مجلس ششم
شهادت حضرت رقیه (س)
ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد، وقت است که باز آیی
در آرزوی رویت، بنشسته به هر راهی
صد زاهد و صد عابد، سرگشته ی سودایی
مشتاقی و مهجوری، دور از تو چنانم کرد
کز دست نخواهم داد، پایان شکیبایی
ای درد توأم درمان، در بستر ناکامی
وی یاد توأم مونس، در گوشه ی تنهایی
« هل من معین فاطیل معه العویل و البکاء » آیا کسی هست، آیا معین و یاوری هست در کنارش بنشینم صدای ناله ام را بلند کنم؟
« هل من جَزوعٍ فَاُساعدَ جَزَعه اذا خلا.» آیا کسی هست که با او در تنهایی هم نوا شوم؟
یادش به خیر؛ زمان جبهه، شهدا گاهی تنهایی گاهی چند نفری با امام زمانشان درد دل می کردند. و
- جمعه
- 10
- آبان
- 1392
- ساعت
- 08:52
- نوشته شده توسط
- سیده زینب فیض














