل مادرم سیلی
شده ای دخترم شبیه مادرم
ابتا یا حسین(2)
.........................................
.......................................

شاعر : عابدین کاظمی

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 19
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 10:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

بحر طویل رقیه بنت الحسین(ع) -( کیستم من، دُر دریای ولایت ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

4

بحر طویل رقیه بنت الحسین(ع) -( کیستم من، دُر دریای ولایت ) کیستم من، دُر دریای ولایت
ثمر نخل امامت
گل گلزار حسینم
دل و دلدار حسینم
همه شب تا به سحر
عاشق بیدار حسینم
سر و جان بر کف و
پیوسته خریدار حسینم
سپهم اشک و عَلم ناله و
در شام علمدار حسینم
سند اصل اسارت که درخشیده
به طومار حسینم
منم آن کودک رزمنده
که بین اسرا یار حسینم
منم آن گنج
که در دامن ویرانه
یگانه دُر شهوار حسینم
به خدا عمه ی ساداتم و
در شام بلا مثل عمو
قبله ی حاجاتم و
سر تا به قدم آینه ام
وجه تمام شهدا را
**
روز عاشورا که در خیمه پدر
از من مظلومه جدا شد
به رخم بوسه زد و
اشک فشان رو به سوی
معرکه ی کرببلا شد
سر و جان و تن پاکش
همه تقدیم خدا شد
به ره دوست فدا شد
حرم الله پر از لشکر دشمن شد و

  • شنبه
  • 18
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 08:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

نوحه حضرت رقیه(س) -( ویرانه ام شد ) * عابدین کاظمی

43

نوحه حضرت رقیه(س) -( ویرانه ام شد ) ویرانه ام شد غرق تماشا
مهمانم امشب گردیده بابا
شام هجرانم را سحر آمد عاقبت بابا از سفر آمد
ای پدر جانم(4)
.....................................................
امشب بگردم دور سر او
بوسه بگیرم از حنجر او
رنگ رویش چون ارغوان باشد بر لبش جای خیزران باشد
ای پدر جانم(4)
..........................................................
رخسار ماهم گردیده نیلی
باشد به رویم آثار سیلی
گرچه ای بابا دخترت هستم کن تماشا چون مادرت هستم
ای پدر جانم(4)

شاعر : عابدین کاظمی

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 19
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 12:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

زبانحال حضرت رقیه(س) -( سر بریده خوش آمدی ) * عابدین کاظمی

38

زبانحال حضرت رقیه(س) -( سر بریده خوش آمدی ) سر بریده خوش آمدی به خون طپیده خوش آمدی
پدر وای(2)
چرا ای پدر لعل ارغوان داری به روی لبت جای خیزران داری
ابالمظلوم حسین(2)
......................................
الا سر خفته در طبق نماند در پای من رمق
پدر وای(2)
تماشا کن امشب رخسار نیلی را ببین بر روی من نشان سیلی را
ابالمظلوم حسین(2)
........................................
برای من نور دیده ای سه ساله اما خمیده ای
گلم وای(2)
اگرچه سه ساله شبیه زهرایی مخور غم که امشب کنار بابایی
رقیه دخترم(2)

شاعر : عابدین کاظمی

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 19
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 13:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شور حضرت رقیه(س) -( کنج ويرانه ) * عابدین کاظمی

39

شور حضرت رقیه(س) -( کنج ويرانه ) کنج ويرانه آمدي آخر آمدي آخر
من فداي تو اي بريده سر اي بريده سر
مرا به سن کودکي کي يتيم کرد
سر تو را بريده و دل دو نيم کرد
الهي بميرم براي تو بابا
دعا کن که بشم فداي تو بابا
ابتا ابتا بابا حسين جانم(2)
..............................................................
تو رخت نيلي مي رخم نيلي من رخم نيلي
تو زخاکستر من هم از سيلي من هم از سيلي
ببين پدر تو صورت ارغواني را
که من ببينم آن لب خيزراني را
من و تو اي پدر اگرچه تنهائيم
هر دومون بابا جون شبيه زهرائيم
ابتا ابتا بابا حسين جانم(2)

شاعر : عابدین کاظمی

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 05:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شب سوم حضرت رقیه(س) -( اگر بریده بریده به لب سخن دارم ) * محمد امین سبکبار

2827
2

شعر شب سوم حضرت رقیه(س) -( اگر بریده بریده به لب سخن دارم ) اگر بریده بریده به لب سخن دارم
هزار لطمه ی ناگفته در دهن دارم
قسم به موی سپیدم سیاه شد روزم
چقدر حرف در این واژه "نزن" دارم
چهار ناخن سالم، سه تار موی بلند
دو تکه معجر و یک پاره پیرهن دارم
به روی نیزه رگ غیرت تو میجوشید
که مثل مادر تو ردپا به تن دارم
سرت به دامن طشت و سرم به دامن خاک
تو در دل من و من در دلت وطن دارم
محاسن تو و مویم به هم چه می آید
چه شرح حال عجیبی ست این که من دارم

شاعر : محمد امین سبکبار

  • سه شنبه
  • 21
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( بابا جون وقتی نبودی، همه بد بودن باهامون ) * عمار موحد

2481
5

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( بابا جون وقتی نبودی، همه بد بودن باهامون ) بابا جون وقتی نبودی، همه بد بودن باهامون
یه شبی از روی ناقه، افتادم توی بیابون
همه جا تاریک و سرد بود، هیچ جایی و نمی‌دیدم
از روی ترس تک و تنها، پشت بوته‌ها خوابیدم
خواب می‌دیدم که از اون دور، یه خانوم قد کمونی
اومد و من و بغل کرد، چه خانوم مهربونی!
گفت عزیزم گل نازم، اگه گوشت شده پاره
صورت منم کبوده، می‌بینی؟ عیبی نداره
این بیابون خیلی سرده، پر پنجه‌های گرگه
یه روزی میام سراغت، دخترم خدا بزرگه
توی خواب یه گرگ وحشی، اومد و حرفای بد زد
یه دفه با نوک چکمش، توی پهلوام لگد زد
حالا می‌دونم که مادر، چرا قامتش خمیده
فکر کنم چند روزیه که، روی باباش و ندیده.

شاعر : عمار موحد

  • سه شنبه
  • 28
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 04:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت رقیه سلام الله علیها -( وقتی تو نیستی دل من زار می‌شود ) * عمار موحد

2121
4

غزل حضرت رقیه سلام الله علیها -( وقتی تو نیستی دل من زار می‌شود ) وقتی تو نیستی دل من زار می‌شود
بی تو رقیه از همه بیزار می‌شود
گاهی در آسمانی و می‌بینمت ولی
تا ضجر می‌رسد همه جا تار می‌شود
آن خاطرات تلخ که مادربزرگ داشت
هر روز بین قافله تکرار می‌شود
هرجا که یاعلی ست مدینه به پا کنند
هرکس شبیه ماست گرفتار می‌شود
هر صبح و شام کعب‌نی و طعنه روزی
هشتاد و چار دست به دیوار می‌شود
اینجا کسی به خواب، نه از هوش اگر رود
با چکمه چند مرتبه بیدار می‌شود
بابا به دادمان برس امشب که ماجرا
دارد شبیه قصه‌ی بازار می‌شود
یک عده مست دور و بر ما نشسته‌اند
ناراحت است عمه و وادار می‌شود_
قرآن به دست گیرد و آنگاه سقف شام
بر اهل بی‌حیای خود آوار می‌شود.

شاعر : عمار موحد

  • سه شنبه
  • 28
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 05:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( بر نیزه ها از دور می دیدم سرت را ) * یوسف رحیمی

5020
8

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( بر نیزه ها از دور می دیدم سرت را ) بر نیزه ها از دور می دیدم سرت را
بابا! تو هم دیدی دو چشم دخترت را؟
چشمانم از داغ تو شد باغ شقایق
در خون رها وقتی که دیدم پیکرت را
ای کاش جای آن همه شمشیر و نیزه
یک بار می شد من ببوسم حنجرت را
بابا تو که گفتی به ما از گوشواره
همراه خود بردی چرا انگشترت را
با ضرب سیلی تا که افتادم ز ناقه
دیدم کبودی های چشم مادرت را
یک روز بودم یاس باغ آرزویت
حالا بیا با خود ببر نیلوفرت را

شاعر : یوسف رحیمی

  • یکشنبه
  • 3
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سعید پاشازاده

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( از دشت پربلا و مکانش که بگذریم ) * سعید پاشازاده

3872
3

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( از دشت پربلا و مکانش که بگذریم ) از دشت پربلا و مکانش که بگذریم
از ظهر داغ و بحث زمانش که بگذریم
یک راست می رسیم به طفل سه ساله ای
از انحنای قد کمانش که بگذریم
از گم شدن میان بیابان کربلا
یا از به لب رسیدن جانش که بگذریم
تازه به زخم های کف پاش می رسیم
از زخم های گوش و دهانش که بگذریم
حتی زنان شام به حالش گریستند
از حال عمه ی نگرانش که بگذریم
خیلی نگاه حرمله آزار می دهد
از خاطرات تیر و کمانش که بگذریم
با روضه ی کشیده ی گوشش چه می کنند
از گوشواره های گرانش که بگذریم
دروازه کودکان بدی داشت لااقل
از ازدحام پیر و جوانش که بگذریم
در مجلس یزید زبانش گرفته بود
از حرف های سخت و بیانش که بگذریم
حالا به گریه کردن غساله می رسیم
از دستهای

  • یکشنبه
  • 3
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( امشب که محفلم زحضورت منّوراست ) *استاد سید هاشم وفایی

1627
0

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( امشب که محفلم زحضورت منّوراست ) امشب که محفلم زحضورت منّوراست
روی منّــور تو مـرامهـر انـور است
ای باغبان که سرزده ای باسرت به من
ازعطرتو خـرابه بهشتی معطّـر است
من تشنۀ وصال توبودم ، خـداگـواست
دیدار چهـرۀ تومـرا آب کـوثر است
در آیه های مصحف روی توخـوانده ام
زخم سرت زداغ دل من فزونتراست
برچهـره ومحـاسن غـرقـه بخـون تو
هم خون اکبر تو وهم خون اصغر است
ای داده بوسـه برلب تومصطفی، چـرا
روی لبت نشـانه زچوب ستمگر است
روی کبـود مـادر خـود راکه دیده ای
روی کبـود دختـر تو مثل مادر است
اشکم وضـو وقبلـه تـو و مُهـرمن لبت
وقت نمــاز آخــر والله واکبـر است
کـردم سجـودونیست قیـامی پس از سجود
هنگام رفتن است ونفسهای آخراست
با اشک خودسرود«و

  • یکشنبه
  • 3
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:22
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر فرخنده

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( بابا ببین بدون تو بی بال و پر شدم ) * امیر فرخنده

2785
5

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( بابا ببین بدون تو بی بال و پر شدم  ) بابا ببین بدون تو بی بال و پر شدم
از ضربه های دشمنتان درد سر شدم
دیگر صدای عمه به گوشم نمیرسد
یا عمه نیست دور و برم یا ٬ کر شدم
حالا شدم شبیه به پهلو شکسته ها
افتــــادم ز ناقه و درد کمر شدم
در خانه من عزیز دلت بودم ای پدر
اینجا که لایق صفت بی پدر شدم
راستی بگو که علی اصغرم کجاست ؟
یک روز و چند ساعت از او بی خبر شدم

شاعر : امیر فرخنده

  • یکشنبه
  • 3
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( امـشـب به دل درد و غـمـی جـانـکـاه دارم ) * حامد مظفر

1604

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( امـشـب به دل درد و غـمـی جـانـکـاه دارم ) امـشـب به دل درد و غـمـی جـانـکـاه دارم
خـــورشـــیـــد روی نـــیـــزه را در راه دارم
مـات رخـش در کـنـج ایـن ویـرانـه هـسـتـم
صــحـبـت بـه لـکـنـت بـا سـر آن شاه دارم
بــهــر پـذیــرایــی راســت شــاه بــی تــن
بــرلــب به جــای خــنـــده تـــنـــها آه دارم
رنــج سـفـر را بـا تـو مـیـگـویـم پــدر جــان
امـــــا ز گــــفــــتـــن در دلــم اکــراه دارم
از نـاقـه افـتـادم ولـی بــا کـس نـگـفـتـم ؟
دردی مــیــان اسـتـخــوان گــه گــاه دارم
قـرآن بـخـوان ای قــاری لــب تـشـنـه من
تـا شـامـیـان فـهـمـنـد مـن هـمــراه دارم
ایـن شـامـیـان گـویـی نـمـی دانـنـد بـابـا
من هــم عـمـویـی مـثـل قـرص ماه دا

  • یکشنبه
  • 3
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( دیدم آن حالات شوق و شور را ) * اسماعیل شبرنگ

1836

شعر شهادت حضرت رقیه(س) -( دیدم آن حالات شوق و شور را ) دیدم آن حالات شوق و شور را
در میان چهره هاشان نور را
در هوای عاشقی پر می زدند
تا خدا با گریه معبر می زدند
در دل شب با نوا و زمزمه
ذکرشان "یافاطمه " " یا فاطمه "
بین چهره عکس یک لبخند بود
همه ی هستیّ شان سربند بود
از همه افلاک برتر بوده اند
دوست نه،بلکه برادر بوده اند
تشنه لب دادند جان پای حسین
عاشقان حضرت پیر خمین
با شهادت زندگی زیبا شود
عاشقی با سوختن معنا شود
حال،آنها رفته و ما مانده ایم
از شهادت ، ما همه جا مانده ایم
تا نفس داریم تا که زنده ایم
ای شهیدان از شما شرمنده ایم
تاابد رزمنده ایم پای ولی
جان فدای حضرت سیّد علی

شاعر : اسماعیل شبرنگ

  • یکشنبه
  • 3
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد