شهادت حضرت رقیه

مرتب سازی براساس
 محمدرضا سروری

روضه حضرت رقیه(س) -(کجایی ببینی) * محمدرضا سروری

3

روضه حضرت رقیه(س) -(کجایی ببینی) کجایی ببینی دل غرق خونم

کجایی ببینی تن لاله گونم

کجایی ببینی هوای جنونم

کجایی ببینی عذاب درونم

******

کجایی ببینی پدر دخترت را

سه ساله شبیه رخ مادرت را

دوباره گذارم به دوشت سرم را

ببوسم دوباره پدر جان سرت را

دلم در هوای تو باشد هوایی

به شامم ولی گشته ام کربلایی

من و اشک و آه غم بی کسی ها

نبودت عذابی شده در جدایی

کجایی ببینی دل غرق خونم

******

بگویم پس از تو چه ها دیده ام من

فقط طعنه بوده که بشنیده ام من

چنان می زدند بر تن و دست و پایم

شکستم ولیکن نترسیده ام من

عزیز سفر کرده باز آ که مُردم

بسی سیلی از دست دونمایه خوردم

بریدم خمیدم به زیر لگدها

پناه جان خود را به ویرانه بردم

کجایی ببینی دل غرق خونم

******

بیا تا کنارت نشینم دوباره

بگویم برایت من از گوشواره

ببینی به رویم نشان های سیلی

نهی مرهمی بر دو تا گوش پاره

امان از جدایی فغان از اسیری

یتیمی غریبی به غربت مسیری

شکسته شد از ضربت مشت و سیلی

درون دهانم سه دندان شیری

کجایی ببینی دل غرق خونم

******

بیا از سفر هدیه بر دختر آور

اگر تن نشد وعدگاهش سر آور

خرابه نشین دیده بر ره نشسته

بیا آرزوی رقیه بر آور

سفر با سفر بلکه پایان بگیرد

سری در دل تشت زر جان بگیرد

به شعری که غمنامه سروری شد

سرشک عزا را به دامان بگیرد

کجایی ببینی دل غرق خونم

  • چهارشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 01:42
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 رضا تاجیک

زمزمه حضرت رقیه(س) -(از كوه غصه هام - ميخوام بگم يه كم ) * رضا تاجیک

916

زمزمه حضرت رقیه(س) -(از كوه غصه هام - ميخوام بگم يه كم ) از كوه غصه هام - ميخوام بگم يه كم
اگه الان نگم - پس كى بايد بگم
زخماتو مى بينم - درداتو مى دونم
ميخوام ببوسمت - ولى نمى تونم
دلم ميخواست بشينم / بازم رو دامن تو
دستامو بندازم باز / به دور گردن تو
اما ديدم نميشه / تو كه بدن ندارى
اين تويى كه بايد سر / رو دامنم بذارى
منو ببر بابايى ۴

زخماى گوشم از - آتيش خيمه هاس
از حرمله بپرس - گوشواره هام كجاس
سوخته توو خيمه ها - گلاى چادرم
توو شام به جاى شام - هى سيلى مى خورم
يه جورى زد رقيه ات / چشاش سياهى مى رفت
راهو شبيه زهرا / هى اشتباهى مى رفت
دندوناتو شكستن / بابا چشامو بستم
اينقدر نكش خجالت / منم مثه تو هستم
منو ببر بابايى ۴

بس كه صدات زدم - بابا گرفت صدام
لباى تو شده - زخمى تر از پاهام
توو مجلس يزيد - خيلى دلم شكست
وقتى كه خيزرون - روى لبت نشست
دستاى من رو بابا / دست اجل گرفته
خوش به حال تنور كه / تو رو بغل گرفته
كجا بودى بابايى / خاكستريه موهات
رد يه خنجر كُند / معلومه روى رگهات
منو ببر بابايى ۴

رضا تاجیک
عبدالله باقری

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 18:32
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

نوحه شهادت حضرت رقیه(س) -(يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم) * رضا تاجیک

633

نوحه شهادت حضرت رقیه(س) -(يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم) سربند
يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم
عشق تو شد بهانه ى زندگيم ٢
آب حيات / برس به داد من كشتى نجات
محتاجم من به هواى كربلات / عالم به فدات
من اسمه دواء - حسين
و ذكره شفاء - حسين
غريب كربلا - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

اى پدر - كن نظر - گرفته ام به دست، چوب علم
من نوه ى فاطمه و حيدرم
كه زير و رو كند كاخ ستم
به نيزه ها / كاش كه با تو بودم اى خون خدا
كاش كه مى شد كفن من بوريا / به كربلا
قارى سر جدا - حسين
پدر ببر مرا - حسين
غريب كربلا - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

راوى - روضه ى - جسم بدون سر تو مى شوم
مدافع خواهر تو مى شوم
پيمبر باور تو مى شوم
عشق منى / تو كه شهنشاه بدون كفنى
بميرم از اينكه بى پيرهنى / تو عشق منى
ركن اصالتم - حسين
روح شهامتم - حسين
آواى غيرتم - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 18:41
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

سبک واحد شب های محرم شب سوم شهادت حضرت رقیه (س) -(بی تو رنجیدم غصه ها دیدم بعد تو دیگه / بابا) * ابراهیم واعظی

321

سبک واحد شب های محرم شب سوم شهادت حضرت رقیه (س) -(بی تو رنجیدم غصه ها دیدم بعد تو دیگه / بابا) بی تو رنجیدم
غصه ها دیدم
بعد تو دیگه / بابا
سیر نخوابیدم

بابا تموم بال و پرم درد میکنه
بابا ببین که موی سرم درد میکنه
از اون شبی که از قافله من جا موندم
کمرم درد میکنه ۲

آه پر از دردم / آه چشام تاره
آه هنوز زخمه / جای گوشواره

(بابا حسین )
____
پام میون راه
آبله میزد
تا که میگفتم / بابا
حرمله میزد

از ضربه های زجر لعین زجر دیده ام
در شام و کوفه حرف کنیزی شنیده ام
میگن همه که خیلی مثل مادرت شدم
حالا که قد خمیده ام ۲

همسفر بودن / با سنان سخته
دیدن زخم / خیزران سخته

( بابا حسین )
____
کل دنیا شد
رو سرم اوار
وقتی میبردن، ما رو
بر سر بازار

چشمای هرز شامیا دادن منو عذاب
به چشم من نیومده حتی یه لحظه خواب
دیدی که دختر تو رو بردن حرومیا
میون مجلس شراب

مرهم درد، دختری بابا
با خودت من رو، میبری بابا

(بابا حسین )
➖➖➖

انتشار با لینک کانال جواز نوکری و نام شاعر مجاز می باشد.
تخصصی ترین کانال سبک و شعر مخصوص ذاکرین

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • چهارشنبه
  • 21
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 19:23
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

واحد شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها -(شب شد و چشمام بی وقفه غم می‌باره) * ابوالفضل جدیان

347

واحد شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها  -(شب شد و چشمام بی وقفه غم می‌باره) حاج ابوالفضل جدیان شربیانی و علی گلچین پور

➖➖➖
شب شد و چشمام بی وقفه غم می‌باره
شب شد و بازم عمه تا صبح بیداره
شب شد و دلم بی‌قراره

من نذاشتم،خاک بشینه،روی پرچم،و سفیدم
گاهی با اشک،گاهی فریاد،بیرقت رو،میکشیدم

تا امشب و باهات راه اومدم
تا امشب و برات نفس زدم
اما دیگه کم آوردم

بابا حسین ، خیلی دوسِت دارم
---
اومدی، خیلی دل تنگت بودم بابا
اومدی، درد و دلهامو میگم حالا
اومدی، فقط با سر اما

تو که رفتی،من یه روزِ،خوش ندیدم،جونِ بابا
مثل عمه،مثل مادر،قد خمیدم جونِ بابا

شوق توعه ، که زنده ام هنوز
قلبم پره،از آهِ سینه سوز
اما دیگه کم آوردم

بابا حسین ، خیلی دوسِت دارم
➖➖➖

منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • شنبه
  • 7
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 09:08
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها -(چشای تارم بابایی غرق اشک و آهه) * ابوالفضل جدیان

302

زمینه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها  -(چشای تارم بابایی غرق اشک و آهه) چشای تارم بابایی غرق اشک و آهه
موهام سفیده عوضش گونه هام سیاهه
سه سالمم نیست نیگا کن قد من خمیده
تو لطمه خوردی،عوضش،رنگ من پریده

این چند روزه نبودی،اتفاقای بد افتاد
دستمو دادم به تقدیر،روی صورتم رد افتاد

پاشو موی سرمو ببین
پاشو بال و پرمو ببین
پاشو فدات شم
باشه هرچی تو بگی همون
باشه ولی نرو و بمون
پاشو فدات شم
---
نیازی نیست یکی یکی درداتو بدونم
همینکه با سر اومدی رازتو میخونم
کسی اصن اینجا یکم فکر بچه ها نیست
آب از سر من که گذشت عمه روبرا نیست

این چند روزه نبودی،عمه جون تو زحمت افتاد
دفتر سفیدی بود که،روی برگه هاش خط افتاد

عمه سینه سپر همه س،عمه یادگار فاطمه ست،عالم فداش شه
عمه سپاه یه نفره،عمه واسه همه مادره،عالم فداش شه
---
چشام سیاهی، میره تا، میخوام از جا پاشم
شاید یه درد لاعلاجی گرفته باشم
موهای سوخته م بابایی دیگه تا کمر نیست
میخوام دوباره بپرم اما بال و پر نیست

این چند روزه نبودی
حال و روزمو بدونی
وقتی اومدی که باید
فاتحه برام بخونی

پاشو دیگه تمومه سفر، دیگه همه غمامو بخر، دردت به جونم
خسته م بی تو جایی نمیرم، کاشکی کنار تو بمیرم، دردت به جونم
➖➖➖

منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
? t.me/javazenokari

  • شنبه
  • 7
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 09:13
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه شب سوم -(آهای دختر شامی ، من و با دستات نشون نده) * ابراهیم واعظی

437

زمینه شب سوم -(آهای دختر شامی ، من و با دستات نشون نده) آهای دختر شامی ، من و با دستات نشون نده
انقدر النگوتو ، جلو چشم من تکون نده

تو کجا بودی تو اون وقتی که
چقدر خلخال به پای من بود

تو کجا بودی تو اون وقتی که
گل‌سر وصل موهای من بود

تو کجا بودی تو اون وقتی که
روی دوش عموم جای من بود

حالا نبین که سوخته موهام
حالا نبین چقدر کبودم
من هم یه روز و روزگاری
نازدانه ی عشیره بودم

امون از این زمونه
---------------
آهای دختر شامی / من عزیز قلب مصطفام
من از نسل مولای / همه ی دنیا و ماسوام

صدقه ننداز برای من که
روزی عالم توی دستامه

صدقه ننداز برای من که
نم بازون از نم اشکامه

صدقه ننداز برای که
همه ی عالم زیر پاهامه

حالا نبین که زخمیه پام
حالا نبین که تاره چشمام
خوب میشه حالم اون دمی که
از راه بیاد دوباره بابام

امون از این زمونه

#ابراهیم_واعظی
➖➖➖
منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • یکشنبه
  • 8
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:34
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

متن شعر روضه حضرت رقیه علیها سلام -(عاشقان را کمال، سوختن است) * سید پوریا هاشمی

554

متن شعر روضه حضرت رقیه علیها سلام -(عاشقان را کمال، سوختن است) عاشقان را کمال، سوختن است
روح عاشق مجرّد از بدن است
گرچه تنها سه سال سن من است..
صورت من شبیه پیرزن است

دختر نازدانه ی سابق..
شد گرفتار زجر نالایق!

مَلَک اما به شکل انسانم
چندوقت است در بیابانم
سنگ خوردم شکسته دندانم
مَرُدم شام! من مسلمانم!

چهارقل خوانده ام برابرتان
بر رُخم مانده چنگ دخترتان

خسته از زخم های تقدیرم
خوارها میکنند تحقیرم
باز اما به دل نمیگیرم
دارم از درد سینه می‌میرم

مثل زهرا شدم حواسم هست
جای پا بر روی لباسم هست

بروی ناقه های لنگ و چموش..
رفتم از ترس کوچه ها از هوش..
وای از چشم مرد برده فروش
حرفهای بدی رسیده به گوش

جان سالم نبین به در بُردم!
عمه پیشم نبود میمردم!

از همه دختران گرسنه ترم
پُرِ نامحرم است دورو برم
دائما تیر میکشد کمرم

روی این صورت گل افتاده..
ردِ دست غریبه افتاده

آن‌همه اضطراب را چه کنم؟!
غصه ی بی حساب را چه کنم؟!
گریه های رباب را چه کنم؟!
بزم رقص و شراب را چه کنم؟!

به دل ما چقدر غم دادند
جلوی ما به تخت لَم دادند

  • پنج شنبه
  • 19
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

چهارپاره احساسی و بسیار زیبا شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها -(باباجون موهای نامرتبم فدای پریشونی خواهرت) * اصغر چرمی

218
9

چهارپاره احساسی و بسیار زیبا شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها -(باباجون موهای نامرتبم فدای پریشونی خواهرت) باباجون‌موهای نامرتبم
فدای پریشونی خواهرت
هوای چشات چقد بارونیه
بمیره برات الهی، دخترت

بذا به عمه بگم تو تعبیر
پدرونه های رؤیای منی
روی نیزه ها یا طشت هرجا باشی
به همه می گم تو بابای منی

عذر می خوام نشد جلوت بلند بشم
نذاری اینو پای معرفتم
چند روزیه دست به دیوار می گیرم
مگه اینجوری نبود
مادرتم؟

فک کنم ارثیه ی مادرته
لرزه افتاده به زانوهای من
نمازام شکسته شد از روزی که
ضربه خورده روی پهلوهای من

حالا که رسیدی با پای سرت
قسمت می دم به جون مادرت
منو با خودت ببر پیش عمو
اینه تنها التماس دخترت

التماست می کنم همین حالا
منو با خودت ببر پیش عموم
به جون بابا دارم دق می کنم
دیدنش شده تموم آرزوم

قسمت می دم به زهرا مادرت
یه کمی بیشتر کنار من بمون
تا بیان بابای من رو ببینن
دیگه خسته شدم از زخم زبون

  • پنج شنبه
  • 9
  • مرداد
  • 1404
  • ساعت
  • 19:19
  • نوشته شده توسط
  • charmi
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

زمینه یا شور حضرت رقیه(س) -(سه‌سالشه ولی توی دلا غوغا کرده) * یوسف رحیمی

0

زمینه یا شور حضرت رقیه(س) -(سه‌سالشه ولی توی دلا غوغا کرده) سه‌سالشه ولی توی دلا غوغا کرده
قیامتی توی شام بلا برپا کرده
سه‌سالشه ولی حتی یه لحظه آروم نیست
راه وصال بابا رو چه خوب پیدا کرده

گریه می‌کنه تا سحر، بابا بابا
روضه می‌خونه چشم تر، بابا بابا

می‌دونه گریه، دوای دل بی‌قراره
می‌دونه گریه، سلاح یه چشم انتظاره
می‌دونه گریه، باباشو تا اینجا میاره

«گریه‌ست، نوای انتظار
گریه‌ست، ندبۀ بی‌قرار»

سه‌سالشه ولی چه خطبه‌هایی که خونده
دل یه عالمو با اشک و ناله‌ش سوزونده
سه‌سالشه ولی حتی یه لحظه آروم نیست
صدای ندبه‌هاش کاخ ستم رو لرزونده

ناله می‌زنه تا سحر، بابا بابا
ندبه می‌خونه چشم تر، بابا بابا

می‌زنه فریاد، تا برسه ناله‌ش به جایی
می‌زنه فریاد، یه منتظر کربلایی
می‌زنه فریاد، میگه دارم آخر خدایی

«ندبه‌ست، نوای انتظار
ندبه‌ست، نالۀ بی‌قرار»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:55
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت رقیه(س) -(فکرشم نکن اصلاً، غصه‌شو نخوریا) *

0

زمینه حضرت رقیه(س) -(فکرشم نکن اصلاً، غصه‌شو نخوریا) فکرشم نکن اصلاً، غصه‌شو نخوریا
خوب می‌شه همین روزا، اثر کبودیا
گوشواره‌م اگه گم شد، فدا سر تو بابا

از وقتی، رفتی همۀ دار و ندارم
با سیلی، صورتمو سرخ نگه می‌دارم
بعد از تو، رو خاک خرابه سر می‌ذارم

اون که می‌گفت تو آسمونت
حتی نداری یه ستاره
بیاد ببینه ماهم امشب
اومد به دیدنم دوباره

اومدی صفا اومد به ویرونه
«ماه همیشه پشت ابر نمی‌مونه»

از خودت بگو واسه‌م، بابایی چه خبرا
من شنیدم از عمه، که رفتی پیش خدا
ماه آسمون من، تو کجا اینجا کجا؟

لب وا کن، که داره یه آرزو رقیه
جون من، یه بار دیگه بگو: رقیه
می‌دونم... بگو با همین گلو: رقیه

یه بار دیگه بگو رقیه
که آرزو به دل نمونم
پیشونی‌مو ببوس و بازم
بهم بگو عزیزِ جونم

چاره‌ای به غیر صبر نمی‌مونه
«ماه همیشه پشت ابر نمی‌مونه»

راستشو بخوای بابا، دیگه طاقت ندارم
فکرشم نمی‌کردم، بی‌تو دووم بیارم
جون من اگه می‌شه، دیگه تنها نذارم

می‌دونم، نوبتِ منه این دفعه بابا
همراهت، می‌بری منو دیگه از اینجا
من می‌رم، دنیا باشه واسه اهل دنیا

عمه جونم منو حلال کن
رقیه دیگه داره می‌ره
دارم عموجونو می‌بینم
می‌خواد منو بغل بگیره

آسمون پشت سرش چراغونه
«ماه همیشه پشت ابر نمی‌مونه»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد حضرت رقیه(س) -(موهات به هم می‌ریزه) * محمد جواد الهی پور

1

واحد حضرت رقیه(س) -(موهات به هم می‌ریزه) موهات به هم می‌ریزه
صورتت ولی هنوز مثه ماهه
نگا کن از روی نی
تا به خونه برسیم چقدر راهه

چقدر راهه، اینجا تا چشمم می‌بینه بیابونه
چقدر راهه، توشۀ مسیر من پای پر خونه
دلم تنگه، بابا، خدا می‌دونه

هرکجا رفتم یه نیزه راهمو بست
ولی من که دست نمی‌ذارم روی دست
دلخوشیم اینه که سایه‌ت رو سرم هست

«بیا بابا»

صدات زدم همیشه
دیگه از این شامیا نمی‌ترسم
مگه می‌خواد چی بشه
از کسی به جز خدا نمی‌ترسم

نمی‌ترسم، نصف شب تو دشت و صحرا نمی‌ترسم
نمی‌ترسم، یه کمم از این نامردا نمی‌ترسم
من از هیچی، تو دنیا نمی‌ترسم

ترس من اینه که ماهِ آسمونم،
تو بری سفر من از تو جا بمونم
من و دوری از تو بابا نمی‌تونم

«بیا بابا»

وقتشه دیگه بیای
برای سفر بابا من آماده‌م
نبین که چند روزیه
واسه زخمای پا از پا افتادم

من آماده‌م، به دلم افتاده همسفریم امشب
من آماده‌م، قول بده که با خودت ببریم امشب
بریم چادرنماز بخریم امشب

پر چادرم تو آتیش حرم سوخت
عمه اومد چادرم فقط یه کم سوخت
یادگاری تو بود خیلی دلم سوخت

«بیا بابا»

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:38
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

شهادت حضرت رقیه(س) -( دیگه از گریه هام، معلومه حالم بده) * طاها تحقیقی

4

شهادت حضرت رقیه(س) -( دیگه از گریه هام، معلومه حالم بده) بند اول:

دیگه از گریه هام، معلومه حالم بده
کبوده صورتم، زجر انقدر، سیلی زده

سرمم زخمیه، از بس موهامو کشید
بابایی اون که سرت، رو با نامردی برید

بی هوا میزدن
تا میگفتم «بابا» میزدن
بی بهونه تو راه و تو خواب
با مشت و ضرب پا میزدن

جون دادم با یه چیز
وقتی میگفتن بهم کنیز
تو کشته شدی و ما اسیر
اما شد دشمنمون عزیز

وای
نبودی بابا توی بازار
ما رو بردن تو چشم انظار
یهودی ها با حرفای زشت
خیلی ماها رو دادن آزار

وای (کجا بودی بابا حسینم ۴)

بند دوم:

از همون شب که بابا تو صحرا گم شدم
شبا میترسم حتی از سایه ی خودم

اگه لکنت زبون، دارم وقت صحبتم
از ترس زجر بوده که، اینطور غرق وحشتم

رنگ از چهرم پرید
تا دیدم بالا سرم رسید
فریاد کشید و قلبم گرفت
از ترس اونجا نفسم برید

خیلی نامهربون
بود و میزد منو بی امون
انقد به پهلوهام زد لگد
مثل زهرا قدم شد کمون

وای
هرچی گفتم بابایی بابا
عمو هم حتی نبود اونجا
هیچکسی واسه کمک به من
نیومد اون شب توی صحرا

وای (کجا بودی بابا حسینم ۴)

  • چهارشنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

واحد شلاقی حضرت رقیه(س) -(عالی و عُلیا جنابی یا رقیه) * طاها تحقیقی

3

واحد شلاقی حضرت رقیه(س) -(عالی و عُلیا جنابی یا رقیه) بند اول:

عالی و عُلیا جنابی یا رقیه
وارث ابوترابی یا رقیه
الگوی حیا برای دخترا و
شرح واژه ی حجابی یا رقیه

(یا بنت الحسین، نور نیّرین ۲)

خَلْقَاً وَ خُلْقَاً فاطمه هستی رقیه
پس دیگه مادر همه هستی رقیه

یا رقیه مدد

بند دوم:

معنی اِنّا فتحنا یا رقیه
آینه ی صفات زهرا یا رقیه
صاحب اختیار خونه ی حسینی
دومین ام ابیها یا رقیه

(یا بنت الحسین، دُرِّ نَشأتین ۲)

در اوجی و عالی مدارج یا رقیه
ذکر لب باب الجوائج یا رقیه

یا رقیه مدد

بند سوم:

مایه ی فخر و مباهاتی رقیه
چشمه ی فیض و عنایاتی رقیه
پا به پای ام کلثوم و سکینه
یاور عمه ی ساداتی رقیه

(یا بنت الحسین، عشق زینبین ۲)

شکوه تو همیشه جاودان رقیه
ای عمه جان صاحب الزمان رقیه

یا رقیه مدد

بند چهارم:

ای خدای غیرت و وفا اباالفضل
جلوه ی وَالشّمس وَالضُّحیٰ اباالفضل
زور بازوی تو میشه صد برابر
وقتی که رقیه میگه یا اباالفضل

(یا ذُخْر الحسین، ماه عالمین ۲)

تو حامی خون خدایی یا اباالفضل
علمدار کرب و بلایی یا اباالفضل

ابوفاضل مدد

  • چهارشنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:46
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

زمینه حضرت رقیه(س) -(آخر تو رو پیشم، آوردنت بابا) * طاها تحقیقی

5

زمینه حضرت رقیه(س) -(آخر تو رو پیشم، آوردنت بابا) بند اول:

آخر تو رو پیشم، آوردنت بابا
اما چرا با سر، کو پس تنت بابا

بابای خوبم، من فدای چشمای ترت
رفتی کجا که، گرد و خاک نشسته رو سرت
آروم ندارم، حرف بزن یکم با دخترت

چرا خونیه لبهات، باباجون
شده موی سر تو، پریشون
شنیدم مونده جسمت، رو خاک، بیابون

مَنِ الذی اَیْتَمَنی، (بابا ۴)

بند دوم:

از زندگی سیرم، خستم، کم آوردم
دیگه گرسنم نیست، از بس کتک خوردم

بابا نبودی، با لگد زدن به پهلوهام
هی تازیونه میزدن کبوده دست و پام
سیلی ومُشت و،کعب نی نفس نذاشت برام

شبیه فاطمه قد، کمونم
اگه لکنت گرفته، زبونم
یه شبی وحشت افتاد، تو صحرا، به جونم

مَنِ الذی اَیْتَمَنی، (بابا ۴)

بند سوم:

جونم به لب اومد، بابا بدون تو
صد دفعه تا حالا، مُردم به جون تو

بابا بغل کن، باز رقیتو مثه قدیم
از این خرابه، دستمو بگیر باهم بریم
این دخترای، اهل شام بهم میگن یتیم

یه روز خوش هم اینجا، ندیدم
بس که حرف کنیزی شنیدم
به خدا دیگه طاقت، ندارم، بریدم

مَنِ الذی اَیْتَمَنی، (بابا ۴)

  • چهارشنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:47
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شب سوم محرم حضرت رقیه(س) -(میخوام غصه هام با تو درمون بشه) *

1

شب سوم محرم حضرت رقیه(س) -(میخوام غصه هام با تو درمون بشه) میخوام غصه هام با تو درمون بشه
میخوام بغضمو پیش تو وا کنم

پیش تو که دائم کنار منی
نمیشه گناهم رو حاشا کنم

تو گفتی بیا و منم اومدم
که حرفامو با روسیاهی بگم

بیام از ته دل تمنا کنم
الهی الهی الهی بگم

بازم زیر بارون لطف تو ام
بهت رو زدم با همین چشم تر

بسوزون منو توی آتیش ولی
جلو فاطمه آبرومو نبر

آخه گریم از ترس آتیش نیست
با دوری از آقام عذابم نکن

بیا جان حیدر پناهم بده
بیا جان زهرا خرابم نکن

هزار باره دارم میامو نشد
یه لحظه از این گریه ها سیر شم

دعا میکنم یا شهیدم کنی
یا اینکه پای روضه ها پیر شم

گناهام کاری شد و آخرش
مجال حرم اومدن رو گرفت

بذار بغضو با روضه درمون کنم
همین روضه ها دست من رو گرفت

درسته منو ول نکردی ولی
منو میکشه این خجالت حسین

الهی بمیرم توی روضه ها
پای غصه های سه سالت حسین

تو رفتی و دیگه غرورم شکست
عمو رفت و هیچکس پناهم نداد

غروبی تو این کوچه روبرو
توی بازی هم هیچکی راهم ندا

بشین حرفامو دونه دونه بگم
کبودی زیر چشامو ببین

ندیدی یه کم سخته راه رفتنم
نبودی من از ناقه خوردم زمین

از اینجا دیگه هر کسی میگذره
منو هی نشون میده آخه چرا

میدونم چرا زخم لبهات ولی
موهات بوی نون میده آخه چرا

بعیده دیگه خواب به چشمم بیاد
بعیده دیگه حال من خوب بشه

بابا دست و پام خیلی درد میکنه
بابا پهلو هام خیلی تیر میکشه

  • پنج شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:27
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت رقیه(س) -(اسم تو برای من پَره پروازه رقیه ) * مجتبی نامور

6

شور حضرت رقیه(س) -(اسم تو برای من پَره پروازه رقیه ) اسم تو برای من پَره پروازه رقیه
رو لبم قشنگترین دم آوازه رقیه
وقتی نوکرت باشم خدابرام دنیامو
می‌سازه رقیه

تویی رویام// ذکر لبهام
الهی خرج توشه تموم دنیام
به دلم جون // مثه مجنون
می‌میرم یه روز برات رقیه خاتون

تویی جانو//تویی شَرَیانم
همه ضربانم ضربانم ضربانم یارقیه

تب عشقه// تو کهف امانم
مدد بی‌بی جانم بی بی جانم بی بی جانم یا رقیه

(( یا رقیه ))

دختر حسینی و یه پا دلداری رقیه
پابه پای عمه زینبه غمخواری رقیه
رگ خواب عمو عباس و توو دنیا تنها
تو داری رقیه

درٌّ و الماس //روح احساس
دستمو بگیر تو رو به جون عباس

منو دریاب// منه بی‌تاب
دوست دارم فدات بشم کوثره ارباب

پُره عشق// همه روزگارم
تا که تورو دارم تورو دارم تورو دارم یارقیه

به فدای//تو ایل و تبارم
همه کس و کارم کس و کارم کس و کارم یارقیه

(( یا رقیه ))

دلمو می‌بره نغمهء سلام رقیه
نمی‌افته از لبم ذکره مدام رقیه
منی که نوکرتم همه منو میشناسن
به نام رقیه

باب حاجت// بانجابت
زیر دِیْنِ گریهء توءِ امامت

عصمة الله// نوره اعلیٰ
سروره تمام دخترای دنیا

تو کشیدی// منو به جنونم
آره یه دیوونم یه دیوونم یه دیوونم یا رقیه

تا که میگه // رقیه زبونم
برات میره جونم میره جونم میری جونم یا رقیه

(( یا رقیه ))

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 02:11
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت رقیه(س) -(هم سن و سالات روضه گرفتن ) *

5

زمینه حضرت رقیه(س) -(هم سن و سالات روضه گرفتن ) هم سن و سالات
روضه گرفتن
خوش اومدی سراغ دوستاتو گرفتی
من زندگیتو
نقاشی کردم
اون لحظه که انگشت باباتو‌گرفتی .
دوس دارم گنبد تو
تا عرش اعلی بکِشم
جای گلدسته برات
دستای سقا بکِشم
دوس دارم اگ بگی
تشنمه دریا بکِشم
صورت ماه تو با
چادر زهرا بکِشم
__
عمرت به دنیا
میگن‌نبوده
این دفعه پنهونی بخند دنیا حسوده
پرچم سُرخِ
عموتو دیدم
گفتم رقیه رنگ‌پرچمش کبوده
من به احترام تو
گوشوارمو وا میکنم
یا اصن فردا میرم
موهامو کوتاه میکنم

من چقد تو‌روضه ها
با زجر ،دعوا میکنم
به جون بابام میرم
باباتو پیدا میکنم
_
شوق اربعینم
امضا رقیه
تو موکب ها دنیایی دارم با رقیه
بیشتر شه زورم
چایی میریزم
هرجا که دستم سوخت میگم یا رقیه
به بابام میگم‌‌، سوال
کبود شه گونم چی میشه
تو خیابونا اگ
یه شب بمونم چی میشه
دست به پهلو بگیرم
میخوام بدونم چی میشه
تو ببینی منو با
قد کمونم چی میشه .
میخوام بدونم چی میشه

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 02:41
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت رقیه(س) -(دنیا شکل گرفت) * محمد اسداللهی

4

شور حضرت رقیه(س) -(دنیا شکل گرفت) دنیا شکل گرفت
به زمین گفتن حسین ،کربلا شکل گرفت
گریه شکل گرفت
به مَلک گفتن حسین ،رقیه شکل گرفت
رقیه شکل گرفت
رقیه رقیه
تنهام نذاری
تو که بهترین بابای دنیا رو داری
رقیه رقیه
صدا تو رسوندی
امام زمانتو به خرابه کشوندی

محشر رقیه برو منبر رقیه
جای علی اصغر بگو حیدر رقیه
عقیله نفس زد با صوت مولا
ولی تو با صوت علی اکبر رقیه
رقیه رقیه رقیه رقیه رقیه رقیه رقیه رقیه(سلام الله علیها)

هیجان شکل گرفت
به دلم گفتن حسین ،ضربان شکل گرفت
شمائل شکل گرفت
به ادب گفتن حسین .ابوفاضل شکل گرفت
اباالفضل اباالفضل
فدای مرامت
خدا معرفت رو زد از اول به نامت
اباالفضل اباافضل
تویی مرد مردا
قیامت تو جمعیت،دنبالم بگردا

ای جان اباالفضل دم طوفان ابالفضل
باب الحوائج همه ادیان اباالفضل
سرباز تحت اَمر تو هستم
سردار من تویی بله قربان اباالفضل
اباالفضل اباالفضل اباالفضل اباالفضل
اباالفضل اباالفضل اباالفضل اباالفضل (علیه السلام)

  • سه شنبه
  • 29
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:03
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت رقیه(س) -(با سلسله بستنم) * محمدرضا مصطفوی

6

زمینه حضرت رقیه(س) -(با سلسله بستنم) بند_اول

با سلسله بستنم
انگار میخوام چکار کنم
با پای پر آبله
مگه میتونم فرار کنم؟

وای از مردم شام
بابا تو ازدحام
گریه‌م میگیره
وای از کوچه‌ی تنگ
حتی یه دونه سنگ
خطا نمیره

بارون سنگ و من با دست بسته
وای وای وای
تیزی سنگا رو گونه‌م(صورت) نشسته
وای وای وای

وای بابا بابا بابا

بند_دوم

باید با این خستگی
به پاهام التماس کنم
تا از نگاهای شوم
زودتر خودمو خلاص کنم

از دست حرمله
دق کرده قافله
وای از جسارت
حرفی من نزدم
که حرمله زدم
وای از اسارت

مردای شامی ترسناکه صداشون
وای وای وای
دلم می‌سوزه واسه دختراشون
وای وای وای

وای بابا بابا بابا

بند_سوم

این روزا ببین بابا
دستبند من طناب شده
تو کاخ یزید چقد
دلم پرِ اضطراب شده

وای از بوی شراب
ما رو میده عذاب
گفتن نداره
وای از قوم پلید
تو مجلس یزید
بزم قماره

من دیدمت که تو تشت طلایی
وای وای وای
با خیزران زد رو لب‌هات بابایی
وای وای وای

وای بابا بابا بابا

  • سه شنبه
  • 5
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 23:07
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

حضرت رقیه(س) -(عمه زینب کربلا جا مانده بودم شام بر بابا رسیدم) * محمدرضا سروری

2

حضرت رقیه(س) -(عمه زینب کربلا جا مانده بودم  شام بر بابا رسیدم) عمه زینب کربلا جا مانده بودم شام بر بابا رسیدم

نام او را روز و شب ها خوانده بودم شام بر بابا رسیدم

نور خورشیدش به دل تابانده بودم شام بر بابا رسیدم

عمه زینب کربلا جا مانده بودم شام بر بابا رسیدم

******

عمه زینب کربلایش یادم آید

ذوالجناح با شیهه هایش یادم آید

تشنه کامی بی‌قراری خیمه سوزی

آن سر از تن جدایش یادم آید

عمه جان زینب دردم دوا کن دیدی

پدر آمد او را صدا کن

یادم آید نیزه ها را

آتش دروازه ها را

اضطرابم پیش خیمه

انتظار لحظه ها را

عمه زینب کربلا جا مانده بودم شام بر بابا رسیدم

******

عمه زینب خنجر شمرانه دیدم

لشکری را با خدا بیگانه دیدم

دستِ عمو نایِ اصغر نعش اکبر

یادم آمد تا گِل ویرانه دیدم

عمه جان زینب دردم دوا کن

وقت سفر آمد ما را دعا کن

دیده ام رنج سفر را

کاروان خون و سر را

طاقتم دیگر سر آمد

دیدم اینجا تشت زر را

عمه زینب کربلا جا مانده بودم شام بر بابا رسیدم

******

عمه زینب دانم آب آور نیامد

آن چه بر عمّو شده باور نیامد

ظهر گرما مانده تنها جان بابا

پاسخ هل من معین یاور نیامد

عمه جان زینب دردم دوا کن

از او خبر آمد ما را نگاه کن

دورة بی یاوری ها

لحظة ناباوری ها

یادم آید عمه زینب

در حرم نعش آوری ها

عمه زینب کربلا جا مانده بودم شام بر بابا رسیدم

******

عمه زینب آمده مهمان برایم

کلبه روشن گشته از نور خدایم

با سر خونین نشسته روبه رویم

باید آغوشم برایش وا نمایم

عمه جان زینب دردم دوا کن

دیدی پدر آمد او را صدا کن

دیدم از اشکم ثمر را

بوسه بر ببریده سر را

تا جدا از او نگردم

در بغل گیرم پدر را

عمه زینب کربلا جا مانده بودم شام بر بابا رسیدم

******

یاری ام کن عمه با بابا رَوم من

کربلا جا ماندم و اینجا رَوم من

این عطش گو همرهِ او پیش عمّو

نزد آن شرمنده بر دریا رَوم من

عمه جان زینب دردم دوا کن

دیدی پدر آمد او را صدا کن

همرهش بینم عمو را

پرچم و دست و سبو را

کربلا سرنیزه خورده

بوسم از نو چشم او را

عمه زینب کربلا جا مانده بودم شام بر بابا رسیدم

******

عمه زینب غصه ما کِی سر آید؟

درد دوری از دل شیعه بر آید

آید آن روزی که بینیم با دو دیده

مهدی زهرا خدایا از در آید

عمه جان زینب دردم دوا کن

دیدی پدر آمد او را صدا کن

بینم این شرح بیان را

گنج ناپیدا عیان را

پهنة دنیا ببیند

سروری شیعیان را

عمه زینب کربلا جا مانده بودم شام بر بابا رسیدم

******

  • چهارشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 01:46
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

حضرت رقیه(س) -(نیمه شب خاک خرابه رنگ دریا شد حسین) * محمدرضا سروری

2

حضرت رقیه(س) -(نیمه شب خاک خرابه رنگ دریا شد حسین) نیمه شب خاک خرابه رنگ دریا شد حسین

قطرة اشک رقیه خون سقا شد حسین

پرچم سرخ قیامت را به دوش خود گرفت

بارِ سنگینی که راه صبح فردا شد حسین

هر چه را با سوز دل در سینه جا می شد نهاد

با سه تیر ناله اش در جنگ اعدا شد حسین

جای پرچمدار لشکر، شامیان عاصی نمود

باز مثل کربلایت شور و غوغا شد حسین

لشکری دیدم حریف گریه های او نبود

یک سه ساله یک تنه غالب به آنها شد حسین

یاحسین شد آخرین یارت رقیه

جای عباست علمدارت رقیه

دخترت نه ، مرد پیکارت رقیه

پَر زد و آمد به دیدارت رقیه

******

نیمه شب خاک خرابه رنگ دریا شد حسین

چشم دنیا روی گل های تو بینا شد حسین

عصر عاشورای خونین در نگاهم زنده شد

تا دوباره پای ظالم در حرم وا شد حسین

مثل آن روزی که غارت بود و دعواشان گرفت

بر سر گوشوارة طفل تو دعوا شد حسین

گریه هایش بند آمد نوگل نورسته ات

تا سرت در تشتِ زر یکدفعه پیدا شد حسین

از فراز نیزه ها دیدم به پایین آمدی

دخترت مشغول لالایی به بابا شد حسین

یاحسین شد آخرین یارت رقیه

******

نیمه شب خاک خرابه رنگ دریا شد حسین

در رقیه شوق دیدار تو القا شد حسین

من یتیمه پروری کردم خدا داند بدان

عشق در پرواز او با گریه معنا شد حسین

بر کبودی های پهلویش نظر افکندم و

ناخودآگاه خاطرات کهنه انشا شد حسین

جای میخ در نشان تازیانه دیدم و

جنس مظلومیت او مثل زهرا شد حسین

باز دفن نیمه شب دیدم امان از بی کسی

در گِلِ خیس خرابه دخترت جا شد حسین

یاحسین شد آخرین یارت رقیه

******

نیمه شب خاک خرابه رنگ دریا شد حسین

باز ماتم در حرمگاه تو بر پا شد حسین

آن چه را نادیدنی بوده به دیده دیده ام

قامت من زیر این داغ گران تا شد حسین

زینبت هرگز امانت دار طفلانت نشد

مثل آن طفلی که گم در دشت و صحرا شد حسین

دخترانت را سپردی بر منِ خونین جگر

این سکینه بعد خواهر باز تنها شد حسین

سروری می گفت و چشم آسمان خون گریه کرد

حال و احوال قیامت شرح دنیا شد حسین

یاحسین شد آخرین یارت رقیه

******

  • چهارشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 01:54
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد