اشعار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

مرتب سازی براساس
 الیاس محمدشاهی

شور حضرت ابالفضل(ع) -(به نامه نامیه شاهه وفا) * الیاس محمدشاهی

1019

شور حضرت ابالفضل(ع) -(به نامه نامیه شاهه وفا) بند اول

به نامه نامیه شاهه وفا
ابوفاضل علمداره خدا
یار و یاوره اباعبدالله
حماسه سازه دشته کربلا

ای هاشمی نصب،دلیر و با ادب
همچون ابوتراب،تو قتال العرب

یلِ یلِ یلهایی ، امیرِ دلهایی
واللهِ یاعباس،بی مثل و همتایی
علم کِش لشکر،رزم آور برتر
منبرِ تو کعبه ، نائبة الحیدر

یاسیدی یاابالفضل

بند دوم

ساقیِ خیمه های ثارالله
یک نفری تو هستی یک سپاه
در بینه ذریه ی مصطفی
تنها داری شما لقبِ ماه

صاحبِ سروری،میر و دلاوری
شاگرده مجتبی،جلوه ی داوری

قوی و چالاکی ،قمر الافلاکی
نداری یاعباس،توازکسی باکی
عجب سپهداری،وزیر و سرداری
کرببلا آقا ، تو سلطنت داری

یاسیدی یاابالفضل

بند سوم

قبله ی حاجته یک عالمه
سقای تشنه کامه علقمه
در فضائل ابالفضل این بس
او دیده روی بی بی فاطمه

ختم رشادتی،خالق غیرتی
عباس بن علی،طائرِ جنتی

زیبا مَه لقا ، رعنا دلربا
مولا یاقمر،ای گره گشا
مردِ آهنین،اسطوره ی دین
نورِ دیدگا ، نه ام البنین

یاسیدی یاابالفضل

  • یکشنبه
  • 8
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:45
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 محسن راحت حق

وداع حضرت اباالفضل(ع) -(چه بلاهایی نمی آید سرت از بعدِ من) * محسن راحت حق

741

وداع حضرت اباالفضل(ع) -(چه بلاهایی نمی آید سرت از بعدِ من) چه بلاهایی نمی آید سرت از بعدِ من
می شود خونین دو چشمانِ ترت از بعدِ من

کاش می شد تا که نعشت را برم تا خیمه گاه
می شود قطعه به قطعه پیکرت از بعدِ من

خیز و بنگر هلهله هاشان هوا بر خواسته
شرحه شرحه می کنند بال و پرت از بعدِ من

بدترین خلقِ خدا جمع اند در اطرافِ تو
آمدند تا که جدا سازند سرت از بعدِ من

گیسوانت را کشیدند در میانِ کشمکش
می شود کم پشت موی اطهرت از بعدِ من

ای گلِ امّ البنین دیدارِ ما باغ بهشت
می شود گریان دو چشمِ خواهرت از بعدِ من

مادرم آمد به دیدارت خدا را شاکرم
بود اگر می مُرد قطعاً مادرت از بعدِ من

با هزار افسوس می گویم دوباره این سخن
چه بلاهایی نمی آید سرت از بعدِ من

  • پنج شنبه
  • 14
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 14:16
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

شور حضرت ابالفضل (ع) -(محول الاحواله من تویی) * الیاس محمدشاهی

1085

شور حضرت ابالفضل (ع) -(محول  الاحواله  من تویی) بند اول

محول الاحواله من تویی
روزی دهِ هر ساله من تویی
عمریه که گدای خونتم
(ابالفضلی عباس دیوونتم2)

دلبر و دلدار،سرور و سردار
خیلی دوست دارم ابالفضل علمدار
افضل الاذکار،ماهه شبه تار
خیلی دوست دارم ابالفضل علمدار

شیر دلیری ، بر من امیری
دستم رو روزه،محشر میگیری
صاحب لوایی،خیلی آقایی
کاشف کرب و،محبوب مایی

یاقمرالعشیره،عباس یا ابالفضل

بند دوم

هیبته تو مثاله حیدره
زیبائیت از یوسف دل میبره
مریدت شده اند ارمنیا
ای طائره فردوس کبریا

نورِ خدایی،مشکل گشایی
عباس وزیره کشوره کرب و بلایی
روحِ وفایی،اصل عطایی
عباس وزیره کشوره کرب و بلایی

اوجه رشادت ، معنیه عزت
معدن جود و، لطف و سخاوت
قاریِّ قرآن ، اُسوه ی ایمان
درعرصه ی جنگ،رزمت چو طوفان

یاقمرالعشیره،عباس یا ابالفضل

  • شنبه
  • 14
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:31
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( بر روی خیمه رفتنت اما گذاشتند) * ناصر دودانگه

1319

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( بر روی خیمه رفتنت اما گذاشتند) بر روی خیمه رفتنت اما گذاشتند

جایی برای بوسه ام آیا گذاشتند ؟

ای سوره ادب ، تو بزرگی کن و ببخش

رویت اگر که بی ادبان پا گذاشتند

رفتند تا بشارت قتل تو را دهند

سر نیزه را به سینه ی تو جا گذاشتند

دست تو را غلاف نزد، تیغشان برید

داغ تو را به سینه ی زهرا گذاشتند

تو‌ پیشمرگ شاه شهیدی و قبل از او

جسم تو را به معرض گرما گذاشتند

می خواستند بر بخورد بر غرور ما

پاشیدن تو را به تماشا گذاشتند

  • یکشنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 10:19
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

شور حضرت عباس (ع) -(بگو عباس اگه بقضی میونه گلوت نشسته) * رضا نصابی

724

شور حضرت عباس (ع) -(بگو عباس اگه بقضی میونه گلوت نشسته) بگو عباس

اگه بقضی

میونه گلوت نشسته

بگو عباس

اگه هستی

از غمه زمونه خسته

بگو عباس

تا که واشه

همه ی درای بسته

عباس ذکر همه گرفتاراس

عباس معنای ایثارو وفاس

عباس اسمش به هردردی دواس

عباس در مونه درد و غصه هاس

ابو فاضل ابوفاضل

خرابم من

خرابم من

خرابه مرام عباس

بدو خوب یا

زشت و زیبا

شده ام به نام عباس

خدارو شکر

که شدم من

نوکرو غلام عباس

عباس در ذات حق شدی تو حل

عباس اسمت شیرینه چون عسل

عباس تو عشق نداری تو بدل

عباس تو رزم تویی ضرب المثل

عباس ذکر همه گرفتاراس

عباس معنای ایثارو وفاس

عباس اسمش به هر دردی دواس

عباس در مونه دردو غصه هاس

هوامو داری

تو اقا.

روزایی که غصه دارم

میگیری

دستامو عباس

جز دستگیری ندارم

میبرم اسم

تو وقتی

گره می افته به کارم

عباس بازم دوباره اومدم

عباس بازم به تو که رو زدم

عباس اقا نکنی تو ردم

عباس اقا میدونم که بدم

عباس ذکر همه گرفتاراس

عباس معنای ایثارو وفاس

عباس اسمش به هردردی دواس

عباس در مونه دردو غصه هاس

  • یکشنبه
  • 15
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 22:47
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت عباس (ع) -( الغوث و الامان شمشیر ارسلان) *کربلایی جواد محمدی

2803
7

شور حضرت عباس (ع) -( الغوث و الامان شمشیر ارسلان) الغوث و الامان
شمشیر ارسلان
سرباز عمه جان
قمر الحسین قمرالحسین

شیرین ترین غزل
بی مثل و بی بدل
بی باکه هر جدل
قمرالحسین قمرالحسین

گفتم: قسمی یاد بده, گفت: ابالفضل
از آذریان یاد گرفتم قسمت را
من بار گناهان خودم را نکشیدم
اما به روی شانه کشیدم علمت را

یاور حرمه آب آور حرمه
سایه ات همیشه بالاسر حرمه
نور منجلیه هم والی و ولیه
کسی نمیدونه عباسی یا علیه

یاعباس یاسیدی
...............................

وشمس و وضحی‌ا
نفسی لک الفدا
آیات انما
ذُخرالحسین ذُخرالحسین

والا مقام تو
حق در کلام تو
حیوان به رام تو
ذُخر الحسین ذُخرالحسین

روبروی گنبدت هر قامتی تا میشود
ای که با آوردن نامت گره وا میشود
هرکسی دکتر جوابش کرده اینجا بی گمان
در حرم با گوشه ی چشمی مداوا میشود

ماه شب قمرِ چشماش پُر از گوهرِ
ضربه هاش شبیه طوفان پُر از خطرِ
مرجع ادبهِ چون حیدری نسبه
وارث علیو اون شمشیرِ دولبه

یاعباس یاسیدی

  • دوشنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 19:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه سینه زنی شب تاسوعا سبک سنتی (حاج اکبر ناظم) * مرتضی محمودپور

5196
19

نوحه سینه زنی شب تاسوعا سبک سنتی (حاج اکبر ناظم) ◾نوحه سینه زنی شب تاسوعا
◾سبک سنتی(حاج اکبرناظم)

◾بنداول
کنار علقمه عزا به پاشد
حاجت ساقی حرم روا شد
آمده فاطمه
کنار علقمه
مادر سقا شده زهرا
واویلتا آه و وایلا(۲)

◾بند دوم
دست ابوالفضل ز تن جدا شد
عباس در راه خدا فدا شد
یاس ام النبین
گشته نقش زمین
سردار شاه عالمین است
ساقی طفلان حسین است
وایلتا آه و واویلا(۲)

◾بندسوم
اهل حرم در انتظارآبند
نوباوگان آل بوترابند
اگر تشنه کامم
برحسین غلامم
اگر که من تشنه ی آبم
شرمنده روی ربابم
واویلتا آه واویلا(۲)

  • سه شنبه
  • 26
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 11:22
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

شور حضرت ام البنین (س) -(اُمّ البنین ، مادرِ ادب ) * عباس شعرباف

3508
4

شور حضرت ام البنین (س) -(اُمّ البنین ، مادرِ ادب ) اُمّ البنین ، مادرِ ادب ۲
اُمّ البنین ، اي فخرِ عرب ۲
اُمّ البنین ، یاورِ علي ۲
اُمّ البنین ، با اصل و نسب ۲

من که عاشق ترینم ۲
حَک شُده رو نگینم ۲
با اجازه ي ابوالفضل
نوکرِ اُمّ البنینم

از شما دارم ، همه ي دارو ندارمو یا اُمّ البنین
من به تو بي بي ، حضرت عباسي بدهکارم یا اُمّ البنین
نوکرت هستم ، من برات میثمِ تمارم یا اُمّ البنین

اُمّ البنین یا اُمّ البنین

اُمّ البنین ، معدنِ سَخا ۲
اُمّ البنین ، الگوي وفا ۲
اُمّ البنین ، ذکرِ تو شُده ۲
اُمّ البنین ، دردیما دوا ۲

تا تُو روضت میشینم ۲
انگاري تُو مدینم ۲
بشنون اهلِ عالم
نوکرِ اُمّ البنیم

به تو مدیونم ، هیئتت شُد سَرو سامونم یا اُمّ البنین
ابر بارونم ، یاده تو روضه که میخونم یا اُمّ البنین
با دلو جُونم ، تا ابد پاي تو میمونم یا اُمّ البنین

اُمّ البنین یا اُمّ البنین

اُمّ البنین ، با حُجب حیا ۲
اُمّ البنین ، ای روحِ دُعا ۲
اُمّ البنین ، از شما میخام ۲
اُمّ البنین ، باز یه کربلا ۲

غرقِ در شور و شینم ۲
مستِ روي حسینم ۲
افتخار میکنم که
من سگِ اُمّ البنینم

از تو میگیرم ، این شبا برات کربلا یا اُمّ البنین
میسازیم آخر ، مثل شیش گوشه برا شما یا اُم البنین
کوریه دُشمن ، تو را مادر میزنم صدا یا اُمّ البنین

اُمّ البنین یا اُمّ البنین

  • پنج شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:34
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
سید ناصر ولائی زنجانی

مدح و مرثیه حضرت اباالفضل(ع) -(اي عشق تو عشق ناب عباس) *سید ناصر ولائی زنجانی

808

مدح و مرثیه حضرت اباالفضل(ع) -(اي عشق تو عشق ناب عباس) اي عشق تو عشق ناب عباس
وي لطف تو بي حساب عباس
همواره اميرنفس بودي
كردي چو ورا جواب عباس
پيوسته شود دعا در اين باب
بالطف تومستجاب عباس
بوسد ز دو دست و پايت افلاك
اي زادۀ بو تراب عباس
بر کرب و بلا خدا نفرمود
همکفو تو انتخاب عباس
برعلم نبي عليست چون در
عشق است حسين و باب عباس
سردار دلير پاكبازان
سرلشكر انقلاب عباس
عاجز زبيان و شرح مدحت
صد دفتر و صد كتاب عباس
برفضل و ادب پدر توهستي
اي بندۀ خوش مآب عباس
باياد لبان تشنه رفتي
تاآب چه با شتاب عباس
خشكيده لبت گذشتي از آب
شرمنده شد از تو آب عباس
دستان توشد جدا در اين راه
سر زد زدل التهاب عباس
تا مشك تو شد چو اشك جاري
شد خانۀ دل خراب عباس
برتشنۀ منتظر به مشكت
شد آب دگر سراب عباس
پيشاني ات از عمود بشكست
جاري شد از آن گلاب عباس
آن خون سر تو بود درچشم؟
ياخون دل رباب عباس؟؟؟
آن راوي دشت كربلا گفت:
افتاد چو از عقاب عباس
روكرد بسوي خيمۀشاه
بنمود ورا خطاب عباس:
درياب برادرت برادر
در لحظهء اضطراب عباس
درياي كرم توآبِ موّاج
درپيش تو چون حباب عباس
هرلحظه به دست توست چشمش
چون ماه بر آفتاب عباس
خواهد كه ببيندآن جمالت
يك مرتبه بي نقاب عباس
صدجان به فداي تو . ندارد
هرگز به غم تو تاب عباس
از ديدن كودكان عطشان
افتاد به پيچ و تاب عباس
يك مشت به كف گرفت از آب
بنمود برآن عتاب عباس
محروم شد از تو شهريارم
زين غصه كشد عذاب عباس
هيهات بنوشد از تو سقّا
لب را نزند به آب عباس
بنوشت به لوح دل ولايي
اي دل ز غمت كباب عباس
در روز جزا ز دست ما گير
در روز غم از حساب عباس

  • پنج شنبه
  • 3
  • تیر
  • 1400
  • ساعت
  • 10:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه/زمزمه شب نهم محرم - پاشو آخه خوش غیرت نداره حرم امنیّت * رامین برومند

1040
0

زمینه/زمزمه شب نهم محرم - پاشو آخه خوش غیرت نداره حرم امنیّت زمینه/زمزمه شب نهم

داداش چی به روز تو آوردن اشک مادرم رو درآوردن
چجوری کلاه خودِتو بردن
بالاسرت زار اومدم انگار نیزه زار اومدم

پراز تیرو نیزه شدی زخم رو زخم دیدی
زره انگار از تیر و نیزه پوشیدی
از درد میپیچی تو به خودت از ،تیر زهری
بیچاره شدم الآن انکسره ظهری
واویلا واویلا

اینا دل من رو از جا کندن پاشو که دارن بهم میخندن
پاشو دست زینب رو میبندن
اسیری با عذاب میره تو مجلس شراب میره
پاشو آخه خوش غیرت نداره حرم امنیّت
با تیرِه تویه چشمت افتادی با صورت ؟
نشناختمت ای عباس عالم رو سرم ریخته
نظم صورت ماهم بدجوری بهم ریخته
واویلا واویلا

من بی تو تمومه داداش کارم پشت و پناهی دیگه ندارم
غم غارت و جسارت دارم
دشمن سمت خیمه میره رقیه ام بی تو میمیره
بعد از من و تو عباس میشه حرمم غارت
ای وای از عصر و از اذیت و جسارت
وقتی روی نی با رقیّه م بشی رو در رو
با این سر پاشیدت نمیشناسه از پهلو

واویلا واویلا

عباس چه کنم بی تو من اینجا وقتی که میشم تو گودال تنها
میمونه تنم زیر دست و پا

جون دارم میدم نازنین انقد پاتو نکش زمین

کشته منو این روضه کرده دل من رو خون
تنها سری بود که از مرکب شده آویزون
آخر همه از عباس گرفتن انتقام
نذاشتن که سرش سالم برسه تا شام
واویلا واویلا

  • شنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 11:42
  • نوشته شده توسط
  • رامین برومند(زائر)
ادامه مطلب

شب نهم محرم شهادت حضرت اباالفضل(ع) -(دیدن پیکر تو پیر شدن هم دارد) * محمد حبیب زاده

873

شب نهم محرم شهادت حضرت اباالفضل(ع) -(دیدن پیکر تو پیر شدن هم دارد) دیدن پیکر تو پیر شدن هم دارد
داغ هجران تو زنجیر شدن هم دارد

دمِ تو هست ولی بازدمت کو عباس
درد تو درد زمین گیر شدن هم دارد

بخدا پای تو چندین دفعه درگیر شدم
سر تو ارزش درگیر شدن هم دارد

جان من پاشو ابلفضل بیا آغوشم
بی تو درسینه نفس سیر شدن هم دارد

سر پاشیده تو قد مرا خم کرده
غیرتت ارزش تقدیر شدن هم دارد

چقدر تیر سر سفره چشمت داری
سوره چشم تو تفسیر شدن هم دارد

تو ابلفضل منی یا حرم نی زاری
بدن پاره مگر زیر شدن هم دارد

سر هر عضو تنت ناله جانسوز زدم
تن تو درد زمین گیر شدن هم دارد

  • چهارشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 13:56
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

پاچیده تر ز جسم علی اکبرم حسین(روضه قمر بنی هاشم ع) * رامین برومند

740
3

پاچیده تر ز جسم علی اکبرم حسین(روضه قمر بنی هاشم ع) استمداد حضرت اباالفضل العباس

افتاده ام زمین و شکسته پرم حسین
از تیر و نیزه پرشده دور و برم حسین

یک چشم تیر و چشم دگر پر ز خاک و خون
بی دست و پا شدن، شده دردسرم حسین

اصلا بعید نیست که نشناسی ام اخا
پاچیده تر ز جسم علی اکبرم حسین

لج کرده اند با من ِ شق القمر شده
در چنگ بی مروتی ِ لشکرم حسین

آقا ، نه میکُشند مرا راحتم کنند!
نه اینکه بگذرند ز جسم وسرم حسین

تکیه به نخل دادم و بستن مرا به آن
چون کشتی شکسته ی بی لنگرم حسین

کم مانده زنده زنده مرا غارتم کنند
چیزی نمانده دیگر از این پیکرم حسین

هر که رسید نیزه زد و نیزه را شکست
باتیر و نیزه پر شده پا تا سرم حسین

این لشکری که دیدمشان بی حیا ترند
دلواپس غروب و غم معجرم حسین

رامین برومند(زائر)

  • پنج شنبه
  • 6
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 17:26
  • نوشته شده توسط
  • رامین برومند(زائر)
ادامه مطلب

استمداد حضرت اباالفضل(ع) -(به فریادم رس ای شاهِ جهان از پا در افتادم) * حاج غلامعلی شعاع

820

استمداد حضرت اباالفضل(ع) -(به فریادم رس ای شاهِ جهان از پا در افتادم) به فریادم رس ای شاهِ جهان از پا در افتادم
گشادم همچو عُنقا پر زِ تیرِ کین بر افتادم

بیا ای نوح کشتی نجات ای ملجأ کونین
که من در قلزمِ خجلت فکندم لنگر افتادم

چه گویم من چه ها شد بر سرِ یک مشک آب آخر
همی گویم که دادم هر دو دست از پیکر افتادم

خریدم مشک آبی را به چشم و دست و سر دردا
در این داد و ستد امّا به شورِ محشر افتادم

چو بیدستم بدید آمد سراغم نوفلِ جانی
که از جورِ عمودِ وی جراحت در سر افتادم

بسانِ شاهباز از جورِ صیادِ جفا گستر
زِ پشتِ زین به خاکِ تیره بی بال و پَر افتادم

فتادم گر چه در ظاهر به خاک و خون ولی شادم
که در باطن به آغوشِ بَتولِ اَطهر افتادم

برادر بودم آگه از جفای قُنفذِ کافر
از آنرو میل کردم از یمین بر میسر افتادم

زِ لطفِ مادرم زَهرا نهادم تا اَبد شاها
به جای مغفرِ سیمین به سر تاجِ زَر افتادم

غمی در دل به جز دید (شعاعِ) حسن یارم نیست
بیا کز بهرِ دیدارِ تو با چشمِ تَر افتادم

  • سه شنبه
  • 30
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 19:47
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زبانحال حضرت اباالفضل(ع) -(مدهوشم و سرمست ز ميناي غم و رنج) *مرحوم عباسعلی شبخیز قراملکی

927

زبانحال حضرت اباالفضل(ع) -(مدهوشم و سرمست ز ميناي غم و رنج) مدهوشم و سرمست ز ميناي غم و رنج
گلگون شده زان باده ی نابم رخ نارنج
افتاده ام از اسب در اين عرصه شطرنج
بنگر كه : سر و كتف و دل و ساعدو آرنج
رفت از نظرم در هوس روي تو هر پنج

اي شاه مرا كرده غلام تو خداوند
گر سر برود نگسلم از بندگيت بند
هرگز نروم ا ز سرپيمان بتو سوگند
گو : مكنت و ملك و حرم و خانه و فرزند
گردند فداي سر گيسوي تو هر پنج

اي پايه ی عرش از نفس گرم تو قائم
سر درخط فرمان تو ذرات عوالم
مخدوم توئي دردو جهان ما همه خادم
مفتي و فقيه و ثقه وعارف وعالم
جاروب كش مسند سكوي تو هر پنج

در مكتب تعليم طريقت تويي استاد
از فيض تو يابند خلايق همه ارشاد
هرگز چو تو فرزانه ندارد دو جهان ياد
روح و ملك وآدمي و جن و پريزاد
شاگرد دبستان سر كوي تو هر پنج

تا سرزند از خا ك سيه لاله و سنبل
بر دامن لطف تو زند چنگ توسل
بي اذن تو قمري نكند شوق تغزل
آ ئينه و شمع و گل و پروانه و بلبل
ساغركش ميخانه ی يا هوي تو هر پنج

اي مايه ی مجد و شرف دوده ی آدم
از تست جلال و حشم آدم و عالم
نبود دو جهان قيمت يك موت مسلم
جنات و قصور و غرف و كوثر و زمزم
بوسند در دولت مينوي تو هر پنج

اي كعبه جان قبله ی دل مهبط ارشاد
معموره ی اسلام ز ايثار توآباد
متروك وخراب از كرمت خانه بيداد
سلطان و غلام وخدم و بنده وآزاد
در سجده به پيش خم ابروي تو هر پنج

عرش ملكوت است تو را مسند اجلاس
دارند ملا يك در درگاه تو را پاس
تنها نه جبين ساست بدرگاه تو عباس
عيسي و كليم و خضر و يونس و الياس
سايند جبين بر در مشكوي تو هر پنج

اي خاك درت سرمه ی چشم مه و خورشيد
تنها نه منم در طلب دولت جاويد
ذرات جهانند در اين خواهش و اميد
شمس و قمر و مشتري و زهره و ناهيد
هستند چو بنده به تكا پوي تو هر پنج

جان بركفم از عشق تو اي مظهر لولاك
وي فيض وجودت سبب خلقت افلاك
عباس كجا،كي كند از كشته شدن باك
اين دست و سر و سينه و چشم و تن صدچاك
بالله كه نيرزند به يك موي تو هر پنج

اي رشگ همه هستي عالم به كمالات
آدم، به ملك از تو كند فخر و مباهات
جاويد ز جانبازي تو جمله آيات
انجيل و زبور و صحف و مصحف و تورات
هستند به تلويح ثنا گوي تو هر پنج

هرچند ز ده آه درون خيمه به گردون
وز سوز عطش جام دلت گشته پر از خون
ليك آب همه عالم امكان به تو مرهون
جيحون و فرات و ارس و دجله و كارون
مخمور عطشناك لب جوي تو هر پنج

اي كون ومكان بر كرم و لطف تو محتاج
آنرا كه نهادي به سر از مكرمتت تاج
از جور عدو گشت به تير ستم آماج
مشگ و علم و جان و دل و ديده به تاراج
رفت از سر شوق رخ نيكوي تو هر پنج

اي مرغ ملك بال در اين دشت بلاخيز
افتاده ام از جور سپاه شرر انگيز
آماده و در دست همه حربه ی خونريز
تيغ و سه¬پر و نيزه وگرز و تبر تيز
اندر صدد صيد پرستوي تو هر پنج

كي مي سزد از همچو مني وصف تو مولا
فيضي برد از مهر فلك شب¬پره حاشا
وامانده در اين مرحله شب خيز نه تنها
حَسان و جَرير، َاصمَعي واَخطَل و اَعشا
قاصر زمديح صفت وخوي تو هر پنج

  • شنبه
  • 3
  • مهر
  • 1400
  • ساعت
  • 20:19
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( تا سایه ی تو از سر این کاروان رفت ) * ناشناس ؟؟؟

1596
1

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( تا سایه ی تو از سر این کاروان رفت ) تا سایه ی تو از سر این کاروان رفت
از ترس رنگ از صورت نیلوفران رفت

اینکه به من خواهر نگفتی بر دلم ماند
حسرت به دل از پیش تو این قد کمان رفت

تیرِ کمان هم داشت شوق ابرویت را
که پر درآورد از کمان تا آن کمان رفت

دست تو که افتاد ، دستِ کوفه سمت
پوشیه ی حوریه ی این خاندان رفت

تو علقمه بودی ندیدی من که دیدم
با خنجری سمت حسینم ساربان رفت

من را به جبرِ کعب نی بردند آخر
بلبل کجا با میل خود از بوستان رفت؟!

فهمیدم از طرز نگاهت روی نیزه
تیری که تیرانداز زد تا استخوان رفت

ای محرم زینب خبر داری که زینب
وقتی نبودی مجلس نامحرمان رفت؟!

ام البنین باور نکرد اما پس از تو
زینب به کوفه با سنان بد دهان رفت
شاعر:گروه یا مظلوم

  • شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 08:46
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( پر شکست ) * محمود یوسفی

713

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( پر شکست                            ) پر شکست
چنان زد که بال کبوتر شکست

کنار فرات
عمود از افق آمد و سر شکست

یکی داد زد
به خیمه بریزید معبر شکست

حرم تشنه ماند
چه بد شد غرور برادر شکست

دل زینبین
پس از رفتنت صد برابر شکست

...
هوا تار شد
تو رفتی و زهرا عزادار شد

برای حسین
پس از رفتنت جنگ دشوار شد

به پهلو زدند
غم و غصه کوچه تکرار شد

پس از رفتنت
بلافاصله حرف بازار شد

و بزم شراب
چه بد موقعی وقت دیدار شد

  • شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 08:52
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( هر غصه ای جز غصه ات خوردم شرر شد ) * ناشناس ؟؟؟

1026

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -(  هر غصه ای جز غصه ات خوردم شرر شد ) هر غصه ای جز غصه ات خوردم شرر شد
لخته به لخته جمع شد خون جگر شد

دور از تو هر کاری که کردم خبط کردم
سودی اگر هم برده ام آخر ضرر شد

درمان درد خشکی چشمم تو بودی
نام تو را بردم دو چشمم باز ، تر شد

از دوریت با هیچ کس حرفی نگفتم
عالم ولی از چشم خیسم باخبر شد

پروانه قصد ترک عادت کرد یک شب
اسم شما آمد وسط پروانه تر شد

دل سوخت و من سوختم،پروانه هم سوخت
هر شب برای ما سه تا اینگونه سر شد

گفتم حرم درمان دردم میشود ، حیف
دوری از کرببلا خود دردسر شد
**
مقتل نوشته در کنار علقمه بود
وقت خسوف کامل قرص قمر شد

او تیر خورد اما تو دردش را کشیدی
یک جا تمام تیر ها درد کمر شد

خون دلش را بین چشمش جمع کرد و
داغ میان سینه اش خون بصر شد

آخر ، سر از پهلو به روی نیزه ها رفت
دردسر نیزه نشینی زخم سر شد

از روی نیزه با سر پاشیده دیده
در غارت خیمه سر خلخال شر شد

شاعر:مجید رضایی

  • شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 09:00
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

دستی برای جستجو از دست داده * مرضیه عاطفی

695

دستی برای جستجو از دست داده دستی برای جستجو از دست داده
چون پیکرش را مو به مو از دست داده

چشمان خود را با همان تیری که آمد
غرقِ شتاب از روبرو، از دست داده

بی خاصیت! افتاده گریان؛ پاره پاره
مَشکی که دیگر آبرو از دست داده

تعریف خواهد شد پس از این نام ِ «سقا»:
لب تشنه مردی که گلو از دست داده

در خیمهٔ تاریخ ما هم تشنه ماندیم
در علقمه ساقی سبو از دست داده

یک تیرِ عریان در دهانش گیر کرده
دیگر توانِ گفتگو از دست داده

آمد برادر... إنکسارش کشت ما را
قامت-خمیده؛ رنگ و رو از دست داده

اربابمان تنها نه که یار و علمدار
پشت و پناهش را بگو از دست داده

شد خیره بر ماه و سپس زد زیر گریه
آخر رقیه(س)-جان؛ عمو از دست داده!

  • شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 16:18
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب
 محسن صرامی

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( پشت اش شكست اينجا برادر بي برادر) * محسن صرامی

710

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -( پشت اش شكست اينجا برادر بي برادر) پشت اش شكست اينجا برادر بي برادر
پس ميرسد دنيا به آخر بي برادر

در داغ اكبر تكيه گاه اش بود عباس
تازه شكست از داغ اكبر بي برادر

چسبانده به سينه دوتا دست جدا را
سخت است باشد زنده ديگر بي برادر

از يوسف اش مانده فقط چشمي پر از خون
خاك عزا مي ريخت بر سر بي برادر

او كاشف الكرب حسين اش بود،حالا
غم ميشود چندين برابر بي برادر

لشگر به جشن و پايكوبي گشت مشغول
وقتي كه شد فرزند حيدر بي برادر

حتي توان پا شدن از جا ندارد
ديگر ندارد جان به پيكر بي برادر

آمد به خيمه اينچنين فرمود با غم
هستي پس از اين لحظه خواهر بي برادر...

  • دوشنبه
  • 7
  • شهریور
  • 1401
  • ساعت
  • 12:10
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

شهادت حضرت عباس(ع) -( مرابا یا اخا ادرک اخایت) * علی اکبر اسفندیار (مداح)

1209
1

شهادت حضرت عباس(ع) -( مرابا یا اخا ادرک اخایت) مرابا یا اخا ادرک اخایت
برادر خوانده ای جانم فدایت
ز لب هایت برادر تا شنیدم
سراسیمه به بالینت رسیدم
تو ماه آسمانی ، نازنینی
چرا افتاده بر روی زمینی؟
تو تنها حامی ام بودی برادر
چه خاکی من بریزم بی توبرسر؟
برادر کارمن زار است برخیز
سپاهم بی علمدار است برخیز
فقط اینجا کنارم باش عباس
غریبم من، تو یارم باش عباس
علمدارم، کدامین دست نامرد
تورا اینسان زهم پاشیده ات کرد؟
عدو داغی که برقلبم نشانده
رمق درجسم وجان من نمانده
صدایت تا رسید گفتم که ای وای
دودستت تا برید گفتم که ای وای
دگر برگشتنت به سوی خیمه
برایم شد بعید گفتم که ای وای
عزیزانم شدند بی تاب برگرد
نمی خواهند ازتو آب برگرد
وجودتو چه بی چشم وچه بی دست
برای ماو طفلان نعمتی هست
مرا این پرسش رقیه کشته
چرا بابا عموجان بر نگشته؟
ربابم کرده التماس بر گرد
به من گفتا که با عباس برگرد
من اینگونه زداغت کرده ام تب
خدا رحمی کند برحال زینب
بیاو برسپاهم کن امیری
و گرنه می رود زینب اسیری
تورا تیر قصاوت برجبین زد
مرا داغ غم تو بر زمین زد
غمم در ماتم تو کم نباشد
برادر چون تو درعالم نباشد
نه اکبرمانده نه عون نه حبیبم
مرو عباس جان خیلی غریبم
اگر پرسد رقیه کو عمویم
جواب نازدانه را چه گویم؟
تورفتی آرزوهایم هدر رفت
زداغت دست هایم بر کمررفت
خودم داغ برادر دیده بودم
مدینه تیر غم راخورده بودم
ولی داغ توآتش زد نهادم
تو افتادی ومن هم اوفتادم
چقدراین کوفیان یاقی وپستند
به تیری چشم زیبای تو بستند
غمت تابر دلم بنشست عباس
غرور من دگر بشکست عباس
بگو(مداح) همیشه یا اباالفضل
دوا کن درد خود را بااباالفضل.

  • دوشنبه
  • 7
  • شهریور
  • 1401
  • ساعت
  • 10:08
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 عبادی طارمی

شهادت حضرت اباالفضل(ع) -(پاشو برادر من ) * عبادی طارمی

529

شهادت حضرت اباالفضل(ع) -(پاشو برادر من ) پاشو برادر من
امید لشکر من
مشک وعلم رابردار
عطشانه اصغر من

تاب و توان ندارم
درسینه جان ندارم
راهی به سوی نهرو
آب روان ندارم

قدم خمیده عباس
رنگم پریده عباس
زاده ی حیدری تو
قدت رشیده عباس

پاشو برادر من
امید لشکر من
مشک وعلم رابردار
عطشانه اصغر من

قشنگی چشات کو
خنده ی رو لبات کو
دستای پر توانت
حسین بشه فدات کو

سرت چرا عموده
گونه ها تم کبوده
چشاتو خون گرفته
دور و برت عنوده

پاشو برادر من
امید لشکر من
مشک وعلم رابردار
عطشانه اصغر من

جون به لبم رسیده
کی دستاتو بریده
دست از بدن جداشه
عذابشم شدیده

رقیه جام رو دستش
منتظر تو هستش
وقتی نیومدی تو
یه گوشه ای نشستش

پاشو برادر من
امید لشکر من
مشک وعلم رابردار
عطشانه اصغر من

  • شنبه
  • 17
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 18:36
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور قمر منیر بنی هاشم حضرت ابااالفضل العباس(ع) -(افضل الاذکارم یا ابلفضله) * مجید آقاجانی

608

شور قمر منیر بنی هاشم حضرت ابااالفضل العباس(ع) -(افضل الاذکارم یا ابلفضله) ⬇️ بند ۱

افضل الاذکارم یا ابلفضله
دلبر و دلدارم یا ابلفضله
منو مستم کرده ذکر یا عباس
هرنفس گفتارم یا ابلفضله

مانند حیدر کراری آقا
والله که همتا نداری آقا
تویی پاسدار خیمه های ارباب
شبیه تیغ ذولفقاری آقا

به فدات آقاجون مادرو پدرم
پای تو ریخته اشکای مختصرم
منو برده تا عرش معلا ذکرت
زده بازم فکر حرمت به سرم

یا ابلفضل یا ابلفضل

⬇️ بند ۲

میخونم ازتو تا که نفس دارم
من به عشق تو آقا گرفتارم
نه فقط اینجا من حتی اون دنیا
به همه میگم عبد علمدارم

کرم تو هست اندازه ی دریا
دلمو کردی با یه نگات شیدا
نمیام از فکر حرمت بیرون
به فدای اون گنبدو صحن زیبا

خاک زیر پای تو أم عالیجناب
ممنون از اینکه تو منو کردی حساب
مثل حیدر کرار میزنی شمشیر
بردن اسم تو داره خیلی ثواب

یا ابلفضل یا ابلفضل

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 23:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه شهادت قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع) -(تمام نخلستان ، گرفته عطر ياس ) * علی صالحی

457

نوحه شهادت قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع) -(تمام نخلستان ، گرفته عطر ياس ) تمام نخلستان ، گرفته عطر ياس ۲
فتاده روى خاک ، دو بازوى عباس ۲
در علقمه غوغا شد - حسين دگر تنها شد ۲
(واويلتا واويلا) ۲

به يک طرف مشک و ، به يک طرف پرچم ۲
ز ضربتى سنگين ، قمر شده مبهم ۲
غبار و خون بر مويش - سوا ز هم ابرويش ۲
(واويلتا واويلا) ۲

تن حرم لرزيد ، عمود دين افتاد ۲
امير نام آور ، ز صدر زين افتاد ۲
حراميان مى خندند - به پهلوان مى خندند ۲
(واويلتا واويلا) ۲

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:00
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع) -(ساقی و سردار دین) *کربلایی امیر حسامی تبریزی

670
1

واحد قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع) -(ساقی و سردار دین) ☑️بند اول
ساقی و سردار دین
با تو گشته دل اجین
سر سپاه مه جبین

یادگار مرتضی
حرز جنگت لافتی
دلبری حبل المتین

من گدای مبتلای کوی تو هستم آقا
تا ابد دل را به تار زلف تو بستم آقا

تو خداوند شور و احساسی
مه زیبا رو آقام عباسی

(((یا ابوفاضل مدد ، یا ابوفاضل مدد)))

☑️بند دوم
حب تو ایمان من
عشق تو در جان من
ای سر و سامان من

دلربایی کار تو
دست خالق یار تو
نوکری از آنِ من

ای قرار قلب زهرا من به تو دل داده ام
در میان می گسارانت بزن قلاده ام

پر پروازم محرم رازم
یل دریا دل به تو مینازم

(((یا ابوفاضل مدد ، یا ابوفاضل مدد)))

☑️بند سوم
ای امیر بی قرین
زاده ی ام البنین
گوهر عرش و زمین

رزمگاه عشقیده
قان دولاندا مشکیوه
بئیله مولا سسلدین

ای جماعت تا وارام اسلامه نصرت ائیلرم
ساق الیم گئتدی صول ال لی دینه خدمت ائیلرم

حرمین بی تا کرمین دریا
ویریلیب عرشه علمین آقا

(((یا ابوفاضل مدد ، یا ابوفاضل مدد)))

  • یکشنبه
  • 19
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 15:14
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد قمر منیر بنی هاشم حضرت باالفضل العباس(ع) -(دل آزرده سقا، بد آورده سقا، زمین خورده سقا، شبیه علم) * محمد بیابانی

521

واحد قمر منیر بنی هاشم حضرت باالفضل العباس(ع) -(دل آزرده سقا، بد آورده سقا، زمین خورده سقا، شبیه علم) دل آزرده سقا، بد آورده سقا، زمین خورده سقا، شبیه علم
داره مشک پاره، براش خون میباره، دیگه پا نداره، بره به حرم
دنیا سرش شد خراب / خالی شده مشک آب
افتاد و گفت وای رباب
افتاد و باز اومدن / با هر چی که شد زدن
چیزی نموند از بدن
پر از اباالفضل شده این صحرا
کسی ندیده که لب دریا
با لب تشنه جون بده سقا ۲
ابوفاضل ۸

داره کوه درد و، داره دست سرد و، داره اشک مرد و، می بینه حرم
عمود و کشید و، صدا زد بِرید و، مهیای غارت، بشید خواهرم
که بی‌کس و کار شدی / زینب گرفتار شدی
راهی بازار شدی
دلشوره دارم برا / گوشوارهٔ دخترا
که وا نشه معجرا
غصه نخور که میشی آواره
سایهٔ رو سرت علمداره
رو نیزه‌ها هم هواتو داره ۲
ابوفاضل ۸

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 17:48
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس علیه السلام -(شیر سرخ عربستان صاحب خان) *کربلایی جواد محمدی

646

شور قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس علیه السلام -(شیر سرخ عربستان صاحب خان) شیر سرخ عربستان صاحب خان
تکیه گاه حرم امیر خوبان قمر
پسر مظهر یزدان جاویدان
سردار با جنم مثال طوفان قمر

اهل کوفه همه گفتند که عیار آمده
جانشینِ اسدالله به پیکار آمده
زمین لرزید زِ وحشت قیامت شد به پا
زلزله نیست نترسید علمدار آمده

تکرارِ حیدرِ کرارِ شیر لافرارِ
محاله دست از سر عدو بردارِ
سردارِ مرد هر پیکار قاتل کفارِ
در افتادن با قمر خطر داره

یا عباس یاسیدی

.......................................
بند دوم

تویی فرمانده ی لشگر از همه سر
شاگرد اول حضرت حیدر قمر
تویی ساقی و دلاور صاحب زر
استاد حضرت علی اکبر قمر

امان نامه پاره کردی با نگاه غضبناک
دست رد زدی به دشمن لشگری شده هولناک
شیر مادرت حلالت جانم عباس علی
شمر و دار و دسته هاشو پوزه مالیدی به خاک

غرانه شیر نخلستانه روحه و ریحانه
آرامشِ قلب خانم رقیه جانه
جانانه چون علی طوفانه فاتح میدانه
سیاه کرده روز پسر مرجانه

یا عباس یا سیدی

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 14:39
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس علیه السلام -(حریف میطلبم حریف) *کربلایی جواد محمدی

516

شور قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس علیه السلام -(حریف میطلبم حریف) حریف میطلبم حریف
چه کسی حاضر این پیکار

رقیب میطلبم رقیب
چه کسی اینهمه جرات داره

کی به غیر از من میتونه
این علم رو از زمین برداره

منم عباس علی فرزنده حیدر کرارم
کور خواندید که دست از سرتان بردارم

ابرمردم پیروز هر نبردم
سرم بالاس سینمو سپر کردم
برید خونه میدون جای بازی نیست
امون از اون لحظه ای که برگردم

منم ابوالفضل علی منم ابوالفضل علی
..............................................
بند دوم

کی مثال من تو میدون
جنگاوره تمام عیاره

با نگاه این چشمانم
کل لشگر تو تارو ماره

من همونم که با جرات
امون نامه ات رو کردم پاره

آی شمر بی صفت ، تو که از دور داری میخندی
مردی بیا جلو تا ببینم چند چندی

علمدارم کلی ادعا دارم
تموم عمر از امیه بیزارم
به گمونم اینکه خیلی ترسیدی
که من شاگرد حیدر کرارم

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 14:47
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

شور قمر منی بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع) -(تا محشر پرچمش بالاس یا ابوفاضل) * طاها تحقیقی

474
1

شور قمر منی بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع) -(تا محشر پرچمش بالاس یا ابوفاضل) ?بند اول:

تا محشر پرچمش بالاس (یا ابوفاضل ۲)
رَحِمَ الله عَلَی الْعباس (یا ابوفاضل ۲)

ساقی قمره
ما همه فانی و باقی قمره
وقتی کربلا بهشت عالمه
یعنی سیّد عراقی قمره

دل و دلداره
تجلی ایثاره
فراتر از افکاره، ابوفاضل

نور آفاقه
معلم اخلاقه
روی لب عشّاقه، ابوفاضل

یا قمر العشیره

?بند دوم:

تکرار هیبت مولاس (یا ابوفاضل ۲)
رَحِمَ الله عَلَی الْعباس (یا ابوفاضل ۲)

محشر قمره
غالب و یک تنه لشکر قمره
تو رگاش میجوشه غیرت علی
پسر فاتح خیبر قمره

یل قهّاره
امیرِ لافرّاره
وَ ثانی کرّاره، ابوفاضل

دم طوفانه
که صاحب عنوانه
دلاوره میدانه، ابوفاضل

یا قمر العشیره

?بند سوم:

حامی پسرِ زهراس (یا ابوفاضل ۲)
رَحِمَ الله عَلَی الْعباس (یا ابوفاضل ۲)

زیبا قمره
یوسف عرش معلی قمره
تو لغت نامه باید که بنویسن
معنی واژه سقا قمره

سر و سرداره
که در وفا معیاره
فضائلش بسیاره، ابوفاضل

وزیر شاهه
که جانفدای راهه
حضرت ثاراللهه، ابوفاضل

یا قمر العشیره

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 15:00
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

شور قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع) -(ای پسر شیر خدا اباالفضل) * طاها تحقیقی

3063
5

شور قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع) -(ای پسر شیر خدا اباالفضل) ای پسر شیر خدا اباالفضل
کفیل آل مرتضی اباالفضل
قوّت بازوت میشه صد برابر
وقتی رقیه میگه یا اباالفضل

ای ساقی وفادار
میر و علمدار
تفسیر ایثار، عباس

ای فاتح جگردار
پیروز پیکار
ثانی کرّار، عباس

ای جانم اباالفضل
جانم اباالفضل جانم اباالفضل، عباس

??بند دوم:

ای یلِ حامل الْلِّواء، اباالفضل
ماه منیر کربلا، اباالفضل
هرچی که از فضائلت بگن باز
نمیشه حقِ تو ادا، اباالفضل

ای حامی ولایت
کوه شجاعت
معنای غیرت، عباس

ای کعبه ی فضائل
حیدر شمائل
زهرا خصائل، عباس

ای جانم اباالفضل
جانم اباالفضل جانم اباالفضل، عباس

??بند سوم:

مجری عدل مرتضی، یا مهدی
منتقم خون خدا، یا مهدی
با انتظار فرج تو وَ الله
بالا میره طاعات ما، یا مهدی

ای وارث پیمبر
صمصام حیدر
خون خواه مادر، مهدی

تو رهبره قیامی
نور الْاَنامی
حُسن ختامی، مهدی

ای جانم یا مهدی
جانم یا مهدی جانم یا مهدی، مهدی(عج)

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 15:32
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

شور قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع) -(شیره با وقار و مردِ حماسه، قمر الله) * طاها تحقیقی

1110

شور قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع) -(شیره با وقار و مردِ حماسه، قمر الله) ?بند اول:

شیره با وقار و مردِ حماسه، قمر الله
از نگاش یه لشکری تو هراسه، قمر الله
وقتی رفت با غضبش توی میدون، یلِ حیدر
عمره دشمنارو کرده خلاصه، قمر الله

احدی، ندیده مثله حضرته قمر
به علی، کشیده زور و قدرته قمر
(دشمنو، نا امید کرده هیبته قمر۲)

بدرالدجا، قمر
باب الرجا، قمر
کهف الورا، قمر، ابوفاضل

والا مقام، قمر
واجب سلام، قمر
حرز الامام، قمر، ابوفاضل

یا سیدی یا عباس

?بند دوم:

پهلوانِ با ابهت و بی باک، قمر الله
فارِس زمین و فاتحِ افلاک، قمر الله
یادگاره حضرت ابوتراب، ابوفاضل
دشمنو با نعره هاش میکنه خاک، قمر الله

تا اومد، توی معرکه به پا طوفان شد
خفقان، حاکم شلوغیِ میدان شد
(رجزش، عامل ولوله و طغیان شد۲)

تاج ادب، قمر
زهرا نسب، قمر
حیدر لقب، قمر، ابوفاضل

رب الغضب، قمر
کوه جذب، قمر
فخر عرب، قمر، ابوفاضل

یا سیدی یا عباس

?بند سوم:

وارث دین و ولایت حیدر، یا حسن جان
آیِنه دارِ صلابتِ حیدر، یا حسن جان
خم ابروی تو برّنده مثلِ، ذوالفقاره
توو رگات میجوشه غیرت حیدر، یا حسن جان

به سرت، تا میبندی سربند یا علی
دشمنت، فراری میشه بی مُعَطّلی
(مثه تو، ندیده هیچکس تا حالا یلی۲)

ای بی بدل، حسن
ضرب الاجل، حسن
شیر جمل، حسن، یاحسن جان

شاه و ولی، حسن
دوّم علی، حسن
لم یزلی، حسن، یاحسن جان

یا سیدی یا حسن جان

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 17:50
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد