اشعار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

مرتب سازی براساس
 محمدرضا سروری

بگو تو یا ابالفضل -(به وقت ماتم و عزا ، به یاد شیر نینوا) * محمدرضا سروری

5287
3

بگو تو یا ابالفضل -(به وقت ماتم و عزا ، به یاد شیر نینوا) بگو تو یا ابالفضل

به وقت ماتم و عزا ، به یاد شیر نینوا
بگو تو یا ابالفضل " ابالفضل "
به عشق شاه سرجدا ، به پاس حُرمت ولا
بگو تو یا ابالفضل " ابالفضل "
اگر شکسته خاطری ، ز درد غصه آوری
بگو تو یا ابالفضل " ابالفضل "
اگر غمین و مضطری ، به سوگ یار و یاوری
بگو تو یا ابالفضل " ابالفضل "

مشکل گشا ابالفضل
حاجت روا ابالفضل
دردم دوا ابالفضل
******
به وقت درد بی دوا ، برای حاجت و روا
بگو تو یا ابالفضل " ابالفضل "
به زیر بار غصه ها ، به مشکلات نا گشا
بگو تو یا ابالفضل " ابالفضل "
به لحظه های درد و غم ، به رفع مشکلات هم
بگو تو یا ابالفضل " ابالفضل "
به تنگنای بیش و کم ، به غصه های دم به دم
بگو تو یا ابال

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 11:53
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

حضرت ابالفضل العباس(ع) -(یاحامل اللوا و یا ساقی‌العطاشا) * عبدالحسین میرزایی

3058
5

حضرت ابالفضل العباس(ع) -(یاحامل اللوا و     یا ساقی‌العطاشا) یاحامل اللوا و یا ساقی‌العطاشا
حال برادرت را یک لحظه کن تماشا
پشت و پناه هستی اباالفضل اباالفضل
پشت مرا شکستی اباالفضل اباالفضل
ای با وفا اباالفضل اباالفضل اباالفضل
مشکل گشا اباالفضل اباالفضلاباالفضل
داغ تو ای برادر بر دل زند شراره
اصغر در احتظار و مشک تو پاره پاره
چرا در اضطرابی اباالفضل اباالفضل
شرمنده ربابی اباالفضل اباالفضل
ای با وفا اباالفضل اباالفضل اباالفضل
بر دوش اگر دوباره مشک و علم نگیری
خیمه رود به غارت زینب رود اسیری
بعد از تو ای علمدار اباالفضل اباالفضل
زینب شود گرفتار اباالفضل اباالفضل
ای با وفا اباالفضل اباالفضل اباالفضل
ای وای از این همه تیر وای از عمود آهن
ببنین کنار جسمت گوید

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:10
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

پنج دفعه -(علم و شمشیر و مشک و دو دست پنج دفعه دلِ عبّاس شکست) * محمدرضا سروری

1733
1

پنج دفعه -(علم و شمشیر و مشک و دو دست   پنج دفعه دلِ عبّاس شکست) پنج دفعه
علم و شمشیر و مشک و دو دست پنج دفعه دلِ عبّاس شکست
تا به روی گِل ساحـل بنِشست پنج دفعه دلِ عبـّاس شکست
از جفـاکـاری ابلیـس پرسـت پنج دفعه دلِ عبـّاس شکست
تا حسین چشم ابالفضل ببست پنج دفعه دلِ عبـّاس شکست
سـاقـی تشـنـة دربـار ابـاعبـدالله
بعد رخصت طلبیدن که بگفت بسم الله
راهی علقمـه شد آب روان هدیـه کند
بر لـب تشـنـه لبـانِ حـرم ثــارالله
زد به قلب سپه و فتـح نمود علقمه را
با طپـش های دلش یاد بفرمود همه را
گفت لب تر نکنم ، تا نکنم تر لبِ شاه
مشک پُرکرده روان شد حرم فاطمه را
از جفـاکـاری ابلیـس پرسـت پنج دفعه دلِ عبـّاس شکست
علم و شمشیر و مشک و دو دست پنج دفعه دلِ عبّاس شکست
علم و مشک ب

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:11
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 5 ـ ذکر / ثلاث سنتی ـ اشک -(اشكِ ما جاری شده ای عمو عباس) * حسن ثابت جو

929

سبک 5 ـ ذکر / ثلاث سنتی ـ اشک -(اشكِ ما جاری شده ای عمو عباس) سبک 5 ـ ذکر / ثلاث سنتی ـ اشک
اشكِ ما جاری شده ـ جاری شده ـ ای عمو عباس(2)
كارِ ما زاری شده ـ زاری شده ـ ای عمو عباس(2)
سقای ما طفلان ـ عمو جانم ابالفضل
ای بر عطش درمان ـ عمو جانم ابالفضل
جانم عمو(2) جانم ابالفضل
ما كه در تاب و تبیم ـ تاب و تبیم ـ ای عمو عباس(2)
جملگی تشنه لبیم ـ تشنه لبیم ـ ای عمو عباس(2)
ما مرغِ بی تابیم ـ عمو جانم ابالفضل
ما تشنه ی آبیم ـ عمو جانم ابالفضل
جانم عمو(2) جانم ابالفضل
كی عمویم می رسد پیش حرم ـ ای خدای من(2)
قطره ی آبی رساند در برم ـ ای خدای من(2)
رنگ از رخ گریان ما طفلان پریده
از بس كه جسم خسته بی آبی كشیده
جانم عمو(2) جانم ابالفضل
آمده بابای ما اما عمو ـ مانده

  • جمعه
  • 30
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 23:20
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

عباس جوان -(عبّاس جوان خواست خودش سقـّا باشد) * محمدرضا سروری

1185

عباس جوان -(عبّاس جوان خواست خودش سقـّا باشد) عباس جوان

عبّاس عبّاس ، علمدار حسین
سقّا سقّا ، به دربارِ حسین
تنها تنها ، ولی یار حسین
دریا دریا ، خریدار حسین
******
عبّاس جوان خواست خودش سقا باشد
آب آورِ عطشانکدة زهرا باشد

رخصت طلبید تا برود جانب علقم
تا نورِ امیدی به حرم برپا باشد

یا رفع عطش از لب طفلان بنماید
یا قتلگهش تشنه لبِ دریا باشد

با مشک تهی رفت به دستآوریِ آب
تا سینه تهی از شرر غم ها باشد

تنها به نبردِ سپهِ کوفه روان شد
می خواست اگر کُشته شود تنها باشد

در علقمه رفت تشنه ولی آب ننوشید
تا یادِ لبِ خشکِ شهِ بطحا باشد

تصویر صغیرانِ حرم در نظر او
پر غصه ترین غم به دلِ شیدا باشد

پرچم به سرِ دوش و علم در کفِ او بود
تا لرزه بران

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:25
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

عمو را خواب دیدم -(عمو را خواب دیدم به دوشش آب دیدم) * محمدرضا سروری

2080

عمو را خواب دیدم -(عمو را خواب دیدم   به دوشش آب دیدم) عمو را خواب دیدم

عمو را خواب دیدم به دوشش آب دیدم
به جانم تاب دیدم رُخِ مهتاب دیدم
دُرِ نایاب دیدم لب اصحاب دیدم
*******
عمو را خواب دیدم خواب دیدم خواب دیدم
به دوشش آب دیدم آب دیدم آب دیدم

عمو را خواب دیدم خنده رو بود
به روی دوش او بازم سبو بود
پرُ از آبی که روزی آرزو بود

عمو بود و دو دست پر توانش
عمو بود و نگاه مهربانش
نمی شد خنده از روی لبانش

عمو را خواب دیدم به دوشش آب دیدم
*******
عمو را خواب دیدم خواب دیدم خواب دیدم
به دوشش آب دیدم آب دیدم آب دیدم

عمویم مظهر مهر و وفا بود
هنوزم یاد او ، لب های ما بود
به فکر العطش در خیمه ها بود

برایم آب خوش آورده بود او
غم دُردانه ها را خورده بود ا

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:42
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

مرد وفا -(مرد وفا از دریا با لب تشنه آمده) * محمدرضا سروری

1589

مرد وفا -(مرد وفا از دریا با لب تشنه آمده) مرد وفا

مرد وفا از دریا با لب تشنه آمده
یک تنه در پیکار خنجر و دشنه آمده
مرد وفا از دریا با لب تشنه آمده
یک تنه در پیکار خنجر و دشنه آمده
******
با لب تشنه در دل آب روان ابالفضل
یاد حسین بود و لب تشنه لبان ابالفضل
مهر وفا بر وسط علقمه زد چه زیبا
بهر صغیران برادر نگران ابالفضل

با لب تشنه آمد از علقمه سوی یاران
یار حسین نور دل و دیده گلعذاران
تا برساند حرم فاطمه مشک آبش
سوز عطش را بدهد خاتمه مثل باران

مرد وفا از دریا با لب تشنه آمده
******
آب فرات دیده اگر مهر و وفای ساقی
یاد صغیران حرم ، سوز صدای ساقی
تا صف محشر به لب آب روان بماند
حسرت لعل لب و دستان جدای ساقی

چشم ملائک همه بر دست و لبان ا

  • یکشنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:53
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

بحر طویل حضرت عباس (ع) -(کنار خیمه ها می زد ) * امیر عظیمی

3934
4

بحر طویل حضرت عباس (ع) -(کنار خیمه ها می زد ) کنار خیمه ها می زد قدم آرامشی که در دلش طوفانی از غم بود و آنکه غمزدای اشرف اولاد آدم بود.
کنار خیمه ها می زد قدم یادش می آمد روزگار کودکی را، مادرش ام البنین شانه به مویش می کشید و زیر لب می گفت: اولادم فدای بچه های مادر سادات!
کنار خیمه ها می زد قدم با عزت و هیبت مباد آنکه نسیمی بی اجازه رد شود از لابلای خیمه ی ناموس آل الله. ناگاه از میان لشگر کوفه کسی آمد. کسی نه، کمتر از خار و خسی آمد کنار خیمه ها فریاد زد: شمرم! امان نامه برای زاده ی ام البنین دارم... حرم لرزید و عباس از خجالت...
از خجالت...
از خجالت سر به زیر افکنده وقتی می شود یک مرد و از لبهای خشک کودکان شرمنده وقتی می شود باید سکینه

  • دوشنبه
  • 26
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 19:27
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

حضرت عباس(ع) -(ما مسلمانیم اما ما مسلمانِ نجف ) * حسن لطفی

2421
3

حضرت عباس(ع) -(ما مسلمانیم اما ما مسلمانِ نجف ) ما مسلمانیم اما ما مسلمانِ نجف
جانِ کعبه صدهزاران بار قربانِ نجف
روزِ اول که زمین را چون نگینی خلق کرد
گفت در گوشش خدا جانِ تو و جانِ نجف
در نجف مدحِ علی می‌چسبد اما بعدِ آن
نامِ عباس است غوغا زیرِ ایوانِ نجف
کارِ ما مدحِ علی نه مدحِ قنبر گفتن است
مدحِ عباس است اما کارِ طوفانِ نجف
بر علی سوگند فریادِ علی عباسِ اوست
باب حاجات است پس نادِعلی عباسِ اوست
کیست این مرد این تمامِ اقتدارِ زینب است
کیست این شیر این که تیغِ کارزار زینب است
سایه‌ی زینب نمی‌دیدند ، اصلا می‌شود
دید خانم را که کوهی در کنار زینب است
شانه هایش را نوشتم کوهسارِ کربلا
گیسوانش را نوشتم آبشارِ زینب است
دستمالِ زردِ بابایش به عباس

  • سه شنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 09:32
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

حضرت عباس ع -(فقط دعا کنید ای کودکانم، عمو پیشِ شما خجل نمونه!) * هستی محرابی

1126

حضرت عباس ع -(فقط دعا کنید ای کودکانم، عمو پیشِ شما خجل نمونه!) ‍ ‍#التماسِ_کودکان_حرم_خدمت
#عمو_برای_ آب_و_رفتن
#حضرت_به_سمت_فرات

تا امید میزنه تو دل جوونه
تا میشم به سوی فرات روونه

فقط دعام کنید ای کودکانم
عمو پیشِِ شما خِجل نمونه

اصغرم از عطش داره بهونه
مثِ آتیش دلمو می سوزونه

ای فرات تو جوابم نکن
نا امید واسه آبم نکن

بگید عمه اونو بغل بگیره
لالاییِ آب و براش بخونه

سکینَم از عطش آروم نداره
طفلکی رقَیَم که بی زبونه

من چی بگم به این گلای پرپر
رنگ و روشون مثِ برگِ خزونه

دارم میرسونم آب و به خیمه
در کمینِم اینجا یه خصمِ دونه

ظالمی دسامو میره نشونه
دیگه آبم فقط یه جرعه خونه

کاش تو ای نا نجیبِ بی مروٌت
یه دس و می ذاشتی واسم بمونه

ای فرات تو جوابم ن

  • سه شنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:09
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

حضرت عباس ع -(یه صدایی میاد از دل علقمه، عباس داره میگه اُمّا یا فاطمه!) * هستی محرابی

1623
1

حضرت عباس ع -(یه صدایی میاد از دل علقمه، عباس داره میگه اُمّا یا فاطمه!) ‍ ‍#السلام_علیک_یا_ ابوالفضل_العباس_ع
#سبک_نوشته

یه صدایی میاد از دلِ علقمه
عباس داره میگه اُمّا یا فاطمه

تو رو محضِ خدا مهربون مادرم
بیا دستای خود رو بکش بر سرم
کنارِ القمه بی کس و یاورم
هر دو دستم فتاد یکسر از پیکرم

ای اجل تو اَمونم بده (2)
تا به خیمه توونم بده (2)

برخیز عباسِ من وا علیا بگو
تا کزآن افکنی لرزه جانِ عدو
پا شو جانم نما بهرِ آب جستجو
تا کز آن کودکان تَر نماین گلو

مادرم باشم من غلامِ حسین
جون فدا می کنم شوقِ نام حسین
من فدای لبِ تشنه کام حسین
این سرم بر ثنا و سلام حسین

ای اجل تو اَمونم بده ( 2)
تا به خیمه توونم بده (2)

بین تو ای مادرِ مهربونِ من
تیرِ شیاد و این چشمِ خونِ

  • سه شنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:20
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

مقتل برادران حضرت ابالفضل -(عبدالله، عثمان و جعفر) *

1257
1

مقتل برادران حضرت ابالفضل -(عبدالله، عثمان و جعفر) حضرت عباس(ع)وقتی دید بسیاری از یاران کشته شده اند به برادرانش عبدالله، عثمان و جعفر گفت:
"ای برادران من!بیایید ببینم تا چه قدر حاضرید برای خدا و پیامبرش ایثار کنید؟!"
ابتدا رو کرد به عبدالله که از دو برادر دیگرش بزرگ تر بود و فرمود:
"برادر برو،تو هم جان خویش را فدای امام کن"
برادران عباس(ع)یکی پس از دیگری به میدان رفتند و جنگیدند و در پیش چشمان برادر بزرگشان قمر بنی هاشم به شهادت رسیدند.
?مقاتل،ابی فرج،ص۳۲_۳۳
?مقتل مقرم،ص۳۲۸

  • سه شنبه
  • 3
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 11:13
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

ترکیب بند شهادت حضرت ابالفضل(ع) -(سقا نظر كن تشنه ام طاقت ندارم) * حسن ثابت جو

1011

ترکیب بند شهادت حضرت ابالفضل(ع) -(سقا نظر كن تشنه ام طاقت ندارم) سقا نظر كن تشنه ام طاقت ندارم
از تشنگی یک لحظه ی راحت ندارم
کم سن و سالم بر عطش عادت ندارم
جز قطره آبی از شما حاجت ندارم
آبی بیاور سینه ام آرام گیرد
خشكیده لب هایم ز مشكت كام گیرد
رفتی عمو باشد خدا پشت و پناهت
چشمان اهل این حرم مانده به راهت
وای از رباب و طفل و هرم اشک و آهت
ترسیدم از برق شهادت در نگاهت
ما منتظر بر درگه خیمه بمانیم
قدرِ وفای عهد سقا را بدانیم
چند ساعتی رفته عمو چشم انتظاریم
از تشنگی افسرده حال و بی قراریم
تاب تحمل بر عطش دیگر نداریم
ما مشک خالی بر لب خود می گذاریم
اکنون صدایی آمد و دل هایمان رفت
ادرک اخایی آمد و بابایمان رفت
برگشت بابایم ولی قامت شکسته
می آید آهسته ولی گریان و

  • جمعه
  • 30
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 23:02
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن لطفی

دودمه شب نهم محرم -(ای اهلِ حرم رفت علمدار و علم نیست) * حسن لطفی

3473
13

دودمه شب نهم محرم -(ای اهلِ حرم رفت علمدار و علم نیست) ای اهلِ حرم رفت علمدار و علم نیست
صاحب حرمم نیست
ای وای که در عَلقمه جُز دستِ قلم نیست
صاحب حرمم نیست

  • پنج شنبه
  • 24
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 19:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

تقدیم به حضرت اباالفضل العبّاس علیه السّلام -(آسمان می‌سوزد از سوز نوای آب آب) * حامد تجری

3157
4

تقدیم به حضرت اباالفضل العبّاس علیه السّلام  -(آسمان می‌سوزد از سوز نوای آب آب) آسمان می‌سوزد از سوز نوای آب آب
آه اگر در نینوا نم نم شود نایاب آب
حاجتِ بعد از نمازِ مادرِ بی‌شیر، شیر
چاره لب‌های خشک کودک بی‌تاب، آب
وقت بیداری که غیر از تشنگی چیزی ندید
شاید این کودک ببیند قطره‌ای در خواب آب
روی لب‌هایش هزاران نکته تاول زده
روی هر تاول نوشته "یا اولی الالباب" آب
لب: خمار و چشم: مست و مشک: جام و اشک: می
می‌شود آماده‌ی مهمانی مهتاب آب
مرد دریا دل به سمت رود راه افتاده‌است
دارد از شوق ملاقاتش دلی شاداب آب
"بیدل" و دلدار کی از هم جدا خواهند شد
"تا ابد گرداب در آب است و در گرداب آب"
اشک می‌کوشد به هر نحوی شده جاری شود
تا بریزد پشت پای او کمی ارباب آب
تشنه برگشت از شریعه آبروی آ

  • چهارشنبه
  • 28
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 12:46
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

آمد از چار طرف تیر -(آمد از چار طرف تیر چو باران سوی مشک پُر آب علمـدار) * محمدرضا سروری

1155

آمد از چار طرف تیر -(آمد از چار طرف تیر چو باران   سوی مشک پُر آب علمـدار) آمد از چار طرف تیر چو باران سوی مشک پُر آب علمـدار
یک طرف دیدة نیـزه داران سوی مشک پُر آب علمـدار
یک طرف دیدة خیس یاران سوی مشک پُر آب علمـدار
مانده چشـم همه بیقراران سوی مشک پُر آب علمـدار
******
بر فـرس جا نمـوده ابالفضل
تـرک دریـا نمـوده ابالفضل
نام طفـلانِ عطشـاِن خیمـه
زیـب لـب ها نموده ابالفضل

مانـده صـاحب لوا زیر باران
دور او حلقـه بستـه سواران
دست و بازو قلم برده دندان
مشـک آبی به امّیـد یـاران

آمد از چار طرف تیر چو باران سوی مشک پُر آب علمـدار
******
نیـزه شـد همـدمِ دیـدة او
جـای دستـان پَـر چیـدة او
نـام اصغـر رقیـه سکینــه
روی لـب هایِ خشکیـدة او

از قفایش ستم با دو شمشیر
از تن ا

  • شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 12:29
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)پراکنده تر از اکبر/چشمم از داغ علمدار جوان،تر شده است * محمود اسدی

1919
2

(غزل)پراکنده تر از اکبر/چشمم از داغ علمدار جوان،تر شده است چشمم از داغ علمدار جوان،تر شده است
بی ابالفضل،حرم بی کس و یاور شده است

آن علمدار رشیدی که غم از دل می برد
حال با قامت یک طفل برابر شده است

گر عبایی به حرم هست بیاور زینب
او پراکنده تر از قامت اکبر شده است

قسمتی از بدن درهم او را چیدم
تازه سقای حرم،چون علی اصغر شده است

زینبم بهر اسیری دگر آماده شوید
بین دشمن سخن از غارت معجر شده است

جان زهرا مکن اصرار چه دیدم،اما
با تو سر بسته بگویم که چه با سر شده است

بگمانم که سرش بر سر نی جا نشود
از تماشای سرش،خون دل مادر شده است
*******
شائق
اللهم عجل لولیک الفرج

  • یکشنبه
  • 3
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 12:12
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(نوحه)ای علمدار رشیدم * محمود اسدی

2804
8

(نوحه)ای علمدار رشیدم ای علمدار رشیدم
رفتی ازغمت خمیدم
ازغصه ات هستم اگر در پیچ و تاب
دل نگرانم برای طفل رباب
ابوفاضل ایوفاضل ابوفاضل

سقای بی دست و سرم
برخیزو رو کن در حرم
ازجا برخیز تا نشده خیمه غارت
به ناموسم بعد از تو شود جسارت
ابوفاضل ایوفاضل ابوفاضل

تا که فرقت پاشیده شد
مغز سرت هم دیده شد
ای کاش سرت رو، روی نیزه ببندن
سرت از پهلو به نی بره میخندن
ابوفاضل ابوفاضل ابوفاضل
******
شائق
اللهم عجل لولیک الفرج

  • شنبه
  • 9
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:41
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

شهادت حضرت عباس (ع) -(این جهان غیر از سرای آزمایش نیست نیست ) * علیرضا خاکساری

1280

شهادت حضرت عباس (ع) -(این جهان غیر از سرای آزمایش نیست نیست  ) این جهان غیر از سرای آزمایش نیست نیست

شعر من تیغی برنده ست و گزارش نیست نیست

غیر تیر و تیغ و نیزه بر سر احقاق حق

زیر و رو کردم ولی راه گشایش نیست نیست

مرجع تقلید من تنها حسین بن علی ست

هر که باشد کربلایی اهل خواهش نیست نیست

دست رد بر سینه ی هرچه امان نامه زنم

تشنه ی جام بلا دنبال سازش نیست نیست

بهترین الگوی من در زندگی یعنی حسین

پس در این باره نیازی به پژوهش نیست نیست

کربلا باید کفن پوشید و از دنیا برید

عرصه ی کرب و بلا جای نمایش نیست نیست

به قتال فاطمیون بی جهت صف بسته اند

شیعیان را واهمه از تیر و ترکش نیست نیست

میشود روزی شهادت نامه ام امضا شود ؟

در مفاتیح دلم جز این نیایش نیس

  • یکشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 09:52
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

زبانحال اهل بیت با حضرت عباس (ع) -(علمدار علمدار ببین ز چشم خونبار) * میثم مومنی نژاد

2147
1

زبانحال اهل بیت با حضرت عباس (ع) -(علمدار علمدار     ببین ز چشم خونبار) علمدار علمدار ببین ز چشم خونبار
سکینه نوحه خوان شد عمو خدا نگهدار

امان ز سر بزیری
شده وقت اسیری

دگر راه ندارد به خیمه خواب راحت
پس از شهادت تو شود وقت اسارت

امان ز سربزیری
شده وقت اسیری

  • یکشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 12:06
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -(علقمه ای شاهد چشم تر من) * میثم مومنی نژاد

1282
-1

شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) -(علقمه ای شاهد    چشم تر من) علقمه ای شاهد چشم تر من
کن مدارا با جسم برادر من
این که در خون طپیده
فرقش از هم دریده
خواب راحت ندیده اخا ابالفضل

نه تنی مانده از تو ای پاره بدن
نه سری تا بگیرم بر روی دامن
ای شکسته بال وپر
ای زهمه تشنه تر
زائرت گشته مادر اخا ابالفضل

یک طرف دست ویک سو افتاده علم
گریم از روز تو و از شام حرم
چشم تو را بسته تیر
تا نبینی به زنجیر
خواهرانت را اسیر اخا ابالفضل

  • یکشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 12:09
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

متن شعر محرم 98نوحه های سنتی حضرت عباس(ع) -(ای که تو ماه ام البنینی) * سید محسن حسینی

32

متن شعر محرم 98نوحه های سنتی حضرت عباس(ع) -(ای که تو ماه ام البنینی) ای که تو ماه ام البنینی
از چه پر از خون روی زمینی
مظلوم اباالفضل (4)
********
در خاک و در خون افتاده هستت
بوسه بگیرم من از دو دستت
مظلوم اباالفضل (4)
********
دیدم خسوف ماه دل آرا
علقمه دارد با تو تماشا
مظلوم اباالفضل (4)
********
کشتی مرا ای ماه مدینه
چشم انتظارت باشد سکینه
مظلوم اباالفضل (4)
********
چون ابروی تو پشتم دو تا شد
پای حرامی در خیمه وا شد
مظلوم اباالفضل (4)
********
بگشا لبت را آب آور من
بگو تو با من از مادر من
مظلوم اباالفضل (4)
********
اشک تو راه صحرا گرفته
علقمه بوی زهرا گرفته
مظلوم اباالفضل (4)
********

  • یکشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 20:46
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر حضرت یا عباس بن علی (ع) -(هرچند ساده قامت او تا نمیشد) * حسین جعفری

1485

متن شعر حضرت یا عباس بن علی (ع) -(هرچند ساده قامت او تا نمیشد) هرچند ساده قامت او تا نمیشد
اما حریف این کف و حورا نمیشد

تیر درون چشم خود را با تلاشش
میخواست بیرون آورد اما نمیشد

از شدت ضرب عمود از اسب افتاد
طوریکه دیگر از زمین هم پا نمیشد

سنگینی جسمش دلیل دیگری داشت
تیری دگر روی تن او جا نمیشد

شمشیرها وقتی به بالینش رسیدند
حتی شبیهش اکبر لیلا نمیشد

این دست و پای قطعه قطعه بر روی خاک
دیگر برای پیکرش اعضا نمیشد

آمد حسین او را ببوسد حیف حتی
یک جای سالم در تنش پیدا نمیشد

  • پنج شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

متن شعر زبانحال امام حسین از دوری حضرت ابالفضل(ع) محرم 98-(بـرادر تـا تـو را از دسـت دادم) * محمدرضا سروری

2578

متن شعر زبانحال امام حسین از دوری حضرت ابالفضل(ع) محرم 98-(بـرادر تـا تـو را از دسـت دادم) بـرادر تـا تـو را از دسـت دادم
دلـم را بـا عزایـت بَسـت دادم

غمـت را با غـم دیگـر عزیـزان
بـه آهِ سینـه ام پیـوسـت دادم

ای برادر جان از داغ هجرانت قامت شکستم وای قامت شکستم
با دوچشمی خون درکنار این نعشت نشستم بـر نعشت نشستم

نمی دانـی چگـونه با چه حـالی
به دستـانِ جدایت دسـت دادم

به چشمـانِ پُر از خونـت دوباره
دلی را کاینچنین بشکسـت دادم

شدم من بی برادر
پس از یار دلاور ندارم آب آور شدم بی یار و یاور
******
برادر جان برادر ، برادر ای برادر ای برادر ای برادر ای برادر

وفایـت در زبـانِ تشنـه دیـدم
جوابـت را به نـاز شسـت دادم

دلم گرم از وفایـت بود و جایـت
نویـدی بر گُل سـرمسـت دادم

ای برادر

  • چهارشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 18:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

متن شعر حضرت اباالفضل العباس(ع) محرم 98 -(عباس علمدارم تویی سقـای دربـارم تویی) * محمدرضا سروری

3670

متن شعر حضرت اباالفضل العباس(ع) محرم 98 -(عباس علمدارم تویی سقـای دربـارم تویی) عباس علمدارم تویی
سقـای دربـارم تویی
در کربـلا یـارم تویی
سـردارِ بر دارم تویی
******
یل پیکـارم امیر و سـردارم عباس من بیا
یار و سپه دارم ماه شب تارم عباس من بیا

عبـاس من ز نهـر علقمـه آب آور
بر جسم کودکان تشنه ام تاب آور
با عـزم خود دوباره گوهـر ناب آور

ای سـاقی دلاور آبی به خیمـه آور
آتش زده به سینه این درد غصـه آور

اصغر ز تشنگی دو دیده اش را بسته
آه رقیـه می رسـد عَمـُو پیـوسته
گشتـه سکینـه بر وفای تو وابسته

اصغر دو دیده بسته قلب رقیـه خسته
با یـاد تو سکینـه در خیمـه ها نشسته

عباس علمدارم تویی
******
یل پیکـارم امیر و سـردارم عباس من بیا
یار و سپه دارم ماه شب تارم عباس من بیا

عباس من

  • چهارشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 18:55
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رسول رشیدی راد

متن شعر تقدیم محضر مقدس و شریف و نورانی باب الحوائج بی دست کربلا حضرت عباس(س) -(از ازل یافت به نزدت همه دلها آرام.) * رسول رشیدی راد

1239
1

متن شعر تقدیم محضر مقدس و شریف و نورانی باب الحوائج بی دست کربلا  حضرت عباس(س) -(از ازل یافت به نزدت همه دلها آرام.) از ازل یافت به نزدت همه دلها آرام.
هم چو مجنون که شود در بر لیلا آرام.

چشم بر هم زدنی گریه تبسم می شد.
روی زانوی تو دردانه ی بابا آرام.

شب قدری که علی صحبت عاشورا کرد.
از حضورت شده قدری دل مولا آرام.

دور، از چشم حرامی شب عاشورا بود.
با وجود تو دل خیمه ی طاها آرام.

به خدا حرف امان نامه روا، نیست که بود.
از وفا داری تو زینب کبری آرام.

گر نداد اذن جهادت، دلش از دیدارت.
می شود در دل این غربت صحرا آرام.

گرچه طوفانی غم سینه ی سنگینت بود.
مشک بر آب زدی شد دل دریا آرام.

دل میدان ز رجز خوانی دشمن غوغاست.
پا به میدان که زدی شد تب غوغا آرام.

وقت افتادنت از اسب پریشان بودی.
ولی آخر شدی از دیدن زهر

  • پنج شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 13:41
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

نوحه های دهه ی اول محرم98(حضرت ابوالفضل ع) -(تو گلبن ام البنینی) * رضا یعقوبیان

1547
2

نوحه های دهه ی اول محرم98(حضرت ابوالفضل ع) -(تو گلبن ام البنینی) تو گلبن ام البنینی
جان امیرالمؤمنینی
فدایی قرآن و دینی
مولی ابوفاضل اباالفضل۳

ای محور آل پیمبر
نور دل زهرا و حیدر
ای شافع صحرای محشر
مولی ابوفاضل اباالفضل۳

ام البنین را نور عینی
مولی علمدار حسینی
زینت بین الحرمینی
مولی ابوفاضل اباالفضل۳

سر تا به پا شورم و احساس
بر جان رسد عطر گل یاس
افتاده ام به یاد عباس
مولی ابوفاضل اباالفضل۳

تو باب حاجات جهانی
بر عاشقان آرام جانی
عموی صاحب الزمانی
مولی ابوفاضل اباالفضل۳

اسطوره ی مهر و وفایی
تو شیر بیشه ی ولایی
سقای دشت کربلایی
مولی ابوفاضل اباالفضل۳

همسنگر شاه شهیدان
فدایی عترت و قرآن
آب آور طفلان عطشان
مولی ابوفاضل اباالفضل۳

در کربلا شوری به پا شد
زم

  • پنج شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 16:57
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(زمینه و زمزمه)سرداروسقایم میرحرم پاشو * محمود اسدی

2895
6

(زمینه و زمزمه)سرداروسقایم میرحرم پاشو سرداروسقایم میرحرم پاشو
ببین زمین خورده بی تو علم پاشو
از خاک این صحرا یاور من برخیز
تو یک تنه هستی لشکر من،برخیز

نگه کن عباسم به حال زار من
با رفتنت خورده گره به کار من
از ضربه ی آهن دیدم گل یاسم
مغز سرت ریخته رو شونه عباسم

به اشک چشمانم یه عده می خندن
بعد تو دستای زینبو می بندن
ای یاروغمخوارم پاشو علمدارم
به فکر دردانه بر سر بازارم
******
شائق
اللهم عجل لولیک الفرج

  • جمعه
  • 15
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 13:27
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

متن شعر وسبک شب تاسوعا -(السلام ای سقا ای امیر دلها ) * قاسم نعمتی

1394

متن شعر وسبک شب تاسوعا  -(السلام ای سقا     ای امیر دلها ) السلام ای سقا ای امیر دلها
سیدی به نفسی انت صاحب تاسوعا
دل در شور و زمزمه شد مادر تو فاطمه شد... وای وای وای
قبله دلها همه بر خاک در علقمه شد... وای وای وای
غریب مادر یا حسین
تا ابد علمداری تو میر و سالاری
هر بلایی می اید به جان خریداری
سردار صاحب علمی تو اقتدار حرمی... وای وای وای
با بودن تو ندارم در سینه ام درد و غمی... وای وای وای
غریب مادر یا حسین
رکن خیمه هایی تو مشگل گشایی تو
دست حیدر کرار به کربلایی تو
ای زاده ام بنین پور امیرالمومنین... وای وای وای
وقتی که شمشیر می زنی زیر پات می لرزه زمین... وای وای وای
غریب مادر یا حسین
دستت از بدن افتاد می زنم ز دل فریاد
پای جسم تو عباس حسین زپا افت

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:52
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

متن شعر و نوحه شب تاسوعا -(ستون این لشگر امیر دلهایی) * قاسم نعمتی

1511

متن شعر و نوحه شب تاسوعا  -(ستون این لشگر امیر دلهایی) ستون این لشگر امیر دلهایی
تو زاده ی حیدر عزیز زهرایی
مدد یابن امیرالمومنین
مدد ای زاده ی ام البنین
ثارالله ثارالله
همه لب تشنه تو هستی سقا
به تو دلگرمم نمایی غوغا
مدد یاعباس مدد یاعباس مدد یاعباس
اگر چه بی دستی ولی علمداری
برای من عباس همیشه تویاری
تویی پشت و پناه این خیام
روی شود کار حسین تمام
یاعباس یاعباس
مکن پشتم را تو خالی اینجا
شوم بعد از تو غریب و تنها
مدد یاعباس مدد یاعباس مدد یاعباس
میان راه من فتاده دستانت
نمانده چیزی از شکوه چشمانت
اخا ادرک اخا گفتی چرا
رسد بوی مدینه هر کجا
ببین زانو زدم بالا سرت
شده مادرم زهرا مادرت
بگو بابی حیاها چه کنم
شدم بی کس و تنها چه کنم
یا عباس یا عباس
به ق

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد